شرکتهای دانشبنیان نقشی مهم در رشد اقتصادی ایفا میکنند. با این وجود، به علت ریسکهای ذاتی، موفقیت آنها چالش برانگیز است. از این رو هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل موثر بر موفقیت شرکتهای دانشبنیان بوده است. مراکز رشد سازمان پژوهشهای علمی صنعتی و پارک علم و فناوری استان گیلان به عنوان جامعه مورد مطالعه انتخاب شدند. روش تحقیق، یک رویکرد ترکیبی بود و جمعآوری دادهها با ابزارهای مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه انجام شد. در تحلیل دادهها در بخش کیفی و کمی به ترتیب از نرمافزارهایMAXQDA10 و SPSS25 استفاده شد. بر اساس نتایج بخش کیفی، 2 عامل داخلی و خارجی شناسایی شدند. عوامل داخلی دربردارنده سه سطح "فردی"، "خرد"، "کلان" و عوامل خارجی نیز در دو سطح "مرکز رشد"، "ملی و فراملی" شناسایی شدند. در بخش کمی، نتایج آزمون فریدمن نشان داد که به ترتیب عوامل "سیاستهای اقتصادی کشور"، "بهبود شرایط بینالمللی"، "بازاریابی و تحقیقات بازاریابی" در رتبههای نخست (بیشترین اهمیت) و عوامل "ایجاد درآمد جانبی"، "حمایت خانوادگی"، "پیوستن به شرکتهای بزرگ" در رتبههای آخر (کمترین اهمیت) قرار داشتند. بنابراین، توجه سیاستگذاران به عوامل "سیاستهای اقتصادی کشور" و "بهبود شرایط بینالمللی"، توجه شرکتهای دانشبنیان به عامل "بازاریابی و تحقیقات بازاریابی" و حمایت مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری در این زمینه میتواند راهگشای شرکتهای دانشبنیان برای دستیابی به موفقیت باشد.
رونق اقتصادی مستلزم توسعه دانشبنیان است و از اینرو، تأسیس شرکتهای دانشبنیان مورد توجه جدی قرار گرفته است. هدف این مقاله، شناسایی و تبیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای پیش روی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران در فرایند تأسیس شرکتهای دانشبنیان توسط اعضای هیئتعلمی این سازمان میباشد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه عمیق و نیمهساختارمند میباشد و برای تحلیل اطلاعات مستخرج، از فن تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، 23 عضو هیئتعلمی مؤسس شرکتهای دانشبنیان در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی بودهاند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدهاند. برای تعیین روایی از فن سهسویهسازی (مثلثسازی) شامل بهکارگیری منابع تأییدگر، پژوهشگران و روشهای متعدد در طی فرآیند جمعآوری و تحلیل دادهها و برای پایایی از هدایت دقیق جریان مصاحبهها، ایجاد فرآیند ساختمند برای اجرا و تفسیر مصاحبهها و تشکیل کمیته تخصصی استفاده شده است. یافتههای پژوهش در قالب چهار مضمون اصلی (مفهوم) نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها و 46 زیرمضمون (کد) ارائه شده است. نتایج تحلیل محتوای کیفی مبین 13 نقطه قوت، 14 نقطه ضعف، 9 فرصت و 10 تهدید پیش روی تأسیس شرکتهای دانشبنیان توسط اعضای هیئتعلمی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی بود که میتواند پایهگذار راهبردها و طرحهای عملیاتی در جهت رونق و توسعه شرکتهای دانشبنیان قرار گیرد.
