به منظور بررسی تأثیر رژیم های آبیاری و تاریخ های کاشت بر عملکرد، شاخص برداشت و کارآیی مصرف آب گیاه چایترش، آزمایشی در بهار سال ۱۳۹۶ در کرج به صـورت کرت های خـرد شـده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی انجام شد. تیمارها شامل آبیاری ۸، 10 و ۱۲ روز یک بار به عنوان فاکتور اصلی و تاریخ کاشت 3/14 و 3/28 و 1396/4/11 به عنوان عامل فرعی بودند. بیشترین ارتفاع بـوته (181/2 سانتی متر)، قطر ساقه (2/91 سانتی متر) و عملکرد زیستی (14/6 تن در هکتار) در آبیاری 8 روز یک بار به دست آمد. بیشترین کارآیی مصرف آب کاسبرگ (0/18 گرم در لیتر)، کارآیی مصرف آب گل (0/034 گرم در لیتر) و شاخص برداشت کاسبرگ (11/12 درصد) در آبیاری 12 روز یکبار مشاهده شد. آبیاری 10 روز یکبار دارای بیشترین عملکرد کاسبرگ (1/59 تن در هکتار) و عملکرد گل (307/7 کیلوگرم در هکتار) بود. تأخیر در کاشت سبب کاهش 12، 16 و 7 درصدی به ترتیب در ارتفاع بوته، قطر ساقه و عملکرد زیستی و افزایش 22 و 20 درصدی کارآیی مصرف آب کاسبرگ و کارآیی مصرف آب گل نسبت به کاشت به موقع شد. بیشترین کارآیی مصرف آب عملکرد زیستی (2/41 گرم در لیتر)، در آبیاری 12 روز یکبار و تأخیر یک ماهه در کاشت به دست آمد. بر این اساس، آبیاری 10 روز یک بار برای حصول حداکثر عملکرد گل و کاسبرگ، افزایش کارآیی مصرف آب گل و شاخص برداشت کاسبرگ میتواند مورد توجه قرار بگیرد. همچنین، جهت کوتاه شدن طول دوره کشت و صرفه جویی در مصرف آب، تاریخ 28 خرداد برای کشت این گیاه در کرج مناسب تر می باشد.
اهداف: این پژوهش با هدف بررسی اثر کودهای بیولوژیک پتاسیم و فسفر بر خصوصیات رشدی و عملکرد یونجه رقم نیکشهری در سنین مختلف انجام گرفت.مواد و روشها: این آزمایش براساس تجزیه مرکب و به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار طی دو سال متوالیتحت شرایط اقلیمی شهرستان جیرفت، استان کرمان پیاده شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل عمر یونجه (یکساله، سهساله و پنج ساله) و کود بیولوژیک (شاهد، پتابارور، فسفاتهبارورII، ترکیب توام پتابارور و فسفاتهبارورII) بود. کودهای بیولوژیک به صورت محلول در آب آبیاری استفاده شد. یافتهها: بررسی نتایج حاصل از تجزیه مرکب داده ها نشان داد بین سنین مختلف یونجه اختلاف معنیداری از نظر برخی خصوصیات رشدی و عملکرد وجود داشت. بهطوری که بیشترین میزان عملکرد و خصوصیات رشدی مربوط به یونجههای سه ساله بود و با افزایش سن یونجه به پنج سال، میزان عملکرد بهطور معنیداری کاهش یافت. بررسی اثر کودهای بیولوژیک نشان داد که بیشترین میزان خصوصیات رشدی (بهجز فاصله میانگره) و عملکرد مربوط به تیمار پتابارور + فسفاتهبارورII بود که از نظر شاخص سطح برگ و نسبت وزن برگ به ساقه اختلاف معنیداری با تیمار پتابارور نداشت. اثر متقابل سن مزرعه و کود بیولوژیک نشان داد که کاربرد ترکیبی کودهای بیولوژیک سبب بهبود خصوصیات رشدی و عملکرد مزرعه یونجه مسنتر شد و بیشترین میزان عملکرد مربوط به مزارع سه ساله و کاربرد ترکیب دو کود بیولوژیک بود. نتیجهگیری: کاربرد توام کودهای بیولوژیک پتاس (پتابارور) و فسفر (فسفاتهبارورII) میتواند راهکاری کارآمد برای کاهش افت عملکرد یونجه در سنین بالا باشد.
