
هدف از مطالعة حاضر بررسی اثر سرمایة فکری پایدار بر عملکرد بینالمللی پایدار با نقش واسطهای قابلیت تابآوری و نوآوری تحولآفرین در شرکتهای کوچک و متوسط است که نقش مهمی در اقتصاد کشورهای مختلف توسعهیافته یا در حال توسعه دارند. مطالعة حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری دادهها از نوع توصیفی و از شاخة پیمایشی است. برای گردآوری اطلاعات، روی شهرکها و ناحیههای صنعتی استان قزوین تمرکز شده است. از بین حدود 830 مدیر ارشد شناساییشده، نهایتاً 167 مدیر ارشد پرسشنامه را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل دادههای گردآمده با استفاده از ابزار پرسشنامه، از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که سرمایة فکری پایدار با تقویت قابلیت تابآوری و زمینهسازی برای نوآوری باز میتواند به صورت غیر مستقیم منجر به بهبود عملکرد بینالمللی پایدار شود. پس میتوان با تکیه بر سرمایة فکری پایدار و بهرهگیری از فناوریهای بهروز تابآوری را افزایش داد و از فرصتهای نوآوری بهتر استفاده کرد. مطالعة حاضر از آنجا که عوامل مؤثر در تعالی عملکرد بینالمللی پایدار را در شرکتهای کوچک و متوسط شناسایی کرده و میتواند باعث صرفهجویی در صرف منابع و زمان سازمان برای تحقق عملکرد پایدار در جامعة بینالمللی شود در نوع خود نوآور است.
هدف: مفهوم گسلایتینگ بهتازگی وارد مباحث مدیریت و سازمان شده و به تاکتیکهای فریبندهای اشاره دارد که به منظور دستکاری روانی کارکنان و القای کنترل بر آنان از طریق زیر سؤال بردن سلامت عقل و ادراک از واقعیت بر آنان اعمال میشود. هدف این پژوهش فهم پدیدة گسلایتینگ از دیدگاه افرادی است که آن را در بافتار سازمانی تجربه کردهاند. روش: در پژوهش حاضر از روش پدیدارشناسی توصیفی مبتنی بر چارچوب کُلایزی برای فهم پدیدة گسلایتینگ استفاده شد. مصاحبه و صدا و متنهای ارسالی از چهارده شرکتکننده با استفاده از این روش تحلیل شدند. برای انتخاب افراد از سه سؤال غربالگر استفاده شد و در تحلیل متون پیشانگاشتههای منتج از پیشینة پژوهش و تجارب و باورها آگاهانه براکت شد. یافتهها: تجربة گسلایتینگ از طریق چهار تم در قالب پانزده خوشه بیان شد. یافتهها نشان داد در تجربة پدیدة گسلایتینگ گفتمان سازمانی تحریف میشود، زمینة آسیبپذیری فراهم میشود، کنترلهای رفتاری و سرکوب گفتاری به شیوههای مختلف اعمال میشوند، و پس از بحران بازسازی یا فروپاشی روانی تجربه میشود. نتیجه: تجربة افراد از گسلایتینگ به صورت پدیدهای پویا قابل فهم است. گسلایتینگ نهتنها در سطح تعاملات فردی بلکه در سطوح ساختاری و فرهنگی سازمان نیز وارد میشود. ایجاد نظام شفافیت واقعی، آگاهیرسانی به مدیران و کارکنان دربارة شناسایی و پیشگیری از پدیدة گسلایتینگ، ایجاد سازکارهای حمایتی، و وجود سیستمهای نظارت بیطرف در شناخت و کنترل این پدیده مؤثر است.
هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی پیشرانهای شفافیت سازمانی اخلاقمدار در سازمان تأمین اجتماعی انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش کیفی و از نوع کاربردی است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. در این روش از ابزار مصاحبه برای استخراج مضامین فرعی و اصلی استفاده شد. نمونة آماری پژوهش حاضر چهارده نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران سازمان تأمین اجتماعی بود که به روش نمونهگیری گلولة برفی انتخاب شدند. روایی پژوهش با اجماع نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت و به منظور بررسی پایایی از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی (دو کدگذار) استفاده و پایایی نتایج تأیید شد. یافتهها: پس از مصاحبه و تحلیل مضامین در مجموع سیصد کد باز اولیه و هجده مضمون فرعی شناسایی شد که در قالب شش مضمون اصلی شامل تأکید بر شفافیت اطلاعات و سیاستها، تأکید بر اخلاقمداری و مسئولیتپذیری سازمانی، تأکید بر تعامل و اعتمادسازی با ذینفعان، تأکید بر عدالت و شفافیت در عملکرد، تأکید بر آموزش و توانمندسازی اخلاقی کارکنان، و تأکید بر پایداری و ارزشهای سازمانی دستهبندی شدند. این شاخصها با مفاهیمی نظیر اعتمادسازی، کاهش فساد، و بهبود سلامت سازمانی ارتباط مستقیم دارند. نتیجه: الگوی طراحیشده جامعیت بیشتری نسبت به مدلهای پیشین دارد و بر ابعاد رفتاری و فرهنگی سازمان تأکید میکند. این الگو میتواند به عنوان یک چارچوب راهبردی برای ارتقای شفافیت و سلامت سازمانی در سازمانهای مشابه استفاده شود و زمینهساز افزایش اعتماد عمومی و بهبود عملکرد سازمانی باشد.
کژرفتاری سازمانی در نظام آموزشوپرورش، به عنوان چالشی اساسی، تأثیرات عمیقی بر کیفیت آموزشی، سلامت محیط کار، و عملکرد ذینفعان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی علل، ویژگیها، و پیامدهای کژرفتاری سازمانی در محیطهای آموزشی از روش فراتحلیل کیفی استفاده کرده است. جامعة آماری شامل 120 مقالة معتبر فارسی و لاتین (1990 تا 2023) بود که با نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها با تحلیل تماتیک و نرمافزار MAXQDA کدگذاری شدند. یافتهها نشان داد 324 کد استخراجشده در سه محور اصلی (علل، ویژگیها، پیامدها) و ۱۴ مقولة فرعی طبقهبندی میشوند. علل کژرفتاری شامل ضعف نظارتی، فشارهای روانی، نابرابری منابع، و فقدان نظام انگیزشی است. ویژگیهای آن پنهانکاری، تنوع سطوح، و تداوم در بلندمدت است. پیامدها نیز کاهش اعتماد عمومی، افت کیفیت آموزشی، افزایش تعارضات، و آسیب به سلامت روان کارکنان را شامل میشود. الگوی نهایی رابطة پویا بین عوامل زمینهای (ساختار سلسلهمراتبی)، بسترهای سازمانی (فرهنگ بیتفاوتی)، و پیامدهای چندلایة کژرفتاری را ترسیم میکند. این پژوهش چارچوبی نظاممند ارائه میدهد تا مدیران با مداخلاتی مانند تقویت گزارشدهی شفاف و اصلاح فرهنگ سازمانی از بروز یا تشدید کژرفتاریها پیشگیری کنند. نتایج زنجیرة علّی میان علل و پیامدها را روشن میکند و مسیرهایی برای پژوهشهای آتی پیشنهاد میدهد.
هدف: انتظارات فرهنگی از دانشگاه و لزوم برنامهریزی مطلوب فرهنگی در این امر موجب شد تا پژوهش حاضر با هدف تبیین و مدلسازی پیشرانهای شکلدهندة برنامهریزی فرهنگی دانشگاه، برآمده از تحلیل مضمون، با استفاده از مدلسازی ساختاریـ تفسیری، منطبق بر مبانی فقهی امامیه، انجام شود. روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف اکتشافی و از لحاظ جهتگیری کاربردی است. روش پژوهش نیز از نوع آمیختة اکتشافی است. پس با توجه به روش آمیختة اکتشافی از روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و روش مدلسازی ساختاری تفسیری در بخش کمّی استفاده شد. شیوة جمعآوری دادهها در بخش کیفی مطالعات اسناد شاملِ دستورالعملهای سیاستی در حوزة فرهنگی دانشگاه و در بخش کمّی نیز پرسشنامة استاندارد مقایسات زوجی است. قابلیت اعتبار و اطمینان در بخش کیفی از طریق راهبردهایی نظیر ضریب کاپای کوهن، که مقدار آن بالاتر از 70/0 به دست آمد، مورد تأیید است. جامعة نظری پژوهش به منظور تکمیل پرسشنامة مقایسات زوجی خبرگان و صاحبنظران حوزة برنامهریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاههای دولتی است که در نهایت بر اساس ویژگیهایی از قبیل سابقة کاری، مدرک تحصیلی، و آشنایی با مفاهیم کلیدی بیست خبره به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گفتنی است برای تحلیل دادههای پژوهش در بخش کیفی از نرمافزار اطلس تیآی و در بخش کمّی از نرمافزار اکسل استفاده شد. یافتهها: یافتههای بخش کیفی نشان میدهد 85 مضمون پایه و 11 مضمونِ سازنده شکلدهندة مضمون فراگیر برنامهریزی فرهنگی دانشگاهاند. همچنین بر اساس یافتههای بخش کمّی پیشرانهای استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هماندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعة فرهنگی دانشمحور، پشتیبانی و مانعزدایی، بصیرتافزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدنساز، سیاستگذاری فرهنگی آیندهنگر، و امنیت فرهنگی پایدار در یک سطح قرار دارند و دارای قدرت نفوذ و وابستگی بالایی هستند که تعامل بالای آنها را در سیستم نشان میدهد. نتیجه: شناخت و تحلیل این پیشرانهای کلیدی توسط مسئولان دانشگاه میتواند به طور بالقوه موجب ارتقای بهرهوری در برنامهریزی فرهنگی و آمادگی لازم در مواجهه با آینده شود.
