مقاله پژوهشیمقدمه: داکسوروبیسین (Doxorubicin) DOX یک داروی پرکاربرد در شیمیدرمانی سرطان است، اما سمیت قلبی آن کاربردهای بالینی آن را محدود میکند. ترکیب ورزش با شیمیدرمانی، یک رویکرد امیدوارکننده برای کاهش عوارض جانبی داروهای شیمیدرمانی ارائه میدهد. اطلاعات محدودی در مورد اثرات تمرین در آب بر مکانیسمهای مولکولی مرتبط با سمیت قلبی DOX در دسترس است. این مطالعه با هدف بررسی اثر تعدیلی تمرین در آب بر سایتکرومc Cytc و بیان p53 در بافت عضلهی قلبی موشهای تحت درمان با DOX انجام شد.روشها: در این مطالعهی تجربی، 32 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار (با وزن 220-200 گرم) به طور تصادفی به 4 گروه شاهد (C)، DOX (D)؛ (تزریق داخل صفاقی 5 میلیگرم بر کیلوگرم DOX، هفتهای یک بار، به مدت 5 هفته)، تمرین در آب (S) تقسیم شدند. تمرین در آب (S)؛ (به مدت 60 دقیقه در روز، 5 روز در هفته، به مدت شش هفته) و گروه DOX همراه با تمرین در آب (DS). در پایان مطالعه، بیان قلبی پروتئینهای P53 و Cytc به ترتیب با استفاده از روش وسترن بلات و الایزا و تجزیه و تحلیل دادهها با آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. سطح معنیداری (0/05 > P) تعیین گردید.یافتهها: نتایج نشان داد که تجویز DOX سبب افزایش معنیدار میزان سطح بیان متغیر p53 و Cytc در گروهای تحت درمان DOX در مقایسه با گروه شاهد شد (0/0001 > P). تمرین در آب منجر به کاهش قابلتوجهی در بیان قلبی پروتئینهای P53 و Cytc در گروه تحت درمان با DOX شد (0/001 > P و 0/01 > P).نتیجهگیری: یافتههای ما تمرین در آب را بهعنوان یک استراتژی درمانی برای کاهش آسیب قلبی مرتبط با DOX با تعدیل پروتئینهای P53 و Cytc نشان میدهد.
مقاله پژوهشیمقدمه: هدف پژوهش حاضر، مطالعهی تأثیر تمرینات HIIT بر تغییرات سطوح پروتئینهای Pannexin-1، P2X7، NLRP-1 بافت قلب موشهای صحرایی نر نژاد ویستار مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد.روشها: در این مطالعه، تعداد 40 سر موش صحرایی نر 8 هفتهای از نژاد ویستار به طور تصادفی به چهار گروه سالم کنترل+سالم تمرین+دیابت تمرین+دیابت کنترل (10 = n) تقسیم شدند. به موشهای گروههای مبتلا به دیابت به وسیلهی رژیم غذایی پرچرب و تزریق درون صفاقی استرپتوزوسین دیابت القا گردید. پس از آن برنامهی تمرینات HIIT شامل 6 وهله 2 دقیقهای تمرین با 80 درصد اوج سرعت در هفته اول بود که هر هفته 10 درصد به سرعت آنها اضافه شد و تا 12 وهله در هفتهی هفتم و هشتم ادامه پیدا کرد. ۴8 ساعت پس از آخرین جلسهی تمرین تحت شرایط استریل بافت قلب جدا گردید و با استفاده از روش وسترنبلات میزان سطوح پروتئین مورد نظر اندازهگیری شد. از روش آماری one-way ANOVA و آزمون تعقیبی Tukey استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد، دیابت سبب افزایش معنیدار مقادیر پروتئینهای Panexin-1، P2X7، NLRP-1 در بافت قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نسبت به گروه سالم شد (0/5 ˂ P). همچنین مشخص شد، 8 هفته تمرین HIIT باعث کاهش معنیدار در مقادیر پروتئینهای Panexin-1، P2X7، NLRP-1 در بافت قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت تمرین کرده نسبت به گروه دیابت کنترل شد (0/5 ˂ P).نتیجهگیری: در نهایت میتوان بیان کرد که تمرینات HIIT، نقش مفیدی در تنظیم سطح قند خون و مقادیر پروتئینهای Pannexin-1، P2X7،NLRP-1 را در بافت قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت داشته و احتمالاً میتواند به عنوان یک راهبرد غیردارویی امیدوارکننده باشد.
