زمينه و هدف : کمبود ريزمغذی های روی و سلنيوم می تواند منجر به اختلال در عملکرد تيروئيدی شود. مطالعه حاضر با هدف تعيين اثرات مکمل ياری روی و سلنيوم بر وضعيت عملکرد تيروئيدی در زنان مبتلا به کم کاری تيروئيد دارای اضافه وزن يا چاقی انجام شد. روش کار : اين تحقيق به شيوه کارآزمايی بالينی تصادفی دوسوکور انجام شد. 68 خانم مبتلا به کم کاری تيروئيد در يکی از چهار گروه مکمل ياری روی+سلنيوم (گلوکونات روی حاوی mg 30 روی و مخمر سلنيوم حاوی μg 200 سلنيوم)، روی+دارونما، سلنيوم+دارونما و دارونما+دارونما قرار گرفتند. مکمل ياری به مدت 12 هفته به طول انجاميد. در ابتدا و انتهای مطالعه، اطلاعات زمينه ای و تن سنجی، دريافت های غذايی و فراسنج های بيوشيميايی اندازه گيری و پرسشنامه فعاليت فيزيکی تکميل شد. آناليزهای غذايی با نرم افزار N4 و آناليزهای آماری با نرم افزار SPSS نسخه 16انجام شد. يافته ها: در پايان مطالعه، تغيير قابلتوجهی در غلظت سرمی روی و سلنيوم مشاهده نشد. افزايش قابلتوجهی در سطوح سرمی FT3 (Free Triiodothyronine) در گروههای روی+سلنيوم (05/0 p p ). در گروه روی+سلنيوم FT4 ( Free Thyroxine) به طور قابل توجهی افزايش و TSH به طور معنی داری کاهش يافت (05/0 p< ). TT3 و TT4 در گروه سلنيوم+دارونما کاهش قابلتوجهی داشت (05/0 p< ). اثر قابلتوجهی بر سطوح TT3 ، FT4 ، TT4 و TSH بين گروهها ديده نشد. نتيجه گيری : نتايج اين مطالعه شواهدی از اثر مکمل ياری منفرد روی و توام با سلنيوم بر بهبود عملکرد تيروئيدی در زنان مبتلا به کم کاری تيروئيد را نشان میدهد.
زمينه و هدف: اين مطالعه با هدف مقايسه اثربخشی دو دوره از آموزش های کوتاه مدت بر روی سطح دانش و رفتار الگوی مصرف روغنهای خوراکی بخشی از اقشار جامعه انجام شد. روش کار: از زنان و برخی از مردان خانوارهای تحت پوشش مراکز بهداشتی – درمانی شهر تبريز، 4 گروه جهت مطالعه مداخله ای آموزشی گروهی، به روش نمونه گيری تصادفی- خوشه ای انتخاب گرديدند. يک گروه 90 نفره در 3جلسه آموزشی (90=n) (گروه A) و گروه 86 نفری ديگر در 5 جلسه آموزشي (86=n) (گروه B) شرکت کردند. همچنين 90 زن به عنوان گروه کنترل ( گروه C) و 65 مرد از همسران گروه های تحت آموزش (گروه های A و B), به عنوان گروه کنترل ديگر ( گروه M) انتخاب گرديدند. با استفاده از پرسشنامه، سطح دانش و رفتار افراد مورد مطالعه قبل و 2 ماه بعد از مداخله آموزشي ارزيابی گرديد. همچنين اثربخشی دو دوره آموزشی مورد مقايسه قرار گرفت. روش های آماري t-test ، Paired t-test و ANOVA مورد استفاده قرارگرفت. يافته ها: ميانگين امتيازات سطح دانش گروه های مورد مطالعه تفاوت معنی داری نداشتند. ميانگين نمرات سطح رفتار گروه ها کمتراز 50% امتيازات بود [گروه A : 5/16± 3/49، گروه B: 7/17 ± 3/44، گروه C: 5/13± 57/43 و گروه M: 66/18±51/50]. ميانگين امتيازات سطح دانش و رفتار زنان گروه A و B بعد از آموزش، افزايش معنی داری را نسبت به قبل از اجرای آموزش نشان داد [بهترتيب: 6/23± 4/79 و 5/21± 20/83 (001/0>p)]. مقايسه ميانگين اثربخشی آموزش بر سطح دانش و رفتار دو گروه A و B معنی دار نبود (به ترتيب: 27/0 =p و 09/0 =p) ولی اثربخشی آموزش بر سطح دانش و رفتار گروه های مورد مداخله نسبت به گروه کنترل زنان (گروه C) و مردان (گروه M) معني دار بود (0001/0 =p) نتيجهگيری: سطح دانش زنان ورفتار زنان در مورد الگوی مصرف مناسب روغن ها خوراکی قبل از مداخله آموزشی در حد مطلوب نبود. آموزش های کوتاه مدت بر سطح دانش و رفتار زنان اثربخش بود.