هدف: تکامل دستگاه تلفن همراه، بهطور قطع یکی از موفقترین نوآوریهای تاریخ محسوب میشود و انتشار گسترده و فراگیر بودن آن، از موفقیت این فناوری حکایت میکند. مدیران بازاریابی و کسبوکار، بهطور فزایندهای تلفن همراه را ابزاری جذاب میبینند؛ زیرا بهکمک آن میتوانند از طریق انواع مختلف ارتباطات بازاریابی با مشتریان تعامل داشته باشند. بازاریابی تلفن همراه، یک کانال ارتباطی و سرگرمی بین برند و مصرفکنندگان نهایی است که بهعنوان جایگزینی برای رویکردهای بازاریابی کلاسیک و عنصر کلیدی بالقوه برای استراتژیهای ارتباط بازاریابی یکپارچۀ آینده درک میشود. از سوی دیگر، پیشرفت سریع فناوری اطلاعات، به رشد انفجاری تولید داده منجر شده است. وجود پایگاههای عظیم از دادههای مشتریان، امروزه مزیت فوقالعاده برای کسبوکارها محسوب میشود؛ اما استفاده از روشهای سنتی، توان پردازش این حجم از داده را ندارد. علم دادهکاوی با فراهمکردن روشهای خودکارسازی تحلیل و استخراج دادهها، راهحل مناسبی برای این مسئله است. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای پیشبینی عوامل پذیرش بازاریابی تلفن همراه با استفاده از رویکرد ترکیبی مدلسازی معادلات ساختاری و شبکۀ عصبی مصنوعی است. رویکردPLS-ANN یک روش تحلیلی جدید در سیستمهای خبره و هوش مصنوعی است. این رویکرد، در مقایسه با رویکرد رگرسیون چندمتغیره موجود، چندین مزیت دارد که فقط میتواند مدلهای خطی و جبرانی را آزمایش کند.روش: پرسشنامهها بهصورت آنلاین و بهروش نمونهگیری در دسترس توزیع و ۲۱۹ نسخه جمعآوری شد. دادههای توصیفی با استفاده از نرمافزار اسپیاساس و فرضیههای پژوهش ابتدا با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و در گام بعدی با استفاده از شبکۀ عصبی مصنوعی (ANN) و زبان برنامهنویسی پایتون بررسی شدند.یافتهها: نتایج این مطالعه بیان میکند که روابط پیشنهادی بین سازهها، ضرایب معناداری را نشان میدهند؛ بنابراین مدل پژوهش بهطور کلی قابل قبول است. براساس نتایج بهدستآمده از مدلسازی معادلات ساختاری، تمام فرضیههای پژوهش، مبنی بر تأثیر مثبت متغیرهای نگرش، شخصیسازی، نوآوری مصرفکننده، اعتبار و آگاهیبخشی بر پذیرش بازاریابی تلفن همراه تأیید شد و شبکۀ عصبی مصنوعی نیز توانست بهخوبی و با دقت 96/0 مدل پژوهش را پیشبینی کند.نتیجهگیری: مزایای بازاریابی تلفن همراه، شامل در دسترس بودن در همه جا، سفارشیسازی بر اساس مشخصات مکانی ـ زمانی و ویژگیهای فردی کاربران است. بازاریابی تلفن همراه، نحوه تعامل بازاریابان با مشتریان خود را تغییر داده است. این روند فرصتهای جدیدی را برای مشاغلی که در دسترسی به مصرفکنندگان به روشهای سنتی مشکل دارند، شکل داده است. بنابراین، بررسی واکنشهای مصرفکنندگان به ارتباطات بازاریابی با این فناوریهای جدید، اجتنابناپذیر است. نتایج پژوهش پیشرو، میتواند به مدیران بازاریابی کسبوکارها، بهمنظور تدوین استراتژی بازاریابی مناسب برای استفاده از ابزار تلفن همراه کمک کند.
