ارتقای بهرهوری آب در تولید مواد غذایی از مسائل اساسی در کشورهای مختلف جهان و بهویژه کشورهای کمآب نظیر ایران است. در شرایط حاضر اندازهگیری و تحلیل شاخصهای بهرهوری نهاده کمیاب آب در بخش کشاورزی در ایران به علت محدودیت کمی و کیفی این ماده ارزشمند از جایگاه خاصی برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر اندازهگیری و مقایسه بهرهوری فیزیکی و اقتصادی مصرف آب آبیاری در دو سیستم آبیاری سنتی و مدرن برای محصولات عمده زراعی شامل گندم، جو، کلزا، یونجه و ذرت علوفهای در شهرستان شهریار میباشد. در این پژوهش، برای محاسبه بهرهوری آب کشاورزی از شاخص عملکرد به ازای واحد حجم آب (CPD) شاخص درآمد به ازای واحد حجم آب (BPD) و شاخص بازده خالص به ازای واحد حجم آب (NBPD) استفادهشد. بر اساس نتایج تحقیق، در هر دو سیستم آبیاری، اولویت کشت محصولات تا رتبه دوم بر اساس شاخص CPD بهترتیب ذرت علوفهای و یونجه میباشد. همچنین بر اساس دو شاخص BPD و NBPD در سیستم آبیاری مدرن، اولویت کشت محصولات به ترتیب به محصولات کلزا و گندم و در سیستم آبیاری سنتی محصولات کلزا و یونجه میباشد.
مطالعه حاضر به دنبال تعیین الگوی کشت بهینه محصولات زراعی شبکه آبیاری دشت قزوین با تأکید بر سیاست کمآبیاری و کاهش مصرف کود و سموم شیمیایی است. برای این منظور، از رهیافت برنامهریزی ریاضی مثبت (PMP) و حداکثر بینظمی (ME) استفاده شده است. نتایج گزینه اول (کمآبیاری پنج درصد در محصولات گندم، جو، ذرت علوفهای، ذرت دانهای و چغندرقند در مرحله رسیدن و کمآبیاری پنج درصد در مرحله رشد رویشی برای یونجه توأم با کاهش پنج درصد کود و سموم شیمیایی) نشان داد که محصولات چغندرقند، یونجه، ذرت دانهای و ذرت علوفهای به دلیل بالا بودن بازده اقتصادی نسبت به دو محصول گندم و جو وارد الگوی کشت میشوند. همچنین اعمال این سیاست منجر به افزایش بازده ناخالص مزرعه (5/4 درصد ) و کاهش آب مصرفی (1/5 درصد) اراضی زراعی منطقه شد. در اثر اعمال گزینه دوم نیز الگوی کشت به سمت محصولاتی که صرفه اقتصادیبالاتری به ازای مصرف هر مترمکعب آب آبیاری دارند،پیش میرود، بهطوریکه اعمال این گزینه باعث افزایش بازده ناخالص مزرعه و کاهش آب مصرفی به ترتیب به میزان6/3 و 2/17 درصد شده است. دیگر نتایج تحقیق نشان داد که شاخصهای پایداری منابع آب، انواع کودو سموم شیمیایی در اثر اعمال سیاستهای مذکور در الگوی PMP، کمتر از وضعیت فعلی الگوی کشت منطقه است. شاخصهای مذکور مبین این واقعیت است که مصرف زیاد آب،کود و سموم شیمیایی مانع رسیدن به یک کشاورزی پایدار میگردد.
