در سالهای اخیر مسأله تغییر اقلیم و گرمایش جهانی از طریق کاهش میزان بارش منجر به افزایش فراوانی و شدت خشکسالی و کمیابی آب در مناطق مختلف جهان ازجمله ایران شده است. بررسی میزان آبدهی سالانه رودخانههای واقع در حوضه آبریز قرسو (استان گلستان) نشان داد این حوضه نیز در سالهای اخیر با پدیده خشکسالی مواجه بوده و ازآنجاکه بخش اعظم آب مورد نیاز تالاب میانکاله از رودخانه قرهسو تأمین میشود برداشت آب برای مصارف زراعی، خانگی و صنعتی تأثیر عمدهای بر اکوسیستم تالاب میانکاله خواهد داشت. با توجه به اینکه کشاورزی عمدهترین فعالیت اقتصادی استان و بزرگترین مصرفکننده آب و نیز، تأمینکننده امنیت غذائی در منطقه است، لذا کاهش مصرف آب آبیاری میتواند آب اضافی مورد نیاز برای حفاظت تالاب را فراهم کند. در این مطالعه برای تأمین آب موردنیاز تالاب میانکاله در مجاورت حوضه آبریز قرهسو در سناریوهای نرمال و خشکسالی و کمبود آب نسبت به شرایط پایه از یک الگوی بهینهسازی اقتصادی- هیدرولوژیکی توسعیافته برای مدیریت منابع آب در حوضه آبریز برقرارکننده پیوندی یکپارچه بین اجزای هیدرولوژیکی، اقتصادی، محیطزیستی و نهادی استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که با توزیع بهینه آب در شرایط نرمال سطح زیر کشت کلیه محصولات زراعی یک درصد افزایش و منافع کل منطقه 3 درصد افزایش یافته و حداقل آب موردنیاز تالاب نیز تأمین شد. همچنین نتایج نشان داد که در شرایط خشکسالی و کمبود آب اگرچه مقدار آب در دسترس همه گرههای تقاضاکننده نسبت به شرایط پایه کاهش یافته، اما از نظر اقتصادی سبب بهبود منافع ذینفعان بهخصوص محیطزیست شد. همچنین، علیرغم کاهش سطح زیر کشت کلیه محصولات، حداقل مقدار آب برای حفظ تالاب میانکاله تأمین شد. لذا، توصیه میشود بهمنظور افزایش کارایی اقتصادی کشاورزان، ترویج الگوی کشت بهینه و کاربرد استراتژیهای کمآبیاری محصولات توسط مسئولین سازمان جهاد کشاورزی استان گلستان مورد توجه قرار گرفته و در شرایط خشکسالی از راهبردهای مناسب با خشکسالی جهت بهبود مدیریت منابع آب استفاده شود.
بهرهبرداری جنگل از مهمترین هدفهای سیستم مدیریت جنگل است که پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مختلفی دارد. هدف این پژوهش، شناسایی، وزندهی و اولویتبندی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بهرهبرداری چوبی جنگل با استفاده از نظر خبرگان، کارشناسان متخصص در این حوزه و جوامع روستایی ساکن در حاشیۀ جنگلها بوده است. برای اجرای این پژوهش جنگلهای تحت مدیریت حوزۀ ادارۀ کل منابع طبیعی استان مازندران (ساری) انتخاب شد. بهمنظور شناسایی پیامدهای مؤثر و مهم اقتصادی و اجتماعی بهرهبرداری چوبی جنگل از پرسشنامۀ محققساخته استفاده گردید. برای محاسبۀ وزن و اولویت پیامدها نیز بهترتیب از تکنیک انتروپی و تاپسیس استفاده شد. از تجزیهوتحلیل یافتههای این پژوهش، 12 پیامد مثبت و 8 پیامد منفی از جنبههای اقتصادی و اجتماعی برای بهرهبرداری چوبی جنگل استخراج شد که نتایج وزندهی آنها با استفاده از تکنیک انتروپی نشان داد پیامد مثبت ایجاد اشتغال با وزن 083560/0 و پیامد منفی هزینههای بهرهبرداری جنگل با وزن 125503/0، بیشترین وزن را در میان سایر پیامدهای بهرهبرداری چوبی جنگل به خود اختصاص دادند. همچنین، نتایج اولویتبندی پیامدهای مثبت و منفی بهرهبرداری چوبی جنگل با استفاده از تکنیک تاپسیس نشان داد که دیدگاه اقتصادی در هر دو پیامد بیشترین اولویت را به خود اختصاص داد. از اینرو پیشنهاد میشود به پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی بهرهبرداری چوبی جنگل در برنامههای مدیریتی جنگل توجه بیشتری شود و تنها بر توقف بهرهبرداری جنگل تأکید نشود.
