DOR:98.1000/1735-0913.1398.34.140.66.1.9.1586 در این تحقیق امکان ساخت تخته تراشه جهتدار سه لایه از چوب گونه ممرز (Carpinus betulus L.) مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این منظور تختههای آزمایشگاهی به ضخامت 12 میلیمتر از چوب ممرز، در حالی که جهت تراشههای لایه سطحی در جهت طول تخته و جهت تراشههای لایه میانی عمود بر لایه سطحی بود، با استفاده از دو سطح زمان پرس 6 و 8 دقیقه و سه سطح حرارت پرس180، 200 و220 درجه سانتیگراد ساخته شدند. در کلیه تیمارها، دانسیته تختهها 7/0 گرم بر سانتیمتر مکعب، رطوبت کیک 7 درصد و نوع چسب مصرفی فنل فرمالدئید به میزان 7 درصد وزن خشک چوب بود. خواص مکانیکی و فیزیکی تختههای آزمونی بر پایۀ استاندارد اروپایی (EN 300) جهت تولید تخته تراشه جهتدار مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که افزایش زمان پرس اثر معنیداری بر چسبندگی داخلی و همچنین اثر بسیار معنیداری بر واکشیدگی ضخامت 24 ساعت تختهها داشت. افزایش حرارت پرس نیز اثر معنیداری بر مدول گسیختگی و همچنین اثر بسیار معنیداری بر چسبندگی داخلی و واکشیدگی ضخامت 24 ساعت تختهها داشت. بهطوریکه در مجموع بیشترین مقادیر مدول گسیختگی و چسبندگی داخلی و همچنین کمترین واکشیدگی ضخامت 24 ساعت در زمان پرس 8 دقیقه و حرارت پرس 220 درجه سانتیگراد بهدست آمد و در این حالت تمامی خصوصیات تختههای تولیدشده بیشتر از حد استاندارد مورد نیاز بود.
سابقه و هدف: یکی از بخشهای مهم در صنایع چوب و کاغذ، رزینهای سنتزی مورد استفاده میباشد. رزینهای اپوکسی، از جمله پلیمرهای پرمصرف در صنایع مختلف و صنایع چسبسازی میباشند که از ترکیب بیسفنول A و اپیکلروهیدرین بدست میآید. بیسفنول A در فرمولاسیون رزینهای اپوکسی از فرآوردههای نفتی به دست میآید که این فرآوردهها محدود و پایانپذیر، گران و سرطانزا است، وجود بیسفنول A، در محیط اطراف، میتواند تهدیدی جدی برای سلامت انسان و محیط زیست باشد. تحقیقاتی در زمینه رزینهای زیستیپایه اپوکسی انجام شده از جمله شاکری و همکاران (2010) از رزین سویای اپوکسیدار شده اکریلیکی در ساخت تختهکاه استفاده کردند. تسوجی و همکاران (2010) مقایسه رزین پایه فرمالدهید و سویای اپوکسیدار شده اکریلیکی در ساخت تختهکاه را مورد بررسی قرار دادند. هدف این تحقیق، سنتز رزین زیستپایه تانن اپوکسی اکریلاتی و ساخت تخته خرده چوب با آن و بررسی خواص مکانیکی و فیزیکی آن است. مواد و روشها: در این تحقیق جهت ساخت تخته خردهچوب سه لایه با رزین زیستپایه تانن اپوکسی اکریلاتی، خردهچوبهای ریز برای لایه سطحی که بر روی مش 20 باقیماده و خردهچوبهای درشت که از مش 20 عبور داده شده برای لایه میانی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور کاهش رطوبت خردهچوبها تا رطوبت 5/2 درصد، ذرات به مدت 8 ساعت در خشککن دمای 103 درجه قرار گرفتند. تانن تجاری استخراج شده از پوست میموزا، که به صورت پودر قهوهای رنگ و خشک شامل 82 درصد مونومر و الیگومر فلاونوئیدی میباشد از شرکت سیلوا شیمی فرانسه تهیه شد. جهت سنتز رزین زیستپایه تانن اپوکسی اکریلاتی از اسید اکریلیک (99%)، هیدروکینون (99%) و کاتالیزور1,4-Diazabicyclo [2,2,2] octane شرکت سیگما-آلدریچ استفاده شد. گلیسیدیل اتر تانن با اکریلیک اسید و کاتالیزور و هیدروکینون در دمای 95 درجه سانتیگراد به مدت 12 ساعت واکنش داده و رزین تانن اپوکسی اکریلاتی تهیه شد. با استفاده از طیفسنجی زیر قرمز تبدیل فوریه ساختار نهایی رزین بررسی شد. سپس تختهخرده سه لایه با