امروزه توسعه خوشههای صنعتی به عنوان یکی از رویکردهای موفق در زمینه توسعه صنعتی مطرح هستند. رویکرد توسعه خوشهای در صورتی که با در نظر گرفتن برنامههای راهبردی مناسب توسعه یابد نه تنها باعث توسعه صنعتی خاص میشوند بلکه توسعه منطقهای را رقم خواهند زد. با توجه به اینکه صنعت مبلمان در ایران اصولا متشکل از شرکتهای کوچک و متوسط است، توسعه خوشهای میتواند برای توسعه آن راهگشا باشد. این مطالعه با هدف اولویتبندی محصولات صنعت مبلمان برای 8 خوشه مبلمان شناخته شده در ایران انجام شده است. در مرحله اول شاخصها و زیرشاخصهای مدل شبکهای شناسایی شد، سپس مدل تصمیمگیری بر اساس فرآیند تحلیل شبکهای در نرمافزار سوپردسیژن تهیه شد. پس از وزندهی شاخصها و زیرشاخصها برای مشخص شدن وزن گزینهها برای هر یک از خوشهها بصورت جداگانه نتایج مقایسات زوجی از پرسشنامهها استخراج و در نرمافزار اجرا شد. نتایج نشان داد در خوشههای مبلمان تهران و اسلامشهر گزینه پروژههای دکوراتیو به ترتیب با اوزان 35/0 و 334/0 در اولویت است. در خوشههای مبلمان شاندیز، بابلسر، تبریز و رودسر گزینه مبلمان صفحهای و اداری به ترتیب با اوزان 271/0، 287/0، 284/0 و 293/0 اولویت اول را داشت و در خوشههای مبلمان قم و ملایر گزینه مبلمان استیل به ترتیب با اوزان 32/0 و 354/0 در اولویت بود. اولویتهای بدست آمده نشان داد که هر یک از خوشه-های مورد مطالعه از توان رقابتی بیشتر برای تولید کدام دسته از محصولات برخوردارند. نشان داد که هر یک از خوشه-های مورد مطالعه از توان رقابتی بیشتر برای تولید کدام دسته از محصولات
چکیده سابقه و هدف: توسعه صادرات غیرنفتی یکی از ارکان تقویت بنیه اقتصادی کشور محسوب میشود. صنعت مبلمان اکنون از سهم قابل توجهی در تجارت جهانی برخوردار است، لذا رشد و توسعه پایدار این صنعت میتواند تاثیر بسزایی در اشتغالزایی، افزایش تولید ناخالص داخلی و کسب درآمدهای غیرنفتی برای کشور داشته باشد. به دلیل اهمیت اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی صنعت مبلمان چوبی، لزوم حرکت به سمت توسعه پایدار در این صنعت احساس میشود. مطالعه کنونی با هدف شناسایی و ارزیابی وزنی شاخصهای اثرگذار بر توسعه پایدار صنعت مبلمان چوبی ایران و ارائه راهکارهای مناسب، با استفاده از رویکرد غیرپارامتریک تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی ایاچپی، انجام شده است. مواد و روشها: در این راستا، ابتدا با مطالعات تطبیقی و همچنین انجام مصاحبه با خبرگان مربوطه، شاخصهای تاثیرگذار شناسایی گردید. پس از ترسیم سطوح سلسله مراتبی درخت تصمیمگیری شامل هدف، معیارها، زیرمعیارها و گزینهها، دادههای مورد نیاز جهت تعیین ارزش وزنی و اولویتبندی هر یک از آنها در قالب طراحی پرسشنامههای استاندارد بر مبنای مقایسات زوجی و با استفاده از نظرات خبرگان و صاحبنظران دانشگاه، صنعت و نهادهای مربوطه تهیه و در نهایت مراحل محاسباتی آن در نرمافزار اکسپرتچویس انجام پذیرفت. همچنین در حین وزندهی به مجموعهها، تجزیه و تحلیل مربوط به نرخ ناسازگاری قضاوتها که میبایست زیر 1/0 باشد، انجام شد. یافتهها: بر اساس نتایج حاصل، شاخصهای "اقتصادی" و "محیطزیستی" در سطح اول بترتیب با ارزش وزنی 358/0 و 212/0 بیشترین ارزش وزنی را کسب کردهاند. علاوه بر این در سطح دوم نیز، زیرشاخصهای افزایش ثبات اقتصادی(168/0)، توسعه خوشههای صنعتی مبلمان(149/0)، کاهش مواد فرار آلی در پروسه تولید(121/0)، ارتباط مستمر و منسجم دانشگاه و صنعت مبلمان(093/0)، بازیافت مبلمان(074/0)، توسعه استراتژی برونسپاری داخلی و جذب منافع حاصل از برونسپاری خارجی(060/0) بهترتیب بالاترین اولویتها را به خود اختصاص دادهاند. در نهایت، "الگوبرداری از مدلهای توسعه پایدار در کشورهای توسعه یافته" نیز، با وزن340/0 به عنوان بهترین گزینه، جهت دستیابی به توسعه پایدار در صنعت مبلمان چوبی ایران انتخاب گردید. نتیجهگیری: نتایج حاصل از این تحقیق میتواند به عنوان نقشه راه حرکت در مسیر صحیح توسعه پایدار، راهکارهای مناسبی را جهت بهبود عملکرد تولیدکنندگان و ایجاد اصلاحات ساختاری در بخشهای مختلف صنعت مبلمان چوبی کشور با هدف دستیابی به بازارهای بینالمللی و توسعه مبتنی بر پایداری، پیش روی مسئولین، دستاندرکاران و سیاستگذاران مربوطه قرار دهد.
