زمینه و هدف: بررسی فرایند تولید کمپوست از پسماندهای تفکیک شده روستایی به روش تودههای ساکن با هوادهی فعال از نظر درصد ترکیب مواد تشکیلدهنده آنها، شرایط و مدت زمان فرایند عملآوری، تحلیل پارامترهای کلیدی حاکم بر فرایند، کیفیت محصول نهایی و نیز ارزیابی اقتصادی هزینهها و درآمد، از مهمترین اهداف این تحقیق میباشد. روش بررسی:در این مطالعه پس از تفکیک پسماندهای روستایی، دو توده کمپوست یکی شامل ۱۰۰ درصد پسماند فسادپذیر و توده دیگر شامل ۷۵ درصد پسماند فسادپذیر و ۲۵ درصد فضولات گاوی ایجاد گردید. برای تخمین بهتر متغیرهای مربوط به فرایند رسیدگی و شناسایی خطاهای مشاهده، از سه تکرار استفاده گردید. چهار متغیر اصلی رطوبت، اسیدیته، دمای محیط و درون توده و نسبت C/N برای هر یک از تودهها اندازهگیری شد. تحلیل آماری جامع از نظر مقایسه پارامترها، بررسی همبستگی متغیرها و تحلیل واریانس یک طرفه بر روی پارامترهای اندازهگیری شده، انجام گرفت. یافتهها:میزان کاهش کل کلیفرمها در هر دو بستر در حدود ۳log ملاحظه گردید. میزان کاهش تخم انگل در تودههای حاوی ۱۰۰ درصد پسماند در حدود ۸/۷۵ درصد و در تودههای مخلوط با فضولات گاوی در حدود ۹۵ درصد بدست آمد. فلزات سنگین سرب، کادمیوم و نیکل در هیچ کدام از تودهها، شناسایی نشدند. میانگین نسبت C/N در محصول نهایی در این روش برابر با ۳۵/۱۲ و میانگین pH نیز برای کمپوست رسیده برابر ۰۵/۸ ثبت گردید. بحث و نتیجهگیری:مقایسه محصول نهایی با استانداردهای ایران، آمریکا و کانادا نشان میدهد که روش استاتیک در هر دو ترکیب سبب تثبیت پسماندهای جامد و در نهایت منجر به تولید کمپوست مناسب شده است. از نظر ارزیابی اقتصادی ملاحظه شد که نرخ بازده داخلی برای تولید کمپوست به روش استاتیک برابر با ۴/۱۲ درصد میباشد.
هدف از این مطالعه، ارزیابی تناسب محلهای موجود دفن پسماند در محدودة غرب استان مازندران با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است. به منظور اجرای این ارزیابی سه دستورالعمل آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا، سازمان مدیریت و برنامهریزی ایران و سازمان حفاظت محیط زیست ایران مورد استفاده قرار گرفت. پس از بررسی وضعیت هر یک از ضوابط موجود در هر دستورالعمل با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و همچنین بازدیدهای میدانی از این محلها میزان تناسب در هرمحل و همچنین کل محدودة مطالعاتی مشخص گردید. نتایج نشان داد که هیچ کدام از 10 محل دفن موجود در محدوده با معیارهای سازمان محیط زیست ایران تناسب ندارند. در رابطه با روش سازمان مدیریت برنامهریزی فقط محل دفن پسماند مرزن آباد مناسب است و با توجه به معیارهای روش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا محلهای دفن پسماند نور، نوشهر و کلارآباد مناسب و بقیه سایتها نامناسب هستند. ضمنا میزان تناسب در کل محدودة مورد مطالعه نسبت به روش سازمان محیط زیست 20%، سازمان مدیریت و برنامهریزی 5/48% و آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا 9/77% است.
