به منظور بررسی تنوع ژنتیکی و وراثتپذیری محتوای روغن و پروتئین دانه در لاینهای کنجد تحت رژیمهای مختلف آبی و قارچهای میکوریزا، تعداد 8 لاین کنجد در سه آزمایش جداگانه به صورت فاکتوریل- اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه ساعتلوی ارومیه در سال زراعی 1394 و 1395 مورد بررسی قرار گرفتند. کرتهای اصلی شامل ترکیب عامل A یعنی سه سطح مختلف آبیاری و عامل B یعنی سه سطح تلقیح با قارچ میکوریزا Glomus mosseae، تلقیح با قارچ میکوریزا Glomus intraradices و عدم تلقیح بودند. کرتهای فرعی در برگیرنده عامل C شامل لاینهای کنجد بود. صفات مورد مطالعه شامل درصد و عملکرد روغن، درصد و عملکرد پروتئین، درصد نیتروژن و شاخص کلروفیل بود. در شرایط آبیاری مطلوب، بیشترین وراثتپذیری برای صفت درصد پروتئین (88/0) و شاخص کلروفیل (79/0) در شرایط تلقیح با قارچ گلوموس موسهآ مشاهده شد. در شرایط تنش خشکی ملایم، بیشترین وراثت پذیری برای شاخص کلروفیل (70/0) و درصد پروتئین دانه (63/0) در شرایط تلقیح با قارچ گلوموس موسهآ مشاهده شد. در نه محیط مختلف آزمایش، بیشترین میزان واریانس ژنتیکی در صفات شاخص کلروفیل، عملکرد روغن و عملکرد پروتئین دانه مشاهده شد. در هر سه شرایط مختلف آبیاری، بیشترین میزان تغییرات فنوتیپی، ژنتیکی و محیطی در صفات شاخص کلروفیل و عملکرد پروتئین دانه مشاهده شد. بنابراین با انتخاب صفات شاخص کلروفیل و درصد پروتئین دانه میتوان در برنامههای بهنژادی عملکرد روغن و عملکرد پروتئین دانه را بهبود بخشید.
آفتابگردان (Helianthus annuus L.) گیاهی است از خانواده کلاهپرکسانان که بیشتر برای استحصال روغن خوراکی کشت میشود. قارچ اسکلروتینیا (Sclerotinia sclerotiorum) یکی از بیمارگرهایی با پراکندگی وسیع در مزارع آفتابگردان است که در صورت فراهم بودن شرایط محیطی مناسب، باعث از بین رفتن کل محصول میشود. استفاده از ژنوتیپ های مقاوم به بیماری، یکی از اقتصادیترین روشهای کنترل آن است. در این مطالعه، بیان ژنهای PDF1.2(ژن دفاعی)، HaZFHD (فاکتور رونویسی) و HaPP2C (موثر در مسیر انتقال پیام دفاعی) در ژنوتیپ های 8A*/LC1064C (جزئی مقاوم) و SDR19 (حساس) آفتابگردان، بعد از آلودگی با جدایهی (A37) قارچ عامل بیماری، با تکنیک PCR در زمان واقعی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که پس از مایهزنی با قارچ، بیان این ژنها در ژنوتیپ جزئی مقاوم (8A*/LC1064C)، زودتر از ژنوتیپ حساس (SDR19) افزایش یافته است. افزایش نرخ بیان ژنهای مورد بررسی در لاین جزئی مقاوم، احتمالا حاکی از نقش موثر آنها در مقاومت جزئی آفتابگردان به قارچ عامل بیماری پوسیدگی یقه ساقه است. نتایج این پژوهش میتواند در برنامههای بهنژادی آفتابگردان برای تولید ارقام مقاوم به بیماری اسکلروتینیا مفید واقع شود.
