بهمنظور بررسی اثر اسید سالیسیلیک و تیواوره بر عملکرد و ویژگیهای مورفوفیزیولوژیکی گلرنگ در شرایط تنش خشکی، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. فاکتور اصلی شامل سه سطح (80 (بدون تنش)، 110و 140 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر)، فاکتور فرعی شامل سه سطح تیواوره (صفر، 500 و 1000 پیپیام) و دو سطح اسید سالیسیلیک (صفر و یک میلیمولار) بودند. بیشترین ارتفاع بوته (38/71 سانتیمتر)، تعداد دانه در طبق (37/32)، وزن هزاردانه (38/22 گرم) و درصد روغن (54/22 درصد) در شرایط بدون تنش بهدست آمد. مصرف 1000 پیپیام تیواوره سبب افزایش 91/17 درصدی تعداد دانه در طبق، 12 درصدی وزن هزاردانه و 03/14 درصدی درصد روغن نسبت به عدممصرف تیواوره شد. همچنین اسید سالیسیلیک یک میلیمولار سبب افزایش 05/6 درصدی درصد روغن نسبت به عدم مصرف اسید سالیسیلیک گردید. بیشترین سطح برگ (2599 میلیمترمربع) و عملکرد بیولوژیکی (8656 کیلوگرم در هکتار) در شرایط بدون تنش و مصرف 1000 پیپیام تیواوره و یک میلیمولار اسید سالیسیلیک مشاهده شد. در شرایط بدون تنش و تنش 140 میلیمتر تبخیر، مصرف تیواوره اختلاف معنیداری از نظر عملکرد دانه با عدم مصرف تیواوره نداشت و در سطح تنش 110 میلیمتر تبخیر، مصرف تیواوره سبب افزایش عملکرد دانه شد. در شرایط بدون تنش و تنش 140 میلیمتر تبخیر، محلولپاشی با 1000 پیپیام تیواوره سبب افزایش کلروفیل a نسبت به عدم محلولپاشی تیواوره شد. در سطح تنش 140 میلیمتر تبخیر، مصرف تیواوره سبب کاهش محتوای کربوهیدرات کل نسبت به عدم مصرف تیواوره گردید.
سابقه و هدف: شوری یکی از مهمترین تنشهای محیطی است که در مناطق خشک دنیا نظیر ایران تولید محصول را محدود می-نماید. بهمنظور برآورده کردن نیازهای غذایی جمعیت در حال رشد جهان، استفاده از زمینهای حاشیهای که معمولا قدرت باروری پایینی دارند و به درجات مختلفی تحت تاثیر تنشهای عناصر غذایی، شوری و ... هستند، برای تولید محصولات جایگزین بدون کاهش چشمگیر در ارزش اقتصادی محصول اصلی، راهکاری عملی به نظر میرسد. منداب (Eruca sativa) بهعنوان یکی از گیاهان بسیار کهن بومی خاورمیانه سازگاری بسیار بالایی به شرایط گرم و خشک این منطقه دارد. این گیاه میتواند بهعنوان کود سبز یا گیاه پوششی نقش مهمی در حفاظت خاک در زمینهای آیش و همچنین برنامههای تناوب داشته باشد. با این حال دانش چندانی در مورد تحمل به شوری منداب در مرحله جوانهزنی و مراحل رشدی و گیاه کامل وجود ندارد. این آزمایش با هدف بررسی واکنش شاخصهای جوانهزنی و اجزا عملکرد چند اکوتیپ محلی منداب به شوری و شناسایی اکوتیپهای متحمل به شوری بهمنظور استفاده در برنامههای