شوری یک تهدید عمده برای کشاورزی مدرن است که باعث مهار و اختلال در رشد و توسعه محصولات زراعی میشود. پرایمینگ یکی از روشهای مؤثر جهت بهبود جوانهزنی بذر و استقرار گیاهچه در شرایط محیطی تنشزا از جمله تنش شوری میباشد. بهمنظور بررسی اثر سالیسیلیک اسید و نیترات پتاسیم بر شاخصهای جوانهزنی و فتوسنتزی دو رقم گلرنگ تحت تنش شوری یک آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه فناوری بذر دانشگاه شاهد در سال 1397 انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل ارقام گیاه گلرنگ رقم صفه اصفهان و گلدشت، پرایمینگ در سه سطح شاهد (آب مقطر)، سالیسیلیک اسید 0.5 میلیمولار و نیترات پتاسیم 0.3 درصد و تنش شوری ناشی از نمک دریاچه قم در چهار سطح 0، 5، 10 و 15 دسیزیمنس بر متر بودند. با توجه به نتایج افزایش شوری غلظت نمک (کلرید سدیم) موجب کاهش خصوصیات جوانهزنی بذر و میزان رنگیزههای فتوسنتزی و افزایش محتوای پرولین شد. در رقم صفه بیشترین میزان مؤلفههای جوانهزنی همچون درصد جوانهزنی (90 درصد)، سرعت جوانهزنی (9.16 بذر در روز)، طول ریشهچه (25 میلیمتر)، طول ساقهچه (49.5 میلیمتر)، وزنتر گیاهچه (1.25 گرم) و وزن خشک گیاهچه (0.14 گرم) در عدم تنش شوری و کاربرد سالیسیلیک اسید به دست آمد. همچنین در شرایط تنش 15 دسیزیمنس بر متر و تیمار سالیسیلیک اسید رقم صفه جوانه زنی و رشد قابلتوجهی داشت. پیش تیمار سالیسیلیک اسید تحت شرایط تنش شوری، موجب افزایش درصد جوانهزنی و شاخصهای رشد گیاهچه میگردد. پیشتیمار نیترات پتاسیم باعث افزایش رنگیزههای فتوسنتزی در رقم صفه اصفهان و شرایط تنش شوری گردید. استفاده از روش مقرونبهصرفه پرایمینگ بذر میتواند مؤلفههای جوانهزنی بذر را جهت رشد در شرایط شوری بهبود بخشد.
به منظور بررسی تاثیر محلول پاشی ملاتونین بر گیاهان گلرنگ رشد یافته از بذور با کیفیت مختلف گلرنگ در شرایط تنش خشکی، دو آزمایش مزرعه ای طی سالهای زراعی 96-1395 و 97-1396 در مزرعه پژوهشی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام گرفت. طرح آزمایشی به صورت اسپلیت-فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. عامل اصلی شامل دو سطح تنش خشکی 1-بدون تنش و 2- تنش (بهترتیب آبیاری پس از50 و 85 درصد تخلیه رطوبت از ظرفیت زراعی خاک در مرحله گلدهی) بود که در کرتهای اصلی قرار گرفتند. کرتهای فرعی، شامل 4 تیمار بودند که عبارت بودند از از کیفیت بذر( بذور انبار شده و بذور تازه برداشت شده) و محلول پاشی (1- شاهد و 2- محلول پاشی ملاتونین). نتایج نشان داد که فعالیت آنزیمهای سوپراکسیددیسموتاز و کاتالاز در گیاهان حاصل از بذور تازه برداشت شده در پاسخ به محلول پاشی ملاتونین در شرایط تنش خشکی افزایش یافت. همچنین مشخص شد که در گیاهان حاصل از بذور تازه برداشت شده، محلولپاشی با ملاتونین، میزان پروتئینهای محلول برگ را تا 28 درصد کاهش داد. نتایج مشخص کرد که در گیاهان حاصل از بذور انبار شده، محلول پاشی ملاتونین، میزان مالون دآلدهید را در شرایط تنش خشکی، به میزان 37 درصد کاهش داد. به نظر میرسد کیفیت بذر مورد استفاده در خصوصیات گیاهان حاصل از آن بذرها تاثیر داشته باشد و همچنین استفاده از ملاتونین در شرایط تنش خشکی، ممکن است نقش قابل توجهی در کاهش شدت آسیب حاصل از تنش بر روی گلرنگ داشته باشد.
