هدف: هدف پژوهش بررسی نقش عوامل فردی و سبک رهبری بر ارتباطات علمی با استفاده از روش ترکیبی بود. روششناسی: روش پژوهش، ترکیبی از نوع طرح متوالی– تبیینی-پیگیری تبیینها انجام شد. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی دانشگاههای مراکز استانها بود که با استفاده از جدول مورگان به روش نمونهگیری طبقهای متناسب 378 نفر به عنوان حجم نمونه مشخص گردید. گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 16 نفر با مرتبه استادیار به بالا به صورت هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادههای بخش کیفی بر اساس روش مصاحبهی نیمه ساختار یافته و تحلیل آن از شیوه تحلیل محتوا با رویکرد قیاسی مقولهها استفاده شد.یافتهها: نتایج بخش کمی نشان داد متغیرهای ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای سبکشناختی، تضاد سازمانی، و سبک رهبری توانستند واریانس ارتباطات علمی را به صورت معناداری تبیین کنند. نتایج بخش کیفی نشان از تأیید برونداد بخش کمی داشت و مقولهها و عوامل فرعی مؤثر بر ارتباطات علمی شامل 235 کد اولیه 33 مفاهیم بود. نتیجهگیری: به طور کلی یافتهها حاکی از تأثیر مستقیم اکثر متغیرهای مورد بررسی بر ارتباطات علمی بود.
هدف: هدف اصلی این پژوهش رتبهبندی کتابخانههای دانشگاهی براساس مدل بلوغ مدیریت دانش است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر ترکیبی کیفی و کمی است. جامعه آماری در بخش کیفی، 18 نفر از خبرگان و در بخش کمی در مرحله اول 184 نفر از مدیران کتابخانههای مرکزی دانشگاهها و در مرحله دوم، 35 نفر از اعضای هیأت علمی گروه علم اطلاعات و دانششناسی که از بین پاسخدهندگان مرحله اول انتخاب شدند حضور داشتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته ها: در سنجش اهمیت آزمون فریدمن ابعاد جریان دانش با ابعاد دیگر جریان دانش، میانگین رتبهی بعد عوامل مدیریتی 72/5، بعد منبع دانش 17/5، عوامل سازمانی 67/4، عوامل زمانی 37/4، عوامل کانالهای ارتباطی 22/4، عوامل فردی 21/4، عوامل فنی 92/3 و بعد ویژگیهای دانش 72/3 میباشد. در رتبهبندی کتابخانهها با سطوح بلوغ مدیریت دانش، نشان داد که در سطح توسعه؛ بعد عوامل مدیریتی و فردی، در سطح استانداردسازی؛ بعد ویژگیهای دانش و کانالهای ارتباطی، در سطح بهینهسازی؛ بعد منبع دانش و در سطح نوآوری؛ بعد عوامل سازمانی و عوامل زمانی دارای موانع میباشند. برای ویژگیهای دانش و کانالهای ارتباطی مرحله استانداردسازی از بین مراحل جریان دانش ملموستر میباشد. برای منبع دانش، عوامل سازمانی و عوامل فنی بیشترین مانع در سطح چهارم یعنی بهینهسازی مشاهده میگردد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر تنگناهای موجود و میزان موانع در هر سطح از سطوح مدیریت دانش را در کتابخانههای دانشگاهی مشخص میکند. عوامل و شاخصهای لازم برای هریک از گامها را برای گام بعدی معین میکند. این کمک شایانی است، برای مدیران تا بتوانند برای رفع موانع مدیریت دانش از آن استفاده نمایند. اما نکته مهم این است که همه موانع عوامل جریان دانش را نمیتوان یکباره برطرف نمود، یا برای همه آنها یک برنامه اجرایی طراحی کرد، چونکه مطمئنا این موانع در طول عمر سازمان و عوامل مختلف ایجاد شدهاند.