با توجه به محدودیت منابع آب و ارزش آن در کشاورزی، بهکارگیری هر راهکاری برای صرفهجویی در مصرف و استفاده بهینه از آب موجود امری مهم و ضروری است. یکی از ایـن راهکارها کم آبیاری میباشد. هدف این مطالعه، ارزیابی اثر درصدهای مختلف کاهش آب مصرفی در دورههای مختلف رشد بهعنـوان سـناریوهای کمآبیاری بر بهینهسازی مصرف آب و الگوی کشت غالب )گندم، جو، چغندرقند، ذرت دانهای، ذرت علوفهای و یونجه) در شبکه آبیاری دشت قزوین میباشد. بهمنظور بیشینه کردن درآمد مزرعه، از روش برنامهریزی ریاضی اثباتی (PMP) به همراه روش حداکثر آنتروپی (ME) مشروط بر توابع واکنش عملکرد محصولات نسبت به آب در فضای سایر محدودیت ها، استفاده شد. اطلاعات موردنیاز این پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای دومرحلهای از طریق تکمیل 144پرسشنامه در سال زراعی 95-1394بدست آمد. نتایج نشان داد که با اعمال کم آبیاری در بهترین حالت یعنی سناریوی اول (کاهش 5 درصد کمآبیاری در مرحله رسیدن برای محصولات گندم، جو، ذرت علوفهای، ذرت دانهای و چغندرقند و 5 درصد کمآبیاری در مرحله رشد رویشی محصول یونجه)، علیرغم صرفهجویی در مصرف آب به میزان 2/5 درصد، امکان افزایش درآمد مزرعه به میزان 4/0 درصد وجود دارد. از طرفی دیگر، بسته بهشدت بحران و مقدار کمبود آب، تصمیمگیری برای تعیین راهبرد کمآبیاری و الگوی کشت منطقه متفاوت است، بهنحویکه اگر بیشتر حفاظت منابع آب منطقه موردنظر باشد، نتایج سناریوهای دوم و سوم، بهترین گزینه برای استفاده بهینه از زمین و کمینه آب موجود خواهد بود.
محصول گندم به عنوان غذای اصلی مردم ایران نقش ویژه و اساسی در تأمین امنیت غذایی کشور ایفا میکند. لذا، با توجه به اهمیت مصرف گندم در ایران، تاکنون سیاستهای حمایتی چندی به منظور ارتقای میزان خوداتکایی در تولید این محصول در کشور اجرا شده است. با این وجود، بررسی آمارهای رسمی نشان میدهد که بهرغم تلاشهای انجام گرفته، دستیابی به تولید پایدار گندم در کشور همچنان دور از اطمینان کافی قرار دارد و در بسیاری از سالها بخش قابل توجهی از نیاز کشور توسط واردات تأمین میشود. از اینرو، در این بررسی به ارزیابی اثربخشی سیاست خرید تضمینی به عنوان یک سیاست راهبردی در زمینه پایدارسازی تولید گندم در ایران پرداخته شد. به این منظور، در این پژوهش با طراحی یک مدل تعادل جزئی پویا فرایندهای موجود در چرخه تولید و تأمین گندم در ایران از آغاز تقاضای عاملهای تولید تا پایان موجودی انبار و ذخیرهسازی این محصول برای افق زمانی 1404 مورد شبیهسازی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در صورت اجرای مطلوب و مناسب سیاست خرید تضمینی، نوسانهای اجزای تولید گندم در کشور به کمترین میزان خواهد رسید. افزونبراین، در این شرایط به طور میانگین در هر سال در حدود 84 درصد از نیاز مصرفی گندم در کشور از محل تولید داخل تأمین خواهد شد. در پایان، پیشنهاد شد که به منظور پایدارسازی تولید گندم در کشور اجرای سیاست خرید تضمینی با ظرفیت کامل در کنار سیاستهای افزایش عملکرد در دستور کار قرار گیرد.
