هدف: کاهش هزینه های هورمونی در برنامه Heat-synch در گاوهای شیری. طرح: تجربه میدانی. حیوانات: تعداد 144 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین پس از اتمام دوره 50 روزه انتظار پس از زایش مورد بررسی قرار گرفتند. روش: تعداد 144 رأس گاوشیری در سه گروه نیم دوز لولیبرین (40 رأس – گروه اول)‘ دوز کامل لولیبرین (45 رأس – گروه دوم ) و کنترل (59 رأس) تحت آموزش قرار گرفتند. بدین ترتیب که در روز شروع برنامه (روز صفر) همه گاوهای گروه اول و دوم به ترتیب 5/7 و 15 میکروگرم آنالوگ GnRH (لولیبرن) به صورت تزریق عضلانی دریافت نمودند. هفت روز بعد به گاوهای هر دو گروه 150 میکروگرم آنالوگ پروستاگلاندین F2a (دی کلوپروستنول) تزریق شد. 24 ساعت پس از تزریق پروستاگلاندین‘ یک میلی گرم استرادیول بنزوات به تمام گاوها تزریق گردید. بعد از تزریق استرادیول‘ به مدت 48 ساعت گاوها تحت نظر قرار گرفتند و پس از مشاهدات فحلی ایستا‘ تلقیح مصنوعی شدند‘ تعداد اندکی از گاوها که در این فاصله (48 ساعت) فحل نیامدند‘ رأس 48 ساعت پس از تزریق استرادیول بدون توجه به فحل یا فحل نبودن آنها و به صورت از پیش تعیین شده‘ تلقیح مصنوعی گردیدند. تعداد 59 رأس گاوشیری در گروه سوم (گروه کنترل)‘ بدون آنکه هیچگونه درمانی دریافت دارند‘ پس از آنکه به صورت طبیعی فحل آمدند تلقیح مصنوعی شدند. 24 روز پس از تلقیح مصنوعی‘ آبستنی گاوها با روش توشه رکتال مشخص گردید. تجزیه و تحلیل آماری: آزمون آنالیزواریانس یکطرفه و مربع کای. نتایج: تعداد روزهای باز در گروههای آزمایشی اول‘ دوم و سوم به ترتیب 79/7±7/104‘ 24/6±106و 33/2±86/111 روز محاسبه گردید که پس از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه تفاوت معنی داری را نشان نداد. (05/0> P). نرخ آبستنی بین گروههای آزمایش پس از دریافت تلقیح اول‘ دوم و سوم با روش آماری مربع کای با هم مقایسه گردید که تفاوت معنی داری با هم نداشتند (05/0> P). نرخ آبستنی در مجموع سه سرویس تلقیح مصنوعی برای هر سه گروه آزمایشی (گروه اول 5/67 درصد‘ گروه دوم 9/68 درصد و گروه سوم 82/66 درصد) مشابه بود و از نظر آماری تفاوت معنی داری با هم نداشتند (05/0> P). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که کاهش دوزآنالوگ GnRH از 15 میکروگرم به 5/7 میکروگرم لولیبرین در برنامه Heat-sych یا فحلی یابی متراکم 48 ساعته بر روی تعداد روزهای باز و نرخ آبستن تأثیر منفی نداشته و می توان از آن جهت کاهش هزینه های حاصل از این برنامه استفاده نمود که این امر موجب می شود تا هزینه های تمام شده این برنامه حدودا 30 درصد (2400 ریال) به ازای هر رأس گاوکاهش یابد.
