هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مفاهیم لفظی و ضمنی مرتبط با در قرآن کریم (براساس تفاسیر المیزان و نمونه)، بهمنظور ترسیم شبکهی معنایی انجام شده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی است، و روش پژوهش، ترکیبی از تحلیل محتوای کمی و کیفی و اکتشافی است. روش کیفی به دو روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد دلفی انجام شده است. جامعهی آماری پژوهش حاضر در بخش کمی، شامل تمام آیات قرآن کریم، و در بخش کیفی، 21 نفر از خبرگان حوزهی علوم قرآنی و مطالعات هستند. برای نمونهگیری از روش گلولهبرفی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرمافزارهای MAXQDA، SPSS 20 و Protege 5.5.0 استفاده شده است. یافتهها: تعداد کل مقولههای استخراجشده در حوزهی زنان، در هر دو تفسیر المیزان و نمونه برابرند (10 مقوله)، اما تعداد زیرمقولهها در تفسیر نمونه (237 زیرمقوله) بیشتر از تفسیر المیزان (215 زیرمقوله) است. در هر دو تفسیر مقولههای هسته (پربسامد)، یکسان و مشترک است و مقولهی مسائل و ویژگیهای مرتبط با زنان با فراوانی 64 بهصورت لفظی (33/30 درصد کل آیات لفظی استخراجشده) و 393 بار بهصورت ضمنی (60/18 درصد کل آیات ضمنی استخراجشده)، بیشترین میزان فراوانی را دارد. بعد از شناسایی تمام اصطلاحات مرتبط با از تفاسیر المیزان و نمونه، مقولهها بهعنوان کلاس (10 کلاس) و زیرمقولهها بهعنوان سابکلاس (237 ساب کلاس)، برای ترسیم شبکهی معنایی، وارد نرمافزار پروتژ شد. نتیجه گیری: تعداد کل مقولههای استخراجشده در حوزهی زنان، در هر دو تفسیر برابرند، اما تعداد زیرمقولهها در تفسیر نمونه بیشتر از تفسیر المیزان است.
هدف: مطالعۀ مفاهیم اسناد دیوانی دورۀ قاجار تا پایان عهد ناصری با هدف مقولهبندی و برقراری روابط اصطلاحنامهای. روش/ رویکرد پژوهش: روش پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کمی و کیفی است. در این روش، ابتدا منابع معتبر تاریخی و ردیف اول دورۀ قاجار مطالعه و بررسی شد و مفاهیم موضوعی اصلی دیوانسالاری دورۀ قاجار تا پایان عهد ناصری شناسایی شد. سپس با تحلیل محتوا و چکیدۀ اسناد دیوانی دورۀ قاجار تا پایان عهد ناصری در پایگاه اسناد آرشیو ملی ایران، مفاهیم موضوعی اصلی و فرعی همراه با فراوانی مقولهها و زیرمقولههای موضوعی براساس پشتوانۀ سندی و انتشاراتی استخراج شد. یافتهها و نتیجهگیری: از 19771 زیرمقولۀ بهدستآمده از اسناد دیوانی، القاب و مناصب دیوانی با 6895 زیرمقوله (9/34 درصد)؛ اصطلاحات دیوانی با 6811 زیرمقوله (2/34 درصد)؛ نهادهای دیوانی با 3445 زیرمقوله (4/17 درصد)؛ عناصر و گونههای اسناد دیوانی با 2620 زیرمقوله (3/13 درصد) شناسائی شد. مفهوم القاب و مناصب دیوانی، پربسامدترین مفهوم از مفاهیم اصلی اسناد دیوانی است. این مفهوم پنج مقوله و 167 زیرمقوله دارد که شامل مقولۀ القاب و مناصب مالی-دیوانی (6/34 درصد)؛ مقولۀ القاب و مناصب درباری-دیوانی (22 درصد)؛ مقولۀ القاب و مناصب نظامی-دیوانی (56/21 درصد)؛ مقولۀ القاب و مناصب دیوانی-دیوانی (55/12 درصد) و مقولۀ القاب و مناصب شرعی-دیوانی و قضایی-دیوانی (25/9 درصد). مناصب مستوفی، مستوفیالممالک، صدراعظم، ملا، قراسوران از پربسامدترین نمایههای (زیرمقولههای) مفهوم القاب و مناصب دیوانی بهشمار میآیند. تمام نمایههای موضوعی مفاهیم اصلی اسناد دیوانی با یکدیگر روابط اصطلاحنامهای دارند. پربسامدترین مفهوم اسناد دیوانی یعنی القاب و مناصب دیوانی بیشترین ارتباط اصطلاحنامهای را با نمایههای موضوعی مفهوم نهادهای دیوانی دارد.
