چکیدهچسب پلیوینیل استات (PVAC) یکی از مهمترین چسبها در صنعت چوب و مبلمان بوده که مزایای بسیاری مانند هزینهکم، دوستدار محیط زیست و غیر سمی بودن است. با این وجود، معایبی مانند مقاومت کم در برابر آب و استحکام ضعیف اتصال با این چسب را می توان اشاره کرد. در این مطالعه اثر افزودن نانو سیلیکا (NS) بر روی خواص چسب پلی وینیل استات PVAC مورد بررسی قرار گرفت. فرمولاسیون چسب با محتویات مختلف NS به میزان (2، 3 و 4%) به ماتریس PVAC اضافه شد. ساختار نمونههای چسب تهیهشده توسط FT-IR مورد بررسی قرار گرفت. ازچوب گونه افرا شیردار (Acer cappadocicum ) جهت ساخت اتصالات برش استفاده شد. از دو استاندارد ASTM D882 و ASTM D905 به ترتیب برای انجام تستهای کششی و برشی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزودن NS به چسب PVAC، مقاومت کششی فیلمها افزایش یافت. به طور مثال، مقاومت به کشش فیلمهای ساخته شده با 4 درصد NS، حدود 30 درصد افزایش پیدا کرد. به علاوه، آزمایشات برش نشان داد که NS تا میزان مصرف 3 درصد، میتواند استحکام پیوند PVAC را بهبود بخشد. نتایج ویسکوزیته نشان داد که با افزایش وزنی NS تا سطح 3 درصد به چسب PVAC، ویسکوزیته افزایش و پس از آن کاهش مییابد.
یکی از کاربردهای هیدروژلها، استفاده از آن بهعنوان پانسمان (زخم و سوختگی) میباشد. زیستسازگاری و عدم سمیت سلولی برای هیدروژل-های مورد استفاده در زمینه پزشکی اهمیت ویژه ای دارد. مواد سلولزی میتوانند داروها را بارگذاری کرده و در شرایط دمایی و یا pH سطح بدن در اثر فرآیندهای مختلف مانند انتشار، داروها را آزاد کنند. هدف از این مطالعه بررسی مکانیسم رهایش نیترات نقره در فیلم هیدروژل زیست تخریبپذیر بر پایه نانوسلولز جهت ترمیم سوختگی بود. جهت تهیه فیلم هیدروژل، از نانوالیاف سلولزی و هیدروکسی اتیل سلولز با نسبت وزنی (3 به 1) و همچنین از سیتریک اسید به عنوان اتصال دهنده عرضی با مقادیر 10 و 20 درصد وزنی نسبت به بستر استفاده شد. سپس بارگذاری نیترات نقره به عنوان یک داروی ضدعفونی کننده به هیدروژلهای تهیه شده انجام شد. نتایج رهایش دارو نشان داد که رابطه خطی بین میزان جذب و غلظت داروی مربوطه وجود دارد. در ساعات اولیه آزمایش، 70 تا 90 درصد از رهایش دارو مشاهده شد و سپس تا 24 ساعت، دارو به آرامی از هیدروژل آزاد گردید. مدل سازی رهایش دارو، انتشار فیک را به عنوان مکانیسم غالب در تحویل دارو انتخاب کرد. آزمون عدم سمیت MTT، اثر بخشی بالای کاتیونیزاسیون نانوسلولز را نشان داد و موید عدم سمیت هیدروژلهای بر پایه مواد زیستسازگار بود. میتوان نتیجهگیری کرد که هیدروژل زیست تخریبپذیر بر پایه نانوسلولزکه حاوی نیترات نقره است، به عنوان یک محصول کاملا مناسب و کاربردی جهت ترمیم سوختگی قابل استفاده میباشد.
