پیچیدگی شرایط حاکم بر اقتصاد کشور و فشارهای روزافزون خارجی، تغییراتی را در سیاستهای اقتصادی کشور طلب میکند تا بتوان علاوه بر فائق آمدن بر فشارهای خارجی، موجبات رشد و نمو و توسعه کشور را نیز فراهم آورد. بنابراین، مقام معظم رهبری موضوع اقتصاد مقاومتی را مطرح و سیاستهای کلی آن را ابلاغ فرمودند که در بندهای آن به موضوع بهرهوری نیز اشاره شده است. با توجه به اهمیت ویژه نیروی انسانی در سازمانها و اقتصاد کشور، پژوهش حاضر بر آن است تا به تحلیل بهرهوری نیروی انسانی در بخش صنعت با رویکرد اقتصاد مقاومتی بپردازد. شهرک صنعتی سمنان به عنوان جامعه آماری پژوهش انتخاب و پرسشنامه در بین نمونه آماری که بر طبق فرمول کوکران و به روش طبقه بندی غیرنسبی انتخاب شدهاند، توزیع شد. تجزیه و تحلیل دادهها حاکی از آن است که از نظر جامعه مورد بررسی، شهرک صنعتی سمنان از وضعیت مناسبی در هر یک از شاخصهای بهرهوری نیروی انسانی، یعنی «عوامل فردی»، «عوامل فنی»، «عوامل مدیریتی» و «عوامل ساختاری» برخوردار است و وضعیت کلی بهرهوری منابع انسانی در اقتصاد مقاومتی نیز مناسب برآورد میشود. با این وجود، نتایج پژوهش حاکی از آن است که از نظر نمونه آماری، شاخصهای «عوامل مدیریتی» و «عوامل ساختاری» همچنان با وضعیت آرمانی فاصله دارند و توجه ویژه مدیران سازمانها را میطلبد. علاوه بر این، از نظر نمونه آماری، عوامل مدیریتی و عوامل فردی به ترتیب بیشترین ارتباط را با بهرهوری منابع انسانی در اقتصاد مقاومتی مبتنی بر بیانیههای راهبردی مقام معظم رهبری دارند.
در این تحقیق تأثیرات هیجانات کاری (بازیگری سطحی و عمیق) بر خلاقیت کارکنان و همچنین تأثیرات میانجی انواع مختلف استرس شغلی (استرس بازدارنده و استرس چالشی) بر رابطه بین کار هیجانی و خلاقیت بررسی شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوریدادهها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق کارمندان بانکهای دولتی در شهر ایلام بوده و حجم نمونه 237 نفر است و از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه استاندارد است که روایی صوری آن مورد تأیید اساتید و نخبگان قرار گرفت و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. مدل مورد مطالعه با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار LISREL مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بازیگری سطحی بهطور منفی و بازیگری عمیق بهطور مثبت بر خلاقیت کارکنان تأثیر میگذارد؛ بازیگری سطحی بر استرس بازدارنده تأثیر مثبت معناداری دارد. همچنین بازیگری عمیق بر استرس چالشی تأثیر مثبت دارد و استرس بازدارنده در رابطه بین بازیگری سطحی و خلاقیت نقش میانجی ایفا میکند.
هدف از این پژوهش، مطالعه و بررسی تاثیر مدیریت ارتباط با مشتری بر عملکرد بازاریابی با در نظر گرفتن نقش میانجی نوآوری و حافظه بازاریابی در شرکتهای بیمه در استان کرمان میباشد. جامعه آماری در این تحقیق مدیران و کارکنان شرکتهای بیمه در استان کرمان بوده و حجم نمونه برای جامعه مورد نظر برابر با 252 نفر میباشد که برای بهدست آوردن حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی طبقهبندی شده و فرمول کوکران استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه استاندارد بوده که برای روایی آن از روایی سازه و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. همچنین در این تحقیق برای گردآوری اطلاعات، روش کتابخانهای و میدانی بکار گرفته شده است. تحقیق حاضر بر اساس هدف یک تحقیق کاربردی و بر اساس چگونگی بهدست آوردن دادههای مورد نیاز، از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای همبستگی، تحلیل عاملی تأییدی و مدلسازی معادلات ساختاری موجود در بستههای نرمافزاری SPSS و LISREL استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که مدیریت ارتباط با مشتری تأثیر معناداری (ضریب معناداری 36/6) بر عملکرد بازاریابی دارد که این تأثیر به صورت مستقیم میباشد. این در حالی است که مدیریت ارتباط با مشتری به طور غیرمستقیم و از طریق حافظه بازاریابی (ضریب معناداری 95/24) و نوآوری بازاریابی (ضریب معناداری 37/12) نیز تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد بازاریابی دارد.