تحقیق حاضر با هدف تبیین الگوی مدیریت از منظر حضرت آیتالله خامنهای(مدظله العالی) انجام گرفته است. نوع تحقیق، با توجه به ماهیت پژوهش، توصیفیـ تحلیلی و با توجه به هدف از نوع تحقیقات توسعهای است. روش تحلیل منابع تحلیل مضمون است. از این روش برای به دست آوردن الگوهای موجود از دادههای کیفی استفاده میشود. در این مطالعه برای تحلیل دادهها از روش تحلیل قالب مضامین و تحلیل شبکة مضامین استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها فیشبرداری است. جامعة آماری کلیة بیانات حضرت آیتالله خامنهای از سال 1368 تا پایان سال 1398 است. پس از تجزیه و تحلیل اسناد و فرایند کدگذاری، الگوی مدیریت و رهبری از منظر معظمله در چهار بعُد اصول، الزامات اخلاقی، الزامات رفتاری، و الزامات عملی شناسایی شد که هر یک از ابعاد خود از مجموعهای از مؤلفهها و شاخصها تشکیل شده است. پس از احصای ابعاد و مؤلفهها و شاخصها جهت اعتباریابی مدل احصاشده نظرات و رهنمودهای خبرگان دریافت و بررسی شد و اصلاح نهایی انجام گرفت.
هدف: نظریة پویاییهای فرهنگی در زمرة پارادایم تفسیری است و تلاش دارد با ارائة فرایند چهار مرحلهای ایجاد و تغییرات فرهنگی را تبیین کند. هدف این پژوهش بررسی و تبیین کارکرد نظریة پویاییهای فرهنگی بعد از جایگزینی مبانی اسلامی در آن است. روش: در این پژوهش، از روش حِکمیـ اجتهادی استفاده میشود. در این روش، منظومة معرفتی اسلام بر نظریههای شکلگرفته در علوم انسانی عرضه میشود. در روش یادشده مبانی معرفتشناسی، هستیشناسی، و روششناسی اسلامی جایگزین مبانی نظریه میشود. یافتهها: با جایگزینی مبانی اسلامی فرایند جلوهگری و تفسیر از کار میافتد و چرخه قطع میشود. همچنین عنصرِ «ارزشها» در فرهنگ و پویاییهای فرهنگی در دام نسبیت گرفتار و فرایند یادشده با چالش مواجه میشود. نتیجه: با جایگزین کردن مبانی معرفتشناسی و هستیشناسی و روششناسی اسلامی فرایندهای پویایی فرهنگی قابلیت تداوم و استمرار خود را از دست میدهند. به طور خاص، فرایند تفسیر در مدل یادشده از بین میرود و دیگر چرخة پویاییهای فرهنگی استمرار نمییابد. همچنین با جایگزینی مبانی معرفتشناسی اسلامی که رویکردی رئالیستی دارد فرایند جلوهگری نیز فاقد معیار و ملاک برای ارزیابی خواهد بود. زیرا بر اساس مبنای معرفتشناسی پارادایم تفسیری هر ارزشی که متولد ذهنیت افراد باشد ارزشمند است. در این صورت در تعارض بین ارزشها هیچ معیار و ملاکی برای ارزیابی و سنجش صحت و درستی ارزشهای فرهنگی وجود ندارد.