امروزه میلگردهای پلیمری بهعلت مقاومت ویژۀ زیاد و وزن کم در ساخت سازههای کامپوزیتی کاربرد بیشتری یافته است. از اینرو در این تحقیق، رفتار میلگردهای پلیمری با آرایش سطح متفاوت (صاف و آجدار) در مقایسه با میلگردهای فولادی از نظر طول اتصال (200 و 300 میلیمتر) و نوع چسب (اپوکسی و پلیاستر) در جهت موازی الیاف در چوب سپیدار (Populus alba) بهصورت تجربی بررسی شد. بدین منظور، پس از تهیۀ نمونههای آزمونی براساس تیمارهای مختلف، مقاومت بیرونکشیدگی میلگردهای متصلشده به بلوکهای گلولم، تنشهای برشی در فصل مشترک چوب- چسب و میلگرد- چسب و همچنین مدهای شکست بررسی شدند. نتایج نشان دادند که بیشترین مقاومت بیرونکشیدگی میلگرد، مربوط به میلگردهای آجدار پلیمری متصلشده با چسب اپوکسی با طول اتصال 300 میلیمتر برابر با 5/82 کیلونیوتن بود. براساس نتایج، با افزایش طول اتصال، ظرفیت بار محوری جهت بیرون کشیدن میلگرد افزایش پیدا کرد، اما مقاومت برشی اسمی در فصل مشترک چوب- چسب از 8/6 به 8/2 مگاپاسگال و برای فصل مشترک میلگرد- چسب از 9/8 به 7/4 مگاپاسگال کاهش یافت. شایان ذکر است که مد شکست غالب، بیرونآمدگی میلگرد همراه با دستههای چوبی ناشی از شکست برشی چوب در راستای موازی با الیاف بود.
آلودگی ناشی از ذرات معلق موجود در هوا یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده سلامت انسان و محیط زیست در جهان میباشد. امروزه، در ساخت فیلترهای صنعتی هوا از پلیمرهای سنتزی بر پایه نفت و مواد شیمیایی استفاده میشود که بهدلیل ایجاد آلودگی ثانویه، سازگار با محیط زیست نمیباشند. لذا، توسعه استفاده از یک ماده جدید در ساخت فیلترهای هوا که نه تنها سازگار با محیط زیست باشد بلکه قابلیت تجدیدپذیری را نیز داشته باشد، نیاز حیاتی میباشد. در سالهای اخیر تحقیقات و مطالعات زیادی به منظور جایگزین نمودن نانوالیاف سلولزی به جای الیاف مصنوعی مانند نانوالیاف شیشه، کربن فعال و پلیمرهای پلاستیکی در ساخت فیلترهای هوا انجام شدهاست. نانوالیاف سلولزی با داشتن مزایای زیادی از قبیل زیست تخریبپذیری، ارزانی ، دانسیته کم و تشکیل ساختار شبکهای میتوانند با نانوالیاف مصنوعی رقابت کنند. تحقیق مروری حاضر با هدف بررسی استفاده از نانوالیاف سلولزی برای جذب ذرات معلق و دیاکسیدکربن هوا انجام گرفتهاست. بر اساس تحقیقات منتشر شده، گروههای فعال هیدروکسیل در سطح و همچنین سطح ویژه زیاد نانوالیاف سلولز منجر به افزایش راندمان جذب دیاکسیدکربن و ذرات معلق هوا میشود. همچنین، نانوفیلترهای حاصل از نانوالیاف سلولز به دلیل قطر منافذ کم، دارای افت فشار کمتری نسبت به فیلترهای موجود در بازار میباشند.
