پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی/ پیمایشی و با هدفی کاربردی به بررسی عواملی که میتواند بر انتخاب نشان های سیاسی از جانب رایدهندگان موثر باشد، پرداخته است. 560 پرسشنامه در میان کسانی که تصمیم داشته اند در انتخابات ریاست جمهوری 1392 شرکت کنند در سه شهر تهران، شیراز و رشت توزیع گردید. در سنجش روایی پرسشنامه از روش روایی ظاهری/ محتوایی و برای تعیین پایایی آن از روش آلفای کرونباخ (79%) استفاده شد. یافتهها نشان داد که مهمترین عوامل موثر در انتخاب برند سیاسی رییسجمهور، شامل ویژگیهایی همچون قانونمداری، مشورتپذیری، نقدپذیری، سخنرانی در میان اقشار مختلف جامعه و برگزاری جلسه رودررو با مردم میگردد. همچنین نتایج نشان داد که از نظر بزرگترین خوشه رای دهندگان عواملی مانند درک نیاز مردم، تخصص کاری و قدرت بیان و توانایی در سخنرانی دارای بیشترین اهمیت و ویژگیهایی همچون ظاهر نامزد (پوشش، چهره و فیزیک بدنی)، حزب یا گروهی که نامزد به آن تعلق دارد و دارا بودن شعار یا نماد متمایز از سایر نامزدها کمترین اهمیت را در انتخاب رییس جمهور داشته است.
فضای کسبوکار امروز، مسئولیتپذیری اجتماعی را از برندها طلب میکند. برندهای خیرخواه برآمده از این تفکر هستند. آنها میکوشند ضمن پاسخگویی به خواستههای ذینفعان و ایفای نقشی موثر نسبت به بخشهای آسیبخورده اجتماع، نگرش آنها را به سمت خرید بیشتر سوق دهند. بر این اساس، هدف از این مقاله بررسی اثر آن دسته از برانگیزانندههای خرید خیرخواهانه است که بر نگرش و قصد خرید برندهای خیرخواه از جانب مشتریان موثر میباشد. با توجه به این هدف، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی/پیمایشی و با کمک پرسشنامهای پژوهشگرساخته که روایی (سازه و محتوایی) و پایایی (کرونباخ 5/83% و دو نیم کردن 77%) آن به اثبات رسیده است، روابط میان متغیرهای پژوهش را بررسی مینماید. نتایج نشان میدهد که برانگیزانندهها در کل با تاثیرگذاری بر نگرش مشتری به برندخیرخواه، بر قصد خرید برندهای خیرخواه از جانب مشتریان موثرند. با این همه از میان برانگیزانندههای سهگانه شامل درونی، اجتماعی و شرکتی، تنها برانگیزانندهی شرکتی بوده است که توانسته است با تاثیرگذاری بر نگرش مشتری به برند خیرخواه، بر قصد خرید مشتریان نسبت به اینگونه برندها موثر باشد. از سوی دیگر، تنها تناسب اقدامات خیرخواهانه توانسته است رابطه میان نگرش به برند خیرخواه و قصد خرید آن را تعدیل نماید
شرکتها در عصر همگرایی کیفی محصولات، ناگزیر از متمایزسازی هستند. بستهبندی در مقام ابزاری متمایزکننده میتواند در این زمینه راهگشا باشد. یکی از شیوههای ایجاد تمایز توسط بستهبندی، وجود جنبههای زیبایی بخش در بستهبندی است که میتواند بر تمایز محصول و در سطحی بالاتر، بر شناخت و تمایز برند مالک محصول مؤثر باشد. تحقیقات گذشته این حوزه، مبین آن است که رعایت اصول زیباسازی در طراحی بستهبندی میتواند به دلیل فراهم نمودن تجاربی جدید برای مشتریان زیبایی دوست، از نظر کارکردی و نمادین نیز با پیامدهایی برای آنها همراه باشد و در نتیجه تمایل مشتریان را به تکرار خرید، پرداخت بالاتر و ارتباطی مستمر با بستهبندی و برند روی آن افزایش دهد. از این رو، هدف از این مطالعه، ارایه تحلیلی جامع نسبت به جنبههای زیبایی بخش به بستهبندی است که در این میان سعی میگردد این جنبهها و پیامدهای آن در سطح نگرش و رفتار مشتری با استناد به مطالعات گذشته داخلی و خارجی در حوزه بستهبندی تحلیل گردد. در پایان مقاله نیز سعی خواهد شد که پیشنهاداتی عملیاتی برای طراحان و شرکتهای صاحب بستهبندی در ارتباط با زیبایی بستهبندی ارایه شود.