کارکنان شاغل در آرامستانها به دلیل مواجهة هر روزه با مسئلة مرگ آسیبهای روانی، اجتماعی، و جسمی غیر قابل انکاری متحمل میشوند و فرسودگی شغلی از جملة پیامدهای آن است. این پژوهش درصدد است به توضیح این مسئله بین کارمندان شاغل در آرامستان بپردازد و آرامستان باغ رضوان اصفهان را به عنوان محیط مورد مطالعه انتخاب و بررسی کرده است. پژوهش حاضر به روش ترکیبی و مبتنی بر طرح تبیینی متوالی انجام شده است. جامعة آماری شامل 136 کارمند شاغل در آرامستان باغ رضوان اصفهان بود. در بخش کمّی تمامی کارکنان مورد پیمایش قرار گرفتند. در بخش کیفی 15 مشارکتکننده به شیوة هدفمند از بین کارکنانی که بیشترین میزان فرسودگی شغلی را داشتند برای مصاحبه انتخاب شدند. یافتهها بیانگر آن است که کارکنان آرامستان باغ رضوان بیشتر از بعد کفایت شخصی احساس فرسودگی میکنند و استرس شغلی نسبت به سایر متغیرهای بررسیشده بیشترین میزان ارتباط را با فرسودگی شغلی کارکنان دارد. همچنین دلایل فرسودگی شغلی کارکنان آرامستان باغ رضوان را میتوان در قالب مضامین «برچسب خوردن و طردشدگی»، «ماتم تلمبارشده»، «طرد هویت شغلی»، «بدبینی و بیاعتمادی»، «رودررویی با مرگ»، «کشمکش در مزایای شغلی»، و «میراث معیشتی ازدسترفته» برساخت کرد.
هدف: چند صباحی است که افزایش مشارکت مردمی در جریانهای نهادی و سازمانی به موجی گسترده تبدیل شده است. اما آنچه در این موج ناگفته مانده چالشهای مشارکت است که مردم با اعمال فشار بر اعضای سازمان در پی تحمیل خواستههای خود هستند. هدف از پژوهش حاضر واکاوی تجربة معلمان از شیوههای اعمال فشار والدین برای تحمیل خواستههایشان بود. روش پژوهش: برای دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی و پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. مشارکتکنندگان در این پژوهش آن دسته از معلمان مدارس ابتدایی در شهر سمنان بودند که اعمال فشار توسط والدین را تجربه کرده بودند. با استفاده از نمونهگیری هدفمند گلوله برفی و با تکیه بر اشباع نظری دادهها 16 نفر از آنها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از مصاحبة نیمهساختاریافته استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد والدین برای پیگیری و تعقیب خواستههای خود و اعمال فشار بر والدین از تاکتیکهای ایجاد تنش و درگیری، استفاده از تهدید، شبکهسازی، ائتلاف موقت، و ترویج اخبار کذب و شایعه استفاده میکنند. نتیجه: این یافتهها به صورت ضمنی نشان از آن داشتند که فشارهای مردم برای دخالت در سازکارهای سازمانی فشاری غیرنهادی است که مردم به صورت بیسازمان و هرجومرجگونه به اعمال فشار بر اعضای سازمان میپردازند. ضعف نهادهای مدنی و روایتِ حاکم بر صنعت چاپ، که همواره روایتی به دور از تنش از سازمانها ارائه میکند، سبب شده چالشهای مشارکت نادیده انگاشته شود.
اهمیت موضوع: بررسی فرهنگ شرکتی و تأثیر آن بر عملکرد مالی میتواند به شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکتها کمک کند و راهکارهایی برای بهبود عملکرد مالی ارائه دهد. هدف پژوهش: بررسی تأثیر مکانیسمهای فرهنگ شرکتی بر ساختار سرمایه با توجه به نقش میانجی هزینة سرمایه هدف این مطالعه است. روششناسی پژوهش: در این مطالعه با استفاده از اطلاعات 153 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دورة دَه ساله، از سال 1392 تا 1402، به آزمون فرضیه پرداخته شده است. همچنین به منظور آزمون فرضیهها از تکنیک اقتصادسنجی پانل دیتا و نرمافزار ایویوز استفاده شده است. یافتههای پژوهش: یافتههای این مطالعه نشان داد اندازة هیئتمدیره تأثیر منفی و معنادار و دوگانگی وظایف مدیرعامل و مالکیت نهادی تأثیر مثبت و معنادار بر ساختار سرمایه دارد. با این حال، ترکیب هیئتمدیره تأثیر معنادار بر ساختار سرمایه ندارد. همچنین مشخص شد ترکیب هیئتمدیره و مالکیت نهادی تأثیر منفی و معنادار بر هزینة سرمایه دارند. ولی اندازة هیئتمدیره و دوگانگی وظایف مدیرعامل نقش تعیینکنندهای در این زمینه ندارند. هزینة سرمایه یکی از عوامل کلیدی در ارزیابی عملکرد مالی شرکتهاست. فرهنگ شرکتی میتواند بر هزینة سرمایه تأثیر بگذارد. همچنین، فرهنگ شرکتی میتواند بر ریسکپذیری و استراتژیهای سرمایهگذاری تأثیر بگذارد که این موارد نیز به نوبة خود بر عملکرد مالی شرکت تأثیرگذار خواهند بود. بهعلاوه مشخص شد هزینة سرمایه به صورت منفی در تعیین ساختار سرمایه تأثیرگذار است و در نهایت مشخص شد ترکیب هیئتمدیره و مالکیت نهادی از طریق تأثیرگذاری بر هزینة سرمایه نیز میتوانند بر انتخاب ساختار سرمایة شرکت تأثیرگذار باشند.