به منظور بررسی اثر تیمارهای کودی نیتروژن بر صفات عملکردی، درصد اسانس و مقدار نیتروژن ساقه و برگ زیره سبز تحت رژیمهای مختلف آبیاری، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی-پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد تهران در سال زراعی 1396-1395 انجام گرفت. در این آزمایش کرت اصلی شامل رژیمهای مختلف آبیاری در سه سطح (بدون تنش، تنش ملایم یا آبیاری بر اساس تخلیه 40 درصد آب قابل استفاده و تنش شدید یا آبیاری بر اساس تخلیه 80 درصد آب قابل استفاده) و کرت فرعی شامل تیمارهای کودی نیتروژن در چهار سطح 100 و 50 درصد توصیه کودی نیتروژن (اوره)، اعمال کود زیستی (نیتروکسین) بهصورت بذرمال و تیمار ترکیبی کود زیستی و 50 درصد توصیه کودی نیتروژن بود. نتایج نشان داد که افزایش تنش کمآبیاری در سطح ملایم و شدید گرچه موجب افزایش درصد اسانس شد، اما اثر منفی آن بر صفات عملکرد و اجزای عملکرد، کلروفیل کل، غلظت نیتروژن ساقه و برگ گیاه و عملکرد اسانس قابل ملاحظه بود. مصرف کود نیتروژن تلفیقی (اوره + نیتروکسین) نیز ضمن افزایش عملکرد و اجزای عملکرد زیره سبز، میزان درصد و عملکرد اسانس و همچنین غلظت نیتروژن ساقه و برگ گیاه را افزایش داد و به طور کلی مطلوبترین عملکرد کمی و کیفی زیره سبز را موجب شد.
پژوهش حاضر، به منظور بررسی اثر محلولپاشی ترکیبات پلیآمین بر عملکرد دانه و روغن و اسیدهای چرب در گلرنگ تحت تنش کم آبیاری به صورتاسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد در سال 96-1395 انجام شد. تیمارهای مورد بررسی شامل آبیاری در دو سطح آبیاری کامل و کم آبیاری (به ترتیب آبیاری پس از تخلیه 50 و 75 درصد رطوبت ظرفیت زراعی) به عنوان عامل اصلی و سطوح محلولپاشی ترکیبات پلیآمین به عنوان عامل فرعی در 10 سطحشامل محلولپاشی با آب (شاهد)، محلولپاشی با پوتریسین، اسپرمیدین و اسپرمین هر یک در غلظتهای (05/0، 1/0 و 2/0 میلیمولار) بودند. در هر یک از سطوح آبیاری محلولپاشی پوتریسین به طور معنیدار عملکرد دانه و روغن، شاخص برداشت،کارآیی مصرف آب و اسید اولئیک را افزایش داد. افزایش سطوح محلولپاشی پوتریسین و اسپرمین از 05/0 به 2/0 میلیمولار در شرایط تنش کم آبیاری مقدار عملکرد بیولوژیک را در مقایسه با تیمار شاهد به ترتیب 4/40 و 3/38 درصد افزایش داد. نتایج برشدهی اثرمتقابل نشان داد محلولپاشی اسپرمین با بیشترین غلظت (2/0 میلیمولار) تحت تنش کم آبی مقدار مجموع اسیدهای چرب غیر اشباع دانه را به طور معنیداری افزایش و درصد اسید پالمیتیکرا کاهش داد. محلولپاشی اسپرمیدین موجب افزایش معنی دار میزان اسید لینولئیک روغن گلرنگ در شرایط تنش رطوبتی شد. به طور کلی به نظر میرسد محلولپاشی ترکیبات پلیآمین جهت تولید بیشتر عملکرد دانه و روغن و کارآیی مصرف آب و بهبود کیفیت روغن گلرنگ در شرایط کم آبیاری مناسب باشند
خشکی یکی ازشایعترین تنشهای زیست محیطی میباشد که در رشد و توسعه گیاهان نقش دارد و یکی از عوامل مهم کاهش تولید محصولات میباشد. پرایمینگ تکنیک سادهای است که قدرت استقرار گیاهچهها و کارایی گیاه در مزارع را بهبود میبخشد. اسید سالسیلیک نقش مهمی را در تنش های غیر زنده ایفا می کند منفعت بیشترSA به دلیل توانایی آن برای حفاظت از گیاه تحت شرایط نامطلوب محیطی می باشد. بدین ترتیب به منظور بررسی اثر پیش تیمار اسید سالیسیلیک بر شاخصهای جوانهزنی گیاه