بهنژادی احتمالی انجام شد مواد و روشها: این پژوهش در چارچوب دو آزمایش جداگانه انجام شد. در آزمایش اول در چارچوب طرح کاملا تصادفی بهصورت فاکتوریل دو عاملی و با چهار تکرار، درصد و سرعت جوانهزنی و بنیه بذر هفت اکوتیپ محلی گردآوری شده از دو استان کرمان و فارس به نامهای سیرجان، بردسیر، ریگان، شهداد، آباده، دهمورد و درجوه در شوریهای شاهد (آبمقطر)، 3، 6، 9، 12، 15 و 18 دسیزیمنس بر متر اندازهگیری شد. در آزمایش دوم در چارچوب طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور و سه تکرار همان اکوتیپها در شرایط نیمهمزرعهای درون باکسهای سیمانی و در خاکی غیرشور (8/1 دسیزیمنس بر متر) کاشته شدند و تا مرحله چهار برگی با آب شهر آبیاری شدند. سپس اعمال شوری با آب شور برای رسیدن به سطح شوری 4، 8 و 12 دسیزیمنس بر متر انجام شد. در هر دو آزمایش شوری با حل کردن غلظتهای مختلف نمک کلرید سدیم در آب بدست آمد. در پایان فصل رشد عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت به همراه ارتفاع ساقه و تعداد دانه در خورجین اندازهگیری شدند. برخی شاخصهای تنش، برای اکوتیپها محاسبه شد و بر اساس تحلیل همبستگی و بایپلات نتایج تفسیر شد. یافتهها: در همه اکوتیپها، درصد و سرعت جوانهزنی و همچنین بنیه گیاهچه با افزایش شوری از سطح شاهد به 18 دسیزیمنس برمتر کاهش یافت اما از این لحاظ بین اکوتیپها تفاوت قابل توجهی وجود داشت. سرعت جوانهزنی و بنیه گیاهچه در اثر تیمارهای شوری بسیار بیشتر از درصد جوانهزنی کاهش یافتند. بر اساس روش نمرهدهی، سیرجان، درجوه و بردسیر بهترتیب بهعنوان اکوتیپهای برتر، متوسط و ضعیف از نظر تحمل به شوری شناسایی شدند. در آزمایش نیمهمزرعهای واکنش اکوتیپها بسیار متفاوت بود و اکوتیپ شهداد هم در شرایط شاهد و هم در شوری 12 دسیزیمنس بر متربالاترین عملکرد دانه و بیولوژیک را نشان داد. از نظر مقدار عددی اکوتیپ شهداد و درجوه بهترتیب بیشترین و کمترین مقدارهای STI، GMP، HM و MP را بهخود اختصاص دادند. تحلیل بایپلات نیز نشان داد که شهداد بیشترین عملکرد دانه و کمترین حساسیت به شوری را دارد. نتیجهگیری: تنوع ژنتیکی قابل توجهی بین اکوتیپها از نظر تحمل به شوری در مرحله جوانهزنی و گیاه کامل مشاهده شد. با اینحال واکنش اکوتیپها در این دو مرحله متفاوت بود که نشان میدهد سازوکارهای تحمل به شوری در مراحل نموی مختلف متفاوت است و ممکن است ارتباط نزدیکی با مبداء جغرافیایی – اقلیمی بذر نداشته باشد. بر اساس نتایج به نظر میرسد منداب در گروه گیاهان نیمه متحمل به شوری قرار داشته باشد و از اینرو امکان کشت وکار آن بهعنوان گیاه فرعی در برخی از خاکهای شور وجود داشته باشد.
