جهت بررسی تأثیر بقایای کود سبز و منابع مختلف کودی بر صفات فیزیولوژیک، عملکرد بیولوژیک و درصد روغن دانه گیاه کتان در شرایط تنش خشکی، آزمایشی بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ارومیه در دو سال زراعی 1396 و 1397 اجرا گردید. فاکتورهای آزمایشی شامل کود سبز در دو سطح بدون کود سبز و شبدر قرمز، منابع مختلف کودی بیولوژیک در چهار سطح شاهد (عدم مصرف کود)، مایکوریزا، ورمیکمپوست و مایکوریزا+ ورمیکمپوست در شرایط آبیاری کامل و قطع آبیاری در مرحله گلدهی بررسی شد. نتایج تجزیه مرکب نشان داد که سال اثر معنیدار بر صفات کلروفیل a، درصد کلونیزاسیون، درصد نیتروژن و فسفر دانه، عملکرد بیولوژیک و درصد روغن دانه داشت. تیمار قطع آبیاری سبب کاهش تمامی صفات بهجز پرولین و کربوهیدرات محلول شد. کود سبز، مایکوریزا و ورمیکمپوست سبب افزایش معنیدار صفات موردمطالعه در هر دو سطح آبیاری شدند بهجز نیتروژن دانه که کود سبز بر آن تأثیری نداشت. تیمار تلفیقی مایکوریزا+ ورمیکمپوست نسبت به کاربرد جداگانه هر یک از آنها منجر به افزایش 98/68 درصد و 34/61 درصدی عملکرد بیولوژیک و 18/11 درصد و 5/4 درصدی روغن دانه نسبت به تیمار شاهد بهترتیب در تیمار آبیاری کامل و قطع آبیاری شد. در نهایت کاربرد مایکوریزا و ورمیکمپوست پس از کود سبز سبب بهبود شاخصهای کمی و کیفی کتان در تیمار قطع آبیاری در مرحله گلدهی شد.
چکیده اهداف:عناصر ضروری موجود در کودهای دامی در سطوح کافی برای تکمیل چرخه رشد گیاهان مورد نیاز بوده و تأثیر مهمی بر بهبود عملکرد کمی و کیفی گیاهان دارویی دارد بدین ترتیب، این مطالعه به منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف آبیاری و کود دامی بر خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه دارویی کاسنی انجام شد. موادوروشها: این پژوهش در سال زراعی 1397 در مزرعة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه ارومیه انجام شد. در این تحقیق اثر دو عامل، مقادیر مختلف کود دامی و سطوح رطوبتی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایة بلوک کامل تصادفی در سه تکرار بررسی شد. فاکتورهای آزمایش شامل: سطوح رطوبتی در سه سطح 50، 70 و 90 در صد رطوبت ظرفیت مزرعهای کود دامی در چهار سطح صفر، 10، 20 و 30 تن در هکتار کود دامی بود. یافته ها:نتایج نشان دادند که با تاخیر در آبیاری محتوای رنگیزههای فتوسنتزی و درصد ظرفیت آنتی اکسیدانی ترکیبات در توانایی به مهار رادیکال آزاد به طور معنیداری کاهش یافت. در حالی که بیشترین میزان مالوندیآلدئید و هیدروژن پراکسید در شرایط تنش شدید بدست آمد. مقادیر مصرفی 30 تن در هکتار کود دامی در مقایسه با شاهد، میزان کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل و کاروتنوئید را افزایش داد. محتوای فنل کل، فلاونوئید، فسفر و پتاسیم به ترتیب منجر به افزایش 39، 29، 25 و 27 درصد در شرایط آبیاری مطلوب و 28، 25، 16 و 23 درصد در شرایط تنش متوسط و 22، 18، 14 و 20 درصد در شرایط تنش شدید در اثر مصرف 30 تن در هکتار کود دامی در مقایسه با تیمار شاهد شد. حداکثر درصد پروتئین (66/19 درصد)، عملکرد بیوماس (83/2506 کیلو گرم در هکتار) و عملکرد پروتئین (04/493 کیلو گرم در هکتار) در تیمار مصرفی 30 تن در هکتار کود دامی تحت شرایط آبیـاری مطلوب بدست آمد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش چنین استنباط میگردد که در شرایط کم آبیاری کاربرد کودهای دامی باعث بهبود و پایداری عملکرد گیاه دارویی کاسنی می شود.
