گیاه دانه روغنی کاملینا Camelina sativa (L.) Crantz گیاهی یکساله از خانواده براسیکاسه است. از ویژگیهای مهم کاملینا، مقاومت در برابر برخی بیماریها و آفات سایر اعضای خانواده براسیکاسه است. در کشت آزمایشی این گیاه در اهواز در سال زراعی 98-1397 درحالیکه هنوز بذور نارس بودند، ریزش خورجینکهای بعضی از بوتههای کاملینا در کرتهای آزمایشی مشاهده شد. با بررسی دقیقتر مشخص شد تعدادی مورچه در حال قطع کردن خورجینکهای گیاه و انتقال آنها به لانههای خود بودند. حمله مورچهها به گیاه کاملینا فقط مختص به زمان حضور گیاه در مزرعه نبود، بلکه در زمان شمارش اجزای عملکرد و خرمنکوبی نیز دیده شد. مورچه مذکور پس از مطالعه به نام Messor ebeninus Santschi, 1927 از زیر خانواده Myrmicinae و خانواده Formicidae شناسایی شد. اینگونه پیش از این از شمال و جنوب غربی ایران گزارش شده است. نمونههای مطالعه شده در مجموعه حشرات و کنههای اهواز، واقع در گروه گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز نگهداری میشود. این اولین گزارش از خسارت حشرات به گیاه کاملینا در ایران است.
به منظور بررسی اثر تنش غرقابی بر برخی ویژگیهای فتوسنتزی و زراعی ماش، پژوهشی گلدانی مزرعهای به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی اجرا شد. مراحل مختلف رشدی شامل رشد رویشی، ابتدای گلدهی، پر شدن دانه و هرسه مرحله رشدی در کرت اصلی و شرایط بدون تنش و تنش غرقابی و نیز دو رقم هندی و عمرانی ماش در کرت فرعی قرار گرفتند. تنش سبب کاهش وزن خشک و عملکرد دانه شد. این کاهش برای رقم هندی در مرحله رشد رویشی به ترتیب 45 و 37 درصد، ابتدای گلدهی به ترتیب 66 و 68 درصد، پر شدن دانه به ترتیب 44 و 48 درصد و هرسه مرحله رشدی به ترتیب 39 و 41 درصد و برای رقم عمرانی در مرحله رشد رویشی به ترتیب 60 و 60 درصد، ابتدای گلدهی به ترتیب 51 و 44 درصد، پر شدن دانه به ترتیب 46 و 45 درصد و هرسه مرحله رشدی به ترتیب 69 و 58 درصد بود. به طور کلی تنش غرقابی منجر به کاهش سرعت فتوسنتز، هدایت روزنه ای، سرعت تعرق، محتوای کلروفیل و عدد اسپد در هر دو رقم شد. در تیمارهای تنش در هر مرحله رشدی به صورت منفرد، رقم عمرانی به دلیل نامحدود رشد بودن و انعطاف پذیری فنولوژیکی و طولانی تر بودن مدت زمان تشکیل غلاف ها توانست تا حدودی آسیب ناشی از تنش را جبران کند. بنابراین در خوزستان که گیاهان تابستانه مانند ماش با شرایط غرقابی در مراحل مختلف رشدی روبرو میشوند، رقم هندی برای کشت مناسبتر به نظر میرسد.
سابقه و هدف: کمبود آب خاک و اتمسفر مهمترین فاکتور محدودکننده فتوسنتز و رشد گیاه به ویژه برنج بوده و بر فتوسنتز از طریق کاهش جذب کربن به واسطه محدودیت متابولیکی و روزنه ای اثرات منفی ایجاد می کند.. با توجه به محدود ظرفیت کربن گیری گیاه، خشکی منجر به خسارت یا تلفات مراکز واکنش فعال در فتوسیستم دو می گردد. بنابراین اندازه گیری غیر تخریبی فتوسنتز ازطریق فلئورومتری کلروفیلa، پتانسیل زنده ماندن گیاه و علائمی از پاسخ به خشکی را فراهم می نماید. برنج به افزایش خشکی وقتی که در دوره رویشی و گلدهی اتفاق می افتد حساس است. پاسخ گیاهان به تنش خشکی از طریق شناسایی خصوصیاتی که نقش مهمی در تحمل به تنش خشکی در سطوح مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی، سلولی، بیوشیمیایی و مولکولی بازی میکنند ارزیابی میگردد. این آزمایش با هدف ارزیابی ژنوتیپ های برنج با اندازهگیری صفات مرتبط با رنگزههای فتوسنتزی و مولفههای فلئورسانس کلروفیل به منظور انتخاب معیار مناسب برای غربالگری و ژنوتیپهای متحمل به تنش خشکی انجام شده است. مواد و روشها: آزمایش به صورت طرح کاملا تصادفی دردو شرایط آبیاری کامل و تنش طی مرحله گیاهچهای با 56 ژنوتیپ برنج ازاستان های مختلف ایران و موسسه تحقیقات بین المللی برنج (IRRI) در سال 1393 در موسسه تحقیقات برنج کشور (آمل) اجرا شد. بعد از بذرپاشی، آبیاری به صورت روزانه تا مرحله دو تا سه برگی گیاهچه انجام شد. بعد از15روز، درشرایط بدون تنش، آبیاری تا پایان دوره رشد ادامه و در محیط تحت تنش آبیاری به طور کامل قطع شد . پس ازاینکه رطوبت خاک