پژوهش حاضر، به منظور بررسی اثر محلولپاشی ترکیبات پلیآمین بر عملکرد دانه و روغن و اسیدهای چرب در گلرنگ تحت تنش کم آبیاری به صورتاسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد در سال 96-1395 انجام شد. تیمارهای مورد بررسی شامل آبیاری در دو سطح آبیاری کامل و کم آبیاری (به ترتیب آبیاری پس از تخلیه 50 و 75 درصد رطوبت ظرفیت زراعی) به عنوان عامل اصلی و سطوح محلولپاشی ترکیبات پلیآمین به عنوان عامل فرعی در 10 سطحشامل محلولپاشی با آب (شاهد)، محلولپاشی با پوتریسین، اسپرمیدین و اسپرمین هر یک در غلظتهای (05/0، 1/0 و 2/0 میلیمولار) بودند. در هر یک از سطوح آبیاری محلولپاشی پوتریسین به طور معنیدار عملکرد دانه و روغن، شاخص برداشت،کارآیی مصرف آب و اسید اولئیک را افزایش داد. افزایش سطوح محلولپاشی پوتریسین و اسپرمین از 05/0 به 2/0 میلیمولار در شرایط تنش کم آبیاری مقدار عملکرد بیولوژیک را در مقایسه با تیمار شاهد به ترتیب 4/40 و 3/38 درصد افزایش داد. نتایج برشدهی اثرمتقابل نشان داد محلولپاشی اسپرمین با بیشترین غلظت (2/0 میلیمولار) تحت تنش کم آبی مقدار مجموع اسیدهای چرب غیر اشباع دانه را به طور معنیداری افزایش و درصد اسید پالمیتیکرا کاهش داد. محلولپاشی اسپرمیدین موجب افزایش معنی دار میزان اسید لینولئیک روغن گلرنگ در شرایط تنش رطوبتی شد. به طور کلی به نظر میرسد محلولپاشی ترکیبات پلیآمین جهت تولید بیشتر عملکرد دانه و روغن و کارآیی مصرف آب و بهبود کیفیت روغن گلرنگ در شرایط کم آبیاری مناسب باشند
تحقیق حاضر بهمنظور بررسی تأثیر دو قارچ میکوریزی و دو باکتری محرک رشد بر زندهمانی و صفات رویشی نهالهای مورد(Myrtus communis L.) در شرایط کمآبی، بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی اجرا شد. تیمارهای تنش خشکی در سه سطح شامل 100 درصد ظرفیت زراعی (بدون تنش)، 60 درصد ظرفیت زراعی (تنش ملایم) و 30 درصد ظرفیت زراعی (تنش شدید)، و تیمارهای کود زیستی در هفت سطح شامل شاهد (بدون تلقیح)، قـارچ Funneliformis mosseae و قـارچ Rhizophagus intraradices ، ترکیب این دو قارچ، باکتری Pseudomonas fluorescensو باکتریP. putida ، ترکیب این دو باکتری، در سه تکرار در نظر گرفته شد. نتایج آشکار کرد که تنش خشکی سبب کاهش، و تلقیح کودهای زیستی (بهویژه ترکیب قارچها، ترکیب باکتریها) سبب افزایش صفات بررسیشده شد. در تنش کمآبی شدید، تیمارهای ترکیبی قارچ یا باکتری نسبت به شاهد، رویش ارتفاعی را 31-28 درصد، زیتودۀ برگ را 52-51 درصد، زیتودۀ ریشه را 42-36 درصد، زیتودۀ کل را 41-37 درصد و زندهمانی را 50 درصد بهبود بخشیدند. نهال مورد توانست در شرایط خشکی شدید، بدون تلقیح نزدیک به 50 درصد و با تلقیح 100-90 درصد زندهمانی داشته باشد. بهطور کلی، با توجه به کاهش اثر مخرب تنش کمآبی با کودهای زیستی بر متغیرهای نهال مورد، استفاده از این کودها بهویژه ترکیب دو قارچ میکوریزی و یا ترکیب دو باکتری محرک رشد میتواند در بهبود شاخصهای رشد آن مفید باشد.
بهمنظـور بررسـی تـأثیر سطوح پیری تسریعشده بر خصوصیات کمی و کیفی جوانهزنی علفهای هرز خرفه، تاجخروس و پنیرک مطالعهای بهصورت فاکتوریل در قالـب طـرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس در سال 1397 انجام شـد. سـطوح مختلـف پیری در پنج سطح (صفر، 24، 48، 72 و 96 ساعت قراردادن بذرها در محیطی با رطوبت نسبی 100 درصد و دمای 45 درجه سلسیوس) بهعنوان عامل اول و سه گونههای علف هرز (پنیرک (Malva neglecta Wallr.)، خرفه (Portulaca oleracea L.) و تاجخروس (Amaranthus retroflexus L.)) بهعنوان عامل دوم در نظر گرفته شدند. نتـایج نـشان داد که تمام صفات مورد مطالعه تحت تأثیر اثرات متقابل فاکتورهای مورد بررسی قرار گرفتند. در شرایط مطلوب (عدم اعمال پیری تسریعشده) خرفه و تاجخروس بیشترین درصد جوانهزنی و قدرت سبزشدن گیاهچه را داشتند، ولی نتایج در مورد فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانت و غلظت پروتئین در سه گونه علف هرز متفاوت بود بهنحویکه بیشترین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز در علفهای هرز پنیرک و تاجخروس تحت تیمار 24 ساعت زوال بذر و در علف هرز خرفه تحت تیمار 72 و 96 ساعت زوال بهدست آمد. در نهایت نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که کیفیت بذر هر سه گونه علف هرز تحت شرایط زوال کاهش مییابد.
به منظور مطالعه اثر محلولپاشی نانو کود کلاته آهن و منگنز در کاهش اثرات کمبود آب بر صفات کیفی گیاه ماش رقم پرتو آزمایش بصورت کرتهای خرد شده بر اساس طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار درسال زراعی 93-1392در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد. تیمارهای آزمایشی در کرت اصلی شامل 3 سطح رژیم آبیاری و در کرت فرعی شامل 10 سطح محلولپاشی طی مراحل قطع آبیاری در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که اثر کمبود آب و محلولپاشی نانو کلات آهن و منگنز بر اکثر صفات مورد بررسی در سطح احتمال 1% معنیدار بود. اعمال تنش کمآبی در مرحله رشد رویشی و رشد زایشی موجب کاهش همهی صفات مورد مطالعه بجز میزان رنگیزه کاروتنوئید و پرولین شد. همچنین محلولپاشی سطوح مختلف نانو کلات آهن و منگنز در مراحل رشد رویشی و زایشی موجب افزایش میزان کلروفیل و کاروتنوئید گردید. در نهایت اثر متقابل تنش کمبود آب و محلولپاشی نانو کلات آهن و منگنز بر اکثر صفات مورد بررسی در سطح احتمال 1% معنیدار بود.
بهمنظور بررسی اثر سیستمهای مختلف تغذیه نیتروژن اعم از شیمیایی، آلی و زیستی و همچنین تراکمهای مختلف بر عملکرد، اجزای عملکرد و اسانس گیاه دارویی رازیانه، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 18 تیمار و 4 تکرار در سال زراعی 1393-1392 در مزرعه آزمایشی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شوشتر به انجام رسید. در کرتهای اصلی، تیمارهای مختلف نیتروژن شامل N 1 پخش یکنواخت کود اوره نیمی در زمان کاشت و بقیه در ابتدای ساقه روی، N 2 نیمی از کود اوره در زمان کاشت و بقیه در ابتدای ساقه روی بهصورت محلولپاشی، N 3 کود گاوی، N 4 تلقیح بذر با باکتریهای ازتوباکتر و آزوسپریلیوم، N 5 50 درصد نیتروژن از کود گاوی + 50 درصد از منبع اوره، N 6 50 درصد نیتروژن از کود گاوی + تلقیح بذر با باکتریهای ازتوباکتر و آزوسپریلیوم قرار گرفتند. در کرتهای فرعی تراکم رازیانه شامل FD 1 60 بوته در مترمربع ، FD 2 80 بوته در مترمربع و FD 3 100 بوته در مترمربع اعمال گردید. بر اساس نتایج حاصله، استفاده از تیمار تلفیقی 1 که شامل کودگاوی و کود شیمیایی نیتروژنه با نسبت 50 :50 بود در کنار بهکارگیری تراکم 100 بوته در مترمربع، توانست عملکرد دانه معادل 575/94 گرم در مترمربع و اسانسی به میزان 375/3 درصد تولید نماید. این ترکیب تیماری علاوه بر حصول کمیت و کیفیت مطلوب در این آزمایش، سازگاری بیشتری نیز با محیطزیست دارد.