اخلاق به عنوان یکى از مهم ترین و با ارزش ترین مباحث است که در قرآن کریم بر آن تأکید فراوان شده است. از طرف دیگر تزکیه و تربیت انسان از اهداف مهم بعثت رسولان عظیم الهى در طول تاریخ زندگى بشر بوده است چنان چه پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هدف از بعثت خود را تکمیل مکارم اخلاق معرفى فرمود. جامعه پژوهش حاضر 427 آیه در موضوع اخلاق اجتماعی است و ابزار پژوهش حاضر منابع تفسیری قرآن با تاکید بر کتاب اخلاق در قرآن آیت الله مصباح یزدی و آیت الله مکارم شیرازی است. روش تجزیه و تحلیل آیات روش آمیخته (کمی و کیفی) است. در بخش کمی سوره های قرآن و تعداد آیات آن در موضوع اخلاق اجتماعی به ترتیب الفبایی سوره ها تنظیم و در بخش کیفی بر اساس فن تحلیل محتوای مضمونی، گزاره های اخلاقی تعیین و بر مبنای واحد آیات ارتباط گزاره ها با مفهوم اصلی مشخص گردید از نرم افزارهای Spss و Excel برای بسامد آیات و ارائه مدل استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد تعداد 70 سوره قرآن در برگیرنده آیات اخلاق اجتماعی که بیشتزین آیات به ترتیب مربوط به سوره بقره با 68 آیه معادل (15.93) درصد، سوره نساء با 36 آیه معادل (8.43) درصد، سوره مائده با 25 آیه معادل (5.85) درصد، سوره توبه با 22 آیه معادل (5.15) درصد، سوره آل عمران با 20 آیه معادل (4.68) درصد، سوره نور با 18 آیه معادل (4.22) درصد، سوره نحل با 13 آیه معادل (3.04) درصد و سوره صافات با 11 آیه معادل (2.58) درصد است. پژوهش حاضر ضمن بررسی بسامد آیات و سوره های قرآن کریم در مفهوم اخلاق اجتماعی، مدل معنایی به تفکیک تعداد آیات در هر مقوله را ترسیم کرده است.
هدف: هدف پژوهش شناسایی سطح ویژگیهای کارآفرینی در مؤلفه صلاحیتی و تواناییهای مهارت شغلی و رابطه و تأثیر متغیرهای جمعیتشناختی بر این ویژگیها در کتابداران کتابخانههای دانشگاهی واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی است. روش پژوهش: نوع تحقیق، توصیفی و روش آن پیمایش- تحلیلی است. کل جامعه آماری 109 نفر از کتابداران کتابخانههای دانشگاهی در 15 واحد جامع بودند که به صورت سرشماری و با استفاده از پرسشنامه خوداظهاری با آلفای کرونباخ 823/0 مورد سنجش قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی (شاخصKMO، آزمون کرویت بارتلت، تحلیل واریانس یک سویه، ضرایب همبستگی و تعیین و آزمون T) با نرم افزار اس. پی. اس. اس. صورت گرفت. یافتهها: ویژگیهای صلاحیتی کارآفرینی در کتابداران به طور معناداری از حد متوسط بیشتر بود و رابطه معناداری بین ویژگیهای صلاحیتی کارآفرینی با مدرک تحصیلی کتابداری و سطح تحصیلات کتابداران وجود داشت. بین برخی متغیرهای جمعیتشناختی و ویژگیهای صلاحیتی کارآفرینی رابطه مثبت، مستقیم و معناداری وجود داشت، به طوری بیشترین اثرگذاری متغیرهای جمعیتشناختی بر ویژگی ارائه راهحلهای نو با 401/0 (1/16درصد) و کمترین اثرگذاری بر مواجهه با چالشهای کاری با 14/0(2درصد) بوده است. بین ویژگیهای صلاحیتی و تواناییهای مهارت شغلی در ارائه راهحلهای نو، مدیریت مالی و بودجهبندی و کنترل کیفیت خدمات با متغیرهای جمعیتشناختی کتابداران رابطه معناداری وجود داشت. اصالتاثر: با وجود متخصصان اندک در حوزه کارآفرینی کتابداران کتابخانههای دانشگاهی، یافتههای این پژوهش، به منزله رویکردی نو در مطالعه ویژگیهای صلاحیتی کارآفرینی کتابداران کتابخانههای دانشگاهی است.