به 20 درصد رسید (حدود 10 روز بعد از قطع آبیاری)، صفات مربوط به رنگیزههای کلروفیل مانند کلروفیل a، b و کارتنوئیدها و همچنین مولفههای فلئورسانس کلروفیل مانند Fv/ Fm، ΦPSII ، qN، ETR به همراه PAR بر اساس روشهای علمی اندازهگیری شد. یافتهها: نتایج نشان داد که مقادیرکلروفیل a و b به ترتیب به مقدار 3/2 و 4/21 درصد در تنش خشکی افزایش و مقدارکارتنوئیدها 8/3 درصد کاهش داشت. مولفههای فلئورسانس کلروفیل به جز Fv/ Fm اختلافآماری معنیداری در دو محیط نشان دادند. مولفههای ΦPSII qN ETR و PAR به ترتیب به مقدار 7/3، 13، 5/35 و 8/28 درصد در شرایط تنش نسبت به نرمال کاهش داشتند. نتایج همبستگی صفات نشان داده که بین کلروفیل a با b و کارتنوئید با کلروفیل a و b همبستگی مثبت و معنیدار وجود داشت. همبستگی بین ΦPSII با Fv/ F m و با q N بهترتیب با ضریب همبستگی 29/0 و 91/0- معنیدار بوده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که از رنگیزههای کلروفیل a، b، کارتنوئیدها و مولفههای فلئورسانس کلروفیل بهویژه ΦPSII و ETR میتوان به عنوان معیارهای ارزیابی برنج در مرحله گیاهچه جهت انتخاب و غربالگری ژنوتیپهای متحمل به خشکی استفاده کرد.
Effect of different light spectral quality; red (R), blue (B), red- blue (RB), white (W) from diodes and fluorescent lamps- tungsten (FT) on growth and development of transplants of four tomato cultivars; Ameera, Valouro, Karoon and Pamela, was studied. The experiment was carried out as factorial arrangements in completely randomized design with three replications. The results showed that most of the studied characteristics of transplants were affected by cultivar × light quality interaction. The tallest transplant height (16.63 cm) was observed in cv. Pamela under R, and the shortest (6.09 cm) in cv. Valouro under RB. The highest stem diameter (3.97 mm) belonged to cv. Karoon under RB, and the lowest stem diameter (2.02 mm) was measured in cv. Valauro under FT. The greatest leaf dry weight (0.27 g) was observed in cv. Karoon under RB, and the lowest (0.22 g) in cv. Valouro under R. The highest root dry weight (0.102 g) belonged to cv. Pamela under RB, and the least (0.02 g) in cv. Valouro under FT. In conclusion, blue (B) and Red- Blue (RB) lights can be used for producing tomato transplant.
بهمنظور بررسی اثر تنش خشکی روی برخی ویژگیهای فیزیولوژیکی دو رقم ارزن علوفهای آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. عامل اول دو رقم ارزن علوفهای شامل نوتریفید و پیشاهنگ و عامل دوم تنش خشکی در چهار سطح شامل تأمین 100درصد نیاز آبی بهعنوان شاهد، 75، 50، 25 درصد نیاز آبی بود. مقدار آب آبیاری در هر تیمار بر مبنای 50، 100، 150 و 200 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A محاسبه شد. بیشترین عملکرد ماده خشک در رقم نوتریفید در شرایط شاهد و کمترین عملکرد ماده خشک در رقم پیشاهنگ در 25 درصد تأمین نیاز آبی بهدست آمد. میزان پرولین و نفوذپذیری نسبی غشاء در هر دو رقم طی تنش همواره بیشتر از شاهد بود و با افزایش سطح تنش خشکی میزان پرولین افزایش یافت. بیشترین میزان نفوذپذیری نسبی غشا در رقم پیشاهنگ در 25 درصد تأمین رطوبت و کمترین میزان نفوذپذیری نسبی غشاء در رقم نوتریفید در شاهد بهدست آمد. با افزایش سطح تنش محتوای نسبی آب برگ، عملکرد ماده خشک، پتانسیل اسمزی، هدایت روزنهای، بیشینه کارآیی فتوسنتزی فتوسیستم ΙΙ (Fv/Fm)، فرود فتوشیمیایی (qP) و عملکرد کوآنتومی فتوسیستم دو کاهش یافتند. عملکرد ماده خشک همبستگی مثبت و معنیدار با هدایت روزنهای، محتوای نسبی آب برگ، شاخص کلروفیل (عدد SPAD)، عملکرد کوآنتومی فتوسیستم ΙΙ و Fv/Fm داشت. ارزن نوتریفید نسبت به رقم پیشاهنگ هم در شرایط غیر تنش و هم در شرایط تنش از کارایی مصرف آب بهتری برخوردار بود و بهنظر میرسد این رقم در شرایط محدودیت آب آبیاری بتواند از تولید علوفه مناسبی برخوردار باشد.
