The aim of this study was to determine the effectiveness of executive function training (attention, response inhibition, working memory) on attention deficit symptoms and social skills of children with ADHD in Tabriz. This quasi-experimental study used a pretest-posttest design with a control group. The statistical population included all male elementary school students in Tabriz district 4. from among this population, 30 students were selected using available sampling method and were randomly divided into experimental and control groups. Both groups were pre-tested and answered the CSI-4 questionnaire and the Social Skills Rating Scale (SSRS). Next, the experimental group participated in ten training sessions (each lasting 60 minutes) on executive functions, and then, both and control groups took post-test groups. By collecting data, the researcher tested the hypotheses of analysis of covariance using SWS software. The results showed that the mean score of negligence and anxiety in the post-test in the experimental group decreased compared to the pre-test. Also, the mean score of social skills in the post-test in the experimental group increased compared to the pre-test. The results showed that executive function training is effective on the symptoms of attention deficit and social skills of children with ADHD in Tabriz.
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازتوانی شناختی بر ظرفیت حافظه کاری دانشآموزان پایه سوم مبتلا به اختلال یادگیری خاص(خواندن) با تعدیلگری جنسیت انجام شد. مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جهت تعیین نمونه تحقیق، از روش در دسترس استفاده شد و آزموننما که به عنوان ابزاری برای تشخیص مشکلات خواندن و نارساخوانی دانشآموزان پایه دبستان به کار میرود؛ در بین دانشآموزان پایه سوم شهر تبریز اجرا شد و دانش آموزانی که نمره بالاتر از میانگین پرسشنامه را بدست آورند به عنوان افراد دارای اختلال یادگیری خاص (خواندن) شناخته شدند و سپس از بین این دانشآموزان؛ 60 نفر(چهار گروه 15 نفره) به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش (دو گروه 15 نفره که یک گروه دختر و گروه دیگر پسر بود و تحت آموزش بازتوانی شناختی قرار گرفتند) و دو گروه کنترل جایدهی شدند. آموزش بازتوانی شناختی به وسیله نرمافزار آموزشی Smart Sound(برنامه رایانه ای 8 سطحی جهت بازتوانی شناختی در اختلال خواندن)، به گروه آزمایش ارائه شد و حافظه کاری با استفاده از آزمون کرچنر (1985) اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس عاملی چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد که بازتوانی شناختی موجب افزایش ظرفیت حافظه کاری دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص (خواندن) میشود و عامل جنسیت نقش تعدیلگر دارد. بدین ترتیب که بازتوانی شناختی در میان دختران بیشتر از پسران موجب افزایش ظرفیت حافظه کاری دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص (خواندن) میشود.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی درمان تعامل والد – کودک، مبتنی بر تکنیکهای رفتاری و مقابله درمانگری مبتنی بر تکنیکهای شناختی بر کاهش شدت مشکلات رفتاری در نمونهای از کودکان پیشدبستانی، انجام شد. روش: این پژوهش یک مطا لعه نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون و پیگیری 6 ماهه بود. تعداد 90 نفر از کودکانی که دارای ملاکهای اختلالات رفتاری بودند، از مهدکودکهای شهرستان شاهیندز انتخاب شدند، در نهایت از این مهدکودکها، سه گروه درمجموع از کودکان دارای اختلالات برون سازی شده بهطور تصادفی انتخاب و مادران آنها نیز به شیوه تصادفی در 2 گروه آزمایش (29 نفری) و یک گروه مقایسه (30 نفری) قرار گرفتند. هر سه گروه قبل و بعد مداخله به پرسشنامه چک لیست رفتاری کودک پاسخ دادند. برای پیگیری اثرات درمان 6 ماه بعد بار دیگر این سنجش به عمل آمد. درمان تعامل والد کودک و مقابله درمانگری در 12 جلسه هفتهای سه بار در گروههای مداخله به کار گرفته شد و در گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. برای تجزیه تحلیل دادهها از آزمون لوین و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد. نتایج: یافتهها نشان داد که درمان تعامل والد – کودک و مقابله درمانگری بهصورت معناداری در کاهش شدت مشکلات رفتاری مؤثر بودند. نتیجه درمان در پیگیری 6 ماهه نیز سطوح پایینتری از شدت مشکلات رفتاری کودکان را نشان داد. بحث و نتیجهگیری: الگوی کلی نتایج حاکی از آن است که هر دو درمان فوق به یک میزان در کاهش شدت علائم اثربخش بوده اما در مقایسه نتایج دو گروه درمان و با روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تفاوت معنیداری به دست نیامد.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان امید، خودپندارة تحصیلی و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشآموزان با و بدون اختلال یادگیری خاص انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسهای بود. جامعة آماری پژوهش کلیة دانشآموزان دختر و پسر پایه پنجم و ششم ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری مراجعهکننده به مرکز اختلالات یادگیری شهرستان میانه و کلیة دانشآموزان عادی دختر و پسر پایه پنجم و ششم ابتدایی شهرستان میانه در سال تحصیلی 95-1396 بودند. از بین آنها 40 نفر دانشآموز دارای اختلال یادگیری و 40 نفر دانشآموزعادی با روش نمونهگیری تصادفی ساده بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامة امید اسنایدر، خودپندارة تحصیلی منداگلیو و پی ریت و انگیزش تحصیلی هارتر استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس چند متغیره مانوا (Manova) استفاده گردید. یافتهها نشان داد که میزان امید، انگیزش تحصیلی و خودپندارة تحصیلی گروه دانشآموزان بااختلال یادگیری کمتر از گروه دانشآموزان بدوناختلال یادگیری بود. پایین بودن امید، انگیزش تحصیلی و خودپندارة تحصیلی در دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری میتواند پیامدهای نامطلوب روانی، رفتاری و تحصیلی در پی داشته باشد؛ بنابراین،انجام مداخلات روانشناختی و راهبردهای آموزشی برای افزایش این متغیرها ضروری هست.