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی پیادهسازی مدیریت دانش در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته با دو روش کمی و کیفی بود. ابزار گردآوری داده در بخش کمی و کیفی، پرسشنامه محققساخته با استفاده از شاخصهای مدل پایههای ساختمان پروبست بوده است. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل 21 نفر مدیران و متخصصان دانش و کارشناسان خبره حوزه هنری و در بخش کمی شامل کارشناسان شاغل در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شامل 350 نفر بر اساس جدول مورگان به تعداد 134 نفر که به روش هدفمند انتخاب شدند. در پژوهش حاضر با توجه به نتایج سه راند دلفی هفتاد مقوله در 8 شاخص شناسایی، اکتساب، توسعه، توزیع، حفاظت، استفاده، اندازهگیری و اهداف دانش با نظر خبرگان و متخصصان شناسایی شد. خلاصه آماری برحسب درجه اهمیت 8 شاخص مدیریت دانش نشان داد که شاخص اهداف دانش با میانگین کل 62/4، شاخص توسعه دانش با میانگین کل 26/4، شاخص توزیع دانش با میانگین کل 18/4 و شاخص حفاظت دانش با میانگین کل 17/4 بالاترین میانگینها را کسب کردهاند. شاخص شناسایی دانش، حفاظت دانش و اکتساب دانش بهطور اجماع قوی هماهنگ است. یافتههای بخش کمی نشان داد که شاخص شناسایی دانش، اکتساب دانش، توسعه دانش، توزیع دانش، حفاظت دانش، استفاده دانش، اندازهگیری دانش، بهطورکلی در مدیریت دانش حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی با میانگین 2/55 پایینتر از حد متوسط بودهاند. در صورت پیادهسازی نظام مدیریت دانش با تأکید بر مدل پایههای ساختمان دانش در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، مدل مذکور میتواند در کلیه واحدهای حوزه هنری به کار گرفته شود تا از طریق شناسایی دانش در داخل سازمان و خارج از سازمان و بحث و تبادل دانش بین تأمینکنندگان دانش در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی صورت پذیرد، اکتساب دانش، پیادهسازی مدیریت دانش جهت بهبود روند فعالیتهای این سازمان، با توجه به اینکه توسعه دانش از طریق فرآیند یادگیری آموزش باشگاه مکتب مهر و ارزیابی کاربران نسبت به کیفیت خدمات در واحد هنری، و فرایند یادگیری دانش و ایجاد سامانههای تعاملی مدیریت اطلاعاتی مناسب در حوزه هنری مشهود نیست. در بخش توزیع دانش از طریق برگزاری نمایشگاههای داخلی و خارجی در بخش حفاظت دانش از طریق تأکید بر ایجاد و نگهداری پایگاه دانش (مانند سوره مهر)، استفاده دانش از طریق ایجاد ساختار گروه بحث، شبکههای اجتماعی و اینترانت بهمنظور استفاده دانش (مانند اتوماسیون، سامانه جشنوارهها)، اندازهگیری دانش از طریق ایجاد فرهنگ سازمانی و مستندسازی مستمر اطلاعات و دانش مهارت کارکنان و رسمیت بخشی به دانش سازمانی دعوت از صاحبان دانشهای مرتبط با فعالیتهای شرکت جهت حضور و ارتباط کارکنان با آنها.
مقدمه: با توجه به اهمیت خودمراقبتی، مطالعه حاضر به شناسایی ابعاد و مولفههای اطلاعرسانی خودمراقبتی به بیماران در نظام اطلاعرسانی پزشکی کشور میپردازد . روش پژوهش: روش این مطالعه با توجه به گزارههای تحقیق، از نوع توصیفی و کیفی است که در دو مرحله کتابخانهای و اجرای روش دلفی فازی با مراجعه به10 نفر از خبرگان، پژوهشگران و صاحبنظران حوزه پزشکی و بهداشت در دانشگاه انجام شده است. یافتهها: پژوهشگر دادههای به دست آمده را تحلیل و نتایج نهایی پژوهش خود را در قالب یک مدل اولیه ارائه نموده است و با توجه تحلیلی که از روش دلفی جهت تعیین ابعاد و مولفهها برای اطلاعرسانی خودمراقبتی به بیماران در نظام اطلاعرسانی پزشکی کشور به اجرا در آمده ، از 112 شاخص اولیه 92 شاخص و از مولفهها، تمامی مولفههای شناسایی شده در مرحله دلفی تایید گردید و در مجموع دو بعد اطلاعرسانی و مراقبان سلامت که بعد اطلاعرسانی شامل 4 مولفه و بعد مراقبان سلامت شامل 10 مولفه بود، مشخص گردید. نتیجهگیری: با توجه به ابعاد و مولفههای بدست آمده با رویکرد دلفی فازی، این ابعاد و مولفهها میتواند راهگشای متولیان و مسئولین حوزه سلامت کشور در راستای افزایش اطلاعرسانی خودمراقبتی به بیماران در نظام اطلاعرسانی پزشکی کشور باشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مقولههای