شناخت ارقام مقاوم به خشکی جهت حفظ منابع آب و ارتقاء بهرهوری از راهکارهای توسعه کشاورزی پایدار در مناطق خشکی مانند ایران میباشد. بهمنظور شناخت میزان حساسیت ژنوتیپهای مختلف سیبزمینی به تنش کم آبی، پژوهشی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار طی دو سال اجرا گردید. ژنوتیپهای سیبزمینی در 11 سطح (آگریا، کایزر، ساوالان، سانته، مارفونا، هرمس، جلی، پیکاسو، میلوا، 1-397081، 2-397069) و تیمار آبیاری در دو سطح (تنش و شاهد) اعمال شد. در ابتدا آبیاری به روش تیپ و نرمال انجام و در مرحله تشکیل غده، آبیاری تیمار تنش قطع و تیمار شاهد به صورت نرمال آبیاری گردید. پس از اینکه کمبود رطوبت خاک به نود درصد رسید، مجددا آبیاری انجام تا خاک به ظرفیت زراعی رسیده و تا انتهای دوره رشد آبیاری به صورت نرمال انجام گرفت. نتایج تجزیه مرکب آنالیز دادههای دو سال، کاهش عملکرد بیولوژیک، وزن تر غده سالم، وزن تر غده سالم قابل فروش، حداکثر شاخص سطح برگ، وزن خشک، تبخیر و تعرق و مصرف آب در ژنوتیپها تحت شرایط تنش نسبت به شاهد نشان داد. بهرهوری آب بر مبنای وزن تر غده سالم و غده سالم قابل فروش در اکثر ژنوتیپها تحت شرایط تنش کاهش یا تمایل به کاهش داشت. همچنین کارآئی مصرف آب بر مبنای عملکرد غده سالم و عملکرد غده سالم قابل فروش در هر دو سال در شرایط تنش نسبت به شاهد در همه ژنوتیپها بجز 2-397069 کاهش یافت. بیشترین میزان بهرهوری آب بر مبنای وزن تر غده سالم قابل فروش در هر دو سال در تیمار تنش در ژنوتیپ 2-397069 به ترتیب 41/5 و 5 کیلوگرم بر مترمکعب مشاهده گردید. بر اساس نتایج حاصل از این آزمایش اجرای تحقیقات تکمیلی به منظور دستیابی به ژنوتیپ مناسب سیبزمینی برای شرایط کمآبی و واقعی کشور با توجه به تنوع فصل کاشت، مکان، شرایط آب و هوایی، کیفیت سیبزمینی بذری، نیروی متخصص و ... پیشنهاد میگردد.
به منظور بررسی اثر تنش کم آبی در مراحل انتهایی رشد بر عملکرد و کیفیت روغن دانه ارقام کلزا، آزمایش مزرعهای به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 89-1388 در مزرعه تحقیقاتی جهاد کشاورزی بهمن شهرستان ابرکوه انجام گرفت. در این آزمایش تیمار آبیاری بعنوان عامل اصلی در 4 سطح شامل، (I1) آبیاری معمول بر اساس تخلیه 40 درصد آب قابل استفاده، )2(I آبیاری بر اساس تخلیه 80 درصد آب قابل استفاده از مرحله ساقهدهی تا رسیدگی، )3(I آبیاری بر اساس تخلیه 80 درصد آب قابل استفاده از مرحله گلدهی تا رسیدگی،) 4(I آبیاری بر اساس تخلیه 80 درصد آب قابل استفاده از مرحله دانهبندی تا رسیدگی و ارقام کلزا به عنوان فاکتور فرعی در 5 سطح شامل، هایولا401، زرفام، مدنا، ساریگل و آپشن500 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اختلاف معنیداری بین ارقام و سطوح آبیاری برای عملکرد دانه، درصد روغن، درصد پروتئین و میزان گلوکوزینولات کنجاله و اسیدهای چرب وجود داشت (01/0P
برای بررسی اثر مقادیر مختلف کود شیمیایی نیتروژن (0، 25 و 50 کیلوگرم در هکتار) و کود بیولوژیک نیتروکسین (عدم تلقیح و تلقیح بذور) بر عملکرد و اجزای عملکرد سه رقم کنجد (Sesamum indicum L.) (دارب-14، جیرفت ویزدی) تحقیقی در سال زراعی 1388 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یزد انجام گرفت. آزمایش به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا در آمد. صفات ارتفاع بوته، تعداد کپسول در بوته، تعداد شاخههای فرعی، تعداد دانه در کپسول، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، شاخص برداشت، درصد روغن، عملکرد روغن و درصد پروتئین اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که ارقام مختلف در تمامی صفات (به استثنای درصد روغن) با یکدیگر اختلاف معنیدار دارند. کاربرد کود شیمیایی نیتروژن و کود بیولوژیک نیتروکسین نیز بر تمامی صفات به جز درصد روغن و شاخص برداشت تأثیر معنیداری داشتند. بالاترین عملکرد دانه (4/1794کیلوگرم در هکتار) و بیشترین درصد پروتئین (48/22) در رقم داراب-14و کاربرد توأم نیتروژن(50 کیلوگرم در هکتار) وکود بیولوژیک به دست آمد. عملکرد دانه همبستگی معنیداری با تعداد شاخههای فرعی، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، درصد پروتئین و عملکرد روغن داشت. در کل نتایج نشان داد کاربرد کود بیولوژیک میتواند تا حد زیادی در راستای کاهش مصرف کود شیمیایی نیتروژن مفید باشد.