زمینه و هدف: با وجود اثرات مثبت تمرینات تناوبیبا شدت بالا، این تمرینات موجب ایجاد فشار اکسایشی میگردند. بنابراین هدف این تحقیق بررسی اثر مکمل یاری ویتامین E و اسید چرب امگا-3 بر استرس اکسیداتیو همراه با یک جلسه تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) در دانشجویان پسر تربیت بدنی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. این تحقیق از نوع نیمه تجربی و کاربردی بود. مواد و روشها: به این منظور از میان دانشجویان پسر تربیت بدنی تعداد 30 نفر با میانگین سنی 67/1±18/22 سال در سه گروه (دارونما، مکمل ویتامین E و مکمل امگا-3) قرار گرفتند و به مدت دو هفته به مصرف مکمل پرداختند. نمونههای خونی برا تجزیه و تحلیل و اندازه گیری MDA و آنزیم کاتالاز، پیش از مصرف مکمل، پس از اتمام دوره مصرف مکمل و بلافاصله پس از انجام تست تناوبی با شدت بالا از آزمودنیها اخذ گردید. از روش آماری تحلیل کواریانس با اندازهگیری مکرر برای تغییرات درون گروهی و تحلیل کواریانس برای بررسی تغییرات بین گروهی استفاده شد. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که مصرف مکملهای ویتامین E و امگا-3 باعث تغییر معنیدار در مقدار MDA و در میزان آنزیم کاتالاز نشد(05/0P>). بحث و نتیجهگیری: در نتیجه مصرف کوتاه مدت این دو مکمل در مقابله با استرس اکسیداتیو کار ساز نمیباشد.
مقدمه: بیماری کبد چرب، نوعی تجمع چربی در سلولهای کبدی است که در صورت کنترلنشدن، روندی بدخیم را به سمت فیبروزشدن بافت کبد و تخریب سلولی آن طی میکند. هدف از تحقیق حاضر تعیین تأثیر تمرین HIIT همراه با مکمل آویشن بر لیپوپروتئینهای پلاسما و آنزیمهای کبد مردان دارای کبد چرب است. مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع نیمهتجربی است. در این پژوهش 40 مرد دارای کبد چرب بهصورت تصادفی به چهار گروه (تمرین HIIT + مکمل آویشن، تمرینHIIT و دارونما، گروه مکمل آویشن و گروه کنترل) تقسیم شدند. گروههای مکمل روزانه یک کپسول 2 گرمی و گروه دارونما یک کپسول 1 گرمی نشاسته را در دو وعده (ناهار و شام) طی دو هفته مصرف کردند. آزمودنیها پروتکل تمرین HIIT (محققساخته) را در 6 جلسه و طی 2 هفته اجرا کردند. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی زوجی تجزیهوتحلیل شدن. سطح معنیداری 05/0≥P در نظر گرفته شد. یافتهها: نتایج تجزیهوتحلیل آماری نشان داد غلظت پلاسمایی آنزیم ALT، AST، ALP و TC، TG و LDL بعد از دو هفته فعالیت ورزشی HIIT همراه با مکمل آویشن کاهش معناداری داشت (05/0≥P). همچنین یافتهها نشان داد HDL بعد از دو هفته فعالیت ورزشی HIIT همراه با مکمل آویشن افزایش معناداری داشت (05/0≥P). نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد تمرین HIIT همراه با مکمل آویشن بر روی آنزیمهای کبد و لیپیدهای پلاسما تأثیر دارد.