چکیده بهمنظور ارزیابی برخی ویژگیهای زراعی و کیفی علوفه در کشت مخلوط تریتیکاله با لگومهای یکساله، در سال زراعی 95-1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه، آزمایشی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با پنج تیمار و سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل کشت خالص تریتیکاله، کشت مخلوط جایگزینی تریتیکاله با چند لگوم علوفهای یکساله شامل باقلا، نخود فرنگی، ماشک گلخوشهای و گاودانه با نسبت 1:1 بود. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد دانه تریتیکاله از کشت خالص و کمترین عملکرد دانه از کشت مخلوط تریتیکاله با ماشک گلخوشهای حاصل شد. همچنین بالاترین عملکرد علوفه تریتیکاله در کشت خالص مشاهده شد. الگوی کشت بر جذب عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم اثر معنیداری داشت.میزان جذب نیتروژن، پتاسیم، کلسیم و منیزیم در ماشک در کشت مخلوط با تریتیکاله در مقایسه با سایر لگومها بالاتر بود. بیشترین میزان جذب فسفر مربوط به تریتیکاله در کشت مخلوط با نخود فرنگی بود. کشت مخلوط تریتیکاله با لگومها منجر به کاهش درصد NDF و ADF، افزایش درصد پروتئین خام و درصد خاکستر و همچنین افزایش قابلیت هضم ماده خشک علوفه تریتیکاله، در مقایسه با کشت خالص آن شد. بنابراین، با توجه به پایینتر بودن NDF و ADF علوفه تریتیکاله در الگوهای کشت مخلوط، میتوان چنین گفت که کشت مخلوط در مقایسه با کشت خالص تریتیکاله، از طریق کاهش NDF و ADF کیفیت علوفه را بهبود بخشید. در بین لگوهای یکساله، نخود فرنگی در کشت مخلوط با تریتیکاله، بیشترین درصد پروتئین خام و خاکستر و کمترین درصد NDF و ADF را دارا بود. از آنجایی که بین کشت خالص تریتیکاله با کشت مخلوط تریتیکاله با نخود فرنگی از نظر عملکرد دانه اختلاف معنیداری وجود نداشت. همچنین، تریتیکاله در کشت مخلوط با نخود فرنگی از کیفیت بالای علوفه برخودار بود، بنابر این، به عنوان تیمار برتر در راستای اهداف کشاورزی پایدار برای تولید معرفی میگردد.
اثر کودهای زیستی بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دارویی رازیانه (Foeniculum vulgare Mill) در آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و 12 تیمار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه در سال زراعی 95-1394 مطالعه شد. فاکتور اول سه توده رازیانه (ارومیه، همدان و آلمان) و فاکتور دوم چهار نوع کود زیستی شامل کود زیستی کامل (ازتو بارور 1، فسفر بارور 2 و پتابارور 2)، قارچ میکوریزا (گلوموس اینترارادایسز)، تلفیق کود زیستی کامل + قارچ میکوریزا و عدم مصرف کود (شاهد) را شامل میشدند. نتایج نشان داد که کاربرد کودهای زیستی منجر به افزایش معنیدار اجزای عملکرد و عملکرد دانه گردید و در این میان تیمار تلفیقی کود زیستی کامل+ قارچ میکوریزا نسبت به تیمارهای مصرف جداگانه بیشترین تاثیر را در افزایش صفات مورد مطالعه داشتند. بیشترین عملکرد بیولوژیک (38/520 گرم در متر مربع) و عملکرد دانه (68/146 گرم در متر مربع) در تیمار تلفیقی کود زیستی کامل+ قارچ میکوریزا مشاهده شد. عملکرد دانه توده آلمان (39/142 گرم در متر مربع) نسبت به دو توده همدان و ارومیه بالاتر بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که استفاده از کودهای زیستی اثر معنی داری در بهبود عملکرد و اجزای عملکرد رازیانه داشت.