چکیده هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر قصد برندگریزی مشتری با میانجیگری نگرش مشتریان به برندگریزی است؛ به این منظور، 268 نفر از شهروندان شهر رشت انتخاب شدند؛ در ادامه از طریق پرسشنامهای پزوهشگرساخته که روایی آن به دو روش تحلیل عاملی تأییدی و محتوایی و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (87 درصد) تآیید شده بود، آراء مشتریان جمعآوری شد. یافتهها حاکی از آن بود که نقش میانجیگر نگرش به برندگریزی میان عوامل کنشگری منفی اجتماعی و ریسک ادراکی از مصرف برند با قصد برندگریزی مشتری تائید شد. نتایج نشان میدهد، وجود مشتریان ناراضی که در قالب یک جامعه ضدبرند به کنشگری منفی بپردازند و از طرفی برداشت مشتری از ریسکهایی که در قبال مصرف برند باید تجربه کند، ازجمله مهمترین عوامل مؤثر بر برندگریزی مشتریان نسبت به برندهای چینی است.
امروزه در پی تحولات گستردة حاکمیت شرکتی، رئیس هیئت مدیره اختیارات واقعی بیشتری در اتخاذ تصمیمهای شرکت دارد و به تناسب نقش مهمش در رهبری هیئت مدیره، انتظارات عملکردی بیشتر برای او تعیین شده است. البته این مسئله هنوز در کشور به جایگاه شایستة خود دست نیافته است و بر خلاف آثار متنوع رهبری رئیس هیئت مدیره بر فرهنگ هیئت مدیره - بهویژه فرهنگ تولید تیمی- و مشارکت راهبردی اعضای هیئت مدیره، نیازمند بررسیهای بیشتر است. بنابراین، در این تحقیق پیمایشی، از میان اعضای هیئت مدیرة شرکتهای تعاونی تولیدی فعال شهر رشت 52 نفر به عنوان نمونه به پرسشنامه تحقیق (با روایی محتوایی تأییدشده و پایایی 4/94 درصد) پاسخ دادند. نتایج نشان میدهد رهبری اثربخش رئیس هیئت مدیره میتواند با ایجاد فرهنگی اثربخش که در آن تولید تیمی ارجح است، بر مشارکت راهبردی اعضا بیفزاید. از سوی دیگر، مشخص شد رهبری اثربخش رئیس هیئت مدیره از طریق ایجاد فضای باز و انتقادپذیر، آمادگی، خلاقیت و انسجام میان اعضا میتواند به مشارکت راهبردی اعضا منجر شود.
