این پژوهش بهمنظور مطالعه تأثیر محلول پاشی اسیدسالیسیلیک و اسیدآبسزیک بر کاهش اثرات سوء تنش گرمای دوره زایشی بر رشد، عملکرد و اجزای عملکرد گندم (رقم فونگ و چمران)، طی سال زراعی 1395-1396، بهصورت کرت های دو بار خردشده در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آزمایشی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. تنش گرما با توجه به برآورد 30 ساله دمای محیط و بر اساس تاریخ کاشت لحاظ گردید. در این آزمایش سه عامل محلولپاشی شامل شاهد (عدم محلولپاشی)، اسید آبسزیک (30 میلیگرم در لیتر) و اسید سالیسیلیک (69 میلیگرم در لیتر) و زمان کاربرد ترکیبات شیمیایی مختلف شامل 15 روز قبل از گلدهی، گلدهی، 15 روز پس از گلدهی و محلولپاشی در سه زمان 15 روز قبل از گلدهی، گلدهی و 15 روز پس از گلدهی و ارقام گندم فونگ و چمران، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که محلولپاشی سبب افزایش تعداد دانه در بوته (اسید سالیسیلیک با متوسط 5/94 و اسید آبسزیک با متوسط 4/86 دانه در بوته) در مقایسه با تیمار شاهد (با متوسط 75 دانه در بوته) شد که افزایش وزن دانه را به دنبال داشت. با توجه به نتایج صفات وزن دانه در بوته (0/4 گرم در بوته)، وزن هزار دانه (2/41 گرم) و شاخص برداشت (6/49 درصد) به نظر میرسد که محلولپاشی اسید سالیسیلیک 69 میلیگرم بر لیتر در زمان گلدهی و دو هفته قبل و پس از آن در رقم چمران در استان خوزستان و مناطقی با شرایط مشابه، مناسب باشد.
بهمنظور بررسی اثر تنش خشکی روی برخی ویژگیهای فیزیولوژیکی دو رقم ارزن علوفهای آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. عامل اول دو رقم ارزن علوفهای شامل نوتریفید و پیشاهنگ و عامل دوم تنش خشکی در چهار سطح شامل تأمین 100درصد نیاز آبی بهعنوان شاهد، 75، 50، 25 درصد نیاز آبی بود. مقدار آب آبیاری در هر تیمار بر مبنای 50، 100، 150 و 200 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A محاسبه شد. بیشترین عملکرد ماده خشک در رقم نوتریفید در شرایط شاهد و کمترین عملکرد ماده خشک در رقم پیشاهنگ در 25 درصد تأمین نیاز آبی بهدست آمد. میزان پرولین و نفوذپذیری نسبی غشاء در هر دو رقم طی تنش همواره بیشتر از شاهد بود و با افزایش سطح تنش خشکی میزان پرولین افزایش یافت. بیشترین میزان نفوذپذیری نسبی غشا در رقم پیشاهنگ در 25 درصد تأمین رطوبت و کمترین میزان نفوذپذیری نسبی غشاء در رقم نوتریفید در شاهد بهدست آمد. با افزایش سطح تنش محتوای نسبی آب برگ، عملکرد ماده خشک، پتانسیل اسمزی، هدایت روزنهای، بیشینه کارآیی فتوسنتزی فتوسیستم ΙΙ (Fv/Fm)، فرود فتوشیمیایی (qP) و عملکرد کوآنتومی فتوسیستم دو کاهش یافتند. عملکرد ماده خشک همبستگی مثبت و معنیدار با هدایت روزنهای، محتوای نسبی آب برگ، شاخص کلروفیل (عدد SPAD)، عملکرد کوآنتومی فتوسیستم ΙΙ و Fv/Fm داشت. ارزن نوتریفید نسبت به رقم پیشاهنگ هم در شرایط غیر تنش و هم در شرایط تنش از کارایی مصرف آب بهتری برخوردار بود و بهنظر میرسد این رقم در شرایط محدودیت آب آبیاری بتواند از تولید علوفه مناسبی برخوردار باشد.
