هدف: هدف از این مطالعه تحلیل موانع اقتصادی و مالی اثرگذار بر عملکرد و توسعه پایدار درصنعت فوتبال ایران است. روششناسی: با توجه به ماهیت اکتشافی تحقیق از روش پژوهش کیفی برای شناسایی مهم ترین موانع مرتبط با موضوع تحقیق استفاده شد. بدین منظور مصاحبه نیمه ساختار یافته با 28 نفر از خبرگان امر صورت پذیرفت. با توجه به استفاده از روش داده بنیاد، نمونة تحقیق به صورت ترکیبی از روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شد. یافتهها: نتایج تحقیق 45 مانع اقتصادی و مالی را بر عملکرد و توسعه پایدار صنعت فوتبال ایران اثرگذار دانست. نتیجهگیری: بنا به یافته های تحقیق می توان موانع اقتصادی و مالی اثرگذار بر عملکرد و توسعه پایدار صنعت فوتبال ایران را به دو دسته کلی عوامل برون محیطی و عوامل درون محیطی تقسیم نمود. بر این اساس عوامل برون محیطی به عواملی اطلاق می شوند که خارج صنعت فوتبال ایران هستند و عواملی هستند که مدیران و مسئولان فوتبال ایران توانایی اثرگذاری بر آنها را ندارند. عوامل داخلی عواملی هستند که مدیران و دست اندرکاران ارکان صنعت فوتبال توانایی اثرگذاری بر کارکرد آنها دارند.
مقدمه و هدف: عوامل ساختاری مجموعه عواملی هستند که ریشه در ساختارهای کلان از قبیل اقتصادی، حقوقی-قانونی، فرهنگی- اجتماعی دارند. این عوامل از فاکتورهای بسیار اثرگذار بر جذب سرمایه گذاری خارجی شناخته می شوند. هدف از این تحقیق، پرداختن به این دسته موانع در صنعت فوتبال ایران است. روششناسی: جامعه آماری این تحقیق را کلیه مدیران عامل و اعضاء هیأت مدیره باشگاههای حاضر در لیگ برتر، اعضاء هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال و مدیران سابق فوتبال ایران(240≈N) تشکیل دادند. 148 نفر، بر اساس جدول مورگان، به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار اندازهگیری تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته می باشد که طی یک مطالعه مقدماتی و به روش دلفی با اعمال نظر 12 نفر از متخصصین امر در زمینه اقتصاد و مدیریت ورزشی در پرسشنامه نهایی تهیه گردیده است. برای اطمینان از پایائی پرسشنامه با استفاده از روش آماری آلفای کرونباخ ضریب پایایی پرسشنامه 885/0 تعیین گردید. تجزیه و تحلیلآماری یافتهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی(کولموگروفاسیمرنوف، آزمون پیرسون و تحلیلعاملی) صورت پذیرفته است. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد بین عوامل ساختاری (شامل اقتصادی، حقوقی-قانونی، مدیریتی-منابع انسانی، اطلاع رسانی-بازاریابی، تشویقی-حمایتی و فرهنگی-اجتماعی) و جذب سرمایهگذاری های خارجی در صنعت فوتبال ایران رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. بحث و نتیجهگیری: براساس یافتههای تحقیق، موانع ساختاری اثرگذار بر جذب سرمایهگذاری خارجی در صنعت فوتبال ایران در شش حوزه کلی قابل بررسی می باشند. این موانع به طور کلی خارج از محیط صنعت ورزش و صنعت فوتبال قرار دارند و به طور کلی حرکت سرمایه گذاری خارجی را به کل ساختار اقتصادی کشور با مخاطره مواجه می سازد. از اینرو تا زمانیکه موانع مذکور در کل ساختار کشور وجود داشته باشند صنعت فوتبال نیز مانند دیگر صنایع متأثر از چنین فضایی خواهدبود و از تأثیرات فزاینده سرمایه گذاریهایخارجی بیبهره خواهدماند.
هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطۀ تعهد سازمانی و تحلیلرفتگی شغلی داوران لیگهای فوتبال ایران بود. به این منظور 122 نفر از داوران و کمکداوران قضاوتکننده در لیگهای فوتبال کشور در فصل 92-91 در این تحقیق که توصیفی از نوع همبستگی بود، داوطلبانه شرکت کردند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای تعهد سازمانی آلن و میر (1991) و پرسشنامۀ تحلیلرفتگی شغلی مسلش و جکسون (1981) استفاده شد. براساس یافتههای پژوهش، بین تعهد سازمانی و تحلیلرفتگی شغلی رابطۀ منفی و معناداری وجود دارد؛ یعنی داورانی که در مقیاس تعهد سازمانی نمرۀ بالایی کسب کرده بودند، تحلیلرفتگی شغلی کمتری داشتند. همچنین نتایج نشان داد که تنها فرسودگی عاطفی واجد شرایط پیشبینی تعهد سازمانی است. در بررسی رابطۀ علی میان تحلیلرفتگی شغلی و تعهد سازمانی داوران نشان داده شد که تحلیلرفتگی شغلی اثر منفی و معناداری بر تعهد سازمانی داوران دارد. از آنجا که تحلیلرفتگی شغلی داوران به کاهش تعهد سازمانی میانجامد، توصیه میشود با شناسایی و کاهش عوامل بروز تحلیلرفتگی شغلی، از کاهش تعهد سازمانی و درنهایت عملکرد آنها جلوگیری شود.