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شش هفته تمرینهای تداومی و تناوبی هوازی بر شاخص آنتیاکسیدانی تام هیپوکمپ و تعادل رتهای مبتلا به پارکینسون بود. در این پژوهش از 24 سر رت نر نژاد ویستار 12 هفتهای با میانگین وزن 250 تا 350 گرم استفاده شد. آزمودنیها با استفاده از رزرپین به پارکینسون مبتلا شدند. سپس، تمرینهای هوازی تداومی و تناوبی بهمدت شش هفته و هر هفته پنج جلسه و با زمان 15 دقیقه و سرعت 10 متر در دقیقه در هفتة اول اجرا شد که زمان تمرین در هفتة آخر به 40 دقیقه و سرعت تمرین به 20 متر در دقیقه رسید. این تمرین در گروه تناوبی در هفتة اول در دو مرحله، در هفتههای دوم تا چهارم در چهار مرحله و در هفتههای پنجم و ششم در شش مرحله اجرا شد و در پایان شش هفته، تعادل با استفاده از آزمون روتارود اندازهگیری شد و سپس، رتها با استفاده از کتامین و زایلازین کشته شدند. پس از آن، بافت هیپوکمپ از سایر قسمتهای مغز جدا شد و شاخص آنتیاکسیدانی تام (TAC) اندازهگیری شد. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی LSD تجزیهوتحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد که شش هفته تمرین هوازی تداومی و تناوبی باعث بهبود شاخـص آنتیاکسیدانی تام در هیپوکمپ (P ≤ 0.000) و تعادل (P ≤ 0.000) رتهای مبتلا به پارکینسون میشود. همچنین، در مقایسة بین دو گروه تمرینی در متغیر شاخص آنتیاکسیدانی تام تفاوت معناداری مشاهده نشد (P ≤ 0.46)، اما در شاخص تعادل، تمرین تناوبی در مقایسه با تمرین تداومی تأثیر بیشتری را نشان داد (P ≤ 0.000)؛ بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که از این نوع تمرینها میتوان برای بهبود سیستم آنتیاکسیدانی هیپوکمپ و تعادل بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده کرد.
سابقه و هدف: فعالیتبدنی و ورزش از طریق سازوکارهای گوناکونی میتواند موجب ارتقای سلامتی در افراد گردد. اخیرا نشان داده شده است استخوان بدن تحت تاثیر فعالیت بدنی و ورزش میتواند متابولیسم گلوکز و چربی را تغییر دهد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات تناوبی شدید (HIIT) بر سطوح سرمی استئوکلسین غیرکربوکسیله، مقاومت به انسولین و نیمرخ لیپیدی دختران دارای اضافهوزن است. مواد و روشها: پژوهش حاضر نیمهتجربی بصورت پیش آزمون –پس آزمون بود. آزمودنیها 24 نفر از دانشجویان دارای اضافهوزن با میانگین سنی (83/0 ± 12/21) و BMI (38/2 ± 58/28) کهبطور تصادفی به دو گروه تمرین (n=12) و کنترل (n=12) تقسیم شدند. گروه تمرین بهمدت 6 هفته (3 جلسه در هفته) به تمرین پرداختند. قبل و پس از مداخله، نمونههای خونی جهت اندازهگیری سطوح سرمی استئوکلسین، انسولین، گلوکز و نیمرخ لیپیدی گرفته شد. دادهها ازطریق آزمون t وابسته و مستقل تجزیهوتحلیل شد و سطح معنیداری 05/0P≤ در نظر گرفته شد.یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد اجرای 6 هفته تمرینتناوبیشدید (HIIT) منجر به افزایش سطوحسرمی استئوکلسینغیرکربوکسیله (045/0=P) و کاهش معنیدار گلوکز (026/0=P)، مقاومتبهانسولین (036/0=P)، تریگلیسرید (017/0=P) و LDL (04/0=P) میگردد. درحالیکه در سایر اجزای نیمرخ لیپیدی (کلسترول تام و HDL) تغییرات معنیداری مشاهده نشد (05/0≤P).نتیجهگیری: اجرای تمرینات تناوبی شدید (HIIT) منجر به بهبود معنیدار مقاومت به انسولین و برخی از شاخصهای نیمرخ لیپیدی (تریگلیسیرید و LDL) گردید که ممکن است ناشی از افزایش شاخص عملکرد آندوکرینی استخوان (استئوکلسین غیرکربوکسیله) باشد. بنابراین اجرای این نوع تمریناتمیتواند سلامت دختران دارای اضافهوزن را ارتقا دهد.