طی دهههای اخیر منابع آبی به دلیل تقاضای روبه افزایش و استفادههای متفاوت از آن به شدت تحت فشار بوده و استفاده آب توسط یک بخش از استفادهکنندگان بر امکان استفاده بخش دیگر تاثیرگزار است. از این رو، مدیریت و تخصیص بهینهی منابع آب از اهمیت روزافزونی در بین سیاستگذاران و کشاورزان برخوردار شدهاست. بدون تردید یکی از مهمترین ابزارهای تخصیص بهینه ی منابع آب، ارزشگذاری اقتصادی این نهاده است که راهبرد توسعهی بلندمدت کشور نیز بر آن تأکید دارد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، تعیین ارزش اقتصادی آب کشاورزی از دید تقاضاکنندگان در مزارع گندم و کلزا منطقه شبکه آبیاری دشت قزوین با استفاده از رهیافت تابع تولید به عنوان ابزاری مناسب جهت مدیریت بهتر منابع آب میباشد. آمار و اطلاعات لازم به کمک تکمیل پرسشنامه از 144 نفر از کشاورزان، بر اساس روش نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای در سال زراعی 95-1394 جمعآوری شد. به منظور نیل به اهداف تحقیق، از تخمین انواع فرمهای توابع تولید انعطافپذیر استفاده شد و بهترین شکل تابع با توجه به نتایج حاصله، تابع تولید ترانسلوگ تشخیص داده شد. نتایج نشان داد که ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب در تولید محصول گندم و کلزا به ترتیب برابر 3715 و 3370 ریال برآورد شد که اختلاف بسیار زیادی با آنچه کشاورزان بهعنوان آببها (418 ریال) در سال موردنظر پرداخت کردهاند دارد.
در شرایط کنونی، جهتگیری برنامههای اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران (ج. ا. ا.) به سمت اعمال سیاستهای تشویقی در رابطه با افزایش رشد جمعیت قرار دارد. با افزایش رشد جمعیت، نیاز به محصولات خانواده گندم در کشور بیشتر میشود و مسائلی از قبیل کاهش منابع آبی باعث خواهد شد که تولید این محصولات در کشور با چالشهای مهمی مواجه باشد. علاوهبراین، کشور ایران به دلیل قرار گرفتن در موقعیت حساس خاورمیانه همواره در معرض تهدیدات سیاسی و اقتصادی قرار داشته است. لذا، تاکنون برنامهریزیهای متعددی به منظور کاهش وابستگی به واردات و ارتقای میزان خودکفایی محصول راهبردی گندم در کشور در دستور کار سیاستگذاری قرار گرفته است. ازاینرو، در این مطالعه با طراحی یک مدل تعادل جزئی پویا به بررسی وضعیت خودکفایی گندم و رشد جمعیت در چشمانداز 1404 در ایران و ارزیابی اثربخشی سیاست خرید تضمینی گندم در این زمینه پرداخته شد. نتایج نشان داد که در افق زمانی 1404، در صورتی که قیمت خرید تضمینی گندم برابر با تورم سالیانه افزایش یابد، علیرغم افزایش جمعیت کشور، شاخص خودکفایی در تولید گندم علاوه بر افزایش، نوسانهای معدودی خواهد داشت. لذا، به منظور دستیابی به خودکفایی پایدار و کاهش وابستگی به واردات این محصول، پیشنهاد شد که افزایش سالیانه قیمت خرید تضمینی گندم لزوما متناسب با افزایش تورم و نیز با توجه به تغییرات قیمت محصول جو تصویب گردد.
مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان بهینۀ اقتصادی مصرف نهادههای شیمیایی آلایندۀ محیط زیست در دشت ورامین برای محصول گندم آبی با تکمیل 113 پرسشنامه از گندمکاران این منطقه به روش نمونهگیری خوشهای دومرحلهای صورت گرفت. با تخمین تابع تولید ترانسلوگ مناسب و با هدف حداکثرکردن سود اقتصادی بهرهبردار، سودآورترین میزان بهکارگیری این نهادهها محاسبه گردید. نتایج نشان داد که بهرهبرداران کود ازته را در ناحیۀ سوم تولید و بهصورت غیراقتصادی و به میزان 100 کیلوگرم در هکتار بیشتر از مقدار بهینۀ اقتصادی و کود فسفره را در ناحیه دوم و اقتصادی تولید و به مقدار 5 کیلوگرم در هکتار بیش از حد بهینه اقتصادی مصرف می کنند. از طریق بهکارگیری ابزارهای سیاستی مناسب از جمله اقدامات ترویجی و اطلاعرسانی درمورد آثار سوء مصرف بیرویه کودهای شیمیایی و ترویج مصرف کودهای آلی وبیولوژیک در میان کشاورزان میتوان مدیریت کارای مصرف نهادههای آلاینده را اعمال نمود. علاوه بر این، یافتههای تحقیق بهینه بودن اقتصادی کاربرد نهادۀ سم توسط گندمکاران این منطقه را نشان میدهد. طبقه بندی JEL: D53, Q24, Q10
فرآیند آزادسازی تجاری بخش کشاورزی در کشورهایی که این بخش سهمی شایان توجه در اقتصاد آنها دارد از جمله مسایل حیاتی اقتصاد بشمار میرود. تجاری سازی از نقطه نظر منافع و زیانهای احتمالی که میتواند بر تولید، قیمت و متعاقبا شاخص هزینه زندگی و رفاه گروههای درآمدی شهری و روستایی برای کشورها داشته باشد، مورد توجه بسیاری از اقتصاددانان قرار گرفته است. بدین ترتیب، این مطالعه با استفاده از یک مدل قیمتی و بهره گرفتن از ماتریس حسابداری اجتماعی سازمان یافته است. هدف این پژوهش بررسی تغییرات ایجاد شده در شاخص هزینه زندگی گروههای درآمدی در اثر آزادسازی تجاری زیربخشهای کشاورزی است. برای رسیدن به این هدف اثرات یک واحد آزادسازی زیربخشهای زراعت و باغداری، پرورش حیوانات، جنگلداری و ماهیگیری بر شاخص هزینه زندگی گروههای کم، متوسط و پردرآمد شهری و روستایی محاسبه شد. نتایج این پژوهش نشان میدهند، در اثر آزادسازی تجاری، گروههای درآمدی روستایی نسبت به گروههای شهری افزایش هزینه بیشتری را از مسیرهایی گوناگون تجربه خواهند کرد.
خسارتهای زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای کشاورزی همواره یکی از چالشهای پیشروی سیاستگزاران این بخش بوده است. بنابراین، برآورد هزینه اقتصادی این خسارتها اهمیت دارد. هدف این مطالعه برآورد هزینه سایهای خسارت زیستمحیطی شوری آب ناشی از تولید گندم آبی در ایران در دوره 1380 تا 1391 بود. برای این منظور، یک تابع مسافت ستاده فضایی توسعه داده شد. نتایج نشان داد سهم خسارت ناشی از شوری آب، 4/6 درصد از قیمت گندم را تشکیل میدهد. 16 درصد از این میزان خسارت، ناشی از مجاورت مناطق با یکدیگر است. همچنین، نرخ رشد هزینه سایهای شوری آب از قیمت گندم در دوره مورد بررسی بیشتر است که نشان از افزایش میزان خسارتهای زیست محیطی است. تعیین هزینه سایهای آلایندههای زیستمحیطی میتواند در تعیین قیمت واقعی گندم و سطح زیرکشت پایدار هر استان، مورد توجه سیاستگزاران قرار گیرد.
هدف مقاله بررسی اثرات توسعه بخشهای اقتصاد ایران بر افزایش درآمد گروههای کم، متوسط و پردرآمد شهری و روستایی است. برای رسیدن به این هدف، اثرات توسعه 8 بخش اصلی اقتصاد ایران بر افزایش درآمد گروههای شهری و روستایی با استفاده از ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 و روش تحلیل مسیر ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد اثرات توسعه و گسترش بخش کشاورزی بر افرایش درآمد گروههای درآمدی به ازای یک واحد افزایش در تقاضای نهایی این بخش برای تمامی گروههای درآمدی شهری و روستایی از سایر بخشها بیشتر است و بخش نفت خام و گاز طبیعی کمترین تأثیر را دارد. همچنین افزایش درآمد گروههای شهری نسبت به روستایی بیشتر است. بر این اساس پیشنهاد میگردد در فرایند برنامههای توسعه و تصمیمگیری به سرمایهگذاری در بخشهای اقتصادی و همچنین لزوم توجه به گروههای درآمدی، بخش کشاورزی مورد توجه جدی قرار گیرد.