موریانة Silvestri Microcerotemes diversusمهمترین و مخربتـرین گونــه موجود در استان خوزستان میباشد. در این تحقیق اثـر سه غلظت (500،2500،5000 پیپیام) آفتکش فنوکسیکارب برمیزان ذخایر پروتئین، چربی و کربوهیدرات در موریانه کارگر در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرارگرفت. میزان پروتئین، چربی، قند و گلیکوژن برحسب میلیگرم به گرم وزن تر بدن حشره تعیین شد. نتایج نشان داد از بین غلظتهای مذکور، غلظت 5000 پیپیام بیشترین تاثیر کاهشی را داشته است. به طوری که در این غلظت، میزان پروتئین51/45، چربی34/63 و محتوای انرژی 10/36 درصد کاهش یافت. همچنین میزان قند و گلیکوژن به ترتیب 20/37 و 04/17 درصد در این غلظت افزایش یافت. کاهش معنیدار منابع انرژی نشان دهنده تاثیر این آفتکش بر میزان محتوای انرژی و بقای موریانه است.
موریانۀ Microcerotermes diversus Silvesteri یکی از مهمترین آفات محصولات چوبی و سلولزی در مناطق مختلف کشور از جمله استان خوزستان به شمار میآید. از سموم سازگار با محیطزیست که از طریق اختلال در فیزیولوژی و متابولیسم (سوختوساز) حشرات تأثیر گذارند میتوان به بوراتها از جمله بوراکس اشاره کرد. هدف از این بررسی تعیین نشانگرهای زیستی با استفاده از اندازهگیری فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی (پاداکسندگی) و میزان پراکسیداسیون لیپید (چربی) در ایجاد تنش اکسیداتیو (اکسایشی) تحت تأثیر حشرهکش است. بدین منظور تأثیر چهار غلظت 5/1 ، 2، 3 و 4 درصد بوراکس بر شاخصهای مهم تنش اکسیداتیو از جمله مالون دیآلدهاید (MDA) و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی مانند سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، کاتالاز (CAT)، پراکسیداز (POX)، آسکوربات پراکسیداز (APX) و گلوتاتیون ردوکتاز (GR) در طبقۀ کارگر بررسی شد. همۀ آزمایشها در چهار تکرار انجام شد. نتایج حاصل نشان داد، با افزایش غلظت حشرهکش، میزان غلظت MDA در همولنف نسبت به شاهد بهصورت معناداری افزایش و فعالیت دو آنزیم GR و APX با افزایش غلظت کاهش مییابد، بیشترین و کمترین میزان فعالیت آنزیم SOD به ترتیب در تیمارهای 2 و 3 درصد، آنزیم CAT در تیمارهای 3 و 4 درصد و آنزیم POX در تیمارهای 4 و 3 درصد مشاهده شد. نتایج همچنین نشان داد، تیمار موریانهها با غلظتهای مختلف مورد نظر از بوراکس بر شاخص تنش مالوندیآلدهاید و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی POX، CAT، GR، APX و SOD تأثیرگذار است و میتوان از آنها بهعنوان یک نشانگر زیستی برای تعیین تأثیر حشرهکش در بدن موریانه استفاده کرد.
بهمنظور بررسی عملکرد و برخی ویژگیهای کیفی علوفه در کشت مخلوط روی ردیف یولاف و ماشک گلخوشهای، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با هفت تیمار و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال زراعی 94-1393 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل نسبتهای مختلف کاشت 100:0، 70:30، 60:40، 50:50، 40:60، 30:70 و0:100 به ترتیب ماشک ـ یولاف بودند. کشت مخلوط به روش جایگزینی انجام گرفت. صفات مورد بررسی شامل عملکرد علوفه تر، خشک و پروتئین خام، درصد پروتئین خام، فیبر خام، خاکستر و کربوهیدراتهای محلول، ارتفاع بوته یولاف و ماشک و تعداد ساقه یولاف و ماشک بودند. بیشترین عملکرد علوفه تر (26/105 تن در هکتار)، خشک (47/29 تن در هکتار) و پروتئین خام (27/2 تن در هکتار) از نسبت 60 درصد یولاف و 40 درصد ماشک بهدست آمد. بیشترین درصد پروتئین خام (49/17 درصد)، بیشترین درصد خاکستر (37/7 درصد) و کمترین درصد فیبر خام (94/30 درصد) از کشت خالص ماشک حاصل شد. بیشترین درصد کربوهیدراتهای محلول (66/12 درصد) از نسبت 30 درصد یولاف و 70 درصد ماشک تولید شد. بالاترین نسبت برابری زمین برای عملکرد علوفه تر (26/1) و خشک (60/1) و نیز پروتئین (50/1) بهترتیب در تیمار 50 درصد یولاف + 50 درصد ماشک و 60 درصد یولاف + 40 درصد ماشک بهدست آمد. با توجه به نتایج بهدست آمده در این آزمایش بهنظر میرسد کشت مخلوط بذر یولاف و ماشک بهصورت ردیفی از لحاظ عملکرد کمی و کیفی، میتواند شیوهای مناسب و قابل توصیه نسبت به کشت خالص دو گیاه مذکور باشد.