هدف اصلی پژوهش حاضر این است که قصد خرید اخلاقی محصولات پایدار در مدلکسبوکار دایرهای را از طریق رفتار مشتریان/گردشگران با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی(ANN) پیشبینی کند. جامعه آماری پژوهش حاضر، مشتریان/گردشگرانی هستند که از محصولات/ خدمات رستوران گارگوپ استفاده نمودهاند. نمونهگیری بر اساس جدول مورگان انجام شده و 384 نفر از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج حاکی از آن است که هر قدر متغیرهای ورودی شامل نگرش(تمایل به پرداخت پول بیشتر، نگرش نسبت به مدلهای کسبوکار دایرهای) ارزش درک شده(ارزش اجتماعی، ارزش عملکردی و ارزش و آگاهی(آگاهی از محصول/خدمت اخلاقی و آگاهی از برند) مقدار بالاتری داشته باشند، انتظار میرود قصد خرید اخلاقی نیز قویتر باشد. پژوهش حاضر با بررسی عوامل رفتاری مشتریان به مجموعه ادبیات مربوط به مدلهای کسبوکار دایرهای و همچنین توسعه پایدار کمک میکند.
پیشینه و اهداف: بازاریابی زیستمحیطی یا سبز یک مسئلۀ درحالتوسعه بوده و صنعت بیمه بهعنوان یک صنعت فعال در زندگی اجتماعی انسان در سالهای اخیر تحت تأثیر این نوع بازاریابی است. بر این اساس، در این پژوهش سعی شده است معیارهای اصلی ارزیابی بازاریابی سبز بهطور کلی شناسایی شده تا مدلی برای ارزیابی بازاریابی سبز ارائه شود.روششناسی: در این راستا ابتدا با بررسی تحقیقات انجامشده، معیارهای اصلی شناسایی و توسط خبرگان صنعت بیمه تأیید شدهاند. سپس چارچوبی از 24 زیرمعیار که در 10 معیار تقسیم شدهاند بهدست آمده و در مرحلۀ بعد پرسشنامهای بین خبرگان بازاریابی و بیمه جهت بهدست آمدن ارتباطات درونی بین معیارها و وزن نهایی هر معیار توزیع گردید. نتایج بهدستآمده با استفاده از تکنیک تحلیل دیمتل فازی و تحلیل سلسلهمراتبی تحلیل شده و مدل نهایی برای ارزیابی بازاریابی سبز برای صنعت بیمه ارائه شده است.یافتهها: با توجه به نتایج، در بین علتها معیار هدف و مأموریت بیشترین اثر را بر کل معیارها دارد. یعنی این معیار، بیشترین نقش محرک را داشته و با بهینهسازی آنها میتوان بهینه شدن عوامل دیگر را انتظار داشت. همچنین عامل فروش سبز بهشدت تحت تاثیر عوامل دیگر بوده و با بهینهسازی عوامل دیگر بهینه میشود. بهعلاوه، معیارهای هدف و مأموریت با وزن موثر23/0 بیشترین اهمیت و معیار طراحی سبز با وزن مؤثر024/0 کمترین اهمیت را داشتندنتیجهگیری: صنعت بیمۀ ایران بیشترین نمره را در معیارهای قیمت منصفانه و معقولانۀ محصولات و ارائۀ ارزش افزوده به مشتری در برابر هزینۀ پرداختی و کمترین نمره را در معیارهای تشکیل سمینارهایی برای آگاهی سازمانهای طرف قرارداد از مسائل محیطی و کسب گواهینامههای زیستمحیطی کسب کرده است. با استفاده از نظر مدیران شرکتهای بیمه، بازاریابی سبز صنعت بیمۀ ایران حسابرسی شده است و دریافتیم که نمرۀ بازاریابی سبز صنعت بیمۀ ایران 7/2 است و کمتر از متوسط در مقیاس 1 تا 5 یعنی مقدار3 قرار دارد. در انتها پیشنهاداتی در دو بخش برای همۀ صنایع و سپس یک بخش اختصاصی برای صنعت بیمه بهمنظور بهبود این معیارها مطرح شده است.
