دما به عنوان یکی از عوامل محیطی اصلی برای محدودیت در پراکنش، بهرهوری و بقای گیاهان محسوب میشود. به منظور ارزیابی اثر دمای پایین در مرحله نشاء، بر رشد و عملکرد و همچنین کیفیت میوه عروسک پشت پرده (.Physalis peruviana L) آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمار تنش سرمایی به مدت 48 ساعت در دمای 1±4 درجه سانتیگراد در مرحله نشاء در سردخانه تحقیقاتی دانشگاه زنجان و تیمار شاهد فاقد تنش سرمایی بود. تیمارهای محلولپاشی شامل اسیدهای آمینه فنیلآلانین (0.75، 1.5 و 2.5 میلیمولار)، سیستئین (0.5 و 1 و 1.5 میلیمولار)، سلنیوم (0.5، 0.75 و 1 میلیگرم در لیتر سلنات سدیم) به همراه شاهد بود. نتایج نشان داد که تنش دمای پایین محتوای رنگدانههای فتوسنتزی، کارتنوئید و میوه اسید قابل تیتراسیون را کاهش داد و باعث افزایش مواد جامد محلول کل میوه شد، ولی بر عملکرد و محتوای ویتامین ث و فعالیت آنتیاکسیدانی میوه تاثیری نداشت. کاربرد برگی فنیلآلانین، سیستئین و سلنیوم بهطور معنی-داری عملکرد و شاخصهای کیفی میوه را در گیاهان تحت تنش سرما و فاقد تنش افزایش دادند. بیشترین عملکرد (11419.14 کیلوگرم در هکتار) با کاربرد 0.5 میلیمولار سیستئین در گیاهان تحت تنش دمای پایین به دست آمد. حداکثر مقدار ویتامین ث (56.8 و 56.2 میلیگرم در 100 گرم وزنتر) به ترتیب با کاربرد فنیلآلانین 1.5 و 0.75 میلیمولار در گیاهان تحت شرایط رشد نرمال بدست آمد. بیشترین فعالیت آنتیاکسیدانی میوه (56.9 درصد) با کاربرد فنیلآلانین 0.75 میلیمولار در گیاهان فاقد تنش سرما نسبت به سایر تیمارها و گیاهان تحت تنش مشاهده شد. بنابراین کاربرد این ترکیبات بخصوص فنیلآلانین 1.5 میلیمولار، سیستئین 0.5 میلیمولار یا سلنیوم 1 میلیگرم در لیتر در جهت بهبود عملکرد و کیفیت میوه عروسک پشت پرده در شرایط تنش دمای پایین و یا غیر تنش پیشنهاد میگردد.
سابقه و هدف: دمای پایین تأثیر زیادی بر بقا و توزیع جغرافیایی گیاهان دارد و به عنوان یک عامل محیطی مهم، بهرهوری گیاهان را تحت تاثیر قرار میدهد. عروسک پشتپرده (Physalis peruviana L.) از خانواده سولاناسه و از گیاهان گرمسیری و نیمه گرمسیری میباشد که تحت تاثیر دماهای پایین در ابتدا و انتهای فصل رشد قرار میگیرد. این میوهها به دلیل داشتن ترکیبات تغذیهای و زیست فعال (آنتیاکسیدانها، ویتامینهای A، B، C، E و K1، آلکالوئیدها، فلاونوئیدها و کاروتنوئیدها) برای سلامتی انسان بسیار مفید هستند، بنابراین برای کشت در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است. اسیدهای آمینه (ال-فنیل آلانین و سیستئین) و سلنیوم نقش مهمی در مقاومت گیاه به دمای پایین دارد. با این حال، نقش فنیلآلانین (Phe)، سیستئین (Cys) و سلنیوم (Se) در تنظیم تحمل به سرما و بهبود کیفیت میوه عروسک پشتپرده هنوز ناشناخته است. در این مطالعه اثر فنیلآلانین، سیستئین و سلنیوم بر کیفیت و ظرفیت آنتیاکسیدانی میوه عروسک پشتپرده تحت تنش دمای پایین مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: پژوهش حاضر بهصورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل اسیدهای آمینه فنیلآلانین در سطوح (75/0 و 5/2 میلیمولار)، سیستئین (5/0 و 1 و میلیمولار)، سلنیوم (5/0 و 75/0 میلیگرم در لیتر سلنات سدیم) و شاهد محلولپاشی با آب مقطر در مزرعه بود. بذرها در گلخانه با شرایط دمایی 2±25 درجه سانتیگراد در روز و 2±20 درجه سانتیگراد در شب کشت گردید. تیمار اسیدهای آمینه و سلنیوم در مرحله 5-4 برگ حقیقی انجام شد و سپس بهمنظور اعمال تنش دمای پایین نشاها به مدت 48 ساعت در دمای 1±4 درجه سانتیگراد در سردخانه قرار گرفتند و گیاهان شاهد همراه با اعمال تنش سرما و فاقد تنش سرمایی بودند. سپس نشاها به مزرعه منتقل شدند. گیاهان سه بار در مرحله رویشی، شروع گلدهی و میوهدهی با اسیدهای آمینه و سلنیوم تیمار شدند. پس از مواجه شدن گیاهان با سرمای پاییزه در مزرعه، میوهها در مرحله تغییر رنگ کاسبرگ و تغییر رنگ میوه از سبز به نارنجی برداشت شدند و صفات ارتفاع بوته، عملکرد میوه و صفات کیفی میوه شامل محتوای کارتنوئید، شاخص پایداری غشاء، اسید قابل تیتراسیون، ترکیبات فنلی و فعالیت آنتیاکسیدانی ارزیابی شد.