در این تحقیق، چقرمگی شکست و چسبندگی داخلی در تختهتراشهجهتدار (OSB) ساختهشده از چوب صنوبر (Populus nigra) موردبررسی قرار گرفت. بدین منظور، درصد اختلاط رزین اوره فرمالدهید به ملامین فرمالدهید (20 به 80، 40 به 60،60 به 40 و 80 به 20)، رطوبت کیک(11 و 13 درصد)، زمان پرس(5 و 7 دقیقه) و ضخامت فرآورده (12 و 16 میلیمتر) بهعنوان عوامل متغیر در نظر گرفته شدند. نمونهها بر اساس طرح آزمایشات تاگوچی با آرایه L8(4^1 2^3) ساختهشده و آزمونهای چقرمگی شکست و چسبندگی داخلی به ترتیب مطابق با استاندارد ASTM E399 و 319 EN انجام شدند. چقرمگی شکست با اندازهگیری ضریب شدت تنش و انرژی شکست تعیین شد. نتایج بهدستآمده از درصد مشارکت و رتبهبندی عوامل متغیر نشان دادند درصد اختلاط رزین بیشترین تأثیر را بر چقرمگی شکست و چسبندگی داخلی OSB داشته است. زمان پرس برای ضریب شدت تنش و چسبندگی داخلی و همچنین ضخامت فراورده برای انرژی شکست دارای کمترین میزان تأثیرگذاری و درصد مشارکت بودند. درصد اختلاط UF به MF(60 به 40)، رطوبت کیک(11 درصد) و زمان پرس(7 دقیقه) و ضخامت نهایی فرآورده(12 میلیمتر) بهعنوان فاکتورهای انتخابی جهت ساخت OSB با بیشترین چقرمگی شکست تعیین شدند. بیشترین مقادیر انرژی شکست و ضریب شدت تنش به ترتیب J/M2 12/2944 و MPa m1/219/0 اندازهگیری شدند. درصد اختلاط UF به MF (20 به 80)، رطوبت کیک(13 درصد)، زمان پرس(7 دقیقه) و ضخامت نهایی فرآورده(12 میلیمتر)، بهعنوان بهترین ترکیب شرایط برای ساخت OSB با بیشترین چسبندگی داخلی(MPa 95/0) انتخاب شدند.
سابقه و هدف: کیتین و کایتوزان به عنوان فراوانترین آمینوپلیساکاریدها در طبیعت، دارای خصوصیاتی از جمله زیستسازگاری، میزان سمیت پایین، زیست تخریب پذیری هستند. این خصوصیات منحصر به فرد، موجب شد تا کیتین و کایتوزان توجه زیادی را به دلیل پتانسیل بالا، جهت تولید محصولات با ارزش، به سمت خود جلب کند. کایتوزان، دارای کاربردهای زیادی در صنعت کشاورزی و حفاظت چوب از قبیل آفتکشها و حشرهکشها دارد و همینطور در زیستپزشکی دارای کاربرد متعددی از جمله استفاده در صنعت داروسازی به عنوان رهایش دارویی میباشد، همچنین میتواند به شکل حاملهای دارویی مورد استفاده قرار گیرد . هدف از این مقاله استخراج کایتوزان بسیار خالص با درجه استیلزدایی بالا از پوسته میگو است.مواد و روش: در مطالعه حاضر، استخراج و بررسی ویژگیهای کایتوزان از پوسته میگو پرورشی (Litopenaeus vannamei) بررسی شد. بدین منظور کایتوزان با استفاده از روش شیمیایی شامل معدنیزدایی ( با غلظتHCl 4 درصد)، پروتئینزدایی (با غلظت NaOH 4 درصد) و استیلزدایی (با غلظت NaOH 60 درصد) استخراج شد. همچنین، نانو کیتوزان با روش ژلاتین یونی تهیه شد. یکسری پارامترها مورد مطالعه قرار گرفتند که شامل درجه استیلزدایی، وزن مولکولی، pH و حلالیت بودند. همچنین آزمون طیف سنجی FTIR، میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی FESEM))، پتانسیل زتا، طیف سنجی پراش انرژی پرتو ایکس (EDX) و پراش پرتو ایکس (XRD) استفاده شدند.یافتهها: نتایج آزمون FTIR روی کیتین و کایتوزان استخراج شده از پوسته میگو نشان داد، حذف مواد پروتئینی، معدنی با به کارگیری هیپدروکلریکاسید، سدیمهیدروکسید مناسب بوده است. درجه بالای استیلزدایی کایتوزان در این مطالعه (87٪) تاثیر معنیداری بر حلالیت مناسب و ویسکوزیته پایین کایتوزان داشت. حلالیت کایتوزان در اسیداستیک 86 درصد بدست آمد. وزن مولکولی کایتوزان استخراج شده 110 کیلو دالتون میباشد. کایتوزان با این وزن مولکولی میتواند در صنعت داروسازی کاربرد مطلوبی داشته باشد. با توجه به الگوهای XRD کایتوزان در مطالعات قبلی، پیکهای بدستآمده در الگوهای XRD در این پژوهش ساختار نیمه کریستالی کایتوزان را تایید میکند. با توجه به تغییر سطح کایتوزان که در تصاویر FESEM مشاهده شده بود میتواند به دلیل خالصسازی کایتوزان باشد. آزمون FESEM نشان داد قطر نانوکایتوزان 100 تا 150 نانومتر است.