یکی از چالشهای فراروی دولتها در این قرن، بحرانهای محیطزیستی میباشد. دولتها و سیاستگذاران با سیاستها و برنامههای خوودتلاش میکنند تا بر مشکلات به وجود آمده در حوزه محیطزیست فایق آیند و آثار منفوی و زیوانبوار کارکردهوا و عکلکردهوای انسوان بورمحیطزیست را کاهش دهند. یکی از راههای کنترل و کاهش تخریب محیطزیسوت، اسوتفاده از اباارهوا و روشهوای اقتصوادی مویباشود.بنابراین مطالعه حاضر با هدف برآورد مالیات سبا مناسب بر انتشار دیاکسیدکربن (مالیات کربن) در صنعت سیکان صورت گرفته است. برایبرآورد مالیات سبا مناسب، تابع هاینه ترانسلوگ برای صنعت سیکان برآورد شد. معادلات توابع هاینوه و سوهز هاینوههوا نیوا بوه صوورتسیستکی و با روش ) ،(ISURبرآورد شد. نتایج حاصل از برآورد پارامترهای الگو نشاندهنده معناداری هکه متغیرها به جا متغیر اثر متقابولهاینه پرسنلی با هاینه تعکیر و نگهداری تجهیاات، میباشد. ضریب تعیین تابع هاینه بیانگر آن است که %93از تغییرات هاینه کول تولیودسیکان توسط متغیرهای مستقل وارد شده در الگو توضیح داده شده است. بر اسواس نتوایج بوه دسوت آموده، نورا مالیوات سوبا بور انتشواردیاکسیدکربن در صنعت سیکان به ازای هر تن تولید برابر با 11درصد میباشد. پیشنهاد میشود: سازمان حفاظت محیطزیست کشوور، بوابررسی زیرساختهای موجود در کشور و مهیاسازی شرایط، از مالیات سبا به عنوان یک اباار اقتصادی برای کنترل و کواهش آلوودگیهوایمحیطزیست استفاده نکاید.
آب نقش کلیدی در توسعه بخش کشاورزی دارد و بدون آن تولید در این بخش امکان ندارد. همچنین به علت اینکه ایران در منطقه آب و هوایی خشک قرار گرفته است، اهمیت آن دوچندان است. از طرف دیگر، تخصیص بهینه آب و توجه به پویایی و عوامل تصادفی در تخصیص آن، اهمیت ویژه ای دارد. از اینرو در این مطالعه، از برنامه ریزی پویای تصادفی برای تخصیص بهینه آب سد لتیان به کشاورزان دشت ورامین در بین سالهای 1370 تا 1391 استفاده شده است. تابع هدف در این مسأله، مازاد رفاه مصرف کننده است که با توجه به تابع تقاضای آب کشاورزی به دست می آید. تابع تقاضای آب با استفاده از روش داده های تابلویی تخمین زده شده است. با توجه به اینکه میزان بهره برداری از مخازن سد همواره مورد نزاع میان تصمیم گیران بوده است، هـدف از این مطالعه تعیین میزان بهینه تخصیـص آب به کشـاورزان می باشد. از ایـنرو فرض می گردد که مقدار تخصیص آب به کشاورزان بهینه نبوده و باید افزایش یابد. نتایج نشان داد که مقدار بهینه تخصیص آب به کشـاورزان 170 میلیون مترمکعب در سال است که از میانگین بلندمدت آن 22 میلیون مترمکعب بیشتر می باشد. از این رو بایستی مقدار آب اختصاص یافته به کشاورزی را افزایش داد. همچنین با توجه به نوع منحنی تقاضای آب، تأمین آب کشاورزی در شرایط خشکسالی بسیار ضروری به نظر می رسد.