یافتهها: نتایج نشان داد که تنش دمای پایین، مقدار عملکرد میوه، محتوای کاروتنوئید و شاخص پایداری غشاء را کاهش داد و میزان اسید قابل تیتراسیون، محتوای فلانوئید و فنل کل میوه و فعالیت آنزیمهای کاتالاز، پراکسیداز، فنیلآلانین آمونیالیاز و سوپراکسید دیسموتاز را افزایش داد. تیمار گیاهان با اسیدهای آمینه فنیلآلانین، سیستئین و سلنیوم تحت تنش دمای پایین باعث افزایش معنیدار عملکرد میوه، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، محتوای کاروتنوئید، شاخص پایداری غشاء، اسید قابل تیتراسیون، محتوای فلانوئید و فنل کل میوه شد. بیشترین میزان شاخص پایداری غشاء (46/38 و 01/36) در میوههای حاصل از گیاهان تیمار شده با هر دو غلظت 25/0 و 5/0 میلیگرم در لیتر سلنیوم مشاهده گردید. بیشترین مقدار فنل (08/8 و 83/7 میلیگرم بر گرم وزنتر) در میوه گیاهان تحت تنش دمای پایین تیمار شده با فنیلآلانین 75/0 میلیمولار و سیستئین 25/0 میلیمولار مشاهده شد. بیشترین میزان ظرفیت آنتیاکسیدانی در گیاهان تیمار شده با فنیلآلانین 75/0و 5/1 میلیمولار (8/60 درصد)، سیتئین 25/0 میلیمولار (26/60 درصد) و سلنیوم 5/0 میلیگرم در لیتر تحت شرایط تنش دمای پایین و کمترین میزان (5/50 درصد) آن در گیاهان شاهد فاقد تنش سرما بدست آمد.نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تیمار اسیدهای آمینه بخصوص سطوح 75/0 و 5/2 میلیمولار فنیل آلانین و 5/0 میلیگرم در لیتر سلنیوم بر گیاه عروسک پشت پرده در مرحله نشاء و رشد در مزرعه، باعث افزایش معنیدار عملکرد میوه گردید، همچنین فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی و ترکیبات فنلی، شاخص پایداری غشاء میوههای مواجه شده با سرمای پاییزه را افزایش داد و باعث بهبود کیفیت میوه شد.
چکیدهسابقه و هدف: گردهافشانی در خشک میوهها یکی از بحرانیترین مراحل تشکیل مغز میباشد و بدون گردهافشانی اکثر میوهها پوک و یا دارای مغز چروکیده خواهند شد. بنابراین، در باغهای فندق برای تولید محصول اقتصادی بایستی از دو یا چند رقم به عنوان گردهدهنده استفاده شود، هدف از انجام این پژوهش، بررسی فنولوژی گل، ردگذاری و فراردگذاری تعیین گردهدهنده مناسب و سازگار برای چهار رقم تجاری فندق بود.مواد و روشها: این مطالعه به صورت فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار با دو عامل رقم و منبع دانه گرده، در سال زراعی 1399-1398 در ایستگاه تحقیقات باغبانی آستارا انجام شد. ارقام گرد اشکورات، ریاسنت، داویانا و نگرت به عنوان ارقام گردهدهنده و ارقام روند، نمسا، گنجه و اترک به عنوان ارقام مادری انتخاب شدند در زمان رسیدن میوهها از هر تیمار تعداد 100 میوه برداشت شد و متغیرهای مربوط به خصوصیات کمی میوه و مغز مورد ارزیابی قرار گرفتند.یافتهها: نتایج به دست آمده نشان داد که ارقام مورد بررسی، از نظر گلدهی دارای صفت نر پیشرس بودند و دامنه زمانی باز شدن گلهای نر و ریزش دانه گرده از 15 دی تا 3 اسفند و دامنه زمانی باز شدن خوشه گل ماده و آمادگی کلاله برای پذیرش دانهگرده از 28 دی تا 10 اسفند متغیر بود. بررسی ردگذاری و فراردگذاری در این مطالعه نشان داد که صفات کمی میوه و مغز میوه به شدت تحت تأثیر منبع دانه گرده قرار گرفتند. در تیمار استفاده از رقم داویانا به عنوان گردهدهنده، وزن میوه، درصد تشکیل میوه، و درصد مغز به ترتیب به 21/3 گرم، 65/83 درصد و 84/49 درصد نسبت به شاهد افزایش و میزان ریزش میوه به 65/31 درصد و پوکی میوه با 86/10 درصد کاهش یافت. اما زمانیکه از دانه گرده رقم گرد اشکورات استفاده شد درصد تشکیل میوه، وزن میوه و درصد مغز به ترتیب به 86/75 درصد، 48/2 گرم و 64/46 درصد کاهش و درصد پوکی میوه به 60/15 درصد و ریزش میوه به 6/41 افزایش یافت. در حالت خودگردهافشانی درصد ریزش میوه به 42/86 و میزان پوکی میوه به 4/85 افزایش یافت و درصد تشکیل میوه، وزن میوه، وزن مغز و درصد مغز به ترتیب به 8/33 درصد، 75/1 گرم، 40/0 گرم، 8/22 درصد کاهش یافت.نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن بود که منبع دانه گرده برخی از خصوصیات کمی میوه و مغز (وزن میوه و مغز، درصد مغزدار بودن، درصد تشکیل میوه، درصد ریزش میوه و درصد پوکی) را از طریق ردگذاری و فراردگذاری تحت تأثیر قرار داد و اثر تیمارها، روی اجزای مهم عملکرد فندق قابل توجه و از نظر آماری در سطح احتمال 5% معنیدار بود. بنابراین، برای تولید محصول اقتصادی در باغهای فندق، بایستی از یک یا چند رقم گردهدهنده که با ارقام اصلی سازگار و از لحاظ بازه زمانی گردهافشانی همپوشانی دارند، استفاده کرد.
