شته جالیز، Aphis gossypii Glover یکی از آفات مهم خیار گلخانهای در جهان است. در این تحقیق واکنش تابعی وابسته به سن زنبورهای پارازیتویید Aphidius matricariae Haliday و Praon volucre (Haliday) روی شته A. gossypii در شرایط آزمایشگاهی 1±25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی %5±60 و دوره نوری 14 ساعت روشنایی و 10 ساعت تاریکی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که واکنش تابعی زنبور A. matricariae در روزهای اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم عمر زنبور پارازیتویید از نوع سوم و در روز ششم عمر از نوع دوم بود. واکنش تابعی زنبور پارازیتویید P. volucre در تمام عمر زنبور پارازیتویید از نوع دوم بود. بیشترین مقدار b (003/0±02/0 بر ساعت) و کمترین مقدار زمان دستیابی (Th) (013/0±70/0 ساعت) زنبور A. matricariae در روز اول عمر زنبور پارازیتویید بود. بیشترین مقدار حداکثر نرخ حمله زنبور پارازیتویید A. matricariae برابر 28/34 پوره و در روز اول عمر زنبور پارازیتویید مشاهده شد. بیشترین مقدار قدرت جستجوگری زنبور پارازیتوییدP. volucre در روزهای دوم و سوم (003/0±03/0 و 005/0±03/0 بر ساعت، به ترتیب) عمر زنبورهای پارازیتویید ماده بدست آمد. کمترین زمان دستیابی زنبور پارازیتویید P. volucre برابر 140/0±97/0 ساعت و در روز دوم عمر زنبور پارازیتویید بود. همچنین بیشترین مقدار T/Th این زنبور پارازیتویید در روز دوم عمر و برابر 74/24 و در روز دوم عمر بدست آمد، سپس با افزایش عمر مقدار این پارامتر کاهش یافت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که دو گونه زنبور پارازیتویید A. matricariae و P. volucre میتوانند به عنوان عوامل کنترل بیولوژیک مؤثر در کاهش جمعیت شته A. gossypii روی گیاه خیار در گلخانهها در نظر گرفته شوند.
تأثیر رژیمهای غذایی مصنوعی حاوی بذر لوبیا چشم بلبلی (رقم مشهد) و 4 رقم نخود (آرمان، آزاد، بینیویچ و هاشم) روی پارامترهای زیستی و جدول زندگی شب پره Helicoverpa armigara (Hubner) در دمای 1 ± 25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی مطالعه شد. طول دوره لاروی از 05/0±26/13 تا 04/0±45/21 روز به ترتیب روی ارقام بنیویچ و مشهد در نوسان بود. طولانیترین و کوتاهترین دوره نمو قبل از بلوغ H. armigera به ترتیب روی ارقام هاشم (56/1±62/38 روز) و آزاد (09/0 ±81/33 روز) تعیین شد. بالاترین میزان باروری (کل تخمهای گذاشته شده توسط حشره ماده در طول عمر) روی رقم مشهد (27/10±23/1227 تخم) و کمترین میزان نیز روی رقم آرمان (29/1±00/351 تخم) به دست آمد. بیشترین نرخ خالص تولیدمثل (R0) روی رقم مشهد ( 25/0±60/250 نتاج ماده) و کمترین مقدار این پارامتر روی رقم آرمان (49/0±49/59 نتاج ماده) تعیین شد. بالاترین مقدار نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) روی رقم آزاد (001/0±205/0 بر روز) و کمترین آن روی رقم آرمان (006/0±140/0 بر روز) به دست آمد. متوسط زمان یک نسل (T) از 25/0±11/24 تا 30/1±41/30 روز و مدت زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت (DT) از 5/0±22/3 تا 25/0±88/4 روز در نوسان بود. نتایج نشان داد که رقم آزاد و آرمان به ترتیب مناسبترین و نامناسبترین ارقام در قالب غذای مصنوعی برای رشد جمعیت H. armigera میباشند.