رزین تانن اپوکسی اکریلاتی در دو دمای پرس 160 و 180 درجه سانتیگراد و زمان پرس 5/5 و 5/7 دقیقه با دانسیته اسمی 700 کیلوگرم بر مترمکعب ساخته شد و خواص مکانیکی مانند مقاومت خمشی (MOR)، مدول الاستیسیته (MOE) و چسبندگی داخلی (IB) بر اساس استاندارد EN310 و EN319 و خواص فیزیکی مانند جذب آب (WA) و واکشیدگی ضخامت (TS) پس از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب بر اساس استاندارد EN317 اندازهگیری شد یافتهها: اسید اکریلیک با گلیسیدیل اتر تانن واکنش داده، در محل گروههای اپوکسی، گروههای اکریلیکی قرار میگیرند و باعث شاخهدار شدن ترکیب و سنتز رزین تانن اپوکسی اکریلاتی شد. نتایج FTIR حضور گروههای اکریلیک در رزین را تایید کرد. نتایج آزمایشات نشان داد که افزایش دما و زمان پرس تاثیر مثبت بر روی همه خواص فیزیکی و مکانیکی تختههای ساخته شده داشته است. مقاومت خمشی با افزایش دما و زمان پرس از 3/13 به 3/16 مگاپاسکال، مدول الاستیسیته از 2600 به 3600 مگاپاسکال و چسبندگی داخلی از 4/0 به 8/0 مگاپاسکال افزایش یافته است. زیرا افزایش دما و زمان پرس، سبب تبخیر سریعتر رطوبت و نرم شدن و متراکم شدن بهتر ذرات در سطح تخته و انتقال حرارت به لایه میانی و گیرایی بهتر رزین در لایه میانی تخته شد و سبب افزایش مقاومتهای مکانیکی شد. با افزایش دما و زمان پرس میزان واکشیدگی ضخامت پس از 2 ساعت از 11 درصد به 7 درصد و پس از 24 ساعت از 17 درصد به 12 درصد کاهش یافته است. میزان جذب آب نیز از 25 درصد به 17 درصد بعد از 2 ساعت غوطهوری و 30 درصد به 21 درصد بعد از 24 ساعت غوطهوری در آب رسیده است.
در این مطالعه تأثیر روش بازیافت بر خواص کاربردی تخته فیبر با دانسیته متوسط (MDF) مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور بازیافت ضایعات MDF از دو روش بازیافت شامل روش هیدروترمال و روش حرارت دهی اهمیک استفاده شد. در روش هیدروترمال دمای 105 درجه سانتی گراد و با مدت زمان 150 دقیقه به عنوان تیمار بهینه انتخاب شد و در روش اهمیک مدت زمان حرارت دهی در دو سطح (2 دقیقه و 4 دقیقه) در نظر گرفته شد. اثر بازیافت بر ویژگی های مورفولوژیکی الیاف و خواص کاربردی MDF شامل مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، مقاومت چسبندگی داخلی، نگهداری پیچ در لبه و سطح و واکشیدگی ضخامت بعد از 24 ساعت غوطه وری در آب مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین، وضعیت رزین باقیمانده روی سطح الیاف توسط تصاویر SEM بررسی شد. بررسی ابعاد الیاف و کلاسه بندی آن ها نشان داد که فرایند بازیافت منجر به خرد شدن و کاهش طول الیاف می شود نتایج مربوط به ویژگی های کاربردی تخته ها نشان داد که کیفیت تخته های ساخته شده از الیاف بازیافتی به روش حرارت دهی اهمیک به شکل معنی داری بهتر از کیفیت تخته های ساخته شده از الیاف بازیافتی به روش هیدروترمال می باشد. علاوه بر این، مقایسه ی نتایج با مقادیر تعریف شده در استاندارد (EN 622-5, 2006) نشان داد که برخلاف تخته های ساخته شده از الیاف بازیافت شده به روش هیدروترمال، تمامی ویژگی های کاربردی تخته های بازیافت شده به روش حرارت دهی اهمیک (به جز واکشیدگی ضخامت) در حد ملزومات استاندارد EN می باشد. افزایش مدت زمان تیمار حرارتی در روش اهمیک منجر به بهبود ویژگی های کاربردی تخته های ساخته شده از الیاف بازیافتی شد. تصاویر SEM نشان دهنده ی وجود مقادیر بیشتری از باقیمانده های رزین اوره فرمالدهید گیرا شده روی سطح الیاف بازیافت شده به روش هیدروترمال بود.
