مقدمه:زایمان از حوادث مهم استرسزا در زندگی اغلب زنان است و عوارض ناشی از آن باعث اختلال در پیشرفت زایمان و تشدید مشکلات بعد از زایمان میشود. جویدن آدامس از روشهای غیردارویی نوین برای کاهش استرس است. کورتیزول بزاقی یکی از نشانگرهای باارزش و در دسترس برای سنجش استرس است. هدف:تعیین تأثیر جویدن آدامس نعنایی بر کورتیزول بزاقی زنان نخستزا در مرحله اول زایمان. روش: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی شاهددار قبل و بعد یکسوکور میباشد که با نمونهگیری در دسترس با تخصیص تصادفی در دو گروه بر روی 60 زن نخستزا مراجعه کننده به بیمارستان امالبنین شهر مشهد در مرحله اول زایمان در سال 1391 انجام شد. گروه تجربی آدامس نعنایی بدون قند یک گرمی را به مدت 20 دقیقه جویدند. برای سنجش استرس از کورتیزول بزاقی استفاده شد. دادهها با آزمونهای تیزوج و مستقل و با نرمافزار SPSS نسخه 5/11 تجزیه و تحلیل شد. یافتهها:میانگین و انحراف معیار میزان کورتیزول بزاقی در نوبت اول و دوم در گروه تجربی 7/12±9/44 و0/13±4/41 و در گروه شاهد 3/10±3/39 و 0/11±8/42 نانومول بر لیتر بود. تغییرات کورتیزول بزاقی از مرحله اول به دوم در گروه شاهد افزایش آماری معنیدار (009/0p
مقدمه: در جمعیت عمومی، هورمون های مربوط به استرس مانند کورتیزول در پاسخ به ترس، استرس و اضطراب تغییر می کنند. زایمان، پر استرس ترین حادثه فیزیکی و ذهنی برای اغلب زنان است. بیش از 90 درصد استرس و اضطراب دوران بارداری مربوط به فرایند زایمان می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه استرس، اضطراب و درد زایمان با سطح کورتیزول بزاقی در مرحله اول زایمان زنان نخست زا انجام شد. روشکار: این مطالعه توصیفی - مقطعی در سال 1391 بر روی 80 زن نخست زا مراجعه کننده به بیمارستان ام البنین (س) مشهد انجام شد. واحدهای پژوهش در مرحله اول زایمان در دیلاتاسیون 7-5 سانتی متری، پرسشنامه اضطراب اشپیل برگر و معیار تطابق دیداری درد و استرس را تکمیل کردند و نمونه بزاقی جهت سنجش کورتیزول از آنها گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/11) انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: بر اساس مقیاس تطابق دیداری، بین میانگین میزان کورتیزول بزاقی و میانگین میزان استرس مادر ارتباط معنی داری وجود داشت (005/0=p) اما بر اساس آزمون آماری پیرسون، بین میانگین میزان کورتیزول بزاقی با میانگین میزان اضطراب آشکار (173/0=p) و درد (581/0=p) مادر ارتباط معنی داری وجود نداشت. نتیجهگیری: زایمان به عنوان پر استرس ترین حادثه فیزیکی و ذهنی برای زنان، بر شاخص های فیزیولوژیکی و روانی زنان در طول زایمان تأثیر می گذارد، لذا شاخص کورتیزول به عنوان نشانگر فعالیت محور هیپوتالاموس- هیپوفیز و دستگاه عصبی خودکار تحت تأثیر استرس در طول زایمان تغییر می کند.
مقدمه: احساس خستگی زنان در دوران بارداری و پس از زایمان شایع است و این خستگی ممکن است باعث اندوه بعد از زایمان شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط خستگی مادر در دوران بارداری با اندوه پس از زایمان انجام شد. روشکار: این مطالعه همبستگی در سال 1387 بر روی 60 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهر مشهد انجام شد. افراد به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. خستگی با استفاده از "چک لیست اصلاح شده علائم خستگی" در هفته های 36 و 37 بارداری و در روز 5 بعد از زایمان اندازه گیری شد. اندوه بعد از زایمان با استفاده از آزمون افسردگی ادینبورگ و مصاحبه در روزهای 5 و 14 بعد از زایمان ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 14) و آزمون های تی دانشجویی، آزمون کای اسکوئر، تست دقیق فیشر، همبستگی لامبدا و آزمون رگرسیون لوجستیک انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: بین خستگی هفته 37 بارداری با اندوه روز 5 (038/0=p، 651/0=r) و روز 14 (0001/0>p، 000/1=r) بعد از زایمان ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد. همچنین بین خستگی هفته 36 بارداری با اندوه روز 14 بعد از زایمان (017/0=p، 80/0=r) ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. بر اساس آزمون رگرسیون لوجستیک، وجود اندوه بعد از زایمان به میزان خستگی هفته 37 بارداری (015/0=p) وابسته بود. نتیجهگیری: بروز علائم خستگی در هفته های آخر بارداری با وقوع اندوه بعد از زایمان ارتباط دارد، لذا در مراقبت های دوران بارداری، علامت خستگی باید به عنوان عامل پیشگویی کننده اندوه بعد از زایمان مدنظر قرار گیرد.