مسئله اصلی مدیریت منابع آب در کشور، ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای آب میباشد و در برقراری این تعادل، قیمت یا ارزش آب نقش تعیینکنندهای دارد. در این راستا این مطالعه، به تعیین ارزش اقتصادی آب زیرزمینی برای دو رقم برنج دانهبلند مرغوب و دانهبلند پرمحصول میپردازد. دادههای لازم به روش نمونهگیری تصادفی از تعداد 205 کشاورز برنجکار دشت بهشهر استان مازندران که برای آبیاری محصول خود تنها از آب استحصال شده از چاه استفاده میکنند، در سال زراعی 94-1393 گردآوری شده است. در تعیین قیمت سایهای آب برای این دو رقم برنج در روش برنامهریزی ریاضی اثباتی (PMP)، با توجه به سطح آب در دسترس، کشاورزان مورد مطالعه به چهار گروه تقسیم شدند. نتایج نشان دادند در سناریوهای کاهش 5 تا 40 درصدی مقدار آب، قیمت آب بهترتیب در گروه نخست (بیشترین آب در دسترس) تا چهارم (کمترین مقدار آب در دسترس) برابر با 1810، 4370، 4770 و 4370 ریال برآورد شده که بهطور میانگین، قیمت آب برآوردشده 3830 ریال بدست آمده است. با توجه به نتایج این پژوهش پیشنهاد میشود با توجه به اینکه مهمترین هدف در راستای توسعه اقتصادی بخش کشاورزی استفاده بهینه و صرفهجویی در مصرف آب است، قیمتگذاری و دریافت آببها در سطح معادل با ارزش اقتصادی ضروری میباشد. طبقهبندی JEL: Q1, Q11,Q12, Q25
تغییرات آب و هوایی که از دورههای گذشته نیز وجود داشته، در چند دهه اخیر بهدلیل شدت گرفتن آن در نتیجه فعالیتهای بشری نگرانیهایی را در سطح جهانی بوجود آورده و تأثیرات فراوانی بر تولیدات کشاورزی در سراسر جهان داشته است. متغیرهای اقلیمی در این پژوهش انتشار سالانه CO2 و مجموع بارش سالانه ایران میباشد و متغیرهای سطح زیرکشت و مقدار بذر مصرفی بههمراه سرمایه ثابت در ماشینآلات بهعنوان شاخصی از فناوری، انتخاب شده است. دادهها به صورت سالانه و برای یک دوره 50 ساله است که با استفاده از الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیعی برآورد شده است. نتایج نشان دادند که هم درکوتاهمدت و هم در بلندمدت متغیرهای اقلیمی به همراه سطح زیر کشت رابطهای مثبت و معنیدار با تولید گندم داشته و متغیرهای بذر و سرمایه ثابت در ماشینآلات معنیدار نشده است. همچنین، ضریب متغیرهای اقلیمی CO2 و بارش در بلندمدت، 38/0 و 21/0 و در کوتاهمدت، 22/0 و 12/0 بدست آمده بدین معنی که در بلندمدت با افزایش یک درصد در متغیرهای اقلیمی با فرض ثابت بودن سایر شرایط، کمتر از یک درصد به ترتیب 38/0 و 21/0 درصد بر مقدار تولید گندم افزوده میشود که در کوتاهمدت نیز دارای تفسیری مشابه میباشد.
