هدف این پژوهش، بررسی انتظارات دانشآموزان از ویژگیهای مطلوب دبیران دین و زندگی و مقایسه آن با وضعیت موجود بود. این پژوهش، به لحاظ هدف، کاربردی و بهلحاظ روش، پیمایشی است. جامعه آماری آن تمامی دانشآموزان دختر و پسر رشته تجربی و انسانی شهر سرخس بود، که با استفاده از روش نمونهگیری سهمیهای، نمونهای به حجم 280 نفر انتخاب و برای گردآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. برای احراز پایایی پرسشنامه نیز از آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج آن برای مقوله اعتقادات و اخلاق فردی 79/0، مقوله شخصی و روانی 89/0، مقوله اخلاق بین فردی 90/0، مقوله ویژگیهای ظاهری 78/0 و مقوله شایستگیهای حرفهای 89/0 به دست آمد. برای تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آزمونهای اندازهگیری مکرر و تی وابسته استفاده شد. نتایج مربوط به اندازهگیری مکرر نشان داد که از دیدگاه دانشآموزان بین ویژگیهای مطلوب و موجود دبیران دین و زندگی از لحاظ اولویت تفاوت کاملا معناداری وجود دارد (P<0.01). رتبهبندی مقولهها با توجه به انتظارات دانشآموزان از دبیران دین و زندگی در وضعیت مطلوب به ترتیب عبارت است از: 1. ویژگیهای شخصی و روانی؛ 2. اعتقادات و اخلاق فردی و شایستگیهای حرفهای؛ 3. اخلاق بین فردی؛ 4. ویژگیهای ظاهری و در وضعیت موجود یا در عملکرد دبیران دین و زندگی عبارت است از: الف) ویژگیهای شخصی و روانی؛ ب) اعتقادات و اخلاق فردی؛ ج) اخلاق بین فردی؛ د) ویژگیهای ظاهری؛ ھ) شایستگیهای حرفهای. همچنین، نتایج مربوط به آزمون تی وابسته در مقایسه بین وضع مطلوب و موجود ویژگیهای دبیران دین و زندگی نشان داد که میان وضعیت مطلوب (انتظارات دانشآموزان) و وضعیت موجود (عملکرد معلمان) فاصله معناداری وجود دارد (P<0.01) و عملکرد معلمان در تمام مقولهها نتوانسته انتظارات دانشآموزان را برآورده کند.
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی موضوعات اساسی مورد نیاز سبک زندگی دانشجویی برای اثربخشتر شدن آنها، با توجه به دیدگاه صاحبنظران اسلامی بود. روش: روش پژوهش از نوع آمیختۀ اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش تحلیلی- استنتاجی و در بخش کمی از روش پیمایش پرسشنامهای و انجام آزمونهای آماری استفاده شد. جامعۀ آماری اول، کلیۀ منابع مرتبط با سبک زندگی دانشجویی با توجه به دیدگاه صاحبنظران اسلامی و جامعه دوم، شامل تعدادی از اساتید حوزۀ علمیۀ مشهد و استادان معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 93-1392 بود. در جامعۀ اول از آنجا که کلیه منابع و مدارک موجود استفاده شد، نمونهگیری صورت نپذیرفت و در جامعۀ دوم، از 52 نفر با استفاده روش نمونهگیری هدفمند(نمونهگیری گلولهبرفی) استفاده شدند. یافتهها: ارائۀ چارچوب مفهومی سبک زندگی دانشجویی در پنج مؤلفۀ کلی، که عبارتند از: فعالیتهای آموزشی، فعالیتهای اوقات فراغت، فعالیتهای عبادی، بهداشت و تغذیه و فعالیتهای سیاسی. نتیجهگیری: دورۀ دانشجویی به لحاظ قرار گرفتن در طیف وسیعی از مشکلات عاطفی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی، دورهای حساس و نیازمند آموزشهای خاص و دریافت اطلاعات مفید در جهت پیشگیری و حل مشکلات است؛ بنابراین، توجه به چارچوب مفهومی سبک زندگی دانشجویی برای کلیۀ دانشجویان پیشنهاد میشود.
