ارزیابی ظرفیتهای موجود و فرصتهای قابل استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مقاصد گردشگری، می تواند به مدیران این صنعت برای توسعه فعالیتهای فناورانه کمککند. هدف پژوهش پیشرو، ارائه مدل ارزیابی آمادگی گردشگری الکترونیک است، که با این مدل امکان سنجش استعداد یا میزان بهره برداری یک مقصد گردشگری از فناوری اطلاعات فراهم شود. این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته است و بنیاد آن بر استفاده از نظر30 خبره آشنا با فناوری اطلاعات در بخش گردشگری بنا شده است. برای انجام پژوهش، نخست، مدل اولیه شامل عناصر (ابعاد، مولفهها و شاخصها) و ارتباطات آنها با روش تحلیل محتوای تلفیقی استخراج شد. سپس از روش فنگروه اسمی برای تایید اعتبار یا اصلاح ابعاد، مولفهها و چینش آنها و از روش دلفی برای تایید حضور شاخصها در مدل استفاده شد. سرانجام، روش مقایسات زوجی فازی برای وزندهی به عناصرمدل بهکار رفتهاست. دستاورد این مطالعه، گسترش مفهوم آمادگی الکترونیکی از سطح کشور یا سازمان به صنعت گردشگری است که میتواند وضعیت آمادگی گردشگری برای الکترونیکی شدن را در سطح کشور یا یک مقصد گردشگری، در ابعاد، مولفهها و شاخصهای مختلف نشان دهد. یافته پژوهش، مدلی وزندار با 5 بعد، 15 مولفه و 88 شاخص است. ابعاد مدل به ترتیب اهمیت شامل: زیرساختهای فناوری اطلاعات، توانمندسازهای گردشگری الکترونیک، آمادگی کسبوکارهای گردشگری، جامعه اطلاعاتی و آمادگی سازمانهای مدیریت مقصد است. نتیجه مطالعه تعیین شاخصهای پراهمیت برای توسعه گردشگری الکترونیک در استان همدان است.
هدف پژوهش حاضر امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در مدارس آموزشوپرورش شهرستان دورود با استفاده از تکنیکهای دادهکاوی است. روش پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری مشتمل بر مدیران مدارس اداره آموزشوپرورش دورود که تعداد آنها 116 نفر بود و از میان آنها تعداد 89 نفر بهعنوان نمونه آماری از طریق جدول مورگان انتخاب شد. ابزار گردآوری دادههای پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن به روش صوری مورد تائید قرار گرفت و ضریب پایایی پرسشنامه مورداستفاده از طریق آلفای کرون باخ 93/. و از روش دونیمه کردن 70/. به دست آمد که در هر دو روش مورد تأیید بود. برای تحلیل دادهها از روشهای دادهکاوی و از نرمافزارهای Matlab، Weka، Rosetta،Excel استفاده شد. نتایج حاصل با استفاده از شبکههای عصبی، رافست، ژنتیک، درخت تصمیمگیری و تئوری بیز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت، به این صورت که معیار دقت با استفاده از رافست 88/0، درخت تصمیمگیری 94/0، تئوری بیز 1، شبکههای عصبی مصنوعی 1 بود. درنهایت 6 قانون نهایی توسط الگوریتم ژنتیک، جانسون، هولتس و درخت تصمیمگیری ارائه گردید. بر اساس یافتههای نهایی این پژوهش، عوامل تسهیم دانش، حفظ کارکنان دانش گر، استفاده از نظرات و پیشنهادات کارکنان نقش بسزا و عمدهای در استقرار مدیریت دانش ایفا مینمایند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل استقرار مدیریت دانش در آموزشوپرورش شهرستان دورود با استفاده از تکنیکهای دادهکاوی بوده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداری مدیریت آموزشوپرورش شهرستان دورود که تعداد آنها 155 نفر بود. ضریب پایایی پرسشنامه مورداستفاده از طریق آلفای کرونباخ 90/0؛ و از طریق روش دونیمه کردن 69/0 به دست آمد که در هر دو روش مورد تأیید بود. برای تحلیل دادهها از روشهای دادهکاوی استفاده شد. دقت پیشبینی با استفاده از رافست 7235/0، درخت تصمیمگیری 9525/0، تئوری بیز 985/0، شبکههای عصبی مصنوعی 9835/0 به دست آمد. قوانین توسط الگوریتم ژنتیک، جانسون، هولتس و درخت تصمیمگیری ارائه گردید. بر اساس این قوانین، انتقال دانش، حفظ کارکنان دانش در گرو استفاده مدیران از نظرات و پیشنهادهای کارکنان، نقش بسزا و عمدهای در استقرار مدیریت دانش در آموزشوپرورش ایفا میکنند. این تحقیق ازآنجهت دارای نوآوری بود که برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیکهای دادهکاوی استفاده میکند. در پژوهش حاضر از بین عوامل زمینهای، بدون تمرکز روی عاملی خاص و در نظر گرفتن فرضیهای به بررسی موضوع پرداخته شده است. حفظ کارکنان دانش گر باعث میگردد که تجربیات، مهارتها و دانش نهفته در این افراد از سازمان بیرون نرود و دیگر آنکه استفاده از دانش و نظرات این افراد و سایر کارکنان سبب ظهور دانش در سازمان میگردد که در پی آن سبب انتقال دانش در سازمان میشود.