مقدمه: اضطراب مرگ، وسواس مرگ و افسردگی مرگ، سه بعد پریشانی مرگ را تشکیل میدهند. هدف پژوهش حاضر بررسی همگرایی و واگرایی بین این سه بعد نگرش مرضی نسبت به مرگ بود. روشکار: در یک بررسی همبستگی، نمونهای به حجم 339 نفر به روش تصادفی طبقهای از بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. شرکتکنندگان به مقیاسهای اضطراب مرگ، وسواس مرگ و افسردگی مرگ پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی از نوع تحلیل مولفههای اصلی با چرخش پروماکس تحلیل شدند. یافتهها: الگوی وزنهای عاملی و آزمون اسکری سه عامل وسواس مرگ، افسردگی مرگ و اضطراب مرگ را به ترتیب با ارزشهای ویژه 4/13، 77/3 و 54/2 پیشنهاد نمود. این 3 عامل 85/45 درصد واریانسهای پریشانی مرگ را تبیین میکنند. نتیجهگیری: پریشانی مرگ، ساختاری چندعاملی داشته و وسواس مرگ، افسردگی مرگ و اضطراب مرگ، مولفههای جداگانهی پریشانی مرگ را تشکیل میدهند.
Introduction: The Death Depression Scale is made to measure pathological attitudes towards death. This scale has two options and likert forms.The purpose of this study was to determine the validity and reliability of the Likert version of Death depression Scale (DDS) in an university students samples.
هدف پژوهش حاضر مقایسه تفاوتهای جنسیتی در برآوردهای شخصی از هوشهای چندگانه در جامعه دانشجویان بود. بدین منظور تعداد 268 نفر (184 زن و 84 مرد) از دانشجویان علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای و خوشهای چندمرحلهای به شیوه تصادفی انتخاب شدند و برای گردآوری اطلاعات از دانشجویان گروه نمونه خواسته شد تا پرسشنامه هوشهای چندگانه که شامل 8 خردهمقیاس هوش زبانی یا کلامی، منطقی- ریاضی، فضایی، موسیقایی، بدنی-جنبشی، درونفردی، میانفردی و طبیعتگرایانه بود، تکمیل کنند. دادهها با استفاده از روش تحلیل چندمتغیری کوواریانس (MANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که پس از کنترل آماری اثر سن، تفاوتهای معنیداری بین برآوردهای شخصی دانشجویان زن و مرد در هوش زبانی یا کلامی، هوش بدنی- جنبشی، هوش میانفردی، هوش درونفردی و هوش طبیعتگرایانه وجود داشت. میانگین نمرههای دانشجویان مرد در تمامی این خردهمقیاسها بیشتر دانشجویان زن بود. در این مقاله نتایج پژوهش حاضر مورد بحث قرار گرفت.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار اصلی و تعاملی ابعاد دلبستگی و ویژگی های شخصیت در نشانگان مربوط به اسکیزوتایپی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع علی – مقایسه ای است. نمونه ای به حجم 603 نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب و با پرسشنامه های شخصیت اسکیزوتایپی ، سبک های دلبستگی و شخصیت آیزنک مورد آزمون قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس دو عاملی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد آثار اصلی ابعاد دلبستگی و ویژگی های شخصیت در نشانگان اسکیزوتایپی معنی دار است، به طوری که نشانگان مربوط به اسکیزوتایپی در سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا در مقایسه با سبک ایمن، و در ابعاد روان پریشی گرایی و روان رنجورگرایی شخصیت در مقایسه با برون گرایی بیشتر دیده می شود. همچنین، آثار تعاملی بین متغیر های پژوهش در نشانگان مربوط به اسکیزوتایپی معنی دار نبود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بر نقش عوامل روانی- اجتماعی خطرساز دوره کودکی در تحول نشانگان اختلالات طیف اسکیزوفرنی در کودکانی که از نظر هیجانی آسیب پذیر هستند، تأکید دارد.