یکی از وظایف اصلی مدیریت مالی بانکها، مدیریت منابع و مصارف است که برای توازن این دو روشهای مختلفی در تحقیقات پیشین استفاده شده است. در این پژوهش برای حل این مسئله از رویکرد طراحی سیستم خبره فازی استفاده شد. ابتدا با تکنیکهای دادهکاوی به پیشبینی ریسک اعتباری بانک با توجه به دادههای 311 مشتری بانک توسعه صادرات پرداخته شد. دادهکاوی در دو فاز صورت گرفت، متغیرها و نسبتهای اثرگذار بر توازن اقلام ترازنامه با مصاحبه با خبره جمعآوری شد و توسط خبرگان رتبه بندی شد وبا روش ARRAS وزندهی و متغیرهای با وزن بالا (زیر سیستم اول) بههمراه متغیرهای موجود در قواعد درخت تصمیم (زیرسیستم دوم) وارد سیستم خبره شده اند. اعتبارسنجی سیستم خبره از روش همبستگی بدست آمد. شاخص نسبت سرمایه در گردش به کل داراییها و سابقه فعالیت با بانک مهمترین متغیر در روشهای اعتبارسنجی بود. ریسک اعتباری بهعنوان عامل بیرونی و اقلام ترازنامه بهعنوان عامل داخلی بر سنجش توازن منابع و مصارف بانکی اثرگذار بود. در اقلام ترازنامه ریسک نقدینگی، نسبت کفایت سرمایه و نسبت سپرده قانونی از اهمیت بیشتری برای بهینگی اقلام تراز نامه برخوردارند. .نتایج نشان داد سیستم طراحی شده می تواند در مدیریت منابع و مصارف بانکی به برنامه ریزان کمک کند.
صندوق بیمه کشاورزی در مدیریت ریسک بخش کشاورزی کشور نقش راهبردی و اساسی دارد. اگرچه مدیریت و انتقال بخش مهمی از ریسکهای کشاورزی در حال حاضر توسط این صندوق انجام میشود اما ساختار و حیطه اختیارات این مجموعه تناسبی با نیازهای امروز کشور در حوزه کشاورزی ندارد و سطح نارضایتی در بیمه گذاران و کلیه لایههای ذینفعان این سازمان بالا است. بررسی های مقدماتی نشان می دهد نظام فعلی بیمه های کشاورزی، ساختار صندوق، مأموریت ها و راهبردها، شیوههای تأمین مالی، قوانین و مقررات همگی نیازمند تغییر و بازنگری هستند؛ لذا ارائه یک مدل نوسازی استراتژیک دیجیتال برای صندوق در دستور کار این تحقیق قرار گرفته است. بهمنظور دستیابی به مدل از روش تئوری زمینه ای استفاده شده است. ابزار تحقیق، مصاحبه نیمهساختیافته با خبرگان و ذی نفعان این صندوق در سراسر کشور بوده و از کدگذاری و تحلیل های دستی و نرم افزاری به صورت توأم برای تحلیل داده های مصاحبه ها استفاده شده است. مدل پارادایمی نهایی، عوامل تأثیرگذار بر نوسازی استراتژیک دیجیتال صندوق، شرایط مداخله گر و زمینه ای تأثیرگذار بر این نوسازی و در نهایت راهکارها و نتایج حاصل از نوسازی را نشان می دهد که در قالب مفاهیم و مقوله ها ارائه شده اند.
موضوع و هدف مقاله: تصمیم گیری در مورد ساختار سرمایه یکی از چالش بر انگیزترین و مشکل ترین مسایل پیش روی شرکت ها است.پژوهش حاضر به بررسی تاثیر تعین نوع ساختار سرمایه به عملکرد شرکت می باشد. و تعیین اینکه ساختار سرمایه ی بهینه ای وجود دارد ؟ روش پژوهش:. پژوهش حاضر در ابتدا به بررسی و مرور تاریخی نظریه های موجود در زمینه ساختار سرمایه پرداخته است.با عنایت به اینکه تعیین ساختار سرمایه ، روندی پویا است در این پژوهش از رویکرد پویایی شناسی سیستم و با استفاده از نرم افزار ونسیم به بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد (ROE, ROA) شرکت مخابرات ایران پرداخته است. یافته های پژوهش: نتایج شبیه سازی الگو با داده های واقعی از سال 1395 لغایت 1400 اطمینان از صحت عملکرد رفتار مدل می باشد. و نتایج حاکی از آن است که تامین مالی از طریق بدهی در ساختار سرمایه شرکت تاثیر به سزایی در نرخ هزینه بدهی و نرخ هزینه سرمایه ایجاد می کند و در نسبت های بازده دارایی و بازده حقوق صاحبان سهام (معیار های حسابداری ارزیابی عملکرد) اثری به سزایی ندارد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: یافته های پژوهش نشان داد، ساختار سرمایه شرکت بر معیار های ارزیابی شرکت ROA, ROE تاثیر ندارد. همچنین تحلیل حساسیت نشان می دهد، افزایش سطح بدهی علی رغم تاثیر بر هزینه بدهی و هزینه سرمایه منجر به تغییر قابل ملاحظه در سود و ROA, ROE نمی شود.