اهداف: استفاده از باکتریهای آزاد کننده پتاسیم در خاکهای حاوی پتاسیم غیر محلول انباشت شده و غیر قابل جذب توسط گیاهان میتواند به حلالیت بیشتر این منابع معدنی پتاسیم خاک و در نتیجه جذب آن توسط گیاه کمک کند. لذا هدف از این مطالعه، تعیین اثر کاربرد کود زیستی آزاد کننده پتاس در مقایسه با کاربرد کودهای شیمیایی پتاسه رایج در کشور بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم نان بود. مواد و روشها: برای مطالعه تأثیر کاربرد کود زیستی پتاسیم بر عملکرد ارقام گندم در جنوب کرمان، آزمایشهایی طی دو سال و به صورت اسپلیت پلات در قالب بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت انجام شد. ارقام مختلف گندم نان شامل چمران2، برات و خلیل به عنوان عامل اصلی و منابع و مقادیر ﭘتاسیم در چهار سطح: 1. شاهد (بدون مصرف هیچ کودی) 2. مصرف کود شیمیایی سولفات ﭘتاسیم (باتوجه به نتایج تجزیه خاک) 3. نصف کود شیمیایی توصیه شده با توجه به نتایج تجزیه خاک بعلاوه مصرف کود زیستی ﭘتاسیم 4. کود زیستی پتاسیم به تنهایی (از منبع کود زیستی پتابارور)، سطوح تیمارهای فرعی بودند. یافتهها: نتایج نشان داد، ارقام گندم نان واکنش متفاوتی را به سطوح و منابع مختلف کودی طی دو سال مطالعه نشان دادند. با این وجود مصرف کود زیستی پتاسیم به تنهایی و همچنین توأم با کاهش50% کود شیمیایی توصیه شده توانست موجب دستابی به عملکرد دانه در ارقام گندم چمران2 (8 تن در هکتار) رقم خلیل (49/7 تن در هکتار) و رقم برات (6/7 تن در هکتار) گردد. آنچه که در نتایج مشهود بود، کاربرد کود زیستی پتاسیم بکار رفته توانست موجب بهبود معنی داری در میزان عملکرد زیستی و عملکرد دانه، شاخص برداشت، وزن هزار دانه و ارتفاع بوته گردد. نتیجهگیری: کاربرد کود زیستی پتاسیم همراه با نیمی از کود شیمیایی سولفات پتاسیم توصیه شده میتواند علاوه بر کاهش مصرف مقدار کودهای شیمیایی در کاهش هزینههای تولید و سلامت محصول گندم نان موثر باشد.
بهمنظور بررسی تأثیر شیوههای مختلف پرایمینگ بذر بر شاخصهای جوانهزنی، خصوصیات بیوشیمیایی و اجزای عملکرد سه رقم گلرنگ در شرایط تنش خشکی، دو آزمایش بهمزرعهای( بهصورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی) و آزمایشگاهی( بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی) با سه تکرار اجرا گردید. در شرایط مزرعه، عوامل آزمایشی شامل تنش خشکی در دو سطح آبیاری کامل در طول فصل رشد و قطع آبیاری در مرحله ساقهدهی بهعنوان عامل اصلی، پرایمینگ بذر (اسموپرایمینگ، هیدروپرایمینگ، هورموپرایمینگ و شاهد) و ارقام گلرنگ (اصفهان، صفه و گلدشت) نیز بهصورت فاکتوریل بهعنوان عوامل فرعی در نظر گرفته شدند. کاربرد همزمان هیدروپرایمینگ و تنش خشکی در رقم اصفهان باعث بیشترین میزان طول ریشهچه (8/4 سانتیمتر) گردید. هیدروپرایمینگ و هورموپرایمینگ ضریب سرعت جوانهزنی را در رقم اصفهان نسبت به گلدشت به میزان 34/52 درصد افزایش دادند. هیدروپرایمینگ درصد جوانهزنی را نسبت به شاهد به میزان 33/11 درصد افزایش داد. بیشترین میزان عملکرد دانه ( 72/100 گرم در مترمربع) در رقم صفه هنگام آبیاری کامل و کاربرد هیدروپرایمینگ حاصل گشت. بالاترین میزان کربوهیدرات محلول (14/15 میلیگرم در گرم وزن تر) مربوط به اثر متقابل تنش خشکی با عدم پرایمینگ بود. رقم گلدشت در زمان آبیاری کامل و کاربرد هیدروپرایمینگ بیشترین میزان عملکرد روغن (93/24 گرم در مترمربع) را به خود اختصاص داد. اعمال تنش در رقم گلدشت هنگام هیدروپرایمینگ بیشترین میزان پرولین (08/10 میلی گرم در گرم وزن تر) را نشان داد بیشترین فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز (1/56 میلیگرم پروتئین در دقیقه) در کاربرد هورموپرایمینگ هنگام تنش مشاهده شد.