کاهش کیفیت و ارزش غذایی پس ازبرداشت، عمر انبار مانی میوه زغالاخته را محدود می کند. در این پژوهش اثر تیمار آب گرم (42 درجه سانتیگراد بهمدت 10، 20 و 30 دقیقه) بر حفظ کیفیت غذایی و در نهایت افزایش عمر انبارمانی میوههای زغالاخته طی نگهداری در 1±4 درجه سانتیگراد بهمدت 21 روز، ارزیابی گردید. نتایج نشان داد تیمار میوههای زغالاخته با آب گرم 42 درجه سانتیگراد بهمدت 20 دقیقه موجب تعویق فرآیند پیری و حفظ ارزش غذایی گردید که همراه با افزایش مقدار اسید آسکوربیک بود. تیمار آب گرم از افزایش فعالیت آنزیم پلیفنل اکسیداز در میوههای تیمار شده نسبت به شاهد ممانعت کرد. علاوهبراین تیمار میوههای زغالاخته با آب گرم 42 درجه سانتیگراد بهمدت 20 دقیقه باعث افزایش مقادیر اسید آسکوربیک و فعالیت آنزیمهای جاروب کننده گونههای فعال اکسیژن از قبیل سوپر اکسید دیسموتاز، کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، پراکسیداز، گلوتاتیون پراکسیداز، گلوتاتیون-اس-ترانسفراز و گلوتاتیون ردوکتاز گردید. همچنین کاهش فعالیت آنزیم لیپوکسیژناز موجب جلوگیری از تجمع پراکسید هیدروژن شد و همه این تغییرات منجر به افزایش تراوایی غشا گردید که بهوسیله نشت یونی و تجمع مالوندیآلدئید کمتر نمایان شد. نهایتا تیمار گرمایی 42 درجه سانتیگراد بهمدت 20 دقیقه میتواند بهعنوان راهکاری مفید جهت تامین میوههای زغال اخته دارای مولکولهای زیست فعال بیشتر همراه با حفظ انسجام غشا و عمر انبارمانی طولانیتر معرفی گردد.
چکیدهبا توجه به فسادپذیر بودن میوه خرمالو در دوره پس از برداشت و محدودیت استفاده از مواد شیمیایی، معرفی روشهای طبیعی و سالم برای حفظ کیفیت و افزایش عمرانبارمانی خرمالو ضروری میباشد. این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمار اسید آسکوربیک بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه خرمالو انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل اسید آسکوربیک در سه سطح (15 ، 30 و صفر (شاهد) میلیمولار) به عنوان فاکتور اول و زمان انبارمانی در سه سطح (15، 30 و 45 روز) به عنوان فاکتور دوم بودند. میوهها به روش غوطه وری در محلول اسید آسکوربیک 15 و 30 میلیمولار و آب مقطر تیمار شدند و در یک دوره انباری 45 روزه در سردخانه با دمای 4 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 85-90 درصد نگهداری شدند. نتایج بدست آمده حاکی از تأثیر معنیدار تیمارها بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمارهای اسید آسکوربیک 15 و 30 میلیمولار موجب حفظ ویتامین ث، فلاونوئید کل، ظرفیتآنتیاکسیدانی و تانن محلول در مقایسه با شاهد شدند. تیمار اسید آسکوربیک 30 میلیمولار بهترین تیمار در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی kg cm-2) 6/1( تانن محلول mg kg-1) 1889)، فنول (mg kg-1 1591) و فلاونوئید کل (mg kg-1 309) نسبت به شاهد بود. کاربرد اسید آسکوربیک 15 و 30 میلیمولار به طور مؤثری موجب تأخیر در افزایش مالوندیآلدهید (1/1 و 3/2 نانو مول بر گرم وزنتر) و کاهش وزن (8/0 و 3/1 درصد) نسبت به شاهد در طی 45 روز انبارمانی شدند. با توجه به اثرات مثبت تیمار اسید اسکوربیک بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه خرمالو در طی 45 روز انبارمانی، چنین به نظر می رسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه خرمالو قابل توصیه باشد.