تنوع دستگاههایی که افراد به وسیله آن به اینترنت دسترسی پیدا میکنند و از سامانههای مبتنی بر وب استفاده میکنند، روز به روز زیادتر میشود. کاربران انتظار دارند که سامانهها را روی مرورگرهای مختلف و یا دستگاههای مختلف (از دسکتاپ تا تلفنهای همراه هوشمند در اندازههای مختلف) به شکل مناسب و سازگار با دستگاه مشاهده کنند.هدف این پژوهش نیز طراحی سامانه اینترنتبانک واکنشگرا است. برای این منظور ضمن مطالعه پیشینه پژوهش و توجه به مفاهیم اینترنتبانک، عوامل پذیرش آن و مفهوم واکنشگرایی و تجربه کاربری و نیازهای یک سامانه (از نظر کسب و کاری و فنی) به طراحی اینترنتبانک واکنشگرا بر اساس مراحل روش " علم طراحی" پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاضر، طراحی سامانهای واکنشگرا را ارائه میدهد که میتواند مورد استفاده همه بانکها و مؤسسههای مالی قرار گیرد. طراحی پیشنهادشده به گونهای است که سامانه روی دستگاههای مختلف در اندازههای مختلف به شکل مناسب و سازگار با انداره دستگاه نمایش داده میشود. بر اساس نتایج این پژوهش، تجربه کاربری که شامل مواردی چون واکنشگرایی، سادگی استفاده و قابلیت یادگیری است، بسیار مورد توجه کاربران است و اینترنت-بانکهایی که این عوامل را همراه با امنیت و کارایی در اختیار کاربران میگذارند، بیشتر مورد اقبال واقع میشوند.
رشد اینترنت، شبکههای اجتماعی و وبسایتهای تجارت الکترونیک بستری جهت ارائه عقاید و نظرات برای کاربران فراهم می نمایند. در سال های اخیر بسیاری از کاربران احساسات و نظرات خوب یا بد خود را در مورد غذا، خدمات، کیفیت و فضای رستوران ها در بسترهای آنلاین بیان می کنند. این نظرات برای تصمیم گیری سایرکاربران و همینطور رستوران ها جهت حفظ کیفیت، توسعهی محصول و برندشان بسیار مهم می باشند. تحلیل احساسات رویکردی جهت پردازش زبان طبیعی است و امکان تحلیل سیستماتیک نظرات کاربران را فراهم می نماید. با توجه به اهمیت این موضوع هدف این مطالعه ارائهی مدل تحلیل احساسات نظرات سایت تریپادوایزر دربارهی رستورانهای ایرانی میباشد. در این تحقیق ما تحلیل احساسات مبتنی بر جنبه بر اساس الگوریتم یادگیری عمیق شبکهی عصبی حافظهی طولانی کوتاهمدت استاندارد را برای استخراج احساسات کاربران در مورد رستورانها پیشنهاد نمودهایم. برای آموزش مدل، 4000 نظر طبق چهار جنبه در سه حالت عدم اشاره، مثبت و منفی برچسب زده شد و گامهای مطالعه طبق متدولوژی کریسپ صورت گرفت. میزان دقت برای معیارهای غذا، سرویس، قیمت و اتمسفر به ترتیب 82%، 86%، 87% و 81% به دست آمد. این نتایج نشان از کارایی و عملکرد قابل قبول مدل برای تحلیل احساسات مبتنی بر جنبهی رستورانها است. همچنین جنبهی غذا و اتمسفر به ترتیب مهمترین جنبهها برای مشتریان رستورانهای ایرانی محسوب میشوند. رستورانداران و صاحبان کسبوکار میتوانند از مدل توسعهیافته برای کسب مزیت رقابتی و یافتن نقاط قوت و ضعف خود استفاده کنند.