به دلیل اهمیت کشت خلر به عنوان گیاهی فراموش شده و با هدف انجام کشاورزی پایدار، پژوهش مزرعهای به صورت اسپیلت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار تحت تأثیر رژیمهای آبیاری (50، 75، 100 درصد تبخیر از تشتک تبخیرکلاس A) و سطوح مختلف کود سوپر فسفات تریپل (صفر،60 و 120 کیلوگرم در هکتار) و دو اکوتیپ خلر (لالهزار و شهرکرد) در منطقه لالهزار استان کرمان در سالهای 1397 و 1398 اجرا شد. نتایج نشان داد که تنش خشکی (50 درصد تبخیر از تشتک کلاس A) موجب کاهش معنیدار تعداد نیام در مترمربع، ارتفاع بوته، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک خلر شد و کود فسفردار موجب افزایش رشد و عملکرد آن گردید. بهطورکلی، بیشترین عملکرد دانه و بیولوژیک به ترتیب با 2401 و 5612 کیلوگرم در هکتار و همچنین بالاترین بهرهوری مصرف فسفر به میزان 98/39 کیلوگرم محصول به ازای هر کیلوگرم مصرف کود فسفردار از اکوتیپ شهرکرد در تیمار آبیاری پس از 75 درصد تبخیر از تشتک کلاس A و با مصرف 60 کیلوگرم کود فسفر در هکتار به دست آمد. بنابراین کشت خلر اکوتیپ شهرکرد در این منطقه میتواند از نظر صرفهجویی در مصرف آب و مدیریت در مصرف کود فسفردار بر اکوتیپ لالهزار برتری داشته باشد.
این پژوهش با هدف بررسی اثر تقسیط نیتروژن و تراکمهای مختلف بوته بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه دو ژنوتیپ برنج انجام شد و بدین منظور آزمایشی بهصورت کرتهای یکبار خرد شده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی واقع در شهرستان قائمشهر طی سالهای 93-1392 و 94-1393 اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل سه سطح تراکم بوته (16، 25 و 3/33 بوته در متر مربع) بهعنوان عامل اصلی و پنج سطح تقسیط نیتروژن (S1: مصرف کامل (100%) در مرحله ابتدای کاشت یا پایه، S2: 50% در مرحله ابتدای کاشت یا پایه + 50% در مرحله ابتدای پنجهدهی، S3: 50% در مرحله ابتدای کاشت یا پایه + 50% در مرحله ظهور خوشهآغازین، S4: 33/33% در مرحله ابتدای کاشت یا پایه + 33/33% در مرحله ابتدای پنجهدهی + 33/33% در مرحله ظهور خوشهآغازین و S5: 33/33% در مرحله ابتدای کاشت یا پایه + 33/33% ظهور خوشهآغازین + 33/33% در مرحله خوشهدهی کامل) بهعنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان دادند که ارقام هاشمی و کوهسار در سال دوم بهترتیب کاهش 21/9 درصدی و افزایش 74/23 درصدی عملکرد دانه را نسبت به سال اول داشتند. همچنین سال دوم نسبت به سال اول کاهش 62/11 درصدی و 36/30 درصدی عملکرد کاه را بهترتیب در ارقام هاشمی و کوهسار نشان داد. عملکرد دانه و شاخص برداشت با افزایش تراکم در رقم هاشمی بهترتیب افزایش و کاهش یافتند. عملکرد کاه در هر دو رقم با افزایش تراکم افزایش نشان دادند. کمترین عملکرد کاه و بیشترین شاخص برداشت در هر دو رقم، با تقسیط نیتروژن به نسبت مساوی در مراحل ابتدای کاشت، ظهور خوشهآغازین و خوشهدهی کامل حاصل آمد. اثر متقابل بین عاملها در ارقام مورد مطالعه نشان داد که در هر دو سال زراعی تعداد خوشه در متر مربع با افزایش تراکم افزایش یافت.
بهمنظور بررسی عملکرد و محتوای دانة دو هیبرید ذرت شیرین چیس و چلنجر در شرایط کمآبیاری و محلولپاشی با ترکیبات حاوی عنصر روی، آزمایشی بهصورت اسپیلت پلات فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک در سالهای 1393و 1394 انجام شد. تیمار الگوی آبیاری در کرتهای اصلی شامل آبیاری کامل مزرعه یا تمامی جویچهها (شاهد)، آبیاری یکدرمیان جویچهها، آبیاری یکدرمیان متناوب جویچهها و در کرتهای فرعی تیمار محلولپاشی با عنصر روی شامل عدم محلولپاشی (شاهد)، کاربرد سولفات روی زینک درآپ (دو در هزار لیتر)، کاربرد سولفات روی زینک فست (دو در هزار لیتر) و دو هیبرید ذرت بهصورت فاکتوریل قرار گرفتند. نتایج نشان داد تأثیر الگوهای آبیاری، محلولپاشی روی، رقم و برهمکنش آنها برعملکرد دانه، پروتئین دانه، روغن دانه، رطوبت دانه و پرولین برگ در سطح احتمال 1 درصد معنادار بود. بالاترین میزان پرولین درروش آبیاری یکدرمیان با میزان 21/30 میلیگرم بر گرم مشاهده شد که تفاوت معنادار 86/39 درصد نسبت به روش آبیاری شاهد با میزان 60/21 میلیگرم بر گرم داشت. بالاترین میزان روی در دانه در تیمار کاربرد زینک فست به میزان 50/28 میلیگرم بر گرم مشاهده شد در حالی که در تیمار عدم کاربرد روی این میزان به 09/18 میلیگرم بر گرم کاهش یافت. یعنی 54/57 درصد افت نشان داد. بر اساس نتایج این تحقیق، در شرایط کمآبی، استفاده از الگوی آبیاری تناوبی و محلولپاشی با زینک فست در تولید ذرت شیرین رقم چلنجر توصیه میشود.