هدف: امروزه تصدی امور توسط مدیران ناکارآمد موجب انحلال و فروپاشی سازمانهاست؛ فرایندی که باعث هدررفت منابع سازمان و اضمحلال سیستم مدیریتی و تصمیمگیری در سازمان میشود و ناشایستسالاری را به عنوان امری اجتنابناپذیر و ناشی از سلسلهمراتب سازمانی گسترش میدهد. هدف از این پژوهش شناسایی و سطحبندی پیشایندهای کوتولهپروری در سازمانهای دولتی است. روششناسی: این پژوهش کاربردی و از لحاظ رویکرد از نوع پژوهشهای آمیخته است. در بخش کیفی از روش فراترکیب و از ابزار مطالعة اسنادی استفاده شده است. بدین منظور مطالعات مرتبط در زمینة پیشایندهای کوتولهپروری از منابع معتبر، طی سالهای ۱۹۴۶ تا ۲۰۲۴، جمعآوری و بررسی شد و از میان آنها ۷۴ منبع برای استخراج عوامل پیشایندی کوتولهپروری در سازمانهای دولتی استفاده شد. جامعة آماری در بخش کمّی شامل مدیران و رؤسای ادارات (خبرگان) دانشگاههای دولتی استان قم بودند که ۱۳ نفر از آنها به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش پیشایندهای کوتولهپروری در ۵ مقولة اصلی اقدامات نادرست مدیریت منابع انسانی (4 مضمون)، عوامل ساختاری (2 مضمون)، آسیبهای اجتماعی (3 مضمون)، عوامل رفتاری (6 مضمون)، و آسیبهای فرهنگی (2 مضمون) شناسایی شدند. نتیجه: نتایج حاصل از این پژوهش میتواند از سوی مدیران جهت شناسایی نشانهها و علائم گسترش معضل کوتولهپروری در سازمانها مورد استفاده قرار گیرد. آگاهی داشتن مدیران از پیشایندهای کوتولهپروری گامی مؤثر در توانمندسازی آنها جهت خنثی کردن آثار مخرب ارتقای ناکارآمدان و اجرای اقدامات پیشگیرانة مناسب در مقابله با عادیسازی ناشایستسالاری در سازمانها خواهد بود.
هدف: با توجه به اینکه هوش مصنوعی یک فناوری بسیار پیچیده و همهمنظوره با بسیاری از زمینههای کاربردی بالقوۀ جدید است، مطالعات محدود در مورد آمادگی کسبوکارهای فناورانۀ جدید برای بهکارگیری هوش مصنوعی یک شکاف تحقیقاتی قابل توجه را ایجاد کرده است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی بهکارگیری هوش مصنوعی در کسبوکارهای فناورانۀ جدید است. این پژوهش یک پیشنیاز برای ایجاد آمادگی و تقویت بهکارگیری هوش مصنوعی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی و بر حسب نوع دادهها کیفی است. در این پژوهش از روش کیفی تحلیل تم براون و کلارک برای شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی بهکارگیری هوش مصنوعی در کسبوکارهای فناورانة جدید استفاده شده است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر تعداد 14 نفر از بنیانگذاران کسبوکارهای فناورانۀ جدید و متخصصان در حوزۀ هوش مصنوعی را شامل میشود. گردآوری دادههای پژوهش از طریق مصاحبۀ نیمهساختاریافته انجام شد و تا اشباع نظری ادامه یافت. یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که عوامل متعددی بر آمادگی بهکارگیری هوش مصنوعی در کسبوکارهای فناورانة جدید تأثیرگذار است. عوامل شناساییشده در این پژوهش شامل عوامل سازمانی، عوامل فناورانه، عوامل زیرساختی، عوامل حاکمیت داده، عوامل محیطی، و عوامل قانونی است. نتیجه: این پژوهش با شناسایی عواملی که منجر به آمادگی کسبوکارهای فناورانۀ جدید در بهکارگیری هوش مصنوعی میشود سبب میشود کسبوکارهای یادشده با استقبال از هوش مصنوعی از فرصتهای آن بهره بگیرند. بهعلاوه چالشهای هوش مصنوعی را به فرصت تبدیل کنند و سطح ریسک خود را پایین آورند و در نهایت زمینۀ رشد و پیشرفت خود را بهویژه در مقایسه با رقبا فراهم سازند.