دارویی کینوا تحت تنش خشکی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه شاهد در سال 1397 انجام گرفت. فاکتورهای آزمایشی شامل اسید سالیسیلیک در چهار سطح (0، 0.5، 1 و 1.5 میلی مولار) و تنش خشکی. ناشی از پلی اتیلن گلایکول درچهار سطح (0، 4-، 8-، 12- بار) و ارقام گیاه کینوا رقم Giza1 و Titicaca بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که پیش تیمار اسید سالیسیلیک، تنش خشکی و اثر متقابل آنها تأثیر معنیداری بر شاخصهای جوانهزنی و میزان رنگیزههای فتوسنتزی ارقام گیاه دارویی کینوا در سطح احتمال یک درصد داشتند. به طوری که با افزایش تنش خشکی خصوصیات جوانهزنی گیاه کینوا کاهش و کاربرد اسید سالیسیلیک باعث بهبود ویژگیهای جوانهزنی بذور کینوا شد. بالاترین درصد جوانهزنی (98 %) و صفات موثر بر آن از تیمار خیساندن بذر با اسید سالیسیلیک با حداکثر غلظت (1.5 میلیمولار) و سطوح پایین تنش خشکی بدست آمد. شاخص طولی و وزنی بنیه گیاهچه در غلظتهای بالای اسید سالیسیلیک و سطوح بالای تنش خشکی کاهش یافت. مصرف یک و یک و نیم میلیمولار اسید سالیسیلیک باعث افزایش مقدار کلروفیل و کاروتنوئید و افزایش تحمل این گیاه در برابر تنش خشکی شد .
به منظور بررسی اثر قطع آبیاری و محلولپاشی با کیتوزان و نانوکود فسفر بر عملکرد و اجزای عملکرد و کیفیت دانه ارقام کنجد بعد از کشت گندم، آزمایشی به صورت اسپلیتپلات فاکتوریل در سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه شاهد تهران در سالهای زراعی 95- 1394 و 96-1395 انجام شد. عوامل آزمایش شامل قطع آبیاری در سه سطح براساس مراحل فنولوژیکی، عدم تنش (آبیاری نرمال)، قطع آبیاری در 50 درصد دانهبندی و گلدهی در کرتهای اصلی و محلولپاشی در چهار سطح شامل عدم محلولپاشی، نانو کلات فسفر (دو در هزار)، کیتوزان (سه در هزار) و ترکیب نانو کلات فسفر+کیتوزان و دو رقم اولتان و ناز تک شاخه کنجد در کرتهای فرعی بودند. نتایج نشان داد بیشترین وزن هزار دانه در سال اول آزمایش و رقم اولتان (3.10 گرم) به دست آمد. بیشترین عملکرد دانه در سال دوم، تحت شرایط بدون تنش و تنش متوسط و محلولپاشی با نانو کلات فسفر بهتنهایی یا در ترکیب کیتوزان (به ترتیب 2821.8، 2572.4، 2808.4 و 2904.5 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. بهطور کلی در بین سطوح مختلف تنش خشکی، تنش شدید (آبیاری تا 50 درصد گلدهی) منجر به کاهش معنادار میانگین عملکرد دانه (بیش از 50 درصد) گردید، ولی تنش خشکی متوسط (آبیاری تا 50 درصد دانهبندی) بهخصوص در شرایط استفاده از ترکیبات کیتوزان و نانو کود فسفر دارای بالاترین عملکرد دانه (5/2904 کیلوگرم در هکتار) بود. درصد روغن دانه در سال دوم تحت شرایط عدم تنش دارای بالاترین میانگین (57.02 درصد) بود. در مقایسه بین دو رقم، بیشترین و کمترین عملکرد روغن به ترتیب در رقم ناز و اولتان (858.4 و 731.7 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. میزان اسیدهای چرب اشباع (پالمیتیک و استئاریک) در تیمار عدم محلولپاشی در رقم اولتان دارای بالاترین میانگین (به ترتیب 12.5 و 9.3) و برعکس، کمترین محتوای اسید چرب لینولئیک (24.88 درصد) در این تیمار مشاهده شد. بهطورکلی استفاده از نانو کود فسفر به همراه کیتوزان باعث افزایش کمی و کیفی عملکرد دانه کنجد گردید و منجر به افزایش شاخصهای رشدی و کیفی در شرایط تنش خشکی شد.