بهمنظور بررسی تغییرات کیفی بذر سویا در طی زوال بذر، پژوهشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی(آزمایشگاه) و بلوکهای کامل تصادفی(مزرعه) انجام شد. تیمارها شامل دو رقم سویا ویلیامز و L17 و سه مدت زمان انبارداری 6، 18 و 30 ماه بود. صفات مورد بررسی درصد گیاهچه عادی، سرعت جوانهزنی، هدایت الکتریکی، میزان قندهای محلول، پروتئین، مالوندیآلدئید، درصد ظهور اولیه و نهایی گیاهچه و سرعت ظهور جوانهزنی بود. نتایج نشان داد با افزایش مدت انبارداری از کیفیت بذر کاسته شد و کاهش کیفیت بذر در طی انبارداری سبب کاهش درصد ظهور گیاهچه در مزرعه گردید. کاهش در کیفیت بذر در دوره سوم نسبت به دوره دوم انبارداری بهمراتب بیشتر بود، همچنین رقم ویلیامز نسبت به L17 قابلیت انبارمانی بالاتری داشت. تعداد گیاهچههای عادی پس از 18 و 30 ماه نسبت به 6 ماه انبارداری برای رقم ویلیامز، 5 و 8/17 درصد و برای رقم L17، 9/12 و 8/25 درصد کاهش یافت. نتایج نشان داد که کیفیت بذر با میزان قندهای محلول و پروتئین بذر رابطه مستقیم و با نشت مواد سلولی و میزان مالوندیآلدئید رابطه معکوسی دارد. درصد پروتئین کل از 5/36% پس از 6 ماه انبارداری بهترتیب به 5/33 و 3/31% پس از 18 و 30 ماه انبارداری کاهش یافت. نتایج نشان دادند سرعت زوال بذر پس از 30 ماه انبارداری نسبت به دوره قبل از آن بهمراتب بیشتر بود که نشان میدهد بذر سویا حداکثر برای یک فصل زراعی بعد قابل نگهداری بوده و پس از آن شاهد کاهش کیفیت و بدسبزی خواهیم بود.
به منظور ارزیابی نقش مالچ گیاه پوششی باریک برگ جو (Hordeum vulgare L.) در دو سیستم تهیه بستر بذر در پاییز و تهیه بستر بذر در بهار، بر زیست توده علفهای هرز و عملکرد کمی و کیفی چغندرقند، آزمایشی به صورت کرتهای خرد شده نواری بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار طی سالهای زراعی 92-1391و 93-1392 در کرج اجرا شد. پنج ترکیب مختلف از زمان تهیه بستر بذر چغندرقند و مالچ گیاه پوششی جو (تهیه بستر پاییز بدون جو، شاهد پاییز)، تهیه بستر پاییز با جو کف جوی (ردیفی پاییز)، تهیه بستر پاییز با جو کف جوی و روی پشته (دستپاش پاییز)، تهیه بستر بهار بدون جو (شاهد بهار) و تهیه بستر بهار با جو کف جوی (ردیفی بهار) بهعنوان تیمارهای آزمایش در نظر گرفتهشد. جهت مقایسه تیمارهای کنترل علفهرز، هر کرت با عرض چهار متر (هشت ردیف کاشت) و طول 25 متر در جهت طولی به سه قسمت تقسیم شد. قسمت ابتدای کرت به عنوان شاهد بدون علفهرز (وجین دستی)، قسمت وسط کرت شاهد با علف هرز (عدم کنترل طی فصل رشد) و قسمت انتهای کرت بهعنوان تیمار کنترل شیمیایی (استفاده از علفکشهای انتخابی چغندرقند) در نظر گرفته شد. حذف گیاه پوششی و علفهای هرز سبز شده در تیمارهای تهیه بستر بذر بهطور کامل در پاییز، به وسیله علفکش عمومی پاراکوات (جایگزین شخم و دیسک) انجام شد. نتایج تجزیه مرکب صفات نشان داد رقابت پوشش طبیعی علفهایهرز مزرعه بهطور معنیداری (P<0.01) عملکرد ریشه، عملکرد شکر و عملکرد شکرسفید را تحت تأثیر قرار داد. کاهش بیش از 50 درصدی عملکرد ریشه (12/32 تن در هکتار)، عملکرد شکر (75/4 تن در هکتار) و عملکرد شکر سفید (63/3 تن در هکتار) در تیمار شاهد با علف هرز نسبت به شاهد وجین دستی نشان دهنده پتانسیل زیاد ایجاد خسارت علفهای هرز در مزرعه چغندرقند است. در سیستم تهیه بستر بذر در پاییز انجام شد، اضافه نمودن جو برای باعث کاهش عملکرد ریشه به میزان 13درصد در روش ردیفی پاییز و 19درصد در روش دستپاش پاییز نسبت به تیمار شاهد (با عملکرد ریشه 55/57 تن در هکتار) شد. با عنایت به عدم وجود تفاوت معنیدار بین تیمار تهیه بستر بذر در بهار بدون جو (شاهد بهار) با تیمار تهیه بستر بذر در پاییز بدون جو (شاهد پاییز)، برای عملکرد کمی و کیفی، چنین استنباط میشود که با تهیه بستر بذر به طور کامل در پائیز امکان زود کشت کردن چغندرقند و استفاده بهینه از پتانسیل منطقه میسر میشود.