بهمنظور بررسی اثر مقادیر مختلف کاه و کلش گندم و سطوح مختلف کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ماش، پژوهشی در سال1393 در شرایط آبوهوایی اهواز در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه چمران بهصورت اسپلیتپلات با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار بهاجرا درآمد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از مقادیر مختلف بقایای کاه و کلش گندم در پنج سطح (صفر، 1750، 3500، 5250 و 700کیلوگرم در هکتار) که بهعنوان کرت اصلی و کود نیتروژن از منبع اوره در سه سطح (صفر، 150 و 250 کیلوگرم در هکتار) که بهعنوان کرت فرعی درنظرگرفته شدند. نتایج نشان داد که مقادیر مختلف کاه و کلش گندم و سطوح کود نیتروژن اثر معنیداری بر عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و ارتفاع بوته داشتند، بهطوریکه بیشترین عملکرد دانه از تیمار 3500 و 7000کیلوگرم در هکتار کاه و کلش گندم حاصل شد. با افزایش کاربرد کود نیتروژن تا سطح 250کیلوگرم در هکتار، عملکرد و اجزای عملکرد ماش افزایش یافت. کود نیتروژن در ابتدای رشد موجب شکلگیری سریع کانوپی و افزایش سطح برگ شد که منجر به پوشش سطح خاک میشود و کود سرک نیتروژن باعث دوام سطح سبز و طول مدت گلدهی و پرشدن دانه میشود. اثر متقابل بقایا و کود بر عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه و تعداد غلاف در بوته معنیدار شد و بیشترین این ویژگیها از تیمار 3500کیلوگرم در هکتار کاه و کلش گندم توأم با 250کیلوگرم نیتروژن در هکتار بهدست آمد.
این آزمایش به منظور ارزیابی اثر بقایای گیاهی و سطوح مختلف کود کامل NPK بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم (Triticum aestivum L.) در شرایط آب و هوایی اهواز در طی سالهای زراعی 93-1391 انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از بقایای گیاهی در هشت سطح شامل CR1: کاه و کلش گندم؛ CR2: بقایای کلزا (Brassica napus L.)؛ CR3: بقایای جو (Hordeum vulgare L.)؛ CR4: بقایای جو + ماشک گل خوشهای (Vicia villosa Roth.)؛ CR5: کاه و کلش گندم + کود سبز ماش (Phaseolus aureus L.)؛ CR6: بقایای ماشک علوفهای (Vicia sativa L.)؛ CR7: بقایای ماش دانهای (Vigna radiate L. Wilczek )؛ CR8: بدون کاربرد بقایای گیاهی در کرتهای اصلی و کود کامل NPK در سه سطح F1: (180N-120P-100K)، F2: (140N- 95P - 80K) و F3: (90N- 60P-40 K) کیلوگرم در هکتار در کرتهای فرعی قرار داده شدند. صفات مورد بررسی شامل عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، طول سنبله، شاخص برداشت، درصد پروتئین بودند. صفات اندازه-گیری شده تحت اثر بقایای گیاهی و سطوح کودی و اثر متقابل بین آنها قرار گرفتند. عملکرد بیولوژیک، تعداد سنبله در مترمربع، درصد پروتئین و ارتفاع بوته با افزایش مصرف کودهای NPK افزایش نشان دادند، در حالیکه تفاوت معنیداری بین سطح کودی F1 با F2 کیلوگرم در هکتار از لحاظ عملکرد دانه و تعداد دانه در سنبله وجود نداشت، ولی نسبت به تیمار F3 افزایش معنیداری نشان دادند. عملکرد دانه گندم در تیمار کاه و کلش گندم + ماش (کود سبز) 26 درصد افزایش عملکرد نسبت به تیمار بدون بقایا نشان داد و تیمارهای کاه جو + ماشک گل خوشهای (کود سبز)، کاه جو، کاه گندم، بقایای کلزا، بقایای ماشک علوفهای و کاه و کلش ماش به ترتیب با 23، 18، 14، 10، 7 و 7 درصد افزایش عملکرد در رتبههای بعدی قرار داشتند. همچنین، عملکرد گندم در سطح کودی F2 در تیمار کاه و کلش جو + ماشک (کود سبز) 25 درصد بالاتر از عملکرد آن در سطح کودی F1 در تیمار بدون بقایا بود. این نشان میدهد که با کاربرد بقایای گیاهی با کیفیت مناسب ضمن افزایش تولید گندم، عملکرد آن کمتر تحت تأثیر نهادههای شیمیایی مثل کودهای معدنی قرار میگیرد. بنابراین، کاربرد کاه و کلش غلات و کود سبز لگوم در سطح کودی F2 میتواند باعث افزایش عملکرد و اجزای عملکرد گندم گردد.
