وجود جنگلها به عنوان محلی برای گذراندن اوقات فراغت شهروندان در کنار شهرها بسیار مفید استاما فعالیتهای تفرجی کنترل نشده منجر به آسیب اکوسیستم جنگل خواهد شد. هدف از این پژوهش بررسی اثرات فعالیتهای تفرجی بر برخی خصوصیات فیزیکی خاک جنگل فندقلو شامل میانگین وزنی قطر (MWD) خاکدانهها، جرم مخصوص حقیقی (Dp)، جرم مخصوص ظاهری (Db)، تخلخل کل (n)، درصد شن، سیلت و رس، رطوبت اشباع، رطوبت ظرفیت زراعی (FC)، رطوبت نقطه پژمردگی دائم (PWP)، ظرفیت آب قابل استفاده (AWC) و کربن آلی (OC) میباشد. آزمایش به صورت طرح کاملا تصادفی در قالب سه تیمار شامل سطح بدون تفرج (شاهد)، سطح تفرج متوسط و سطح تفرج شدید انجام شد. نمونهبرداری خاک در امتداد ترانسکتها انجام گرفت. نتایج نشان داد که فعالیتهای تفرجی در خاک جنگل به طور معنیدار(01/0 p <)، به ترتیب باعث افزایش میانگین وزنی قطر خاکدانهها به میزان 3/9 و 30 درصد، رس به میزان 121 و 153 درصد، جرم مخصوص ظاهری به میزان 09/3 و 23 درصد، جرم مخصوص حقیقی به میزان 45/0 و 39/6 درصد، رطوبت نقطه پژمردگی دائم به میزان 47/41 و 45/62 درصد و همچنین باعث کاهش کربن آلی به میزان 2/4 و 77/6 درصد، شن به میزان 2/11 و 39/14 درصد، رطوبت ظرفیت زراعی به میزان 11/7 و 1/18 درصدو ظرفیت آب قابل استفاده به میزان 45/39 و 75/71 درصد به ترتیب در منطقهی تفرج متوسط و شدید نسبت به منطقهی بدون تفرجگر (شاهد)گردید. تأثیر فعالیتهای تفرجی بر تخلخل، رطوبت اشباع و سیلت معنیدار نشد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر فعالیتهای تفرجی از طریق افزایش جرم مخصوص ظاهری باعث فشردگی بیشتر خاک جنگلی و در نتیجه کاهش کیفیت فیزیکی خاک و توانایی نگهداری آب در خاک برای رشد گیاه میگردد.
لجن فاضلاب در سالهای اخیر در بسیاری از کشورها به عنوان یک کود آلی ارزان قیمت و غنی از عناصر غذایی از اهمیت قابل توجهی برخوردار گردیده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر لجن بیولوژیک کارخانه پتروشیمی تبریز بر برخی شاخصهای بیوشیمیایی و شیمیایی و نیز تغییرات آنها با زمان در یک خاک آهکی منتخب از مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی بود. آزمایش گلخانهای به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار به ترتیب در شرایط دمایی و رطوبتی 4 ± 22 درجه سلسیوس و 75 درصد رطوبت ظرفیت مزرعهای خاک در مدت 6 ماه اجرا گردید. فاکتور اول مقادیر لجن شامل صفر، 25، 50، 75 و 100 تن در هکتار و فاکتور دوم زمانهای انکوباسیون شامل 30، 90 و 180 روز بودند. نتایج نشان داد که در کلیه مقادیر مصرفی لجن، متوسط تعداد کل میکروارگانیسمها، تنفس تحریک شده با بستره، هدایت الکتریکی، کربوهیدرات قابل عصارهگیری با آب داغ و درصد نیتروژن کل به ترتیب حدود 23، 53، 105، 58 و 138 درصد نسبت به شاهد بهطور معنیدار افزایش یافتند. همچنین اثر زمان انکوباسیون بر کلیه پارامترها بجز جمعیت کل میکروارگانیسمها، در سطح احتمال یک درصد معنیدار گردید. مقادیر کربوهیدرات و نیتروژن در تیمارهای لجن به طور معنیدار در زمان 180 روز نسبت به 30 روز افزایش یافت.
اندازهگیری مستقیم ویژگیهای هیدرولیکی خاک وقتگیر، پرهزینه و گاهی اوقات به دلیل خطاهای آزمایشی و عدم یکنواختی خاک غیر واقعی است. در عوض، این ویژگیها میتوانند از روی ویژگیهای زودیافت خاک مانند توزیع اندازه ذرات خاک، جرم ویژه ظاهری، کربن آلی و کربنات کلسیم معادل با استفاده از توابع انتقالی خاک برآورد شوند. هدف از این پژوهش، ارائه مدلهای رگرسیونی و شبکه عصبی مصنوعی بر اساس ویژگیهای زودیافت یاد شده برای برآورد ویژگیهای دیریافت شامل رطوبت های ظرفیت زراعی، پژمردگی دائم و قابل استفاده در شماری از خاکهای دشت اردبیل بود.برای این منظور 100 نمونه خاک برداشته شد سپس برخی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آنها اندازهگیری شد. دادهها به دو سری دادههای آموزشی (80 نمونه) و دادههای آزمونی (20 نمونه) تقسیم شدند. برای ایجاد مدلهای شبکه عصبی از نرمافزار 5 Neurosolution و برای ایجاد مدلهای رگرسیونی از نرم افزار SPSS استفاده شد. مقادیر ضریب تبیین (R2) و مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) در تخمین پارامترهای دیریافت شامل رطوبتهای ظرفیت زراعی، پژمردگی دائم و قابل استفاده به ترتیب برابر 82/0 و 29/2، 82/0 و 38/1، 57/0 و 97/1 برای بهترین مدل رگرسیونی و به ترتیب برابر 87/0 و 9/1، 90/0 و 02/1، 73/0 و 56/1 برای بهترین مدل شبکه عصبی مصنوعی بود. مقادیر R2 و RMSE برای نتایج مدلهای رگرسیونی و شبکه عصبی مصنوعی نشان داد که هر دو روش میتوانند ضرایب رطوبتی خاک را با دقت مناسبی برآورد کنند. با این حال، مدلهای رگرسیونی در برآورد رطوبت قابل استفاده کارآیی لازم را نداشتند. دقت تخمین ضرایب رطوبتی توسط مدلهای شبکه عصبی مصنوعی بیشتر از مدلهای رگرسیونی بود.