بهمنظور بررسی اثر دمای بالا از طریق تاریخ کاشت و تراکم بوته بر کیفیت بذر سویا، آزمایشی به صورت طرح خردشده عاملی (اسپلیت فاکتوریل) بر مبنای طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی مغان و مؤسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال کرج در سال زراعی 92-1391 انجام شد. عوامل مورد بررسی تاریخ کاشت (شامل سه سطح 15 اردیبهشت، 15 خرداد و 15 تیر)، سه سطح تراکم کاشت 300، 400 و 500 هزار بوته در هکتار و دو رقم ویلیامز و L17 بودند. نتایج آزمون جوانهزنی استاندارد نشان داد که بیشترین درصد گیاهچه های عادی در منطقه مغان(92.1%) در تاریخ کاشت 15 خرداد و در منطقه کرج (96.2%)در تاریخ کاشت 15 تیر به دست آمد همچنین، مشخص شد که در منطقه مغان رقم L17 و در منطقه کرج رقم ویلیامز بیشترین درصد گیاهچههای عادی را داشتند. نتایج آزمون پیری تسریع شده نشان داد که درصد گیاهچههای عادی پس از آزمون پیری تسریع شده در منطقه کرج بیشتر بود و این حکایت از بهتر بودن کیفیت بذر تولیدی در منطقه کرج نسبت به مغان دارد. در تراکمهای کاشت 300 و 400 هزار بوته در هکتار بین دو منطقه تفاوت معنیداری وجود نداشت و در هر دو تراکم کاشت، منطقه کرج نسبت به مغان برتری داشت اما در تراکم 500 هزار بوته درصد گیاهچههای عادی پس از آزمون پیری تسریع شده در منطقه کرج (77.6%) نسبت به منطقه مغان (58%) تفاوت معنیداری داشت. بیشترین شاخص وزنی بنیه گیاهچه (11.75) در تراکم 400 هزار بوته در هکتار در تاریخ کاشت 15 تیرماه در منطقه کرج مشاهده شد و کمترین آن (5.41) در تاریخ کاشت 15 اردیبهشت در تراکم 300 هزار بوته درهکتار درمنطقه کرج بود.
به منظور ارزیابی اثرات تراکم و تاریخ کاشت بر عملکرد و ویژگیهای کیفی سه گیاه علوفه ای ذرت، سورگوم و گیاه جدید تاج خروس علوفهای، آزمایشی در سال زراعی 1392 به صورت کرتهای دو بار خرد شده در قالب بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار در دو منطقه از مرودشت واقع در استان فارس اجرا شد. تیمارها شامل نوع گیاه(ذرت علوفه ای 704، سورگوم علوفه ای رقم اسپیدفید، تاج خروس علوفه ای)، تراکم بوته (66000، 83000، 110000 بوته در هکتار) و تاریخ کاشت (1، 15، 30 تیرماه) بودند. تجزیه مرکب واریانس داده ها نشان داد که تیمارهای نوع گیاه، تراکم بوته و تاریخ کاشت اثر معنی داری بر عملکرد، درصد پروتئین دانه، میزان آهن، درصد کلسیم، میزان روی، درصد پروتئین خام علوفه و فیبر داشتند. به طوری که، بیشترین میزان عملکرد علوفه خشک (11279.70 گرم برمترمربع)، درصد پروتئین دانه (14.85 درصد)، میزان آهن (446 میلی گرم در کیلوگرم ماده خشک)، درصد کلسیم (3.66 درصد) و کمترین درصد فیبر (9.44 درصد) در گیاه تاج خروس در تاریخ کاشت 15 تیرماه با تراکم 66000 بوته در هکتار مشاهده شد. بیشترین میزان روی (113.50 میلی گرم در کیلوگرم ماده خشک) و درصد پروتئین خام علوفه (با میانگین 1.69 درصد) در گیاه ذرت به ترتیب درتاریخ کاشت اول و 30 تیرماه در تراکم 66000 بوته در هکتار وجود داشت که از نظر درصد پروتئین خام علوفه، تفاوت معنی داری با گیاه تاجخروس در کشت 15 تیر ماه (1.650 درصد) نداشت. بیشترین درصد فیبر نیز در گیاه سورگوم (26.393 درصد) در کشت 30 تیر ماه و تراکم 110000 بوته در هکتار مشاهده شد. با تاخیر در کاشت و افزایش تراکم بوته، کیفیت علوفه در سه گیاه کاهش یافت. به طورکلی، با توجه به نتایج به دست آمده، علوفه گیاه تاج خروس در مقایسه با ذرت و سورگوم، از نظر عملکرد و کیفیت یک گیاه علوفهای ارزشمند محسوب میشود و بهترین تیمار پیشنهادی جهت عملکرد بیشتر و کیفیت بالاتر این علوفه در استان فارس تاریخ کاشت 15 تیرماه و تراکم 66000 بوته در هکتار میباشد.
