هدایت پژوهش و تغییر محتوای آن بهوسیله کنشگران داخل و خارج از جامعه علمی، پدیدهای است که مورد توجه بسیاری از پژوهشگران حوزه حکمرانی پژوهش قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر توصیف بخشی از این پژوهشها برای فهم چگونگی حکمرانی پژوهش است. این توصیف در رفتوبرگشت با چارچوبی مبناییتر یعنی دوگانه آزادی-پاسخگویی شکل گرفته است. بدین ترتیب با اتخاذ رویکرد مرور روایتی، پس از بیان استدلالی در خصوص امکان حکمرانی پژوهش، عمده مباحث حول چگونگی چینش نظام روابط اقتدار در عرصه پژوهش با نگاه به دوگانه مذکور طرح شده است. این دوگانه که در یکسوی آن استقلال و آزادی علمی (ضرورت خود-تخصیصی وظایف پژوهشی توسط خود پژوهشگر) قرار گرفته و سوی دیگر آن پاسخگویی و مسئولیتپذیری پژوهش (انطباق با انتظارات بیرونی از پژوهش) است، بهصورت تاریخی تحلیل شده و روند تبدیل شدن این رابطه متناقضنما به یک رابطه تعاملی و مکمل همدیگر تشریح شده است. درنهایت هفت خط پژوهشی از تجلی آن در شکلگیری سازوکارهای حکمرانی پژوهش احصاء شده که ویژگی مشترک همه آنها نوعی از اعمال نفوذ در امر پژوهش در عین حفظ ضرورت کارکردی آن (استقلال پژوهش) است.
تقابل محیط زیست و صنعت همواره به دلیل تعارضهای ماهوی که با یکدیگر دارند، بهویژه در اواخر قرن بیستم، توجه بسیاری از پژوهشگران را بهخود معطوف کرده است. مغایرت بین این دو حوزه از آنجائی معنیدار میشود که از یک سو دولتها همواره به دنبال توسعه از طریق رشد صنعت بوده و از سوی دیگر کنشگران و متفکرین زیستمحیطی و اجتماعی، محیط زیست را به عنوان عنصری ارزشمند و متضمن توسعهی پایدار برشمردهاند. در این پژوهش تلاش شده است علل تعارض خطمشی در این دو حوزه در ایران بررسی شود. بدین منظور، علل تعارض خطمشی با استفاده از نظر خبرگان شناسائی و سپس با استفاده از تکنیکهای کمی رتبهبندی شد. مهمترین عوامل ایجاد کننده تعارض در خطمشیگذاری زیستمحیطی عبارتاند از: تقدم عقلانیت سیاسی بر دیگر عقلانیتها، اتخاذ سیاست روزمرگی و کوتاهمدت توسط دولت، تعارض میان خطمشیگذاران و ذینفعان صنعت و محیطزیست ، نگاه سخت(سختافزاری و مهندسی) به توسعه و نگاه هزینهای به محیطزیست.
نقدهای وارد بر پارادایمهای غالب در سیطره علم بهویژه پارادایمهای تحصلگرایی و تفسیری، تلاش برای یافتن پارادایمهای جایگزین را تشدید کرد. یکی از پارادایمهایی که در همین راستا پا به منصه ظهور نهاد، رئالیسم انتقادی است. این پادارایم که تقریبا پارادایم نوظهوری تلقی میشود، ضمن اصالتبخشی به هستیشناسی، با به عاریت گرفتن هستیشناسی از تحصلگرایان و معرفتشناسی از تفسیریون، آشتیای بین دو این پارادایم رقیب ایجاد کرده است. رئالیسم انتقادی با دستهبندی واقعیت در سه سطح واقعیت تجربه شده، واقعیت محقق شده و واقعیت نهفته ادعا میکند فهم عمیقتری را از پدیدهها و سازوکارهای شکلگیری آنها به دنبال دارد. اما با وجود تأثیر مثبت این پارادایم در فهم بهتر پدیدهها، روششناسی در این پارادایم همچنان در هالهای از ابهام است و شمار پژوهشهایی که تحت لوای این پارادایم انجام گرفتهاند، اندک. ازاینرو در این مقاله تلاش شده است ضمن معرفی مفاهیم، پیشفرضها و مبانی نظری رئالیسم انتقادی، بررسیای بر روششناسی آن از منظر پژوهشگران مختلف انجام گیرد. در پایان نیز نمونهای عملی از پژوهش انجام شده تحت لوای این پارادایم تشریح شده است تا روشنگر پژوهش تحت لوای رئالیسم انتقادی باشد.