مدیریت دانش بر اساس پایه های ساختمان دانش پروبست ، روب و رمهارت بر مبنای فعالیت های حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی انجام شده است. روش پژوهش: از نظر هدف کا ربردی و به روش دلفی با رویکرد کیفی است. ابزار گردآوری داده های پژوهش، پرسشنامه نیمه ساختار یافته است که مقوله های مدیریت دانش توسط خبرگان به روش دلفی بومی سازی شده است. جامعه آماری 21 نفر خبره شامل مدیران و افراد با درجه هنری و روش نمونه گیری هدفدار بوده است. یافته ها: در راند اول 70 مقوله در 8 شاخص شناسایی، اکتساب، توسعه، توزیع، حفاظت، استفاده، اندازه گیری و اهداف دانش با نظر خبرگان و متخصصان شناسایی شد. در راند دوم ، مقوله های ساختار یافته راند اول با استفاده از مقیاس لیکرت رتبه بندی و خلاصه آماری آن با میانگین نشان داد که مولفه ارزیابی رضایت کاربران نسبت به کیفیت خدمات در واحد هنری با میانگین 90/4 از شاخص توسعه دانش، مولفه مستند سازی مستمر اطلاعات و دانش مهارت کارکنان با میانگین 42/4 از شاخص اندازه گیری دانش، مولفه ایجاد بایگانی ، توانایی ها و ظرفیت های دانش کارشناسان داخلی با میانگین 38/4 از شاخص استفاده دانش، مولفه ایجاد فرآیندها به منظور کسب دانش با میانگین 33/4 از شاخص اکتساب دانش، مولفه های تعین اهداف فرهنگ دانش متداول و اهداف عملیاتی دانش به منظور اقدام دانش هنجار شده و دانش راهبردی با میانگین 28/4 از شاخص اهداف دانش، مولفه ایجاد فرآیندها به منظور اکتساب دانش با میانگین 28/4 از شاخص حفاظت دانش، مولفه میزان توجه به دانش خارج از سازمان و خارج از کشور با میانگین 23/4 از شاخص شناسایی دانش ، مولفه ایجاد بانک اطلاعات به منظور مبادله دانش با میانگین 14/4 از شاخص توزیع دانش، به ترتیب فوق بدست آمده است. در راند سوم خلاصه آماری درجه اهمیت 8 شاخص مدیریت دانش با میانگین کل، انحراف استاندارد، واریانس نشان داد که شاخص اهداف دانش با میانگین کل 62/4، شاخص توسعه دانش با میانگین کل 26/4،شاخص توزیع دانش با میانگین کل 18/4 و شاخص حفاظت دانش با میانگین کل 17/4 مشخص شده است. در نهایت، میزان هماهنگی نظر خبرگان و متخصصان در راندهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی کندال نشان داد که شاخص شناسایی دانش با ضریب 1 و شاخص اکتساب دانش با ضریب 75/0 و شاخص حفاظت دانش با ضریب 1 با اجماع قوی تصویب شد. نتیجه گیری : 70 مقوله مدیریت دانش توسط خبرگان و متخصصان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شناسایی شد. بر اساس رتبه بندی در راند دوم ، خبرگان و متخصصان با مقوله های مدیریت دانش موافق هستند. بر اساس راند سوم شاخص اهداف دانش، توسعه دانش، توزیع دانش و حفاظت دانش از اهمیت بیشتری برخوردار است. نظر شرکت کنندگان نسبت به شاخص شناسایی دانش، حفاظت دانش و اکتساب دانش بطور اجماع قوی هماهنگ است.
هدف: آسیب شناسی در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از منظر متخصصان دانشگاهی هدف تحقیق حاضر است. روش: این با رویکرد کیفی و با استفاده از نظریه پردازی زمینه ای انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته بود و تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، با استفاده از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA 10انجام شد. جامعه را اعضای کمیته برنامه ریزی علم اطلاعات و دانش شناسی ،و صاحبنظرا ن دانشگاه تشکیل دادندکه با روش نمونه گیری هدفمند ترکیبی تعداد 13 نفر به عنوا ن حجم نمونه انتخاب شدند. یافته ها: 405 مفهوم در مرحله کدگذاری باز در46 مقوله فرعی و 25 مقوله اصلی انتخاب و دسته بندی شد. در شرایط زمینه ای 34 مفهوم و 5 مقوله فرعی و 3 مقوله اصلی ؛ در شرایط علی 89 مفهوم و15مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی ؛درشرایط مداخله گر 142 مفهوم و 13 مقوله فرعی و 9مقوله اصلی؛ در راهبردها 114 مفهوم و 8 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی ؛ و در پیامدها 26 مفهوم و 5مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی استخراج شد. اصالت اثر: عوامل موثردرآسیب شناسی پژوهش در این تحقیق شناسایی وتحلیل شد و در قالب یک الگو ارایه گردید.