به منظور بررسی تأثیر کاربرد برگی سلنیم در چهار سطح (صفر، 1، 2 و 3 میلی گرم در لیتر) بر صفات کیفی و بیوشیمیایی انگور رقم فخری آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در تاکستان تجاری (استانکردستان، شهرستان قروه) انجام شد. بوتهها در سه مرحله: تشکیل میوه، ساچمه ای شدن حبهها، تغییر رنگ حبه ها محلولپاشی شدند. در مرحله رسیدگی تجاری میوه (درجه بریکس 20) از میوهها و برگهای بوته های تحت تیمار و شاهد نمونهبرداری صورت گرفت و صفات کلروفیلکل و کارتنوئید، نیتروژن، پتاسیم، سلنیم برگ و میوه، موادجامدمحلول کل، قندهای محلول، اسیدقابلتیتراسیون، اسیدیته (pH)، ویتامین C، فنل و فلاونوئیدکل، ظرفیت آنتیاکسیدانی میوه و وزنحبه ارزیابی شد. نتایج اثرات مثبت تیمار سلنیم بر صفات را نشان داد، به طوریکه محلولپاشی سلنیم با غلظت ۲ میلیگرم در لیتر رنگیزههای فتوسنتزی، نیتروژن و پتاسیم برگ، مواد جامدمحلول، قندهایمحلول، ویتامین C، فنل کل، ظرفیت آنتیاکسیدانی و سلنیم میوه را در مقایسه با شاهد افزایش داد. بیشترین مقدار اسید قابلتیتراسیون، فلاونوئیدکل میوه و سلنیم برگ در تیمار 3 میلیگرم در لیتر سلنیم مشاهده شد در حالی که این تیمار بر سایر صفات تاثیر کمتری داشت. بیشترین مقدار وزن حبه در تیمار 1 میلیگرم در لیتر بدست آمد. هیچکدام از تیمارهای سلنیم تاثیر معنیداری بر اسیدیته (pH) آبمیوه نشان ندادند. در مجموع نتایج نشان دهنده اثر مثبت سلنیم بر بهبود ویژگیهای آنتیاکسیدانی، کیفی و افزایش میزان سلنیم میوه انگور بود و 2 میلیگرم در لیتر سلنیم با بیشترین تأثیر بر صفات به عنوان بهترین تیمار مشخص گردید.
در این پژوهش تاثیر تیمار پس از برداشت گاما آمینو بوتیریک اسید (GABA) (صفر، 1/0، 1 و 5 میلیمولار به صورت غوطهوری به مدت 10 دقیقه) بر سرمازدگی میوه گوجهفرنگی در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان سرمازدگی در میوههای گوجهفرنگی در پاسخ به تیمار GABA در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز نسبت به شاهد کمتر میباشد که با کاهش نشت یونی و تجمع مالون دیآلدئید (MDA) همراه میباشد. علاوه بر این، میوههای گوجهفرنگی در پاسخ به تیمار GABA در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز دارای فعالیت بالای آنزیمهای آنتیاکسیدانی از قبیل کاتالاز (CAT)، پراکسیداز (POX) و سوپراکسید دیسموتاز (SOD) میباشند که منجر به تجمع بالای اسید آسکوربیک میگردد. علاوه بر این، تجمع بالای فنل و فلاونوئید کل در میوههای گوجهفرنگی در پاسخ به تیمار GABA میتواند در اثر فعالیت بالای آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز باشد. نتایج حاصله نشان میدهد که تیمار GABA، سرمازدگی پس از برداشت میوه گوجهفرنگی را در طول نگهداری از طریق افزایش فعالیت مسیر فنیل پروپانوئید و تحریک فعالیت سیستم آنتیاکسیدانی کاهش میدهد که در حفظ انسجام غشای سلولی موثر میباشند.