ساختهای ذهنی و برداشتهای افراد از موضوعات و مسائل اجتماعی به حدی متفاوت و چندلایه است که گاه هیچ قرابتی میان توصیفات افراد از یک مسئله واحد وجود ندارد. این پژوهش با شناسایی نحوه ساختاردهی طراحان، مجریان، شرکا و منتقدان طرح «شبکه بازرسی و نظارت مردمی» ماهیت نظری آن را به شکل مدلهای منطقی مجزایی ترسیم کرده است. برای ساختاردهی این موضوع، از «ارزشیابی نظریه برنامه» بهره گرفته شده است؛ «نظریه برنامه» در علم ارزشیابی بیان میکند چگونه یک مداخله به زنجیرهای از رهآوردهای خاص منجر میشود. بر این اساس تصورات افراد گوناگون در مورد چگونگی تحقق اهداف طرح شبنم تجزیه و تحلیل شده و ضمن مطالعه اسناد مربوطه، با 16 نفر از افراد مؤثر در طرح مصاحبه گردید و با بهرهگیری از تحلیل داده بنیاد، نظریه برنامه هر یک استخراج شده و در قالب مدل منطقی[1] به نمایش درآمده و در پایان توصیههای سیاستی بیان شده است. [1] Logic Model
بهبود کیفیت خطمشیهای عمومی چالش بزرگ فراروی همه کشورهاست. زیرا خطمشیهای بیکیفیت تبعات سنگینی از جمله نهادینه شدن فقر، هدر رفتن منابع ملی و در نهایت مخدوش شدن اعتماد عمومی در پی دارد. مطالعات متعددی بر نقش خطمشیهای خوب در ارتقا عملکرد ملی تاکید داشته اند. با این اوصاف کیفیت خطمشیهای عمومی به محیط ملی و بینالمللی هر کشور بستگی دارد. هدف این پژوهش واکاوی و احصا سازوکارهای ارتقا کیفیت خطمشیهای عمومی در ایران است. نتایج این پژوهش میتواند در بسط نظری کیفیت خطمشیهای عمومی موثر باشد. پژوهش در دو مرحله انجام شده است. در مرحله نخست (کیفی) سازوکارها احصا و با استفاده از شیوه مقایسه مستمر کیفیت یافتهها مورد ارزیابی قرار گرفته است و در مرحله دوم ضمن رتبهبندی سازوکارها فرضیههای توصیفی در مورد سازوکارها در معرض آزمون قرار داده شد. نتایج نشان میدهد که سازوکارهای طراحی نظام اطلاعاتی خطمشیگذاران عمومی در کشور. طراحی نظام انسجام عمودی و افقی خطمشیهای عمومی، کاربردی سازی دانش خطمشیگذاران عمومی کشور و تسهیل ورود نخبگان شایسته به مجلس، دولت، قوه قضاییه، شوراهای اسلامی شهر و روستا و نهادهای خطمشیگذاری عمومی اهمیت بیشتری نسبت به سایر سازوکارها در در ارتقا کیفیت خطمشیهای عمومی در ایران دارند.