بهمنظور بررسی تاثیر پرایمینگ بر ویژگیهای جوانهزنی بذر، رشد و صفات فیزیولوژیک گیاه دارویی شنبلیله تحت تنش شوری، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه شاهد در سال 1396 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل 5 سطح (شاهد (بدون پرایم)، هیدروپرایمینگ آب مقطر بهمدت 24 ساعت، هیدروپرایمینگ آب مقطر بهمدت 48 ساعت، پرایم با نیترات پتاسیم سه درصد و سالیسیلیک اسید پنج درصد) و تنش شوری در چهار سطح (شاهد (صفر)، 50، 100 و 150 میلیمولار) بود. نتایج تجزیه واریانس حاکی از تأثیر معنیدار ترکیب تیماری پرایمینگ و تنش شوری بر صفات درصد و سرعت جوانهزنی، میانگین مدت جوانهزنی، شاخص طولی و وزنی بنیه گیاهچه، طول ریشهچه و ساقهچه، رنگیزههای فتوسنتزی و محتوای پرولین بود. نتایج مقایسه میانگین اثر برهمکنش نشان داد که کاربرد هیدروپرایمینگ 24 ساعت در سطوح تنش شوری دارای میانگین 100 درصد جوانهزنی بود. هیدروپرایمینگ 48 ساعت در صفاتی مانند طول ساقهچه و ریشهچه، شاخص طولی بنیه گیاهچه، محتوای کلروفیل، محتوای کارتنوئید و محتوای پرولین با افزایش تنش شوری نسبت به سطوح دیگر دارای برتری نسبی بود. به نظر میرسد گیاه شنبلیله گیاهی مقاوم به تنش میباشد.
به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف کود بیولوژیک و دامی بر صفات زراعی زیره سبز تحت تنش کمآبی آزمایشی در سال زراعی 92-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد اجرا شد. عامل اصلی سه سطح کمآبی ( قطع آبیاری از مرحله سبز شدن، قطع آبیاری از مرحله گلدهی و قطع آبیاری از مرحله دانه بندی)، عامل فرعی دو سطح کود بیولوژیک شامل تلقیح با کود فسفات بارور-2 و عدم تلقیح و عامل فرعی-فرعی دو سطح کود دامی شامل 20 تن در هکتار کود دامی و عدم مصرف کود دامی بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که تیمار تنش کم آبی برای صفات تعداد دانه در چتر، عملکرد اقتصادی، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، وزن هزار دانه در سطح احتمال یک درصد و برای صفات تعداد چتر در بوته ، ارتفاع بوته در سطح احتمال پنجاه درصد معنیدارشد. همچنین تیمار کودی (کود فسفات بارور-2 و کود دامی) برای اکثر صفات اندازهگیری شده در سطح احتمال 1 درصد معنیدار شد. همچنین بیشترین عملکرد اقتصادی دانه و ارتفاع بوته در گیاه زیره در تنش کمآبی ازمرحله دانهبندی به بعد در گیاه زیره سبز مشاهده شد. نتایج کلی این تحقیق حاکی از بیشترین اثر منفی تنش کمآبی بر اکثر صفات از مرحله سبز شدن بود. براساس این نتایج، با اعمال مدیریت مناسب در مزرعه، میتوان رسیدن به عملکرد مطلوب در شرایط تنش کمآبی را تضمین نمود.