چکیدهاین پژوهش با هدف بررسی تاثیر عوامل فرهنگی– اجتماعی بر تجاری سازی نتایج تحقیقات علمی در شرکت های دانش بنیان کشور به انجام رسیده است. روش پژوهش حاضر پیمایشی- توصیفی از نوع همبستگی است. برای گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را 970 نفر از مدیران شرکت های دانش بنیان شش کلان شهر کشور (تهران، تبریز، مشهد، شیراز، اصفهان و اهواز) تشکیل داده اند. براساس فرمول کوکران مدیران 275 شرکت جهت پاسخگویی به سوالات پژوهش انتخاب شدند. برای تعیین نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل فرهنگی- اجتماعی می توانند تاثیر معناداری بر تجاری سازی نتایج تحقیقات علمی در شرکت های دانش بنیان داشته باشد (05/0>P ). بر این اساس، عوامل فرهنگی- اجتماعی میتوانند، 10درصد از واریانس تجاری سازی نتایج تحقیقات را تبیین نمایند (32/0-=r؛ 10/0=R2).
چکیده تحقیق حاضر برگرفته از بخشی از پایان نامه دکتری بوده که به شاخص ها و عوامل مکانی و جغرافیایی در توسعه پارکهای علم و فناوری ایران پرداخته است. در این تحقیق با استفاده از روش پژوهش پیمایشی توصیفی و همچنین بررسی اکتشافی، ابتدا وضعیت مکانی و جغرافیایی موجود پارک های علم و فناوری مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با توجه به وضعیت موجود، میزان رضایت شرکت های دانش بنیان از محل استقرار فعلی پارک های علم و فناوری مورد سنجش قرار گرفته است. علاوه بر آن در بررسی اکتشافی سعی شده است تا مهمترین عوامل و شاخص های مکانی و جغرافیایی در عملکرد پارک های علم و فناوری ایران از دیدگاه صاحبان شرکت های فناور تعیین و معرفی شوند. نتایج تحقیق در بخش توصیفی نشان داد که : محل استقرار بیش از نیمی از پارک های علم و فناوری در خارج از دانشگاه ها و همچنین خارج از شهر مستقر بوده اند علاوه برآن فاصله زیادی با مراکز صنعتی نیز داشته اند که با توجه به این، شرکت های دانش بنیان میزان رضایت خود از محل استقرار پارک های علم و فناوری در رابطه با نزدیکی و دوری از مراکز دانشگاهی و علمی و همچنین مراکز صنعتی، 50 نفر با 6/15 درصد گزینه نظری ندارم، 61 نفر با 1/19 درصد گزینه بسیار کم، 48 نفر با 15 درصد گزینه کم، 54 نفر با 9/16 درصد گزینه متوسط، 63 نفر با 7/19 نفر گزینه زیاد و 44 نفر با 8/13 درصد گزینه بسیار زیاد را انتخاب کرده اند. علاوه بر آن، نتایج تحقیق در بخش بررسی اکتشافی نشان داد که: مهمترین عوامل و شاخص های جغرافیایی در توسعه و موفقیت پارک های علم و فناوری از دیدگاه شرکت های دانش بنیان 1- همجواری دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در منطقه و ارتباط با پارک (مهمترین عامل)؛ 2- وجود فعالیتهای R&D و high-tech مرتبط با پارک در منطقه (عامل مهم دوم)؛ 3- حضور شرکتهای قوی در پارک (عامل مهم سوم)؛ 4- نزدیکی و دسترسی به امکانات حمل و نقل مناسب؛ 5- وجود نیروی کار در منطقه؛ 6- نزدیکی به بازار مصرف داخلی؛ 7- دسترسی به مراکز و تاسیسات شهری؛ 8- همجواری مراکز صنعتی و ارتباط با آنها؛ بوده است. همچنین نتایج نشان داد در مورد فرضیه های پژوهش نشان داد که : 1- بین مکان جغرافیایی استقرار پارک های علم و فناوری و میزان تولیدات علمی 2- بین توسعه پارک های علم و فناوری و رشد دانش بومی و منطقه ای رابطه معناداری وجود دارد.