امروزه پرورش مدیران شایسته، به یکی از کلیدیترین مفاهیم در عرصه مدیریت تبدیل شده است و بهزعم بسیاری از خبرگان دانشگاهی و صنایع میتواند از رهیافتهای اصلی موفقیت سازمانها و صنایع مختلف یک کشور در بسترهای ملی و فراملی بهشماررود، برهمیناساس این پژوهش قصد دارد با بهرهگیری از روش ترکیبی، مدل شایستگی مدیران بازاریابی بینالملل را طراحی و اعتبارسنجی نماید. در مرحله نخست با اتکا به راهبرد پژوهشی کیفی و با استفاده از روش نمونهگیری نظری با مدیران بازاریابی بینالملل موفق که در عرصه تجارت بینالملل فعال هستند تا دستیابی به اشباع نظری، مصاحبههای عمیق انجام شد و سپس دادههای حاصل از آن با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد در نرمافزار MAXQDA نسخه 10کدگذاری و مقولهبندی شد که مجموعا 638 مفهوم اولیه درقالب 50 مقوله فرعی نهایی و 6 مقوله اصلی، مشتملبر شایستگیهای حیاتی (شرایط علی)، شایستگیهای حرفهای (پدیده محوری)، شایستگیهای تعاملی (راهبردها)، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر و پیامدها را دربرداشت. در گام بعدی، پرسشنامه مستخرج از مدل پارادایمی پژوهش، طراحی و میان مدیران بازاریابی بینالملل فعال کشور در 12 حوزه صنعت، توزیع و با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری اعتبارسنجی شد. نتایج، حاکی از تأیید فرضیهها و روابط میان سازهها بود و نشان داد که مؤلفههای مدل بهدرستی شناسایی شدهاند.
چکیدهصنعت لوکس، بخصوص در حوزه پوشاک، یکی از صنایع بسیار جذاب و سودآور جهانی است که علاوه بر ارزش اقتصادی، از طریق افزایش رقابت میان صاحبان برندهای لوکس، به توسعه بهترین محصولات در جهان کمک میکند. به همین جهت، هدف این مقاله طراحی الگوی خرید برند لوکس در صنعت پوشاک میباشد. دادههای مورد نیاز این پژوهش که با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است، به روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با تعدادی از نمایندگیهای فروش و نیز مشتریان برندهای لوکس پوشاک در شهر تهران گردآوری شد. دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دستهبندیشده و تحلیل گردیدند. بر اساس نتایج، مقولههای شناساییشده در قالب 6 دسته (شرایط علی: عوامل کارکردی محصول و برند، عوامل فردی مشتریان و عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر مشتریان، فعالیتهای محوری: خرید برند لوکس پوشاک، بستر حاکم: محرکهای محل خرید، عوامل موقعیتی مشتریان و عوامل مرتبط با صاحب برند، شرایط مداخله کر: عوامل بازدارنده خرید، راهبردها: مدیریت ارتباط با مشتریان، خدمات پس از فروش و پیامدهای حاصل از آن: ایجاد مشتریان وفادار، خرید مجدد مشتریان، خرید اقلام گرانتر از همان برند، خرید دیگر اقلام عرضهشده در فروشگاه و تبلیغات دهانبهدهان مثبت) سازماندهی شده و الگوی نهایی پژوهش طراحی گردید.
reinforcing the brand of tourism means strengthening the cultural identity of space and place in the minds of potential tourists, so it is necessary to identify and understand the factors affecting it. In this research, attempt to present the model of brand by using the qualitative and grounded theory approach. For this purpose, using theoretical sampling method and three-step open, selective and axial data coding, the data were analyzed and a paradigm model of the research was designed. Based on the analysis, the main themes of this study, destination brand reinforcement affected by causal conditions (potentials of Fars province and the need to enjoy the economic and cultural benefits of the tourism industry), the underlying factors (Political conditions, administrative structures, resources and facilities, social and cultural conditions) and intervening factors (economic, social, cultural, managerial, infrastructure and stakeholder participation) through the design and development comprehensive strategic tourism plan promotes socio-cultural, political, economic and environmental development.