بهمنظور بررسی اثرات دمای پوشش گیاهی در مراحل رشد زایشی بر خصوصیات فیزیولوژیک و عملکرد دانه سویا از طریق تاریخ کاشت و تراکمهای مختلف، آزمایشی با استفاده از کرتهای خردشده بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مناطق مغان و کرج در سال زراعی 92-1391 انجام شد. تیمارها شامل سه تاریخ کاشت 15 اردیبهشت، 15 خرداد و 15 تیر، سه تراکم کاشت 300، 400 و 500 هزار بوته در هکتار و دو رقم ویلیامز و L17 بود. نتایج نشان داد که فتوسنتز خالص در منطقه کرج ( µmol CO2 m-2s-114/16) نسبت به منطقه مغان (µmol CO2 m-2s-1 51/18) کمتر بود. بیشترین هدایت روزنهای(mmol m-2 s-1 6/330) و فتوسنتز خالص( µmol Co2 m-2s-113/19) مربوط به تاریخ کاشت 15 خرداد بود همچنین بیشترین هدایت روزنهای (mmol m-2 s-1 325) در تراکم 400 هزار بوته مشاهده شد. شاخص کلروفیل برگ در تراکمهای 300 و 400 هزار بوته در هکتار در مغان بیشتر از کرج بود. دومین تاریخ کاشت و دومین تراکم کاشت بیشترین عملکرد دانه را دارا بودند (به ترتیب 3142 و 3154 کیلوگرم در هکتار). بهجز شاخص کلروفیل، سایر صفات در بین دو رقم با هم تفاوت معنیداری نداشتند و بیشترین شاخص کلروفیل (7/43) مربوط به رقم ویلیامز در منطقه کرج بود. با توجه به نتایج و بهمنظور جلوگیری از رویارویی مراحل غلافبندی و پرشدن دانه سویا با دمای بالای پوشش گیاهی، بهتر است کاشت سویا در نیمه خرداد و با تراکم 400 هزار بوته صورت پذیرد.
بهمنظور بررسی اثر دمای پوشش گیاهی بر مقدار پروتئین و قندهای محلول، روغن و عملکرد سویا در تاریخهای مختلف کاشت، پژوهشی بهصورت آزمایش فاکتوریل بر پایۀ طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مناطق مغان و کرج در سال زراعی 92-1391 انجام گرفت. عوامل مورد بررسی شامل رقم (‘ویلیامز’ و ‘L17’) و تاریخ کاشت (15 اردیبهشت، 15 خرداد و 15 تیر) بود. نتایج نشان داد که مقدار پروتئین محلول تحت تأثیر عوامل بررسیشده قرار نگرفت. در هر دو منطقه بیشترین درصد روغن (38/22 درصد) مربوط به تاریخ کاشت اول بود؛ همچنین تاریخ کاشتهای دوم و سوم بهترتیب با 80/18 و 72/17 درصد در ردههای بعدی قرار گرفتند. بیشترین مقدار قندهای محلول در منطقۀ کرج (17/73 میلیگرم بر گرم دانه) در تاریخ سوم و در منطقۀ مغان (12/72 میلیگرم بر گرم دانه) در تاریخ کاشت دوم حاصل شد. علاوهبر این بیشترین عملکرد (3679 کیلوگرم در هکتار) در هر دو منطقه در تاریخ کاشت دوم مشاهده شد، درحالی که تاریخ کاشتهای سوم و اول بهترتیب با عملکرد 3160 و 3000 کیلوگرم در هکتار در ردههای بعدی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هرچند درصد روغن دانه در تاریخ کاشت 15 اردیبهشت نسبت به دو تاریخ کاشت دیگر بیشتر بود، بهدلیل رویارویی مراحل غلافبندی و پر شدن دانۀ سویا با دمای زیاد در این تاریخ کاشت، عملکرد و مقدار قندهای محلول کاهش یافت، بنابراین بهمنظور جلوگیری از بروز این مشکل، توصیه میشود که کاشت سویا در اردیبهشت انجام نگیرد و تا نیمۀ خرداد به تأخیر انداخته شود.