مناطق شهری امروزه با مشکلات فزایندهای در رابطه با مدیریت مواد زاید جامد مواجه هستند. افزایش نرخ تولید مواد زاید منجر به بروز معضلات بهداشتی و زیست محیطی شده و نگرانیهای عموم را در پی داشته است. با توجه بهاین که دفن بهداشتی در حال حاضر کاربردی ترین روش در مدیریت مواد زاید است قرارگیری محل دفن در موقعیتی مناسب اهمیت بسیاری دارد. همچنین ارزشیابی محلهای دفن در حال استفاده رویکردی مناسب جهت شناسایی و به حداقل رساندن مشکلات آنها میباشد. روشهای متعددی که دراین زمینه وجود دارد هر کدام جنبهها و معیارهای متفاوتی را در نظر میگیرند. دراین پژوهش از روش غربال منطقهای و محلی در ارزشیابی محل دفن مواد زاید کرج به منظور بررسی مشکلات آن استفاده شده است. دراین روش سه عامل اصلی شرایط طبیعی، کاربری و عوامل اقتصادی در دو مقیاس منطقهای و محلی ارزیابی میشوند. ابتدا نقشههای مورد نیاز در مرحله ارزشیابی منطقهای در سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه و دادههای مکانی تجزیه و تحلیل گردید و نقشه تناسب نهایی بهدست آمد که طبق آن مساحت مکانهای با ارزش نامناسب 8/142915 هکتار، متوسط 3/5089 هکتار و مناسب 9/4046 هکتار و میزان تناسب محل نامناسب میباشد. در نهایت محل دفن در مقیاس محلی با استفاده از روش وزن و امتیازدهی مورد بررسی قرار گرفت و میزان تناسب آن متوسط ارزشیابی شد.
چکیده براساس محاسبات انجام یافته در محل دفن پسماندهای شهر خمین روزانه 48 تن پسماند به صــورت غیــر اصــولی دفــن می گردد.این روش سنتی، مشکلات زیست محیطی بسیاری را در پی داشته است و ضرورت اقدامات بهینه سازی را بر مسئولان و مردم آشکار نموده است. جهت کاهش مشکلات دفع پسماندهای شهری، شهرداری خمین در استان مرکزی تصمیم به احداث و بهره برداری از تأسیسات کمپوست گرفته است. مساحت اراضی طرح 2 هکتار و با اهداف توسعه آن به وسعت 3 هکتار می باشد. ظرفیت تولید طرح در سال 2 هزار تن کمپوست است که قابل افزایش نیز خواهد بود. با این حال گزینه مطرح دیگردراین زمینه در شهر خمین و دیگر شهرهای با موقعیت مشابه، بهداشتی کردن دفن فعلی پسماندها از طریق انجام عملیات دفن بهداشتی می باشد. پژوهش حاضر سعی در مقایسه طرح کمپوست با دفن پسماندهاداشته و ضمن ارزشیابی محل فعلی دفن پسماندها با استفاده از روش الکنو با انجام محاسبات از ملاحظات اقتصادی در این بررسی بهره جسته است و در نهایت به منطقی بودن انتخاب گزینه دفن بهداشتی برای شرایط شهر خمین ،با توجه به موقعیت اکولوژیکی و کسب حداکثر امتیاز اندکس الکنو و مقایسه هزینه های دفع هر کیلوگرم پسماند به دو شیوه موجود که دارای اختــلاف بیش از 10 تــومــان می باشد، دست یافته است. بدیهی است که در صورت رعایت تفکیک از مبدا و تبدیل طرح کمپوست به بیوکمپوست، به معنای واقعی کلمه و حذف بسیاری از لوازم و تاسیسات پرهزینه آن و سرشکن کردن هزینه های اقتصادی این طرح برای چند شهر مجاور در استان و یا استان های همجوار از طریق جانمایی محل طرح کمپوست در فاصله بین چند شهر نزدیک به هم می توان به نتایج بهتری در این زمینه دست یافت و این گزینه را نیز با بررسی دقیق، بار دیگر محل تامل قرار داد.