این پژوهش با الهام از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنهای، به بررسی رویکرد گفتمانسازانه (که متوجه به مبانی نظری بومی و نشأتگرفته از آموزه های اسلامی میباشد) در کتب درسی و در باب موضوع ولایت فقیه پرداخته است. روش انجام این پژوهش تحلیل گفتمان است که یکی از انواع تحلیل محتوای کیفی است. یافتههای پژوهش نشان دادند که کتب درسی در انتقال موضوع ولایت فقیه، از رویکرد اخبارگونه و تاریخی پیروی میکنند و رویکرد گفتمانسازانه مورد غفلت واقع شده است. از مهمترین نشانههای اخبارگونگی متن میتوان به سازماندهی محتوای درسی بر اساس رخدادهای زمانی، تقسیمبندی موضوعی و ترتیب منطقی و غفلت از توجه به روابط ذاتی معارف اشاره نمود. علاوه بر این، استفاده از شیوه بیان مستقیم، عدم توجه به مخاطب و شبهات ذهنی او، سطحینگری، تمرکز بر حافظهپروری و بیتوجهی به عمق مطالب، و غفلت از ابعاد معنوی و عاطفی مخاطبان، از دیگر ویژگیهای متن کتابهای درسی در انتقال نظریه ولایت فقیه بودند. این پژوهش در نهایت استفاده از رویکرد گفتمانسازانه را در طراحی و تدوین کتب درسی پیشنهاد میکند.
هدف این مقاله بررسی روشهای آموزش توحید افعالی در قرآن است. توحید افعالی یکی از مراتب توحید است و مصادیق متعددی دارد که مهمترین آنها توحید در خالقیت، توحید در ربوبیت و توحید در مالکیت است. این تحقیق که با استفاده از قواعد تفسیر انجام شده، نشان میدهد که برای آموزش مصادیق اصلی توحید افعالی در قرآن از روشهای: مفروض گرفتن، القای مستقیم، توجه دادن به فطری بودن توحید افعالی، برانگیختن تفکر، استدلال، برانگیختن عواطف و احساسات، و ارائة نمونههای عینی و نقل سرگذشتهای واقعی استفاده شده است.
ارائه الگوی نظری تربیت اسلامی، روشی است که در طی آن نظریهپردازان تربیت اسلامی به شیوهای سامانمند در باب تعلیم و تربیت دینی نظریهپردازی نمودهاند. درواقع سامانمندی، حدّ ممیزة آن از سایر رویکردها و دیدگاهها در خصوص تربیت اسلامی است. در این نگاه نظام تربیت اسلامی مجموعهای از اجزا و روابط میان آنهاست که توسط ویژگیهای معین به هم وابسته یا مرتبط میشوند. از اینرو آنچه این پژوهش در پی آن است توصیف الگوهای نظری تربیت اسلامی است. بنابراین در پژوهش حاضر مسئله اصلی پژوهش، بررسی الگوهای نظری تربیت اسلامی ارائهشده توسط صاحبنظران است. به عبارت دقیقتر اینکه صاحبنظران تربیت اسلامی را به چه معنایی به کار بردهاند؟ در ارائه الگوی تربیتی از چه منابعی بهره گرفتهاند؟ در استفاده از منابع از چه روشهایی (توصیفی، توصیفی ‐ استنباطی و استنباطی) بهره گرفتهاند؟ برای بررسی سؤالات بالا، پژوهشگران از روش تحلیل محتوا استفاده نمودهاند. نتایج بهدستآمده، پنج الگوی نظری در دیدگاه صاحبنظران تربیت اسلامی را نشان میدهد. رویکرد اول که بیشتر صاحبنظران تاریخی را دربر میگیرد مبتنی بر دیدگاه انسانشناسی است. رویکرد دوم، رویکرد نظامگرا به تربیت اسلامی است. رویکرد سوم، رویکرد مسئلهمحور، رویکرد چهارم، رویکرد تحلیل مفهومی و در پایان رویکرد پنجم، رویکرد تحلیل فلسفی است.