در این تحقیق تاثیر رطوبت لایهها و مدت زمان پیش گرمادهی با امواج مایکروویو بر خواص فیزیکی و مکانیکی چوب لایهای مورد بررسی قرار گرفت. عوامل متغیر این تحقیق شامل رطوبت لایهها در سه سطح 3، 5و 8 درصد و زمان پیشگرمادهی با امواج مایکروویو در سه سطح 0، 120و 180 ثانیه بود. برای ساخت تختههای چوب لایهای از 9 لایهی صنوبر به ضخامت 5/2 میلیمتر و چسب فنل فرمالدهید جهت اتصال لایهها استفاده شد. فرکانس و توان مورد استفاده در این تحقیق جهت پیشگرمادهی لایهها به ترتیب برابر2450 مگاهرتز و 4000 وات بود. نتایج نشان دادند که با افزایش رطوبت لایهها از 3 به 8 درصد خواص فیزیکی و مکانیکی تختههای چوب لایهای کاهش مییابند. در مقابل پیشگرمادهی با امواج مایکروویو موجب بهبود در خواص شد و با افزایش زمان پیش گرمادهی افزایش در خواص فیزیکی و مکانیکی دیده شد. تاثیر مثبت گرمادهی با امواج مایکروویو در مورد لایهها با رطوبت بالاتر بسیار محسوستر است.
چکیده سابقه و هدف: یکی از لازمههای تشکیل اتصالات چسبی، نفوذ چسب به داخل بافت بستر چوبی است. این پدیده تحت تاثیر عوامل متعددی همچون ویسکوزیسته چسب و درصد رطوبت بستر چوبی قرار دارد. مطالعات زیادی بر روی نفوذ چسب به داخل لایههای چوبی و دو تراشه انجام شده است. در این مطالعه الگوی نفوذ چسب تحت تاثیر رطوبت تراشه و غلظت چسب در یک فرآورده خردهای چوب (تخته تراشه جهت دار)، مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور تصاویر میکروسکوپی از مقاطع تختههای ساخته شده تهیه گردید و پارامترهای الگوی نفوذ چسب، مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند. مواد و روشها: برای انجام مطالعه تخته تراشه جهت دار با استفاده از تراشههای صنوبر و چسب فنل فرم آلدهید ساخته شد. متغیرهای آزمایش را درصد رطوبت تراشه در سه سطح 2، 6 و 10 درصد و همچنین غلظت چسب در سه سطح 45، 50 و 55 درصد تشکیل میدادند. پس از تهیه نمونه های میکروسکوبی، تصاویری از لایه های میانی و بینابینی تختهها گرفته شد. پارامترهای الگوی نفوذ در هر تصویر محاسبه شدند. پارامتر FFN که بیانگر تعداد فیبرهای پر شده بود و پارامتر FVN که تعداد آوند پر شده توسط چسب را نشان میداد. برای مشخص نمودن اثرات معنیدار از آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد و برای گروه بندی تیمارها آزمون توکی بکار گرفته شد. یافتهها: اثر رطوبت تراشه، غلظت چسب و موقعیت در ضخامت تخته بر روی پارامترهای الگوی نفوذ معنی دار بود. با افزایش رطوبت تراشه مقدار نفوذ چسب بخصوص در فیبرها افزایش یافت. افزایش غلظت چسب نفوذ چسب به درون بافت بستر را کاهش داد. نفوذ چسب در لایه میانی تخته نسبت به لایه بینابینی که به صفحات پرس نزدیک تر بود، به طور معنیداری کمتر بدست آمد. نتیجه گیری: وجود رطوبت در تراشه همان طور که در سایر تحقیقات انجام گرفته به آن اشاره شده است، می تواند مانع از افزایش گرانروی رزین شده و در نهایت باعث افزایش نفوذ چسب شود. به عبارتی هر چقدر بافت چوب خشکتر باشد میزان جذب آب از رزین و متعاقب آن گرانروی رزین افزایش یافته و میزان نفوذ آن در بافت چوب کاهش مییابد. بطور کلی پارامتری که با شمارش تعداد فیبرها محاسبه گردید، نسبت به پارامتر FVN که از شمارش تعداد آوندها بدست میآید، تغییرات منظمتری تحت اثر رطوبت تراشه و غلظت چسب داشت. همچنین مشخص شد که الگوی نفوذ چسب در لایه میانی و بینابینی با یکدیگر متفاوت است. سابقه و هدف: یکی از لازمههای تشکیل اتصالات چسبی، نفوذ چسب به داخل بافت بستر چوبی است. این پدیده تحت تاثیر عوامل متعددی همچون ویسکوزیسته چسب و درصد رطوبت بستر چوبی قرار دارد. مطالعات زیادی بر روی نفوذ چسب به داخل لایههای چوبی و دو تراشه انجام شده است. در این مطالعه الگوی نفوذ چسب تحت تاثیر رطوبت تراشه و غلظت چسب در یک فرآورده خردهای چوب (تخته تراشه جهت دار)، مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور تصاویر میکروسکوپی از مقاطع تختههای ساخته شده تهیه گردید و پارامترهای الگوی نفوذ چسب، مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند. مواد و روشها: برای انجام مطالعه تخته تراشه جهت دار با استفاده از تراشههای صنوبر و چسب فنل فرم آلدهید ساخته شد.
در این تحقیق اثر رطوبت کیک و حرارت پرس بر خواص فیزیکی و مکانیکی تخته تراشه جهتدار سهلایه مورد ارزیابی قرار گرفت. تختههای آزمایشگاهی به ضخامت 12 میلیمتر، در حالی که جهت تراشههای لایه سطحی در جهت طول تخته و جهت تراشههای لایه میانی ، عمود بر لایه سطحی بود، از مخلوط چوب سه کلن ده ساله صنوبر دو رگه (populus euramericana vernirubensis, p. e. I-214 , p. e. 561/41 ) ، با استفاده از دو سطح رطوبت کیک 7 و10 درصد و سه سطح حرارت پرس180، 200 و220 درجه سانتیگراد ساخته شدند. در کلیه تیمارها، دانسیته تخته ها 7/0 گرم بر سانتیمتر مکعب، زمان پرس 8 دقیقه و نوع چسب مصرفی؛ فنل فرمالدئید به میزان 7 درصد وزن خشک چوب بود. خواص مکانیکی و فیزیکی تختههای آزمونی، بر پایۀ استاندارد اروپایی (EN 300) جهت تولید تخته تراشه جهت دار نوع 1 و نوع 2 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که افزایش رطوبت کیک اثر بسیار معنیداری بر افزایش ویژگیهای خمشی تختهها داشت به طوری که بالاترین مدول گسیختگی در رطوبت کیک 10 درصد و حرارت پرس 220 درجه سانتیگراد و بالاترین مدول الاستیسیته در رطوبت کیک 10 درصد و حرارت پرس 180 درجه سانتیگراد به دست آمد. افزایش حرارت پرس نیز اثر بسیار معنی داری در افزایش مدول گسیختگی تختهها و همچنین اثر معنی داری در کاهش واکشیدگی ضخامت 24 ساعت تخته ها داشت. کمترین واکشیدگی ضخامت 24 ساعت در رطوبت کیک 7 درصد و حرارت پرس 220 درجه سانتیگراد به دست آمد. بالاترین چسندگی داخلی در رطوبت کیک 7 درصد و حرارت پرس 200 درجه سانتیگراد به دست آمد.در مجموع در تمامی حالتها خصوصیات تختههای تولید شده بیشتر از حد استاندارد مورد نیاز بود.