این پژوهش با هدف طراحی آموزش چندرسانهای مبتنی بر نظریۀ بار شناختی سوئلر و تعیین تأثیر آن بر هیجان تحصیلی درس ریاضی در فراگیران پایۀ سوم ابتدایی، انجام شده است. در این پژوهش، از طرح شبه آزمایشی پیش - پسآزمون با گروه استفاده شد. جامعۀ آماری در این تحقیق، دانشآموزان پسر پایۀ سوم ابتدایی شهرستان چایپاره (502 نفر) در سال تحصیلی 1397- 1396بود. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، 2 کلاس از دو مدرسه و از هر کلاس بهصورت تصادفی 15 نفر انتخاب شد که بصورت تصادفی به گروههای آزمایش و کنترل منتسب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه هیجان تحصیلی لیچنفلد و همکاران (2012) گردآوری شدند. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که اجرای طراحی آموزش چند رسانهای مبتنی بر نظریۀ بار شناختی سوئلر به صورت معنیداری بر افزایش هیجان تحصیلی لذت و کاهش هیجانهای تحصیلی خستگی و اضطراب تأثیر دارد و میانگین گروه آزمایش در پسآزمون بیشتر از میانگین گروه گواه بود. با توجه به یافتههای پژوهش حاضر، میتوان نتیجه گرفت که استفاده از طراحی آموزش چند رسانهای مبتنی بر نظریۀ بارشناختی سوئلر به عنوان یکی از راههای کاهش هیجانهای منفی و افزایش هیجانهای مثبت تحصیلی فراگیران بهکار رود
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی برنامه مقابله درمانگری مادران بر مشکلات عاطفی-رفتاری و رفتار جامعهپسند کودکان 3 تا 6 سالهشان بود. روش: روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری شش ماهه و جامعه آماری 769 کودک در مهدکودکهای خصوصی بهاران، شایستگان، گلهای امید، مادر و فرشته زیر نظر سازمان بهزیستی شهر شاهیندژ در پاییز 1393-1392 بود. از میان آنها 60 کودک که دارای ملاکهای مشکلات عاطفی-رفتاری بودند بهروش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهتصادف در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان گودمن (2001) و 12 جلسه مداخله مبتنی بر مقابله درمانگری آقایوسفی (1380) بود که هفتهای سه بار، هرجلسه 90 دقیقه در مورد مادران اجرا شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که مقابله درمانگری میانگین نمرههای مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان گروه آزمایش را کاهش (91/495= F، 001/0P<) و میانگین نمرههای رفتار جامعهپسند آنها را افزایش (44/131= F، 0001/0P<) و نتیجه درمان در مرحله پیگیری پایدار مانده است (945/0=F، 0001/0P<). نتیجهگیری: میتوان برنامه مقابله درمانگری را روش موثری دانست که با بهبود مهارتهای مقابلهای و کاهش تنیدگی والدین و مربیان، منجر به کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری و نیز بهبود رفتار جامعهپسندکودکان شود.
Abstract: Aim and Background: Despite the acceptance of gender differences in prevalence and symptomology of eating disorders, there are few studies that have compared the factor structure of eating disorders between male/female groups. The purpose of this study was to determine the factor structure of disordered eating attitudes in a sample of male and female college students. Methods and Materials: The current study was conducted in correlational context. A group of 1008 normal participants, using stratified random sampling method, took part in this research. Participants answered to the Eating Attitude Test (EAT). Data were analyzed using explanatory factor analysis of variance and independent samples t test methods. Results: The three Dieting, Bulimia and Food Preoccupation, & Oral control factors of disordered eating attitudes explained same percent of variance among both male and female groups (35.95 & 34.63 respectively). There is more internal constancy between all factors among women. Women have higher mean scores on the eating attitudes test ((t= 2.02 p<0.001)) Conclusions : With regard to the results, this study suggests a similar factor structure of disordered eating attitudes for males and females. Keywords : Sexuality, Eating Disorders, Anorexia Nervosa, Bulimia Nervosa, Factor Structure, Symptomology