افزایش فعالیتهای کارآفرینانه در یک جامعه به محیطی پیش برنده برای افزایش تعداد کارآفرینان و رشد شرکتها نیاز دارد. مطالعات نشان میدهد عواملی مانند محیط کسبوکار بر توسعۀ کارآفرینی تأثیر مستقیم دارد. بنابراین بهبود عوامل محیطی برای رشد پایدار کسبوکارها لازم است. هدف این پژوهش 1) بررسی تأثیر سیاستهای کارآفرینی و محیط کسبوکار بر توسعۀ کارآفرینی و 2) سنجش وضعیت موجود است. اجزای اصلی مدل مفهومی سیاستهای محیط کسبوکار، سیاستهای کارآفرینی و توسعۀ کوتاه و بلندمدت را شامل میشود. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و برحسب روش گردآوری اطلاعات توصیفی- همبستگی است. پرسشنامۀ محققساخته بین جامعۀ آماری شامل کارشناسان و مدیران نهادهای سیاستگذار و اجرایی حوزۀ کارآفرینی (شامل وزارت اقتصاد، وزارت کاروتعاون و رفاه اجتماعی، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت علوم، سازمان برنامه و بودجه و مرکز پژوهشهای مجلس) به روش تصادفی طبقهای توزیع و در 415 پرسشنامه جمعآوری شده است. برای تحلیل دادهها از تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر و آزمون t یک نمونهای استفاده شد. نتایج پژوهش مناسب بودن این مدل مفهومی و روابط آن را نشان میدهد اما سیاستهای کارآفرینی، محیط کسبوکار و توسعۀ کارآفرینی در وضعیت پیش برندهای قرار ندارند.
هدف این پژوهش کیفی، شناسایی و تحلیل عوامل اثرگذار بر توسعه کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بود. لذا با بهرهگیری از نظرات و دیدگاههای افراد خبره در این زمینه که شامل کارشناسان و مدیران وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات بودند، از فن دلفی در سه مرحله بهره گرفته شد(47=n). ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه باز و پرسشنامه ساختاریافته بود. یافتههای حاصل از تحلیل دلفی حاکی از آن بود که 8 عامل در توسعه کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا) اثرگذار است. سپس عوامل شناساییشده براساس پاسخ خبرگان اولویتبندی شدند. براساس یافتههای پژوهش، عوامل اثرگذار بر توسعه کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: حمایت از فناوری و نوآوری در حوزه فاوا؛ سیاستگذاری و اجرای برنامههای توسعه کارآفرینی در حوزه فاوا؛ حمایت از کارآفرینان فاوا؛ توسعه شرکتهای کوچک و متوسط فاوا؛ خدمات پشتیبانی، فنی و مدیریتی در حوزه فاوا؛ ترویج کارآفرینی در حوزه فاوا؛ حمایت مالی در حوزه فاوا و توسعه زیرساخت.
پژوهش حاضر که از نظر هدف کاربردی، از حیث روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی و از نظر رویکرد کمی می باشد، به بررسی نقش میانجی کارآفرینی فناورانه بر ارتباط بین سرمایه های فکری سازمان و مزیت رقابتی پرداخته است. جامعه آماری پژوهش شامل 375 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت های مستقر در پارک های علم و فناوری شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونهگیری طبقه ای تصادفی و فرمول کوکران، تعداد 190 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Smart PLS صورت پذیرفت. نتایج پژوهش از یک سو حاکی از تأثیر مستقیم مثبت و معنادار سرمایه های فکری بر کارآفرینی فناورانه و مزیت رقابتی و از سویی دیگر، تاثیر غیرمستقیم سرمایه های فکری بر مزیت رقابتی از طریق متغیر میانجی کارآفرینی فناورانه می باشد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که بهبود سرمایه های فکری سازمان و ابعاد آن می تواند زمینه را برای ایجاد کارآفرینی فناورانه چه در داخل سازمان و چه در خارج سازمان فراهم سازد و از این طریق مزیت رقابتی را برای سازمان فراهم آورد.