امروزه بسیاری از کشورهای در حال توسعه بهدنبال استفاده از فرصتهای برونسپاری کشورهای پیشرفته میباشند، چرا که تحقق این امر مزایای فراوانی برای آنان به دنبال خواهد داشت. در همین راستا، تحقیق حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی جاذبههای تاثیرگذار بر کسب منافع حاصل از برونسپاری خارجی در صنعت مبلمان چوبی ایران، با استفاده از رویکرد غیرپارامتریک تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی ایاچپی بهعنوان یکی از معتبرترین روشهای تصمیمگیری چند معیاره، اجرا شده است. برای این منظور در مرحله نخست، پس از مطالعات تطبیقی و همچنین انجام مصاحبه با کارشناسان داخلی و خارجی، معیارهای تاثیرگذار شناسایی، گروهبندی و در نهایت درخت تصمیمگیری مسئله ترسیم گردید. در گام بعد، دادههای مورد نیاز جهت اولویتبندی معیارها در قالب پرسشنامه استاندارد و بر مبنای مقایسات زوجی جمعآوری و در نهایت مراحل محاسباتی آن در نرمافزار اکسپرتچویس انجام شد. نتایج نشان میدهد که زیرمعیارهای برخورداری از مزیت برابری ارز، ثبات اقتصادی در کشور مقصد، نرخ تورم، هزینه دستمزد نیروی انسانی،هزینه تامین مواد اولیه، کیفیت زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری تکنولوژیک در صنعت مبلمان، کیفیت و مهارت نیروی کار و صنایع جانبی و بالادستی توسعه یافته بهترتیب در زمره مهمترین معیارهای اثرگذار بر کسب فرصتهای برونسپاری در صنعت مبلمان چوبی ایران به شمار میآیند.
تجارت خارجی نقش چشمگیری در توسعة اقتصادی دارد که برخی آن را موتور یا سوخت رشد اقتصادی، برخی آن را روغن ماشین رشد، و برخی عامل تشدید نابرابریهای بینالمللی میدانند. در نظریههای کلاسیک تجارت بینالمللی، صادرات مشخصۀ تجارت خارجی است. با توجه به محدودیتها و موانع متعددی که برای صادرات نفتی وجود دارد کشورها بهدنبال صادرات کالاهای غیرنفتی خود هستند. یکی از این کالاها صنایع چوب و مبلمان است که با توجه به سهم نزدیک به 2 درصدی این صنعت در تجارت جهانی، و همچنین تاریخچه و پتانسیلهای بالقوۀ این صنعت در ایران، رشد و توسعۀ این صنعت و فراهمآوردن زمینۀ حضور هدفمند آن در بازارهای جهانی میتواند تأثیر بهسزایی در افزایش تولید ناخالص داخلی و کسب درآمدهای غیرنفتی برای کشور داشته باشد. هدف از این مطالعه، تعیین شاخصهای مؤثر بر توسعۀ صادرات مبلمان چوبی کشور بهروش فرایند تحلیل سلسلهمراتبی و با تصمیمگیری گروهی است. برای این منظور، پس از مطالعۀ اولیه و مصاحبه با عدهای از صاحبان صنایع مبلمان و کارشناسان مرتبط، شاخصهای تأثیرگذار به شش گروه اصلی و 48 زیرشاخص تقسیم شدند. درجۀ اهمیت شاخصها و زیرشاخصها پس از اخذ آرای کارشناسان با فرایند تحلیل سلسلهمراتبی و با نرمافزار اکسپرت چویس 2000 تعیین شد. نتایج نشان داد شاخصهای مواد و محصول و اقتصاد و بازار در سطح اصلی دارای بالاترین ارزش وزنیاند. همچنین، از بین 48 زیرشاخص، عرضۀ پایدار مواد اولیه، توسعۀ بازاریابی استراتژیک، تأمین منابع پولی ارزانقیمت و کمبهره، شرکت در نمایشگاههای بینالمللی، کنترل کیفیت، مواد اولیۀ مرغوب، و سیستم بانکی توانمند بهترتیب بالاترین اولویت را داشتند. با توجه به سیاستگذاریها و تصمیمهای دولت در حوزههای مواد اولیۀ چوبی، نظام پولی و بانکی و زیرساختهای بازاریابی و همراهی کامل دولت با صنعت مبلمان برای حفظ توان تولید و رقابت صنعت مبلمان ایران در گام اول، و دستیابی به پتانسیل حضور در بازارهای صادراتی در گام دوم، شروط لازم برای حضور این صنعت در بازارهای جهانی محسوب میشوند.