هدف تحقیق حاضر بررسی اثر هویتسازی برند بر اقدامهای ضدبرند از جانب مشتری با میانجیگری عشق به برند و حسادت به برند است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری، توصیفی- پیمایشی است. جامعة آماری تمام مشتریان برند پوشاک بنتون در شهر شیراز است که از این تعداد با روش نمونهگیری غیرتصادفی و با استفاده از فرمول نمونهگیری کوکران برای جامعة نامعلوم، 384 نفر انتخاب شدند. روایی پرسشنامه به روش محتوایی و تحلیل عاملی- تأییدی و پایایی آن به روش کرونباخ (85 درصد) تأیید شد. یافتهها نشان داد هویتسازی برند بر عشق به برند و حسادت به برند مؤثر است و عشق به برند میتواند بر حسادت به برند اثر بگذارد. نکتة دیگر آنکه عشق به برند برخلاف حسادت به برند نتوانست بر اقدامهای ضدبرند از جانب مشتری مؤثر باشد. در تحلیل نقش میانجیگری متغیرها نیز یافتهها نشان داد متغیر عشق به برند توانسته است رابطة میان هویتسازی برند و حسادت مشتری به برند را بهصورت ناقص میانجیگری کند.
این مقاله با رویکرد پیمایشی، اثر همخوانی شخصیت برند با خودانگاره مشتری بر رضایت و وفاداری مشتریان را بررسی مینماید. بهمنظور پژوهش در این زمینه پرسشنامهای استاندارد، که پایایی (کرونباخ 8/87% و دو نیم کردن 7/76%) و روایی آن به روش ظاهری محتوایی به تائید رسید، در میان 384 نفر از مشتریان بانک پارسیان در شهر رشت توزیع شد. آزمون تحلیل مسیر بهروش معادلات ساختیافته نشان داد که همخوانی شخصیت برند با خودانگاره مشتری، بر رضایت آنها تاثیر دارد؛ اما بر وفاداری ایشان تاثیر چندانی ندارد. از طرفی، مشخص شد که رضایتمندی مشتری میتواند در نقش یک متغیر میانجی با تاثیرپذیری از همخوانی شخصیت برند با خودانگاره مشتری بر وفاداری وی اثر بگذارد.
شرکتها در عصر همگرایی کیفی محصولات، ناگزیر از متمایزسازی هستند. بستهبندی در مقام ابزاری متمایز کننده میتواند در این زمینه راه گشا باشد. یکی از شیوههای ایجاد تمایز توسط بستهبندی، وجود ویژگیهای زیباشناختانه در بستهبندی است. با توجه به این امر در پژوهش پیمایشی حاضر اثر جنبه زیباشناختی بستهبندی بر قصد خرید کالا از طریق ترجیح بستهبندی بررسی شده ات. بدین منظور نمونهای متشکل از 384 نفر از میان مشتریان فروشگاههای مواد غذایی شهر شیراز انتخاب شده اند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محقق ساخته است که روایی آن از روش محتوایی/ظاهری و روش تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (4/88 درصد) تایید گردید. یافتهها نشان میدهد که ترجیح بستهبندی توانسته است رابطه میان جنبه زیباشناختی بستهبندی و قصد خرید کالا را بطور کامل میانجیگری نماید. دیگر یافتهها حاکی از آن است که جنبه اطلاعاتی بستهبندی رابطه میان جنبه زیباشناختی بستهبندی و ترجیح بستهبندی را تعدیل نموده است. از طرفی دیگر متغیرهای قیمت، کیفیت و برند محصولات غذایی رابطه میان ترجیح بستهبندی و قصد خرید کالا را تعدیلگری نموده اند.
بستهبندی همچون ویترینی برای برند علاوه بر ایفای نقش متمایزکنندگی میبایست ابزاری واقعی برای توصیف آنچه در درون خود دارد و از آن محافظت میکند، باشد. تردیدی نیست که این اخلاقگرایی در تولید بستهبندی میتواند از ابعاد مختلفی در عملکرد برند/ محصول و رفتار مشتریان تأثیر مثبت داشته باشد. در این راستا، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر اخلاقگرایی در بستهبندی و نقش آن در تمایز بستهبندی و ترجیح آن از نظر مشتریان است. دادههای لازم جهت بررسی فرضیات از طریق پرسشنامهای 18 سؤالی از میان 264 نفر از مشتریان فروشگاههای مواد غذایی در سطح شهر شیراز احصاء گردید. روایی پرسشنامه به روش ظاهری/ محتوایی و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (7/79 درصد) اثبات گردید. نتایج مطالعه حاکی از آن بود که اخلاقگرایی در بستهبندی بر تمایز و ترجیح مشتری اثر مثبت دارد؛ اما همه جنبههای اخلاقگرایی نمیتواند بر تمایز و ترجیح مشتری مؤثر واقع شود. ضمنا نقش تعدیلگری اخلاقگرایی مشتری بر رابطه میان تمایز و ترجیح مشتری نیز ثابت گردید.