اینتحقیق در سال زراعی 1392-1391 به صورت مزرعه ای در منطقه ساری به صورت کرت هایدوبار خرد شده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد.تیمارها شامل دو رقم برنج طارم هاشمی و طارم محلی به عنوان عامل اصلی، نیتروژن درسه سطح کودی کاربرد 35، 70 کیلوگرم در هکتار و نیتروکسین به عنوان عامل فرعی ومحلولپاشی با آب، نانو سیلیکون، نانو کلات پتاسیم و محلول نانو سیلیکون + نانوکلات پتاسیم به عنوان عامل فرعی فرعی بودند. نتایج نشان دادند بیشترین طول خوشه(77/28 سانتیمتر) و بیشترین خوشه چه کل درخوشه (80/113 خوشه چه) به ترتیب متعلق به رقم طارم هاشمیو طارم محلی بود. بیشترین پنجه بارور و عملکرد کاه (بترتیب 07/21 پنجه و 17/6129کیلوگرم در هکتار) و کمترین خوشه چه پر و شاخص برداشت (بهترتیب 09/91 خوشه چه و 75/42%) با مصرف 70 کیلوگرم نیتروژندر هکتار بهدست آمد. با محلولپاشی تنها نانو سیلیکون بیشترین عملکرد دانه(67/4746 کیلوگرم در هکتار) حاصل شد در حالی که بالاترین شاخص برداشت (18/45%) بامحلولپاشی توأم نانو سیلیکون و نانو کلات پتاسیم بهدست آمد. بیشترین شاخص برداشتبا مصرف نیتروکسین در رقم محلی (34/46%) و همچنین با مصرف توأم نیتروکسین و نانو سیلیکون (29/46%) بهدست آمد.
به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و مقایسه ارقام لوبیا قرمز، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در4 تکرار در یک قطعه زمین ایزوله شده و محفوظ واقع در شهرستان الیگودرز در سال زراعی 88 ـ1387 به اجرا درآمد. تیمار اول شامل سه رقم لوبیا قرمز( ارقام ناز، گلی و صیاد) وتیمار دوم شامل سه تاریخ کاشت (15و30 اردیبهشت و 14 خرداد ماه) بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات نشان داد تاریخ کاشت 15 اردیبهشت و رقم صیاد از نظر اکثر صفات مورد بررسی برتری داشت. عملکرد رقم صیاد در تاریخ کاشت 15 اردیبهشت معادل3010 کیلوگرم در هکتار بود که در بالاترین گروه آماری قرار گرفت. عملکرد لوبیا رقم گلی در تاریخ کاشت 14 خرداد 972 کیلوگرم در هکتار در پایین ترین گروه آماری قرارگرفت. رقم صیاد در هرسه تاریخ کاشت، بیشترین تعداد غلاف، طول غلاف، تعداد دانه در غلاف، وزن خشک غلاف، وزن صددانه، ارتفاع بوته، وزن خشک ساقه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد شاخه فرعی اولیه را به خود اختصاص داد و رقم ناز هم کمترین تعداد غلاف در بوته و ارتفاع بوته را تولید کرد. مطالعه ضریب همبستگی صفات نشان داد اکثر عملکرد دانه با تمامی صفات مورد بررسی همبستگی مثبت و معنی داری داشت. با توجه به این که عملکرد دانه در رقم صیاد بیشتر از سایر ارقام برای تاریخ کاشت15 اردیبهشت ماه بود، لذا استفاده از این رقم برای دستیابی به عملکرد بیشتردانه لوبیا قرمز در این تاریخ کاشت مؤثر خواهد بود.
به منظور ارزیابی اثر قطعآبیاری در مراحل انتهایی رشد گندم و استفاده از عناصر پتاسیم، مس و روی بر عملکردارقام گندم، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی باسه تکرار طی دو سال زراعی 82-1380 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی زهکاجرا گردید. تیمارهای قطع آبیاری در سه سطح شامل آبیاری کامل تا انتهای فصل رشد،قطع آبیاری از مرحله گرده افشانی و قطع آبیاری از مرحله شیری به بعد در کرت هایاصلی و تیمارهای کاربرد عناصر شامل عدم استفاده از عناصر، مصرف سولفات پتاسیم،سولفات روی و سولفات مس در کرت های فرعی قرار گرفتند. ارقام مورد استفاده نیزچمران و کویر بود. نتایج آزمایش نشان داد که قطع آبیاری در مرحله گرده افشانی درسطح 1% باعث کاهش عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه و شاخص برداشت گردید. در اینآزمایش کاربرد پتاسیم، روی و مس باعث افزایش غلظت نیتروژن و مصرف سولفات روی وسولفات مس نیز باعث افزایش غلظت این عناصر در دانه شد. رقم چمران نسبت به رقم کویردارای عملکرد بیولوژیک و دانه بیشتری بود.