رزین بیو اپوکسی تانن از واکنش تانن با اپیکلروهیدرین در محیط قلیایی ساخته شد. طیفسنجی زیر قرمز تبدیل فوریه حضور گروه-های اپوکسی در اثر واکنش گلیسیدیلدار شدن تانن را تایید کرد و عدد اپوکسی رزین نهایی 2/7 بدست آمد. تختهکاه با استفاده از رزین بیو اپوکسی تانن با دو دمای متغیر (180 و 200 درجه سانتیگراد) و دو زمان متغیر (5/7 و 10 دقیقه) ساخته شد مقاومتهای فیزیکی و مکانیکی از جمله جذب آب و واکشیدگی ضخامت (بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب)، چسبندگی داخلی، مدول الاستیسیته و مدول خمشی تختههای حاصل اندازهگیری و با استاندارد EN312-4 مقایسه شدند. نتایچ نشان داد که تختهکاه ساخته شده با دمای 200 درجه و زمان 10 دقیقه پرس، بالاترین مقدار ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی را داشتند. همه تختهکاههای تولیدی در این تحقیق، خواص مکانیکی برای استفادههای عمومی، مطابق با استانداردهای اروپا را دارا میباشند که دارای خواص کاربردی قابل قیاس با تخته خردهچوب ساخته شده با چسبهای سنتزی پایه نفتی میباشند.
در این تحقیق، تاثیر روشهای مختلف خشک کردن بر نانو الیاف سلولزی و چندسازههای حاصل از آن بررسی شد. چهار روش برای خشک کردن سوسپانسیون نانو الیاف سلولز مورد استفاده قرار گرفت؛ روش هوای آزاد، خشککن کورهای، خشککن پاششی و خشککن انجمادی. ریختشناسی و اندازه ذرات با استفاده از روشهای تفرق نور لیزر (DLS)، آنالیز اندازه ذرات و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین خواص مکانیکی فیلمهای تقویت شده با این پودرها مطالعه گردید. از بین روشهای مورد مطالعه فقط ذرات تهیه شده به روش پاششی در محدوده مقیاس نانو بوده و قابلیت ارتقاء چشمگیر خواص مکانیکی فیلمهای برپایه پلی لاکتیک اسید (PLA) را دارا بودند.
در این تحقیق، اثر نانوسلولز باکتریایی در سه سطح (شاهد، پودر و ژل) بعنوان تقویتکننده کامپوزیتهای فیبر- سیمان بررسی شده است. همچنین الیاف باگاس با مقادیر 6 و 7 درصد برای ساخت کامپوزیتها استفاده شد. خواص مکانیکی و فیزیکی کامپوزیت ها شامل مدول گسیختگی (MOR)، مدول الاستسیته (MOE)، چقرمگی شکست (FT)، مقاومت چسبندگی داخلی (IB) و جذب آب (WA) پس از 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که کامپوزیتهای ساخته شده با ژل سلولز، مقاومتهای خمشی، مقاومت چسبندگی داخلی و چقرمگی شکست بالاتری داشتند. ترکیب 7 درصد الیاف باگاس و ژل سلولز در کامپوزیتها جذب آب را کاهش داد. در این کامپوزیتها احتمالا به دلیل توزیع یکنواخت الیاف و ژل سلولز داخل ماتریکس سیمان اتصالات داخلی افزایش یافته و فضاهای خالی کمتری برای نفوذ آب باقی مانده است. آنالیز پراش اشعه ایکس (XRD) نمونهها نشان داد که در کامپوزیتهای حاوی ژل سلولز باکتریایی شدت پیکهای مربوط به فراوردههای هیدراتاسیون عمده از جمله ژل کلسیم سیلیکات هیدراته و هیدروکسید کلسیم بیشتر بود. نتایج بهدست آمده از آزمون چرخه ذوب- انجماد نشان داد که کامپوزیتهای حاوی ژل سلولز مقاومت چسبندگی داخلی بالاتری بعد از 20 چرخه در مقایسه با دو کامپوزیت دیگر داشتند. در این بررسی، کامپوزیتهای فیبر- سیمان ساخته شده از 7 درصد الیاف باگاس و ژل سلولز باکتریایی بعنوان تیمار بهینه انتخاب شدند.