مقدمه: اطلافرینی کارآفرینی با اطلاعات است و به اطلافرینان کمک میکند تا بتوانند در محیط رقابتی بازار، به ایجاد ارزش افزوده بپردازند و با سودآوری در این عرصه پاداشهای مورد انتظار را دریافت نمایند. از اینرو، این پژوهش با هدف شناسایی و تعیین عوامل و مؤلفههای مؤثر بر اطلافرینی و دستیابی به الگوی نظری اطلافرینی در ایران انجام شده است. روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است، که با رویکرد کیفی و روش نظریه مداخلهگر یا داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را 30 نفر از متخصصان و خبرگان در سه قلمرو علم اطلاعات و دانش شناسی، مدیریت و کارآفرینی و فناوری اطلاعات تشکیل میدهند، که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و روش نمونهگیری نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق بود، که تا رسیدن به مرحله اشباع ادامه داشت. دادهها به روشهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. حاصل این مصاحبهها، مجموعهای از مضامین اولیه بود که طی فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از درون آنها مفاهیم اولیه و مقولههای عمده استخراج شد. در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقولهها با عناوین: شرایط علی، پدیدهمحوری، راهبردها، عوامل مداخلهگر، شرایط مداخلهگر و پیامدها در قالب پارادایم کدگذاری محوری تعیین و در ادامه در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، سیر داستان ترسیم و نظریه مداخلهگر ارائه گردید. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد، اطلافرینی در ایران متأثر از عوامل ساختاری، رفتاری، مداخلهگر و راهبردی است. همچنین هریک از عوامل مؤلفههایی دارند که شناسایی و اعلام شدند. شکل ساختار سازمانی، همراستایی (فلت) پیشنهاد شده است. نتایج: مهمترین عامل در ایجاد پدیده اطلافرینی، وجود اطلاعات و بازیابی آن است که در دو بعد نیاز اطلاعاتی و ایجاد ارزش افزوده، اطلافرینی را تحت تأثیر قرار میدهد. باتوجهبه عوامل و مؤلفههای شناساییشده، الگوی نظری ارائه شد. در این الگو، کلیه عوامل و مؤلفههای مؤثر بر اطلافرینی در ایران اعم از انسانی، دانشی، اقتصادی، فنی، بافتی و مداخلهگر مدنظر قرار گرفته است. الگوی ارائهشده میتواند بهعنوان نقشه راه و راهنمای جامعی برای کلیه افراد، سازمانهای دولتی و مؤسسههای خصوصی علاقهمند به اطلافرینی در کشور استفاده شود.
هدف از تحقیق حاضر شناسایی میزان انتقال میراث فرهنگی ناملموس در کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در استانهای مورد مطالعه میباشد. در این تحقیق کلیه آثار ثبت شده از ایران در حوزه میراث فرهنگی ناملموس، یونسکو و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری به عنوان میراث فرهنگی ناملموس ایران تعریف شد. این موضوعها شامل 5 حوزه اصلی و 78 موضوع فرعی میشوند. جامعه پژوهش حاضر را کلیه کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استانهای آذربایجان شرقی، خراسان رضوی، تهران، اصفهان و همدان تشکیل میدهند. برای جمعآوری دادهها از سیاهه وارسی محقق ساخته که کارمندان معاونت پژوهشی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تکمیل گردید استفاده شده است و برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحقیق پیمایشی توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. شاخصهای پژوهش نشان میدهد که بیشترین سهم امانت منابع در حوزه میراث فرهنگی ناملموس با 3/25 درصد در سال 2006 بوده است و کمترین درصد از سهم امانت مربوط به سال 2014 با 12/1 درصد میباشد. موضوع ادبیات شفاهی با 43/52 درصد، معرقکاری روی چوب و قلمزنی با 5/14 درصد و طبیعت و سرگرمی با 82/8 درصد از مهمترین موضوعات به امانت رفته از کل موضوعهای مرتبط با میراث فرهنگی ناملموس در کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 5 استان مورد مطالعه بودهاند (2006- 2015میلادی). از میان 44 فعالیت خدمات عمومی اجرا شده در کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 5 استان مورد مطالعه، معرفی سرزمین با 43/8 درصد، قصه گویی با 57/7 درصد و نقاشی با 49/7 درصد بیشترین تأثیر را در جذب کاربران داشتند.
اخلاق به عنوان یکى از مهم ترین و با ارزش ترین مباحث است که در قرآن کریم بر آن تأکید فراوان شده است. از طرف دیگر تزکیه و تربیت انسان از اهداف مهم بعثت رسولان عظیم الهى در طول تاریخ زندگى بشر بوده است چنان چه پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هدف از بعثت خود را تکمیل مکارم اخلاق معرفى فرمود. جامعه پژوهش حاضر 427 آیه در موضوع اخلاق اجتماعی است و ابزار پژوهش حاضر منابع تفسیری قرآن با تاکید بر کتاب اخلاق در قرآن آیت الله مصباح یزدی و آیت الله مکارم شیرازی است. روش تجزیه و تحلیل آیات روش آمیخته (کمی و کیفی) است. در بخش کمی سوره های قرآن و تعداد آیات آن در موضوع اخلاق اجتماعی به ترتیب الفبایی سوره ها تنظیم و در بخش کیفی بر اساس فن تحلیل محتوای مضمونی، گزاره های اخلاقی تعیین و بر مبنای واحد آیات ارتباط گزاره ها با مفهوم اصلی مشخص گردید از نرم افزارهای Spss و Excel برای بسامد آیات و ارائه مدل استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد تعداد 70 سوره قرآن در برگیرنده آیات اخلاق اجتماعی که بیشتزین آیات به ترتیب مربوط به سوره بقره با 68 آیه معادل (15.93) درصد، سوره نساء با 36 آیه معادل (8.43) درصد، سوره مائده با 25 آیه معادل (5.85) درصد، سوره توبه با 22 آیه معادل (5.15) درصد، سوره آل عمران با 20 آیه معادل (4.68) درصد، سوره نور با 18 آیه معادل (4.22) درصد، سوره نحل با 13 آیه معادل (3.04) درصد و سوره صافات با 11 آیه معادل (2.58) درصد است. پژوهش حاضر ضمن بررسی بسامد آیات و سوره های قرآن کریم در مفهوم اخلاق اجتماعی، مدل معنایی به تفکیک تعداد آیات در هر مقوله را ترسیم کرده است.
