مقدمه: خطاهای پزشکی مشکل جدی سازمان های بهداشت و درمان می باشند. باقی ماندن اجسام خارجی به دنبال اعمال جراحی اگرچه عارضه شایعی نیست، ولی همواره تهدید کننده بوده و می تواند زمینه ساز عوارض وخیم و خطرناک برای بیماران باشد. این مطالعه با هدف بررسی شکایت از وسایل جامانده حین اعمال درمانی ارجاع شده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390 الی 1399 انجام شده است. روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی و گذشته نگر بود. تمامی پرونده های شکایت از وسایل جامانده حین اعمال درمانی ارجاع شده به اداره کل پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390 الی 1399 مورد قرار گرفت و اطلاعات موجود در آنها بر اســاس چک لیست تهیه شده جمع آوري و ثبت شد. پس از جمع آوري داده ها اطلاعات به صورت Sheet Code در آمد و توســط نرم افزار SPSS نسخه 21 و آزمون های آماری توصیفی مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. یافته ها: در این مطالعه تعداد 35 پرونده از سال 1390 تا 1399 مورد بررسی قرار گرفت. 3/54% از شاکیان زن و بقیه مرد بودند. تخصص زنان (1/37%)، بیشترین فراوانی شکایت از وسایل جامانده حین اعمال درمانی داشته است و بیشترین شکایت از وسایل جامانده نیز، مربوط به عمل سزارین (19/37%) و hernia (%20) بوده است. تقریباً نیمی از وسایل جامانده گاز (4/51%)، بود. محل وسایل جامانده در اکثریت شکایات از وسایل جامانده حین اعمال درمانی لگن (40%) و شکم (1/37%) و بوده است. نتیجه گیری: با توجه به متداولترین نوع اجسام خارجی باقیمانده و همچنین بخشهای جراحی درگیر بیشتر علاوه بر روشهای تشخیص RFB، ترکیبی از پروتکلهای پیشگیری مانند شمارش منظم دستگاهها، عکسبرداری با اشعه ایکس بعد از عمل با مارکرهای رادیوپاک و ارزیابی دقیق محل جراحی برای کاهش بروز اجسام خارجی باقیمانده و عوارض آن باید انجام شود.
Introduction: The rise of medical errors has become a public concern among health policymakers. Due to the importance of knowing the causes of medical errors and preventing their continuation, especially in the emergency department, so this study was conducted to investigate the frequency of negligence of emergency medicine specialists referred to forensic medicine in Fars province from 2012 to 2019. Methods: The present study was a descriptive study based secondary data analysis. The study population included all negligence referred to the office of the Medical Commission of the General Directorate of Forensic Medicine of Fars Province with the subject of complaints from emergency medicine specialists during the years 2012 to 2020. The method of data collection is based on a questionnaire and the use of information in the files of the Medical Commission of the General Directorate of Forensic Medicine of Fars Province. Data collection form including patient's age, patient's education, patient's occupation, underlying illness, causes of negligence, type of treatment center, cause and motive of complaint, type of service provided, how to obtain information about negligence, location of injury, type of injury and amount of injury is. Data analysis was performed using SPSS software version 21 and descriptive Statistics. Results: Out of 92 cases, 91 were male physicians (98.9%) and 1 was a female physician (1.1%). The highest frequency of voting was in 1398 with 40 votes (43.5%) and in 1397 with 28 votes (30.4%). 54 (58.7%) of the complainants died and 19 (20.7%) had disabilities. Also, the number of complainants was improving 11 (0.12%) and improved 6 (6.5%). Of the 92 cases reviewed, 77 (83.7%) were finally acquitted and 15 (16.3%) were convicted. The highest frequency of confirmed negligence was negligence negligence 9 (9.8%) and negligence 2 (2.2%). Conclusion: The results of this study indicated that the most common cause of medical malpractice in emergency medicine specialists is negligence. Therefore, it is suggested to reduce this type of negligence by holding training workshops for emergency medicine specialists.
