با توجه به نقش مهم برخی محصولات مانند ذرت در تأمین نیاز غذایی، بررسی جنبههای مختلف تأثیر قارچهای میکوریز بر روی این محصولات حائز اهمیت است. در این پژوهش، بهمنظور بررسی کارایی برخی ترکیبات و ارگانیسمها بر کلونیزاسیون قارچهای میکوریز آربوسکولار و محتوی برخی عناصر ذرت، آزمایشی در شرایط گلخانه بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار به مدت 3 ماه با فاکتور قارچ در سه سطح F. mosseae (FM)، (RI) R. intraradices، R. irregalaris (RIr)، و فاکتور تقویتکنندههای آلی در هفت سطح (آزولا، باکتری P. fluorescens VUPf5، کمپلکس اسیدآمینه، اسید هیومیک، مخمر، بیولوگ سیدروفور باکتریایی و چای کمپوست) انجام شد. نتایج نشان داد که بالاترین درصد کلونیزاسیون میکوریزایی توسط گونه FM به ترتیب در تیمارهای باکتری، اسید هیومیک و جلبک مشاهده گردید. تیمارهای جلبک، اسید هیومیک و چای کمپوست در گونه RIو جلبک و چای کمپوست در گونه RIrبیشترین تأثیر را بر روی درصد کلونیزاسیون داشتند. بیشترین افزایش درصد کلونیزاسیون در سه گونه میکوریزایی براثر تیمار با جلبک، اسید هیومیک، چای کمپوست و باکتری بود. طبق نتایج، همه گونههای میکوریز بهصورت معنیداری باعث افزایش محتوی فسفر شدند و میزان فسفر در اندام هوایی تحت تأثیر چای کمپوست افزایش یافت. تیمار کمپلکس اسیدآمینه با گونه R. irregaluris غلظت آهن را نسبت به شاهد 07/8 برابر افزایش داد. کمپلکس R. intraradices و اسیدآمینه باعث افزایش 87/ 2 برابری غلظت منگنز شد. همچنین، کاربرد همزمان سیدروفور و RI، FM و RIr به ترتیب باعث افزایش 16/2، 05/2 و 81/1 برابری غلظت عنصر روی نسبت به گروه شاهد شد.
گونههای تریکودرما به دلیل تنوع متابولیسمی و قدرت رقابتی، از موجودات غالب میکروفلور خاک بوده و تقریبا در تمام زیستگاهها وجود دارند. در این پژوهش توانایی چهار سویه منتخب تریکودرما برای کنترل بیماری پوسیدگی ساقه و ریشه خیار ناشی از قارچ Fusarium solani مورد مطالعه قرار گرفت. بذرهای جوانهزده خیار در خاکهای سترون تیمار شده با سویههای تریکودرما کشت شدند. در مرحلهی چهار برگی بوتههای خیار، بیمارگر به خاک گلدانها مایهزنی گردید. بعد از گذشت یک ماه از مایهزنی بیمارگر شدت بیماری و فاکتورهای رشدی در گلدانهای تیمار شده با تریکودرما در مقایسه با شاهد بررسی شدند. نتایج نشان داد سویههای تریکودرما باعث کاهش شدت بیماری و افزایش فاکتورهای رشدی شدند بهطوریکه سویههایTrichoderma harzianum T127-12و Trichoderma aureoviride T189-4 هر دو با 67/91 درصد بیشترین تأثیر را در کاهش شدت بیماری نسبت به گیاه شاهد داشتند. نتایج بررسی اثر سویههای تریکودرما روی فاکتورهای رشدی گیاه شامل طول ریشه و ساقه، وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی، قطر ساقه و کلروفیل نسبی نشان دادکه تیمارهای مختلف سویه های تریکودرما تأثیرمثبتی در افزایش فاکتورهای رشدی گیاه داشت بهطوریکه سویههای T189-4 و T127-12 بر روی وزن خشک ریشه در حضور بیمارگر بهترتیب با 97 و82 درصد افزایش، بیشترین تأثیر را داشتند. نتایج این بررسی نشان داد که استفاده از این سویههای بومی تریکودرما میتواند برای کنترل پوسیدگی فوزاریومی ساقه و ریشه در برنامه مدیریت تلفیقی بیماری توصیه شود.
بلاست مرکبات یکی از بیماریهای مهم مرکبات در شمال کشور است که توسط گونههایی از جنس سودوموناس (Pseudomonas spp.) ایجاد میشود. این بیماری در شرایط اقلیمی مساعد، خسارتهای چشمگیری به باغهای مرکبات وارد میکند. با توجه به محدودیتهای استفاده از آنتیبیوتیکها و ترکیبات شیمیایی سنتزی، کنترل بیولوژیک یا استفاده از ترکیبات گیاهی ضد میکروبی میتواند روشی مؤثر برای کنترل بیماری بلاست باشد. در این تحقیق اثر چند جدایة مخمر رورست و عصارة بذر گلپر ایرانی (Heracleum persicum) بر عوامل بلاست مرکبات در شرایط آزمایشگاه (آزمون هالة بازدارندگی) و گلخانه، بررسی شد. جدایههای آنتاگونیست از نمونههای برگ مرکبات مناطق مختلف استانهای شمالی کشور جداسازی شدند. همچنین، بذر گلپر از مناطق مرتفع شهرستان بابل جمعآوری شد. در بررسی آزمایشگاهی، عصارة گلپر اثر معنیداری در مهار رشدی دو عامل بیمارگر از خود نشان داد، اما هیچیک از جدایههای مخمری نتوانستند بازدارندگی علیه دو بیمارگر ایجاد کنند. نتایج بررسی گلخانهای نشان داد که یکی از جدایههای مخمری (Pichia sp.) با میانگین کاهش 8/78 درصدی بهترین جدایه در کاهش شدت بیماری بلاست مرکبات بود. همچنین، عصارة گلپر توانست جمعیت بیمارگرها را در سطح میوة مرکبات، نسبت به شاهد تا 60 درصد کاهش دهد. یافتههای این تحقیق نشان داد که استرینPichia sp. و عصارة گلپر در کنترل بیماری مؤثر هستند.