هدف: : هدف اصلی این مقاله ارزیابی میزان اشاعه مقالات علمی پژوهشگران علم اطلاعات و دانششناسی جهان در شبکههای اجتماعی است. روششناسی: این پژوهش از نوع مطالعات علمسنجی است که با روش تحلیل محتوا و با استفاده از شاخصهای آلمتریک انجام شد. تمام مقالات حوزه علم اطلاعات و دانششناسی نمایهشده در پایگاه وب آو ساینس از نظر شاخصهای آلتمتریک و همچنین تحلیل محتوای مقالات در شبکههای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: میزان نرخ رشد سالانه اشاعه مقالات علمی در شبکههای اجتماعی از سال 2005 تا اواسط 2016، 32 درصد بوده که بیشترین میزان اشاعه مربوط به شبکه اجتماعی ریسرچ گیت به مقدار 78 درصد و بیشترین فراوانی حوزههای موضوعی اشاعهیافته در شبکههای اجتماعی کتابداری و اطلاعرسانی، بازیابی اطلاعات و کتابسنجی است. نتیجهگیری: بر اساس مطالعه حاضر، شبکههای اجتماعی پیوسته نقش اشاعهدهندگان اطلاعات علمی را ایفا میکنند و دشواریهای اشاعه اطلاعات به شیوه سنتی را ندارند، همچنین میتوان از نمره اشاعه بهعنوان سنجه جایگزین دیگر شاخصهای آلتمتریک در ارزیابی شبکههای اجتماعی به کار برد.
هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی مهارتهای فنی کتابداران دیجیتال کتابخانههای مرکزی دانشگاههای دولتی شهر تهران بود. در این پژوهش از رویکرد کمی با روش پیمایشی، توصیفی استفاده شد. جامعه آماری آن 108 نفر از کتابداران دیجیتال کتابخانههای مرکزی 14 دانشگاه دولتی شهر تهران بود که از بین بیش از 200 نفر از کتابداران شناسائی و به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی پژوهشگر ساخته بود. روایی ابزار، صوری و محتوایی، براساس نظرات متخصصان کتابخانههای دیجیتالی و پایایی آن با آلفای کرونباخ 883/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیهوتحلیل دادهها با آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و آزمون t تک نمونه و t گروههای مستقل انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد بیشترین میانگینها در سختافزار، مهارت کار با انواع پرینترها (44/3)، در نرمافزار، عامل مهارت در تبدیل فرمت فایلها (89/3)، در اینترنت و شبکه، عامل توانایی در بهرهگیری از اینترانت (91/3)، در مجموعهسازی، عامل توانایی در نحوه دانلود منابع و استفاده از دانلود منیجر (77/3)، در پردازش اطلاعات دیجیتالی، عامل بهرهگیری از نظامهای ردهبندی (48/3)، در خدمات دیجیتالی، عامل توانائی در ارائه خدمات بازیابی تعاملی (80/3) و در حفاظت و نگهداری، عامل توانائی در انجام پشتیبان گیری (21/3) است. نتایج پژوهش نشان داد درهیچیک از دانشگاههای موردبررسی مهارتهای فنی کتابداران دیجیتال دانشگاههای دولتی شهر تهران، در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.
هدف: این پژوهش، تحلیل میزان همافزایی اقتصاد دانشبنیان در سطوح استانی و ملی و تدوین الگوی همافزایی اقتصاد دانشبنیان در شرکتهای صنعتی ایران است. روششناسی: این پژوهش از نوع پژوهشهای کاربردی علمسنجی است که با استفاده از رویکرد مارپیچ سهگانه، نظامهای نوآوری استانی و ملی ایران بر مبنای توزیع جغرافیایی، فناورانه و سازمانی شرکتهای صنعتی اندازهگیری شدند. جامعه این پژوهش تعداد 46150 شرکت صنعتی است که بر مبنای کد ردهبندی NACE به سه دستۀ فناوری بالا، فناوری متوسط-بالا و خدمات دانشمحور تقسیم شدند. بهمنظور استخراج عوامل مؤثر در همافزایی اقتصاد دانشبنیان، پنل دلفی دومرحلهای با حضور 12 صاحبنظر تشکیل شد و تعداد 10 مؤلفه مؤثر در اقتصاد دانشبنیان شامل جمعیت، نرخ رشد، نرخ اشتغال، نرخ باسوادی، نرخ مشارکت اقتصادی، ضریب نفوذ اینترنت، تعداد دانشجویان، تعداد دانشگاه، تولید علمی و میزان صادرات شناسایی شد و با تکنیک معادلات ساختاری روابط آنها با همافزایی اقتصاد دانشبنیان در قالب الگو طراحی شد. یافتهها: بر مبنای مدل مارپیچ سهگانه، مقادیر (میزان همافزایی اقتصاد دانشبنیان) محاسبهشده ایران در سطح ملی علامت منفی دارند (005.0- بیت)، این در حالی است که میزان همافزایی اقتصاد دانشبنیان در 23 استان از 31 استان، بهشدت مثبت بودند که این مسئله وضعیت نامطلوب اقتصاد دانشبنیان را خصوصا در سطوح استانی نشان میدهد. از بین عوامل مستقل در طراحی الگو، تنها دو عامل جمعیت و میزان دانشجو بر میزان همافزایی اقتصاد دانشبنیان در شرکتهای صنعتی رابطه معنادار را نشان دادند. نتیجهگیری: یافتههای حاصل از بخش مارپیچ سهگانه نشان داد که تجمع ملی آشکارا بر همافزایی سیستم میافزاید. بهعبارتدیگر، در ایران یک سیستم نوآوری ملی بهشدت مجتمع پیشبینی میشود. از طرفی، از میان 10 عامل مؤثر در الگوی همافزایی اقتصاد دانشبنیان، عامل جمعیت تأثیر معنادار مثبت در میزان همافزایی اقتصاد دانشبنیان نشان میدهد و عامل تعداد دانشجو تأثیر معنادار منفی را با میزان همافزایی اقتصاد دانشبنیان نمایان میسازد و سایر عوامل تأثیر معنادار را نشان نمیدهد که دلایل آن بهتفصیل در مقاله بحث شده است.