بیش از یک دهه است که توسعه صنعتی مبتنی بر ساختار خوشههای صنعتی، به عنوان یک استراتژی نوین مورد برنامهریزی و سیاستگذاری کشورهای صنعتی در حال توسعه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت نقش خوشههای صنعتی در برنامههای توسعه اقتصادی، ارائه راهکارهایی به منظور بهبود، پیشرفت و توسعه خوشهها همواره مسئله مورد توجه محققان و متخصصان این موضوع بوده است. هدف از پژوهش حاضر نیز ارائه راهکاری برای فرآیند قیمتگذاری محصول در این پدیده صنعتی-اقتصادی می باشد به گونه ای که ساختار مدل پیشنهادی بر پایه سازوکارها و فعالیتهای اجزای تشکیل دهندهی خوشه های صنعتی تعریف گردیده است.فرآیند قیمتگذاری پیشنهادی بر اساس مفهوم بازی استکلبرگ و استراتژی قیمتگذاری تعرفهای ارائه گردیده و به منظور حل مدل در سطوح تولیدی خوشه، از الگوریتم فراابتکاری ژنتیک استفاده شده است. در پایان، عملکرد و کارایی مدل ارائه شده در قالب یک مثال عددی مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از روش تنظیم پارامتر تاگوچی مقادیر بهینه متغیرهای مدل ارائه گردیده است. بر اساس نتایج حاصل از حل مدل پیشنهادی، قیمت بهینه عمده فروشی محصولات خوشه تعیین گردیده و هر بنگاه بر اساس مقدار بهینه تقاضای خود تعرفه مناسب خوشه را انتخاب مینماید.
یکی از راههای رسیدن به موفقیت در پیادهسازی مدیریت دانش، داشتن یک راهبرد مناسب، روشن و برنامهریزی شده است؛ اما برای انتخاب راهبرد مناسب، عوامل سازمانی زیادی باید مورد توجه قرار بگیرد و از طرفی وضعیت فرآیندهای خلق و انتشار دانش، تأثیر مستقیمی بر راهبرد انتخابی دارد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبرد مدیریت دانش با بهرهگیری از رویکرد پویا در وزارت ورزش و جوانان انجام گردید. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعۀ آماری شامل دو بخش بود. بخش اول شامل مدیران و مشاوران خبرۀ وزارت ورزش و جوانان آگاه به حوزه مدیریت دانش و بخش دوم شامل معاونین مدیرکل، رؤسای گروه و رؤسای ادارات در این وزارتخانه بود. نمونۀ آماری در بخش اول به شیوۀ هدفمند و در بخش دوم به شیوۀ کلشمار گزینش شد. در اولین گام، محدودۀ کلان راهبرد مدیریت دانش در طیفی از سیستممحور تا انسانمحور مشخص شد. در گام بعدی وضعیت فرآیندهای مدیریت دانش بر اساس مدل نوناکا و تاکوچی ارزیابی گردید و در نهایت راهبرد نهایی، با هدف ایجاد تعادل بین دانش پنهان و آشکار انتخاب شد. از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون کالموگروف اسمیرنف و تیتکنمونهای جهت تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، راهبرد سیستممحور به عنوان راهبرد اصلی و فرآیندهای درونیسازی و برونیسازی به عنوان فرآیندهای دارای اولویت شناسایی گردید. در نتیجه تمرکز بر راهبردهای مبتنی بر سیستمهای اطلاعاتی با هدف تقویت تبدیل دانش آشکار به پنهان و بالعکس در وزارت ورزش و جوانان، امری ضروری است
امروزه افراد برای خرید محصولات و خدمات آنلاین از نظرات دیگران در شبکههای اجتماعی جهت تصمیمگیری استفاده مینمایند. همچنین شرکتهای ارائه دهنده محصولات از تحلیل ادراکات و نظرات کاربران و مشتریان برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه و ارائه محصولات جدید استفاده مینمایند. تحلیل ادراکات از جمله رویکردهای نوین در استخراج نظرات میباشد. تحلیل ادراکات، استفاده از روشهای متن کاوی و پردازش زبان طبیعی برای شناسایی، استخراج و بررسی اطلاعات ذهنی میباشد. اطلاعات حاصل از تحلیل ادراکات میتواند بر انتخاب موثر مشتریان تاثیر بسزایی داشته باشد. در این پژوهش مدلی جهت تحلیل ادراکات کاربران در ارتباط با خرید تلفن همراه از سایت دیجی کالا ارائه شده است تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی است و جامعه مورد بررسی شامل نظرات کابران در سایت دیجی کالامی باشد و نمونه آماری نظرات کاربران تلفن همراه سایت دیجی کالا است. جهت تحلیل و پیاده سازی، رویکرد یادگیری نظارت شده و از پکیجهای متن کاوی پایتون استفاده شده است. نتایج نشان میدهند مدل پیشنهادی با دقت 0.892 می تواند نظرات کاربران را دسته بندی نماید. همچنین در مجموع نظرات کاربران در مورد سهولت استفاده و امکانات و قابلیتهای تلفن همراه مثبت و در مورد ارزش خرید نسبت به قیمت، نوآوری، طراحی و ظاهر و کیفیت ساخت گوشیها نظر کاربران منفی میباشد. مدل پیشنهادی میتواند در سایتهای تجارت الکترونیک مانند دیجی کالا پیاده سازی شود و خروجی آن به صورت سیستماتیک توسط کاربران قابل مشاهده باشد که در نهایت میتواند منجر به تصمیمگیری آگاهانه برای خریداران و شرکتهای ارائه دهنده محصولات باشد.