شوری یکی از مهمترین عوامل محدودکننده تولید محصولات زراعی در مناطق خشک و نیمه خشک جهان است که عملکرد گیاه زراعی را تحت تأثیر قرار میدهد. به منظور مطالعه تغییرات فرآیند تثبیت کربن و رنگدانههای فتوسنتزی سه ژنوتیپ کلزا تحت تنش شوری، آزمایشی در شرایط گلخانه بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. عامل اول شامل ژنوتیپهای مختلف کلزا (هایولا 401، RGS0003 و شیرالی) و عامل دوم تیمار آبیاری با آب شور دارای چهار سطح شامل شاهد (آب معمولی)، 50، 100 و 150 میلیمولار با استفاده از منابع کلریدسدیم و کلریدکلسیم به نسبت مساوی یک به یک بود. نتایج نشان داد که آبیاری با آب شور باعث کاهش معنیدار هدایت روزنهای در هر سه ژنوتیپ شد. میزان کلروفیلهای a، b و کاروتنوئیدها در هر سه ژنوتیپ تا سطح شوری 100 میلیمولار افزایش و در 150 میلیمولار کاهش یافت. با افزایش شوری تجمع منیزیم نسبت به شاهد بیشتر شد. میزان نشاسته برگ در ژنوتیپ شیرالی تا سطح شوری 150 میلیمولار افزایش معنیدار داشت. روند تغییرات هدایت روزنهای در سطح 50 میلیمولار تا اوایل گلدهی شبیه به شاهد بوده ولی در اواخر گلدهی کاهش شدید داشت. در سطوح شوری 100 و 150 میلیمولار هدایت روزنهای کمتر از شاهد بود. به نظر میرسد ژنوتیپ شیرالی با استفاده از ساز و کارهای اجتناب از تنش مانند حفظ محتوای نسبی آب، همچنین افزایش محتوای کلروفیلهای a و b تا سطح 100میلیمولار و نیز تجمع منیزیم تا سطح 150 میلیمولار، تنش شوری را تحمل کرده است.
این تحقیق با هدف مطالعه اثرات تنشهای شوری و خشکی به صورت مجزا و همراه با یکدیگر روی برخی خصوصیات فیزیولوژیکی دو رقم کلزا در اهواز به صورت گلدانی خارج از گلخانه اجرا شد. تحقیق به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی بود. نتایج نشان داد که در هر دو شرایط تنش شوری و خشکی عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیکی شاخص برداشت، ارتفاع بوته، تعداد شاخههای فرعی و محتوای نسبی آب برگ کاهش یافت. همچنین تنشهای شوری و خشکی سبب افزایشعدد SPAD و نفوذپذیری نسبی غشاء در ارقام مورد مطالعه شد. درحالیکه تنش توأم شوری و خشکی،این صفات را به مقدار بیشتری متأثر کرد. نتایج همبستگی صفات تحت تنش شوری نشان داد که افزایش نفوذپذیری نسبی غشاء سبب کاهش وزن خشک اندام هوایی شد (**93/0-r= ). همچنین در شرایط تنش توأم همبستگی منفی بین نفوذپذیری نسبی غشاء و محتوای نسبی آب برگ وجود داشت (**94/0-r= ) که به دلیل آسیب وارده به غشاء و افزایش نشت الکترولیتها سبب کاهش محتوای نسبی آب برگ شد. بهطورکلی رقم هایولا 401 دارای سازوکار دفاعی بهتر و کارآمدتری نسبت به رقم شیرالی از لحاظ حفظ محتوای نسبی آب برگ و عدم افزایش نفوذپذیری نسبی غشاء برخوردار بود و نسبت به تنشهای شوری، خشکی و توأم تحمل بیشتری داشت.
سابقه و هدف: گیاه برنج به دلیل نیاز فراوان به آب در دوره رشد با خطر کم آبی روبرو میباشد. تنش خشکی باعث تغییر در تخصیص اسمیلاتها، رشد ریشهها و اندامهای هوایی در طول دوره رویشی و همچنین باعث کاهش پنجهزنی، مرگ پنجهها، کاهش ارتفاع گیاه و تأخیر در گلدهی میشود. هدف از اجرا این تحقیق غربال گری ژنوتیپهای مختلف موجود در ایران و برخی لاین های ارسالی از ایری به منظور شناخت مکانیسمهای متحمل به خشکی مانند صفات موفولوژی و فیزیولوژی به منظور انتخاب ژنوتیپهای متحمل به خشکی می باشد. مواد و روشها: آزمایش به صورت طرح کاملاً تصادفی در دو شرایط آبیاری کامل و تنش طی مرحله گیاهچهای بر 56 ژنوتیپ برنج در سال 1392در معاونت موسسه تحقیقات برنج آمل اجرا شد. در این آزمایش محتوی نسبی آب برگ، عدد SPAD، رنگ برگ، ارتفاع بوته، سطح و تعداد برگ در بوته، وزن خشک ریشه و اندام هوایی، طول ریشه، نشت الکترولیتی غشاء و pH عصاره برگ تعیین شد. نتایج نشان داد که تمام صفات در دو محیط تنش و آبیاری کامل و اثر متقابل ژنوتیپ و محیط اختلاف آماری معنیداری نشان دادند. یافتهها: در شرایط تنش از بین صفات مورد بررسی، محتوی نسبی آب برگ (3/17درصد)، وزن خشک ریشه (2/28 درصد) و وزن خشک اندام هوایی (9/21 درصد) کاهش یافتند و نشت الکترولیتی غشاء بیشتر شد (حدود 86 درصد). نتایج هبستگی نشان داد که وزن خشک ریشه و اندام هوایی با وزن خشک کل بوته درشرایط تنش دارای بیشترین همبستگی بودند. نتیجه گیری: ژنوتیپهایی که صفات آنها در شرایط تنش، برتری قابل توجهی نسبت به سایر ژنوتیپها نشان دادند به عنوان ژنوتیپهای متحمل به خشکی انتخاب شدند. این ژنوتیپها شامل ارقام طارممحلی، طارمدیلمانی، ندا، فجر، شفق، تابش، کوهسار، گوهر، حمر، عنبوری قرمز، درودزن، زایندهرود و فیروزان از ارقام بومی و اصلاح شده ایرانی و تعداد هفت لاین ارسالی از موسسه ایری میباشند.