هدف: این پژوهش با هدف واکاوی ادراک معنا و مفهوم فرهنگ کیفیت بر اساس اشتراک و افتراق موجود از نظر هیئتعلمی، مدیران، کارکنان، و دانشجوهای دانشگاه تهران شکل گرفت. روش پژوهش: رویکرد این مطالعه کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری بود. شرکتکنندگان تحقیق دربرگیرندة چهار دسته از ذینفعان شامل اعضای هیئتعلمی، کارکنان، مدیران، دانشجویان دانشگاه تهران بودند که به شیوة نمونهگیری ملاکی انتخاب شدند و اشباع پس از 61 مصاحبه حاصل شد. یافتهها: یافتهها به شناسایی 66 نشانگر و دستهبندی آنها در قالب 19 زیرمضمون و 3 مضمون اصلی منتج شد. در بررسی افتراق، دانشجویان فرهنگ پاسخگومحور، اعضای هیئتعلمی فرهنگ مبتنی بر پیشرفت، مدیران فرهنگ کمیمحور، و کارکنان فرهنگ عدالتمحور را فرهنگ غالب مورد نظر خویش به سمت کیفیت میدانند. مقایسة مفهومی فرهنگ کیفیت در گروههای آموزشی مختلف نشان داد نگاه و ادراک غالب در دانشکدههای مختلف با یکدیگر متفاوت است. نتیجه: بر اساس یافتههای بهدستآمده فرهنگ کیفیت مسئلهای چندبُعدی است که فراتر از اشتراک مفهومی بر حسب سمت دانشگاهی و گروههای آموزشی از تنوع حداکثری و تکثرگرایانه برخوردار بوده است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و عناصر و ارائة مدل کیفیت دانشجوـ معلمان دانشگاههای فرهنگیان تهران انجام شده است. پژوهش بر اساس هدف کاربردی و از منظر ماهیت دادهها کیفی است که از روش تحلیل مضمون برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. جامعة آماری را استادان دانشگاههای فرهنگیان شهر تهران و همچنین دانشجوـ معلمان ترم آخر همان دانشگاهها در بهار سال 1402تشکیل دادند که با کاربرد روش نمونهگیری هدفمند، به عنوان نمونة پژوهش، انتخاب شدند و مصاحبهها تا نفر 22 به اشباع رسید. ابزار گردآوری دادهها مصاحبة نیمهساختارمند بود. دادههای بهدستآمده با استفاده از تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد ابعاد کیفیت دانشجوـ معلمان دارای چهار مقوله شامل کیفیت شایستگی با سه مؤلفه (خلاقیت و نوآوری، تخصص و مهارت، حفظ شأن معلمی)، کیفیت نقش با چهار مؤلفه (تسهیلگری، مقتدر رسمی، مربیگری، الگویی)، کیفیت یاددهی و یادگیری با سه مؤلفه (روش تدریس، سبک تدریس، روش ارزیابی)، و کیفیت زندگی کاری با چهار مؤلفه (سطح استقلال، روابط اجتماعی مطلوب، سلامت عمومی، سازگاری با محیط) است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگیهای خودتوسعهای مدیران با رویکرد کیفی و به روش فراترکیب انجام شده است. کلیة اسناد علمی یافتشده بین سالهای 2012 تا 2023 به تعداد 567 سند علمی جامعة پژوهش حاضر را شکل میدهند که در 7 پایگاه خارجی و 5 پایگاه داخلی یافت شدهاند. 24 سند علمی پس از واکاوی عناوین و چکیده و محتوا گزینش و تحلیل شدند. تحلیل یافتهها با روش تحلیل تم انجام شد. به منظور تأمین کیفیت پژوهش، واکاوی و تحلیل اسناد با دقت بالا صورت پذیرفت و همچنین از نظرات و پیشنهادهای دو خبره به وسیلة ابزار برنامة مهارتهای ارزیابی حیاتی (CASP)، در گزینش منابع فراترکیب و کنترل کیفیت یافتهها استفاده شد. پایایی دادههای کیفی از طریق کدگذاری مجدد توسط کدگذار دوم با ضریب توافق 87 درصد تأیید شد. یافتهها نشان داد شایستگیهای