عکس به عنوان ابزار ایجاد تعامل بین تماشاگر و تصویر، حاوی معانی مختلفی است. این ابزار با بکارگیری نمادها و سمبلها، بیانگر احساسات روانی افراد میباشد که میتوان از آن در تفسیر یافتههای تحقیق استفاده کرد. از اینرو هدف نویسندگان در این مقاله معرفی کاربرد تصویربرداری در سازمان به عنوان یک روش پژوهش سازمانی میباشد. به همین منظور، چارچوب کلی از انواع روشهای مختلف استفاده از تصویربرداری در مطالعات سازمان و مدیریت ارائه میگردد و در ادامه در راستای توجه و اهمیت بیشتر به مسئله، ضمن تشریح مبانی فسلفی تصویربرداری سازمانی، نحوه اجرای آن به طور کامل شرح داده خواهد شد و در پایان نیز انتقادات وارده به این روش به طور مشخص تشریح میگردد تا از این طریق شناخت مناسبی از مفهوم تصویربرداری در مطالعات سازمان و مدیریت در اختیار محققان قرار گیرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آزادی عمل بوروکراتهای سطح خیابان در تمایل آنها به اجرای خطمشیهای عمومی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان اداره کل امور مالیاتی استان قم به تعداد 115 نفر میباشند که به طور مستقیم در فرایند اجرای طرح جامع مالیاتی درگیر بودند. بر اساس جدول مورگان، 86 نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه است. دادهها به روشهای میدانی و کتابخانهای جمعآوری شد. نتایج تحلیل دادهها به روش مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد آزادی عمل اداری بوروکراتهای سطح خیابان بر ادراک مجریان خطمشی از مفید و معناداربودن خطمشی برای اربابرجوع و تمایل به اجرای خطمشی تأثیر مثبت دارد. همچنین، نتایج نشان داد ادراک بوروکراتها از معناداری خطمشی برای ارباب رجوع در رابطه آزادی عمل اداری و تمایل بوروکراتهای سطح خیابان به اجرای خطمشی نقش میانجی دارد.
با توجه به اهمیت انگیزه شغلی در بخش دولتی که به دلیل وجود پاره ای از شرایط، ویژگی های آن و همچنین محیط و فضای شغلی، آن را از سایر مشاغل جدا می سازد، هدف از انجام این پژوهش، بررسی انگیزه خدمت عمومی در بخش دولتی ایران و تعیین عوامل اثرگذار بر آن و همچنین احصا بهترین تبیین کنندهها می باشد. داده های پژوهش از سازمانهای دولتی در سطح استانی گردآوری شده و در قالب 859 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفتند. روش تحقیق آمیخته بوده و در دو بخش کیفی برای احصا مقوله ها از طریق روش فراترکیب و بخش کمی با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد سه دسته عوامل اثر گذار بر انگیزه خدمت عمومی در بخش دولتی به ترتیب عبارت است از سبک زندگی، عوامل محیط کار و عوامل جمعیت شناختی.
سازمانها در پرتو مدیریت، عملکرد خود را رقم میزنند و نفس مدیریت در سایه وجود کارکنان، هستی پیدا میکند. با پذیرش این منطق تعامل مدیر و کارکنان شاهکلید قوام و دوام همه سازمانها است. این مهم در سازمانهای دولتی دوچندان میشود؛ اما رابطه بین مدیر و کارکنان همیشه مولد نیست و در زمینه تعارض بین مدیر و کارکنان، رفتارهای مخرب متنوعی ممکن است رخ دهد. با اتکا به نظریه تعارض رابطهای، هدف این پژوهش احصای استراتژیهای سازمان برای تخریب مدیران دولتی است. جامعه موردمطالعه کارکنان بخش دولتی ایران و نمونه آن کارکنان «سازمان امور مالیاتی استان همدان» هستند. یافتهها نشان میدهد، نتیجه و تبلور چنین تنش و تعارضی در رفتارهای انحرافی بهعنوان پدیدهای مخرب ظاهر میشود و کارکنان درصدد رفتار تلافیجویانه هستند و استراتژیهایی را برای تخریب مدیران خود بهکار میگیرند؛ در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی دادهبنیاد (کیفی) و سپس با بهرهگیری از روش معادلات ساختاری (کمی) این استراتژیها شناسایی شده و در سه مقوله استراتژیهای تخریب اعتبار سازمانی، اعتبار اجتماعی و اعتبار حرفهای مدیر طبقهبندی شدهاند.