شپشه دندانه دار غلات (Oryzaephilus surinamensis (L.) (Coleoptera: Silvanidae از آفات محصولات انباری مانند گندم انبار شده میباشد. در این تحقیق زیستشناسی، نیازهای گرمایی و پارامترهای رشد جمعیت شپشه دندانه دار غلات روی پنج رقم گندم قدس، مهدوی، چمران، کویر و پیشتاز مورد مطالعه قرار گرفت. تمامی آزمایش ها در رطوبت نسبی 5 ±70 درصد و دوره نوری 12 ساعت تاریکی و 12 ساعت روشنایی انجام گرفت. دوره لاروی و شفیرگی در دمای 5/0±28 در روی ارقام مختلف اختلاف معنی داری را نشان ندادند. میانگین میزان تخمریزی ماده ها نیز روی ارقام مختلف مقایسه شد. متوسط میزان تخمریزی 28/8±11/105 تخم روی رقم قدس و 34/4 ±72/72 تخم روی رقم کویر به دست آمد که به ترتیب بیشترین و کمترین میزان تخمریزی را روی ارقام مختلف به خود اختصاص دادند. تاثیر دما روی نرخ رشد مراحل نابالغ در دماهای 20، 25، 28 و30 درجه سلسیوس روی ارقام مختلف مقایسه شد. نتایج نشان داد که با افزایش دما از 20 تا 30 درجه سلسیوس طول دوره لاروی و شفیرگی کاهش معنی داری داشت. در آزمایش دیگر نیازهای گرمایی شپشه دندانه دار در پنج رقم گندم، با قراردادن حشره در شش دما بررسی شد. کمترین صفر رشد مرحله لاروی و شفیرگی به ترتیب در ارقام چمران و پیشتاز و بیشترین آن در رقم قدس به دست آمد. بررسی پارامترهای رشد جمعیت در دمای 5/0±28 درجه سلسیوس و برای بیست تکرار انجام شد. مقایسه پارامترهای رشد جمعیت نشان داد که به طور معنی دار رقم مهدوی با 65/71 بالاترین مقدار نرخ خالص تولیدمثل R0 و رقم کویر با 55/33 کمترین مقدار R0 راداشت. بالاترین مقدار نرخ ذاتی افزایش جمعیت(rm) به میزان 0642/0 بر روز روی رقم مهدوی وکمترین آن 0508/0 بر روز روی رقم پیشتاز بود. کمترین زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت (DT) و کمترین طول دوره یک نسل (T) به ترتیب در ارقام مهدوی و چمران و بیشترین آن در رقم پیشتاژ مشاهده شد. میزان lروی ارقام مختلف تفاوت معنی دار نداشت.
در این مطالعه، شاخص های تغذیه ای لاروهای کرم غوزه پنبه Helicoverpa armigera روی پنج میزبان گیاهی شامل لوبیا چشم بلبلی، نخود، سویا، لوبیا سفید و ذرت در دمای 1±25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی تعیین شد. کمترین میزان نرخ مصرف نسبی (RCR) لاروهای سن سوم روی لوبیا چشم بلبلی 512/0± 21/3 بود. بالاترین میزان کارایی تبدیل غذای خورده شده (ECI) و نرخ رشد نسبی (RGR) روی میزبان چشم بلبلی به ترتیب 004/0±8/6 و 007/0±243/0 به دست آمد. کمترین میزان کارایی تبدیل غذای خورده شده (ECI) و کارایی تبدیل غذای هضم شده (ECD) (به ترتیب 002/0±4/2 و 005/0±9/6) از لاروهای سن چهارم روی ذرت مشاهده شد. بالاترین ECI و ECD لاروهای سن پنجم (به ترتیب 010/0±2/23 و10/0±5/84) و ششم (به ترتیب 017/0±7/26 و 011/0±5/40). روی لوبیا چشم بلبلی به دست آمد. میزان شاخص تقریبی هضم شوندگی (AD) مجموع سنین لاروی (از لارو سن سوم تا سن ششم) روی میزبان های گیاهی مختلف از 024/0±9/28 تا 015/0±55 در نوسان بود که کمترین میزان آن روی ذرت و بیشترین میزان آن روی لوبیا چشم بلبلی بود. لاروهایی که از لوبیا چشم بلبلی تغذیه کرده بودند بالاترین مقدار ECI، ECD و RGR را نشان دادند.