به منظور بررسی اثر دگرآسیبی عصاره اندامهای مختلف علفهای هرز پیچک و پنیرک صحرایی بر جوانهزنی و برخی صفات کمی سه رقم کنجد، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشگاه شاهد در سال 95 اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل ارقام کنجد در سه سطح (یلووایت، هلیل و اولتان)، علف هرز در دو سطح (پیچک صحرایی و پنیرک صحرایی)، عصاره اندامهای گیاه در سه سطح (ریشه، ساقه و برگ) و غلظت عصارهها در سه سطح (0، 5 درصد و 10درصد) در سه تکرار بود. نتایج نشان داد، تیمارهای بکار برده شده تأثیر معنیداری بر صفات درصد جوانهزنی، رنگدانههای فتوسنتزی، محتوای پرولین و پروتئین داشتند. عصاره ساقه پیچک صحرایی و ریشه پنیرک صحرایی به ترتیب در ارقام یولوایت و اولتان 100 درصد جوانهزنی را نشان میدهند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که عصاره ریشه پیچک صحرایی باعث افزایش محتوای کلروفیل گیاهچه رقم اولتان شد. عصاره اندامهای مختلف علفهای هرز مورد بررسی محتوای پرولین و پروتئین ارقام کنجد را کاهش دادند. نتایج همچنین نشان داد که مواد تولیدی از اندامهای علف هرز پیچک و پنیرک صحرایی، جوانهزنهزنی و رشد ارقام کنجد را تحت تأثیر قرار دادند. در این میان علف هرز پنیرک در مقایسه با پیچک، پتانسیل بالاتری در تولید مواد دگرآسیب از خود نشان داد. با توجه به اینکه بقایای علفهای هرز مورد بررسی از طریق تولید مواد شیمیایی برخوردار از خاصیت آللوپاتیک میتوانند رشد کنجد را مختل کنند، بنابراین توصیه میشود مدیریت لازم در کنترل بقایای علف-های هرز پیچک و پنیرک انجام شود.
به منظور بررسی مدت زمان و پرایمینگهای مختلف بر مؤلفههای جوانهزنی بذر زیره سبز، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در مرکز تحقیقات گیاهان دارویی دانشگاه شاهد در سال 1392 اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل پلی اتیلن گلایگول با دو غلظت (5 و 10 درصد)، نیترات پتاسیم در دو سطح (یک و دو درصد)، کلرید پتاسیم در دو سطح (دو و چهار درصد) و مدت زمان پرایمینگ در سه سطح (12، 24 و 36 ساعت) بود. نتایج نشان داد که تیمار پرایمینگهای مختلف بر صفات درصد، سرعت و ضریب سرعت جوانهزنی، طول ریشهچه، ساقهچه و گیاهچه، ضریب آلومتری، میانگین مدت زمان جوانهزنی، متوسط جوانهزنی روزانه و شاخص بنیه بذر در سطح احتمال یک درصد معنیدار شد. حداکثر طول ریشهچه و طول گیاهچه مربوط به تیمار کلرید پتاسیم با غلظت دو درصد و مدت زمان 36 بود و حداقل طول گیاهچه مربوط به تیمار پلی اتیلن گلایگول با غلظت پنج درصد و مدت زمان 24 ساعت مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین میانگین مدت زمان جوانهزنی مربوط به تیمار نیترات پتاسیم با غلظت یک درصد با میانگین 34/9 روز و مدت زمانهای 36 و 12 ساعت مشاهده شد و کمترین مقدار متوسط زمان برای جوانهزنی مربوط به تیمار کلرید پتاسیم با غلظت چهار درصد و مدت زمان 24 ساعت مشاهده گردید. کاربرد پیش تیمار کلرید پتاسیم باعث بهبود درصد و سرعت جوانهزنی بذرها، شاخصهای رشد گیاهچه و همچنین شاخص بنیه بذر شد.
بهمنظور بررسی اثر دگرآسیبی عصاره اندامهای مختلف علفهای هرز پیچک و پنیرک صحرایی بر خصوصیات جوانهزنی و رشد سه رقم کنجد، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشگاه شاهد در سال 1395 اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل ارقام کنجد در سه سطح (یلووایت، هلیل و اولتان)، علف هرز در دو سطح (پیچک صحرایی و پنیرک صحرایی)، عصاره اندامهای گیاه با سه سطح (ریشه، ساقه و برگ) و عصاره در سه غلظت (0، 5 و 10درصد) در سه تکرار بود. تیمارهای بکار برده شده تأثیر معنیداری بر صفات درصد، سرعت و میانگین مدت زمان جوانهزنی، طول ریشهچه و ساقهچه، وزن خشک گیاهچه و شاخص بنیه گیاهچه داشتند. با توجه به نتایج مقایسه میانگین چهارگانه بیشترین درصد جوانهزنی در رقم یلووایت عصاره اندام ساقه پیچک صحرایی و رقم اولتان عصاره اندام ریشه پنیرک صحرایی در عدم غلظت با میانگین 100 درصد مشاهده شد. در این میان علف هرز پنیرک در مقایسه با پیچک، پتانسیل بالاتری در تولید مواد دگرآسیب از خود نشان داد. با توجه به اثرات منفی و در بعضی غلظتهای پایین اثرات تحریک کنندگی و مثبت این علفهای هرز با بقایای آنها در مزارع، امید است با مدیریتهای زراعی در قالب اصول کشاورزی پایدار ضمن مقابله صحیح بتوان در افزایش رشد منتهی به عملکرد گام برداشت.