اقتصاد علم انتخاب و تخصیص منابع محدود برای رفع نیازهای نامحدود بشری است. این تخصیص زمانی کارا و بهینه خواهد بود که بر مبنای اصولی بنا نهاده شده باشد. در کشور، برخی از گلخانهها بدون مطالعه اقلیمشناختی و توپوگرافی مناطق ایجاد شدهاند. بنابراین هزینههای تولید بالا، نداشتن بازارهای فروش و صنایع تبدیلی و فرآوری، از جمله مشکلات اصلی محصولات این گلخانهها میباشد. از اینرو در این تحقیق به بررسی تناسب اقلیمی شهرکهای گلخانهای استان البرز جهت توسعه کشتهای گلخانهای پرداخته شد. مناطق جغرافیایی مورد مطالعه ظهیرآباد، چوپانآباد و ماهدشت استان البرز بود. برای انجام مطالعه، متغیرهای میانگینهای درجه حرارت ماهانه، حداکثر درجه حرارت ماهانه، حداقل درجه حرارت ماهانه، ماهانه رطوبت نسبی و ماهانه تشعشع خورشیدی، بر مبنای ماههای سال میلادی در بازده زمانی 20 ساله (2019-1999) از ایستگاههای هواشناسی جمعآوری گردید. نتایج نشان داد که گلخانههای واقع در استان البرز حداقل در پنج ماه از سال به سیستمهای گرمایش فعال نیاز دارند؛ که این امر در منطقه آلمریا یک ماه و در منطقه آنتالیا نیز سه ماه بود. همچنین چهار ماه سال سیستمهای سرمایشی کارآمد ضروری میباشد؛ که خود این امر باعث افزایش هزینهها میگردد؛ و منطقه مورد مطالعه از نظر میزان تابش خورشیدی در حد مجاز بود. نتایج نشان دهنده این امر است که احداث گلخانه در استان البرز از نظر شاخصهای جهانی بسیار پایین میباشد. مدیریت و احداث گلخانه بهصورت سنتی (حسهای پنجگانه) کاری پر هزینهای است. بنابراین استفاده از سیستمهای کنترل اقلیم اتوماتیک امری ضروری برای کاهش هزینههای گلخانه میباشد.
در این پژوهش تاثیر تیمار پس از برداشت گاما آمینو بوتیریک اسید (GABA) (صفر، 1/0، 1 و 5 میلیمولار به صورت غوطهوری به مدت 10 دقیقه) بر سرمازدگی میوه گوجهفرنگی در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان سرمازدگی در میوههای گوجهفرنگی در پاسخ به تیمار GABA در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز نسبت به شاهد کمتر میباشد که با کاهش نشت یونی و تجمع مالون دیآلدئید (MDA) همراه میباشد. علاوه بر این، میوههای گوجهفرنگی در پاسخ به تیمار GABA در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز دارای فعالیت بالای آنزیمهای آنتیاکسیدانی از قبیل کاتالاز (CAT)، پراکسیداز (POX) و سوپراکسید دیسموتاز (SOD) میباشند که منجر به تجمع بالای اسید آسکوربیک میگردد. علاوه بر این، تجمع بالای فنل و فلاونوئید کل در میوههای گوجهفرنگی در پاسخ به تیمار GABA میتواند در اثر فعالیت بالای آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد به مدت 28 روز باشد. نتایج حاصله نشان میدهد که تیمار GABA، سرمازدگی پس از برداشت میوه گوجهفرنگی را در طول نگهداری از طریق افزایش فعالیت مسیر فنیل پروپانوئید و تحریک فعالیت سیستم آنتیاکسیدانی کاهش میدهد که در حفظ انسجام غشای سلولی موثر میباشند.
بهمنظور بررسی حفظ کیفیت میوه و عمر انبارمانی فلفلشیرین با تیمار گلایسین بتائین و گرمکردن متناوب، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در دانشگاه زنجان در سال 1395 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار گرمایی متناوب در سه سطح (شاهد، 20 و 30 درجه سانتیگراد) و تیمار گلایسین بتائین در سه سطح (0، 5 و 10 میلیمولار) بودند. میوهها در دمای 4 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 5±85 درصد بهمدت 30 روز نگهداری شدند. نتایج نشان دادند که در طول مدت نگهداری در دمای پایین بهتدریج با افزایش دوره انبارمانی محتوای ویتامین ث، کلروفیل، کاروتنوئید و فعالیت آنزیم پراکسیداز کاهش یافت و کاهش وزن، اسیدیته عصاره و نشت یونی افزایش پیدا کرد. تیمارهای گرمادهی متناوب و گلایسین بتائین بر روی صفات مورد مطالعه اعم از مواد جامد محلول، اسیدیته عصاره، محتوای ویتامین ث، کلروفیل، کاروتنوئید و فعالیت آنزیم پراکسیداز اثرات مثبتی داشتند و موجب بهبود کیفیت میوه فلفل در مدت زمان نگهداری در دمای پایین شدند. این تیمارها از کاهش وزن محصول جلوگیری کرده و موجب کاهش نشت یونی در طول مدت نگهداری شدند. بین سطوح مختلف تیمار حرارتی و گلایسین بتائین، دمای 20 درجه سانتیگراد و غلظت 5 میلیمولار در بهبود خصوصیات کیفی فلفل مفیدتر واقع شدند. لذا استفاده گلایسین بتائین و گرمکردن متناوب میتواند کیفیت فلفلشیرین را افزایش داده و با جلوگیری از افزایش آلودگیها عمر پس از برداشت فلفلشیرین را بهبود بخشند.