مگس میوه زیتون (Bactrocera oleae) یکی از مهمترین آفات زیتون در مناطق زیتون خیز دنیا محسوب میشود. این آفت از سال 1383 که وارد ایران شد، طی سال اول ورود از 13 استان گزارش گردید. برای شناسایی روشهای مناسب در جلب انبوه این آفت طرحی با پنج تیمار شامل صفحات زرد چسبنده همراه فرمون، تلههای مک فیل همراه پروتئین هیدرولیزات (سه درصد) و مالاتیون (دو در هزار)، صفحات زرد رنگ چسبنده بدون ماده جلب کننده، تلههای بطری شکل همراه محلول سه درصد طعمه مسموم ساکسیز و تلههای بطری شکل 5/1 لیتری همراه پروتئین هیدرولیزات (سه درصد) و مالاتیون (دو در هزار)، در پنج تکرار اجرا گردید. تجزیه و تحلیل آماری نتایج نشان داد که جلب مگسهای میوه زیتون توسط صفحات زرد چسبنده همراه فرمون با تعداد 48/16 ± 20/98 مگس میوه زیتون در هر تله نسبت به سایر تیمارها اختلاف معنیداری داشت، اما تفاوت جلب کنندگی سایر تلهها با یکدیگر از نظر آماری (P<0.001) معنیدار نبود. پس از تله فرمونی، تله مک فیل همراه پروتئین و مالاتیون، تله بطری شکل همراه ساکسیز، تله بطری شکل همراه پروتئین و مالاتیون و صفحات زرد چسبنده به ترتیب در رتبههای بعدی قرار داشتند. همچنین تله زرد همراه فرمون با تعداد 29/6 ± 20/31 از نظر جلب حشرات ماده مگس زیتون نسبت به سایر تلهها و جلب کنندهها دارای اختلاف معنیداری (P<0.001) بود و در جلب حشرات نر با تعداد 66/9 ± 80/66 نیز نسبت به سایر تیمارها اختلاف معنیداری (P<0.001) داشت. سایر تیمارها از نظر جلب حشرات بالغ نر و ماده اختلاف معنیداری با یکدیگر نداشتند. میزان جلب حشرات بالغ مگس زیتون در فصول مختلف نیز در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفت که در تمام فصول نیز تله زرد همراه فرمون نسبت به سایرین در جلب حشرات بالغ دارای اختلاف معنیداری بود، اما سایر تیمارها بایکدیگر اختلاف معنیداری نشان ندادند. استفاده از تلههای فرمونی در ردیابی آفت در بهار، تابستان و پاییز توصیه میگردد ودر دی ماه تنها تله فرمونی قادر به جلب حشرات بالغ مگس زیتون بود.
مگس های سیرفید مناطق شمالی استان ایلام طی سا لهای 1382 و 1383جمع آوری و شناسایی شدند. در این تحقیق، فراوانی و تغییرات جمعیت برخی گونه های مهم در منطقه نیز مورد بررسی قرار گرفت. طی این تحقیق، در مجموع تعداد 30 گونه مگس سیرفید جمع آوری و شناسایی شدند که در میان آن ها تعداد 21 گونه شکارگر، 8 گونه پوسیده خوار و یک گونه گیاهخوار بودند. تمام گونه ها برای اولین بار از استان ایلام گزارش می شوند. نتایج مربوط به فراوانی جمعیت که برای بررسی آن طی سال 1383 از تله مالایز استفاده شد نشان داد که سه گونه Episyrphus balteatus (De و Eupeodes corollae (Fabricius) Geer) ، وScaeva albomaculata (Macquart) به ترتیب بالاترین فراوانی را در بین گونه های جمع آوری شده دارا بودند. لاروهای هر سه گونه شکارگر شته ها هستند. بررسی های مربوط به تغییرات جمعیت سه گونه یاد شده مشخص کرد که هر سه گونه بالاترین جمعیت را در اوایل فصل بهار هنگامی که شته ها در طبیعت به وفور یافت می شوند، دارند.