مقدمه: در اواخر سال 2019 در شهر ووهان چین بیماری حاد تنفسی تحت عنوان کروناویروس جدید یا بیماری کروناویروس 2019 (COVID-19) به سرعت در بسیاری از کشورهای جهان گسترش یافت. باتوجه به قدرت سرایت بالای این بیماری، بهترین راه برای مبارزه با این بیماری، کنترل و جلوگیری از ابتلای موارد جدید و یا به عبارتی قطع زنجیره انتقال آن میباشد. برای دستیابی به این هدف به یک برنامه دقیق در جهت کنترل و پیشگیری از بیماری نیاز می باشد. که لازمه این امر در ابتدا آگاهی بخشی و افزایش دانش افراد جامعه بخصوص اعضای کادر درمان نسبت به این موضوع میباشد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان دانش، آگاهی و عملکرد کارکنان درمانی بیمارستانهای شهرستان جهرم انجام شدهاست.روش کار: این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 77 نفر از پرسنل درمانی بیمارستانهای شهرستان جهرم در سال 1399 انجام شد. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه پژوهشگرساخته آگاهی، نگرش و عملکرد پرسنل درمانی در مورد ویروس کرونا (کووید 19) استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 21 و با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی صورت گرفت.نتایج: از 77 نفر شرکت کننده در این مطالعه 63 درصد از این افراد زن و مابقی مرد بودند. در حیط آگاهی در مورد ویروس کرونا (کووید 19)، 100 درصد افراد به سوالات در مورد مسری بودن، عامل بیماری و گروه های سنی پرخطر پاسخ صحیح دادند. نگرش اکثریت کادر درمان حاضر در تحقیق نسبت به ویروس کرونا (کووید 19) صحیح گزارش شد. اکثر افراد موافق ایجاد محدودیت های بیشتر جهت جلوگیری از انتشار بیماری بودند. در راستای پیشگیری از بیماری کرونا (کووید 19)، عملکرد اکثریت کادر درمانی مثبت ارزیابی شد.نتیجه گیری: آگاهی از یک بیماری میتواند بر نگرشها و عملکرد کادر درمانی تأثیر بگذارد همچنان که عدم برخورداری از دانش کافی و درک اشتباه در بین کادر درمانی میتواند منجر به تاخیر در تشخیص و افزایش شیوع بیماری شود. باتوجه به اهمیت این امر لزوم آگاهی بخشی به پرسنل تیم درمان درجهت عملکرد مناسب مورد توجه میباشد.
مقدمه: خواب یکی از نیازهای فیزیولوژیک اساسی برای ارتقای سلامتی و بقای بیماران بستری محسوب میشود. اختلال در الگوی خواب ممکن است باعث تغییرات فیزیولوژیک طی خواب شده و سبب تشدید علائم بیماری در فرد گردد. در این راستا، مطالعه حاضر هدف تعیین اختلالات خواب در بیماران بستری در بیمارستانهای شهرستان جهرم در سال 1399 انجام شد. مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 130 نفر از بیماران بستری در بخشهای داخلی- جراحی بیمارستان پیمانیه شرکت کردند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و نیز پرسشنامه اختلالات خواب محمدی بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی در سطح معناداری (05/0p <) صورت گرفت. یافتهها: در مطالعه حاضر 6/56 درصد از شرکتکنندگان زن و سایرین مرد بودند. میانگین سنی بیماران شرکتکننده در مطالعه 79/17±16/45 سال بود. نتایج نشان دادند که کیفیت خواب تمام بیماران در محدوده نرمال قرار داشته و کیفیت خواب 25 درصد از آنها نامطلوب میباشد. عواملی از قبیل سن، جنس و شغل در کیفیت خواب بیماران نقش داشتند و از این لحاظ، تفاوت آماری معناداری وجود داشت (05/0p <). از بین گویههای وضعیت خواب، گویه با کمترین سر و صدا بیدار میشوم در 1/73 درصد از بیماران بستری مثبت بود. نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان دادند که کیفیت خواب بیماران در محدوده نرمال قرار دارد. توجه به اهمیت داشتن خواب و استراحت کافی و نقش آن در بهبود سلامت بیماران، برقراری شرایط مناسب فیزیکی و بهکارگیری روشهای مناسب در جهت خواب و استراحت کافی ضروری به نظر میرسد.