یونجه مهمترین گیاه علوفهای است که به دلیل سازگاری بالا با شرایط نامساعد محیطی، تنوع ژنتیکی و عملکرد کمی و کیفی قابل توجه در تمام مناطق جهان بصورت آبی و دیم کشت می شود. شــوری منــابع آب و خاک از مهمترین عوامل مؤثر بر کاهش تولید و سطح زیر کشت آن محسوب می شود که انتخاب ژنوتیپهای متحمل همراه با اعمال روشهای مدیریتی صحیح، امکان تولید بیشتر و گسترش کشت این گیاه را در شرایط شور فراهم میآورد. بارزترین اثر شوری بر گیاهان، کاهش رشد و تولید میباشد. اضافه کردن کلسیم به محیط به دلیل خنثی کردن اثرات اسمزی مرتبط با تنش شوری، اثرات مخرب نمک را احتمالا از طریق تخفیف اثرات سمی یونهای سدیم کاهش میدهد. بنابراین چهار رقم گلستان (20313)، فائو (2566)، سیستان و بلوچستان و همدانی محلی اهر به منظور تعیین نقش کلسیم در رشد و عملکرد یونجه در شرایط شور مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش در گلخانه تحت شرایط هیدروپونیک و با 5 سطح شوری در سه تکرار بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کاملا تصادفی اجرا شد. ارقام مورد بررسی ابتدا تحت تیمارهای شوری رشد نموده و پس از برداشت چین، گلدانهای حاوی بوتهها با آب مقطر شستشوی کامل شده و سپس تیمارهای شوری و کربنات کلسیم در آنها اعمال گردیدند. نیاز غذایی با استفاده از محلول هوگلند تأمین و کلیه تیمارها در محلولها اعمال گردید. با آغاز گلدهی، برداشت بوتهها در هر چین انجام و سپس میزان وزن خشــک انـدامهای هوایی، ریشــه، سـاقه، بــرگ و بیــوماس، ارتفـاع بوتهها، طول ریشه اصلی، تعداد میانگره ساقه اصلی و تعداد پنجه در هر بوته اندازهگیری شد. غیر از ارتفاع بوته تمام صفات مورد بررسی در ارقام اختلاف معنیداری در اثر شوری و کربنات کلسیم نشان دادند که بیشترین همبستگی مثبت و معنیدار با عملکرد مربوط به وزن خشک ساقه بود. مصرف کربنات کلسیم میزان افت صفات مورد بررسی را مخصوصا در ارقام مقاوم کاهش داد و ارقام گلستان (20313) و فائو (2566) بیشترین عملکرد را در این شرایط کسب نمودند.
یونجه (Medicago sativa) از مهمترین گیاهان علوفهای است که چشم انداز مناسبی در زیر کشت بردن و استفاده از اراضی شور نشان میدهد. چهار لاین گلستان (20313)، فائو (2566)، سیستان و بلوچستان و همدانی اهر به عنوان لاینهای متحمل، حساس، نیمه متحمل و نیمه حساس به منظور تعیین تاثیر شوری بر روی رشد بعد از رفع شوری و در شرایط بدون تنش مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش در گلخانه با بازگشت از 5 سطح شوری اعمال شده و در سه تکرار با استفاده از طرح فاکتوریل در قالب طرح مزرعهای بلوکهای کامل تصادفی و در داخل گلدانهای حاوی پرلایت اجرا شد. جهت اجرای آزمایش از چین سوم لاینهای یونجهای که در طول دو چین قبلی در شرایط شور رشد کرده بودند، استفاده شد. بعد از برداشت چین دوم اقدام به شستشوی کامل محیط ریشه نموده و آبیاری تیمارها با محلول غذایی هوگلند آغاز و در طول دوره رشد از اعمال تیمارهای شوری خودداری شد. با آغاز گلدهی اقدام به برداشت بوتهها نموده و ارتفاع، تعداد پنجه در هر بوته، تعداد میانگره در ساقه اصلی، وزن خشک برگ، وزن خشک ساقه و وزن خشک اندام هوایی اندازه گیری شدند. بازگشت از شرایط تنش باعث ایجاد اختلافهای معنیدار در صفات مورد بررسی لاینها شد و اثرات متقابل میان لاینها و بازگشت از شرایط تنش در مورد تعداد پنجه، وزن خشک ساقه و اندام هوایی نیز در سطح 5 % معنیدار گردید. بیشترین میزان همبستگی با وزن خشک اندام هوایی مربوط به وزن خشک ساقه (925/0 (R2>بود. در تمام لاینها با افزایش شوری در طول دوره رشد چین اول و دوم، بازگشت در چین سوم بهتر انجام شد و لاینها عملکرد بهتری نسبت به شرایط بدون تنش ایجاد کردند. لاین فائو (2566) بیشترین توان بازگشت از دوره تنش را بر اساس صفات اندازه گیری شده نشان داد.