زیستشناسی و دموگرافی زنجرک خرما، Ommatissus lybicus de Bergevin، در سه دمای کنترلشده 1 ± 25،1 ± 30، 1 ± 35 درجهی سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 60 درصد و دورهی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی درون اتاق رشد مورد بررسی قرار گرفت. برای هر دمای مورد آزمایش، تعداد 40 عدد تخم همزاد که حداکثر 24 ساعت از عمرشان گذشته بود، استفاده شد. با مشاهدات روزانه مشخص شد که اکثر فعالیتهای زیستی زنجرک در دمای 35 درجه دچار اختلال شده و تلفات سنگینی به مراحل مختلف زندگی آن وارد گردید، به طوری که حشرات ماده پس از تخمریزی تلف شدند. طول دورهی قبل از بلوغ در دمای 25، 30 و 35 درجه به ترتیب 72/0 ± 48/82، 55/0 ± 79/75 و 71/0 ± 85/89 روز بود. طول دورهی زندگی حشرات ماده در دمای 25 درجه (33/1 ± 21/108) اختلاف معنیداری با دو دمای دیگر داشت. تغییرات میانگین تخمریزی روزانهی حشرات مادهی مورد مطالعه، در دو دمای 25 و 30 درجه از روند یکسانی برخوردار بود ولی مدت تخمریزی در دمای 35 درجه کاهش یافت و اختلاف معنیداری نسبت به دو دمای دیگر داشت. نرخ خالص تولید مثل (R0) در دو دمای 25 و 30 درجه به ترتیب 93/45 و 31/52 بود و مقدار آن در دمای 35 درجه (82/5) به شدت کاهش یافت. نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) در دمای 25، 30 و 35 درجه به ترتیب 054/0، 062/0 و 029/0 تعیین شد که مشخص میکند زنجرک در دمای 30 درجه میتواند جمعیت خود را با سرعت بیشتری افزایش دهد. مدت زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت (DT) در سه دمای مذکور به ترتیب 2/14، 3/12 و 27/29 روز به دست آمد. این نتایج مشخص میکند که دمای 30 درجه، دمای مطلوب برای فعالیتهای زیستی این زنجرک محسوب میشود.
سفید بالکهای Bemisia tabaci و Bemisia argentifolii و زنجرک Empoasca decipiens از آفات مهم و پلیفاژ برای طیف وسیعی از محصولات کشاورزی مهم در ایران و بسیاری از نقاط جهان به ویژه در مناطق گرمسیری میباشد. دو گونه سفیدبالک در مرحله بلوغ بسیار به هم شبیه بوده و امکان جداسازی آنها به خصوص در شرایط صحرایی امکان پذیر نبود، بنابراین تراکم جمعیت و الگوی توزیع فضایی سفیدبالک به صورت مخلوطی از دو گونه B. tabaci و B. argentifolii در کنار زنجرک E. decipiens در سال زراعی 1385 به صورت هفتگی روی بادمجان در منطقه ورامین مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین الگوی توزیع فضایی از شاخص تجمع (k)، شاخص پراکندگی (ID)، میانگین تجمعی للوید (m*) و نسبت m*/m، شاخص موریسیتا (Iδ) و روش رگرسیونی (تیلور و آیوائو) استفاده شد. با استفاده از شاخص تجمع و ضرایب روشهای رگرسیونی تیلور و آیوائو، برنامه نمونه برداری ارتقا داده شد. سفیدبالکها با یک هفته تأخیر نسبت به زنجرک در اواخر اردیبهشت ماه ظاهر شدند. بیشترین میزان جمعیت، 89/4 سفیدبالک در هر برگ در اواسط خرداد و 69/6 زنجرک در هر برگ در اواسط مرداد ماه به دست ٱمد. هم جمعیت مخلوط سفیدبالک و هم جمعیت زنجرک بتدریج در اواسط مهر ماه به صفر رسید. تمام روشهای مورد استفاده به جز شاخص پراکندگی برای سفیدبالک مؤید تجمعی بودن هم سفیدبالک و هم زنجرک بودند، اما شاخص پراکندگی توزیع تصادفی را برای سفیدبالک نشان میداد. تعداد نمونه مناسب با استفاده از فرمول عمومیآن به ترتیب 38 و 20 واحد نمونه برداریبا درصد خطای 20٪ برای سفیدبالک و زنجرک بود که ارتقا برنامه نمونه برداری بر اساس شاخص k به 37/103 و 42/158، بر اساس ضرایب تیلور 98/14 و 88/0 و براساس ضرایب آیوائو 39/149 و 35/63 واحد نمونه برداری به ترتیب برای سفیدبالک و زنجرک به دست آمد، تفاوت در تعداد نمونهها بر اساس شاخصهای مختلف ممکن است به علت تفاوت در دقت آن شاخصها باشد. تعیین برنامه نمونه برداری و الگوی توزیع فضایی یک آفت میتواند در طراحی و اجرای برنامههای مدیریت تلفیقی آفات مؤثر واقع شود.