در حال حاضر با توجه به سیاستگذاری خرد و کلان دستوری در صنعت بانکداری ایران، کیفیت خدمات در بسیاری از مواقع به سطح مشتریمداری صرف تنزل یافته، بنابراین، بانکها باید برای حفظ مشتریان خود بیشترین توجه را به نیازها، نظرات و اعتراضات آنان در ارتباط با خدمات بانکی داشته و بدانند که در امر بانکداری، صدای مشتری، صدایی است که سیاستهای بانک بر پایه آن شکل میگیرد. در نتیجه هدف از این پژوهش، طراحی مدل راهبردی عوامل مؤثر بر جذب و نگهداری مشتریان نمونه است. تحقیق حاضر یک تحقیق کاربردی، از نوع تحقیقات توصیفی - همبستگی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد بود. جامعه آماری، مشتریان نمونه در صنعت بانکداری جمهوری اسلامی ایران در حجم نمونهای برابر با 2424 نفر است که برای به دست آوردن آن از روش نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای استفاده شد. با مشخص شدن حجم نمونه تعداد 2650 پرسشنامه در جامعه مذبور توزیع که از این تعداد 2500 پرسشنامه جمعآوری و با کنار گذاشتن پرسشنامههای ناقص تعداد 2428 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که نرخ بازگشت پرسشنامهها 6/91 درصد است. برای تجزیه و تحلیل دادههای پرسشنامه، آزمونهای کلوموگروف-اسمیرنوف و مدل معادلات ساختاری بکار گرفته شد. اعتماد به بانک به عنوان مهمترین و اثرگذارترین عامل در جذب و نگهداری مشتریان نمونه بوده و ادراک از کیفیت خدمات، رضایت از عملکرد کارکنان، رضایت از بانکداری الکترونیکی، تصویر بانکداری اینترنتی و ارزش درک شده به ترتیب کمترین تأثیر را بر جذب و نگهداری مشتریان نمونه داشتند.
چکیده یکی از عوامل مؤثر بر کارایی و اثربخشی در هر سازمان، فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازمانی سیستمی از ارزشهای مشترک است که سازمان را از سازمانهای دیگر متمایز میسازد. این ارزشها میتوانند تعهد را در میان کارکنان ایجاد نمایند. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر و نقش ارزشهای سازمانی در ایجاد تعهد سازمانی در بانک ملت میپردازد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری، کارکنان بانک ملت شهرستان تهران و روش نمونهگیری طبقهای تصادفی است. با استفاده از پرسشنامه استاندارد، نظرات 278 نفر از کارمندان در سطح شهرستان تهران جمعآوری و جهت تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان میدهد، از بین ابعاد چهارگانه ارزشهای سازمانی، بعد روانی مشتمل بر شاخص رشد و تعالی سازمانی و بعد عاطفی مشتمل بر عزتنفس سازمانی و روابط سازمانی بر تعهد کارکنان تأثیرگذار هستند؛ اما بعد معنوی مشتمل بر خدمترسانی، بالندگی سازمان و انسجام درونی و بعد فیزیکی مشتمل بر بقای سازمانی بر تعهد کارکنان بیتأثیر است. نتایج، فرضیه اصلی پژوهش را مبنی بر وجود رابطه معنیدار بین ارزشهای سازمانی و تعهد سازمانی تأیید میکنند
مدیریت دانش یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکتها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است. اهمیت این موضوع به حدی است که امروزه شماری از سازمانها، دانش خود را اندازه گیری میکنند و به منزله سرمایه فکری سازمان و نیز شاخصی برای درجه بندی شرکتها در گزارشهای خود منعکس میکنند. در همین راستا، موضوع نوآوری به عنوان یکی از اجزای ضروری شرکتهایی که خواهان حفظ مزیت رقابتی بلند مدت هستند، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مؤلفههای مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی در دانشگاه سمنان میباشد. روش: جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه مدیران و کارکنان دانشگاه سمنان بوده است و با توجه به فرمول کوکران در تعیین حجم جوامع آماری محدود تعداد نمونه آماری برابر 271 نفر تعیین گردید و در بازه زمانی نیمه نخست سال 1395 اقدام به جمع آوری نظرات این افراد گردیده است. نتایج بدست آمده بیانگر تأثیر معنادار هر چهار مؤلفه مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی بود. همچنین با توجه به نتایج باید بیان نمود خلق دانش بیشترین تأثیر و تسهیم دانش کمترین تأثیر را بر نوآوری سازمانی داشته اند. در انتها نیز نکاتی جهت بهبود وضعیت هر یک از مؤلفهها و نوآوری سازمانی ارائه گردیده است، که میتوان به ایجاد شرایط کاری کاربر پسند، تشویق افراد به استفاده از دانش و تبیین و ترویج اعتماد در سازمان و تبدیل آن به فرهنگ غالب در بین کارکنان و مدیران اشاره نمود.