هدف : آشنایی با تغییرات احتمالی در طول دوره فحلی (مرحله فولیکولی با مرحله حضور جسم زرد) که ممکن است پس از تزریق ترکیبات ضد التهاب استروئیدی مشاهده شود. طرح : آزمون کلینیکی حیوانات : دوازده راس تلیسه هلشتاین در سن متوسط 16 ماه و متوسط وزن 340 کیروگرم. روش : با دو تزریق پروستاگلندین طبیعی به فاصله 14 روز دوره فحلی دامها همزمان شد و به 6 راس از تلیسهها از روز 13 تا 17 دوره فحلی روزانه 2 بار دگزامتازون (4 میلیگرم کولوازون، نوربروک، انگلستان، داخل عضله) تزریق شد و در روزهای 13 و 21 میزان پروژسترون سرم حاصل از سینوس و رید زیردمی برسی شد و وجود جسم زرد از طریق آزمایش راست روده از روز 13 تا 21 بررسی شد و تمام دامها از نظر بروز علائم فحلی تحت کنترل قرار گرفتند (گروه آزمایش) به 6 راس تلیسه دیگر از روز 13 تا 17 دوره فحلی روزانه دو بار، آب مقطر 4 میلیلیتر، داخل عضله) تزریق شد و آزمایش پروژسترون سرم و حضور جسم زرد و علائم فحلی مانند گروه قبل انجام شد (کنترل). تجزیه و تحلیل آماری : اختلاف مقدار پروژسترون سرم در روزهای 13 با 21 توسط آزمون استیودنت t- و اختلاف تعداد دامهایی که چشم زرد آنها در روز 21 سیکل استروس تحلیل رفته توسط آزمون دو طرفه فیشر مقایسه شد. نتایج : در 4 راس از دامهای تحت درمان با دگزامتازن (6/66 درصد) جسم زرد به موقع تحلیل رفت (پروژسترون سرم کمتر از 5/0 نانوگرم در میلیلیتر سرم) و در روز 21 دوره فحلی علائم مشاهده شد تنها در 2 راس از دامهای گروه آزمایش (3/33 درصد) جسم زرد در روز 21 دوره فحلی باقی ماند و پروژسترون سرم بیشتر از 1 نانوگرم در میلیلیتر سرم بود در حالیکه جسم زرد در 6 راس تلیسه گروه کنترل (100 درصد) به موقع تحلیل رفت و علائح فحلی در روز 21 فحلی مشاهده شد. فعالیت جسم زرد در یک راس از دامهای گروه آزمایش تا روز 27 و در یک راس تا روز 34 باقی مادند. مقایسه اختلاف میزان پروژسترون سرم در روزهای 13 یا 21 در گروه کنترل و آزمایش اختلاف معنیداری را نشان نداد. نتیجهگیری : دگزامتازون اثر معنیداری در بروز استروس، تحلیل رفتن به موقع جسم زرد دورهای و یا فعالیت آن را نشان نداد.
هدف : ارزیابی میزان تاثیر یک برنامه کنترل ورم پستان بر برخی شاخصهای بهداشتی پستانها و کیفیت شیر گله. طرح : تجربه میدانی. حیوانات : یک گله بزرگ نژاد هلشتاین با میانگین 1150 راس گاو شیری. روش : ارزیابی وضعیت بهداشتی پستانها با استفاده از CMT و اخذ نمونه شیر به منظور کشت باکتریولوژی از 34/19 درصد گله دوشا، اجرای یک برنامه کنترل ورم پستان شامل درمان ضربتی استرپتوکوکوس آگالاکتیه، ضد عفونی سرپستانها پس از دوشش به روش اسپری با استفاده از محلول 5/2 درصد پاویدون آیوداین همراه با 5 درصد گلیسیرین، درمان ترکیبی گاوهای خشک، درمان عمومی تلیسههای آبستن سنگین، مدیریت بهداشتی بستر، شناسایی سریعتر و ثبت دقیقتر موارد بالینی و پایش مداوم وضعیت بهداشتی پستانها و کیفیت شیر به روش تجزیه و تحلیل نمونه شیر مخزن کل و ارزیابی مجدد وضعیت بهداشتی پستانها با استفاده