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی برای انتخاب آمیخته ابزارهای خطمشی عمومی در آموزش و پرورش انجام شده است. در این پژوهش از روش مطالعه کتابخانهای برای شناسایی و استخراج عوامل مؤثر بر انتخاب آمیخته ابزارهای اجرایی خطمشی عمومی و از روش دلفی تعدیلشده برای پالایش و نهاییکردن این عوامل استفاده شد. بر این اساس، طی دو دور دلفی، مهمترین عوامل، شناسایی و نهایی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه خبرگان و صاحبنظران خطمشیگذاری آموزشی و پرورشی است که عملا در وزارتخانه آموزش و پرورش، سازمان برنامه و بودجه و مراکز دانشگاهی فعالیت دارند. اعضای گروه دلفی برای این پژوهش بهصورت نمونهگیری غیرتصادفی و ترکیبی از روشهای هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شده و تعداد 32 نفر از متخصصان خبره بهعنوان نمونه انتخاب شدند. با توجه بررسی و تحلیل دادهها، درمجموع، 28 عامل بهعنوان مهمترین عوامل شناخته شدند که عوامل عدالت توزیعی، واقعگرایانهبودن ابزارها، تناسب بین ابزارها و هدف خطمشی، تعامل و همکاری بین نهادها و همسویی ابزارهای اجرایی با یکدیگر، بهعنوان مهمترین عوامل شناسایی شدند؛ همچنین عوامل در دو طبقه کلی درونی و بیرونی جای گرفتند.
دولت از طریق خطمشیهای خود تلاش دارد تا ضمن گسترش مرزهای پاسخگویی با پایش و ارزشیابی، شفافیت در خط مشی را برای ارزیابان رونمایی کند. طراحی یک نظام پایش و ارزشیابی در هر یک از حوزههای فعالیت دولت علاوهبر بهبود خط مشی به یادگیری خط مشی نیز کمک میکند. افزایش تقاضا برای دانش، اهتمام رئوس عالی حکومتی به مقوله علم و فناوری، تدوین نقشه جامع علمی کشور، تغییر نظام پذیرش دانشجو و گسترش مؤسسات آموزش و پژوهشی دانشگاهی ضرورت تدوین یک نظام پایش و ارزشیابی را برای خطمشیهای وزارت علوم ایجاب میکند. در این تحقیق تلاش میشود تا با استفاده از مدیریت مبتنی بر نتایج یک مدل پایش و ارزشیابی طراحی شده و با استفاده از پنج معیار نافعیت، اثربخشی، کارایی، پایداری و تأثیر این مدل در حوزه وزارت علوم و تحقیقات و فناوری آزمون شود. نتایج تحقیق نشان میدهد که زمینههای لازم برای تدوین این مدل از معرفی پایش و ارزشیابی آغاز شده و با تقاضا محوری سه گروه عمده ارزیابان نهادی، فرانهادی و جامعه مدنی مسیر لازم برای تحقق آن از مسیر زنجیره مدیریت مبتنی بر نتایج فراهم میشود.
دستیابی به حکمرانی خوب و استقرار نظام تدبیر در حکومت، به یکی از مهمترین مقاصد در جوامع و دولتها تبدیل شده است. دستیابی به این مهم تا حد زیادی نیازمند تخصیص بهینه منابع به اهداف مرتبط با آن است. نظام بودجهریزی بدان جهت که ابزاری برای تخصیص بهینه منابع مادی به سیاستها و برنامههای هر کشور است، اهمیت غیرقابلانکاری در دستیابی به این مقصود دارد. بر این اساس، در پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و تبیین مشخصات و مؤلفههای سیاستگذاری نظام بودجهریزی خوب برای کشورمان هستیم که ارتقادهنده حکمرانی خوب باشد. مؤلفههایی که در صورت انجام اصلاحات و حصول به آنها در سیاستگذاری بودجهای، زمینه تحقق حکمرانی خوب کشور را فراهم میآورد. برای تحقق این هدف، از روش تحقیق کیفی تحلیل تم بهره جستهایم که با استفاده از آن، از سه منبع ادبیات نظری، مصاحبه با خبرگان و مطالعه تطبیقی کشورهای منتخب، مختصات سیاستگذاری نظام بودجهریزی خوب را در قالب 8 مقوله و 61 تم مربوطه، استخراج و تبیین نمودهایم.