تنش شوری یکی از مهمترین عوامل محدودکنندۀ رشد گیاهان شناخته میشود. اکسین و جیبرلین از مهمترین هورمونهای گیاهیاند که کوچکترین تغییر در میزان آنها سبب پاسخهای گسترده در سراسر گیاه می شود. مشخص شده است این دو هورمون در تنشهای محیطی همگام با سایر هورمونها و بهمنظور تطبیق گیاه با شرایط جدید وارد عمل میشوند. هدف مطالعۀ حاضر، بررسی میزان تغییرات هورمونهای اکسین و جیبرلین و ارتباط آن با تغییرات فیزیولوژیکی، آناتومیکی و ریختشناختیگیاه بامیه تحتتأثیر تنش شوری است. گیاهان بامیه بهمدت 7 روز در معرض تیمارهای مختلف شوری (صفر، 50، ،100 و150 میلیمولار) قرار گرفتند. پساز تیمار، طول ریشه و ساقه، وزن تر و خشک، میزان هورمون اکسین و جیبرلین سنجیده شد. نتایج نشان دادند میزان هورمون اکسین و جیبرلین تحتتأثیر تنش شوری بهطور معناداری کاهش مییابد؛ علاوهبراین، مشاهده شد میزان فعالیت آنزیم اکسیناکسیداز افزایش مییابد. در پژوهش حاضر مشاهده شد نسبت یونهای سدیم به پتاسیم و هدایت الکتریکی تحتتأثیر تنش شوری افزایش مییابد؛ همچنین نتایج، کاهش میزان پتاسیم و محتوای نسبی آب را نشان دادند. نتایج مطالعههای ساختاری نشان دادند میزان ضخامت اندامهای مختلف (ریشه، ساقه و برگ)، میزان شاخص روزنهای، طول سلولهای مزوفیل نردبانی و حفرهای تحتتأثیر تنش شوری کاهش مییابد. مطالعههای بیشتر ساختار برگ نشان دادند کاهش ضخامت برگ بیشتر تحتتأثیر کاهش مزوفیل نردبانی است. پژوهش حاضر میتواند درک ما را نسبت به استفادۀ تجاری از هورمونها برای کاهش تنشهای محیطی افزایش دهد.
آفتابگردان (Helianthus annuus L.) یکی از گیاهان دانه روغنی است. پوسیدگی طوقه یکی از مهمترین بیماریهای آفتابگردان در دنیا میباشد که در شرایط محیطی مناسب باعث از بین رفتن کل محصول میشود. در این مطالعه به منظور تجزیه ارتباطی صفات مهم زراعی و مقاومت به قارچ اسکلروتینیا (Sclerotinia sclerotiorum) تعداد 100 لاین خالص آفتابگردان روغنی در مزرعهای در روستای وقاصلوی سفلی از توابع شهرستان ارومیه در قالب طرح لاتیس ساده 10×10 در 2 تکرار کشت شدند. پنج بوته از هر ژنوتیپ در هر تکرار با جدایه قارچی جمعآوری شده از گیاهان آفتابگردان آلوده همان مزرعه در سال قبل تلقیح شدند. صفات درصد پیشرفت آلودگی قارچی بعد از 4، 8 و 12 روز، وزن صد دانه گیاه آلوده نشده، وزن صد دانه گیاه آلوده شده، عملکرد گیاه آلوده نشده، عملکرد گیاه آلوده شده، افت وزن صد دانه و افت عملکرد ارزیابی شدند. از طرفی پروفیل مولکولی جمعیت با 28 آغازگر مبتنی بر رتروترنسپوزن (7 جفت آغازگر IRAP و 7 جفت آغازگر REMAP) تهیه شد. تجزیه ساختار ژنتیکی جمعیت بهعنوان پیش نیاز تجزیه ارتباط با روش بیزین منجر به شناسایی 2 زیر جمعیت شد. در تجزیه ارتباط بر اساس مدل خطی مخلوط (MLM)، 27 نشانگر رتروترنسپوزونی مرتبط با صفات مورد مطالعه شناسایی شدند. بیشترین تعداد نشانگر برای صفات درصد پیشرفت آلودگی بعد از 4 روز و عملکرد تک بوته گیاه آلوده شده شناسایی شد. در این مطالعه چندین مکان مشترک برای صفات مورد مطالعه شناسایی شد. وجود نشانگرهای مشترک در میان برخی صفات بررسی شده میتواند ناشی از اثرات پلیوتروپی و یا پیوستگی نواحی ژنومی دخیل در کنترل این صفات باشد. نتایج بهدست آمده از این مطالعه اطلاعات ارزشمندی در زمینه مبنای ژنتیکی صفات مورد مطالعه ارائه میدهد که از این اطلاعات میتوان در برنامههای مختلف و از جمله انتخاب به کمک نشانگر (MAS) در آفتابگردان استفاده نمود. میتوان با توالییابی مکانهایی که تغییرات قابل توجهی از صفات را توجیه مینمایند، ژنهای کدکننده مقاومت به بیماری و صفات مهم زراعی را شناسایی نمود.