چکیده صنعت سینما همواره از نظر قدرت فرهنگ سازی و اثراتی که از نظر نگرشی و رفتاری بر افراد جامعه می گذارد، شایسته توجه و برنامهریزی های اثربخشتری است. متاسفانه این صنعت در ایران جهت جذب مخاطبان در سالهای اخیر چندان موفق عمل نکرده است و سرمایهگذاران، تمایل خود را به سرمایه گذاری در این صنعت از دست دادهاند. این ناکامی ریشه در عوامل مختلفی دارد که با شناخت دقیق و برنامه ریزی در جهت رفع آنها می توان این روند را دگرگون کرد. از این رو و به منظور بررسی علل رویگردانی مخاطبان از سینما، مطالعهای در شهر رشت میان 470 نمونه صورت گرفت. در تحلیل روایی از روش محتوایی و در سنجش پایایی از دو روش کرونباخ و دو نیم کردن استفاده شد. یافتهها نشان داد که دلایل رویگردانی مخاطبان از سینما به 7 عامل تقسیم میشوند و مخاطبان در سه خوشه قرار می گیرند. خوشه اول بیشتر ناشناختهبودن کارگردان و تهیهکننده و خوشه دوم قیمت بالای بلیت را علت رویگردانی خود می دانستند. خوشه سوم که بزرگترین خوشه از مخاطبان به شمار می رود، عواملی همچون نامناسب بودن فضای فیزیکی سینما را در رویگردانی از سینما موثر می دانند.
در تحقیق حاضر با رویکردی پیمایشی و هدفی کاربردی اثر مزایای برند بر رضایتمندی و وفاداری رفتاری مشتری به برند پارس خزر با بررسی نقش میانجی گری برخی متغیرها، مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور بررسی این روابط، نمونهای متشکل از 384 نفر از میان مشتریان برند پارس خزر در شهر رشت انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامهای محقق ساخته است که در روایی سنجی آن از روش روایی محتوایی/ ظاهری و در پایایی سنجی آن از دو روش آلفای کرونباخ (90 درصد) و روش دو نیم کردن (9/90 درصد) استفاده شده است. یافته ها نشان میدهد که بین هر سه مزیت برند و رضایتمندی رابطه مثبت وجود داشته و مزایای نمادین و تجربه محور برند با وفاداری رفتاری به برند رابطه دارند. در تحلیل نقش متغیرهای میانجی نیز مشخص شده است که رضایت مشتری از برند رابطه میان دو متغیر مزایای نمادین و مزایای تجربه محور با وفاداری رفتاری به برند را میانجی گری نموده است. از سوی دیگر و در رابطه میان مزایای کارکردی برند و رضایت مشتری، دو متغیر مزایای نمادین و مزایای تجربه محور برند توانسته اند در مقام یک متغیر میانجی نقش ایفا نمایند. نتیجه آنکه تنها در صورتی برند پارس خزر میتواند رضایت مشتریان را محقق ساخته و متعاقبا وفاداری رفتاری آنها را کسب نمایند که بتوانند بهترتیب ابتدا مزایای کارکردی و سپس مزایای تجربه محور و مزایای نمادین را برای مشتریان فراهم آورد.
فروشندگان از طریق ایجاد تعهد و اعتماد در مشتری، بهبود رضایتمندی و نهایتا ایجاد وفاداری در آنها نقش بسیار مهمی در موفقیت و ماندگاری یک صنعت بازی میکنند. این متغیر در ارتباط با محصولات درگیرکننده و اغلب غیرخوراکی نقشی پر رنگتر دارد و شناخت آن دسته از ویژگی هایی که یک فروشنده میبایست از نظر مشتریان حائز آن باشد، اهمیتی بالا دارد. پژوهش حاضر با همین هدف به شناسایی و طبقه بندی ویژگیهای فروشندگان لوازم خانگی و بخش بندی مشتریان بر اساس هر یک از طبقه های شناسایی شده پرداخته است. جامعه آماری مشتریان فروشگاه های لوازم خانگی شهر شیراز میباشند که از این میان 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. تکنیک نمونه گیری از نوع پژوهشهای غیرتصادفی از نوع در دسترس است و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است که روایی آن به روش ظاهری/ محتوایی و پایایی آن به روش کرونباخ (88%) و روش دونیمکردن (74%) به تایید رسیده است. یافته ها نشان میدهد که 34 ویژگی فروشندگان در بررسی های اولیه به 30 ویژگی تقلیل یافته که این 30 ویژگی به روش تحلیل عاملی به 6 عامل تقسیم شده است. مهمترین عامل با عنوان شامل مولفه هایی همچون خوش اخلاق بودن، با انصاف بودن، درک سریع از نیازهای مشتری، شنونده خوب بودن، متین بودن، احترام به حقوق مشتری، قابل اعتماد بودن، خوش قول بودن، تواضع فروشنده میشد. AbstractSellers by developing commitment and trust in customers on one hand, and improving customers' satisfaction and creating loyal customers on the other hand, play a vital role in successfulness and survival of an industry.. This study has identified and categorized appliance seller characteristics and has clustered customers regarding to their comments on each category. Statistical population consists of all Shirazian customers who buy appliances in Shiraz city, of which 400 customers were selected as a sample. Sampling method is of kind of Nonprobability sampling method. Questionnaire validity is tested by face validity approach and its reliability is examined using alpha Cranach (%88) and split half approach (%74). Findings reveal that 34 characteristics in initial phases of analysis have decreased to 30 characteristics and these characteristics could be divided into 6 categories using factor analysis approach. The most important factor consists of some characteristics such as being Good-tempered, fair, having instant perception of customer needs, being a good listener and self possessed, respecting to customer rights, trust worthiness, having modesty and be loyal to her/ his word. Keywords: Personal Selling; Seller; Seller Characteristics; Factor Analysis
با توجه به نوسانات عملکردی احتمالی در طول عمر برند، می بایست در دوره های زمانی مختلف ممیزی دقیقی از میزان سلامت کاری برند انجام گردد. شواهد زیادی نشان می دهد که علاوه بر توجه ناکافی بسیاری از کسب و کارهای داخلی به ممیزی مستمر برند، ابزار کارآمدی نیز در این حوزه به چشم نمی خورد. از این رو در تحقیق حاضر سه هدف کلی دنبال می شود: تشریح مفهوم ممیزی برند و شاخص های ممیزی آن، ممیزی برند در صنعت هتل داری از منظر شاخص های یاد شده و بررسی اثرات این شاخص ها بر یکدیگر. جامعه آماری کلیه مشتریان هتل همای شیراز می باشند که از این تعداد 400 نفر به عنوان نمونه آماری مورد بررسی قرار گرفته اند. در تحلیل روایی پرسشنامه از روش روایی محتوایی و در تحلیل پایایی از دو روش آلفای کرونباخ (96%) و روش دو نیم کردن (89%) استفاده شده است. نتایج نشان داد که برند هتل هما از نظر شاخص های ممیزی برند موفق عمل نموده است، هر چند که بر اساس رویکرد سخت گیرانه ممیزی برند (ارزش آزمون 3.5 در مقایسه میانگین ها)، نتایج متفاوتی بدست آمد. از سوی دیگر مدل مفهومی تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و روابط میان متغیرهای مدل مفهومی مورد تایید قرار گرفت.