بخش کشاورزی بدلیل تعاملات گستردهای که با محیط دارد، بیشترین تأثیر را از پدیده تغییر اقلیم می پذیرد و در نتیجه ضمن تغییرشرایط تولید باعث تغییرات رفاهی در سطح جامعه می شود. در این مقاله تلاش شد اثرات رفاهی تغییر در پارامترهای اقلیمی بر محصول گندم ایران بررسی شود. بدین منظور ابتدا توابع رگرسیونی عملکرد تخمین زده شد. سپس توابع عرضه، تقاضا و واردات گندم با استفاده از سیستم معادلات همزمان برآورد گردید. در نهایت به منظور بررسی اثرات رفاهی ناشی از تغییر در پارامترهای اقلیمی دما و بارندگی، از یک مدل برنامهریزی قیمت درونزا در قالب سه سناریوی مختلف اقلیمی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که در صورت کاهش بارندگی توأم با افزایش درجه حرارت، مازاد رفاه مصرف-کنندگان، تولیدکنندگان و در نتیجه مازاد رفاه کل جامعه کاهش خواهد یافت و مصرفکنندگان نسبت به تولیدکنندگان رفاه بیشتری را از دست خواهند داد.
همزمان با توسعۀ مباحث پایداری، تلفیق جنبههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی برای انجام فرایند تصمیم ضروری به نظر میرسد. این مقاله با تجمیع جنبههای مختلف پایداری و استفاده از تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره (فرایند تحلیل سلسله مراتبی) به سنجش و مقایسۀ سطح پایداری محصولات زراعی در مقیاس مزرعهای پرداخته است. دادههای مورد نیاز از طریق تکمیل 140 پرسشنامه و مصاحبۀ رو در رو با کشاورزان شرق حوضۀ رودخانۀ زایندهرود برای چهار محصول یونجه، گندم، جو و ذرت علوفهای در سال زراعی 1390- 1391 جمعآوری شد. نتایج نشان داد که یونجه با وزن نهایی 287/0 پایدارترین محصول است و جو، گندم و ذرت علوفهای به ترتیب با وزن نهایی 266/0، 235/0 و 212/0 در رتبههای بعدی پایداری قرار دارند. همچنین، بر اساس معیار زیستمحیطی، جو با نمرۀ 352/0 پایدارترین محصول بود. در رتبهبندی محصولات بر اساس معیارهای اجتماعی و اقتصادی به ترتیب یونجه با وزن 274/0 و 50/0 دارای بالاترین سطح پایداری بود. با توجه به افزایش رقابت کاربری آب در حوضۀ رودخانۀ زایندهرود و افزایش ارزش آب در بخش کشاورزی با تغییر وزن شاخص آب مصرفی تحلیل حساسیت انجام گرفت. نتایج حاکی از این بود که با افزایش وزن مؤلفۀ زیستمحیطی تا سطح 4/0 پایداری کلی جو افزایش مییابد. این نتیجه با افزایش فشار بر منابع آب زیرزمینی و به تبع آن شوری آب و خاک و نیاز آبی پایین جو نسبت به سایر محصولات در منطقه سازگار است.