رسیدن میوه شامل تغییرات اساسی فیزیولوژی و بیوشیمیایی است که رنگ، طعم، عطر، بافت و ارزش غذایی میوهها را تغییر میدهد. در طول انبارداری و پس از آن، رسیدن کامل میوهها ادامه مییابد، اگر این میوهها مصرف یا فراوری نشوند، بیش از حد رسیده و کیفیت آنها سریعا روبهزوال میرود. با توجه به اینکه برداشت در زمان مناسب میتواند عمر مفید میوه را بهبود بخشد؛ بهمنظور مطالعه اثر مرحله برداشت و پوشش کیتوزان بر انبارمانی و کیفیت میوههای عروسک پشتپرده، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل مرحله برداشت (سبز بالغ، سبز مایل به زرد و زردرنگ) و پوشش کیتوزان (صفر، 5/0 و 1 درصد) بود. میوههای برداشت و تیمارشده بهمدت 30 روز در دمای 15 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. نتایج نشان داد که اثر مرحله برداشت و سطوح مختلف پوشش کیتوزان طی انبارمانی تأثیر معنیداری روی صفات کیفی و عمر انباری میوه داشت. با بلوغ میوه درصد کاهش وزن، میزان ویتامینث، کارتنوئید و شاخص طعم بهطور معنیداری افزایش یافت و میزان کلروفیل، فنل کل و اسیدیته قابلتیتراسیون کاهش یافت. کاربرد پوشش کیتوزان کاهش محتوای کلروفیل، فنل کل، اسیدیته قابلتیتراسیون، درصد کاهش وزن، روند بلوغ و تغییر رنگ میوه را در مدت انبارمانی به تأخیر انداخت. بیشترین میزان کاهش وزن میوه، شاخص طعم، ویتامینث طی بلوغ و انبارداری در میوههای شاهد مشاهده شد. همچنین میوههای سبز بالغ تیمارشده با کیتوزان در سطح 5/0 درصد، بهترین کیفیت طی انبارمانی داشت.
به منظور بررسی اثرات محلول پاشی کلسیم بر خواص کیفی و عمر انباری گلابی رقم درگزی، آزمایشی در سال 1396 در زنجان (ابهر) بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل ترکیبات حاوی کلسیم (شاهد، کلرید کلسیم، لاکتات کلسیم و لیگنوسولفونات کلسیم)، و عمر انبارمانی (بلافاصله پس از برداشت، 45 روز پس از انبارمانی و 90 روز پس از انبارمانی) بودند. نتایج نشان داد که با افزایش طول انبارمانی سفتی بافت، مواد جامد محلول کل، اسید کل، فلاونوئید، فنل کل و مقدار ویتامین C کاهش یافت. استفاده از ترکیبات کلسیم سبب افزایش مقدار کلسیم کل میوه نسبت به شاهد شد و در زمان برداشت میوههای تیمار شده با لیگنوسولفونات کلسیم، مقدار کلسیم داخلی بیشتری را نشان دادند. با افزایش عمر انباری مقدار کلسیم کل افزایش یافت و در زمان بررسی 45 و 90 روز اختلاف معنیداری بین تیمارهای مختلف کلسیمی مشاهده نشد. استفاده از محلولپاشی کلسیم سبب حفظ سفتی، مواد جامد محلول کل، اسید کل بیشتر بافت نسبت به شاهد شد. بیشترین میزان اسید کل هم در تیمارهای لیگنوسولفات کلسیم و لاکتات کلسیم در زمان سوم مشاهده شد.
بهمنظور ارزیابی اثرات زمان برداشت و مدت انبارمانی بر شاخصهای کیفی و عمر انبارمانی میوه عروسک پشت پرده، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در سال 1395 انجام شد. برگ خریدهای آزمایش شامل زمان برداشت میوه در سه مرحله (سبز بالغ، سبز مایل به زرد و زردرنگ) و مدتزمان انبارمانی (صفر، 10، 20 و 30 روز پس از برداشت) بود. نتایج نشان داد که زمانهای مختلف برداشت میوه و مدت انبارمانی تأثیر معنیداری بر شاخصهای کیفی میوه و عمر انبارمانی میوه داشت. بیشترین شاخص طعم و رنگ میوه، میزان ویتامین ث (54/201 میلیگرم) و مواد جامد محلول (6/7 درصد بریکس) در میوههای برداشتشده در مرحله زردرنگ در 10 روز بعد از انبارمانی مشاهده شد، با طولانی شدن دوره انبارمانی میزان ویتامین ث و مواد جامد محلول کاهش یافت. حداکثر مقدار اسید قابل تیتراسیون (71/1 میلیگرم در 100 گرم) و خاصیت اسیدیته در میوههای سبزرنگ در زمان برداشت بهدست آمده آمد. نمودار اختلاف رنگ طی انبارمانی با روندی صعودی همراه بود که این میزان در میوههای سبز بالغ دارای اختلاف معنیداری نسبت به میوههای سبز مایل به زرد و زردرنگ بود. با توجه به نتایج، به دلیل فراز گرا بودن میوههای عروسک پشت پرده و رسیدن تدریجی و تغییر رنگ میوهها، برداشت میوه در مرحله سبز بالغ، مدت انبارمانی را در دمای 15 درجه سانتیگراد نسبت به میوههای برداشتشده در زمانهای دیگر تا 30 روز افزایش داد.