بهمنظور ارزیابی الگوی توزیع مواد فتوسنتزی به دانة ژنوتیپهای گندم در شرایط تنش خشکی آخر فصل، یازده لاین امیدبخش گندم زمستانه بههمراه ارقام’اروم‘،’زارع‘،’میهن‘،’پیشگام‘و’زرین‘ در دو سطح آبیاری (آبیاری کامل و قطع آبیاری از مرحلة گلدهی) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی میاندوآب در دو سال زراعی 93-1392 و 94-1393 ارزیابی شد. آزمایش بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. نتایج نشان داد تنش کمآبی بهصورت معناداری بر میزان انتقال مجدد، سهم انتقال مجدد و محدودیت منبع افزود و از مقدار وزن سنبله، وزن پدانکل، محدودیت مخزن با حذف سایر برگها، محدودیت مخزن با حذف برگ پرچم، عملکرد دانه و شاخص برداشت کاست، بهطوری که تنش کمآبی میزان انتقال مجدد را 45/45 درصد افزایش داد و سهم کل عملکرد دانه از انتقال مجدد از 30/18 درصد در شرایط بهینه به 33/43 درصد در شرایط تنش افزایش داد. در بین ژنوتیپهای مورد بررسی در شرایط بهینة رطوبتی دو ژنوتیپ زرین و میهن و در شرایط تنش انتهایی ژنوتیپ میهن بیشترین عملکرد دانه را به خود اختصاص داد. در این مطالعه، در شرایط تنش کمآبی عملکرد دانه با میزان انتقال مجدد و سهم انتقال مجدد همبستگی مثبت و معنادار نشان داد. میتوان نتیجه گرفت ارقام و ژنوتیپهایی که در هر دو شرایط از میزان انتقال مجدد و سهم انتقال مجدد کافی در عملکرد برخوردارند، ارقام مناسبی برای کشت در شرایط بهینه، همچنین در مناطقی است که با تنش کمآبی انتهایی روبهرویند.
به منظور بررسی تأثیر محلولپاشی آهن، روی و منگنز بر عملکرد و اجزای عملکرد شنبلیله، آزمایشی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با هشت تیمار و سه تکرار، در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی در سال زراعی 1391 انجام شد. تیمارها شامل شاهد، محلولپاشی آهن، روی، منگنز، آهن + روی، آهن + منگنز، روی + منگنز و آهن + روی + منگنز بودند. عناصر مذکور از منبع سولفات آهن، سولفات روی و سولفات منگنز تأمین شدند و با غلظت سه در هزار محلولپاشی شدند. نتایج نشان داد که بین محلولپاشی عناصر ریزمغذی و شاهد از لحاظ آماری اختلاف معنیداری وجود داشت.در بین تیمارها،بیشترین ارتفاع بوته (68/40 سانتیمتر)، تعداد شاخه جانبی (76/6 عدد)، تعداد غلاف در بوته (73/25 عدد)، تعداد دانه در غلاف (36/15 عدد)، وزن هزاردانه (99/14 گرم) و عملکرد دانه (62/857 کیلوگرم) متعلق به تیمار محلولپاشی آهن + روی + منگنز بود. لذا محلولپاشی توأم آهن، روی و منگنز سبب بهبود خصوصیات رشدی و عملکردی شنبلیله میگردد.