تولید محصولات سبز و خصوصا بسته بندی های سبز می تواند علاوه بر فراهم نمودن بستر لازم جهت تحقق مسئولیتهای اجتماعی شرکتهای داخلی، راه کار مناسبی جهت کاهش آسیب های محیط زیستی در سطح کشور باشد. با توجه به اهمیت این مسئله و ضرورت بررسی عواملی که می تواند بر نگرش و خرید بسته بندی سبز از جانب مشتریان موثر باشد، تحقیق حاضر با رویکردی توصیفی/ پیمایشی و با هدفی کاربردی به انجام رسیده است. بیش از 1350 پرسشنامه در پنج کلان شهر کشور برای انجام تحقیق جمع آوری گردید. در سنجش روایی از روش روایی محتوایی/ ظاهری و در تحلیل پایایی از دو روش آلفای کرونباخ (86 درصد) و روش دو نیم کردن (77 درصد) استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که عامل مسئولیت پذیری محیطی مشتری بیشترین اثر را بر نگرش وی به بسته بندی سبز داشته است. از سوی دیگر علاوه بر تایید اثر نگرش مشتری به بسته بندی سبز بر قصد خرید کالا با بسته بندی سبز، مشخص گردید که متغیر قیمت کالا با بسته بندی سبز این رابطه را تعدیل نموده؛ در حالیکه متغیر سطح دسترسی به کالا با بسته بندی سبز نتوانسته است این رابطه را تعدیل نماید.
هدف: هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر خرید کتابهای مذهبی با تأکید بر عناصر آمیختة بازاریابی شامل قیمت، محصول، ترفیع، توزیع و افراد است. روش: تحقیق از نظر روش پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. نمونهای متشکل از 280 نفر از میان خریداران کتابهای مذهبی در شهر استهبان انتخاب شد. ابزار گردآوری نیز پرسشنامهای محقق ساخته بوده است. یافتهها: عنصر «محصول» (شامل ویژگیهای مختلف کتابهای مذهبی) بیشترین تأثیر را در خرید کتابهای مذهبی دارد و عامل «توزیع» تأثیر چندانی در آن نداشته است. ویژگیهای جمعیتشناختی مشتریان (از نظر شغل، درآمد و وضعیت تأهل آنها) نیز توانسته است نظر مشتریان را در ارتباط با اثرات عناصر آمیخته بر خرید کتابهای مذهبی، با تفاوتهایی همراه سازد. اصالت اثر: این مطالعه برای نخستین بار به صورتی جامع و با رویکرد بازاریابی، عوامل مؤثر بر خرید کتابهای مذهبی را در سطح کشور بررسی کرده است.
مسئله رقابت در فضای امروز دیگر تنها به بنگاههای تولیدی محدود نبوده و این مسئله به عرضه کنندگان آنان و خصوصا خرده فروشیهای بزرگ نیز سرایت یافته است. خرده فروشیهای بزرگ با توجه به بافت فرهنگی ایران، خیل عظیم خرده فروشی های کوچکیرا در برابر خود می بینند که جهت بقای موفقیت آمیز خود می بایست با هوشمندی خاصی در برابر این گونه رقبای خرد اما بیشمار عمل نمایند. این گونه خرده فروشیهای بزرگ جهت جذب مشتریان و افزایش میزان خرید آنها نیازمند بکارگیری شیوه های بازاریابی نوین جهت افزایش زمان ماندگاری مشتری در فروشگاه و به تبع افزایش احتمال خرید هستند. یکی از این شیوه ها پخش نواهنگ در فروشگاهها است که در این مطالعه سعی شده است اثر این متغیر بر ماندگاری مشتری در فضای فروشگاه و افزایش خرید مشتریان بررسی شود. جامعه آماری مشتریان فروشگاه های بزرگ در سطح شهر رشت انتخاب گردیدند. نتایج مطالعه با استفاده از روش آماری تحلیل مسیر نشان داد که اثر نواهنگ بر خرید مشتریان از طریق زمان ماندگاری قابل تائید است. از سوی دیگر تفاوت های قابل ملاحظه ای نیز در میان مشتریان با ویژگی های بوم شناختی مختلف مشاهده گردید.