چکیده در شرایط محیطی درحال تغییر و بهشدت رقابتی امروز، سازمانها بهمنظور حفظ بقای خود باید بیش از پیش توجه خود را بر کارایی و اثربخشی متمرکز سازند. بر اساس پژوهشهای پیشین، «فرهنگ سازمانی» یکی از عوامل تأثیرگذار بر کارایی و اثربخشی سازمانها است. اهمیت این موضوع تا جایی است که فرهنگ سازمانی قوی و متمایز، یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها بهشمار میرود. فرهنگ سازمانی، قویترین نیروی داخلی است که یک سازمان را تحتتأثیر قرار میدهد و تأثیر زیادی بر متغیرهای سازمانی از جمله: تعهد سازمانی و رضایت شغلی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان در «بانک ملت» است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مدیران و کارکنان «بانک ملت» در سطح شهرستان تهران است. با توجه به فرمول کوکران در تعیین حجم جوامع آماری محدود تعداد نمونه آماری، 278 نفر تعیین و اقدام به جمعآوری آراء این افراد شده است. دادههای لازم بهوسیله پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار لیزرل تجزیهوتحلیل شد. نتایج، تمام فرضیهها به جز «انطباقپذیری بر تعهد سازمانی» را تأیید کرد؛ همچنین با توجه به نتایج، «رسالت بر تعهد سازمانی»، بیشترین تأثیر و «درگیرشدن در کار»، کمترین تأثیر را بر رضایت شغلی داشته است.
چکیده اگر در گذشته، عرضه از قدرت بیشتری در مناسبات اقتصادی و تعامل بین سازمانها و مشتریان برخوردار بود، امروزه تقاضا دارای قدرت چانهزنی و توان انتخاب بیشتری است؛ بنابراین مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) میتواند به سازمانها برای کسب مشتریان جدید، حفظ آنها و افزایش خرید مجدد آنها و توسعه روابط بلندمدت بهمنظور بالابردن ارزش موردانتظار مشتری، کمک کند. هدف پژوهش حاضر تبیین نقش مدیریت ارتباط با مشتری در «بانک ملت» و ارائه الگویی نظاممند برای دستیابی به سودآوری از این طریق است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران و کارشناسان «بانک ملت» در سطح استان تهران هستند که ازطریق روش نمونهگیری طبقهای ـ تصادفی انتخاب شدند. دادهها بااستفاده از پرسشنامهای که روایی و پایایی آن بااستفاده از «تحلیل عاملی تأییدی» و «آزمون آلفای کرونباخ» تأیید شد، جمعآوری شد. نتایج نشان میدهد که تناسب فرآیندها و حمایت از مدیریت ارتباط با مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر روی سودآوری دارد؛ درحالیکه کیفیت اطلاعات مشتریان تأثیر معناداری بر سودآوری ندارد؛ همچنین نتایج نشاندهنده تأیید تأثیر کارایی بر رضایت مشتریان و نیز رضایت مشتریان بر سودآوری بانک است.