به منظور بررسی تاثیر بقایای گیاهی و سطوح مختلف کود نیتروژن بر خصوصیات بیولوژیک خاک، شاخص های کارایی نیتروژن و میزانتوزیع مجدد ماده خشک در گندم، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به اجرادرآمد. تیمارهای آزمایشی شامل کاربرد بقایای گیاهی ) %50 :CR1 کاه و کلش جو، %50 :CR2 کاه جو + ماشک گل خوشه ای )کود سبز(،CR3 : ماشک علوفه ای، CR4 : کاه کامل گندم، CR5 : کلزا + ماش )کود سبز( %25 :CR6 کاه گندم، CR7 : ماش دانه ای، CR8 : بدون کاربردبقایا( به عنوان کرت اصلی و سطوح مختلف کود نیتروژن ) 270 :F2 ،160 :F1 و 360 :F3 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره( به عنوان کرت فرعیدر نظر گرفته شدند. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که کاربرد همزمان کاه و کلش جو + ماشک و بقایای کلزا + ماش باعث افزایش تنفسمیکروبی و کربن بیوماس میکروبی خاک می شود. همچنین اثر متقابل بقایا و کود نیتروژن بر خصوصیات زیستی خاک معنی دار شد و افزایشکود نیتروژن تا سطح 360 کیلوگرم در هکتار در تیمار بدون کاربرد بقایای گیاهی باعث کاهش 2/ 16 درصدی تنفس و در تیمار کاربرد کاه کاملگندم سبب افزایش 8/ 11 درصدی تنفس میکروبی خاک گردید. بیشترین میزان کربن بیوماس خاک در تیمار 270 کیلوگرم در هکتار بود کهبا تیمار 360 کیلوگرم در هکتار تفاوت معنی داری نداشت. با افزایش کود نیتروژن از 160 تا 360 کیلوگرم در هکتار، کارایی مصرف نیتروژن،کارایی جذب نیتروژن، کارایی به کارگیری نیتروژن و شاخص برداشت نیتروژن کاهش یافت. کاربرد بقایای گیاهی، شاخص های کارایی نیتروژنرا نسبت به تیمار بدون کاربرد بقایا افزایش داد. همچنین میزان توزیع مجدد ماده خشک در گندم با افزایش نیتروژن افزایش یافت در حالیکه بین سطوح 270 تا 360 کیلوگرم در هکتار تفاوت معنی داری از لحاظ کارایی توزیع مجدد وجود نداشت. درنهایت تیمارهای CR2F2 وCR5F2 به عنوان تیمارهای برتر در این تحقیق معرفی شدند.
چکیده مبسوط فارسی سابقه و هدف: نیشکر با نام علمی(Saccharum officinarum L.) از تیره Poaceae گیاهی چند ساله و بومی مناطق گرم قاره آسیا میباشد. نسبت Fv/Fm تخمینی از حداکثر عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو است. تحت شرایط تنش،Fv/Fm کاهش می یابد، این کاهش به علت فعالیت کم مراکز واکنش فتوشیمیایی دو و کاهش پروتئینهای مسئول حمل الکترون آب به کلروفیلa می باشد. ریزگرد باعث بستن دهانه روزنه شده و باعث افزایش دمای برگ، عدم تهویه مناسب، عدم تعرق و عدم ورود CO2 به برگ میشود، از طرفی تجمع ریزگرد بر گیاه باعث ایجاد حالت سایه بر گیاه میشود و فتوسنتز برگ را کاهش میدهد. از آنجاییکه گیاه نیشکر بیشترین سطح زیر کشت در منطقه دارد، بنابراین مطالعه و بررسی اثر پدیده ریزگرد بر این گیاه در منطقه ضروری به نظر میرسد. مواد و روش ها : این آزمایش با هدف مطالعه اثرات ریزگرد، در محیط کنترل شده گلخانه موسسه تحقیقات نیشکر شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در سال زراعی 1393-1392 اعمال گردید. این آزمایش درقالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار و چهار تیمار انجام گرفت. تیمارها شامل شاهد (بدون اعمال ریزگرد)، ماهانه یکبار، دو هفته یکبار، هفتهای یکبار اعمال ریزگرد بودند. جهت جداسازی و انجام صحیح ریزگرد روی هر تیمار، از چهار پایه فلزی ساخته شده با لولههای نیم اینچ گالوانیزه به ارتفاع 2 متر، طول 3 متر و عرض یک متر، استفاده شد. تیمار مورد نظر توسط پلاستیک نازک شفاف پوشانده گردید و در دو طرف بالای آن، دو دستگاه فن کار