پارامترهای تولید مثل و رشد جمعیت زنبور Anisopteromalus calandrae (Howard) روی لارو سن چهارم سوسک Callosobruchus maculatus (Fabricius) در دمای ثابت 1 ± 25 درجهی سیلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 20 درصد و دورهی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی مورد بررسی قرار گرفت. نرخ تفریخ تخم (hx) زنبور به دلیل پنهان بودن لاروهای میزبان داخل دانههای حبوبات برابر یک (100%) فرض شد. بر اساس نتایج به دست آمده نرخ ناخالص باروری و بارآوری 51/306 تخم و نرخهای خالص باروری و بارآوری 25/236 تخم در هر ماده تعیین شد. میانگین تعداد تخم تولیدشده توسط یک زنبور ماده در هر روز 48/11 عدد و نرخ ذاتی و متناهی افزایش رشد جمعیت زنبور روی لارو سوسک چهارنقطهای حبوبات به ترتیب 163/0 و 18/1 محاسبه شد. مدت زمان لازم برای افزایش جمعیت زنبور به اندازهی نرخ خالص تولید مثل (Ro) 30/35 روز و زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت زنبور، 24/4 روز تعیین گردید. نرخ ناخالص تولید مثل زنبور 36/123 و نرخ خالص تولید مثل 49/109 ماده به ازای هر زنبور ماده در طول عمر آن محاسبه گردید. بررسی توزیع سنی پایدار جمعیت زنبور نشان داد که 3/62 درصد جمعیت زنبور را مراحل نابالغ و 7/37 درصد جمعیت را مرحلهی بالغ تشکیل میدهد. امکان استفاده از نتایج این تحقیق جهت کنترل بیولوژیک C. maculatus مورد بحث قرار گرفته است.
در سال 1385 مطالعهای روی کنههای تارتن و دشمنان طبیعی آنها در باغات سیب شهرستان مراغه (شمال غربی ایران) انجام شد. در این مطالعه حدود 20 گونه از خانوادههای Tetranychidae، Phytoseiidae، Stigmaeidae، Anystidae، Iolinidae، Coccinellidae، Chrysopidae و Thripidae جمعآوری و شناسایی شد. یکی از گونهها متعلق به خانوادهی Iolinidae با نام Neopronematus neglectus (Kuznetzov) شناسایی و توسط دکتر Edward Ueckermann از موسسهی تحقیقات گیاهپزشکی جنوب آفریقا تأیید گردید. این گونه گزارش جدیدی برای فون کنههای ایران میباشد.
پارامترهای رشد جمعیت کنهی تارتن دو لکهای Koch Tetranychus urticae روی چهار رقم لوبیا شامل تلاش (لوبیاچیتی)، صدف (لوبیا سفید)، گلی (لوبیا قرمز) و پرستو (لوبیا چشم بلبلی) در اتاقک رشد با شرایط دمای 1 ± 25 درجهی سانتیگراد، رطوبت نسبی 5 ± 60 درصد و دورهی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی تعیین و مقایسه شد. در این آزمایش، تخمهای یک روزهی کنه به عنوان جمعیت اولیه انتخاب و تا مرگ آخرین کنهی بالغ حاصل از آنها، در اتاقک رشد نگهداری شد و دادههای مربوط به میزان بقا در هر مرحلهی رشدی و تعداد مادههای تولید شده در هر روز ثبت گردید. براساس نتایج این آزمایش، نرخ خالص تولید مثل (R0) برای کنهی تارتن روی چهار رقم فوق به ترتیب 822/8 ، 622/3، 908/4 و 043/2، نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) به ترتیب 142/0، 079/0، 095/0 و 038/0 و نرخ متناهی افزایش جمعیت () به ترتیب 152/1، 082/1، 099/1 و 039/1 محاسبه شد. مدت زمان لازم برای R0 برابر شدن جمعیت (T) به ترتیب 381/15، 283/16، 715/16 و308/18 روز و مدت زمان برای دو برابر شدن جمعیت (DT) به ترتیب 901/4، 787/8، 292/7 و 125/18 روز بدست آمد. نتایج بدست آمده نشان داد که سرعت رشد جمعیت کنهیT. urticae روی رقم تلاش بیش از سه رقم دیگر میباشد. کمترین میزان رشد جمعیت این کنه روی رقم پرستو مشاهده شد.