چکیده مقدمه: کبد چرب از رایجترین بیماریهای کبدی قرن است که در آن تعادل لیپیدی خون به هم میخورد. هدف از این مطالعه، تعیین تأثیر تمرین هوازی همراه با مکمل آویشن بر لیپوپروتئینهای پلاسما و آنزیمهای کبد مردان دارای کبد چرب است که در زمستان 1398 در شهر دهدشت انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه از نوع نیمهتجربی است. به همین منظور آزمودنیهای این تحقیق شامل 40 مرد با کبد چرب بود که به چهار گروه تمرین هوازی همراه با مکمل آویشن، تمرین هوازی و دارونما، مکمل آویشن و کنترل تقسیم شدند. گروه مکمل آویشن و گروه تمرین هوازی همراه با مکمل آویشن روزانه در دو وعده (ناهار و شام)، هر وعده یک کپسول 2 گرمی و گروه دارونما در هر وعده (ناهار و شام) یک کپسول 1 گرمی نشاسته مصرف کردند. برای برنامهی تمرین هوازی آزمون شاتل ران را در شش جلسه اجرا کردند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 23 تجزیهوتحلیل شد. از آزمون تی زوجی برای مقایسهی پیشآزمون و پسآزمون و از آزمون تحلیل کوواریانس برای مقایسهی بینگروهی استفاده شد. همچنین سطح معنیداری برای تمام روشهای آماری در سطح احتمال 05/0≥P در نظر گرفته شد. یافتهها: نتایج نشان داد غلظت پلاسمایی آنزیم آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلکالین فسفاتاز، کلسترول تام، تریگلیسرید و لیپیوپروتئین با چگالی پایین در پیشآزمون با انجام دو هفته فعالیت ورزشی هوازی همراه با مکمل آویشن نسبت به پیشآزمون کاهش معناداری را نشان داد (05/0P≤). همچنین یافتهها نشان داد لیپوپروتئین با چگالی بالا در پسآزمون نسبت به پیشآزمون افزایش معناداری داشت (05/0P≤). نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد تمرین هوازی همراه با مکمل آویشن روی آنزیمهای کبد و لیپیدهای پلاسما تأثیر دارد.
Background & Objective: This study was intended to evaluate the effect of One Session of resistance exercises on expression of BDNF gene and TrkB receptor in Alzheimer model male Wistar rats. Materials & Methods: 32 mature male Wistar rats with mean weight of 230 to 280 grams were chosen and divided into Alzheimer and Sham groups. Rats in Sham group received normal saline while rats in Alzheimer group received STZ via intraventricular injection. These rats were then divided into the following four subgroups: 1. Resting Sham, 2. Exercising Sham, 3. Resting Alzheimer, and 4. Exercising Alzheimer. The two exercising rat subgroups, exercised 3 times a week for a period of 8 weeks. Exercise included lifting weight from the ladder . At the end of 8th week and 24 hours after last exercise session, the rats were scarified by head separation. Hippocampus tissue was precisely extracted and samples were sent to laboratory for molecular and cellular tests. To determine the gene expression, RT-PCR method was used for analyzing the data and ANOVA was used. Results: The amount of BDNF, and TrkB between exercising rats and resting rats were measured. These amounts were much higher in exercising Alzheimer rats group. Conclusion: It seems that eight weeks of resistance exercises increased expression of BDNF gene and TrkA an TrkB receptor in Alzheimer model Wistar rats.