امروزه پرورش مدیران شایسته، به یکی از کلیدیترین مفاهیم در عرصه مدیریت تبدیل شده است و بهزعم بسیاری از خبرگان دانشگاهی و صنایع میتواند از رهیافتهای اصلی موفقیت سازمانها و صنایع مختلف یک کشور در بسترهای ملی و فراملی بهشماررود، برهمیناساس این پژوهش قصد دارد با بهرهگیری از روش ترکیبی، مدل شایستگی مدیران بازاریابی بینالملل را طراحی و اعتبارسنجی نماید. در مرحله نخست با اتکا به راهبرد پژوهشی کیفی و با استفاده از روش نمونهگیری نظری با مدیران بازاریابی بینالملل موفق که در عرصه تجارت بینالملل فعال هستند تا دستیابی به اشباع نظری، مصاحبههای عمیق انجام شد و سپس دادههای حاصل از آن با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد در نرمافزار MAXQDA نسخه 10کدگذاری و مقولهبندی شد که مجموعا 638 مفهوم اولیه درقالب 50 مقوله فرعی نهایی و 6 مقوله اصلی، مشتملبر شایستگیهای حیاتی (شرایط علی)، شایستگیهای حرفهای (پدیده محوری)، شایستگیهای تعاملی (راهبردها)، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر و پیامدها را دربرداشت. در گام بعدی، پرسشنامه مستخرج از مدل پارادایمی پژوهش، طراحی و میان مدیران بازاریابی بینالملل فعال کشور در 12 حوزه صنعت، توزیع و با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری اعتبارسنجی شد. نتایج، حاکی از تأیید فرضیهها و روابط میان سازهها بود و نشان داد که مؤلفههای مدل بهدرستی شناسایی شدهاند.
هدف: امروزه سازمانها برای بهبود فعالیتهای خود به رویکردهای فرایند محور روی آوردهاند. شناخت و اصلاح فرایندها در سازمانها به دلیل صرفهجویی در زمان و کاهش هزینه ضروری میباشد. مدیریت فرایند و مدیریت ریسک بنگاه و بررسی انطباق با قواعد از چالشهای اصلی سازمانهای فرایندمحور امروزی بهخصوص شرکتهای بیمه است. امروزه، بیمه موجب پیشرفتهای شگرفی در جامعه ما شده است. در این بین تکنیک فرایندکاوی به شرکتهای بیمهای در شناسایی فرایند موجود و درک به موقع میزان عدم انطباق فرایندهای عملیاتی با قواعد سازمان کمک میکند.روششناسی: این پژوهش هدف دارد با استفاده از تکنیکهای فرایندکاوی از طریق متدولوژی ساختاریافته پیادهسازی پروژههای فرایندکاوی (PMPM)[1] به شناسایی فرایند موجود و درک به موقع میزان عدم انطباق با قواعد سازمان بپردازد. این مطالعه در یکی از شرکتهای فعال بیمه کشور برای فرایندهای انتخابی آن مجموعه پیاده شده است.یافتهها: در این پژوهش با استفاده از نگاره رویدادهای[2] ثبت شده در سیستمهای اطلاعاتی سازمان، شمایی از فرایند به دست آمده است. سپس با استفاده از نرمافزار پرام فرایندهای سازمانی تجزیه وتحلیل شده، توالی فعالیتهای مربوط به فرایند با در نظر گرفتن قواعد کسبوکار منتخب، مورد بررسی قرار گرفتهاند و درنهایت پیشنهاداتی جهت اصلاح فرایندها ارائه شده است.نتیجهگیری: در این مطالعه موردی بینشهای جدیدی که میتواند برای دیگر متخصصان در کاربرد فرایندکاوی در حوزه مالی مفید باشد ارائه شده است. این رویکرد میتواند در کنار رویکردهای لایه کنترل نظارت و بهبود عملکرد سیستم اطلاعاتی و کاهش ریسک عملیاتی مورد استفاده قرار گیرد. چراکه میتواند با ارائه تحلیل فرایندی بهموقع مبتنی بر قواعد بینشی مفید برای سازمان بههمراه آورد.