نتیجهگیری: از نتایج این تحقیق میتوان دریافت که با استفاده از روش استخراج کایتوزان در این تحقیق، کایتوزان با خلوص بالا و با درجه استیلزدایی بالا میتواند بدست آید. با افزایش درجهی استیلزدایی، حلالیت کایتوزان افزایش یافته و همچنین این درجه استیلزدایی در بهبود وزن مولکولی (وزن مولکولی کم) تاثیر زیادی داشته است. در نتیجه بررسی نقش انحلالپذیری کایتوزان در مجاورت استیکاسید، این مسئله روشن میشود که انحلالپذیری کایتوزان و همچنین اندازه ذرات نانو کایتوزان به pH محلول بستگی دارد. کایتوزان تولید شده را میتوان به طور گستردهای در صنایع دارویی مورد استفاده قرار داد.
سابقه و هدف: چوب ماده طبیعی است که در ساخت انواع سازههای چوبی مورد استفاده قرار میگیرد. سازههای چوبی در اثر قرارگیری در فضای باز، دچار هوازدگی و تخریب سطحی میشوند. با توجه به استفاده از چوب به عنوان مبلمان فضای باز، کفپوشها، پارکتها و لمبهکوبیها خانههای چوبی، خواصی نظیر میزان سختی، مقاومت به خراش و سایش مورد اهمیت قرار میگیرد. در این مطالعه تاثیر هوازدگی تسریع شده بر مقاومت به سایش گونههای چوبی صنوبر، راش و بلوط پوشش داده شده با روغن گیاهی بزرک بررسی شد.مواد و روشها: بدین منظور ، نمونههای چوبی به ابعاد استاندارد 2×10× 15 (L×R×T) سانتی متر بریده شده و سطوح آنها با استفاده از روغن بزرک به نسبت 3ml/m 100 پوشش داده شدند. نمونههای پوشش داده به مدت 2 هفته در دستگاه هوازدگی تسریع شده نگهداری شدند و سپس توسط دستگاه سایش خراشان تابر و میکروسکوپ لیزری هم کانون مقاومت به سایش و توپوگرافی سطوح چوب قبل و بعد از هوازدگی مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در اثر هوازدگی میزان مقاومت به سایش تمامی گونههای چوبی کاهش یافته است و بیشترین مقاومت در بین آنها مربوط به گونه چوبی بلوط با مقدار کاهش وزن 7/1 گرم میباشد. همچنین نمونههای پوششداده با روغن بزرک، میزان پارامتر سایش برای گونههای صنوبر، راش و بلوط به ترتیب 28 ، 38 و 18 درصد کاهش یافت. کمترین و بیشترین مقاومت به سایش بعد از هوازدگی مربوط به گونه چوبی صنوبر و بلوط بود و نتایج میکروسکوپ لیزری هم کانون نشان داد به ترتیب در گونههای صنوبر، راش و بلوط بعد از هوازدگی عمق سایشی به میزان 201، 183 و 136 میکرون ایجاد شده است. نتایج همچنین بیانگر این بود که اختلاف معنیداری میان نمونههای پوششداده شده و نشده وجود دارد.نتیجهگیری: افزایش مقاومت به سایش چوب بلوط نسبت به گونههای دیگر میتواند به دلیل وزن مخصوص بالاتر آن باشد. استفاده از پوشش روغن بزرک از یک سو منجر به کاهش میزان جذب آب و از سوی دیگر باعث کاهش اصطکاک و روانتر شدن سطح چوب گردیده است. همچنین افزایش کاهش وزن پس از هوازدگی، در اثر جذب بیشتر رطوبت نمونههای پوششداده نشده نسبت به نمونههای پوشش داده شده است که باعث تخریب سریعتر و آسانتر بافت چوب شده است. بر اساس نتایج میکروسکوپ لیزری و بررسی عمق سایش، پوششدهی با روغن بزرک توانسته است میزان کاهش عمق سایش را کاهش و مقاومت به سایش را افزایش دهد. با توجه به نتایج این مطالعه میتوان از روغن گیاهی بزرک برای افزایش مقاومت سازههای چوبی در برابر سایش استفاده کرد.