بهمنظور بررسی نسبتهای مختلف کشت مخلوط سیاهدانه و شنبلیله بر عملکرد، اجزای عملکرد و درصد روغن در شرایط کنترل و عدم کنترل علفهرز، آزمایشی بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان در سال زراعی 1394 اجرا شد. تیمارها شامل ترکیب نسبتهای کشت مخلوط (کشت خالص سیاهدانه، کشت خالص شنبلیله، 25% سیاهدانه + 75% شنبلیله، 50% سیاهدانه + 50% شنبلیله و 75% سیاهدانه + 25% شنبلیله) و مدیریت علفهای هرز (کنترل و عدم کنترل) بودند. نتایج نشان داد که در کشت خالص، هر دو گیاه عملکرد بهتری داشتند، درحالیکه ارتفاع بوته، وزن هزار دانه و درصد روغن در الگوهای کشت مخلوط بیشتر بودند. الگوهای کشت مخلوط نسبت به کشت خالص، دارای مزیت نسبی بودند و در همه نسبتهای کشت مخلوط، مجموع عملکرد نسبی بیشتر از یک بود. کشت مخلوط 25% سیاهدانه + 75% شنبلیله در شرایط کنترل علفهایهرز بیشترین مجموع عملکرد نسبی (55/1) را داشت. کنترل علفهایهرز در الگوهای کشت مخلوط بهتر بود، بهطوریکه تعداد و وزن خشک علفهایهرز در کشت مخلوط بهطور معنیداری کمتر بود. درصد کاهش عملکرد شنبلیله در اثر حضور علفهایهرز در کشت خالص، 2/87 درصد و در الگوهای کشت 25 درصد سیاهدانه + 75 درصد شنبلیله، 75 درصد سیاهدانه + 25 درصد شنبلیله و 50 درصد سیاهدانه +50 درصد شنبلیله، بهترتیب برابر با 8/34، 1/27 و 25 درصد بود. بهطورکلی نتایج این پژوهش نشان داد که کشت مخلوط در الگوی 25% سیاهدانه + 75% شنبلیله، ضمن افزایش مجموع عملکرد نسبی، سبب بهبود کنترل علفهرز شد.
بهمنظور ارزیابی تحمل به خشکی سه رقم ارزن و یک رقم سورگوم، آزمایشی بهصورت کرتهای دوبار خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اصلی شامل سه دور آبیاری پس از 80 (شاهد)، 120 و 160 میلیمتر تبخیر از تشت تبخیر کلاس آ، عامل فرعی شامل چهار رقم سورگوم (Sorghum bicolor cv. Speedfeed)، ارزن باستان (Setaria italica cv. Bastan)، ارزن پیشاهنگ (Panicum miliaceum cv. Pishahang) و ارزن نوتریفید (Pennisetum americanum cv. Nutrifeed) و عامل فرعی بهعنوان زمان نمونهبرداری از برگ پرچم شامل سه مرحلهی قبل، یک و سه روز بعد از آبیاری بود. تأخیر در آبیاری علاوهبر کاهش رنگیزههای برگ و عملکرد علوفه، باعث افزایش پرولین، ساکارز و قندهای محلول برگ گردید. تداوم اثرات تنش خشکی در روزهای بعد از آبیاری نیز مشاهده شد. براساس نتایج، برای ارقام موردمطالعه، دور آبیاری تا سطح 120 و 160 میلیمتر تبخیر، بهترتیب تنش خشکی محدود و شدید را ایجاد کرد. حداقل زمان برای جبران اثرات تنش خشکی با شدت محدود، 3 روز بعد از آبیاری بود. در هر دور آبیاری، سورگوم اسپیدفید بیشترین عملکرد را تولید کرد. حداکثر عملکرد خشک علوفه نیز از دور آبیاری شاهد و سورگوم اسپیدفید (9376 کیلوگرم در هکتار) حاصل شد. پرولین و ساکارز برگ بهعنوان تنظیمکننده اسمزی، با عملکرد علوفه همبستگی مثبت داشتند. همچنین سورگوم اسپیدفید دارای قدرت تطابقپذیری بیشتری بود و بعد از انجام آبیاری، سریعتر از ارقام ارزن موردمطالعه خسارتهای وارده را ترمیم کرد.
بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف آبیاری بر رشد رویشی و عملکرد دانه خلر (LathyrusstivusL.) و ماشک گلخوشهای (ViciavillosaRoth.)، آزمایشی بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه ولی عصر رفسنجان در سال زراعی 1392 انجام شد. دور آبیاری در چهار سطح (40، 60، 80 و 100 میلیمتر تبخیر از سطح تشتک تبخیر کلاسA ) به عنوان عامل اصلی و نوع گیاه در دو سطح (خلر و ماشک گلخوشهای) به عنوان عامل فرعی بودند. نتایج نشان داد 53 روز پس از کاشت، با افزایش سطح آبیاری محتوای آب نسبی برگ خلر بر خلاف ماشک گل خوشهای کاهش نیافت، ولی 66 روز پس از کاشت کاهش یافت. هر چند بین سطوح 60، 80 و 100 میلیمتر تفاوت معنیداری وجود نداشت. سطح برگ و زیستتوده اندام هوایی خلر و ماشک در اثر کمبود آب ناشی از افزایش سطح آبیاری به ترتیب 77 و 73 درصد کاهش یافت، ولی سطح برگ خلر در سطوح آبیاری چهار تا نه برابر بیش از ماشک بود، هر چند زیستتوده اندام هوایی دو گیاه با هم تفاوت چندانی نداشت (1/1 و 2/1 گرم بر بوته در سطح آبیاری شاهد و 5/0 و 6/0 در سطح آبیاری 100 میلیمتر، به ترتیب برای ماشک و خلر). در نهایت، خلر برتری قابل توجهی بر ماشک گلخوشهای از لحاظ عملکرد و اجزا عملکرد داشت به گونهای که عملکرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد دانه در بوته و تعداد نیام در بوته آن در سطح آبیاری 100 میلیمتر به ترتیب 8/4، 4/2، 7/3 و 2/3 برابر ماشک بود. به نظر میرسد که در صورت کاشت بهمنظور تولید علوفه هر دو گیاه تحمل نسبتا خوبی به افزایش سطح آبیاری داشتند، ولی بهمنظور کاشت دانه، خلر بسیار بهتر بود و خشکی را بهتر تحمل کرد.
بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف شوری و پیشتیمار با اسید سالیسیلیک (SA) بر برخی شاخصهای رشد و جذب عناصر غذایی کنجد (Sesamum indicum L.)، آزمایشی بهصورت فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی و چهار تکرار در گروه زراعت دانشگاه ولیعصر رفسنجان اجرا شد. عاملهای آزمایش پیشتیمار بذر در سه سطح (آب مقطر، اسید سالیسیلیک 1 میلیمولار و اسید سالیسیلیک 5/2 میلیمولار) و شوری در سه سطح (5/2، 6 و 9 دسیزیمنس بر متر) بودند. یک تیمار بذر خشک هم برای مقایسه با دیگر سطوح پیشتیمار در آزمایش در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد در شوری 9 دسیزیمنس بر متر پیشتیمار با هر دو غلظت SA، سبب افزایش معنیدار درصد سبز نسبت به بذر خشک و آب مقطر شد. سطح برگ بوته و شاخص سبزینگی آن نیز در اثر افزایش شوری در بذر خشک و پیشتیمار با آب مقطر کاهش یافتند اما با کاربرد 5/2 میلیمولار SAمقدار این دو صفت در شوریهای 6 و 9 دسیزیمنس بر متر تفاوت معنیداری با شوری شاهد نداشت. از سوی دیگر، پیشتیمار با SA سبب کاهش محتوای سدیم و افزایش محتوای پتاسیم اندام هوایی شد. با این حال غلظت منیزیم اندام هوایی در پیش تیمار با 1 و غلظت فسفر در غلظت 5/2 میلیمولار SA بیشتر از بقیه تیمارها بود. اثر پیشتیمار با SA بر وزن خشک گیاهچه چندان روشن نبود. در تیمارهای بذر خشک، آب مقطر و 5/2 میلیمولار SA بیشترین وزن خشک اندام هوایی، ریشه و گیاهچه به سطح شاهد شوری تعلق داشت و با افزایش شوری مقدار آن کاهش یافت. تنها در غلظت 1 میلیمولار و در شوری 9 دسیزیمنس بر متر، وزن خشک نسبت به شاهد کاهش معنیداری نداشت. بهطور کلی در این آزمایش اثرات مثبت پیش تیمار با SA بیشتر بر بقای گیاهچه و جذب بهتر برخی عناصر غذایی بود.