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر پیادهروی حاد تناوبی با محدودیت جریان خون بر غلظت پروتئینهای 4EBP1، ERK و P38 عضلة اسکلتی مردان غیرفعال بود. پنج مرد غیرفعال سالم در دو جلسه پیادهروی حاد تناوبی با محدودیت جریان خون (پنج وهلة سهدقیقهای و یک دقیقه استراحت بین هر وهله با 55 درصد بیشینة ضربان قلب همراه با فشار شریانبند از فشار اولیة 120 به 160 میلیمتر جیوة بالای عضله چهارسرران) و پیادهروی حاد تناوبی بدون محدودیت جریان خون (پنج وهلة سهدقیقهای و یک دقیقه استراحت بین هر وهله با 55 درصد بیشینة ضربان قلب) شرکت کردند. نمونهبرداری از عضلة پهن خارجی ران در قبل و سه ساعت پس از تمرین از پای راست آزمودنیها، با فاصلة پنج تا 10 سانتی از هم انجام گرفت. میزان پروتئینهای 4EBP1، ERK و P38 بهوسیلة تکنیک وسترن بلات بررسی شد. از آزمونهای تی وابسته و تی مستقل پس از کسر نمرة پسآزمون از پیشآزمون، برای تحلیل دادههای هر دو گروه استفاده شد (P ≤ 0.05). نتایج آزمون تی وابسته تفاوت معناداری را بین پیشآزمون و پسآزمون4EBP1 (0.001= P) و ERK( 0.049=P ) و نبود تفاوت معناداری را در P38 (0.452 = P) در گروه پیادهروی تناوبی با محدودیت جریان خون نشان داد. تفاوت معناداری نیز بین پیشآزمون و پسآزمون ERK (0.012 = P) و نبود تفاوت معنادار4EBP1 (0.064 =P ) و P38( 0.122=P ) در گروه پیادهروی تناوبی بدون محدودیت جریان خون مشاهده شد. نتایج آزمون تی مستقل تفاوت معناداری را بین دو شیوة تمرینی برای متغیرهای4EBP1 (0.068 =P )،ERK (0.091 = P) و P38(0.827 = P) نشان نداد (P ≥ 0.05). نتایج پژوهش نشان داد که پیادهروی حاد تناوبی همراه با محدودیت جریان خون مسیر پیامرسانی MAPK را فعال نمیکند.
زمینه و هدف: عوامل miR-133وSRF در فرآیندهای مختلف سلولی درگیر می باشند، اما هنوز تأثیر تمرین استقامتی بر بیان آنها در عضلات تند و کند انقباض مشخص نشده است. هدف این تحقیق ارزیابی تاثیر تمرین استقامتی بر بیان miR-133 و SRF عضلات تند و کند انقباض در رتهای نر نژاد ویستار بود. روش تحقیق: در این مطالعه 14 رت با وزن 20±113 گرم (5 هفته سن داشتند) به مدت 4 هفته تحت شرایط کنترل شده، نگهداری شدند و بعد از دوره آشناسازی به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و تجربی (7 سر رت در هر گروه) تقسیم شدند. گروه تجربی یک برنامه تمرین استقامتی 14 هفته ای، هفته ای 6 جلسه (که بتدریج به 60 دقیقه و سرعت 30 متر بر دقیقه رسید) را روی نوارگردان اجرا نمودند و 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسه، همراه با گروه کنترل تشریح شدند. سپس عضله کند انقباض (نعلی) و تند انقباض (بازکننده بلند انگشتان) آنها جدا شد. سطح بیان miR-133و ژن SRF با استفاده از روش Real time-PCR اندازه گیری شدند. نتایج تحقیق با استفاده از آزمون آماری t تک نمونه و همبسته در سطح 0/01>p استخراج گردید. یافته ها: پس از 14 هفته تمرین استقامتی، بیان miR-133 عضله بازکننده بلند انگشتان گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به طور معنیداری (0/001=p) کاهش پیدا کرد؛ اما بیان miR-133 عضله نعلی افزایش معنیداری (001/0=p) نشان داد. همچنین بیان miR-133عضله بازکننده بلند انگشتان گروه تجربی نسبت به عضله نعلی همان گروه به طور معنیداری (0/001=p) کاهش و میزان بیان ژن SRF عضله بازکننده بلند انگشتان گروه تجربی به طور معنی داری (0/009=p) افزایش یافت. اما بیان این ژن در عضله نعلی تغییر نکرد (0/05<p). نتیجه گیری: تمرین استقامتی باعث القاء تغییراتی در بیان miR-133 و ژن SRF متناسب با خصوصیات تارهای تند و کند انقباض می شود.