هدف از این مطالعه استخراج سلولزخالص از ضایعات جلبک اسپیرولینا(Spirulina platensis) به روش تیمارشیمیایی و جداسازی نانو الیاف سلولزی از آن با استفاده از تیمار مکانیکی بود. بدین منظور خالص سازی جلبک اسپیرولینا (جدا سازی چربی و پروتئین موجود در آن) طی سه مرحله تیمار شیمیایی با استفاده از محلول 2% سود و پس از آن محلول 3% کلریت سدیم که توسط اسیداستیک بافر شده بود انجام شد. سپس الیاف سلولزی استخراج شده به صورت سوسپانسیون 1% وزن خشک تهیه شده و جهت تبدیل به نانو الیاف سلولزی به تعداد 10 بار از هموژنایزر با فشار بالا عبور داده شدند. آزمون طیف سنجی مادون قرمز( FTIR)، میکروسکوپ الکترونی روبشی( SEM) و پراش پرتو ایکس( XRD) جهت مطالعه ویژگیهای شیمیایی و ساختاری نمونه ها استفاده شد. همچنین سایز نانو الیاف سلولزی تهیه شده، توسط میکروسکوپ نیروی اتمی(AFM ) اندازه گیری شد.طیف سنجی FTIR نشان داد که نتایج به دست آمده از نمونه تولید شده به روش رنگبری شیمیایی و هموژن سازی در فشار بالا مطابقت فراوانی با نمونه های بدست امده در سایر تحقیقات مربوط به ازمون FTIR داشت. تصاویرSEM نشان داد که الیاف سلولزی خالص از جلبک اسپیرولینا استخراج گردیده است. مشاهدات XRD مشخص کرد که به طور کلی ، نمونه های جلبک ضایعاتی شامل نواحی آمورف بوده که بعد از استفاده از تیمار شیمیایی جهت استخراج سلولز و حذف ناخالصی ها، نمونه های الیاف و نانوالیاف سلولوزی استخراج شده دارای نواحی کریستالینی منطبق بر الگوی سلولوز I بود. نتایج حاصل از AFM، تهیه نانو الیاف سلولزی را تایید می کند، به گونه ای که نانو الیاف سلولزی تولید شده دارای قطر متوسط 37 نانومتر و چندین میکرون طول بوده اند. در نهایت می توان نتیجه گیری کردکه تولید نانو الیاف سلولزی با استفاده از هموژنایزر با فشار بالا از سلولز استخراج شده به روش تیمار شیمیایی امکانپذیر می باشد.