به منظور بررسی اثر محلولپاشی کلرید کلسیم بر کاهش اثرات سوء تنش گرمای پایان فصل رشد بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم (رقم چمران) در اهواز، آزمایشی گلدانی در سال زراعی 96-1395، بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آزمایشی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. نوع محلول بهعنوان فاکتور اول شامل: 1- محلولپاشی با آب مقطر، 2- محلولپاشی با کلرید کلسیم (10 میلیمولار) و زمان کاربرد بهعنوان فاکتور دوم شامل: 1- 15 روز قبل از گلدهی، 2- گلدهی، 3- 15 روز پس از گلدهی، 4- 15روز قبل از گلدهی و گلدهی، 5- گلدهی و 15 روز پس از گلدهی، 6- 15روز قبل از گلدهی و 15روز پس از گلدهی و 7- 15 روز قبل از گلدهی، گلدهی، 15 روز پس از گلدهی در نظر گرفته شد. با توجه به مقایسه میانگین صفات، محلولپاشی کلرید کلسیم بر وزن هزار دانه در زمانهای مختلف محلولپاشی افزایش 11 تا 21% داشت. بیشترین میزان وزن هزار دانه متعلق به تیمار محلولپاشی با کلرید کلسیم در زمان دو هفته قبل از گلدهی (92/21% افزایش در مقایسه با تیمار شاهد) بود. محلولپاشی کلرید کلسیم در زمان گلدهی (23/19% افزایش در مقایسه با تیمار شاهد) و همچنین در زمان گلدهی و دو هفته پس از آن (05/21% افزایش در مقایسه با تیمار شاهد) سبب افزایش در وزن خشک اندام هوایی شد. وزن دانه در بوته در تمام تیمارهای محلولپاشی با کلرید کلسیم در مقایسه با تیمار شاهد افزایش 21-9% نشان داد. در نهایت محلولپاشی با کلرید کلسیم بهویژه در زمان دو هفته قبل از گلدهی به دلیل مهیا شدن سلولهای جنسی و تعیین سطح پتانسیل فعالیت آنها در عمل فتوسنتز پس از ظهور سنبله، میتواند سبب بهبود رشد در شرایط تنش گرمایی پایان فصل رشد شود.
به منظور بررسی اثرمحدودیت آبیاری بر برخی خصوصیات کمی وکیفی ارقام سیب زمینی، آزمايشي به صورت کرت های دو بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آزمایشی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه شهید چمران اهواز در سال زراعی91 - ۱۳۹۰ اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی عبارت بودند از: روش کشت در دو سطح جوی پشته ای و کرتی به عنوان فاکتور اصلی؛ روش آبیاری در دو سطح آبیاری تمام جویچه ها و آبیاری یک در میان جویچه ها به عنوان فاکتور فرعی و چهار رقم راموس، سانته، کوزیما و اگریا در کرت های فرعی فرعی مورد مطالعه قرار گرفتند. بر اساس نقشه طرح، پس از استقرار کامل گیاهان در شیوه کرتی جهت اعمال تیمارهای آبیاری، کرتها تبدیل به جوی و پشته شدند. نتایج نشان داد که دو روش کشت از نظر صفات عملکرد غده، کارایی مصرف آب و میزان نشاسته غده با هم اختلاف معنیدار داشتند. روش جوی و پشته ای نسبت به کشت کرتی با عملکرد غده 1435/24گرم در مترمربع و کارایی مصرف آب بالاتر(7/67کیلوگرم بر مترمکعب) برتری داشت. بیشترین عملکرد غده مربوط به رقم اگریا با مقدار تولید 1519/6 گرم در متر مربع و کمترین مقدار عملکرد نیز 821/5 گرم در مترمربع به رقم راموس تعلق داشت. میان روش های آبیاری، روش آبیاری تمام جویچه ها با عملکرد غده 1228-45 گرم در مترمربع بر روش آبیاری یک در میان با عملکرد غده 1129/89 گرم در مترمربع برتری داشت ولی اختلاف آنها معنی دار نبود. اما روش آبیاری یک در میان جویچهها با کارایی مصرف آب 8/40 کیلوگرم بر مترمکعب بهطور معنیدار بر روش آبیاری تمام جویچهها برتری داشت. استفاده از شیوه آبیاری یک در میان جویچهها نیز با داشتن کارایی مصرف آب بالاتر و نداشتن تاثیر معنیدار در کاهش عملکرد غده می تواند قابل توصیه باشد. بنابراین طبق نتایج به دست آمده، استفاده از رقم های اگریا و سانته در کشت جوی و پشتهای توأم با آبیاری یک در میان برای دستیابی به عملکرد و خصوصیات کیفی مناسب به همراه کارایی مصرف آب بالا در شرایط آب و هوایی اهواز مناسب به نظر می رسند.