یکی از ویژگیهایی که رشد و سلامت تیمهای ورزشی را تسهیل میکند، هوش هیجانی مربیان است که با هماهنگ ساختن عاطفه و تفکر میتواند تأثیر زیادی بر رویارویی با موقعیتهای تنشزا و متعارض در محیط کار داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی رابطۀ هوش هیجانی با سبکهای مدیریت تعارض مربیان کاراتۀ فعال استان اصفهان در سال 1391 است. از جامعۀ مربیان کاراته 285 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. از بین پرسشنامههای عودتشده 281 پرسشنامه کامل بود. برای جمعآوری اطلاعات از دو پرسشنامۀ استفن رابینز برای مدیریت تعارض و سایبر یاشرینگ برای هوش هیجانی استفاده شد. بین تمامی سبکهای مدیریت تعارض با هوش هیجانی ارتباط معناداری مشاهده شد. این رابطه در مورد دو سبک اجتنابی و رقابت، معکوس و در مورد سه سبک سازگارانه، مصالحه و همکاری مستقیم بود. در کل، مربیانی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، در مدیریت تعارض از سبکهای سازندهتر بیشتر استفاده میکنند و کمتر به سبکهای غیرسازنده مدیریت تعارض متکیاند.
هدف از این تحقیق پرداختن به موانع اقتصادی اثرگذار بر جذب سرمایهگذاریهای خارجی در صنعت فوتبال ایران است. جامعة آماری تحقیق را کلیة مدیران عامل و اعضای هیأت مدیرة باشگاههای لیگ برتر، اعضای هیأت رئیسة فدراسیون فوتبال و مدیران سابق فوتبال ایران (240 = n) تشکیل میدهند. 148 نفر براساس جدول انتخاب حجم نمونة مورگان بهعنوان نمونة مشخص، و پرسشنامة محققساختة 63 سؤالی که طی یک مطالعة مقدماتی و به روش دلفی تهیه شد، بین آنها توزیع و جمعآوری شد. روایی پرسشنامه را 14 متخصص تأیید کردند و آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه را 885/0 نشان داد. تجزیهوتحلیل آماری یافتهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی کلوموگروف – اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی، صورت پذیرفت. یافتهها نشان داد بین عامل اقتصادی و جذب سرمایهگذاریهای خارجی در صنعت فوتبال ایران رابطة مثبت و معناداری وجود دارد و در بین عوامل اثرگذار بر بهبود وضعیت موجود، برحسب مقدار بار عاملی بهدستآمده خصوصیسازی و حضور در بازار بورس بیشترین بارعاملی را بهدست آوردند. براساس یافتههای تحقیق، موانع اقتصادی اثرگذار بر جذب سرمایهگذاری خارجی را به سه دستة کلی میتوان تقسیم کرد: دستة اول موانعیاند که ریشه در ساختار اقتصادی کشور دارند؛ دستة دوم موانعی که ریشه در ساختار صنعت ورزش کشور دارند؛ دستة سوم موانعی که ریشه در ساختار نهادهای فوتبال دارند.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه سبکهای رهبری تحول آفرین - تبادلی و رفتار شهروندی سازمانی در سازمان تربیت بدنی است و اینکه بهطور ویژه کدامیک از ابعاد این سبکها رفتارهای شهروندی سازمانی کارکنان را افزایش میدهد. جامعه آماری پژوهش کلیه (273 نفر) کارشناسان ستاد مرکزی سازمان تربیت بدنی بودند که پس از توزیع پرسشنامه بین آنها، 220 پرسشنامه قابل استفاده بود که همین تعداد بهعنوان نمونه پژوهش در نظر گرفته شد. برای جمعآوری دادهها، پس از بررسی روایی و پایایی، از پرسشنامههای چندبعدی رهبری (باس و آولیو، 2000) و رفتار شهروندی سازمانی (پادساکف و همکاران، 1990)، استفاده شد. نتایج حاکی از متوسط بودن میزان رهبری تحولآفرین مدیران و رفتار شهروندی سازمانی کارشناسان سازمان تربیت بدنی بود. همچنین ضریب همبستگی نشان داد که سبکهای رهبری تحولآفرین - تبادلی رابطه معنیداری با رفتار شهروندی سازمانی دارند. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد رهبری تحولآفرین پیشبینیکننده قویتری برای رفتار شهروندی سازمانی است. مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که رهبری تحولآفرین تأثیر بیشتری بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارد. با توجه به اینکه رهبری تحولآفرین پیشبینیکننده قویتری برای رفتار شهروندی سازمانی است، بهتر است مدیران سازمان تربیت بدنی از این شیوه رهبری استفاده کنند.