گذاشته شد. برای کاشت، از قلمههای واریتهCP69-1062 استفاده گردید. در این آزمایش، صفات Fv/Fm (بیشینه عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو در شرایط سازگار با تاریکی)، ) NPQخاموشی غیرفتوشیمیایی)، qP (خاموشی فتوشیمیایی)، ΦPSII (عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو در شرایط سازگار با نور)، عدد SPAD، آهنگ فتوسنتز، غلظت CO2زیر روزنهای، شار تعرق، دمای برگ و PAR، آسکوربیت، نشت الکترولیت و درصد قند محاسبه شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ریزگرد باعث کاهش مقادیر Fv/Fm، qP، ΦPSII، آهنگ فتوسنتز، شار تعرق، غلظت CO2 زیر روزنهای، PAR و مقدار قند شد ولی مقادیر NPQ، عدد SPAD و درجه حرارت برگ را افزایش داد. همبستگی مثبت و معنیداری بین رسانایی روزنهای با فتوسنتز، تعرق و CO2 زیر روزنهای مشاهده شد، که نشان از محدودیت روزنهای در ورود گازها به درون سلول داشت. در شرایط شدت نور کم در اثر اعمال ریزگردها، تولید قند کاهش معنیداری نشان داد. نتایج نشان داد که qP همبستگی بالایی با Fv/Fm نشان داد، لذا کاهش qP سبب کاهش Fv/Fm شد. نتیجه گیری: در اثر تنش ریزگرد و کاهش ظرفیت کئینون A، انتقال الکترون به فتوسیستم یک کاهش یافت و باعث اتلاف انرژی نورانی جذب شده به شکل فلئورسانس گردید و در واقع در جریان برانگیختگی کلروفیل، NPQبر qP غلبه داشت و لذا عملکرد کوانتومی فتوسنتز، کاهش و دمای برگ به سبب بسته شدن روزنه ها و کاهش هدایت روزنهای، افزایش یافت و تلفات انرژی به شکل نور و گرما، افزایش پیدا کرد. کاهش قند به این دلیل است که بسیاری از آنزیمهای درگیر در احیای قندها طی سیکل کالوین صرفاَ با شدت نور مناسب، فعال میگردند. با توجه به اینکه مولفه Fv/Fm بیشترین همبستگی را با اغلب صفات مورد بررسی طی تنش نشان داد، لذا میتوان از آن به همراه qP و NPQ به عنوان شاخصهای بررسی گیاه نیشکر تحت تنش ریزگرد بهره گرفت.
بهمنظور بررسی اثر اسیدسالیسیلیک بر مؤلفههای فلئورسانس کلروفیل در برگ چغندرقند تحت تنش شوری، آزمایشی بهصورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. در مرحله چهار برگی پس از توسعه کامل برگ، همزمان با تنش شوری در دو سطح صفر و 150 میلیمولار، اسید سالیسیلیک با غلظتهای صفر، 5/0 و 1 میلیمولار در اوایل صبح روی برگها افشانه شد. برای این آزمایش از دو رقم شریف و جلگه استفاده گردید. تحلیل رشد در مراحل مختلف رویشی و توسعه کامل برگ انجام شد. تنش شوری موجب کاهش معنیدار وزن خشک ریشه، وزن خشک اندام هوایی، هدایت روزنهای، عدد SPAD، عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو، خاموشی فتوشیمیایی و حداکثر عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو شد. همچنین تنش شوری موجب افزایش معنیدار خاموشی غیر فتوشیمیایی گردید. تیمار با اسید سالیسیلیک موجب افزایش معنیدار وزن خشک ریشه، هدایت روزنهای، عدد SPAD، عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو، خاموشی فتوشیمیایی و حداکثر عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو نسبت به عدم کاربرد آن در شرایط تنش شوری شد. همچنین تیمار با اسیدسالیسیلیک موجب کاهش معنیدار خاموشی غیرفتوشیمیایی در شرایط تنش شد. با توجه به نتایج همبستگی صفات، خاموشی فتوشیمیایی انرژی الکترون برانگیخته (qP) با وزن خشک ریشه (*56/0r=) و وزن خشک اندام هوایی (**68/0r=) در شرایط تنش همبستگی مثبت معنیدار داشت. بنابراین از این صفت، میتوان برای غربالگری این ارقام تحت تنش در شرایط کاربرد برگی اسید سالیسیلیک استفاده کرد.