علیرغم اهمیت بسیار زیاد اکوسیستمها، خدمات آن در تجزیهوتحلیلها و تصمیمات مربوط به قراردادهای اقتصادی، کمتر از حد برآورد میشود. چالش اصلی در مباحث مدیریت کلان منابع زیستمحیطی، تضمین لحاظ نمودن ارزش واقعی خدمات و کارکردهای اکوسیستم در تمامی سطوح تصمیمگیری در این حوزه است. در این مطالعه، بهمنظور تعیین ارزش کارکردهای غیر استفادهای اکوسیستم مرتعی پارک ملی بمو و درنهایت ارزشهای وجودی، میراثی و انتخاب آن، از روش ارزشگذاری مشروط و استخراج دادهها با استفاده از گزینش دوگانۀ دو حدی صورت گرفت. نتایج نشان داد که متغیرهای پیشنهاد، اخلاقگرایی-پیامدگرایی، جدید بودن اطلاعات بروشور، شدید بودن خسارت وارده به پارک، تمایل برای مشارکت، هدف حفظ حیاتوحش و تنوع زیستی، هدف حفظ چشمانداز و گردشگری، تحصیلات، درآمد ماهیانۀ خانوار، حداقل درآمد مورد انتظار خانوار، بعد خانوار و عضویت در سازمانهای مردمنهاد از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر تمایل به پرداخت پاسخگویان جهت حفاظت از پارک ملی بمو است. همچنین متوسط تمایل به پرداخت برآورد شدۀ پاسخگویان 60329 ریال و ارزش کارکردهای غیر استفادهای این پارک، 571/704 میلیارد ریال در سال 1391 است که بهطور تقریبی معادل 26/0 درصد از تولید ناخالص داخلی استان فارس است.
طی سالهای اخیر، ابزاری نوین تحت عنوان بورس شاخصهای هواشناسی، جهت مقابله با ریسک تولید معرفی شده است که در بورسهای مطرح دنیا مبادله میشود. با این حال، در داخل کشور تاکنون بحث بورس آب و هوا و طراحی و قیمتگذاری قراردادهای مبتنی بر شاخصهای هواشناسی، مطرح نشده است. لذا در پژوهش حاضر، به طراحی و قیمتگذاری قراردادهای قابل مبادله در این بورس پرداخته شده است. بدین منظور قراردادهای اختیار معامله دمایی بر پایه شاخص GDD جهت مبادله در بورس انتخاب شده است. جهت بررسی ارتباط عملکرد و دمای دوره رشد از دادههای تولید دو محصول گندم و برنج و همچنین دادههای هواشناسی شیراز طی سالهای 95- 1361 استفاده شده است. در نهایت با استفاده از شبیهسازی روزانه فرآیند دمای شیراز، غرامت انتظاری و قیمت قراردادهای اختیار معامله مشخص شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، افزایش GDD، بر عملکرد گندم و برنج، تأثیر مثبت و معناداری داشته است و استفاده از قراردادهای اختیار معامله دمایی در بازههای زمانی در نظر گرفته شده، غرامت مثبتی را به همراه داشته است. لذا پیشنهاد میشود، از مشخصات تعیین شده در این پژوهش، جهت راهاندازی بورس آب و هوا استفاده شده و پس از راهاندازی بورس، بر اساس میزان استقبال فعالان بازار، قراردادهای جدیدتر با سطوح مختلف شاخص توافقی تعیین شوند.
در این پژوهش به منظور اولویتبندی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی ارزیابی پارکهای ملی از دو دیدگاه علمی (اعضای هیأت علمی دانشگاهها) و عملی (متخصصان محیط زیستی در سازمانها)، از تکنیک انتروپی و طیف لیکرت با طراحی پرسشنامه دلفی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل یافتههای حاصل از پاسخدهندگان به پرسشنامه دلفی بر اساس طیف لیکرت نشان داد که از دیدگاه علمی، شاخصهای ارزش زیباشناختی با وزن (62/4)، ارزش تفرج با وزن (5/4) و سطح جنگلهای بکر با وزن (29/4) و از دیدگاه عملی، شاخصهای ارزش زیباشناختی با وزن (38/4) و سطح جنگلهای بکر و ارزش تفرج هر دو با وزن (16/4) به ترتیب به عنوان مهمترین و مؤثرترین شاخصها در ارزیابی پارکهای ملی میباشند. بر اساس تکنیک انتروپی از هر دو دیدگاه علمی و عملی سه شاخص مؤثر برای ارزیابی پارکهای ملی به ترتیب وزن شامل سطح و درصد جنگلها و دیگر اراضی چوبده از قبیل جنگلکاریها، آگروفارستری و کمربندهای سبز به همراه تغییراتشان، وسعت تودههای آمیخته، زونبندی و تعیین زون ضربهگیر میباشد. اولویتبندی معیارها نیز با استفاده طیف لیکرت از دیدگاههای علمی و عملی نشان داد که معیارهای حفاظت از تنوع زیستی، گستره منابع جنگلی و عملکردهای زیست محیطی و حمایتی با رتبه مبتنی بر میانگین وزنی بیشتر، اهمیت و نقش این معیارها را در مقوله ارزیابی پارکهای ملی بیش از بیش روشنتر میسازد. همچنین نتایج حاصل از اولویتبندی معیارها بر اساس تکنیک انتروپی در این مطالعه از دیدگاههای مختلف نشان داد که معیارهای عملکردهای زیست محیطی و حمایتی، حفاظت از تنوع زیستی، حفظ، توسعه عملکرد شرایط اجتماعی به ترتیب حائز رتبههای برتر شدند.