مقدمه: بی حسی ناحیه ای روش انتخابی در جراحی سزارین می باشد. داروهای خواب آور داخل وریدی که در القای بیهوشی استفاده می شوند به سرعت از جفت عبور کرده و باعث دپرسیون جنین می شوند. ههدف از این مطالعه مقایسه دوز کم پروپوفول با میدازولام بر روی علائم همودینامیک مادران و آپگار نوزادان در زنان تحت بی حسی اسپاینال در عمل جراحی سزارین می باشد. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور 42 بیمار با کلاس بیهوشی I و II تحت بی حسی اسپاینال به دو گروه مساوی 20 میلی گرم پروپوفول و 5/1 میلی گرم میدازولام قرار گرفتند. علائم همودینامیک مادر در دقایق 1، 3 ، 5 ،10 ،15 ،30 و 60 دقیقه بعد از بی حسی اسپاینال و آپگار نوزادان در دقایق 1 و 5 بعد از بدنیا آمدن سنجیده شد. نتایج: بین گروههای میدازولام و پروپوفول از لحاظ فشارخون سیستول و دیاستول در زمانهای مختلف تفاوت معنیدار وجود نداشت (p>0.05). همچنین بین گروههای میدازولام و پروپوفول را در زمانهای مختلف وجود نداشت (p>0.05). بین دو گروه از لحاظ آپگار نوزادان تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت(p>0.05).نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه و عدم تفاوت دو گروه از نظر آپگار نوزادان و نوسانات متغیرهای همودینامیک مادر، می توان نتیجه گرفت در شرایط معمولی دوزهای کم پروپوفول و میدازولام برای جراحی سزارین، از نظر بالینی تفاوت بارزی بر آپگار نوزاد و متغیرهای همودینامیک مادر ندارند و می توان بسته به شرایط و تجربه متخصص بیهوشی از داروهای مورد نظر استفاده کرد.
هدف: بیماری COVID19 در انتهای سال 2019 شکل گرفت و به سرعت در حال پخش در سراسر کره زمین از جمله ایران می باشد. عمده برنامه های ارائه شده در جلوگیری از گسترش بیماری بر اساس بهداشت فردی و رعایت رفتارهایی مانند فاصله گذاری اجتماعی می باشد. در این میان آگاهی دانشجویان علوم پزشکی در مورد بیماری و رفتاری که در برابر آن ارائه می دهند هم به دلیل الگو بودن این قشر برای مردم، مهم می باشد. در این مطالعه نیز به بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان علوم پزشکی شهرستان جهرم در برابر این بیماری پرداخته شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی توصیفی، آگاهی، نگرش و عملکرد 241 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرستان جهرم نسبت به COVID 19 با طراحی پرسشنامه ای متشکل از حیطه های آگاهی، نگرش و عملکرد مردم و منبع دریافتی اطلاعات و میزان اعتماد (رسانه ها) در مورد ویروس کرونا، سنجیده شد. پس از تایید روایی و پایایی پرسشنامه، پرسشنامه آنلاین توسط افراد تکمیل گردید. یافته ها: میانگین نمره آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان از ویروس کرونا بالاتر از حد متوسط و به ترتیب 84/73، 62/79، 09/77 درصد (از 100 درصد) بوده است. میزان اعتماد به رسانهها پایین تر از حد متوسط (22/48%) بوده است. بین رشته تحصیلی، وضعیت تاهل، سال تحصیلی و تعداد اعضای خانوار و عملکرد دانشجویان در مورد بیماری کرونا ارتباط معنی دار وجود دارد (05/0 p-value
چکیده مقدمه: مورفین به عنوان یک آگونیست کامل اپیوئیدها به صورت اولیه فعالیت خود را روی رسپتورهای مغز اعمال میکند. عارضه اولیه سوء مصرف آن، افت تنفسی از طریق دپرسکردن مستقیم سیستم عصبی مرکزی بوده و در نهایت میتواند باعث آپنه یا ایست کامل تنفسی شود. دوز سمی مورفین باعث سرکوب سیستم عصبی مرکزیوکما میشود.جهت آنالیز داروهای مورد سوء مصرف غالبا از نمونههایی مانند خون، کبد و ادرار استفاده میشود. روش کار: در این مطالعه، به طور همزمان دو نمونه صفراء و ادرار در 635 نمونه مجهول آزمایش تشخیص مورفین و کدئین که جهت بررسی های سم شناسی قانونی در سال های 1396 و 1397 به پزشکی قانونی ارجاع شده بودند، با استفاده از روش کروماتوگرافی لایه نازک مقایسه گردیدند. نتایج: نتایج به دست آمده نشان دادند که سطوح مورفین در صفرا چندین برابر بیشتر از قسمتهای دیگر میباشد.در مواردی که یک دارو یا متابولیتهای آن همچنانکه در خون وسایر نمونهها قابل تشخیص نباشد، در صفرا تشخیص داده میشوند. نتیجهگیری: با نظر به نتایج به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که نمونه صفرا به عنوان یک مکمل در کنار سایر نمونهها در تشخیص مورفین، متادون و کدئین قابل استفاده و استنادمیباشد.