این تحقیق بهمنظور مطالعه تغییرات عملکرد و اجزای عملکرد لاینهای امیدبخش جو در شرایط شوری آب آبیاری، با هدایت الکتریکی 10 دسیزیمنس بر متر، در مزرعه آزمایشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یزد، واقع در اردکان، در سال زراعی 92-1391 به اجرا در آمد. طرح در قالب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد که در آن، 18 لاین امیدبخش جو به همراه دو لاین شاهد (EMBS-89-18 و لاین شماره 4 شوری) موردبررسی قرار گرفتند. صفات درصد سبز مزرعه، ارتفاع بوته، تعداد پنجههای بارور و نابارور در واحد سطح، طول سنبله، تعداد دانه در سنبله، عملکرد سنبله، وزن دانه، وزن هکتولیتر دانه، میزان پروتئین، فسفر و خاکستر دانه اندازهگیری شد. تنش شوری بر درصد سبز مزرعه تأثیر نداشت؛ اما اختلاف بین لاینها در ارتباط با اغلب صفات موردمطالعه، معنیدار بود. بااینحال، تمامی لاینهای آزمایشی بر اساس عملکرد و اجزای آن، به چهار گروه تقسیم شدند. 6 لاینکه به همراه لاین شاهد EMBS-89-18 در یک گروه قرار گرفتند، عملکرد بیشتری تولید نمودند که میتوان این آنها را برای کشت در نقاط شور موردمطالعه بیشتر قرار داد. همچنین بر اساس خصوصیات زراعی میتوان گفت صفاتی نظیر ارتفاع کمتر بوته، توانایی پنجهزنی محدود و زودرس و اجزای زایشی بیشتر در هر سنبله و وزن هزار دانه زیادتر میتوانند بهعنوان معیاری برای شناسایی و انتخاب ژنوتیپهای از جو که دارای تحمل بیشتری نسبت به شرایط شور هستند، مورداستفاده قرار گیرد. طبق نتایج رگرسیون مرحلهای وزن هزار دانه در اولین مرحله 52 درصد تنوع موجود برای عملکرد دانه در بوته را توجیه نمود که شاید بتوان گفت وزن هزار دانه، مهمترین جزء عملکرد در شرایط شور بوده است.
بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف آبیاری بر عملکرد، اجزای عملکرد و کیفیت گیاه علوفهای خلر، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار، در مزرعۀ تحقیقاتی دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه ولیعصر رفسنجان در بهار سال زراعی 1392 اجرا شد. سطوح آبیاری شامل آبیاری پس از 40 (شاهد)، 60، 80 و 100 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A از زمان استقرار گیاهچه تا پایان دورۀ رشد بودند. سطوح آبیاری بر درصد صفات کیفی شامل الیاف نامحلول در شویندۀ خنثی(NDF) ، الیاف نامحلول در شویندۀ اسیدی ((ADF، لیگنین (ADL)، نشاسته، پروتئین خام اندام هوایی و وزن هزاردانه اثر معناداری نداشتند، اما محتوای صفات کیفی و همچنین تعداد دانه در بوته، عملکرد دانه در واحد سطح و زیستتوده را بهطور معناداری تحت تأثیر قرار دادند. براساس نتایج مقایسۀ میانگین محتوای صفات کیفی از تیمار 40 تا 80 میلیمتر تبخیر از سطح تشتک تغییر معناداری نداشت، اما در تیمار 100 میلیمتر تبخیر نسبت به شاهد بهطور معناداری کمتر بود. همچنین عملکرد دانه، تعداد دانه در بوته و وزن زیستتوده در تیمار 40 میلیمتر تبخیر بیشترین (بهترتیب 5/165 گرم در متر مربع، 17/36 در بوته و 4/2 گرم در بوته) و در تیمار 100 میلیمتر، کمترین مقدار (1/63 گرم در متر مربع، 5/24 در بوته و 07/1 گرم در بوته) را داشتند. براساس نتایج، عملکرد کیفی علوفۀ خلر تا سطح 80 میلیمتر تبخیر به کمبود آب تا حدودی متحمل است.