چکیده هدف از این پژوهش بررسی تاثیر چسب اصلاح شدهی پلی وینیل استات بر ظرفیت لنگر خمشی اتصالهای ساخته شده از گونههای راش صنوبر و نراد بوده است. در این پژوهش ظرفیت لنگر خمشی اتصال با چسب اصلاح شده مورد بررسی قرار گرفته و با چسب اصلاح نشده مقایسه شده است. مواد مورد استفاده در این تحقیق چسب پلی وینیل استات و گونههای چوبی راش، صنوبر و نراد بوده است. نتایج نشان داد که بیشترین ظرفیت لنگر خمشی 1/47 نیوتن متر مربوط به اتصال راش با قطر پین 10 میلیمتر و چسب اصلاح شده بوده در حالی که کمترین لنگر خمشی 17/35 نیوتن متر مربوط به اتصال با گونه صنوبر با قطر 6 برای چسب اصلاح نشده بود. اصلاح چسب پلی وینیل استات با نانو سلولز و پلی وینیل الکل تاثیر مطلوبی روی خواص مکانیکی این چسب داشته که اختلاف مقاومت اتصال چسب اصلاح شده با پلی وینیل استات خالص گواه این مطلب است که علت ان می تواند افزایش ویسکوزیته چسب و کنترل میزان نفوذ آن به بافت چوب و بهبود چسبندگی باشد. از بین قطر پین های مورد مطالعه، قطر 10 میلیمتر به واسطه محیط بیشتر و به طبع آن مساحت سطح چسبندگی بیشتر، استحکام بالاتری نسبت به قطرهای 8 و 6 میلیمتر نشان داد. همانطور که قابل پیش بینی بود مقاومت اتصال گونه راش بالاتر از نراد و صنوبر بود، که دلیل اصلی آن را می توان به دانسیته بالاتر این گونه ربط داد.کلمات کلیدیچسب پلیوینیلاستات اصلاح شده، اتصال دوبل با پین چوبی، ظرفیت لنگر خمشی، نانو کریستال سلولز
سابقه و هدف: اسکناس ها، یکی از راه های انتقال بسیاری از میکروبها به انسان بوده و موجبات بیماری در آنها میشوند. این اسکناس ها که شامل الودگی های مختلفی از قبیل قارچ ها و باکتری ها، و میکروبها می باشند باعث ایجاد انواع مختلفی از الودگی ها و بیماریها برای انسان می شوند. از طرفی وجود این گونه الودگی ها می تواند باعث ایجاد مشکلات عدیده ای برای سلامتی و محیط زیست گردد. بنابر این استفاده از شیوه های مناسب جهت کاهش این الودگیها، بخصوص روش های سازگار با محیط زیست می تواند به عنوان راهکار مناسبی در نظر گرفته شود.در نتیجه هدف این تحقیق بررسی اثر ضد قارچی نانو ذرات کریستال سلولز با و بدون نانو الیاف کیتوزان بر روی کاهش آلودگی اسکناسهای رایج ایران بود. مواد و روشها: بدین منظور، نانو ذرات کریستال سلولز توسط فرآیند هیدرولیز اسیدی با واکنشگر H2So4 از لینتر پنبه تهیه شدند. به طور خلاصه، نانوکریستال سلولوز با استفاده از فرایند هیدرولیز اسیدی (سولفوریک اسید)، سانتریفیوژ با 16000 دور در دقیقه، استفاده از دیالیز (غشای سلولوز استات) و همچنین خنثی سازی با اب مقطر صورت گرفت. قطر نانو کریستالهای سلولز و نانو الیاف کیتوزان، توسط میکروسکوپ الکترونی عبوری(TEM) مشخص شد. میزان آلودگیهای قارچی اسکناسهای 4 مرکز نانوایی، قصابی، پایانه مسافربری و بیمارستان ارزیابی شدند. جهت بررسی فعالیت ضدقارچی، نانو کریستال سلولزی با و بدون نانو الیاف کیتوزان با غلظتهای1، 2، 4 و 6 درصد به صورت امولسیون پایدار ترکیب شده و به روش پوشش دهی غلطکی بر روی سطح کاغذهای اسکناس اعمال شدند. یافتهها: تصاویر TEM نشان دادند، قطر نانوکریستالهای سلولز 5 تا 20 نانومتر و قطر نانو الیاف کیتوزان 45 نانومتر می باشد، که بیانگر این است، نانوکریستال سلولز با موفقیت از لینترپنبه تهیه شده است. نتایج نشان دادند عمدهترین قارچهای موجود در اسکناسهای نانوایی و قصابی "آسپرژیلوس"، پایانه مسافربری "آسپرژیلوس نایژر" و بیمارستان " پنی سیلیوم" بود. بر طبق نتایج بدست آمده، اسکناسهای پوشش داده شده توسط نانو ذرات کریستال سلولزی با غلظت 3 درصد، اثر ضد قارچی روی قارچهای پنی سیلیوم موجود در سطح اسکناس بیمارستان نداشت. افزودن نتایج نشان دادند، نانو الیاف کیتوزان با غلظتهای 1، 2 و 4 درصد هیچ گونه اثر ضد قارچی روی قارچهای موجود در سطح اسکناسهای نانوایی ، قصابی و پایانه مسافربری نداشته است. با افزودن 6 درصد نانو الیاف کیتوزان به نانو ذرات کریستال سلولزی فعالیت ضد قارچی قابل ملاحظهای بر روی اسکناسهای پوشش داده شده مشاهده گردید. نتایج نشان داد، گرچه نانو کریستال های سلولز به تنهایی اثر ضد قارچی نشان ندادند، ولی نانوکریستال ها توانایی بهبود پایداری و چسبندگی نانو الیاف کیتوزان بر سطح اسکناس ها را دارا می باشند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گیری کرد، که نانو مواد استفاده در این تحقیق، امکان دستیابی به راه حل جدیدی جهت کاهش آلودگی سطح اسکناس های موجود را فراهم می سازد.
