دریاچه ارومیه به عنوان یکی از مهمترین دریاچههای کشور به علت مصرف بیش از حد آب و تغییر اقلیم دارای وضعیت نامناسب زیستمحیطی شده است. بررسی تغییرات اقلیمی و نحوه توزیع بارش در این منطقه میتواند در جهت مدیریت بهتر این حوضه آبریز به کار رود. در این مطالعه، برای پهنهبندی نواحی بارش حوضه دریاچه ارومیه از اطلاعات 65 ایستگاه هواشناسی در دوره آماری 1395-1376 استفاده شد. برای این منظور، دادههای هر ماه استاندارد شده است و در ماتریس با ابعاد (n*m) که در آن n تعداد ایستگاهها (65) و m تعداد ماهها (12) است، نوشته شدند. تجزیه مؤلفههای اصلی (PCA) روی ماتریس دادهها انجام شد و با توجه به معیار دارا بودن مقدار ویژه بالای یک، مؤلفههای اصلی انتخاب شدند. آنگاه مقادیر امتیازات مؤلفههای اصلی (PCS) برای مؤلفههای منتخب محاسبه شد. این مقادیر بهعنوان ورودی روش تجزیه خوشهای با روش وارد استفاده شدند. سپس جهت تعیین ایستگاههای شاخص از روش پروکراستس استفاده شد. نتایج نشان داد که دو مؤلفه اصلی اول، 87 درصد واریانس کل دادهها را توجیه میکنند. براساس مؤلفههای منتخب، در کل حوضه، شش ناحیه بارشی متمایز تشخیص داده شد. همچنین معلوم شد که چهار ایستگاه واقع در نقاط مختلف حوضه آبریز دریاچه ارومیه شامل مهماندار، سراب، بابارود و سنته میتوانند بهعنوان ایستگاههای شاخص در نظر گرفته شوند. این ایستگاهها بیش از %84 واریانس کل دادههای ایستگاههای حوضه را در بر داشتند. آزمون روند من-کندال نشان داد که بارش در فصل پاییز دارای روند افزایشی معنیدار میباشد، درحالیکه بارش سالانه فقط در یکی از خوشهها دارای روند افزایشی معنیدار میباشد.
پیشبینی جریان رودخانهها در حوضههای آبریز نقش مهمی در بهرهبرداری و مدیریت صحیح منابع آبی دارد. تعیین نوع و تعداد ورودی مدلهای تخمینگر، یکی از مهمترین مراحل در پیشبینی جریان رودخانهها میباشد. بنابراین از روش تجزیه پروکراستس (PA) برای تعیین تعداد ورودیهای موثر استفاده شده است. در این تحقیق پیشبینی جریان با استفاده از دادههای جریان ماهانه ایستگاههای آبسنجی صفاخانه و سنته انجام گرفته است. مدل شبکه عصبی مصنوعی (MLP) و مدل ماشین بردار پشتیبان (SVM) برای پیشبینی جریان مورد استفاده قرار گرفتهاند. بهترین تخمین جریان با استفاده از مدلهای MLP و PA-MLP در ایستگاه آبسنجی صفاخانه بهترتیب با RMSE برابر با (m3/s) 68/5 و (m3/s) 85/4 و CC برابر با 73/0 و 78/0 و در ایستگاه آبسنجی سنته بهترتیب با RMSE برابر با (m3/s) 44/6 و (m3/s) 36/6 و CC برابر با 78/0 و 79/0 انجام شده است. مدل PA-SVM نیز بهترتیب با RMSE و CC برابر با (m3/s) 45/5 و 73/0 در دوره صحتسنجی نتایج بهتری را نسبت مدل SVM در تخمین جریان ایستگاه آبسنجی صفاخانه داشته است. همچنین نتایج نشان داد که مدلهای SVM و PA-SVM جریان ایستگاه سنته را با RMSE بهترتیب برابر با (m3/s) 85/6 و (m3/s) 03/7 تخمین زدهاند. در حالت کلی نتایج نشان داد که روش تجزیه پروکراستس میتواند بهعنوان یکی از روشهای کارآمد و مناسب جهت تعیین تعداد ورودی موثر مورد استفاده قرار گیرد. مقایسه نتایج مدلهای MLP و SVM نیز نشان داد که مدل MLP از دقت بیشتری نسبت به مدل SVM برخوردار است.
تبخیر مؤلفهای اساسی در چرخة هیدرولوژی است و نقش مهمی در مدیریت منابع آب دارد. در این تحقیق عملکرد مدلهای شبکة عصبی مصنوعی (ANN) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) در تخمین تبخیر روزانه ارزیابی شده است. دادههای روزانة هواشناسی میانگین دما، سرعت باد، فشار هوا، رطوبت نسبی، بارش، دمای نقطة شبنم، و ساعت آفتابی ایستگاههای سینوپتیک تبریز و مراغه، به منزلة ورودی مدلهای ANN و SVM، برای تخمین تبخیر روزانه استفاده شد. نخست ده ترکیب مختلف از هفت ورودی و سپس ورودیهای منفرد به منظور تخمین تبخیر بهکار گرفته شدند. نتایج مدلهای استفادهشده نشان داد که هر دو مدل ANN و SVM عملکرد قابل قبولی در تخمین تبخیر دارند. ارزیابی نتایج استفاده از ورودیهای تکی نشان داد که بهترتیب کاربرد پارامترهای میانگین دما و ساعت آفتابیـ نسبت به پارامترهای دیگر ـ نتایج بهتری در تخمین تبخیر هر یک از ایستگاهها داشته است. بررسیهای این تحقیق نشان میدهد که اگرچه تفاوت معنیداری بین نتایج سه تابع کرنل ماشین بردار پشتیبان وجود ندارد، تابع کرنل پایة شعاعی در مقایسه با توابع کرنل دیگر از دقت زیاد و عملکرد بهتری در تخمین تبخیر روزانه برخوردار است.