هدف اصلی این تحقیق، بررسی جایگاه ایران در صادرات رازیانه، در بین ده کشور عمده صادرکننده ی این محصول می باشد. بدین منظور شاخص های مزیت نسبی آشکار شده(RCA)، مزیت نسبی آشکار شده ی متقارن(RSCA)، میچلی(MI)، کای دو(χ2) و سهم در تراز تجاری(CTB) محاسبه شده اند. آمار و اطلاعات لازم جهت محاسبه ی شاخص ها به صورت سری زمانی طی سال های ٢٠٠8-١٩٩9 برای ده کشور افغانستان، بلغارستان، چین، مصر، آلمان، هند، ایران، سنگاپور، سوریه و ترکیه از سایت FAO جمع آوری گردیده است. بر اساس نتایج حاصل از شاخص های RCA و RSCA، ایران در صادرات رازیانه به ترتیب مقام هفتم و ششم را داراست و نتایج حاصل از سایر شاخص ها نشان می دهد که ایران از مزیت نسبی در صادرات رازیانه برخوردار می باشد و این محصول قدرت رقابتی در سطح بین المللی را دارد. اما با توجه به وجود نوساناتی در این شاخص ها و از آنجایی که واردات رازیانه به داخل کشور وجود ندارد؛ می توان با استفاده از سیاست ها و راهکارهای حساب شده، به بهبود این وضعیت پرداخت. بدین ترتیب در راستای افزایش صادرات غیرنفتی و بهبود جایگاه صادراتی؛ تدوین نظام جامع مدیریت کشت و بهره برداری گیاهان دارویی از جمله رازیانه، حمایت و برنامه ریزی جهت افزایش سطح زیر کشت، شناسایی و معرفی بازارهای هدف رازیانه در سطح ملی و بین المللی، تدوین قوانین و ضوابط جمع آوری، تولید، فرآوری، بازاریابی و صادرات رازیانه توصیه می گردد.
در دهه های اخیر که مخاطرات زیست محیطی ناشی از فعالیت های ا قتصادی به یک موضوع بحث برانگیز تبدیل شده است؛ برخی معتقدند برای دستیابی به محیط زیست سالم تر ، کاهش آلودگی و ریشه کن کردن فقر ، رشد اقتصادی لازم است. در اقتصاد محیط زیست ، رابطه به شکل U معکوس بین درآمد سرانه و آلود گی به منحنی زیست محیطی کوزنتس (EKC) معروف است . لذا در این مطالعه به بررسی فرضیه منحنی زیست محیطی کوزننتس برای کشورهای عضو اوپک پرداخته شد . CO2 به عنوان یک آلاینده انباره برای آزمون فرضیه (EKC) مورد استفاده قرار گرفت. بررسی با استفاده از داده های ترکیبی (پانل ) دوره 2006- 2001 انجام شد.نتایج آزمون ایستایی نشان داد که متغیرهای مدل ناایستا می باشند. لذا برای بررسی وجودهم انباشتگی بین متغیرها، آزمون هم انباشتگی پدرونی انجام شد.نتایج این آزمون وجود ارتباط بلند مدت بین متغیرها را تایید کرد. بر اساس آزمون هاسمن نیز مدل اثر ثابت در مقابل مدل اثر تصادفی پذیرفته و منحنی زیست محیطی کوزنتس برای کشورهای عضو اوپک پذیرفته نشد و در واقع میزان انتشار CO2 در این کشورها در فرایند رشد اقتصادی به طور مستمر افزایش می یابد .
طی چند سال اخیر دولت سعی کرده است با سرمایه گذاری در مراتع از روند رو به تخریب آنها جلوگیری کند . به همین دلیل مالکیت مراتع در قالب طرحهای مرتعداری 30 ساله به بخش خصوصی واگذار شد ه است. در این تحقیق پس از جمع آوری آمار و اطلاعات لازم از طریق میدانی، با استفاده از روشهای اقتصاد مهندسی و به کارگیری نرم افزار رایانه ای COMFAR III Expert ، تعداد 5 طرح مرتعداری اجراشده در شهرستان بیرجند با محاسبه نرخ بازده داخلی و نسبت منفعت به هزینه، ارزیابی مالی شدند. نتایج نشان می دهد که تمامی طرحهای مرتعداری انجام شده با نرخ بهره 18% توجیه مالی دارند. نتایج محاسبه حداقل وسعت اقتصادی نیز نشان می دهد که فقط طرح مرتعداری علی آباد دارای مساحتی کمتر از حداقل وسعت اقتصادی است، ولی بقیه طرحها مساحتی بالاتر از حداقل وسعت اقتصادی دارند.