مواجهه با مسائلی که دارای پیچیدگی ساختاری است و ذینفعان متعددی با دیدگاههای مختلفی دارد و ماهیت سیستماتیک تغییرات در این مسائل، موجب بهکارگیری روششناسیهای سیستمی برای بهبود شناخت ماهیت مسئله و حل آن شده است. این مطالعه با هدف شناخت مسئلۀ نوسازی استراتژیک در صنعت بیمه، با بهکارگیری روششناسی سیستمی نرم انجام گرفته است. ماهیت سیستماتیک تغییرات در این صنعت و پیچیدگی آن و وجود ذینفعان چندگانه، بر اهمیت بهکارگیری روششناسیهای سیستمی افزوده است. در این راستا تصویر غنی ماهیت مسئلۀ تحقیق، تحلیل کاتوو و تعاریف ریشهای با توافق و مشارکت مالکان مسئله، از طریق برگزاری جلسات مصاحبه با متخصصان این حوزه احصا شده و مدل مفهومی نوسازی استراتژیک ارائه شد.
این پژوهش بر آن است تا تأثیر برند سازی را در کنار متغیرهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی و پتانسیل بازار کشورها بر میزان صادرات فرش دستباف بدان کشورها موردبررسی قرار دهد. پژوهشحاضرازنوعکاربردیبوده و از روشکمی در آناستفادهشدهاست. اطلاعات مربوط به شاخصهای مدل برای 217 کشور از طریق 1- پایگاه دادههای معتبر بینالمللی و داخلی و 2- توزیع دو پرسشنامه جمعآوری گردید. در این پژوهش شش فرضیه تعریف گردید و جهت تحلیل دادههای جمعآوری شده از PLS استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که به ترتیب چهار متغیر فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و برند سازی بیشترین تأثیر را بر عملکرد صادراتی دارند. درنهایت پیشنهاد گردید که صادرکنندگان مستقیم جهت حضور در بازارها متغیرها و شاخصهای مدل نهایی را با توجه به ضرایب آنها در اولویت بررسی خود قرار دهند و به کشورهایی که در این شاخصها وضعیت مطلوبی دارند ولی حجم صادرات فرش دستباف به این کشور کم میباشد توجه بیشتری نموده و بررسی بیشتری انجام دهند. همچنین با ارائه فرشهای باکیفیت از نظر جنس، تراکم بافت، طرح و رنگ برند کشور ایران و فرش ایرانی در سایر کشورها را حفظ نموده و یا بهبود دهند.
امروزه اغلب زنجیرههای تامین، با توجه بیشتر به حفاظت از محیط زیست بهعنوان مزیت رقابتی، به سمت کسب و کار سبز در حرکتند. در این میان، طراحی یک زنجیره تأمین سبز دو مرحلهای با تخصیص بهینه یک تأمینکننده سبز به یک تولیدکننده سبز بر اساس ماکزیمم کارایی و در نظرگرفتن فرآیندها و محصولات درونی میان این دوسطح، ضروری به نظر میرسد؛ زیرا، عملکرد اقتصادی و زیستمحیطی زنجیره تأمین را افزایش خواهد داد. یکی از روشهای مورد استفاده برای ارزیابی کارایی در مدیریت زنجیره تأمین سبز، تحلیل پوششی دادهها (DEA) است. روش-های سنتی DEA در ارزیابی کارایی زنجیره تأمین و سیستمهای چند مرحلهای به درستی عمل نمیکنند؛ زیرا، هر واحد تصمیمگیرنده را مانند جعبه سیاه در نظر میگیرند و از ساختارهای دورنی آن غفلت میورزند. لذا بهمنظور رفع این نقص، یک روش تحلیل پوششی دادههای شبکهای دو مرحلهای مبتنی بر مفاهیم مهندسی برق ارائه خواهد شد که قادر است کل ورودیها، محصولات میانی و خروجیهای مطلوب و نامطلوب میان تأمینکننده و تولیدکننده در زنجیره تأمین سبز را جهت تخصیص بهینه واحدهای تأمین به تولید براساس ماکزیمم کارایی در نظر بگیرد. مدل پیشنهادی همراه با یک مثال کاربردی تشریح و اعتبار آن تایید گردیده است.