هدف :هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت خدمات اطلاع رسانی باغ موزة دفاع مقدس شهر تهران است. روششناسی: روش تحقیق این پژوهش پیمایشی تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات و داده ها از ابزار پرسشنامه محققساخته و سیاهه وارسی برای مشاهده هدفمند استفاده شد. جامعه پژوهش شامل 200 نفر بازدیدکننده از قشرهای مختلف(دانشآموزان، دانشجویان، طلاب، خانوادة شهدا، جانبازان، کارمندان سازمانهای مختلف نظیر صنایع دفاع، بنیاد شهید، و آتشنشانی )است. هدف از انتخاب این گروهها این بود که بتوان پژوهشی مستند با واقعیت از گروههای مختلف در روزهای متعدد و سن و جنس های مختلف را انتخاب نمود و این کار به همین دلیل در روزهای متعدد انجام شد. یافته های پژوهش: یافته ها نشان داد که خدمات اطلاع رسانی در موزه باغ موزه دفاع مقدس شامل سایت، نمایش فیلم، رسانه های مکتوب، بروشور، تابلوی شیشه گردان، تابلوی رقمی، اشیای موزهای، تقسیم بندی تالارها بر اساس موضوعات، و راوی میباشد. نتایج به دست آمده از اطلاع رسانی موزه دفاع مقدس نشان داد بالاترین میانگین مربوط به عدم الگوی مناسب و همچنین عدم مدیریت مناسب جهت اطلاع رسانی بود، در مورد رضایت بازدیدکنندگان از وضعیت اطلاعرسانی موجود 5/39 درصد رضایت کامل داشتند. در مورد نقش های اطلاعرسانی در باغ موزه دفاع مقدس، نقش مذهبی 30 درصد، نقش اجتماعی 40 درصد، رسالت فرهنگی 5/37 درصد، و رسالت پژوهشی 5/22 درصد را به خود اختصاص دادند. نتیجه به دست آمده نشان داد که نقش اجتماعی بیشترین میانگین را در بین بازدیدکنندگان داشته است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین اطلاع رسانی مناسب و رضایت بازدیدکنندگان تفاوت معنی داری وجود دارد. یعنی هرچه اطلاع رسانی بهتر و بیشتر انجام شود تعداد بازدیدکنندگان بیشتری از موزه بازدید خواهند کرد.
هدف: هدف این پژوهش، مطالعه ویژگیهای حمایتی کارآفرینی کتابداران کتابخانههای دانشگاهی واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی و کشف رابطه و تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی بر این ویژگیهاست. روش پژوهش: نوع تحقیق، توصیفی و روش آن پیمایشی- تحلیلی است. کل جامعه آماری 109 نفر از کتابداران کتابخانههای دانشگاهی در 15 واحد جامع بودند که به صورت سرشماری مورد آزمون قرارگرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه حضوری با صاحبنظران جهت گزینش ویژگیهای حمایتی کارآفرینی، و ابزار پرسشنامه خودسنجی محققساخته جهت سنجش این ویژگیها در کتابداران بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی (شاخص KMO، آزمون کرویت بارتلت، تحلیل واریانس یک سویه، ضریب همبستگی و ضریب تعیین) انجام گرفت. یافتهها: ویژگیهای حمایتی کارآفرینی کتابداران به طور معناداری از حد متوسط کمتر بود و رابطه معناداری بین مدرک تحصیلی کتابداری، سن و سطح تحصیلات کتابداران با این ویژگیها وجود داشت. همچنین بین برخی از این ویژگیها با متغیرهای مدرک تحصیلی، سن و سطح تحصیلات دارای ضریب مثبت و مستقیم بود که با افزایش امتیاز متغیرهای جمعیت شناختی، ویژگیهای حمایتی کارآفرینی آنان افزایش مییافت. نتیجه گیری: امروزه بر جذب کتابدارانی با ویژگیهای کارآفرینانه تأکید میشود. در کتابخانهها، روشن نمودن اهداف، مسئولیتها و تفویض آن به کتابداران شایسته، اعتماد و اطمینان را در آنان به وجود آورده و حمایت سازمانی موجب میگردد تا آنان با حداکثر ظرفیت و توان خود، ضمن سازگاری با محیطکاری و بقاء در بلندمدت، موجبات رضایتمندی استفادهکنندگان و مراجعان به کتابخانهها و مراکز اطلاعاتی را فراهم نمایند.