به منظور بررسی تأثیر پرایمینگ بذور زوال یافته طبیعی با ماده ملاتونین بر سبز شدن و خصوصیات رشدی گیاهچه گلرنگ، آزمایشی در سال زراعی 96-1395 در آزمایشگاه تکنولوژی بذر، گلخانه و مزرعه پژوهشی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام گرفت. هر سه آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی (آزمایشگاه) و طرح بلوکهای کامل تصادفی (مزرعه و گلخانه ) در 4 تکرار، انجام گرفتند. تیمارهای اصلی که در هر سه آزمایش مشترک هستند عبارت بودند از کیفیت بذر (1-بذور زوال یافته طبیعی و 2-بذور جدید) و پرایمینگ بذر (1- عدم کاربرد پرایمینگ بذر 2-هیدروپرایمینگ 3- پرایمینگ با ملاتونین 0.1 میلی مولار 4- پرایمینگ با ملاتونین 0.5 میلی مولار). نتایج این آزمایش نشان داد که تحت شرایط مزرعه، در بذور زوالیافته طبیعی، بیشترین درصد سبز شدن با استفاده از هیدروپرایمینگ و ملاتونین در غلظت 0.1 میلی مولار به ترتیب با 54.50 و 57.50 درصد حاصل شد که در مقایسه با شاهد، به ترتیب 39.74 و 47 درصد افزایش نشان دادند. همچنین نتایج نشان داد در شرایط گلخانه تحت تنش خشکی، بیشترین درصد سبز شدن متعلق به پرایمینگ با ملاتونین در غلظت 0.1 میلی مولار بود که در مقایسه با شاهد، درصد ظهور گیاهچه را تا 154 درصد افزایش داد. نتایج این آزمایش نشان داد که در شرایط شوری و ترکیب تنش شوری و خشکی نیز بیشترین سرعت و مقدار سبزشدن با پرایمینگ با ملاتونین در غلظت 0.1 میلی مولار حاصل شد اما غلظت بیشتر ملاتونین باعث کاهش سرعت سبز شدن شد. به طورکلی، استفاده از روش مقرون به صرفه پرایمینگ بذر و همچنین هیدروپرایمینگ و پرایمینگ با ماده ملاتونین، میتواند کیفیت بذور را جهت رشد در شرایط خشکی و شوری، افزایش دهد.
بهمنظور بررسی پیشتیمار بر ویژگیهای جوانهزنی، رشد و فیزیولوژیکی توده اصفهانی شنبلیله تحت تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه شاهد در سال 1396 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطح پرایمینگ (شاهد (آب مقطر)، هیدروپرایمینگ آب مقطر به مدت 24 ساعت، هیدروپرایمینگ آب مقطر به مدت 48 ساعت، نیترات پتاسیم 3% و سالیسیلیک اسید 5%) و تنش شوری در چهار سطح (0، 50، 100 و 150 میلیمولار) بود. نتایج تجزیه واریانس حاکی از تأثیر معنیدار ترکیب تیماری پرایمینگ و تنش شوری بر صفات جوانهزنی، شاخصهای رشد، رنگیزههای فتوسنتزی و محتوای پرولین بود. نتایج مقایسه میانگین اثر برهمکنش نشان داد که درصد جوانهزنی در سطوح هیدروپرایمینگ با تنش 150 میلیمولار 100 درصد بود. با توجه به نتایج مقایسه میانگین هیدروپرایمینگ 24 ساعت در صفاتی مانند سرعت جوانهزنی، طول ساقهچه، بنیه طولی گیاهچه، محتوای رنگیزههای فتوسنتزی و محتوای کارتنوئید نسبت به سطوح دیگر پرایمینگ دارای برتری نسبی بود. به نظر میرسد گیاه شنبلیله گیاهی مقاوم به تنش میباشد و کاربرد هیدروپرایمینگ نسبت به سطوح دیگر اثر بهبود بخشی بر صفات مورد بررسی داشت.