از CMT و اخذ نمونه شیر از 2/13 درصد گله دوشا. تجزیه و تحلیل آماری : آزمون مربع کای، آزمون آنالیز واریانس یکطرفه، محاسبه ضریب همبستگی و آزمون فیشر. نتایج : در انتهای دوره مطالعه نسبت به ابتدای آن، کاهش معنیدار در میزان شیوع و بروز ورم پستان بالینی، فراوانی نسبی کارتیههای CMT مثبت و فراوانی نسبی نمونههایی که از آنها استرپتوکوکوس آگالاکتیه، استافیلوکوکوس اورئوس و کلیفرمها (Coliforms) جدا شدند و افزایش معنیدار در فراوانی نسبی نمونههایی که از آنها کوریته باکتریوم بوویس جدا شد و نیز در مورد نمونههایی که از آنها باکتری پاتوژن جدا نگردید مشاهده شد. در ارتباط با وقوع موارد بالینی ورم پستان، کاهش معنیدار در سهم استرپتوکوکوس آگالاکتیه و استافیلکوکوس اورئوس در برابر افزایش معنیدار در سهم استرپتوکوکهای محیطی، کورینه باکتریوم بوویس و موارد عدم جداسازی باکتری پاتوژن، در ارتباط با تجزیه و تحلیل نمونه شیر مخزن کل، ابتدا کاهش و سپس افزایش معنیدار در تعداد سلولهای سوماتیک شیر مخزن کل گله (با میانگین cells/ml 225080) کاهش معنیدار تنها در ابتدای دوره در Staph count (با میانگین cells/ml 2726) و عدم وجود تغییرات معنیدار در Strep count , coli count , TBC (به ترتیب با میانگینهای cells/ml 56966، 17131 و 9948) در 76 درصد از نمونههای هفتگی اخذ شده از مخزن کل، استرپتوکوکوس اگالاکتیه و استافیلوکوکوس اورئوس یافت نشدند. همچنین عدم وجود همبستگی بین مجموع تراکم این دو باکتری و سطح تعداد سلولهای سوماتیک شیر مخزن کل گله نشان داده شد. نتیجهگیری : نتایج آماری این مطالعه، موفقیت برنامه کنترلی پیشنهاد شده را در کاهش میزان شیوع و بروز ورم پستان (تحت بالینی و بالینی) در این گله نشان میدهد.
هدف : بررسی احتمال باقی ماندن توان لوتئولیتیک داروی PGF2در دامهای تحت درمان با دگزامتازون . طرح : آزمون کلینیکی ( درمان گروه جایگزین ) دام : هفده رأس تلیسه هولشتاین در سن 15 تا 17 ماهگی و متوسط وزن 340 کیلوگرم . دارو: 1- دگزامتازون ( 15 میلیگرم ، کولوازون ، نوربروک ، انگستان ، داخل عضله )، 2- PGF2 (25 میلیگرم ، لوتالایز ، اپجان ، آمریکا ، داخل عضله ). روش: نخست تعداد دامهایی که با تزریق PGF2 در روز 9 فحلی نشان دادند برآورد گردید ( گروه آزمایش ). برای اطمینان از وقوع لوتئولیز از بررسی پروژسترون سرم قبل ( روز 8 ) و پس ( روز 13) از تزریق PGF2 و مشاهده فحلی در دامها و بررسی جسم زرد از طریق توش رکتال استفاده شد. تجزیه و تحلیل زرد در تمام 17 رأس دام گروه کنترل پس از تزریق PGF2 تحلیل رفت ولی در 6 رأس از 17 رأس گاو گروه آزمایش فعال باقی ماند ( 3/35 درصد ) ، تزریق دگزامتازون 24 ساعت قبل از تزریق مقادیر لوتئولیک PGF2 به طور معناداری از ایجاد لوتئولیز جلوگیری کرد ( 05/0 < P). نتیجه گیری : به نظر می رسد توان لوتئولتیک PGF2 که در مواردی مانند همزمانی فحلی یا درمان عفونتهای رحمی مورد نیاز است در دامهای تحت درمان با داروی ضد التهاب استروئیدی دگزامتازون مکن است مختل گردد.
