«منظر رنگی» از مهمترین ارکان هویتی بافتهای تاریخی شهرها و یکی از عناصری است که فرهنگ بومی را در کالبد بازتاب میدهد و از همین جهت است که بهعنوان مولفهای از رویکرد(HUL) به طور روزافزون، مورد توجه قرار گرفته است. مساله آن است که استفاده ناآگاهانه از رنگ و بیتوجهی به آن در بازآفرینی بافتهای تاریخی و توسعههای شهری همجوار با آن بافتها، گاه منظر شهری را مخدوش کرده و شخصیت این بافتهای یگانه را تهدید مینماید. این در حالی است که منظر شهرهای تاریخی، متأثر از نظامهای رنگی ذاتی مصالح بومی و همساز با شرایط اقلیمی شکل گرفته است، اما امروز به سبب استفاده از مصالح ناهمخوان با زمینه طبیعی، مناظر تاریخی شهرها دستخوش آسیبهای بصری و ادراکی قرار گرفته اند. با توجه به اهمیت و وسعت این بافتها و ایجاد ساخت و سازهای ناهمگون با نظام رنگی بومی، این امر که چگونه میتوان از ابزارهای امروزی بهجای روشهای مرسوم دستی و قدیمی جهت ثبت و تحلیل اطلاعات رنگ محیط استفاده کرد؛ بهگونهای که این روش از لحاظ اقتصادی نیز، به صرفه و در عین حال بهلحاظ صحت نتایج، قابل اعتماد باشد، پرسش پژوهش حاضر است. بر این اساس، هدف این پژوهش معرفی روشی در راستای تهیه پالت رنگی مکان و تشخیص کدهای رنگی غالب در زمینه شهری است. محله جلفای اصفهان با توجه به ویژگیهای برجسته آن، نظیر قرارگیری در ساختار تاریخی شهر اصفهان، بهرهمندی از فرهنگ ویژه و وجود الگوهای رنگی منحصربهفرد، به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب گردید. این پژوهش از نوع تحقیقات ترکیبی است و با توجه به ماهیت چند وجهی رنگ به لحاظ راهبرد پژوهش از رویکرد سیستمی تبعیت میکند. سیستم رنگ پژوهش ، سیستم CIELab است. نتایج پژوهش نشان داد این روش قابلیت کاربرد به شکل گسترده برای تحلیل منظر رنگی و تهیه پالت پیشنهادی را در راستای تحقق رویکرد HUL داراست.
چکیده امروزه استفادۀ مجدد از مواریث صنعتی بهویژه کارخانههای صنعتی یکی از مباحث چالشبرانگیز حوزۀ میراث صنعتی محسوب میشود. ابعاد وسیع این بناها و بهتبع آن، هزینههای زیاد مرمت و نگهداری و یا تمایل مالکان به تخریب این بناها و احداث ساختمانهایی با بازده اقتصادی فراوان از این چالشهاست. برای حل این مشکل، اندیشیدن کاربری مناسب برای این بناها از موارد مهمی است که باید بدان توجه کرد. موضوع این پژوهش حفاظت از کارخانة ریسباف اصفهان بهعنوان یکی از مواریث مهم معماری صنعتی ایران است که لازمة آن تعیین مناسبترین کاربریها برای این اثر بر اساس مجموعهای از معیارهاست. در این پژوهش تلاش میشود به کمک مدل برنامهریزی سلسلهمراتبی و نرمافزار Expert Choice، مناسبترین کاربریهای این اثر صنعتی تعیین شود. بررسی ۵ معیار کلی این پژوهش نشان میدهد در اولویت نخست شایسته است که کاربری کارخانه (تداوم وضعیت موجود) و پسازآن کاربری فرهنگی با توجه ویژه به فرهنگ صنعتی ملاک تصمیمگیری برای حفاظت از کارخانة ریسباف قرار داده شود.
کارخانة ریسباف اصفهان از آثار صنعتی قابلتوجه در ایران است. یکی از راهکارهای حفاظت از این میراث معماری صنعتی، ایجاد و توسعة گردشگری بر اساس قابلیتها و ارزشهای آن است. با توجه به این امر، مقالة حاضر درصدد است تا با کمک رهیافت برنامهریزی راهبردی (تکنیکهایی از قبیل: ماتریس ارزیابی عوامل داخلی،[1] ماتریس ارزیابی عوامل خارجی[2] و مدل سوات[3]) و با کمک نرم افزار SPSS و از طریق روش کتابخانهای و مطالعات میدانی (پانل خبرگان)، مهمترین راهبردهای مناسب توسعة گردشگری در کارخانة ریسباف اصفهان را تدوین و اولویتبندی نماید. نتایج بهدست آمده از این پژوهش بیانگر این مطلب است که کارخانة ریسباف اصفهان بهعنوان یک سیستم با 9 فرصت و 15 تهدید (مشتمل بر 6 عامل خارجی و 24 شاخص) و با 32 نقطة قوت و 14 نقطة ضعف (مشتمل بر 9 عامل داخلی و 46 شاخص) مواجه است. کارخانة ریسباف اصفهان با دارا بودن عوامل نهگانة داخلی با امتیاز کل 3.781 و عوامل ششگانة خارجی با امتیاز کل 4.023 درخصوص ایجاد و توسعة گردشگری، بهترتیب در محیط داخلی با قوت و در محیط خارجی با فرصت روبرو است. همچنین باتوجه به اینکه موقعیت گردشگری در کارخانة ریسباف اصفهان در بخش (I) جدول مقایسهای عوامل داخلی-خارجی است، راهبرد استخراجی آن، «راهبرد رشد و ساخت» است.