مقدمه: تحقیقات، نارساییهای هیجانی در شخصیت مرزی را نشان دادهاند.هدف از پژوهش حاضر تبیین صفات مرزی بر اساس مولفههای هوش هیجانی مطابق با نظریهی بار-آن بود. روشکار: در این پژوهش توصیفی-مقطعی، نمونهای به حجم 274 نفر به روش تصادفی طبقهای از دانشجویان مشغول به تحصیل دانشگاههای پیام نور شهرهای تبریز و سراب در سال تحصیلی 90-1389 انتخاب و با مقیاسهای شخصیت مرزی و هوش هیجانی بار-آن مورد آزمون قرار گرفتند. دادهها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیری گام به گام و نرمافزار SPSS نسخهی 16 تحلیل گردیدند. یافتهها: هوش هیجانی توان پیشبینی صفات مرزی را دارد و میتواند مقادیری از تغییرات صفات مرزی را تبیین کند (001/0 P
Abstract: Aim and Background: Despite the acceptance of gender differences in prevalence and symptomology of eating disorders, there are few studies that have compared the factor structure of eating disorders between male/female groups. The purpose of this study was to determine the factor structure of disordered eating attitudes in a sample of male and female college students. Methods and Materials: The current study was conducted in correlational context. A group of 1008 normal participants, using stratified random sampling method, took part in this research. Participants answered to the Eating Attitude Test (EAT). Data were analyzed using explanatory factor analysis of variance and independent samples t test methods. Results: The three Dieting, Bulimia and Food Preoccupation, & Oral control factors of disordered eating attitudes explained same percent of variance among both male and female groups (35.95 & 34.63 respectively). There is more internal constancy between all factors among women. Women have higher mean scores on the eating attitudes test ((t= 2.02 p<0.001)) Conclusions : With regard to the results, this study suggests a similar factor structure of disordered eating attitudes for males and females. Keywords : Sexuality, Eating Disorders, Anorexia Nervosa, Bulimia Nervosa, Factor Structure, Symptomology
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطهی بین خوشبینی-بدبینی و سبکهای پردازش اطلاعات و همچنین تعیین سهم این متغیرها در پیشبینی افسردگی و رضایت از زندگی دانشجویان بود. روشکار: در این مطالعهی همبستگی و پیشبینی، 187 نفر (110 زن و 77 مرد) از دانشجویان علوم انسانی و علوم پایهی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز به صورت تصادفی با روش نمونهگیری طبقهای و خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و پرسشنامههای سبکهای پردازش اطلاعات، افسردگی، خوشبینی-بدبینی و رضایت از زندگیرا تکمیل نمودند. برای تحلیل دادههای جمعآوری شده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانهی همزمان یا استاندارد استفاده شد. یافتهها: بین سبکهای پردازش اطلاعات خردگرایی و خوشبینی با افسردگی، همبستگی منفی و معنیداری وجود دارد ولی رابطهی بین خردگرایی و خوشبینی با رضایت از زندگی مثبت و معنیدار بود (01/0P
مقدمه: کمال گرایی مرضی ارتباط نزدیکی با اختلالات خوردن و وسواسی جبری دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تبیینی کمال گرایی در ویژگیهای وسواسی جبری و نگرشهای خوردن مرضی بود. روش: این پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی بود. نمونهای به حجم 790 نفر از بین دانشجویان به روش نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. شرکت کنندهها به پرسشنامههای بازنگری شده وسواسی جبری، نگرشهای اختلال خوردن و کمال گرایی هیل پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره همزمان تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که نقش تبیینی کمال گرایی در ویژگیهای وسواسی جبری بیشتر از نگرشهای خوردن مرضی است. نتایج سهم بیشتر کمال گرایی ناسازگار را در پیش بینی ویژگیهای وسواسی جبری و نگرشهای خوردن مرضی نشان داد. همچنین، کمال گرایی سازگار در هیچ یک از دو مورد نقش قابل ملاحظهای نداشت. نتیجهگیری: نقش بیشتر کمال گرایی در پیش بینی علائم وسواسی- جبری همسو با الگوی پدیدارشناسی آن میباشد. همچنین کاهش نقش تبیینی کمال گرایی در نگرشهای خوردن مرضی احتمالا به ماهیت ابزارهای سنجش کمال گرایی مربوط میشود.