در این مقاله، زاویه پیچش دسته نرده پله پیچ چوبی از چوب راش (orientalis fagus) در مقیاس یک ششم بر اساس استاندارد SMA-R311 به روش سنتی و به کمک روابط مثلثاتی محاسبه شده و تاثیر شعاع دایره، پهنای دسته نرده و زاویه شیب بر زاویه پیچش دسته نرده مورد بررسی قرار گرفت. شعاع بیرونی دایره (5/16 و 5/42 سانتیمتر)، پهنای دسته نرده (5/4 و 8 سانتیمتر)، زاویه شیب ( 15 و 33 درجه) به عنوان فاکتورهای متغیر در نظر گرفته شدند. نتایج نشان دادند با کاهش قطر دایره زاویه شیب پله افزایش مییابد. افزایش زاویه شیب پله منجر به افزایش زاویه پیچش دسته نرده شده، ولی ازدیاد پهنای دسته نرده تاثیری بر زاویه پیچش نداشت. همچنین نشان داده شد تغییرات زاویه شیب و زاویه پیچش نسبت به شعاع دایره غیر خطی میباشد.
اکسترودر دو مارادون همسوگرد انجام شده و گرانول حاصله با استفاده از پرس در دمای c190o ، فشار 13 بار و زمان 12 دقیقه به تخته هایی با ضخامت mm 7-3 و دانسیته gr/cm3 1 تبدیل شدند. آزمون های مکانیکی شامل خمش استاتیک، کشش و آزمون های فیزیکی شامل جذب آب و واکشیدگی ضخامت طی دوره های زمانی 2، 24، 48 و 72 ساعت در آب سرد مطابق با استاندارهای ASTM بر روی نمونه ها انجام گرفت. جهت بررسی توزیع و چگونگی برهمکنش ذرات چوب با بستر پلیمری، تصاویر میکروسکوپ الکترونی از سطح شکست نمونهها تهیه شد. از آنالیز گرما وزن سنجی بهمنظور مقایسة میزان پایداری حرارتی کامپوزیتها استفاده شد. نتایج نشان دادند که با افزایش مقدار آرد چوب از 10 تا 30 درصد در مقایسه با نمونه شاهد، خواص مکانیکی تخته ها افزایش یافت. مقدار جذب آب چندسازه چوب-پلاستیک ساختهشده با افزایش مقدار آرد چوب افزایش یافته، ولی واکشیدگی ضخامت چندسازههای ساختهشده، حتی بعد از 72 ساعت غوطهوری در آب، در حد صفر اندازهگیری شد. نتایج حاصل از میکروسکوپ الکترونی پویشی نیز حاکی از بهبود در فصل مشترک بین آرد چوب و ماده زمینه پلیمری در حضور سازگار کننده بود. مقاومت حرارتی نمونه شاهد نسبت به سایر چندسازههای تهیهشده بالاتر بود و با افزایش مقدار آرد چوب مقاومت حرارتی چندسازه ساختهشده کاهش یافت. بیشترین مقدار پایداری حرارتی برای نمونه ساخته شده با پلی کربنات خالص به دست آمد.