به منظور ارزیابی اثر محدودیت آبی بر ترکیب شیمیایی، جوانهزنی و رشد گیاهچه بابونه آلمانی آزمایشی به صورت طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با شش تکرار در سال 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه به اجرا در آمد. نتایج بررسی تحت سطوح مختلف آبیاری (آبیاری پس از 30، 60، 90 و 120 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر) نشان داد که تأثیر آبیاری روی درصد، سرعت و شاخص جوانهزنی و همچنین درصد نیتروژن و فسفر، درصد و عملکرد پروتئین بذر معنیدار و روی زمان تا 50 درصد جوانهزنی، طول ریشهچه، طول ساقهچه، طول گیاهچه، نسبت طول ریشهچه به ساقهچه و میزان پتاسیم و عملکرد دانه غیرمعنیدار شد. بالاترین درصد (90 درصد)، سرعت (2/8 درصد در روز) و شاخص (5/8) جوانهزنی مربوط به آبیاری پس از 60 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر و کمترین درصد (48 درصد )، سرعت (4/4 درصد در روز) و شاخص (8/4) جوانهزنی مربوط به آبیاری پس از 120 میلیمتر تبخیر بود. بترتیب بیشترین (43/3 و 44/21 درصد) و کمترین (3 و 74/18 درصد) میزان نیتروژن و پروتئین دانه مربوط به تیمارهای آبیاری پس از 120 و 30 میلیمتر تبخیر بود. تغییرات عملکرد پروتئین دانه به دلیل معنیدار نبودن تأثیر آبیاری روی عملکرد دانه مشابه درصد پروتئین دانه به دست آمد. بنابراین از نظر مقدار کمی تولید بذر می توان شدیدترین تنش کمبود آب را توصیه نمود. بیشترین (08/8 درصد) و کمترین (56/6 درصد) محتوای فسفر دانه (08/8 درصد) بترتیب با اعمال تیمارهای آبیاری پس از 60 و 120 میلیمتر تبخیر از تشتک به دست آمد. روابط درجه دوم بین زمان آبیاری و درصد، سرعت و شاخص جوانهزنی بذرهای بدست آمده و درصد نیتروژن، فسفر و پروتئین دانه نتایج تجزیه واریانس را تأیید کرد. همبستگی غیرمعنیدار بین مقادیر فسفر و پتاسیم بذر با کلیه ویژگیهای جوانهزنی بذر و بین خصوصیات رشد گیاهچه و ذخایر نیتروژن، فسفر و پتاسیم نشان دهنده استقلال جوانهزنی و رشد گیاهچه از ذخایر این عناصر میباشد. همچنین همبستگی بین میزان نیتروژن بذر و جوانهزنی منفی و معنیدار بود.
به منظور بررسی اثر زئولیت (صفر، 10، 20 و 30 تن در هکتار) و کود نیتروژنه (صفر، 80، 160 و 240 کیلوگرم در هکتار) روی رشد و عملکرد همیشه بهار، یک آزمایش فاکتوریل برپایه طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه و در سال 1389 اجرا شد. نتایج نشان داد که اثر نیتروژن روی عملکرد و شاخص برداشت اسانس، و اثر متقابل بین سطوح زئولیت و نیتروژن روی عملکرد گل، دانه و روغن، عملکرد بخش رویشی (برگ و ساقه)، عملکرد بیولوژیکی برای برداشت گل (گل، برگ و ساقه)، عملکرد بیولوژیکی برای برداشت دانه (دانه ،برگ و ساقه)، عملکرد بیولوژیکی کل (گل، دانه، برگ و ساقه)، شاخص برداشت گل، دانه و روغن معنیدار شد. کمترین عملکرد بیولوژیکی کل (11104 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد گل (9/419 کیلوگرم در هکتار)، درصد نیتروژن (4/3درصد) و پروتئین (6/11درصد) مربوط به ترکیب تیماری شاهد بود. کمترین عملکرد دانه (3/1888کیلوگرم در هکتار) و روغن (2/276 کیلوگرم در هکتار) درسطح 20 تن در هکتار زئولیت و عدم کاربرد نیتروژن بدست آمدند. بیشترین عملکرد گل (3/900 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد بیولوژیکی کل (26955 کیلوگرم در هکتار) در تیمار بدون زئولیت و 80 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمدند. درحالیکه بیشترین عملکرد دانه (3/3577 کیلوگرم در هکتار) و روغن (1/723 کیلوگرم در هکتار) مربوط به ترکیب تیماری 20 تن در هکتار زئولیت با 80 و 240 کیلوگرم در هکتار بود. بالاترین عملکرد اسانس (26/6 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت اسانس (10083/0درصد) با مصرف 80 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمدند.