سابقه و هدف: به منظور بهبود حاصلخیزی خاک، افزایش ظرفیت نگهداری آب و عناصر غذایی در خاک و همچنین بهبود رشد و عملکرد گیاهان، مصرف کودهای آلی مختلف در خاک با توجه به مشکل کمبود مواد آلی در بیشتر خاکهای ایران، اهمیت زیادی دارد. با این حال، کودهای آلی به تنهایی قادر به تامین نیاز گیاهان نبوده و به اندازه کافی در دسترس کشاورزان نیستند. از طرف دیگر مصرف زیاد کودهای شیمیایی باعث آلودگی محیط زیست و افزایش هزینه تولید میشود. بنابراین، جهت استفاده کارآمد و موثر از کودهای آلی و شیمیایی و دستیابی به کشاورزی پایدار، مصرف تلفیقی کودهای آلی و شیمیایی توصیه شده است. با توجه به اثر تنش گرمای آخر فصل بر کاهش تولید گندم در خوزستان و همچنین اثر کاهش مصرف کودهای شیمیایی و افزایش مصرف کودهای آلی و بیولوژیک بر سلامت بوم نظامهای زراعی، این آزمایش با هدف بررسی اثر مصرف تلفیقی کود شیمیایی نیتروژن با کود آلی کمپوست بقایای نیشکر و کاربرد باکتری محرک رشد (PGPR) در شرایط گرمایی آخر فصل بر رشد و عملکرد گندم طراحی و اجرا شد.مواد و روشها: این پژوهش به منظور بررسی واکنش عملکرد و اجزای عملکرد گندم چمران 2 به مصرف تلفیقی کود شیمیایی نیتروژنه با کمپوست بقایای نیشکر و باکتریهای محرک رشد تحت اثر تنش گرمای آخر فصل اجرا شد. آزمایش به صورت کرتهای دو بار خرد شده (اسپلیت اسپلیت پلات) در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1401-1400 در مزرعه پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل سه تاریخ کاشت یک آذر، 20 آذر و 10 دی در کرتهای اصلی؛ شش سطح مصرف تلفیقی کود شیمیایی نیتروژنه (اوره) با کود آلی کمپوست بقایای نیشکر شامل شاهد (بدون کود شیمیایی و آلی)، 100 درصد کود شیمیایی، 75 درصد کود شیمیایی+ 25 درصد کود آلی، 50 درصد کود شیمیایی+ 50 درصد کود آلی، 25 درصد کود شیمیایی+ 75 درصد کود آلی و 100 درصد کود آلی در کرتهای فرعی و دو سطح کاربرد و عدم کاربرد باکتری های محرک رشد (PGPR) در کرتهای فرعی فرعی بود. هر کرت فرعی به طول 3 متر و عرض 2 متر (با مساحت 6 متر مربع) و شامل 10 خط کشت به فاصله 20 سانتی متر از هم بود. فاصله بین کرتهای اصلی و فرعی نیم متر و فاصله بین بلوک ها دو متر در نظر گرفته شد. پس از رسیدگی فیزیولوژیک، گیاهان برداشت شد و صفات مورد نظر اندازهگیری شدند.یافتهها: تجزیه واریانس نشان داد که اثر تاریخ کاشت و اثر مصرف تلفیقی کود شیمیایی با کود آلی کمپوست نیشکر بر تمام صفات اندازهگیری شده در سطح احتمال یک درصد معنیدار شد، همچنین اثر باکتری محرک رشد بر تمامی صفات مورد بررسی به جز شاخص برداشت معنیدار گردید. مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین عملکرد دانه (5663 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کشت یک آذر و مصرف تلفیقی 50 درصد کود شیمیایی+ 50 درصد کود آلی و کمترین مقدار آن (1155 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت 10 دی و عدم مصرف کود شیمیایی بود. به طور کلی تاخیر در کاشت و وقوع تنش گرمایی آخر فصل، باعث کاهش عملکرد دانه شد ولی در تاریخهای کاشت مختلف، مصرف تلفیقی 50 درصد کود شیمیایی+ 50 کود آلی، موجب افزایش عملکرد دانه گندم گردید.نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده برای تعدیل اثر تنش گرمای آخر فصل و همچنین کاهش مصرف کودهای شیمیایی و دستیابی به کشاورزی پایدار و بهبود رشد و عملکرد گندم، مصرف تلفیقی کود شیمیایی نیتروژنه با کود آلی کمپوست بقایای نیشکر و کاربرد باکتری محرک رشد میتواند توصیه شود.
نیاز روزافزون بشر به مواد غذایی سبب افزایش توجه به مفهوم فشردهسازی پایدار شده است. در این رویکرد، افزایش عملکرد همراه با کاهش اثرات زیستمحیطی سامانههای کشاورزی میباشد. یکی از راهکارهای فشردهسازی با کمترین اثر بر محیط زیست افزایش عملکرد در واحد سطح از طریق کاهش خلاء عملکرد است. این مطالعه بهمنظور بررسی عوامل تأثیرگذار بر خلاء عملکرد کلزا (Brassica napus L.) در شهرستان خرمشهر صورت گرفت. در این پژوهش، خلاء عملکرد 57 مزرعه کلزا با تنوع در سطح زیرکشت، عملیات زراعی و میزان عملکرد براساس اطلاعات مراکز خدمات و پایش مستمر بهروش روش تحلیل مقایسه کارکرد مورد بررسی قرار گرفت. مدل عملکرد، از رابطه بین تمامی متغیرهای اندازهگیری شده (کمّی و کیفی) و از طریق رگرسیون گام به گام بررسیشد. با استفاده از این روش میانگین عملکرد واقعی در سطح مزارع، عملکرد قابل حصول و خلاء عملکرد کلزا بهترتیب 1663، 3197 و 1533 کیلوگرم در هکتار محاسبه شد. خلاء عملکرد کلزا در این پژوهش 48 درصد بود که نشاندهنده تأثیرپذیری بالا نسبت به استفاده از روشهای مدیریتی مطلوب است. متغیرهای مؤثر در خلاء عملکرد کلزا استفاده از دستگاه لولر جهت تسطیح اراضی، میزان تحصیلات کشاورزان، کاربرد کود فسفر، تاریخ مصرف کود پتاسیم، میزان مصرف کود پتاسیم و روش حذف بقایای کشت سال قبل بود که در مجموع، 27/89 درصد از کل خلاء عملکرد کلزا در سطح مزارع شهرستان خرمشهر را ایجاد کردند.
سابقه و هدف: تنش خشکی باعث کاهش صفات فیزیولوژیک و کیفی تریتیکاله میشود. همچنین کاربرد کود کمپوست اثرات مطلوبی بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و کاهش اثر تنشهای محیطی مثل تنش خشکی بر صفات فیزیولوژیک و کیفی گیاهان زراعی دارد. این آزمایش با هدف بررسی اثر مصرف مقادیر مختلف کود کمپوست بقایای نیشکر بر کاهش اثر تنش خشکی ناشی از قطع آبیاری بر صفات فیزیولوژیک و کیفی تریتیکاله در شرایط آب و هوایی اهواز در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان طراحی و اجرا شد.مواد و روشها: به منظور بررسی اثر کود کمپوست بقایای نیشکر بر صفات فیزیولوژیک و کیفی تریتیکاله در شرایط تنش خشکی، آزمایشی مزرعهای به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 98-1397 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل چهار سطح تنش خشکی (آبیاری کامل، قطع آبیاری از مرحله ظهور سنبله، قطع آبیاری از مرحله گردهافشانی و قطع آبیاری از مرحله شیری- خمیری دانه) در کرتهای اصلی و پنج مقدار کود کمپوست بقایای نیشکر (صفر، 10، 20، 30 و 40 تن در هکتار) در کرتهای فرعی بودند.یافتهها: تجزیه واریانس نشان داد که اثر تنش خشکی، کود کمپوست بقایای نیشکر و اثر متقابل آنها بر اکثر صفات فیزیولوژیک و کیفی اندازه گیری شده (عدد اسپد، کلروفیل a، کلروفیل b، کاروتنوئید، محتوی نسبی آب برگ، ثبات غشای سلول، دمای کانوپی، توزیع مجدد مواد فتوسنتزی، پروتئین دانه و میزان آهن و روی دانه) معنیدار بود. مقایسه میانگین صفات اندازه گیری شده فوق تحت اثر متقابل تنش خشکی و کود کمپوست بقایای نیشکر نشان داد که تنش خشکی باعث کاهش مقدار اغلب صفات مذکور شد و حداکثر میزان این صفات در تیمار آبیاری کامل و کمترین مقدار آنها در تنش خشکی از ظهور سنبله مشاهده شد. همچنین در سطوح مختلف تنش خشکی، با افزایش میزان مصرف کود کمپوست بقایای نیشکر، مقدار صفات مذکور افزایش یافت و در سطح 40 تن در هکتار به حداکثر رسید؛ لذا بیشترین میزان این صفات در شرایط آبیاری کامل و مصرف 40 تن در هکتار کمپوست بقایای نیشکر و کمترین مقدار آنها در شرایط تنش خشکی از مرحله ظهور سنبله و عدم مصرف کمپوست بقایای نیشکر حاصل شد.نتیجهگیری: به طور کلی تنش خشکی ناشی از قطع آبیاری باعث کاهش مقدار صفات فیزیولوژیک و کیفی تریتیکاله شد. همچنین در تمام سطوح تنش خشکی، با افزایش میزان مصرف کود کمپوست بقایای نیشکر و فراهمی آب و عناصر غذایی برای گیاه، مقدار صفات فوق افزایش یافت. لذا افزایش مصرف کود کمپوست بقایای نیشکر توانست اثر منفی ناشی از تنش خشکی از مرحله ظهور سنبله بر صفات فیزیولوژیک و کیفی تریتیکاله را بین 6 تا 46 درصد کاهش دهد.
سابقه و هدف: امروزه تریتیکاله به عنوان یک غله تجاری با پتانسیل بالا برای تغذیه انسان و دام مطرح است. با توجه به این که تریتیکاله تحمل خوبی نسبت به وضعیت نامناسب محیطی نشان میدهد، جایگزین خوبی برای گندم نان در وضعیت محیطی نامناسب و کمبازده است.کاربرد کودهای شیمیایی در کشت وکار غلات باعث تخریب بوم سامانههای زراعی و ایجادآلودگیهای زیست محیطی میشود. یکی از رویکردهای رفع این مشکل استفاده از اصول کشاورزی پایدار در این بوم نظامها است. از جمله این راهکارها میتوان به استفاده از کودهای آلی نظیر اسید هیومیک اشاره کرد. یکی از عوامل مهم در اثربخشی بیشتر کود، کاربرد غلظت و زمان مناسب مصرف آن است. از اینرو تعیین مناسبترین غلظت و زمان کاربرد برگی اسید هیومیک در کشت و کار تریتیکاله دارای اهمیت میباشد. این آزمایش با هدف تعیین بهترین غلظت و زمان محلولپاشی اسید هیومیک برای افزایش عملکرد کمی و کیفی تریتیکاله در شرایط آب و هوایی خوزستان انجام شد. مواد و روشها:آزمایش به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال زراعی 97-1396 اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل زمان محلولپاشی در چهار سطح به عنوان عامل اصلی (پنجهزنی، ساقه رفتن، ظهور برگ پرچم، گرده افشانی) و غلظت در چهارسطح به عنوان عامل فرعی (صفر، 200، 400 و 600 میلیگرم در لیتر) بود.صفات مورد ارزیابی در این آزمایش شامل خصوصیات ظاهری، عملکرد، اجزاء عملکرد، درصد پروتئین دانه و عملکرد پروتئین بود. یافتهها: اثر زمان محلولپاشی بر ارتفاع بوته، تعداد دانه در سنبله و عملکرد زیستتوده معنیدار شد و بیشترین ارتفاع بوته بامیانگین 3/124 سانتیمتراز کاربرد اسید هیومیک درمرحله ساقه رفتن و بیشترین عملکرد زیستی) 3/17438 کیلوگرم در هکتار) در مرحله برگ پرچم با تفاوت معنیدار با شاهد بهدست آمد. اثر غلظت بر تعداد سنبله در متر مربع، وزن هزار دانه و عملکرد زیستی معنیدار بود. همچنین اثر متقابل زمان و غلظت محلولپاشی بر طول پدانکل، طول سنبله، عملکرد دانه و شاخص برداشت معنیدار گردید. بیشترین عملکرد دانه (6796کیلوگرم در هکتار) از محلولپاشی 200 میلیگرم در لیتر اسید هیومیک در مرحله ظهور برگ پرچم بهدست آمد. نتیجهگیری: با توجه به نقش مثبت اسید هیومیک در بهبود رشد و عملکرد این گیاه در پژوهش حاضر و نیز هزینه کم کاربرد آن در سطح وسیع، محلولپاشی آن در زراعت تریتیکاله توصیه میشود. بر اساس نتایج این آزمایش، برای بدست آوردن بیشترین عملکرد دانه در زراعت تریتیکاله کاربرد برگی 200 میلیگرم در لیتر اسید هیومیک در مرحله برگ پرچم پیشنهاد میگردد.
شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.335.94.2.1578.41 آزمایشی برای بررسی اثر ورمیکمپوست و زئولیت بر روی گیاه دارویی همیشهبهار (Calendula officinalis L.) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه رامین خوزستان در سال 1396، بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. ورمیکمپوست (صفر، 3، 6 و 9 تن در هکتار) بهعنوان فاکتور اصلی و زئولیت (صفر، 4، 8 و 12 تن در هکتار) بهعنوان فاکتور فرعی بررسی شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که ورمیکمپوست و زئولیت اثر معنیداری بر عملکرد گل، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، کلروفیل a و کلروفیل b، کاروتنوئید برگ، کاروتنوئید گلبرگ همیشهبهار، برداشت نیتروژن، برداشت فسفر و شدت رنگ گلبرگها داشتند. همچنین برهمکنش بین ورمیکمپوست و زئولیت بر تمامی صفات ذکر شده معنیدار گردید. بیشترین عملکرد گل (69.53 گرم در متر مربع) و عملکرد بیولوژیک (474.84 گرم در متر مربع) بهترتیب در تیمارهای سه تن در هکتار ورمیکمپوست + 12 تن در هکتار زئولیت و نه تن در هکتار ورمیکمپوست به دست آمدند. بالاترین میزان عملکرد بیولوژیک (474.84 گرم در مترمربع) در تیمار 9 تن در هکتار ورمیکمپوست حاصل شد. همچنین بیشترین میزان کاروتنوئید برگ و گلبرگ در تیمار 9 تن در هکتار ورمیکمپوست و بیشترین میزان کلروفیلهای a و b مربوط به تیمار 9 تن در هکتار ورمیکمپوست و 4 تن در هکتار زئولیت بود. بالاترین میزان برداشت نیتروژن در تیمار 8 تن در هکتار زئولیت بود. بالاترین مقدار برداشت فسفر نیز در تیمار 9 تن در هکتار ورمیکمپوست و 12 تن در هکتار زئولیت بدست آمد. در مجموع بهدلیل مقرون به صرفهتر بودن زئولیت نسبت به ورمیکمپوست، با افزایش مقدار زئولیت مصرفی میتوان عملکرد گل را افزایش داد. در این پژوهش برای حاصل شدن بهترین عملکرد گل، ترکیب تیماری 3 تن در هکتار ورمیکمپوست و 12 تن در هکتار زئولیت مناسب بوده و پیشنهاد میگردد.