این پژوهش، به منظور مکانیابی محل دفن زباله در محدوده مطالعاتی، با لحاظ نمودن جدیدترین دستورالعمل سازمان حفاظت محیط زیست که به استناد ماده 12 قانون و ماده 23 آئین نامه اجرایی مدیریت پسماند به منظور کاهش اثرات مخرب زیست محیطی فعالیتها، مکانها و تأسیسات مرتبط با پردازش و دفع پسماندهای عادی از جمله کلیه اماکن دفن و بازیافت تهیه انجام گرفته است. با استفاده از روش غربال منطقهای و محلی و نرمافزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی مناطق دارای محدودیت قانونی و همچنین، مناطق مستعد جهت دفن پسماند در مقیاس منطقهای بررسی و مشخص گردید. سپس، مناطق مستعد در مقیاس محلی با توجه به پارامترهای حائز اهمیت در این روش و اوزان آنها اولویتبندی شدند. در این روش 3 عامل اصلی شرایط طبیعی، کاربری اراضی و عوامل اقتصادی دخالت دارد که عوامل یاد شده در مقیاس منطقهای و محلی مورد مطالعه قرار گرفتند، سپس، بر اساس نرخ رشد جمعیت و میزان تولید زباله در یک افق 20 ساله مساحت اراضی مورد نیاز جهت دفن زباله در محدوده مطالعاتی تعیین و اراضی مستعد با مساحت کمتر از مقدار تعیین شده از نقشه شایستگی حذف و نقشه شایستگی نهایی، شامل اراضی مناسب دفن زباله با در نظر گرفتن کلیه ضوابط و معیارهای سازمان حفاظت محیط زیست به مساحت، 7/2770 هکتار در مقیاس منطقهای و 6/2105 هکتار از اراضی در مقیاس محلی از کل محدوده مطالعاتی مستعد برای دفن زباله تعیین گردید.
بررسی محیط زیستی و بهداشتی محل دفن پسماندهای شهری به دلیل ایجاد آلودگیهای مختلف، از اهمیت زیادی برخوردار است. مهمترین آلاینده محل دفن، شیرابه ناشی از پسماندها می باشد. شیرابه پسماند می تواند با نفوذ به آبهای سطحی و زیر زمینی موجب آلودگی این منابع شود. محل دفن پسماند رشت در فاصله 15 کیلومتری رشت و در منطقه سراوان واقع شده است.این محل در کنار یکی از سرشاخه های رودخانه سیاهرود، به نام رودخانه کچا قرار دارد. رودخانه کچا پس از پیوستن به رودخانه سیاهرود به نام زرجوب،با اتصال به رودخانه گوهررود در منطقه پیربازار، وارد بخش شرقی تالاب انزلی می شود. این رودخانه بار آلودگی ناشی از شیرابه پسماند به همراه دیگر آلاینده های شهری ، صنعتی و کشاورزی که طول مسیر دریافت می کند را در تالاب انزلی تخلیه می نماید. در این تحقیق که در سالهای 86-1385 انجام گرفت، وضعیت محل دفن پسماند شهر رشت و همچنین رودخانه کچا از نظر آلودگی ناشی از شیرابه بررسی گردید. برای این منظور، پارامترهای TP[1],pH ,DO[2],BOD[3], COD[4] در دو فصل تابستان و زمستان مورد آنالیز قرار گرفتند .نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که تمام پارامترهای مورد مطالعه بیش از حد مجاز سازمان حفاظت محیط زیست بوده است. به اضافه آلودگی ناشی از شیرابه در مقایسه با نتایج آزمایشات سال 1376 افزایش چشمگیری داشته است. [1] - Total Phosphate [2] -Desolved Oxygen [3] - Biological Oxygen Demand [4] -Chemical Oxygen Demand