چکیده تحقیق حاضر برگرفته از بخشی از پایان نامه دکتری بوده که به شاخص ها و عوامل مکانی و جغرافیایی در توسعه پارکهای علم و فناوری ایران پرداخته است. در این تحقیق با استفاده از روش پژوهش پیمایشی توصیفی و همچنین بررسی اکتشافی، ابتدا وضعیت مکانی و جغرافیایی موجود پارک های علم و فناوری مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با توجه به وضعیت موجود، میزان رضایت شرکت های دانش بنیان از محل استقرار فعلی پارک های علم و فناوری مورد سنجش قرار گرفته است. علاوه بر آن در بررسی اکتشافی سعی شده است تا مهمترین عوامل و شاخص های مکانی و جغرافیایی در عملکرد پارک های علم و فناوری ایران از دیدگاه صاحبان شرکت های فناور تعیین و معرفی شوند. نتایج تحقیق در بخش توصیفی نشان داد که : محل استقرار بیش از نیمی از پارک های علم و فناوری در خارج از دانشگاه ها و همچنین خارج از شهر مستقر بوده اند علاوه برآن فاصله زیادی با مراکز صنعتی نیز داشته اند که با توجه به این، شرکت های دانش بنیان میزان رضایت خود از محل استقرار پارک های علم و فناوری در رابطه با نزدیکی و دوری از مراکز دانشگاهی و علمی و همچنین مراکز صنعتی، 50 نفر با 6/15 درصد گزینه نظری ندارم، 61 نفر با 1/19 درصد گزینه بسیار کم، 48 نفر با 15 درصد گزینه کم، 54 نفر با 9/16 درصد گزینه متوسط، 63 نفر با 7/19 نفر گزینه زیاد و 44 نفر با 8/13 درصد گزینه بسیار زیاد را انتخاب کرده اند. علاوه بر آن، نتایج تحقیق در بخش بررسی اکتشافی نشان داد که: مهمترین عوامل و شاخص های جغرافیایی در توسعه و موفقیت پارک های علم و فناوری از دیدگاه شرکت های دانش بنیان 1- همجواری دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در منطقه و ارتباط با پارک (مهمترین عامل)؛ 2- وجود فعالیتهای R&D و high-tech مرتبط با پارک در منطقه (عامل مهم دوم)؛ 3- حضور شرکتهای قوی در پارک (عامل مهم سوم)؛ 4- نزدیکی و دسترسی به امکانات حمل و نقل مناسب؛ 5- وجود نیروی کار در منطقه؛ 6- نزدیکی به بازار مصرف داخلی؛ 7- دسترسی به مراکز و تاسیسات شهری؛ 8- همجواری مراکز صنعتی و ارتباط با آنها؛ بوده است. همچنین نتایج نشان داد در مورد فرضیه های پژوهش نشان داد که : 1- بین مکان جغرافیایی استقرار پارک های علم و فناوری و میزان تولیدات علمی 2- بین توسعه پارک های علم و فناوری و رشد دانش بومی و منطقه ای رابطه معناداری وجود دارد.