امروزه، برای تهیة چسبهای چوب منابع کافی وجود دارد، اما کمبود منابع نفتی میتواند بر قیمت و دسترسی آیندة این چسبهای بر پایة نفت تأثیر بگذارد. برای اجتناب از این روند، جستوجوی امکان جایگزینی مواد خام نفتی ضروری است. در بررسی حاضر، رفتار حرارتی رزین اورهفرمآلدهید اصلاحشده با فورفورال بررسی شد. برای این منظور، از گرما وزنسنجی (TG/DTG) استفاده شد. همچنین، برای تعیین گروههای عاملی موجود در چسبها از طیفسنجی IR استفاده شد. در این بررسی، نوع چسب در سه سطح اورهفرمآلدهید صنعتی، اورهفرمآلدهیدـ فورفورال با 25 درصد جایگزینی و 50 درصد جایگزینی فورفورال با فرمآلدهید، بهمنزلة عامل متغیر در نظر گرفته شد. اندازهگیری انتشار فرمآلدهید از تختهخردهچوبهای ساختهشده با این چسبها نیز انجام گرفت. نتایج مطالعة حرارتی چسبها نشان داد اصلاح چسب بر خواص حرارتی رزین اورهفرمآلدهید، بهخصوص در دماهای بالاتر (محدودة 220ـ380 درجة سانتیگراد)، اثر بهبوددهنده داشت. طیفهای بهدستآمده از IR نیز نشاندهندة شباهت زیاد گروهها و پیوندهای موجود در چسب صنعتی و چسب اصلاحشده بود. اصلاح چسب با فورفورال، انتشار فرمآلدهید از تختهخردهچوب را تا سطح E1 کاهش داد.
در این مطالعه به بررسی اثر میزان نفوذ چسب فنل فرم آلدهید بر ویژگی¬های فیزیکی و مکانیکی تخته تراشه جهت دار پرداخته شد. به منظور ایجاد تغییر در میزان نفوذ از تراشه¬های صنوبر با رطوبت¬های مختلف در سه سطح 2%، 6% و 10% استفاده گردید. تشکیل کیک با روشی خاص انجام گرفت و تخته¬ها به ضخامت 12 میلیمتر و دانسیته 650 کیلوگرم بر متر مکعب ساخته شدند. بررسی خطوط چسب با استفاده از میکروسکوپ فلوئورسنت انجام شد و تصاویر میکروسکوپی توسط یک دوربین C14 Jenoptic مجهز به یک سنسور CCD پردازشگر سونی با بزرگنمایی 240 برابر گرفته شد. برای اندازه-گیری میزان نفوذ از دو پارامتر تعداد فیبر پر شده (FFN) و تعداد آوند پر شده (FVN) استفاده گردید. نتایج نشان داد که با افزایش رطوبت تراشه مقدار پارامتر FNN به طور معنی¬داری افزایش می¬یابد و تغییر رطوبت اثری بر پارامتر FVN ندارد. در خصوص مقاومت چسبندگی داخلی نیز افزایش رطوبت موجب بهبود معنی¬دار این ویژگی گردید. مقاومت و مدول کششی موازی سطح با افزایش رطوبت تا 6% به حداکثر مقدار خود رسید و در رطوبت 10%، بطور معنی¬داری کاهش پیدا کرد. وابستگی مقاومت¬های چسبندگی داخلی و کشش موازی سطح به میزان نفوذ و ضخامت خط چسب، با یکدیگر متفاوت بود. نتایج حاصل از واکشیدگی ضخامت تخته¬ها نشان داد که با افزایش میزان نفوذ چسب، این ویژگی بهبود می-یابد.