یکی از چالشهای فراروی دولتها در این قرن، بحرانهای محیطزیستی میباشد. دولتها و سیاستگذاران با سیاستها و برنامههای خوودتلاش میکنند تا بر مشکلات به وجود آمده در حوزه محیطزیست فایق آیند و آثار منفوی و زیوانبوار کارکردهوا و عکلکردهوای انسوان بورمحیطزیست را کاهش دهند. یکی از راههای کنترل و کاهش تخریب محیطزیسوت، اسوتفاده از اباارهوا و روشهوای اقتصوادی مویباشود.بنابراین مطالعه حاضر با هدف برآورد مالیات سبا مناسب بر انتشار دیاکسیدکربن (مالیات کربن) در صنعت سیکان صورت گرفته است. برایبرآورد مالیات سبا مناسب، تابع هاینه ترانسلوگ برای صنعت سیکان برآورد شد. معادلات توابع هاینوه و سوهز هاینوههوا نیوا بوه صوورتسیستکی و با روش ) ،(ISURبرآورد شد. نتایج حاصل از برآورد پارامترهای الگو نشاندهنده معناداری هکه متغیرها به جا متغیر اثر متقابولهاینه پرسنلی با هاینه تعکیر و نگهداری تجهیاات، میباشد. ضریب تعیین تابع هاینه بیانگر آن است که %93از تغییرات هاینه کول تولیودسیکان توسط متغیرهای مستقل وارد شده در الگو توضیح داده شده است. بر اسواس نتوایج بوه دسوت آموده، نورا مالیوات سوبا بور انتشواردیاکسیدکربن در صنعت سیکان به ازای هر تن تولید برابر با 11درصد میباشد. پیشنهاد میشود: سازمان حفاظت محیطزیست کشوور، بوابررسی زیرساختهای موجود در کشور و مهیاسازی شرایط، از مالیات سبا به عنوان یک اباار اقتصادی برای کنترل و کواهش آلوودگیهوایمحیطزیست استفاده نکاید.
منابع جنگل نقش مهمی در معیشت و رفاه صدها میلیون نفر از مردم کشورهای درحال توسعه دارند. هدف از این مطالعه بررسی اهمیت محصولات جنگل در درآمد خانوار روستایی و سطح فقر و نابرابری است. دادهها و اطلاعات اقتصادی- اجتماعی 160 خانوار روستایی حاشیة جنگل منطقة هزارجریب از طریق پرسشنامه و مصاحبة حضوری جمعآوری شد. با استفاده از خط فقر روستایی سال 1389 و تعدیل آن برای سال تحقیق (1392)، شاخصهای فقر و نابرابری (ضریب جینی) در دو مرحله محاسبه شد: اول، با احتساب درآمد جنگل و دوم، بدون درنظرگرفتن درآمد جنگل در درآمد کل خانوار. نتایج نشان داد منابع زیستمحیطی ترکیبی مهم در معیشت خانوار روستایی است، بهطوریکه جنگل دومین سهم درآمدی (30 درصد) را از متوسط کل درآمد خانوار دربر دارد. همچنین، با حذف درآمد جنگل از اقتصاد خانوار، تعداد فقرا 8/1 برابر میشود و فاصلة آنها از خط فقر افزایش مییابد (2/4 برابر). نابرابری توزیع درآمد نیز با حذف درآمد جنگل 28/1 برابر میشود و سطح رفاه جامعة روستاییان به میزان 2/323 میلیون ریال کاهش مییابد؛ بنابراین، ترکیب درآمد جنگل در حساب درآمد خانوار، فقر و نابرابری روستایی را به میزان شایان توجهی کاهش میدهد که پیشزمینة پایداری محیط زیست است.
