با توجه به استدلال مرتون (1987)، قیمتگذاری ریسک غیرسیستماتیک اساسا در مورد سهامی مطرح شدهاست که شناخت بازار نسبت به آن محدود بوده و متعاقبا تعداد سرمایهگذاران آن نسبت به کل سرمایهگذاران بازار کم باشد. به طور دقیقتر، رابطه ریسک غیرسیستماتیک و بازده سهام منوط به محدود بودن شناخت نسبت به سهام میباشد. با این وجود در مطالعات تجربی قیمتگذاری ریسک غیرسیستماتیک، ردپایی از بررسی اثر «شناخت» دیده نمیشود. به این ترتیب، غفلت از متغیر شناخت میتواند یکی از مولفه-های موثر در بروز رفتار معماگونه نوسانپذیری غیرسیستماتیک باشد. لذا در تحقیق حاضر سعی بر آن است اثر شناخت بر قیمتگذاری ریسک غیرسیستماتیک تبیین گردد. در این راستا، نخست اثر شناخت بر رابطه ریسک غیرسیستماتیک و بازده بر مبنای دو رویکرد تحلیل پرتفوی با طبقه بندی دوگانه و رگرسیون فاما-مکبث بررسی گردیدهاست. سپس با بهرهگیری از رویکرد هو_لو (2016) میزان اثر شناخت در توضیح رابطه ریسک غیرسیستماتیک و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1384 الی 1398 مورد ارزیابی قرار گرفتهاست. نتایج ضمن تایید قیمتگذاری مثبت ریسک غیرسیستماتیک، نشان میدهد شناخت میتواند بالغ بر 70درصد از رابطه ریسک غیرسیستماتیک و بازده را توضیح دهد.
موضوع و هدف مقاله: تصمیم گیری در مورد ساختار سرمایه یکی از چالش بر انگیزترین و مشکل ترین مسایل پیش روی شرکت ها است.پژوهش حاضر به بررسی تاثیر تعین نوع ساختار سرمایه به عملکرد شرکت می باشد. و تعیین اینکه ساختار سرمایه ی بهینه ای وجود دارد ؟ روش پژوهش:. پژوهش حاضر در ابتدا به بررسی و مرور تاریخی نظریه های موجود در زمینه ساختار سرمایه پرداخته است.با عنایت به اینکه تعیین ساختار سرمایه ، روندی پویا است در این پژوهش از رویکرد پویایی شناسی سیستم و با استفاده از نرم افزار ونسیم به بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد (ROE, ROA) شرکت مخابرات ایران پرداخته است. یافته های پژوهش: نتایج شبیه سازی الگو با داده های واقعی از سال 1395 لغایت 1400 اطمینان از صحت عملکرد رفتار مدل می باشد. و نتایج حاکی از آن است که تامین مالی از طریق بدهی در ساختار سرمایه شرکت تاثیر به سزایی در نرخ هزینه بدهی و نرخ هزینه سرمایه ایجاد می کند و در نسبت های بازده دارایی و بازده حقوق صاحبان سهام (معیار های حسابداری ارزیابی عملکرد) اثری به سزایی ندارد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: یافته های پژوهش نشان داد، ساختار سرمایه شرکت بر معیار های ارزیابی شرکت ROA, ROE تاثیر ندارد. همچنین تحلیل حساسیت نشان می دهد، افزایش سطح بدهی علی رغم تاثیر بر هزینه بدهی و هزینه سرمایه منجر به تغییر قابل ملاحظه در سود و ROA, ROE نمی شود.
توسعه سیستمهای معاملاتی سهام با استفاده از الگوریتمهای تکاملی (EA) طی چند سال اخیر به موضوعی پرمخاطب در حوزه مالی مبدل شده است. در پژوهش حاضر، سیستم معاملاتی تکنیکی هوشمند با بهرهگیری از مدلی مرکب از شبکه عصبی MLP و الگوریتمهای تکاملی شامل الگوریتم ژنتیک (GA)، الگوریتم بهینهسازی مورچگان پیوسته (ACOR) و الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات (PSO) پیشنهادشده است. دادههای مربوط به 15 شرکت منتخب طی سالهای 1387 تا 1396 بر اساس دورههای کوتاهمدت و بلندمدت و همچنین روندهای بازار صعودی، نزولی و خنثی موردبررسی قرار گرفتهاند. جهت انتخاب متغیرهای ورودی نهایی، از مقایسه رتبه بازدهی شاخصهای تکنیکی بر اساس قواعد معاملاتی استفادهشده است. درنهایت، آزمون مقایسه زوجی بازدهی مدلها در مقایسه با استراتژی خرید و نگهداری انجام شد و بازدهی مدلها با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد مدلهای ترکیبی MLP و الگوریتم های تکاملی عملکرد بهتر و معناداری نسبت به روش خرید و نگهداری و مدل MLP-BP داشته است و مدل MLP_PSO بازدهی بیش تری نسبت به سایر مدلها کسب کرده است.
تأمین مالی بانکها در ایران چهار مسیر عمده دارد: سپردهها، سرمایه، بدهی به بانک مرکزی یا سایر بانکها و سپردهگذاری که یکی از منابع اصلی تأمین مالی است. در سالهای اخیر گرایش مشتریان به سپردههای بدون سررسید مشخص که هر زمان قابلبرداشت است، مشکلاتی را برای بانکها و مؤسسههای مالی ایجاد کرده است. این پژوهش تأثیر پاداشهای قراردادی بر رفتار 107/24 نفر از سپردهگذاران را - شامل 924/10 سپردهگذار ویژۀ بانک ملت که پاداش دریافت کردهاند و 183/13 سپردهگذار عادی این بانک که از این پاداشها برخوردار نشدهاند - از سال 1389 تا 1394 بررسی کرده است. بیشتر پژوهشهای انجامشده در این حوزه، سود بانکی و تأثیر آن بر سپردهگذاران را بررسی کرده است. در این پژوهش پاداشهای قراردادی شامل بیمه و کارت بانکی ویژه بهاستثنای سود سپرده است و اثر این پاداشها بر طول دورۀ سپردهگذاری و نوسانات سپرده بهمنزلۀ عوامل تأمین مالی باثبات بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد پاداشهای قراردادی سبب افزایش ثبات تأمین مالی در بانک شده است.