امروزه ورزش و فعالیتهای بدنی جزء لاینفک برنامههای کلان دولت برای تمامی اقشار مختلف جامعه میباشد، اهمیت این موضوع به ویژه در مورد بانوان که پرورش دهندگان نسلهای آتی هستند بسیار ضروریتر مینماید. لیکن با توجه به وضعیت فعلی فعالیتهای ورزشی (در حیطه بانوان) عدم مشارکت حداکثری این بخش مهم جامعه مشاهده میشود. با توجه به این مهم هدف از این پژوهش شناسایی موانع پیش روی بانوان شهرستان سمنان در انجام فعالیت ورزشی و رتبه بندی این موانع میباشد. بدین منظور ابتدا، موانع پیش روی در 5 دسته طبقه بندی گردید و با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، اولویتبندی صورت پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که عدمتوجهمسئولانبهورزشزنان، وجود فرهنگ مرد محوری، کمبودوقتوزمان، وضعیت اقتصادی و عدمسرمایهگذاریلازمدرتوسعهاماکنورزشیزنان مهمترین موانع در هر یک از این 5 دسته میباشد. با توجه به نتایج پیشنهاد میگردد که بانوان مسئولیت و مشارکت بیشتری در امر برنامه ریزیهای ورزشی داشته باشند و بودجه مناسب و برابری با آقایان به آنها اختصاص یابد همچنین بایستی مسئولین ورزشی کشور درصدد حل مشکلات اجتماعی به ویژه تغییر فرهنگ مرد محوری باشند. لازم است تا با تبلیغات گسترده و هدفمند، هزینههای ورزشی را جزء لاینفک سبد مصرفی خانوارهای ایرانی قرار داد.
با توجه به نقش حیاتی بیمارستانها در تأمین سلامتی اجتماعی، بازاریابی مراقبتهای بهداشتی و سلامتی در این حوزه با چالشهای بسیاری مواجه است. با توجه به ممنوعیت تبلیغات، بیمارستانها و مؤسسات درمانی مجبور به استفاده از روشهایی دیگر برای جلب توجه مشتریان و مراجعان میباشند؛ بنابراین بیمارستانها بایستی بر دارائیهای نامشهود خود تمرکز نماید. شهرت برای بنگاههای اقتصادی به ویژه سازمانهای خدماتی به عنوان یک دارائی نامشهود راهبردی مورد تصدیق قرار گرفته است. در این راستا شناسایی ابعاد تشکیلدهنده این متغیر و تأثیرات آن بر ادراکات مشتریان بسیار مهم می نماید. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد تشکیل دهنده شهرت سازمانی و تأثیر آن بر تصویر ذهنی و ارزش ویژه نام تجاری در بیمارستان میباشد. بدین منظور با استفاده از پرسشنامه نظرات 393 نفر از مراجعان به بیمارستانهای شهرستان سمنان جمع آوری شد و با تحلیل عاملی و آزمون رگرسیون مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از ساختار چهاربعدی شهرت در بیمارستان (شامل اعتماد، کیفیت خدمات، ارتباطات و مسئولیتپذیری اجتماعی) حمایت مینماید. بر اساس نتایج پیشنهاد میشود تا بیمارستان ها اهمیت بیشتری به متغیرهای شکل دهنده شهرت داشته و آن را در تصمیمات راهبردی خود مد نظر قرار دهند. Abstract By considering the critical role of hospitals in providing social healyh hence Sanitary and health care marketing in this area is confronted with many challenges. According to the advertising ban, hospitals and medical institutions have to use other methods to attract customers and clients. Therefore, hospitals should focus on its intangible assets. Corporate Reputation, especially in service organizations has been acknowledged as a strategic intangible asset. In this respect, identifying the constituent dimensions of this variable and its effects on customer perceptions is very important. The aim of present stusy was Identify hospital reputation constituents and its impact on brand image and brand eguity. For this purpose, by using the questionnaire Comments of 393 of Semnan hospital customers are collected and Factor analysis and regression test are used to analyze data. The results confirmed the three-dimensional structure of the hospital's reputation (involve trust, service quality, communication and social responsibility). Based on research result is recommended that hospitals give greater importance to Variables that shape their reputation and consider it in their strategic decisions. Keywords: Corporate Reputation, Brand Image, Brand Equity, Service Section
اهمیت نام تجاری و تأثیر آن در فروش محصولات و خدمات به طور فزایندهای در حال گسترش است. در این زمینه تحقیق حاضر به بررسی عوامل موثر بر انتخاب نام تجاری از دیدگاه رفتاری توسط مشتریان پرداخته است، به همین منظور از تئوری ارزشهای مصرف استفاده شده است، تا ارزشهای مصرفی موثر بر انتخاب نام تجاری و همچنین رابطه بین شهرت شرکت و ارزشهای مصرفی مشتریان را مشخص نمایند. با استفاده از پرسشنامه، اقدام به جمعآوری دادههای مورد نیاز از مالکان خودروهای سواری مدل 75 تا 88 تولیدی شرکت ایران خودرو در سطح شهر تهران در خصوص ارزشهای مصرف و شهرت شرکت گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل تشخیصی و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصله حاکی از تأثیرارزشهای مصرف بر انتخاب نام تجاری بوده و نشان میدهد که با استفاده از این تئوری میتوان اقدام به پیشبینی نام تجاری انتخابی توسط مشتریان نمود. همچنین نرخ موفقیت مدل فوق در پیشبینی صحیح انتخاب نام تجاری 5/54% بدست آمد و در نتیجه مشخص شد، تأثیر شهرت شرکت بر ارزشهای مصرفی مشتریان معنیدار میباشد.