اطلاعات مربوط به 147 راس گاو مبتلا به پارگیهای درجه سه رکتوواژینا، پنوموواژینا، اوروواژینا و فیستول رکتوواژینا که در اینجا کلا تحت عنوان جراحات رکتوواژینا نامیده شده اند در یک گاوداری شیری دارای 1420 راس گاو شیری بین سالهای 1372 تا 1375 مورد بررسی قرار گرفت و مشخصات هر عارضه و نتایج باروری پس از درمان مشخص شد. از این تعداد 97 مورد ( 66 درصد ) آن مربوط به زایش اول بودند و 81 مورد ( 1/55 درصد ) مبتلا به پنوموواژینا، 27 مورد ( 4/18 درصد ) مبتلا به پارگی درجه سه رکتوواژینا، 5 مورد ( 4/3 درصد ) مبتلا به فیستول رکتوواژینا، 22 مورد ( 15 درصد ) مبتلا به اوروواژینا و 12 مورد ( 2/8 درصد ) مبتلا به ترکیبی از دو یا سه عارضه بودند.تعداد 13 راس گاو در زایمان بعدی مجددا دچار همان عارضه شدند و 5 راس جراحاتی از انواع دیگر نشان دادند. این چهار عارضه همره با واژینیت، سرویسیت بوده و متعاقب آنها عوارضی مانند اندومتریت، متریت و گاهی چسبندگی تخمدان مشاهده شد که مسبب کاهش باروری هستند. از تعداد147 راس گاو جراحت دیده 87 مورد مربوط به زایش اول که فاقد جفت ماندگی بودند برای انجام مطالعه شدند. از این 87 مورد 73 مورد تحت عمل جراحی قرار گرفتند که 61 مورد آن ( 6/83 درصد ) آبستن شدند. از تعداد 14 مورد جراحی نشده نیز 11 مورد ( 6/78 درصد ) آبستن شدند. در گاوهای عمل شده ای که در جراحی آنان تاخیر شده بود درصد آبستنی کاهش یافت به طوری که در روزهای 1 تا 45، 46 تا 90، 91 تا 120 و بهد از 121 پس از زایش به ترتیب 5/85، 4/82، 75 و 7/73 درصد آبستنی مشاهده شد. این مطالعه نشان داد که جراحات رکتوواژینا بر روی باروری گاو تاثیر منفی می گذارند به طوری که در مقایسه گاوهای جراحت دیده و گاوهای جراحت ندیده، فاصله زایش تا اولین تلقیح، Days open و فاصله دو زایش در گاوهای جراحت دیده افزایش یافت ( 05/0 > P ) و تعداد تلقیح به ازای آبستنی و میزان حذف در این گاوها افزایش و میزان آبستنی کاهش یافت. در این مطالعه تجزیه و تحلیلها در زایش اول انجام شد. انجام جراحی بخصوص قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش بهتر از انجام ندادن جراحی بود به طوری که در گاوهایی که قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش جراحی شده بودند در مقایسه با گاوهایی که بعد از روز چهل و پنجم جراحی شده بودند، فاصله زایمان تا اولین تلقیح ( 7/99 در مقابل 8/142 روز ) و فاصله دو زایش ( 428 در مقابل 9/495 روز ) کمتر بود ( 05/0 > P ) و تعداد تلقیح به ازای آبستنی ( 06/3 در مقابل 27/3 تلقیح )، میزان آبستنی ( 7/32 در مقابل 6/30 درصد ) و درصد حذف ( 15 در مقابل 17 درصد ) بهتر بود. گاوهای جراحی شده قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش در مقایسه با گاوهای جراحی نشده میزان آبستننی ( 7/32 در مقابل 6/30 درصد )، تعداد تلقیح به ازای آبستنی ( 06/3 در مقابل 27/3 تلقیح ) و میزان