مجتمع مس سرچشمه بزرگترین تولیدکنندة مس در ایران است. همراه تولید مس، حجم عظیمی از گاز SO2 در این مجتمع تولید و وارد محیط میشود. لذا، در این مطالعه میزان بهینة اجتماعی SO2 منتشرشده از این مجتمع و نرخ مالیات بهینه بر آن برآورد شده است. بدین منظور، دو منحنی خسارت نهایی و هزینة نهایی کاهش آلودگی برآورد شدند. تمایل به پرداخت افراد برای کاهش انتشار گاز SO2 از این مجتمع با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط انتخاب دوگانة یکونیمبعدی، بهمنظور برآورد منحنی خسارت نهایی، برآورد شد. بهمنظور برآورد منحنی هزینة نهایی کاهش آلودگی SO2 منتشرشده از این مجتمع، از روش اقتصادی- مهندسی استفاده شد. مقدار بهینة اجتماعی انتشار این گاز تقریبا 6/265290 تن در سال و نرخ بهینة مالیات بر آن 2/12815 ریال به ازای هر تن انتشار SO2 برآورد شد. لذا، اخذ مالیات 2/12815 ریال به ازای هر تن انتشار گاز SO2 یا تعیین مقدار مجاز انتشار 6/265290 تن SO2 در سال، جهت کاهش این آلاینده پیشنهاد میشود.
رشد جمعیت جهان و رشد سریع فعالیتهای اقتصادی که در گذشته ایجاد شده است، همچنان باعث خسارات شدید محیط زیستی میشود. حفاظت از محیط طبیعی جهان بیتردید یکی از چالش برانگیزترین مسائل در دهههای آینده است. هدف از این مطالعه، اندازهگیری درجه تخریب محیط زیست بر اساس شاخصهای منتخب با استفاده از یک تکنیک چند متغیره به نام تحلیل مؤلفههای اصلی میباشد. برای این منظور، متغیرهای تولید ناخالص داخلی، سوخت مصرفی، تراکم نسبی جمعیت، دسترسی به آب سالم و فاضلاب، میزان مرگ و میر و جمعیت طبق دادههای آماری سال 1388 مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که بردارهای مؤلفه اصلی، قدرت بیانکنندگی در حدود 70 درصد از تغییرات در سطح تخریب محیط زیست را دارا میباشند. متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه و تأمین فاضلاب نقش مهمی در طبقهبندی استانهای کشور از لحاظ درجه تخریب محیط زیست در مقایسه با متغیرهای مصرف سوخت و میزان رشد جمعیت ایفا میکنند. همچنین، در استانهایی که میزان مرگ و میر بالایی دارند، درصد بالاتری از جمعیت با فقدان سیستم فاضلاب و در عین حال تولید ناخالص بیشتر با جمعیت متراکمتر و در نتیجه سطح پایینتر از کیفیت محیط زیست مواجه هستند و برعکس. به این ترتیب، شهرهای تهران و اصفهان با توجه به مقادیر مؤلفههای اصلی منتخب در طبقهبندی درجه تخریب محیط زیستی شهرهای مورد مطالعه در طبقه حد بالا قرار میگیرند. پیشنهاد میشود تدابیر محیط زیستی متناسب، با توجه به نتایج حاصل برای هر استان در کشور برای تعدیل متغیرهای تعیین شده اصلی تخریب اتخاذ گردد.