با گذر از اقتصاد سنتی و شدت یافتن رقابت در ابعادی نوین، مشتری بهصورت رکن اصلی و محور تمام فعالیتهای سازمان در میآید. بهنحوی که از دیدگاه رقابتی، بقا و تداوم حیات سازمانها در گرو شناسایی و جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان موجود میباشد. با توجه به اینکه شرکتهای توزیع کالا در زمره شرکتهای خدماتی بهشمار میآیند و عمده فعالیت آنها نیز در ارتباط مستقیم با خردهفروشان است، لذا این شرکتها توجه زیادی به مقوله رضایت و وفاداری مشتریان دارند. هدف تحقیق حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر وفاداری مشتریان شرکتهای توزیع (شرکت پخش پاکنام) میباشد. نتایج حاصله نشان میدهد که از میان عوامل مؤثر بر وفاداری، روشهای برقراری ارتباط صمیمانه و دوستانه با مشتریان بیشترین تأثیر را بر وفاداری آنها دارد. همچنین عواملی نظیر روشهای تشویقی و فرآیند ثبت سفارش کالا از جمله عواملی هستند که از یک سو بر وفاداری مشتریان تأثیر گذاشته و از سوی دیگر بهطور غیرمستقیم با افزایش رضایتمندی منجر به افزایش وفاداری مشتریان میگردند. بهعلاوه برخی از روشها نظیر برقراری ارتباط صمیمانه و اقدامات رقبا فقط بر وفاداری مشتریان مؤثر هستند و رابطه خاصی با رضایت مشتریان ندارند. در مقابل دو مؤلفه قیمتگذاری سبد کالایی شرکت و فرآیند تحویل کالا بهطور غیر مستقیم با ایجاد رضایتمندی در مشتریان سبب وفاداری شده و رابطه مستقیمی با وفاداری ندارند.
توسعه سریع فناوری های ارتباطی و ضریب نفوذ بالای تلفن همراه در جامعه، این وسیله را به یکی از کانال های جدید ارتباطی بازاریابی تبدیل نموده و به شرکت ها اجازه می دهد تا بدون هیچ گونه محدودیت زمانی و مکانی به مشتریان خود دسترسی داشته باشند. هدف اولیه پژوهش حاضر تبیین انگیزه های کاربران تلفن همراه در استفاده از پیام کوتاه (SMS) از طریق نظریه استفاده و لذت و همچنین نگرش آن ها نسبت به تبلیغات از طریق پیام کوتاه است. در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه به جمع آوری داده ها از 402 نفر از شهروندان تهرانی پرداخته شده است. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی، تحلیل رگرسیون و تحلیل همبستگی زیر گروه انجام گرفت. نتایج شش انگیزه ارتباط شخصی، آسودگی، برقراری تماس، مباشرت اجتماعی، لذت و تجلی همگانی را به منظور استفاده از پیام کوتاه نشان می دهد. همچنین بیانگر تأثیر مستقیم انگیزه های معاشرت اجتماعی و سهولت بر نگرش نسبت به تبلیغات پیام کوتاه می باشد. بر اساس نتایج پژوهش پیشنهاد می شود تا سازمان ها بر اساس انگیزه های مشتریان و طرز نگرش آن ها نسبت به این نوع از تبلیغات به اعتمادسازی پرداخته و به بروز بودن و با محتوی بودن پیام های تبلیغاتی توجه ویژه داشته باشند.