تولید هزاران تن مواد زاید شیشهای در شهر تهران که ناشی از فعالیتهای روزمره و صنعتی و تجاری است، مسأله بازیافت را امری اجتنابناپذیر کرده است. بدین ترتیب که دفن یا رهاسازی این مواد که قابل بازیافت هستند، در حوالی شهرها به عنوان عامل ایجادکننده مشکلات زیستمحیطی مطرح است و از طرفی با دفن یا سوزاندن این مواد در اصل ثروت و سرمایه ملی را دور ریخته و هدر دادهایم. طبق آمار سازمان بازیافت و تبدیل مواد شهرداری تهران در سال ٨٥، ۲/٢% وزنی کل مواد زاید جامد را ضایعات شیشه تشکیل میدهد. سالانه در زبالههای تهران ٥٢ هزار و ٢٢٦ تن شیشه وجود دارد که متأسفانه از این میزان ضایعات شیشهای تولید شده تنها مقدار ناچیزی مورد بازیافت قرار میگیرد و بخش زیادی از آن به همراه سایر ضایعات دفن میشودبه طوری که می توان گفت متوسط ماهانه نرخ بازیافت شیشه در شهر تهران حدود ٢ % است. بازیافت شیشه موجب صرفهجویی در مصرف منابع و مواد اولیه، صرفهجویی در مصرف انرژی، صرفهجویی در هزینه و فضای لازم جهت دفن، کاهش آلودگیهای زیستمحیطی از جمله آلودگی هوا، آلودگی آب، آلودگی معدنی، خروج گازهای گلخانهای و همچنین ایجاد اشتغال، افزایش مشارکت و آگاهیهای زیست محیطی میشود. بازیافت مواد راهکاری است که می توان از آن در جهت نیل به هدف توسعه پایدار و حفظ منابع و محیطزیست، استفاده نمود. لذا بر مسئولان امر است تا به بازیافت اصولی و علمی ضایعات شیشه اهمیت دهند و از دفن و رهاسازی این مواد که دارای ارزش اقتصادی نیز است، جلوگیری نمایند.
در بیشتر عملیات تصفیه فاضلاب، مقدار زیادی لجن تولید میگردد که تقابل با آن نیازمند دقت است. تاکنون مطالعات زیادی پیرامون کاربرد کرمهای خاکی برای تثبیت لجن و فاضلاب بهعنوان یکی از فرایندهای بیولوژیکی انجام شده است. در بخش اول این تحقیق، اثرات متقابل جامدات خشک لجن و نوع مواد حجمزا مانند خاک اره، کاه و کاغذ در مخلوط با لجن فعال با جامدات خشک 10، 15 و 20 درصد به تعداد 10 تیمار بر کاهش جامدات فرار لجن با استفاده از کرم خاکی آیزنیا فتیدا در مقیاس پایلوت و کاربرد 50 عدد کرم در هر تیمار به مدت 10 هفته مورد بررسی قرار گرفت. بیشینه کاهش جامدات فرار در مخلوط لجن با کاغذ با جامدات خشک 15 درصد، معادل 0/03 ± 0/42 درصد در روز و کمینه آن در مخلوط لجن با کاه با جامدات خشک 15 درصد، معادل 0/01 ± 0/26 درصد در روز بهدست آمد. در بخش دوم، بقای کرمهای خاکی آیزنیا فتیدا در لجن بیهوازی فاضلاب بررسی شد. در لجن خالص بیهوازی تازه، تمام کرمها در طول 10 هفته اول بهدلیل سمیت لجن دچار مرگ و میر شده و از هفته دهم به بعد و با کاهش سمیت ، میزان بقای آنها افزایش یافت و از هفته دوازدهم به بعد و با کاهش 40/25 درصد از جامدات فرار اولیه لجن، کلیه کرمها زنده ماندند. در حالی که در مخلوط لجن بیهوازی با کاغذ (جامدات خشک 15 درصد) بهدلیل بهبود شرایط هوازی، از هفته هشتم به بعد و با کاهش 17/40 درصد از جامدات فرار اولیه لجن، تمام کرمها زنده ماندند.