حذف ( 15 در مقابل 4/21 درصد ) بهتری داشتند. در مجموع گاوهای جراحی شده در مقایسه با گاوهای جراحی نشده Days open ( 6/228 در مقابل 5/164 روز )، فاصله زایش تا اولین تلقیح ( 1/131 در مقابل 4/93 روز ) و فصله دو زایش ( 8/476 در مقابل 9/407 روز ) بیشتری داشتند که علت آن احتمالا تاخیر در زمان جراحی بود ولی تعداد تلقیح به ازای آبستنی ( 20/3 در مقابل 27/3 تلقیح ) و میزان آبستنی ( 3/31 در مقابل 6/30 درصد ) و میزان حذف ( 4/16 در مقابل 4/21 درصد ) گروه جراحی شده بهتر بود. اختلافات تولید شیر 305 روز نیز در گروه جراحی شده و جراحی نشده و گروه نرمال معنی دار نبود. نتیجه اینکه به منظور پیشگیری از بروز زیانهای ناشی از جراحات رکتوواژینا در گله های شیری در مرحله اول، پیشگری از بروز این جراحات و در مرحله بعد انجام جراحی به موقع ( ترجیحا قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش ) به عنوان راه حل اقتصادی پیشنهاد می شود، زیرا در صورت تاخیر در عمل جراحی یا عدم انجام عمل جراحی باروری دام به طور چشمیگیری کاهش می یابد.
هدف : مطرح بودن باکتری هموفیلوس سومنوس در دامهایی که مشکل تولید مثلی و باروری دارند و نیز این نکته که باکتری مزبور علاوه بر دامهای بیماری، در دامهای آبستن و غیر آبستن سالم وجود دارد هدف این مطالعه میباشد. طرح : مطالعه آینده نگر. حیوانات: 226 راس گاو شیری نژاد هلشتاین. روش : 226 راس گاو شیری نژاد هلشتاین از نظر آلودگی دستگاه تولید مثلی به باکتری هموفیلوس سومنوس مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه باکتریایی از دستگاه تولید مثلی (رحم، سرویسکی و واژن) 103 راس دام مبتلا به انواع اختلالات تولید مثلی، 66 راس دام سالم آبستن (سرویکس و واژن) و 57 راس دام سالم غیر آبستن (رحم، سرویکس و واژن) تهیه گردید. تجزیه و تحلیل آماری: آزمون مربع کای. نتایج : در گروههای دامهای بیمار، شاهد آبستن و شاهد غیر آبستن به ترتیب: از 6 راس (83/5 درصد)، یک راس (52/1 درصد) و 10 راس (5/17 درصد) باکتری هموفیلوس سومنوس جدا گردید. در گروه دامهای بیمار، رحم بیشترین آلودگی (88/3 درصد) را به خود اختصاص داده است. در حالی که در گروه شاهد غیر آبستن ، بالاترین (28/12 درصد) میزان آلودگی متعلق به بافت واژچن بود. در مورد آلودگی بافت واژن ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P
مطالعه ای مقدماتی به منظور ارزیابی تأثیر سه دوز مختلف FSH بر میزان پاسخ تخمدانهای گاومیش به سوپراوولاسیون در مرکز پرورش و اصلاح نژاد گاومیش بعد از معاینه دستگاه تناسلی به عنوان دامهای دهنده انتخاب شد و به سه گروه 6 رأسی تقسیم شدند . استروس گاومیشها در هر سه گروه با دو تزریق هورمون PGF2 با فاصله 12 روز همزمان شد . در روز 12-9 سیکل استروس تزریق FSH آغاز گردید . دوز FSH در گروه اول mg 300 ، در گروه دوم mg 400 و در گروه سوم mg 400 و در گروه سوم mg 500 