هدف/ زمینه: امروزه وجود سیستمی ناکارآمد در تعیین نوع کتابهای چاپی، توزیع، قیمتگذاری، ترویج و شاید مهمتر از همه نبود فروشندگانی متخصص و توانمند در این حوزه، فرایند فروش کتابهای داستانی را با چالشهای بیشماری روبرو نموده است. این مسئله به دلیل ضعف اطلاعاتی بسیاری از ناشران کتابهای داستانی (از مجموعه کتابهای غیردرسی) نسبت به آمیخته اینگونه محصولات، شدت بیشتری نیز به خود گرفته است. با توجه به این شکاف، تحقیقاتی، در تحقیق حاضر اثر عناصر آمیخته بازاریابی بر خرید کتابهای داستانی بررسی شده است. روش: برای انجام این تحقیق با رویکردی پیمایشی، نمونهای متشکل از 420 نفر از میان خریداران کتاب داستانی در کتابفروشیهای شهر شیراز و از طریق روش نمونهگیری تصادفی از نوع منطقهای افراد نمونه، انتخاب شدهاند. در روایی از روش محتوایی - ظاهری و در پایایی از روش کرونباخ (82%) و دو نیم کردن (79 %) استفاده گردید تا روایی و پایایی پرسشنامه مورد آزمون قرارگرفته و تأیید شود. یافتهها: یافتهها حاکی از آن است که عنصر «افراد» بیشترین تأثیر را در خرید کتابهای داستانی دارد و آخرین رتبه مربوط به «ترویج» است. از سوی دیگر، بومشناسی مشتری توانسته است برخی از اثرات عناصر آمیخته بر خرید کتابهای داستانی (بویژه در رابطه میان عناصری همچون محصول، توزیع، ترفیع و فروشنده کتاب را با خرید کتاب) تعدیل نماید.
هدف: هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثرهای بستهبندی کتاب و ابعاد آن بر قصد خرید کتابهای غیر درسی است. در این میان نقش تعدیلگری متغیرهای قیمت و محتوای کتاب غیر درسی نیز بررسی خواهد شد. روش/ رویکرد پژوهش: تحقیق از نظر روش، توصیفی/ پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعة آماری، تمامی خریداران کتاب مراجعهکننده به فروشگاههای کتابهای غیردرسی در شهر شیراز میباشند که از این تعداد 280 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در تحلیل روایی ابزار گردآوری، از روشهای روایی محتوا و روایی سازه و در سنجش پایایی، از آلفای کرونباخ (80%) و روش دو نیم کردن (75%) استفاده شد. یافتهها: نتایج مطالعه نشان میدهد تنها دو بُعد ترغیبی و اطلاعرسانی بستهبندی کتاب، بر قصد خرید کتاب غیردرسی مؤثر بوده است. از سوی دیگر، درحالی که متغیر قیمت کتاب غیر درسی توانسته است رابطة میان بستهبندی کتاب و قصد خرید کتاب غیردرسی را تعدیل نماید، متغیر محتوای کتاب غیر درسی نتوانسته است این رابطه را تعدیل کند. بحث و نتیجهگیری: بستهبندی، جزء جدایی ناپذیر کتاب است. در صورت طراحی نازیبا و بیارتباط با متن، توجه نکردن به سبک حروف نگاری روی کتاب و بدون ارائة اطلاعات لازم دربارة قیمت کتاب بر روی بستهبندی، خرید کتاب به صورت نامناسبی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.