حدود یک دهه از تأسیس پارکهای علم و فناوری و کمتر از یک دهه از ایجاد مراکز رشد برای حمایت از کارآفرینان فناور در قالب استقرار شرکتهای دانشبنیان سپری شده است. از این منظر، ضرورت دارد پژوهشهایی دربارة کارآفرینان فناور، کارآفرینی فناورانه، کسبوکارهای جدید فناورمحور یا همان شرکتهای دانشبنیان در کشور انجام گیرد. در این پژوهش، عناصر کلیدی مؤثر بر توسعة کارآفرینی فناورانه در شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارکهای علم و فناوری در سطح ملی بررسی شده است. تحقیق حاضر از نوع توصیفی و همبستگی چندگانه است که با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام گرفته است. جامعة آماری شامل کارآفرینان شاغل در هشت استان کشور (تهران، خراسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی، گیلان، کرمان و یزد) میشود. درنهایت، دادهها از 203 کارآفرین فناور فعال و مؤسس شرکت دانشبنیان براساس پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان میدهند عناصری نظیر دولت، دانشگاه، سرمایه، زیرساخت، بازار/مشتریان، مشاوران و کارآفرین فناور مهمترین عوامل مؤثر بر توسعة کارآفرینی فناورانه محسوب میشوند
یکی از ملزومات عملکرد موفق سازمانها در دنیای رقابتی امروز، داشتن نوآوری و ایجاد مزیت رقابتی است. یکی از مدلهای جدید برای نوآوری، مدل نوآوری باز (OI)است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر پیاده سازی نوآوری باز است. به همین منظور عوامل اصلی تاثیر گذار بر نوآوری باز در دو بعد عوامل درونی(ساختار و فرایند، مالی وکارکنان) و عوامل بیرونی(همکاری با رقبا، ارتباط با مشتریان، عوامل سیاسی/قانونی و ارتباط با دانشگاه) در نظر گرفته شده اند.این تحقیق از نوع کاربردی و به لحاظ روش تحقیق از شاخه توصیفی-همبستگی می باشد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه می باشد که بین 100نفر از خبرگان مراکز تحقیقاتی وزارت صنایع وعلوم با روش نمونه گیری تصادفی آزمون شده است. داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از تحلیل مسیر و نرم افزار PLS تجزیه وتحلیل گردید. نتایج این تحقیق نشان می دهد همه ابعاد شناسایی شده از عوامل درونی و بیرونی، بر پیاده سازی نوآوری باز تاثیر دارد.
به موازات رشد جمعیت کشور و گسترش فزاینده بیکاری، مقوله کارآفرینی و توسعه آن در برنامههای توسعه سوم و چهارم مورد توجه قرار گرفت. اکنون پس از اتمام دوره زمانی برنامه چهارم، ضرورت دارد تا سیاستها و برنامههای مرتبط با توسعه کارآفرینی مورد ارزیابی قرار گیرد. بر این اساس، این پژوهش با هدف ارایه الگویی از سیاستهای مؤثر بر توسعه کارآفرینی در دو بخش سیاستهای کلان و خرد و ارزیابی آنها انجام شده است. در این پژوهش برای ارزیابی وضعیت موجود از روش پژوهش توصیفی-پیمایشی، تدوین پرسشنامه و توزیع آن بین کارشناسان حوزههای مرتبط با کارآفرینی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد، در مجموع سیاستهای کلان و خرد مؤثر بر توسعه کارآفرینی در موقعیت پیش برنده نیستند و نیازمند بهبود هستند. در پایان پیشنهادهایی برای بهبود این سیاستها ارایه شده است.
تجارب توسعه کشورها و مطالعات نهادهای بی نالمللی مانند بانک جهانی نشان می دهد که محیط کس بوکار، بر توسعه کارآفرینی تأثیر مستقیم دارد.محیط نامساعد کس بوکار، شرک تهای کوچک و متوسط و کارآفرینان را در مقایسه با شرکت های بزرگ در معرض مشکلات بیشتر قرار می دهد. بر این اساس، اخیراٌ توجه به محیط کس بوکار به عنوان یکی از پیش نیازهای توسعهکارآفرینی مطرح شده است. به دلیل اهمیت محیط کسب و کار، هر ساله گزارش های متعدد بین المللی در زمینه رتبه بندی محیط کسب و کار کشورها منتشر می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی محیط کسب و کار به عنوان پیش نیاز توسعه کارآفرینی، از دیدگاه کارشناسان داخلی انجام شده است. در این پژوهش بعد از بررسی الگوهای گوناگون محیط کسب و کار، الگوی سهولت کسب و کار بانک جهانی به عنوان الگوی مبنا انتخاب شد. سپس در چارچوب پژوهشی توصیفی پیمایشی دیدگاه 101 کارشناس بررسی شد. نتایج این پژوهش نشان داد محیط کسب و کار کشور از نظر کارشناسان داخلی نامساعد ونامطلوب است. نتایج این پژوهش با رتبه بندی الگوی بانک جهانی و سایرالگوهای محیط کسب و کار هم گرایی دارد