بود. تزریق FSH در 8 دوز مساوی با فاصله 12 ساعت انجام گرفت . همزمان با پنجمین و ششمین تزریق FSH ، دو دوز PGF2 به دامهای دهنده تزریق شد . تمامی گاومیشهای دهنده بعد از مشاهده علائم فحلی و به روش غیر جراحی صورت گرفت . قبل از جمع آوری جنینها ، تعداد اجسام زرد و فولیکولهای تخمک گذاری نکرده ، از طریق ملامسه رکتال تخمدانها تعیین شد. بیشترین میزان پاسخ تخمدانها ازنظر مجموع اجسام زرد و فولیکولهای تخمک گذاری نکرده در گروه سوم ( 65/0 ? 83/5 ) مشاهده شد ولی بیشترین میزان تخمک گذاری ( تعداد اجسام زرد ) متعلق به گروه دوم ( 81/0 ? 5/4 ) بود. از نظر مجموع جنینها و تخمکهای غیر بارور بیشترین تعداد در گروه دوم ( 52/1 ? 3 ) و کمترین تعداد مربوط به گروه سوم ( 71/0 ? 1 ) بود. در مجموع 27 رویان و تخمک جمع آوری گردید که 17 عدد آنها بارور بودند . از رویانهای جمع آوری شده ، 3/82 درصد در مرحله مورلا ، 9/5 درصد در مرحله بلاستوسیست اولیه و 8/11 درصد در مرحله بلاستوسیست بودند . بر اساس نتایج به دست آمده ، بهترین پاسخ سوپراوولاسیون در گروهی مشاهده شد که mg 400 FSH دریافت کرده بودند. با این وجود بین سه دوز استفاده شده اختلافی از نظر آماری وجود نداشت .
تحقیقی برای پی بردن به وضعیت دستگاه تناسلی مادیانهای آمیخته ترکمن و تعیین مزایا ومعاینه آندوسکوپی و بیوپسی آندومتر رحمی با توجه به شرایط اسبداریهای ایران انجام گرفت طی مدت یکسال رحم 21 راس مادیان با توانایی باروری با سابقه یا بدون سابقه زایمان قبلی در فصل استراحت جنسی (اواسط مهر تا اواسط بهمن )و فصل تولید مثل (اواسط فروردین تا اواسط شهریور ) آزمایش و نمونه گیری شد مادیانها در دامنه سنی 2 تا 13 سال بودند و وضعیت دستگاه تناسلی میزان باروری آنها از روی سابقه آزمایش رکتال کشت باکتریایی بیوپسی و سیتولوژی از آندومتریوم مشخص شد مراحل مختلف سیکل استروس با فحلی یابی روزانه توسط نریان و آزمایش رکتال مشخص می شد و سپس با تشخیص مراحل مختلف سیکل استروس از روی یافته های آندوسکوپیک و هیستولوژیک مقایسه می شد کشت باکتریایی در آزمایشگاه به دو صورت هوازی و نیمه هوازی انجام گرفت از 21 راس مادیان مورد مطالعه 12 مورد در استروس و 9 مورد در دی استروس بودند از 21 نمونه بیوپسی مورد بررسی سه مورد در GRADE I و 18 مورد در GRADE II بر اساس جدول طبقه بندی GOIG وkenney (1986) قرار گرفتند همخوانی بین تشخیص مراحل مختلف سیکل استروس در روش بیوپسی با روش تلفیق فحلی یابی آزمایش رکتال در حدود 71 درصد بود بین تعیین مراحل مختلف سیکل استروس با استفاده از روش بیوپسی و روش تلفیق فحلی یابی آزمایش رکتال اختلاف معنی داری وجود داشت ضریب کاپا برای روش بیوپسی 47 درصد به دست آمد در نمونه های بیوپسی شده شش مورد علیرغم اینکه در استروس بودند دی استروس تشخیص داده شدند و تمامی آنها مربوط به مادیانهای بالای 9 سال بود از آنجایی که فیبروز بافتی از نتایج اجتناب