زمینه و هدف: CRP یک شاخص حساس التهاب سیستمیک است که افزایش آن همواره با افزایش خطر بیماریهای قلبی عروقی همراه است. هدف از این مطالعه مقایسۀ شدتهای مختلف یک جلسه فعالیت ترکیبی بر میزان پروتئین واکنشگر C است. روش بررسی: در این تحقیق 10 مرد سالم فعال (4/1±5/21سال) با شاخص تودۀ بدنی طبیعی (2/1±2/22 کیلوگرم بر متر مربع) به طور داوطلب با دارا بودن شرایط لازم شرکت کردند. هریک از شرکتکنندگان فعالیت ترکیبی (ترکیب فعالیت هوازی و مقاومتی) را در سه شدت: کم، متوسط و زیاد انجام دادند برای مقایسۀ شدتهای مختلف، مرحلۀ هوازی فعالیت به شکل دویدن روی تردمیل با سرعت 8، 6/9 و 2/11 کیلومتر بر ساعت و هزینه مشابه 300 کیلوکالری و مرحلۀ مقاومتی بر اساس 45، 65 و 85 درصد حداکثر قدرت بیشینه در شش حرکت یکسانسازی شدنمونهگیری خون قبل، بلافاصله بعد و 24 ساعت بعد از هر جلسه فعالیت انجام شد. یافتهها: تجمع لاکتات پلاسما بلافاصله بعد از فعالیت در مقایسه با قبل و 24 ساعت بعد از فعالیت افزایش یافت(05/0P<). فعالیت ترکیبی حاد در شدتهای مختلف به طور معناداری به تغییرات در میزان CRP منجر نشد (05/0<P). نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد که شدتهای مختلف فعالیت ترکیبی بر میزان CRP مردان فعال تأثیر چندانی ندارد که احتمالا نشاندهندۀ اهمیت حجم فعالیت نسبت به شدت فعالیت است.
افزایش لاکتات دهیدروژناز و آنزیم های کبدی بر اثر فعالیت ورزشی وامانده در خون ممکن است اثرات مخربی برای فرد داشته باشد. استفاده از رژیم های کم کالری با کربوهیدرات متوسط یکی از راه کارهای مورد توجه برای کاهش این مقادیر می باشد به همین منظور از میان داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن پسر دارای اﺿﺎﻓﻪ وزن در ﺣﺎل ﺗﺤﺼﯿﻞ در داﻧﺸﮕﺎه شهید چمران ﺑﺮرﺳﯽ ،30 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب و براساس شاخص ترکیب بدن به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. برای گروه تجربی رژیم کم کالری با کربوهیدرات متوسط(سهم کربوهیدرات 55% از انرژی) به مدت 6هفته با ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﯾﺎدآﻣﺪ و با استفاده از نرم افزار غذایی و به کمک کارشناس تغذیه ﻏﺬاﯾﯽ تنظیم گردید. برای بررسی تغییرات درون گروهی از تی وابسته و برای مقایسه بین گروهی از تحلیل کواریانس با عامل بین گروهی استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بود که مقادیر سرمی آلکالین فسفاتاز و لاکتات دهیدروژناز با انجام یک جلسه فعالیت ورزشی هوازی در دوگروه تجربی و کنترل افزایش معناداری را نشان داد. ولی مقادیر AST و آلانین آمینوترانسفراز بین دوگروه تجربی و کنترل علی رغم افزایش، در سطح معنی داری نبود.