خودتوسعهای مدیران در پنج بعد توانایی، ویژگیهای فردی و حرفهای، نگرش، دانش، و مهارت سازماندهی شدند. حیطة توانایی از مؤلفههای خودتوانمندسازی، خودمدیریتی، خودآگاهی، و خودراهبری تشکیل شده و شامل 19 گویه یا مفهوم است. حیطة ویژگی دارای 12زیرمؤلفه است که تحت دو مؤلفة ویژگیهای فردی و ویژگیهای حرفهای سازماندهی شدهاند. اشتیاق به بهبود و خودباورمندی مؤلفههای حیطة نگرش هستند که در مجموع شامل 7 زیرمؤلفه است. در حیطة دانش دو مؤلفة دانش حرفهای و دانش موقعیت با 8 زیرمؤلفه شناسایی شدهاند. 13 زیرمؤلفه نیز تحت سه مؤلفة بلوغ ذهنی و ادراکی، رهبری و سازماندهی محیط کاری، و برقراری ارتباط بینفردی اثربخش حیطة مهارت را ایجاد کردهاند.
فراهم کردن شرایط کاری مناسب و همچنین حمایت و محافظت از کارکنان در برابر آسیبهای احتمالی در محیط کار یکی از دغدغههای اصلی سازمانهاست. از اینرو، ضروری است پدیدههای مخربی چون قلدری سازمانی بررسی و مصادیق آن شناسایی شود تا بتوان برای مقابله با آنها اقدام مناسب انجام داد. در پژوهش حاضر، با روش پدیدارشناسی، به شناسایی پدیدة قلدری کارکنان نسبت به مدیران یا به بیان دیگر قلدری رو به بالا پرداخته شد. برای این منظور تعداد 14 نفر از افرادی که حداقل سه سال سابقة مدیریتی در سازمانهای دولتی داشتند به صورت نمونهگیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند و با مصاحبة نیمهساختاریافته از تجربیات آنها در این خصوص استفاده شد. تحلیل دادههای حاصل از پژوهش نیز به روش کلایزی انجام شد. یافتههای پژوهش به شناسایی چهار بعد اصلیـ شامل قلدری شخصی، قلدری مربوط به تخریب و تهدید عملکرد حرفهای، قلدری مربوط به تهدید موقعیت و جایگاه مدیریتی، قلدری جنسیتیـ و بیست و یک مؤلفة مربوط به قلدری رو بالا انجامید. نتایج پژوهش نشان داد موضوع قلدری رو به بالا در بخش دولتی برای برخی از مدیران چالشی جدی و نیازمند توجه بیشتر است.
امروزه علم و فناوری در پیشرفت و تعالی کشورها نقشی تعیینکننده دارد. در اقتصادهای داناییمحور، سهم شرکتهای دانشبنیان در توسعه و تجاریسازی فناوری قابل توجه است. بر این اساس، هدف از نگارش این مقاله ارائة الگوی فرآیندی تجاریسازی خدمات در شرکتهای دانشبنیان انتخابی بود. بدین منظور، در این پژوهش از روش تحقیق مطالعة چندموردی استفاده شد. ابتدا، با استفاده از روش نمونهگیری غیراحتمالی (غیرتصادفی) آسان، 3 شرکت ارائهکنندة خدمات دانشبنیان در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) مستقر در استانهای قم و تهران، به عنوان نمونه، انتخاب شدند و پس از مصاحبه با 7 نفر از مدیران مطلع از فرآیند تجاریسازی خدمات دانشبنیان شرکتها، دادهها احصا و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. در نهایت، بر اساس نتایج، الگوی فرآیندی تجاریسازی خدمات در شرکتهای دانشبنیان صنعت ICT طراحی و ارائه شد. مراحل اصلی الگوی مذکور عبارتاند از: تحقیقات بازاریابی (نیازسنجی)، ایدهیابی، تحلیل و تأمین مالی، تأمین و آموزش نیروی انسانی، تدوین و اجرای استراتژیهای بازاریابی و تبلیغات، امکانسنجی جامع تولید و تولید و آزمایش و بهبود و ارتقا، کنترل کیفیت، اخذ مجوزها و استانداردها، و تدوین و اجرای استراتژیهای قیمتگذاری و فروش و توزیع.