به منظور بررسی اثر کاربرد بقایای گیاهی و سطوح مختلف کود نیتروژن بر میزان عناصر غذایی پرمصرف و کم مصرف در دانه گندم وهمچنین اثر بر میزان کربوهیدرات و وزن خشک کل، پژوهشی در سال زراعی 93 - 1391 با استفاده از آزمایش اسپلیت پلات در قالب طرح پایهبلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از کاربرد بقایای گیاهی شامل : ) %50 :CR1 کاه و کلشجو، %50 :CR2 کاه جو + ماشک گل خوشه ای )کود سبز(، CR3 : کود سبز، CR4 : کاربرد کاه و کلش کامل گندم، CR5 : بقایای کلزا، :CR6بدون کاربرد بقایای گیاهی، در کرت های اصلی و سطوح مختلف کود نیتروژن شامل: ) 150 ، 270 و 360 کیلوگرم در هکتار نیتروژن از منبع اوره(به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که کاربرد بقایای گیاهی در سطح احتمال 1% در میزان عناصر فسفر، نیتروژن، پتاس،منگنز، روی، آهن، مس و بور موثر است و در بین بقایای گیاهی بیشترین غلظت عناصر پرمصرف و کم مصرف و وزن خشک کل مربوط به تیمارT2 : کاربرد 50 % کاه جو + ماشک گل خوشه ای )کود سبز( بود. همچنین با افزایش کود نیتروژن میزانجذب عناصر آهن، روی و منگنز افزایشیافت ولی میزان مس در دانه گندم کاهش یافت. برهمکنش بقایای گیاهی و کود نیتروژن بر وزن خشک کل معنی دار بود، به طوری که کاربرد270 کیلوگرم اوره در هکتار در تیمار T2 نسبت به 360 کیلوگرم اوره در هکتار در تیمار بدون کاربرد بقایای گیاهی 8/ 11 درصد وزن خشکبیشتری حاصل شد. بنابراین مدیریت بقایای گیاهی و کود نیتروژن در افزایش کیفیت و کمیت گندم نقش بسزایی دارد.
به منظور بررسی تأثیر اسید سالیسیلیک بر برخی شاخصهای فیزیولوژیکی چغندرقند در شرایط تنش شوری برای شناسایی صفات مربوط به تحمل شوری، آزمایشی به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایة بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار به صورت گلدانی، در سال زراعی 1392-1391 در مزرعة تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. عاملهای مورد بررسی شامل اسید سالیسیلیک با غلظتهای0 (شاهد)، 5/0 و 1 میلیمولار به عنوان کرت اصلی، تنش شوری در دو سطح 0 (شاهد) و 150 میلیمولار و دو رقم چغندرقند شریف و جلگه بود. محلولپاشی برگی در مرحلة 4 برگی، همزمان با تنش شوری انجام شد. نتایج نشان داد که تیمار اسید سالیسیلیک افزون بر افزایش معنیدار سطح برگ، سبزینة (کلروفیل) برگ، هدایت روزنهای، عملکرد کوانتومی نظام نوری (فتوسیستم) دو، بیشینه عملکرد کوانتومی نظام نوری دو، کل قندهای محلول و پرولین، موجب کاهش نفوذپذیری نسبی غشا نسبت به تیمار شاهد در شرایط تنش شوری شد. همچنین تیمار تنش شوری موجب کاهش معنیدار هدایت روزنهای، سبزینة برگ، عملکرد کوانتومی نظام نوری دو و بیشینه عملکرد کوانتومی نظام نوری دو شد، درحالیکه نفوذپذیری نسبی غشا، کل قندهای محلول و پرولین به طور معنیداری افزایش یافت. بنابراین با توجه به نتایج بهدستآمده به نظر میرسد استفاده از تیمار اسید سالیسیلیک در گیاه چغندرقند در شرایط تنش شوری با تحریک رشد و سوختوساز، موجب تحمل به تنش شوری میشود.
در این آزمایش اثر سطوح مختلف شوری آب آبیاری ( 7/1، 5 ،10، 15 و 20 دسی زیمنس بر متر) بر عملکرد و کیفیت دو رقم ارزن علوفهای ( نوتریفید و باستان) بررسی گردید. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با دو عامل در سه تکرار طی سال زراعی1390- 1389 انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش شوری عملکرد ماده خشک، کاهش یافت. بیشترین مقدار ماده خشک کل مربوط به تیمار شاهد در ارزن نوتریفید (2/83 گرم بر بوته) و کمترین مقدار مربوط به شوری 20 دسی زیمنس بر متر در ارزن باستان (5/23 گرم بر بوته) بود. کیفیت علوفه و مواد معدنی موجود در اندام های هوایی دو رقم مورد مطالعه تحت تأثیر تنش شوری قرار گرفتند. با افزایش تنش شوری درصد پروتئین، محتوای پتاسیم، کلسیم و منیزیم اندام های هوایی کاهش یافتند ولی درصد فیبر خام و محتوای سدیم افزایش نشان دادند. در تیمار 20 دسی زیمنس بر متر عملکرد ماده خشک ارزن نوتریفید و باستان به ترتیب 44% و 57% نسبت به شاهد کاهش نشان داد. در شوری 10 دسی زیمنس بر متر، ارزن نوتریفید و باستان به ترتیب 24% و 34% نسبت به تیمار شاهد کاهش عملکرد داشتند. بنابراین در این تحقیق مشخص گردید که آستانه تحمل به شوری ارزن نوتریفید تا 5 دسی زیمنس بر متر و ارزن باستان تا 7/1 دسی زیمنس بر متر (تیمار شاهد) می باشد.