استفاده بیش از حد کودهای شیمیایی، مشکلات زیستمحیطی زیادی ایجاد کرده است؛ بنابراین بهکارگیری ترکیبات ارگانیک و هیومیکی، مخصوصا فولویک اسید، در تولید محصولات باغی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر فولویک اسید بر صفات کیفی و آنتیاکسیدانی انگور رقم فخری سفید در چهار سطح صفر، 5/2، 5 و 10 گرم در لیتر بهصورت محلولپاشی برگی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تاکها بهصورت خزنده سنتی پرورش یافته بودند. محلولپاشی تاکها در سه مرحله 1- تشکیل میوه 2- ساچمهایشدن حبهها 3- زمان تغییر رنگ حبهها انجام شد. پس از برداشت (با درجه بریکس 20)، ویژگیهای کیفی و آنتیاکسیدانی میوهها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که تیمار 5/2 گرم در لیتر فولویک اسید بهطور معنیداری مواد جامد محلول، ویتامین ث، قندهای محلول، فنل کل، ظرفیت آنتیاکسیدانی میوهها، میزان کلروفیل و پتاسیم برگ را افزایش داد و تیمار 10 گرم در لیتر فولویک اسید، فقط باعث افزایش اسید قابل تیتراسیون میوهها شد. با افزایش غلظت فولویک اسید، اثر آن بر صفات ارزیابیشده کاهش یافت؛ بهطوریکه تیمار 10 گرم در لیتر، اثر معنیداری در بهبود کیفیت و ویژگیهای آنتیاکسیدانی میوه نداشت. همچنین تیمار فولویک اسید بر فلاونوئید کل میوه، کارتنوئید، فسفر و نیتروژن برگ مؤثر نبود. بهعنوان نتیجه نهائی، تیمار فولویک اسید اثر مهمی بر بهبود خواص کیفی و آنتیاکسیدانی انگور رقم فخری سفید داشت و غلظت 5/2 گرم در لیتر بر صفات تأثیر بیشتری داشت.
اطلاع از نیاز دمایی درختان میوه، آثار مهمی در تولید و تعیین نواحی مناسب برای پرورش آنها دارد. این پژوهش به روش قلمههای تکجوانهای در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در پژوهشکدة مرکبات و میوههای نیمهگرمسیری در سال 95-1394 انجام شد. در این پژوهش نیاز سرمایی ارقام هایوارد، توموری و ژنوتیپهای طلایی نر و مادة کیوی، براساس مدلهای ساعات سرمایی، یوتا و دینامیک و نیاز گرمایی به روش درجة ساعت رشد (GDH) بررسی شد. نتایج نشان داد که نیاز سرمایی جوانههای ژنوتیپ طلایی ماده و نر بهترتیب برابر با 480 و 585 ساعت سرما و برای ارقام هایوارد و توموری برابر با 692 ساعت سرما بود. مقدار نیاز گرمایی جوانة ارقام و ژنوتیپها از بین 2233 GDH در ژنوتیپ طلایی ماده تا 4066 GDH در جوانههای رقم هایوارد متغیر بود. نیاز سرمایی برای حداکثر گلدهی رقم هایوارد برابر با 966 ساعت سرما بود، در حالیکه در رقم توموری و ژنوتیپهای طلایی نر و ماده نیاز سرمایی برای شکفتن جوانههای رویشی و گلدهی یکسان بوده و بهترتیب 692، 585 و 480 ساعت سرما بود. با تداوم دریافت سرما در جوانهها، نیاز گرمایی برای شکفتن آنها کاهش یافت و همبستگی منفی و معنادار بین نیاز سرمایی و گرمایی برای شکفتن جوانهها بهدست آمد. با توجه به نیاز سرمایی کم ژنوتیپهای طلایی نر و ماده، بهنظر میرسد که شرایط اقلیمی در پراکندگی منطقة کشت آنها محدودکننده نباشد. تصور میشود که مدلهای یوتا و دینامیک برای ارزیابی نیاز سرمایی مناسبتر از مدل ساعتی باشند.