بهمنظور بررسی اثر اسیدسالیسیلیک بر مؤلفههای فلئورسانس کلروفیل در برگ چغندرقند تحت تنش شوری، آزمایشی بهصورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. در مرحله چهار برگی پس از توسعه کامل برگ، همزمان با تنش شوری در دو سطح صفر و 150 میلیمولار، اسید سالیسیلیک با غلظتهای صفر، 5/0 و 1 میلیمولار در اوایل صبح روی برگها افشانه شد. برای این آزمایش از دو رقم شریف و جلگه استفاده گردید. تحلیل رشد در مراحل مختلف رویشی و توسعه کامل برگ انجام شد. تنش شوری موجب کاهش معنیدار وزن خشک ریشه، وزن خشک اندام هوایی، هدایت روزنهای، عدد SPAD، عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو، خاموشی فتوشیمیایی و حداکثر عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو شد. همچنین تنش شوری موجب افزایش معنیدار خاموشی غیر فتوشیمیایی گردید. تیمار با اسید سالیسیلیک موجب افزایش معنیدار وزن خشک ریشه، هدایت روزنهای، عدد SPAD، عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو، خاموشی فتوشیمیایی و حداکثر عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو نسبت به عدم کاربرد آن در شرایط تنش شوری شد. همچنین تیمار با اسیدسالیسیلیک موجب کاهش معنیدار خاموشی غیرفتوشیمیایی در شرایط تنش شد. با توجه به نتایج همبستگی صفات، خاموشی فتوشیمیایی انرژی الکترون برانگیخته (qP) با وزن خشک ریشه (*56/0r=) و وزن خشک اندام هوایی (**68/0r=) در شرایط تنش همبستگی مثبت معنیدار داشت. بنابراین از این صفت، میتوان برای غربالگری این ارقام تحت تنش در شرایط کاربرد برگی اسید سالیسیلیک استفاده کرد.
با توجه به این که هر ساله استمرار پدیده خشک سالی، گرم شدن جهانی و افزایش پدیده گرد و غبار سبب افزایش شوری اراضی کشاورزی می-گردد، شناخت برخی مکانیزم های فیزیولوژیکی در گیاه چغندرقند طی مواجهه با شوری امری ضروری است، لذااین آزمایش به منظور مطالعه تأثیر تنش شوری بر خصوصیات رشد، تنفس، تبادلات گازی و فتوسنتز در سه رقم چغندرقند (1BR، جلگه و رسول) در سال زراعی 1389، در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت فاکتوریل با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. گیاهان 35 روز پس از کاشت به مدت هشت هفته تحت سه سطح شوری شامل شاهد (صفر)، 100 و 200 میلی مولار نمک کلرید سدیم قرار گرفتند. تنش شوری میزان ماده خشک اندام هوایی و ریشه و هم چنین سطح برگ را کاهش داد. با افزایش شوری میزان فتوسنتز (اسیمیلاسیون دی اکسید کربن)، هدایت روزنه ای و سرعت تعرق برگ ها کاهش و میزان تنفس، دمای برگ و عدد SPAD افزایش یافت. بررسی مؤلفه های فلئورسانس کلروفیل نشان داد که با افزایش شوری عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو (ФPSII) کاهش یافت، اما خاموشی غیر فتوشیمیایی انرژی الکترون برانگیخته (NPQ) افزایش پیدا کرد. با توجه به نتایج همبستگی صفات، در غلظت 200 میلی مولارکلرید سدیم، ماده خشک ریشه همبستگی منفی بالایی (**95/0- r=) با شاخص حساسیت به تنش نشان داد و هر گونه کاهش در تجمع ماده خشک با افزایش در شاخص حساسیت به تنش همراه بود و مقادیر پایین شاخص حساسیت به تنش نشان از تحمل بیشتر رقم به تنش شوری داشت. بر اساس شاخص حساسیت به تنش با استفاده از ماده خشک ریشه، در غلظت 200 میلی مولار کلرید سدیم، ارقام رسول، 1BR و جلگه به ترتیب ارقام متحمل، نیمه متحمل و حساس شناخته شدند. با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که وزن خشک ریشه، می تواند به عنوان معیار مناسبی جهت غربال ارقام مقاوم به شوری مورد استفاده قرار گیرد.