مقدمه: قاعدگی دردناک اولیه، یکی از شایعترین شکایات زنان، توأم با عوارض اقتصادی، اجتماعی، جسمی و روحی می باشد. در زمینه تأثیر زایمان بر کاهش درد قاعدگی، مدارکی موجود است، اما ارتباط نوع زایمان با الگوی قاعدگی دردناک اولیه روشن نیست، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط نوع زایمان با الگوی قاعدگی دردناک اولیه انجام شد. روشکار: این مطالعه هم گروهی در سال 90-1389 بر روی 124 مادر نخست زا انجام شد. افراد در دو گروه زایمان طبیعی (61 نفر) و سزارین (63 نفر) قرار گرفتند. نمونه گیری به روش چند مرحله ای (طبقه ای- خوشه ای) از مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد انجام شد. ابزار پژوهش، فرم پرسشنامه مشخصات فردی، اطلاعات قاعدگی های قبل از بارداری و پس از زایمان و جدول چند بُعدی گفتاری درد قاعدگی بود. اطلاعات پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/11) و آزمون های کای اسکوئر و تی زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: دو گروه از نظر شدت قاعدگی دردناک اولیه تفاوت معناداری داشتند؛ به گونه ای که گروه زایمان طبیعی نسبت به سزارین، بهبودی بیشتری را نشان دادند (000/0>p). دو گروه از نظر محل درد قاعدگی نیز تفاوت معناداری داشتند (04/0>p). مدت درد قاعدگی در گروه زایمان طبیعی، کاهش بیشتری نسبت به گروه سزارین نشان داد اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (59/0>p). تفاوت کیفیت درد (39/0>p) و علائم همراه با قاعدگی (82/0>p) بین دو گروه معنادار نبود. نتیجهگیری: زایمان طبیعی نسبت به سزارین، بهبود بیشتری در شدت درد قاعدگی به همراه خواهد داشت.
زمینه و هدف: حاملگی رویدادی بالقوه تنش زاست که می تواند موجب بروز یا تشدید عوارضی چون تهوع، بی خوابی، زایمان زودرس، پره اکلامپسی و غیره شود. به دلیل ویژگی های خاص کشورهای در حال توسعه و ضعف اطلاعاتی در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل تنش زای دوران بارداری انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. برای تهیه ابزار شناسایی عوامل تنش زای متناسب با وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه ما، ابتدا پژوهشی با رویکرد کیفی از طریق مصاحبه نیمه باز با افراد صاحب نظر در حرفه مامایی و 30 مادر باردار که از نظر سن، تعداد بارداری، تحصیلات و ... در شرایط متفاوتی بودند، انجام شد. اعتبار آن به شیوه اعتبار محتوا و اعتماد آن با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ (75 درصد) تعیین شد. سپس به روش نمونه گیری چند مرحله ای و از طریق مصاحبه ساختاری با استفاده از پرسشنامه نیمه باز با 165 زن باردار واجد شرایط مراجعه کننده به مراکز مراقبت های قبل از تولد درمانگاه ها و مطب های خصوصی شهر مشهد، داده ها در چهار بخش مشخصات فردی، باروری، عوامل تنش زا و حمایت اجتماعی جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های تحلیل عاملی، مجذور کای و ... با استفاده از نرم افزار SPSS و ضریب اطمینان 95 درصد انجام گرفت. یافته ها: 51 عامل تنش زای دوران بارداری در شش حوزه شناسایی شدند که به ترتیب عبارت بودند از: 1- سلامت 2- تصور دیگران نسبت به فرد 3- محیطی 4- شخصی و خانوادگی 5- مذهبی 6- مالی. شدیدترین عوامل تنش زا عبارت بودند از تنش ناشی از تولد نوزاد بیمار یا ناقص الخلقه، درد زایمان، لطمه به سلامت مادر در بارداری و زایمان، تغییر حرکات جنین، بخیه زایمان و انتخاب روش مناسب پیشگیری از بارداری پس از زایمان، به علاوه نتایج در رابطه با شدت تنش مادران باردار نشان داد که 16.7 درصد مادران تنش شدید و 13.6 درصد تنش خفیف را تجربه کرده اند. همچنین بین نمره تنش با سطح تحصیلات مادر، میزان رضایت از ازدواج، رتبه حاملگی، تعداد زایمان، میزان رضایت از حاملگی، حمایت اجتماعی و حمایت همسر رابطه معنی دار وجود داشت (P