بهمنظور بررسی اثر کودهای شیمیایی، بیولوژیک و نانو بر عملکرد و کیفیت (میزان روغن و پروتئین) دانة کنجد در شرایط قطع آبیاری، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در دانشگاه شاهد در سال 95-1394 اجرا شد. سطوح آبیاری شامل، آبیاری کامل (شاهد) و قطع آبیاری در BBCH 75 و 65 (کدهایی برای فنولوژیک گیاه که بهترتیب معادل 50 درصد گلدهی و دانهبندی است) در کرتهای اصلی و ترکیبهای مختلف نیتروژن (نیتروکسین، اوره و تلفیق 50 درصد اوره و نیتروکسین) و ترکیبهای مختلف پتاسیم (عدم مصرف، محلولپاشی نانو پتاسیم (2 در هزار)، مصرف آبی دیاکسید پتاسیم (2 لیتر در هکتار) و مصرف خاکی نانو پتاسیم (2 کیلوگرم در هکتار) در کرتهای فرعی قرار داشتند. بیشترین تعداد کپسول در بوته، در آبیاری تا 50 درصد دانهبندی و مصرف اوره به همراه محلولپاشی نانو کلات پتاسیم (26/19 عدد) بود. بالاترین عملکرد دانه و همچنین عملکرد و درصد پروتئین در آبیاری تا 50 درصد دانهبندی در شرایط عدم استفاده از کود پتاسیم و کاربرد نیتروکسین (به ترتیب 5/1340، 53/276 کیلوگرم در هکتار و 5/20 درصد) حاصل شد. بیشترین درصد و عملکرد روغن در آبیاری تا 50 درصد گلدهی، و محلولپاشی نانو کلات پتاسیم به همراه سیستم تلفیقی 50 درصد کود اوره به اضافة کود نیتروکسین بهترتیب با میانگین 96/47 درصد و 46/550 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد. استفاده از کود بیولوژیک نیتروکسین و محلولپاشی نانو کلات پتاسیم در شرایط قطع آبیاری در 50 درصد دانهبندی، باعث افزایش عملکرد دانه (حدود 15 درصد نسبت به شاهد) و همچنین بهبود صفات کیفی دانه کنجد شد.
زیره سبز (Cuminum cyminum L.) یکی از مهمترین و اقتصادیترین گیاهان دارویی است که کشت و کار آن میتواند به ویژه در مناطق خشک و نیمهخشک در شرایط کمآبی حائز اهمیت باشد. به منظور بررسی و تعیین بهترین زمان آبیاری و انتخاب تودههای مناسب زیره سبز در منطقه هرات- افغانستان، آزمایشی به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در سال 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه هرات انجام شد. چهار رژیم آبیاری شامل دیم (1W)، بعد از ساقه رفتن (2W)، اوایل گلدهی (3W) و اوایل دانهبندی (4W) به عنوان عامل اصلی و تودههای بذر راجستان هند (1V)، بادغیس افغانستان (2V) و کاشمر ایران (3V) به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. صفات مورد مطالعه شامل ارتفاع بوته، تعداد چتر در گیاه، تعداد دانه در چتر، تعداد ساقه فرعی، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، شاخص برداشت و صفات کیفی شامل مواد مؤثره موجود در اسانس زیره سبز بودند. نتایج نشان داد که اثر ساده و متقابل زمان آبیاری و توده بر عملکرد و حجم اسانس، عملکرد بذر، وزن هزار دانه، تعداد دانه در چتر، تعداد ساقه فرعی، شاخص برداشت، درصد کومین آلدئید و پارا-سیمن معنیدار بود. بالاترین مقدار برای آبیاری در اوایل گلدهی و توده هندی مشاهده شد، اما بیشترین تعداد ساقه فرعی از توده افغانستان بدست آمد. بالاترین درصد شاخص برداشت و تعداد ساقههای فرعی به ترتیب برای آبیاری در اوایل دانهبندی و دیم بدست آمد. بیشترین میزان کومین آلدئید از تودههای ایرانی و افغانستانی به ترتیب با 35/27 % و 73/25% و بیشترین مقدار پارا- اسیمن (81/25%) از اثر متقابل توده هندی با تیمار آبیاری اوایل دانهبندی بدست آمد. طبق نتایج توده هندی +آبیاری در اوایل گلدهی برای شرایط آب و هوایی هرات- افغانستان توصیه میگردد.