امروزه تخریب محیط زیست به یکی از موضوعات بحثبرانگیز در بین اقتصاددانان محیط زیست تبدیل شده است. با افزایش انتشار گازهای گلخانه ای از جمله دی اکسید کربن، جهان با خطر گرم شدن کره زمین، افزایش سطح آب دریاها و همچنین تغییرات عمده ای در اکوسیستم های طبیعی روبه رو می باشد. در پژوهش حاضر، رابطه بلندمدت و کوتاه مدت میان متغیرهای دی اکسید کربن، شدت انرژی، رشد اقتصادی و تجارت باز، در قالب فرضیه محیط زیستی کوزنتس و با استفاده از الگوی خودرگرسیونی با وقفه توزیعی (ARDL) طی سال-های 1965–2011 برای ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان داد که هم در بلندمدت و هم در کوتاه مدت رابطه درجه سوم (حالت N شکل) فرضیه محیط زیستی کوزنتس تأیید شده است. علاوه بر این، متغیر تجارت باز در بلندمدت معنی دار نشده ولی در کوتاه مدت اثر مستقیمی بر انتشار دی اکسید کربن داشته و باعث افزایش آلودگی شده است. همچنین، متغیر شدت انرژی در بلندمدت اثر مثبت و معنی داری بر انتشار دی اکسید کربن داشته است و ضریب این متغیر (86/0) بدست آمده که بیانگر این است که به ازای یک درصد افزایش در میزان شدت انرژی به اندازه 86/0 درصد منجر به افزایش انتشار دی اکسید کربن می شود. از این رو، باید اقدامات لازم جهت اصلاح الگوی مصرف انرژی در کشور صورت پذیرد تا سبب کاهش انتشار دی اکسید کربن شود.
این مطالعه به برآورد ازش تفرجی پارک جنگلی نور و اندازهگیری میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان برای منافع تفریحی این پارک با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط و پرسشنامه انتخاب دو بخشی دو بعدی میپردازد. بدین منظور تعداد ??? پرسشنامه در داخل پارک استفاده شد Logit تکمیل شده است. برای بررسی تأثیر متغیرهای توضیحی از قبیل سن و درآمد بر میزان تمایل به پرداخت افراد، از مدل ?? درصد بازدیدکنندگان، حاضرند / و پارامترهای این مدل با استفاده از روش حداکثر راستنمایی برآورد شدند. نتایج نشان داده است که ? جهت استفاده تفریحی از پارک جنگلی نور مبلغی پرداخت نمایند. متوسط تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان برای ارزش تفریحی این پارک ???? ریال به ازای هر بازدید و ارزش تفریحی سالانه پارک برای هر هکتار ??????? ریال برآورد شد. نتایج بیانگر این است که پارکهای جنگلی از ارزش تفریحی بالایی برخوردار هستند که این نکته میتواند برنامهریزان و مدیران اجرایی، اجتماعی و اقتصادی را در برنامهریزی حفاظت و بهرهبرداری پایدار منابع طبیعی یاری دهد.
در پژوهش حاضر ، نقش آموزش در افزایش تمایل افراد به حفاظت از محیط زیست بررسی شده است. جهت بررسی تمایل افراد به حفاظت از دریای خزر،تعداد400 پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی از میان ساکنین ا ستان مازندران ، جمع آوری و بروشورهای آموزشی در مورد اکوسیستم دریای خزر و اهمیت آن درحفظ حیات بشر تهیه گردید . به 200 نفر از افراد این بروشورها ارائه نگردید و به 200 نفر دیگر ارائه شد. همچنین در گروه دوم تعداد 5 بروشور حاوی اطلاعات زیستی در نظر گرفته شد. سپس به روش ا رزش گذاری مشروط و برآورد تابع رگرسیونی لوجیت اطلاعات تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که میان دو گروه تفکیک شده ، تفاوت معنی داری در تمایل به پرداخت جهت حفاظت از محیط زیست دریای خزر وجود داشته است.برآورد تابع لوجیت نشان داد که آموزش در گروه دوم اثر معنی داری بر تمایل پرداخت افراد جهت حفاظت از این اکوسیستم دارد، بطوری که با افزایش هر بروشور حاوی اطلاعات جدید، احتمال افزایش تمایل پرداخت 104/0 واحد افزوده می شود. در این مطالعه اثر عوامل دیگر نظیر درآمد افراد سطح تحصیلات ، تعداد افراد خانوار، سن افراد و دفعات بازدید نیز بررسی شد، که به ترتیب متغیر آموزش و درآمد بیشترین اثر را بر افزایش تمایل افراد داشته است. تمایل به پرداخت ماهیانه هر فرد جهت حفاظت از این اکوسیستم ، در گروه اول و دوم به ترتیب 8/5370 و 3/8662 ریال و تمایل پرداخت سالانه هر خانواده در گروه اول و دوم به ترتیب 2/205594 و 4/3154479 ریال برآورد شد. با توجه به نتایج این پژوهش ، افزایش اطلاعات افراد در مورد اهمیت دریای خزر ، منجر به افزایش قابل توجه تمایل پرداخت جهت حفاظت ازاین اکوسیستم خواهد شد .