به منظور تعیین بهترین شیوه سیاستگذاری و پیادهسازی فرایند ترویج علم در کشور، ارائه سازوکاری ملی با توجه به چالشها، ضروریات و نیازهای یک کشور اجتنابناپذیر است. در این پژوهش تلاش شده است بهطور ویژه، به این مهم پرداخته شود. بدین منظور جامعه پژوهش شامل 60 تفر از صاحبنظران حقیقی و حقوقی در کشور که هریک به نوعی برای ترویج علوم در کشور فعالیت میکنند مورد مراجعه قرار گرفتهاند. دادهها توسط تلفیقی از روشهای پژوهشی اعم از اسنادی-کتابخانهای و پیمایشی گردآوری شده است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه (محقق ساخته) و روش نمونهگیری، هدفمند و گلولهبرفی بوده است. تعیین بهترین شیوه سیاستگذاری و پیادهسازی ترویج علم در کشور همزمان با ترسیم و تعریف سازوکار ملی ترویج علم، یکی از مهمترین نکات مورد نظر در این مقاله بوده است. قابل ذکر است پس از جمعآوری و تحلیل دادهها و ترسیم سازوکار اولیه، تعدادی از صاحبنظران در طرح پرسش از خبرگان (دلفی) شرکت کرده و به بازبینی، اصلاح و تایید سازوکار پرداختند. به منظور شناسایی بهترین روشهای به کار گرفته شده و الگوگیری از روشهای موفق سایر کشورهای پیشرو در این زمینه، مطالعاتی در سطح بینالمللی نیز صورت گرفته است. تحلیل یافتهها نشان داد که «سیاستگذاری متمرکز ملی (شورایی و هیات امنایی) و پیادهسازی غیرمتمرکز» بهترین شیوه برای سازوکار ملی ترویج علم از دید پاسخگویان است. طبق این مدل از سیاستگذاری، شورایی از سیاستگذاران به سیاستگذاری کلان میپردازند و سایر نهادها نیز ضمن تعامل با این شورا، به پیادهسازی فرایندهای ترویج علم میپردازند.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی کاربردپذیری و دسترسی به منبع برای و سازماندهی اشیای محتوایی محیط اطلاعاتی جدید است روش شناسی: پژوهش حاضر، پژوهشی مفهومی است که با رویکرد تحلیلی-انتقادی بر مبنای هدف پژوهش انجام گرفته است. بدین منظور، ضمن بیان های محیط و رسانه های جدید و تاثیر آن بر فرایند سازماندهی دانش، و تحلیل روابط درونی (میان سطوح چهارگانه هر شیء) و بیرونی (میان سطوح هر شیء با اشیای دیگر) ارائه شده توسط جدید توانایی و قابلیت های آن برای پاسخگویی به های محیط و رسانه های جدید مورد ارزیابی قرار گرفته است یافته ها: یافته ها حاکی از آن است، ضعف هایی چند از جمله استفاده از ابزارها و رویکردهای سنتی به عنوان مبنای گسترش استاندارد، عدم هماهنگی مناسب با استانداردهای فراداده ای، و نیز عدم توجه کافی به های اشیای محتوایی دسترس پذیر در محیط جدید، بیانگر سازگاری نه چندان مطلوب با محیط جدید است نتیجه گیری: ضعف های برای و سازماندهی اشیای محتوایی محیط جدید، ضرورت بازنگری آن را در سطح روابط کتابشناختی (میان موجودیت ها) و کارکردهای مورد توجه نشان می دهد. در پایان دو رابطه بخش/بخش و ویژگی های مشترک و نیز سه کارکرد جدید مدیریت، نظم دهی، و بسط به عنوان راهکارهایی مناسب برای سازگاری بیشتر استاندارد و دسترسی به منبع (RDA) با های محیط جدید توصیه شده است. کلیدواژه ها: توصیف و دسترسی به منبع (RDA)، محیط اطلاعاتی جدید، روابط کتابشناختی، کارکردهای پیشینه های کتابشناختی