چکیده به منظور مطالعه ارتباط صفات کمی و کیفی مؤثر بر عملکرد دانه کنجد در تیمارهای تغذیهای با کودهای شیمیایی، زیستی و نانو و تحت تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل رژیمهای آبیاری به صورت قطع آبیاری در مراحل مختلف رشدی براساس معیار BCH، آبیاری کامل و قطع آبیاری در BBCH 75 و 65، سه نوع کود نیتروژنه شامل نیتروکسین، اوره و ترکیب نیتروکسین با 50 درصد اوره و چهار ترکیب کود پتاسیم به صورت عدم کوددهی به عنوان شاهد، محلولپاشی و کاربرد خاکی نانو کلات پتاسیم (به ترتیب 2 در هزار و 2 کیلوگرم در هکتار) و دی اکسید پتاسیم به میزان 2 لیتر در هکتار بودند. بیشترین عملکرد دانه در آبیاری تا50 درصد دانهبندی در عدم محلولپاشی پتاسیم و استفاده کود زیستی نیتروکسین با میانگین 5/1340 کیلوگرم در هکتار به دست آمد که باعث افزایش حدود 35 درصدی در مقایسه با تیمار شاهد گردید. عملکرد دانه با صفات قطر ساقه، وزن خشک بوته، تعداد کپسول، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه و درصد و عملکرد روغن همبستگی مثبت و معنیداری داشت. بین صفات مورفولوژیک و عملکردی همبستگی قابل توجه و معنیدار وجود نداشت. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که حداکثر اختلاف عملکرد دانه را میتوان به تعداد کل کپسول، وزن هزار دانه، تعداد دانه در کپسول، عملکرد روغن و درصد روغن نسبت داد که 1/99 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توجیه میکردند. محلولپاشی نانو کلات پتاسیم در شرایط قطع آبیاری در 50 درصد دانهبندی (معادل BBCH 75) و استفاده از کود زیستی نیتروکسین بالاترین عملکرد دانه در شرایط کشت دوم بعد از گندم را داشت و قابل استفاده برای اقلیمهای خشک و نیمهخشک میباشد.
به منظور بررسی اثر اسید هیومیک و اسید فولیک بر ویژگیهای جوانهزنی بذر گیاه سرخارگل در شرایط تنش شوری طبیعی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در سه تکرار در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشگاه شاهد در سال 1395 اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل هیومیک اسید در سه سطح (0، 200 و 400 میلیگرم بر لیتر)، فولویک اسید در سه سطح (0، 200 و 400 میلیگرم بر لیتر) و تنش شوری در چهار سطح (0، 4، 8 و 12 دسیزیمنس بر متر) بود. نتایج نشان داد که اثر متقابل اسید هیومیک، اسید فولیک، تنش شوری بر صفات درصد جوانهزنی، میانگین مدت زمان جوانهزنی، طول ساقهچه، وزن تر گیاهچه و شاخص بنیه بذر تأثیر معنیداری داشت. بیشترین درصد جوانهزنی با میانگین 100 درصد در کاربرد هیومیک اسید و فولیک اسید با غلظت 200 میلیگرم بر لیتر و عدم تنش شوری مشاهده شد. در شرایط تنش 12 دسیزیمنس بر متر وجود هیومیک اسید 200 میلیگرم بر لیتر و فولیک اسید 400 میلیگرم بر لیتر درصد جوانهزنی را به 55/75 درصد بهبود بخشید. با توجه به نتایج مقایسه میانگین بیشترین شاخص طولی و وزنی بنیه گیاهچه به ترتیب مربوط به عدم استفاده از اسید آلی و عدم تنش شوری با میانگین 63/58 و کاربرد هیومیک اسید با غلظت 200 میلیگرم بر لیتر و فولیک اسید با غلظت 400 میلیگرم بر لیتر در تنش 12 دسیزیمنس بر متر با میانگین 68/0 مشاهده شد. کاربرد اسیدهای آلی باعث بهبود ویژگیهای جوانهزنی و رشد گیاه دارویی سرخارگل در شرایط تنش شوری شد.