امروزه عملکرد فراخودمحور، به منزلة یک رفتار فرانقش، در دو حوزة عملکرد وجدانمحور در ارتباط با سازمان (تعهد) و عملکرد وجدانمحور در ارتباط با همکاران، از اهمیتی ویژه برخوردار است. پژوهش حاضر در زمینة بررسی تأثیر ارزش اجتماعی درکشده بر عملکرد فراخودمحور در سازمان فنی و حرفهای استان گیلان صورت گرفت. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی است. ابزار جمعآوری داده پرسشنامه و جامعة آماری پژوهش کلیة کارکنان سازمان فنی و حرفهای استان گیلان (459 نفر) بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 231 نفر به منزلة حجم نمونة آماری تعیین و به روش نمونهگیری طبقهبندی ساده (تناسبی) انتخاب شدند. دادههای جمعآوریشده از طریق نرمافزارهای SPSS 19 و Smart PLS 2 بررسی شد. یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که ارزش اجتماعی درکشده با ضریب تأثیر 54/0 تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد فراخودمحور دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد متغیر ارزش اجتماعی درکشده میتواند بر سازههای عملکرد فراخودمحور، شامل عملکرد وجدانمحور در ارتباط با سازمان و عملکرد وجدانمحور در ارتباط با همکاران، با ضرایب به ترتیب 51/0 و 44/0 تأثیرگذار باشد.
تا امروز، کیفیت زندگی کاری، به منزلة اساسی برای بهروزی کارکنان، در دستهبندیهای گوناگون بررسی شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با ترکیب کمی نتایج تحقیقات کیفیت زندگی کاری به دنبال آن است که با شناسایی و به دست آوردن اندازة اثر مؤلفههای کیفیت زندگی کاری استفادهشده در تحقیقات مختلف در ایران به نقد و بررسی این تحقیقات بپردازد. این تحقیق از نظر هدف توصیفی و از نظر نوع استفاده کاربردی است. جامعة آماری شامل 79 مقاله و پایاننامههایی بود که در ایران انجام گرفته بود. تعداد 40 تحقیق با استفاده از روش قضاوتی در نرمافزار CMA2 وارد فرایند فراتحلیل شدند. پایایی شناسایی از طریق توافق داوران در انتخاب و طبقهبندی تحقیقها، پایایی کدگذاری از طریق توافق داورها در مورد استفاده از مفاهیم خاص برای کدگذاری متغیرها، و پایایی سطح معناداری و اندازة اثر از طریق توافق در محاسبات اندازة اثر بین دو فراتحلیلگر به دست آمد. نتایج نشان داد به ترتیب روابط اجتماعی در کار، فرصت برای رشد، فضای کلی زندگی، میزان کنترل اعمالشده در کار، رضایت از کار، قانونگرایی، استرس در محل کار، شرایط ایمنی و بهداشتی محیط کار، توازن بین کار و زندگی، یکپارچگی اجتماعی، و پرداخت مناسب مهمترین مؤلفه های کیفیت زندگی کاریاند.
هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیشایندها و پیامدهای غبطه در محیط کار بود. نمونة این پژوهش شامل 304 نفر از کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ـ منطقة اهواز بود که به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامههای غبطه در محیط کار، مبادلة رهبر ـ عضو، خودارزشیابی محوری، رفتار اجتماعیار، تخریب اجتماعی، و گسستگی اخلاقی استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرمافزارهای SPSS ویراست 23 و AMOS ویراست 23 انجام گرفت. جهت آزمودن آثار غیرمستقیم در الگوی پیشنهادی از روش بوت استراپ در برنامة ماکرو پریچر و هیز (2008) استفاده شد. یافتهها نشان دادند الگوی پیشنهادی از برازش نسبتا خوبی با دادهها برخوردار است. همچنین، اثر خودارزشیابی محوری و مبادلة رهبر ـ عضو بر غبطه در محیط کار و غبطه در محیط کار بر رفتار اجتماعیار، تخریب اجتماعی، و گسستگی اخلاقی معنیدار بود. نقش واسطهای گسستگی اخلاقی نیز در رابطة بین غبطه در محیط کار با تخریب اجتماعی تأیید شد.