برخی ویژگیهای زیستی زنجرک Empoasca decipiens Paoli روی چهار گونه لوبیا شامل لوبیا چیتی(Phaseolus vulgaris L.)، لوبیا سفید (P. lunatus L.)، لوبیا قرمز (P. calcaratus Roxb.) و لوبیا چشمبلبلی(Vigna sinensis L.) در شرایط مزرعه و آزمایشگاه (دمای 1 ± 26 درجهی سانتیگراد، رطوبت نسبی 5 ± 70 درصد و دورهی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی) مورد مطالعه قرار گرفت. طول دورهی جنینی روی گونههای مختلف لوبیا تفاوت معنیداری نداشت اما طول دورهی پورگی، دورهی رشدی قبل از بلوغ، طول عمر و دورهی زندگی آفت، تفاوت معنیداری نشان داد. کوتاهترین (50/0 ± 58/22) و طولانیترین (67/0 ± 17/27) طول دورهی رشد و نمو قبل از بلوغ در شرایط مزرعه به ترتیب روی لوبیا چشمبلبلی و لوبیا قرمز و در آزمایشگاه به ترتیب روی لوبیا چشمبلبلی (57/0 ± 71/20) و لوبیا چیتی (00/1 ± 29/29) مشاهده شد. طول عمر حشرات کامل روی لوبیا چشمبلبلی طولانیتر و روی لوبیا چیتی کوتاهتر از سایر گونهها به ثبت رسید. مناسب بودن لوبیا چشمبلبلی به خاطر نرمی بافت برگ و عدم وجود تریکوم و مناسب نبودن سایر گونهها به ویژه لوبیا چیتی به دلیل وجود تریکومهای متراکم قلاب مانند میباشد.
شب پره برگخوار فرفیون، Simyra dentinosa Freyer حشره تکخواری است که از گونههای علفی گیاهان متعلق به جنس فرفیونEuphorbia تغذیه میکند. زیست شناسی این حشره در شرایط آزمایشگاهی و صحرایی (سال1381-1382) در ارومیه مطالعه و پارازیتوئیدهای آن شناسایی شدند. بررسیها نشان داد که شبپره برگخوار فرفیون از برگ ، جوانه و گل گونههای متعددی از علفهای هرز جنس فرفیون تغذیه میکند. اولین حشرات کامل این شبپره در اواسط فروردین ماه زمانی که متوسط دمای روزانه به 10 درجه سانتیگراد رسید از پیله شفیرگی خارج و ظهور آنها تا اواخر اردیبهشت ادامه یافت. حشرات کامل در فاصله 2 تا 4 روز بعد از ظاهر شدن جفتگیری نموده و مادهها در سطح زیرین برگ گیاهان میزبان تخمریزی نمودند. تخمها به صورت دستهای و بسته به پهنای برگ در 4 تا 8 ردیف منظم قرار داده شدند. بیشترین تعداد تخم در هر دسته 381 عدد و میانگین آن 45±195 عدد تعیین شد. میانگین میزان باروری در طول عمر حشره 43±520 عدد محاسبه شد. دوره رشد جنینی در میانگین دمای روزانه 1/14 درجه سانتیگراد 21 تا 25 روز طول کشید. تعداد سنین لاروی 5 مرحله تعیین شد و سنین اول تا سوم دارای رفتار تجمعی هستند ولی لاروهای سنین چهارم و پنجم با ترک نمودن توده لاروی در اطراف پراکنده شده و از گیاهان میزبان مجاور بطور انفرادی تغذیه میکنند. کامل شدن دوره رشد لاروی در میانگین دمای روزانه1/12 درجه سانتیگراد 2±26 روز طول کشید و لاروهای کامل با ترک گیاه میزبان و تنیدن پیله ابریشمی محافظ به دور خود در لابلای بقایای گیاهی تبدیل به شفیره شده و به همان شکل زمستان گذرانی نمودند. بدین ترتیب شبپره برگخوار فرفیون در شرایط آب و هوایی ارومیه دارای یک نسل در سال میباشد. در بررسی دشمنان طبیعی این شب پره چهار گونه زنبور پارازیتوئید و دو گونه مگس پارازیتوئید از روی لاروهای آن جمعآوری و به شرح زیر شناسایی شدند: 1- Cotesia ofella Nixon (Hym., Braconidae) 2- Cotesia vanessae Reinhard (Hym., Braconidae) 3- Cotesia plutellae (Kurdjumov) (Hym., Braconidae) 4- Hyposoter didymator (Thunberg) (Hym., Ichneumonidae) 5- Exorista larvarum (Linnaeus) (Dip., Tachinidae) 6- Pales pavida (Meigen) (Dip.,Tachinidae) غیر از مگس Exorista larvarum بقیه گونهها از طریق این تحقیق برای اولین بار از ایران گزارش میشوند.