در این تحقیق روند مدیریت زباله های بیمارستانی در سطح بیمارستانهای خصوصی شهر تهران به منظور ارزیابی محورهای تفکیک ، جمع آوری، ذخیره سازی ،دفع وحمل زایدات در این مراکز مورد مطالعه قرا رگرفته است. تعداد 20 واحد از 48 واحد بیمارستانهای خصوصی از طریق پرسشنامه طراحی شده مورد مطالعه قرار گرفت. سرانه تولید زباله در واحدهای مورد بررسی به ازای هر تخت در روز 3.406 کیلوگرم برآورد گردیده است. تمام واحدها عملکرد یکسانی در مورد تفکیک زباله دارند که با امتیاز حد اکثر(100) مشخص میشود حمل و نقل زباله در داخل بیمارستان دارای میانگین امتیاز 93.33 و حمل و نقل زباله به خارج از بیمارستان دارای میانگین امتیاز 76.25 میباشد. امتیاز جایگاههای نگهداری موقت زباله با توجه به انطباق با شرایط زیست محیطی و بهداشتی 80.36 است. هیچ یک از واحدهای مورد مطالعه از فناوری های بی خطر ساز استفاده نمی کنند و زباله های خود را بدون اعمال استانداردهای بهداشتی جهت جمع آوری و دفع به شهرداری تهران تحویل می دهند. دفن زباله ها در تهران باتوجه به استانداردهای تعیین شده از سوی سازمان بهداشت جهانی ضعیف ارزیابی میشود. روند مدیریت پسماندهای بیمارستانی در نمونه های مورد مطالعه در قلمرو داخل بیمارستان و در محورهای تفکیک ، جمع آوری و حمل از بخشها و ذخیره سازی موقت خوب ارزیابی می گردد اما در محورهای حمل به خارج از بیمارستان ودفع نهایی زباله به دلایلی که تحت اختیار بیمارستان نمی باشد، مانند نبود تعامل مناسب میان ارگانهای مسئول در زمینه فراهم آوری امکانات و تجهیزات مناسب و تدوین نشدن استانداردها و آیین نامه های اجرایی ضعیف و متوسط ارزیابی میشود.
ا توجه به افزایش مخاطرات بهداشتی در خصوص دفن مواد زائد در سراسر دنیا، سوزاندن زباله ، به خصوص زباله های عفونی از جمله زباله های بیمارستانی مقبولیت بیشتری پیدا کرده اند. در این پژوهش برای بررسی آلاینده های خروجی از زباله سوزهای بیمارستان های امام خمینی، سینا، فاطمیه و مباشر کاشانی به مدت 6 ماه از آلاینده های سرب، جیوه، کادمیوم ، بنزن ، تولوئن ، زایلین ، مونوکسید کربن، دی اکسید گوگرد و ذرات معلق نمونه برداری شد.نمونه های برداشت شده با آنالیز در آزمایشگاه و یا قرائت مستقیم مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از وسایل آزمایشگاهی مانند گاز کروماتوگراف Unicam مدل 4600 با دتکتور FID، اتمیک ابزور بشن SH22 ، ساموک متر، SO2 وCO متر استفاده شده است. روش های نمونه برداری و آنالیز در این پژوهش مطابق با استاندارد حفاظت محیط زیست آمریکا US EPA، NIOSH وBritish Standard با امکانات موجود و بالاترین حساسیت و دقت انجام شده است.نتایج حاصل از این نمونه برداری ها نشان می دهد که حداکثر غلظت فیوم های فلزی سرب ، جیوه ، کادمیوم به ترتیب 1113، 540 و 3340 میلی گرم بر متر مکعب و غلظت گاز دی اکسید گوگرد 127 PPM و غلظت ذرات معلق 639 mg/m3 مربوط به بیمارستان مباشر کاشانی می باشد. همچنین حداکثر غلظت هیدروکربن های آروماتیک بنزن ، تولوئن و زایلین به ترتیب 77.46 ، 108.64 و 33.6 میلی گرم بر متر مکعب و غلظت گاز مونواکسید کربن 1041 PPM مربوط به بیمارستان سینا می باشد.با بررسی های انجام شده می توان نتیجه گرفت که بازشدن بی موقع درمحفظه احتراق، هوا دهی بیش از حد، عدم تناسب مشعل ها، عدم اختلاط زباله ها در هنگام احتراق و طراحی نامناسب و استفاده های نادرست از وسایل کنترل آلودگی هوا موجب تولید و انتشار آلودگی فوق می گردند.