ناپذیر افزایش سن است به نظر می رسد تشخیص مرحله سیکل استروس از روی نمونه های بیوپسی به خصوص در مادیانهای بالای 9 سال باید با احتیاط بیشتری انجام شود همخوانی بین تشخیص دو مرحله استروس و دی استروس در روش اندوسکوپی با روش تلفیق فحلی یابی –آزمایش رکتال در حدود 81 درصد به دست آمد اختلاف بین تعیین مراحل ذکر شده با استفاده از روش هیستروسکوپی و روش تلفیق فحلی یابی –آزمایش رکتال اختلاف معنی داری وجود نداشت ضریب کاپا برای روش هیستروسکوپی 6 درصد به دست آمد که برای پذیرش آزمایش قابل قبول می باشد درکشت هوازی آندمتریوم مادیانهای سیکلیک استرپتوکوک استافیلوکوک الکالیژنز و اشریشیاکلی جدا شد در مورد کشت نیمه هوازی درمجاورت دی اکسید کربن در محیط چارکول آگار باکتری جدا نشد نتیجه اینکه آندوسکوپی آندومتر رحمی مادیان در شرایط کشورمان علیرغم گران بودن دستگاه روشی بسیار مفید در تعیین تغییرات مختلف آندومتر بوده و مادیانها به راحتی آنرا تحمل می کنند در مطالعه انجام شده معلوم شد که مرحله دی استروس برای انجام آن مناسبتر بوده و در صورتی که شرایط دقیق بهداشتی و ضدعفونی رعایت شده و متعاقب انجام از پروستاگلاندین f2a استفاده شود خطر عفونت رحمی وجود نداشته و میزان باروری دام به مخاطره نمی افتد به علاوه چنین به نظر می رسد که تغییرات ماکروسکوپیک دستگاه تناسلی مادیان نسبت به تغییرات میکروسکوپیک آن در ارتباط با تشخیص مراحل مختلف سیکل استروس از اعتبار بیشتری برخوردار است .
نا باروری و سقط جنین حاصله از کمپیلوباکتر فتوس زیر گونه ونریالیس سالهاست که گاوداریهای حومه تهران را با خسارات اقتصادی فراوان مواجه ساخته است لیکن اهمیت اقتصادی این خسارات از نظرها پوشیده مانده است. در دامپروری هائی که برای باروری کردن گاوان ماده از گاونر استفاده می کنند. بیماری بسیار شایع بوده و عامل بیماری از جنین های سقط شده‘ موکوس واژینال گاوها و تلیسه ها و غلاف آلت تناسلی گاوان نر جدا و توسط کشت در محیط های مخصوص و آزمایشهای افتراقی طبقه بندی می شود. نا باروری و سقط جنین حاصله از این بیماری در یکی از گاوداری های اطراف تهران مورد مطالعه قرار گرفت. این گله داری 184 راس گاو شیری نژاد هلشتاین بود که طی مدت یکسال (از دی ماه 1366 تا شهریور ماه 1367) نوزده راس از آنها سقط جنین بین 5/3 ماهه و یا دفع فتوس مرده هنگام زایش داشتند (3/10 درصد) و شدت آن در شهریور 1367 چشمگیر بود ( 6راس). میانگین روزهای غیر آبستنی گاوهای گله 141 روز بود که حاکی از وجود اختلالات تناسلی بصورت ناباروری در گله بود. درصد بالائی از این اختلالات تناسلی مربوط به برگشت مکرر به استروس بود (6/37 درصد) و سایر اختلالات تناسلی از قبیل آندومتریت و کیست های تخمدانی نیز درصد چشمگیری را بخود اختصاص داده بودند. با حذف گاوان نر گله و برقراری تلقیح مصنوعی 43 راس از گاوان مبتلا با اولین یا دومین تلقیح آبستن شدند و سقط جنین قطع شد.