به منظور بررسی اثر تنش کمآبی بر رشد و عملکرد برخی از تودههای خربزه ایرانی، آزمایشی به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال 1393 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح آبیاری (100، 66 و 33 درصد نیاز آبی گیاه) و 1۱ توده خربزه شامل خاتونی، کالی، اورشنگ، موری، موزی، زرد تبریز (ساری قوون)، شیرازی، شیاردار، ازمیر، ایوانکی و سوسکی سبز بود. نتایج نشان داد که تیمارهای آبیاری بر طول بوته، تعداد میوه در بوته، وزن متوسط میوه، سطح برگ، درصد ماده خشک برگ، عملکرد، کلروفیل کل و کارتنوئید تاثیر معنیداری داشت. تنش کمآبی ۳۳ درصد نیاز آبی گیاه باعث افزایش ۹/۱ درصد ماده خشک برگ و کاهش به ترتیب ۴/۳۴ و ۷۵/۵۹ درصد وزن متوسط میوه و عملکرد گردید. کمترین طول بوته ، تعداد میوه در بوته، وزن متوسط میوه، سطح برگ و بیشترین ماده خشک برگ در تنش شدید (33 درصد نیاز آبی گیاه) حاصل شد. از نظر صفات مورد مطالعه در بین تودههای خربزه تفاوت معنیداری وجود داشت. بیشترین عملکرد و وزن متوسط میوه در توده ایوانکی و بیشترین کلروفیل کل در توده شیاردار در شرایط آبیاری 100 نیاز آبی گیاه مشاهده شد. با توجه به نتایج این آزمایش، توده ایوانکی و موزی به ترتیب با بیشترین (۲۴/۵۷ و ۲۷/۷۲ درصد) و کمترین (۶۴/۱۸ و ۴/۴۳ درصد) کاهش وزن متوسط میوه و عملکرد در آبیاری ۳۳ درصد نسبت به آبیاری معمولی به ترتیب حساسترین و متحملترین توده از لحاظ این صفت به تنش کمآبی میباشند.
عمر کوتاه و حساسیت به سرمازدگی بزرگترین مشکل پس از برداشت رقمهای خرمالو است. از جمله تیمارهای مؤثر در افزایش ماندگاری پس از برداشت میوهها استفاده از فناوری نانو است. در این پژوهش تأثیر به کارگیری ظرفهای نانو سیلیکات، ظرفهای پلیاتیلن معمولی و بدون بستهبندی (شاهد) بر حفظ خواص کیفی میوۀ خرمالو رقم کرج در چهل روز انبارداری آن در دمای 1 درجۀ سلسیوس و رطوبت نسبی 95-90 درصد بررسی شد. در مدتهای 20 و 40 روز میوهها از انبار سرد خارج و پس از سه روز نگهداری در دمای معمولی بهعنوان عمر قفسهای ویژگیهایی همانند شاخص سرمازدگی، درصد کاهش وزن، سفتی بافت میوه، مواد جامد محلول کل، اسید قابل عیارسنجی (تیتراسیون)، میزان آسکوربیک اسید، محتوای تانن محلول، کاروتنوئید کل، فلاونوئید کل و فعالیت پاداکسندگی (آنتیاکسیدانی) کل اندازهگیری شد. نتایج نشان داد، بستهبندی نانو در هر دو مدت انبارداری در مقایسه با ظرفهای پلیاتیلن معمولی و شاهد موجب حفظ بهتر خواص کیفی، میزان آسکوربیک اسید، میزان تانن محلول، فلاونوئید کل و فعالیت پاداکسندگی میوه در دورۀ انبارداری شد. همچنین میوههای خرمالوی بستهبندیشده با نانو سیلیکات کمترین شاخص سرمازدگی (01/0 درصد)، کاهش وزن (32/1 درصد) و بیشترین میزان سفتی (33/5 نیوتن بر سانتیمترمربع) را داشتند. بنابراین استفاده از ظرفهای حاوی نانو ذرات در افزایش ماندگاری پس از برداشت و حفظ کیفیت میوۀ خرمالو مؤثرتر بوده است.
تیمار پوششدهی با پوششهای مختلف و کاربرد متیلسالیسیلات و سالیسیلیکاسید برای کاهش آسیب سرمازدگی و حفظ کیفیت مرکبات طی انبارمانی استفاده میشود. تحقیق حاضر به منظور بررسی فعالیت آنزیمی دخیل در کاهش آسیب سرمازدگی و حفظ کیفیت میوه پرتقال تامسون و مورو در قالب طرح اسپیلت پلات با سه تکرار، در مرکز تحقیقات مرکبات ایران رامسر، در سال 92-1391 انجام شد. میوهها پس از تیماردهی با واکس بریتکس و بخار متیلسالیسیلات به مدت 80 روز در سردخانه با دمای 5 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 95 درصد قرار داده شدند و با نمونهگیری به فاصله هر 20 روز فعالیت آنزیمی میوهها ارزیابی شد. براساس نتایج میوههای تیمار شده با متیلسالیسیلات بیشترین میزان (mMmg/FW 26/0) و میوههای پوشش داده شده با واکس بریتکس کمترین میزان فعالیت آنزیم فنیلآلانین آمونیالیاز (mMmg/FW 2/0) را نشان دادند. بیشترین فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز میوه مورو به میوههای بخاردهی شده با متیلسالیسیلات در 20 روز اول نگهداری در سردخانه (umg/FW 19/23) تعلق داشت. فعالیت آنزیم آسکورباتپراکسیداز در هر دو رقم ‘تامسون’ و ‘مورو’ طی انبارمانی روند افزایشی داشت. به نظر میرسد تیمارهای واکس بریتکس و متیل سالیسیلات به کمک تعدیل در فعالیت آنزیمهای سوپراکسیددیسموتاز، آسکورباتپراکسیداز و فنیلآلانین آمونیالیاز آسیب سرمازدگی طی انبارداری را کاهش و فعالیت آنتیاکسیدانی در میوههای تحت تنش سرما را افزایش میدهند.