دستیابی به حکمرانی خوب و استقرار نظام تدبیر در حکومت، به یکی از مهمترین مقاصد در جوامع و دولتها تبدیل شده است. دستیابی به این مهم تا حد زیادی نیازمند تخصیص بهینه منابع به اهداف مرتبط با آن است. نظام بودجهریزی بدان جهت که ابزاری برای تخصیص بهینه منابع مادی به سیاستها و برنامههای هر کشور است، اهمیت غیرقابلانکاری در دستیابی به این مقصود دارد. بر این اساس، در پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و تبیین مشخصات و مؤلفههای سیاستگذاری نظام بودجهریزی خوب برای کشورمان هستیم که ارتقادهنده حکمرانی خوب باشد. مؤلفههایی که در صورت انجام اصلاحات و حصول به آنها در سیاستگذاری بودجهای، زمینه تحقق حکمرانی خوب کشور را فراهم میآورد. برای تحقق این هدف، از روش تحقیق کیفی تحلیل تم بهره جستهایم که با استفاده از آن، از سه منبع ادبیات نظری، مصاحبه با خبرگان و مطالعه تطبیقی کشورهای منتخب، مختصات سیاستگذاری نظام بودجهریزی خوب را در قالب 8 مقوله و 61 تم مربوطه، استخراج و تبیین نمودهایم.
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مشخصات و مؤلفههای نظام بودجهبندی است؛ بهگونهای که تبلوری از حکمرانی خوب باشد و باعث بهبود شاخصهای حکمرانی خوب گردد. رویکرد مدنظر این پژوهش، رویکرد ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی است. در بخش کیفی این پژوهش از تحلیل تم مصاحبه و در بخش کمی، بهمنظور تأیید مدل از پرسشنامه استفاده شده است. جامعۀ آماری این پژوهش، خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزۀ بودجهبندی است که نمونههای آن بهصورت هدفمند انتخاب شدهاند. نتیجه این پژوهش 51 تم در قالب شش مقوله است که عبارتاند از: آمایش سرزمین، مدیریت ذینفعان، پیادهسازی بودجهبندی عملیاتی، اصلاح نظام حسابداری و گزارشگری، اصلاح فراگرد نظارت بر بودجه و شفافیت. مجموع این شش مقوله، 16 رابطه را با حکمرانی خوب برقرار نمودهاند. نتایج آزمون خیدو برای همۀ روابط معنادار بود و نشان داد روابط از نظر متخصصان، مورد تأیید است
در عرصهی کسب و کار نوین، تحقیقات در زمینۀ اخلاق و اصول اخلاق حرفهای، در سازمانهای بخش دولتی، شرکتهای بخش خصوصی و نهادهای مدنی در حال افزایش است. تا آنجاکه سازمانها به سمتی حرکت میکنند که بتوانند فعالیتهای خود را بر بستری از پارادایمهای ارزشی و اخلاقی قرار دهند. هدف این پژوهش جستاری در مؤلفههای اخلاقی در سازمانهای دولتی است که در راستای آن، الزامات اساسی برای پیادهسازی و ایجاد مدیریت اخلاقی مهیا گردد. جامعهی آماری این تحقیق براساس گروهبندی مندرج در قانون مدیریت خدمات کشوری، چهار وزارتخانه از چهار گروه امور فرهنگی ـ اجتماعی، امور خدماتی، امور زیربنایی و امور اقتصادی است. روش تحقیق حاضر از منظر روش‑شناختی روشی آمیخته (کیفی و کمی) بوده و همچنین برای گردآوری دادهها از پرسشنامه (با آلفای 91/0) و مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشاندهندۀ مؤلفههای اخلاقی در سازمانهای دولتی است که شامل عقلانیتگرایی، مسؤلیتپذیری، مساوات و برابری، تعاملگرایی و سایر موضوعات اخلاقی است. همچنین مدلی فرایندی از مدیریت اخلاقگرا در سازمانهای دولتی طراحی شده است که در سه بعد ساختاری، زمینهای و رفتاری قابل پیادهسازی است.