این پژوهش برای ارزیابی میزان تأثیر استفاده از عامل جفتکننده آمینوسیلان بر بهبود اتصالات چسب اورهفرمالدهید در تختهخرده کاهگندم انجام شد. چسب اورهفرمالدهید به میزان 10 درصد استفاده شد، و عامل متغیر در این آزمایش مقدار مصرف آمینوسیلان مصرفی در تخته کاهگندم بود. که با نسبتهای (صفر، 5 و 10 درصد) برای تهیه تختهخرده کاه یک لایه با ضخامت 14 میلیمتر استفاده شد. ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی شامل مقاومتخمشی، مدولالاستیسیته، چسبندگیداخلی و واکشیدگیضخامت پس از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب اندازهگیری شدند. نتایج این بررسی نشان داد با افزودن عامل جفتکننده آمینوسیلان به تخته کاهگندم مقدار چسبندگیداخلی، مدولالاستیسیته و مدولخمشی تختهها افزایش و میزان پایداری ابعاد آنها بهبود مییابد. مقدار بهینه عامل جفتکننده آمینوسیلان برای بهبود چسبندگیداخلی، مدولالاستیسیته و واکشیدگیضخامت تختههای مورد مطالعه 10 درصد و این مقدار برای بهبود مدولخمشی 5 درصد میباشد
زمان ساخت تخته خرده چوب 3 لایه ساخته شده از ذرات پوشال رنده (70% در لایه میانی) و خرده چوب صنوبر (30% در لایههای سطحی) در چهار سطح 0، 5، 10 و 15 درصد (وزن خشک چسب) پرداخته شد و همچنین ویژگیها فیزیکی و مقاومتهای مکانیکی اندازه گیری شدند. نتایج بهدست آمده از این بررسی نشان داد کاربرد ذرات گرافیت پودری در مجموع میزان انتقال حرارت را در ضخامت تخته به طور معنیداری افزایش میدهد. همچنین مشخص شد که مقاومت خمشی و مدول کشسانی (الاستیسته) تختهها به طور معنیداری افزایش یافته و واکشیدگی ضخامت و جذب آب آنها نیز کاهش مییابد، اما بر برش موازی سطح تختهها تاثیر معنیداری نداشت. تختههای ساخته شده با 15% گرافیت پودری بیشترین میزان مقاومت خمشی (MPa 42/18) و مدول کشسانی (MPa 2298) را داشتند و همچنین کمترین میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت را دارا داشتند
در این تحقیق تاثیر نانو ذرات زایکوسیل و زایکوفیل و رنگهای پلیاستر و سیلروکیلر در بهبود مقاومت به جذب آب و افزایش زاویه تماس چوب مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این منظور، تختههای تهیه شده از برون چوب صنوبر (P.nigra) برابر برنامه چوبخشککنی با کد 3E6T خشک شدند و سپس نمونههایی برابر با استاندارد 5-927 EN (20 × 70 × 150 میلیمتر) تهیه شد. نمونهها با تیمارهای مختلفی از نانو ذرات و رنگهای شفاف یاد شده پوششداده شدند. نمونههای پوششداده شده با رنگهای شفاف در شرایط آزمایشگاهی و نمونههای پوششداده شده با نانو ذرات در درون آون در دمای °c2±103 خشک شدند. پس از خشککردن، جذب آب نمونه ها پس از 2 ،24 ،72 و168 ساعت غوطهوری در آب مقطر و میزان زاویه تماس آن ها در ثانیه اول و دهم اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که برای هر یک از پوششها، الگوی تغییرات جذب آب و زاویه تماس متفاوت بود. نمونههای پوششداده شده با ترکیب دو رنگ سیلروکیلر و نیمپلیاستربراق و نمونه های پوششداده شده با نانو ذرات زایکوسیل بیشترین مقاومت را به جذب آب از خود نشان دادند. بیشترین زاویه تماس در نمونه پوشش داده شده با نانو زایکوسیل مشاهده شد.
این بررسی با هدف مطالعه تأثیر شرایط ساخت بر ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت های الیاف چوب/ پلیمر در حالت ساخت ریزش کیک مورد توجه قرار گرفته است. در این بررسی 12 ترکیب شرایط مختلف از نوع پلاستیک، مقدار الیاف سلولزی کارتن کهنه و مقدار عامل جفت کننده مورد توجه قرار گرفته است. پس از ساخت تخته ها ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی کامپوزیتها اندازه گیری و داده ها با استفاده از آزمون فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در حالت استفاده از70 درصد الیاف سلولزی ، مقاومت و مدول خمشی و درمقدار 55 درصد الیاف سلولزی، چسبندگی داخلی، مقاومت و مدول کششی، واکشیدگی ضخامت 2 ساعت غوطه وری در آب کامپوزیت برتر بوده است. تاثیر عوامل جفت کننده در تولید کامپوزیت های لیگنوسلولزی به روش ریزش کیک در مقادیر 2و4 درصد نسبت به کامپوزیت های ساخته شده بدون عامل جفت کننده زیادتر بوده است. ویژگیهای مکانیکی در مقدار 4 درصد عامل جفت کننده حداکثربوده و میزان واکشیدگی ضخامت درمقدار 2 و 4 درصد عامل جفت کننده حداقل بوده است