هدف: بیماریهای خوش خیم پستان یکی از بیماریهای شایع در خانم های هر جامعه است. هدف از مطالعه کنونی تعیین خصوصیات دموگرافیکی، سوابق بیماری و شاخص توده بدنی در خانم های مبتلا به توده های خوش خیم پستان و مقایسه آن با خانم های سالم مراجعه کننده به کلینیک خاتم الانبیا جهرم بود.مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی می باشد و با مشارکت 610 خانم مراجعه کننده به کلینیک خاتم الانبیا جهرم انجام گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه شامل خصوصیات فردی و دموگرافیکی و سوابق بیماری خانم های مراجعه کننده، جمع آوری گردید سپس وارد نرم افزار SPSS نسخه 21 شده و مورد آنالیز های آماری قرار گرفت.یافته ها: 610 نفر از زنان 20-60 سال مراجعهکننده به کلینیک خاتمالانبیاء جهرم در مطالعه شرکت کردند. سابقه افزایش چربی خون در زنان شرکتکننده در مطالعه در گروههای فیبروآدنوم و بدون فیبروآدنوم دارای بیشترین فراوانی بود. در گروه فیبروآدنوم، 9/29 درصد از زنان دارای اضافهوزن و 3/10 درصد چاق بودند این در حالی است که در گروه فاقد فیبروآدنوم، 3/43 درصد از زنان دارای اضافه وزن و 9/24 درصد چاق بودند . اضافه وزن، شانس ابتلا به تودههای خوشخیم سینه را 2/22 درصد (95% CI: 0.057-0.836) و چاقی، شانس ابتلا به تودههای خوشخیم سینه را 8/15 درصد (95% CI: 0.036-0.693) کاهش می دهد و اثر محافظتی دارد.
مقدمه: حس بویایی اثر مهمی بر زندگی انسان و در پیشگیری از حوادث و ایمنی دارد. اختلال در حس بویایی، فرد را در معرض مخاطرات ناشی از عدم تشخیص آتش سوزی یا نشت گاز، خوردن غذاهای فاسد یا سمی قرارمیدهد. مطالعهی حاضر به بررسی تحلیلی چهار ساله شکایت از کاهش حس بویایی ارجاع شده به پزشکی قانونی استان فارس میپردازد. روش کار: در مطالعه مقطعی حاضر، با مراجعه به بایگانی، اطلاعات پرونده کلیه موردهای ارجاع شده به پزشکی قانونی استان فارس در 1396-1393شامل سن، تاریخ کمیسیون و تاریخ کمیسیون تجدید، جنسیت، تاهل، تحصیلات، نوع حادثه، روش تشخیص، نظر کمیسیون و نوع گواهی صادر شده توسط پزشکی قانونی در مورد سایر صدمات اثباتی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: تعداد 148 نفرشاکی، شامل 109 مرد (73.5%) و 39 زن (26.5%) با میانگین سنی76/5 ± 34/31 مورد بررسی قرار گرفتند. افراد با سن 20 الی39 سال فراوانترین گروه بودند. غالب افراد شاکی درحادثه تصادف با فراوانی نسبی 9/91%، دچارکاهش حس بویایی شدهاند .MRI شایعترین روش مورد استفاده در تشخیص کاهش بویایی بوده است. از 148 نفر، کاهش حس بویایی 124 نفرآنها(83.8%) تایید شده است. نتیجه گیری: میانگین سنی افراد با کاهش حس بویایی نسبت به آمارهای جهانی پایینتر است. تصادفات شایعترین حادثهی منجر به کاهش بویایی میباشد که این خود اهمیت انجام بررسیهای بیشتر در زمینه کاهش بویایی را نشان میدهد.