هدف: این تحقیق با هدف شناخت رفتار مسیریابی کاربران از ساختمان کتابخانه با استفاده از مشاهده هدفمند و همچنین شناخت پر ترددترین مسیرها برای تعیین مکانهای بازاریابی خدمات در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران با استفاده از نرمافزار سیستم اطلاعات مکانی انجام شده است. روش پژوهش: این تحقیق با روش تجربی و با استفاده از یک سیاهه وارسی از طریق مشاهده مستقیم مسیرهای تردد مراجعین از طبقه همکف و پلههای طبقه اول، درکتابخانه مرکزی دانشگاه تهران انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کاربران و مراجعه کنندگان کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بودند. به جای نمونهگیری از خود کاربران، مدت زمانی گردآوری دادهها نمونهگیری شده است. بعد از تحلیل مسیرها و تعیین میزان تردد در هر مشخص با استفاده از نرمافزار آماری اسپیاساس، اطلاعات وارد نرمافزار آرکجیآیاس شد و پایگاه اطلاعات مکانی مسیرهای کاربران کتابخانه ایجاد شد و با استفاده از زبان ساختیافته جستوجوی پایگاه داده جستوجوی پرترددترین مسیرها انجام و نقشههایی از پلان کتابخانه که مسیرها بر روی آن مشخص شده بودند از نرمافزار استخراج گردید. یافتهها: در این تحقیق بیش از 360 مشاهده شد، اما تنها 5 مشخص توسط بیش از 50 درصد مراجعین همیشگی برای ورود به کتابخانه انتخاب شده بود. مسیر کتابخانه، سپس رفتن به طبقه اول از سمت پلههای چپ، با 7/25 درصد، به عنوان اولین پرتردد و درب ورودی، مسئول کیفداری، کیفداری سمت راست و رفتن به طبقه اول از پلههای سمت راست، با 2/25 درصد، به عنوان دومین پرتردد در طبقه همکف کتابخانه شناخته شده است که بیش از 50 درصد ترددها را به خود اختصاص داده است. همچنین ورودی طبقه اول به سالن ابوریحان، با 4/34 درصد به عنوان اولین پرتردد، ورودی طبقه اول، راهرو زیراکس، سالن علوم و فنون، با 3/9 درصد به عنوان دومین پرتردد و ورودی طبقه اول، راهرو زیراکس، تالار انفورماتیک، با 1/9 درصد به عنوان سومین پرتردد در طبقه اول ساختمان کتابخانه محسوب میشود که بیش از 52 درصد ترددها را در طبقه اول به خود اختصاص داده است. نتیجهگیری: با توجه به یافته ها، پرسنل کتابخانه میتوانند برای نقشه نگاری مسیرهای پرطرفدار از سیستم اطلاعات مکانی استفاده کنند و با استفاده از نتایج آن در جهت تبلیغات و بازاریابی بهتر خدمات و برنامههای کتابخانه عمل نمایند و سطح سهولت دستیابی به ناحیه کتابخانه جهت استفاده از منابع و خدماتی که ارائه میشود، را افزایش دهند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین وضعیت نمایهسازی و رتبهبندی پیشینههای فرادادهای هسته دوبلین و مارک 21 در بستر نحوی زبان نشانهگذاری گسترشپذیر (ایکس. ام. آل.) مبتنی بر رویکرد پیوند توسط موتورهای کاوش وب انجام شد. روش: روش پژوهش، رویکرد تحلیلی-مقایسهای بود. جامعه پژوهش را یکصد پیشینه فرادادهای مبتنی بر ایکس.ام.آل. در قالب دو گروه تشکیل میدادند. گروه نخست، دارای عناصر فرادادهای هسته دوبلین و گروه دیگر، دارای عناصر فرادادهای مارک 21 بودند که بر روی وبسایت http://www.aghaabedi.com انتشار یافتند. وبسایت یادشده بهصورت مستقیم به موتورهای کاوش انتخابی (گوگل و یاهو) معرفی شدند. ابزار گردآوری دادهها سیاهه وارسی بود. یافتهها: یافتهها حاکی از آن است که تمامی ارزشهای عناصر پیشینههای فرادادهای هسته دوبلین و مارک 21 در بستر ایکس. ام.آل. توسط موتورهای کاوش گوگل و یاهو نمایه شدند و امکان بازیابی هر یک از پیشینهها بر اساس ارزش عناصر آنها در محیط موتورهای کاوش فراهم است. بر اساس نتایج آزمون آماری تفاوت معناداری میان نمایهسازی و رتبهبندی پیشینههای فرادادهای هسته دوبلین و مارک 21 مبتنی بر ایکس. ام.آل. توسط موتورهای کاوش گوگل و یاهو مشاهده نشد. نتیجه گیری: بستر نحوی پیشینههای فرادادهای موردمطالعه موجب افزایش دسترسپذیری آنها از طریق موتورهای کاوش وب گردید. این امکان برای
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی جریان اطلاعات در پژوهشکدههای وابسته به آزاد از دیدگاه پژوهشگران، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. روش پژوهش: نوع پژوهش کاربردی و روش پژوهش پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل: 7 مرکز تحقیقاتی وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی بودT که در هر مرکز معاونین پژوهشی، مدیران گروههای علمی، مدیران کتابخانهها و اعضای هیأت علمی پژوهشکدههای وابسته به مراکز مذکور، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد و تعداد 25 پرسشنامه ارسال و تعداد 24 پرسشنامه (96 درصد) تکمیل شد. یافته ها: در مرحله درونداد (گردآوری و استفاده از اطلاعات)، قالبهای الکترونیکی بیشتر از قالبهای چاپی، در مرحله پردازش (تولید و ذخیره اطلاعات)، قالبهای چاپی بیشتر از قالبهای الکترونیکی و در مرحله برونداد (اشاعه اطلاعات)، قالبهای چاپی بیشتر از قالبهای الکترونیکی مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین پژوهشگران از منابع الکترونیکی بیشتر از منابع چاپی استفاده میکنند. ولی، در مرحله تولید و اشاعه این وضعیت بر عکس بوده و قالب چاپی بیشتر از الکترونیکی مورد تأکید پژوهشگران است. نتیجه گیری: تحلیل یافتهها با استفاده از آزمون آنوا نشان میدهد در استفاده از انواع مختلف قالبها در هر سه مرحله درونداد، پردازش و برونداد اطلاعات در اکثر گزارهها معنیدار نبوده و اختلاف کمی وجود دارد. وضعیت کلی جریان اطلاعات در پژوهشکدههای وابسته به آزاد حاکی از وضعیت قابل قبول در مرحله درونداد و ضعیف در مرحله پردازش دارد.