سنجش میزان پروژسترون سرم خون و شیر یکی از جدیدترین تکنیک های تشخیصی برای تشخیص استروس،عدم آبستنی و بعضی اختلالات هورمونی دستگاه تناسلی در گاو است. هدف از این پژوهش ارزیابی روش ELISA در تشخیص آبستنی و عدم آبستنی در گاو و نیز مقایسه دقت آزمایش در مورد سرم خون و شیر بود. تعداد 55 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین که در روزهای 19 الی 24 پس از تلقیح مصنوعی قرار داشتند انتخاب و نمونه های شیر و سرم خون آنها آزمایش گردید. دقت و صحت آزمایش با روش ملامسه رکتال در روز 45 پس از تلقیح مورد ارزیابی قرار گرفت. در مقایسه با روش رکتال دقت تشخیص آبستنی وعدم آبستنی بترتیب 5/62% و 100% برای نمونه سرم خون و 85% و 100% برای نمونه شیر بود. بعبارت دیگر تشخیص عدم آبستنی بروش فوق در مورد شیر و سرم خون مشابه بوده ومیتوان در کارهای بالینی از آن بهره جست. در مورد تشخیص آبستنی،دقت آزمایش در مورد نمونه های شیر بیشتر از سرم خون بود و بنابراین توصیه میشود تنها در مورد تلیسه ها از نمونه سرم خون استفاده گردد. در رابطه با انتخاب بهترین روز نمونه گیری بیست و دومین روز پس از تلقیح با صحت صد در صد محاسبه شد. نتیجه اینکه در تشخیص سریع و بموقع گاوهای غیرآبستن و تصمیم گیری در انجام تلقیح مجدد و یا درمان آنها، روش الیزا نسبت به روش رکتال از نظر اقتصادی ارجح می باشد. این روش نسبت به تشخیص عدم آبستنی به روش RIA نیز جهت ارزانی و بی خطر بودن ارجحیت دارد .
بمنظور مطالعه تاثیر برنامه های کنترل و پیشگیری روی اورام پستان واگیردار، در شرایط دامپروریهای حومه تهران، گله ای شامل 680 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین که مبتلا به ورم پستان استافیلوکوکی شده بود طی 3 سال متوالی از سال 1366 تا سال 1368 توسط برنامه ای اقتباس شده از انستیتوی ملی تحقیقات لبنی در انگلستان(N.I.R.D) تحت آزمایش قرار گرفت. درمان گاوان با پمادهای خشکی مخصوص،ضدعفونی سرپستانها پس از دوشش و آزمایش های مکرر غربالگری (GMT)2) طی این سالها ونمونه گیری باکتریولوژیک بصورت تصادفی از کارتیه های دارای واکنش GMT درجه 3 از جمله اعمالی بود که انجام شد. میانگین تولید شیر روزانه گاوان نیز محاسبه شد تا اجرای برنامه از نظر اقتصادی مورد ارزیابی قرار گیرد. میزان کارتیه های عفونی قبل از شروع اجرای برنامه 76/23 درصد بود که پس از یکسال تا 27/12 درصد بعد از دو سال تا 86/9 درصد کاهش پیدا کرد . درصد کارتیه های دارای GMT درجه یک بسیار پایین بود و در طی 3 سال بررسی اختلاف معنی داری را نشان نداد ولی درصد کارتیه های دارای واکنش بعد از یکسال درجه 2 و 3 بطور معنی داری کاهش یافته بود (0005/0(P< ، بطوریکه بعد از یکسال اجرای برنامه 7/54% و پس از دو سال 8/73% کاهش را نشان داد. در این بررسی تعداد گاوان مبتلا به ورم پستان تحت بالینی نیز از نظر آماری معنی دار بود(0005/0(P< . در مورد گاوان مبتلا به ورم پستان بالینی نیز کاهش تعداد آنها چشمگیر بود (025/0