به منظور مطالعه تنوع ژنتیکی زعفران، شش اکوتیپ زراعی از نقاط مختلف استان خراسان رضوی (مشهد، تربتجام، گناباد و تربتحیدریه) و استان خراسان جنوبی (قاین و بیرجند) تهیه و با استفاده از نشانگرهای مولکولی iPBS و SSR مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیههای مولکولی نشان داد که 28 نشانگر iPBS و 22 نشانگر SSR به ترتیب 179 و 44 آلل چندشکلی را شناسایی نمودند و تعداد باندهای تکثیر یافته برای هر نشانگر به ترتیب 10-3 (میانگین 4/6) و 3-1 (میانگین 2) بود. همچنین میانگین محتوای اطلاعات چندشکلی نشانگرهای iPBS و SSR به ترتیب 79/0 و 40/0 تخمین زده شد. از طرفی، نتایج تجزیه واریانس مولکولی نشان داد که بر اساس نشانگر iPBS واریانس درون اکوتیپها نسبت به واریانس بین اکوتیپها بیشتر میباشد، در حالیکه بر اساس نشانگر SSR واریانس بین اکوتیپها بیشتر از واریانس داخل اکوتیپها بود. همچنین تجزیه خوشه، اکوتیپهای مورد مطالعه را در سه گروه قرار داد و این گروهبندی توسط تجزیه به مؤلفههای اصلی مورد تأیید قرار گرفت. با اینحال، اکوتیپهای بیرجند و گناباد و همچنین اکوتیپهای تربتحیدریه و قاین از لحاظ هر دو تجزیه خوشهای اختلاف معنیداری با یکدیگر نداشتند. با اینحال، شباهت ژنتیکی بالایی بین کلیه اکوتیپهای زعفران گزارش شد. نتایج این تحقیق نشان داد اگر چه هر دو نشانگر در ارزیابی تنوع ژنتیکی اکوتیپهای زعفران کارآمد بودند، ولی نشانگر iPBS در مقایسه با نشانگر SSR کارایی بالاتری در تعیین تنوع ژنتیکی اکوتیپهای مورد مطالعه زعفران داشت.
به منظور بررسی واکنش ژنوتیپهای گندم نان به تنش شوری، تعداد 25 ژنوتیپ در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات بیرجند در دوآزمایش جداگانه در شرایط تنش شوری ( EcSoil = 9.8-12.8 ds/mو EcWater = 8.8-10 ds/m) و بدون تنش (EcSoil = 3.3 ds/m و EcWater = 2.1 ds/m ) به مدت دو سال زراعی (93-1391) مورد بررسی قرارگرفتند. تجزیه واریانس مرکب اختلاف معنیداری بین ژنوتیپها از نظر عملکرد دانه، اجزاء عملکرد، ارتفاع بوته و تعداد روز تا ظهور سنبله و رسیدن در هر دو شرایط تنش و بدون تنش نشان داد. مقایسه میانگین دو ساله عملکرد و اجزاء عملکرد دانه نشان داد که نقش اجزای عملکرد در ژنوتیپهای با عملکرد بالا متفاوت بوده ولی درکل وزن دانه نقش بیشتری در عملکرد دانه در شرایط تنش شوری در این آزمایش داشت. مطالعه همبستگی بین عملکرد دانه در شرایط تنش شوری و بدون تنش و شاخصهای تحمل و حساسیت نشان داد که شاخصهای تحمل به تنش (STI)، میانگین بهرهوری (MP) و میانگین هندسی (GMP) برای شناسایی ژنوتیپهای با عملکرد بالا در هر دوشرایط مناسب هستند و در بین آنها STI مناسبترین شاخص شناخته شد. در روش ترسیمی بای پلات (Biplot) ژنوتیپها به گروههای متحمل، نیمه متحمل و حساس تقسیم شدند. براساس نتایج حاصل از تجزیه خوشهای ژنوتیپهای مورد بررسی در چهار گروه قرارگرفتند. در مجموع براساس نتایج روش ترسیمی بای پلات، شاخصهای تحمل، میانگین رتبه ( ) و انحراف معیار رتبه (SDR) آنها، ژنوتیپهای شماره 25، 22، 20 و 13 در ناحیه با پتانسیل تولید بالا و حساسیت پایین به شوری در مجاورت بردارهای مربوط به شاخصهای GMP، MP و STI قرار گرفته و به عنوان ژنوتیپهای متحمل و برتراز ارقام شاهد و ژنوتیپهای شماره 16، 17، 9 (مغان3) و10 ( شیرودی) به عنوان ژنوتیپهای حساس به شوری شناسایی شدند.