صنعت مبلمان یکی از مهمترین شاخههای صنعتی مولد اشتغال و ثروت در کشورهای درحالتوسعه و نیز یکی از شاخههای مهم تجارت بینالملل است. هدف از این مطالعه تعیین شاخصهای مؤثر بر توسعه صادرات مبلمان اداری به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی و با تصمیمگیری گروهی است. به این منظور ابتدا با مراجعه به اداره گمرک جمهوری اسلامی ایران میزان واردات و صادرات مبلمان اداری مشخص شد و در مرحله بعد بهمنظور شناسایی شاخصهای تأثیرگذار بر توسعه صادرات مبلمان اداری پس از مطالعه اولیه، با تعدادی از صاحبان صنایع مبلمان و کارشناسان مرتبط مصاحبه صورت گرفت و این شاخصها به شش گروه اصلی و 48 زیرشاخص تقسیم شدند. درجه اهمیت شاخصها و زیرشاخصها پس از اخذ نظرات کارشناسان با نرمافزار اکسپرت چویس تعیین شد. نتایج نشان میدهد که در بین شاخصهای اصلی، مواد اولیه و محصول بهعنوان مهمترین شاخص انتخابشدهاند. همچنین از میان 48 زیرشاخص تأثیرگذار نیز طراحی محصول، ضمانت و خدمات پس از فروش، کنترل کیفیت، اصلاح تعرفههای گمرکی و بازاریابی راهبردی به ترتیب ارزش وزنی، بیشترین اولویت را در توسعه صادرات مبلمان اداری داشتند. با توجه به سیاستگذاریها و تصمیمات دولت در حوزههای مواد اولیه چوبی، نظام پولی و بانکی و زیرساختهای بازاریابی، همراهی کامل دولت با صنعت مبلمان برای حفظ توان تولید و رقابت صنعت مبلمان ایران در گام اول و دستیابی به پتانسیل حضور در بازارهای صادراتی در گام دوم، شرط لازم برای حضور این صنعت در بازارهای جهانی محسوب میشود.
در این تحقیق تراکم استقرار جغرافیایی صنعت مبلمان در ایران، با هدف توسعه خوشههای مبلمان ارزیابی شد و با در نظر گرفتن این مشخصه، مناطقی که برای توسعه خوشههای مبلمان اولویت داشتند شناسایی شدند. از روش محاسبه ضریب تجمع برای محاسبه ضریب تجمعمربوط به 193 شهر استفاده شد. شهرهایی که ضریب تجمعبالاتر از یک داشتند شناسایی و در یک جدول اولویت بندی شدند. ضریب تجمعمربوط به 45 شهر بیشتر از 5/1 بود. این نتیجه به این معناست که بسیاری از شهرها قابلیت توسعه خوشههای صنعتی مبلمان را دارند. با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان پیشبینی کرد که به غیر از خوشههای در حال توسعه همچون خوشههای مبلمان تهران، شاندیز و ملایر، خوشه مبلمان شهرستانهای قم، تالش، بابل، اسلام شهر (تهران)، شهریار، رباط کریم، بابلسر و گرگان از جمله مناطق دارای قابلیت مناسب برای توسعه خوشههای مبلمان در کشور هستند که هنوز برای توسعه مورد توجه قرار نگرفتهاند. همچنین نتایج نشان داد در استان تهران بهجز خوشة تهران که اعضای آن بهطور عمده در یافت آباد تهران تمرکز یافتهاند، در شهرستانهای اسلام شهر، رباط کریم و شهریار نیز پتانسیل بسیار خوبی برای توسعة خوشههای مبلمان، مجزا از خوشه مبلمان تهران، وجود دارد.