بهبود کیفیت خطمشیهای عمومی از جمله دغدغهها و چالشهای فراروی حوزههای مختلف عمومی همه نظامهای سیاسی است. این کیفیت، در خلاء بهبود پیدا نمیکند، بلکه مستلزم داشتن راهکارها و ساز و کارهای مختلفی میباشد. هدف این پژوهش واکاوی و شناسایی ساز و کارهای دانشی بهبود کیفیت خطمشیهای عمومی در ایران است. پژوهش در دو مرحله انجام شده است: در مرحله نخست (کیفی) ساز و کارها، احصاء شده و در مرحله دوم ضمن رتبهبندی اهمیت ساز و کارها، فرضیههای توصیفی در مورد ساز و کارها در معرض آزمون قرار داده شد. نتایج نشان میدهد که ساز و کارهای دانشی برای بهبود خطمشیهای عمومی به ترتیب اهمیت عبارتند از:کاربردیسازی دانش خطمشیگذاری عمومی در نظام خطمشیگذاری عمومی کشور، اشاعه دانش خطمشیگذاری عمومی در کشور و شکلدهی مبانی فلسفی و نظری بومی خطمشیگذاران عمومی.
مدیریت دولتی محمل اصلی اجرای خطمشیهای عمومی و در نتیجه تضمین بهروزی افراد جامعه است. یکی از عوامل موفقیت یا شکست آن برای تحقق اهداف خطمشیها، مدیران دولتی هستند. همچنین ثبات یا بیثباتی مدیران دولتی نیز یکی از علل ناکامی یا توفیق آنها محسوب میشود. ثبات مدیریتی پدیدهای دو وجهی است که پیامدهای مثبت و منفی بر آن مترتب است. هدف این مقاله واکاوی این پیامدها در سازمانهای دولتی ایران است. بدین منظور برای شناسایی پیامدهای مثبت و منفی ثبات مدیریتی از ابزار مصاحبه (مرحله کیفی) و پرسشنامه (مرحله کمی) استفاده شده است؛ بنابراین، این پژوهش از نوع ترکیبی است. روایی مصاحبه و پرسشنامه بر اساس نظر خبرگان تأیید و پایایی پرسشنامه 98/0 به دست آمد. در مجموع، 28 پیامد مثبت و 25 پیامد منفی ثبات مدیریتی شناسایی شد. مهمترین پیامد مثبت و منفی ثبات مدیریتی در سازمانهای دولتی ایران به ترتیب عبارتاند از: اجرایی شدن برنامهها و خطمشیهای بلندمدت و مقاومت در برابر تغییر.
بهکارگیری فناوری در برخی سازمانها، به بازده مورد انتظار و بهبود عملکرد منجر نمیشود و نشانة وجود نوعی مسئله در مواجهة سازمانها با فناوری است؛ بنابراین، در این زمینه باید مطالعات عمیق و هدفمند محسوس صورت گیرد تا مواردی که حداقل با شکست مواجه نشدهاند، واکاوی شوند. از نمونههای موفق در زمینة فرایند کارآفرینانه و فناورانة سازمانی، ایجاد شرکتی جدید با عنوان شاپرک در بدنة سازمان بزرگ و عمومی بانک مرکزی است که پژوهش حاضر متکی بر آن است. این فرایند بهدلیل داشتن ابعاد گسترده، مهم و حاوی ابعاد پژوهشی فراوان است. در این پژوهش با استفاده از روش نظریة دادهبنیاد، تبیینی برای فرایند مذکور ارائه شده است. از مصاحبهها درمجموع 138 گزارة مقولهای در مرحلة کدگذاری باز و 38 مقوله در مرحلة کدگذاری محوری جوانه زد. در مرحلة کدگذاری انتخابی، نه دسته مقوله حاصل آمد. این مقولهها شامل عقبة تاریخی شاپرک، پیشاقدامات فرایند رخداد آن، ساختارسازی جدید، مدل کسبوکار، متقاعدسازی عمومی، نظارت و تنظیم مقررات بهعنوان مقولة اصلی و پیامدهاست. درنهایت، نظریة دادهبنیاد شکوفاشده، روایت و توصیههای سیاستی متناظر با آن برای استفادة سازمانهای بزرگ و عمومی در مواجهه با فناوری ارائه شده است.
خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد رویکرد جدیدی به چرخه خط مشی گذاری عمومی است که در بسیاری از کشورها مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از شواهد مهم در این رویکرد آمارهای ملی است. بر این اساس آمار میتواند در صورت دقت و صحت در تولید و اشاعه، اثربخشی و کارایی خط مشیهای ملی را ارتقا دهد. هدف این مقاله واکاوی رویکرد خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد با محوریت آمار به عنوان یکی از شواهد کلیدی است. به منظور تعیین روابط میان ابعاد مدل مفهومی تحقیق از روش مدل سازی حداقل مجذورات جزیی (PLS) و نرمافزار Smartpls استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل دادههای گردآوری شده از 140 خط مشیگذار و کارشناس حوزه آموزش عالی کشور نشان میدهد که استفاده از شواهد آماری تاثیر مثبت و مستقیمی بر اثربخشی و کارآیی خط مشیهای آموزش عالی کشور دارد. بر اساس نتایج، بهروز نبودن آمارها و اطلاعات، دسترسی سخت به آمارها و اطلاعات، عدم انتشار به موقع آمارها، قابل فهم نبودن آمارهای تولید شده، نبودن امکان مقایسة آمارهای موجود با آمارهای قبلی و ...، از مهمترین مسایل و مشکلات به کارگیری رویکرد خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد آماری است.rnrnواژگان کلیدی:
با توجه به شدت روزافزون تغییرات، مدیران باید برای حفظ مزیتهای رقابتی سازمان خود با ایجاد انعطافپذیری و پویایی در محیط درون سازمانی به بهترین وجه به ایجاد تغییرات مناسب در راهبردها و عوامل درون سازمان همت گمارده و سازمان را با شرایط و خواستههای متغیر محیطی انطباق دهند. یکی از مهمترین ابزارهای پژوهش این امر نوسازی راهبردی است. ایجاد و پیادهسازی نوسازی راهبردی در سازمان متاثر از عوامل مختلفی است. یکی از این عوامل موثر و تسهیلکننده نوسازی راهبردی، یادگیری سازمانی است. از این رو مقاله حاضر به دنبال بررسی نقش یادگیری سازمانی در نوسازی راهبردی میباشد. بدین منظور پس از شناسایی و بومیسازی مؤلفههای نوسازی راهبردی و نظرسنجی از خبرگان، پرسشنامه پژوهش در قالب دو دسته سوالهای نوسازی راهبردی و یادگیری سازمانی تدوین و در جامعه آماری پژوهش (گروه صنعتی سایپا) توزیع گردید. دادههای این پژوهش پس از جمعآوری توسط نرم افزارهای SPSS و Visual pls تحلیل گردید. نتایج تحلیل دادهها حاکی از آن است یادگیری سازمانی تأثیر بسزایی در نوسازی راهبردی دارد. از میان هفت فرضیه فرعی، تأثیر چهار فرضیه فرعی چشمانداز مشترک، تفکر سیستمی، رهبری مشارکتی و توسعه شایستگیهای کارکنان بر نوسازی راهبردی مورد تأیید قرار گرفت؛ و تأثیر سه فرضیه فرهنگ سازمانی، کار و یادگیری گروهی و اشتراک دانش بر نوسازی راهبردی مورد تأیید قرار نگرفت.
هدف از این پژوهش شناسایی ابزارهای خط مشی گذاری برای اجرای خط مشی ملی گردشگری در ایران است. این پژوهش با درک نقش و اهمیت گردشگری در تولید ناخالص ملی در پی یافتن پاسخ مناسب به این سوال است که با چه ابزارهایی می توان خط مشی گردشگری را اجرا کرد. به این منظور برای یافتن این پاسخ از رویکرد پژوهشی ترکیبی با رویکرد اکتشافی در گردآوری داده ها به منظور دست یابی به ابزارهای خط مشی گردشگری استفاده شده است. با توجه به مولفه های شناسایی شده دراین پژوهش می توان نتیجه گرفت شناسایی ابزارهای خط مشی گردشگری به منزله راه کاری است که دولت ها به بهره گیری از آن می توانند موجب رشد و توسعه گردشگری بشوند. در نهایت یافته های پژوهش حاکی از آن است که ابزارهای خط مشی گردشگری با توجه به نقش هایی که دولت ها در گردشگری ایفا می کنند به سه دسته ابزارهای تنظیمی، شناختی و هنجاری تقسیم می شوند و دولت با استفاده از این ابزارها می تواند موجب پایداری گردشگری شود. در بخش کمی، سنجه طراحی شده توسط پژوهشگران برای تایید یا رد فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت که از روایی محتوایی لازم و ضریب قابل اعتماد آلفای کرونباخ برخوردار است.