هدف پژوهش حاضر اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و خود دلسوزی شناختی بر بهبود سازگاری زناشویی و عزت نفس جنسی زوجین در معرض طلاق شهر اردبیل بود. طرح تحقیق این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش، را کلیه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز کاهش طلاق شهر اردبیل در سال 1397 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش شامل 60 نفر از زوجین مراجع کننده به مرکز کاهش طلاق شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. پژوهش با کمک پرسشنامه های سازگاری زناشویی گراهام و اسپنیر و عزت نفس جنسی زینا و همکاران جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و خود دلسوزی شناختی (CMT) نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر سازگاری و عزت نفس جنسی اثر بخش بوده اند (001/0≥P). بنابراین با توجه به اثر بخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و خود دلسوزی شناختی (CMT) می توان از این مداخلات در محیط های مشاوره و روان درمانی خانواده استفاده کرد.
زمینه و هدف: وسواس خرید، یک رفتار روبه رشد و ناکارآمد مصرف کننده و همراه با عواقب زیان بار روانی و مالی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر خودکنترلی هیجانی، انعطافپذیری عاطفی و ارزشمندی زندگی در زنان مبتلا به وسواس خرید انجام شد. روش و مواد: این پژوهش از نوع نیمه تجربی آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه شاهد است. جامعه آماری این پژوهش زنان 45-20 ساله مبتلا به وسواس خرید شهر رشت بودند و روش نمونه گیری هدفمند بود. ابتدا وسواس خرید با پرسشنامه Faber and O'guinn اندازهگیری شد و زنان مبتلا به وسواس خرید غربال شده و تعداد 60 نفر که شرط ورود به مطالعه داشتند، در دو گروه به صورت گمارش تصادفی قرار گرفتند. سپس پرسشنامه های خودکنترلی هیجانی، انعطافپذیری عاطفی و ارزشمندی زندگی اجرا شد و پس از آن برنامه درمان پذیرش و تعهد طی هشت جلسه یک ساعته و هفتگی به مدت دو ماه، برای گروه آزمایش اعمال شد و گروه شاهد درمانی دریافت نکرد، بعد از آن پسآزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-22 انجام شد. یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن مشارکت کنندگان گروه آزمایش (9/6) 6/37 سال و گروه گواه، (5/7) 9/38 سال بود. در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) نمره ارزشمندی زندگی از (2/11) 4/67 در پیش آزمون به (5/13) 2/75 در پس آزمون (001/0>P) و نمره انعطاف پذیری از (2/6) 7/35 در پیش آزمون به (8/7) 2/42 در پس آزمون (001/0>P) و نمره خودکنترلی از (4/3) 28 در پیش آزمون به (1/1) 3/39 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P). اما این تغییرات در گروه شاهد معنی دار نبود. نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، موجب افزایش خودکنترلی هیجانی، انعطافپذیری عاطفی و ارزشمندی زندگی زنان مبتلا به وسواس خرید شد.
هدف این مطالعه، تعیین رابطه تنظیم شناختی هیجان و هوش شخصی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی بوده است.برای دسترسی به این هدف 120 نفر از دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل در سال تحصیلی 97-96 به سه پرسشنامه فرسودگی تحصیلی، تنظیم شناختی هیجان و هوش شخصی پاسخ دادند. در ضمن روش مطالعه همبستگی بوده و برای تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که بین هوش شخصی با تنظیم شناختی هیجان همبستگی ۲۷/0 معنی دار وجود دارد. همچنین بین هوش شخصی با فرسودگی تحصیلی همبستگی۲۴/0- که معنی دار است وجود دارد. در ضمن همبستگی تنظیم شناختی هیجان با فرسودگی تحصیلی نیز معنی دار است(۲۷/0-). همچنین نتایج نشان داد که هر دو متغیر تنظیم شناختی هیجان و هوش شخصی توانایی پیش بینی فرسودگی تحصیلی دانشجویان پزشکی و پیرا پزشکی را دارند. اما سهم تنظیم شناختی هیجان بیشتر از متغیر هوش شخصی است. این نتایج تلویحات مهمی در زمینه پیش گیری، سبب شناسی و تامین سلامت روانی دانشجویان علوم پزشکی دارد.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روشهای زوج درمانی تئوری انتخاب و پذیرش و تعهد (ACT) در تعاملات زناشویی زوج ها اجراشد. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه کلیه زوجین شهر اردبیل در سال 1396 بودند. روش نمونهگیری به شیوه در دسترس بود و تعداد 90 زوجی که به مراکز مشاوره و روان درمانی شهر اردبیل مراجعه کردند انتخاب و از بین آنها تعداد 45 زوج که نمرات آنها در پرسشنامه تعاملات زناشویی پایین تر از میانگین بودند، به طور تصادفی در سه گروه، گروه آزمایش 1 (15 زوج)، گروه آزمایش 2(15 زوج) و گروه کنترل (15 زوج) جایگزین شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه سازگاری زناشویی گراهام بی اسپنیر استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که روشهای زوج درمانی تئوری انتخاب و پذیرش و تعهد (ACT) در تعاملات زناشویی زوجها مؤثر بود و در این میان،روش زوجدرمانی متمرکز بر پذیرش و تعهد (ACT) نسبت به روش زوجدرمانی متمرکز بر تئوری انتخاب در بهبود تعاملات زناشویی اثربخش تر است.
هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی روشهای مصاحبهی انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان برکاهش قلدری سنتی و سایبری و فرسودگی تحصیلی کاربر شبکههای اجتماعی مجازی، با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر جنسیت بود. این پژوهش، آزﻣﺎﻳﺸﻲ و از ﻧﻮع ﭘﻴﺶآزﻣﻮن و ﭘﺲآزﻣﻮن ﭼﻨﺪﮔﺮوﻫﻲ با گمارش تصادفی اﺳﺖ. جامعهی آماری این پژوهش را تمام دانشآموزان دختر و پسر کاربر شبکههای اجتماعی مجازی مقطع متوسطهی دوم تهران در سال تحصیلی96-1395 تشکیل دادند.90 نفر از دانشآموزانی که بر اساس پرسشنامهی سنجش ارتباط با شبکههای اجتماعی مجازی، کاربر محسوب میشدند، از طریق روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب و به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای ارتباط با شبکههای اجتماعی، قلدری در مدرسه(BS) و فرسودگی تحصیلی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای تحلیل کوواریانس چند متغیری و تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. نتایج نشان داد؛ آموزش مصاحبهی انگیزشی و تنظیم هیجان در مقایسه با گروه کنترل برکاهش قلدری کلی و سایبری و نیز فرسودگی تحصیلی تأثیر داشته، ولی بر قلدری سنتی و خستگی عاطفی تأثیری نداشته است(05/0>P). بهعلاوه نقش جنسیت بهعنوان متغیر تعدیلکننده، صرفا در ارتباط با اثربخشی آموزش تنظیم هیجان درکاهش متغیرهای قلدری کلی، قلدری سایبری و بیعلاقگی تحصیلی تأیید شد. این یافتهها نشان میدهد که روشهای مصاحبهی انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان، باعث ارتقای سطح آگاهی کاربر شبکههای اجتماعی مجازی به ویژه دختران، نسبت به معایب رفتارهای قلدری سنتی و سایبری و فرسودگی تحصیلی شده و با ایجاد انگیزه لازم برای تغییر رفتار، منجر به شناخت، کنترل و مدیریت هیجانهای مشکلساز شده است.
زمینه و هدف: راهکارهای مختلفی در جهت بهبود سازگاری، مسئولیت پذیری و قانون مندی دانش آموزان پیشنهاد شده است که یکی از این راهکارها، آموزش هوش معنوی می باشد. هدف این پژوهش تعیین تأثیر آموزش هوش معنوی بر سازگاری، مسئولیت پذیری و قانونمندی دانش آموزان 16-14 ساله بود. روش و مواد: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر 16-14 ساله شهرستان تالش در سال 97-1396 به تعداد 700 نفر بودند، که از میان آنها 108 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. سپس شرکت کنندگان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، هر گروه 54 نفر قرار گرفتند و آموزش هوش معنوی برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که برای گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. ابزار گردآوری داده ها، سه پرسشنامه مسئولیت پذیری، قانونمندی و سازگاری اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و نرم افزار SPSS-22 صورت گرفت. یافته ها: بعد از آموزش هوش معنوی میانگین (انحراف معیار) قانونمندی افزایش یافته و از (6) 1/30 در پیش آزمون به (2/7) 35 در پس آزمون رسید (001/0>P). همچنین بعد از مداخله، میانگین (انحراف معیار) مسئولیت پذیری افزایش یافته و از 4/52 (4/9) در پیش آزمون به 6/70 (3/12) در پس آزمون رسید (01/0>P). میانگین (انحراف معیار) سازگاری اجتماعی نیز بعد از آموزش هوش معنوی افزایش یافت و از 2/70 (6/11) در پیش آزمون به 1/81 (5/15) در پس آزمون رسید (001/0>P). نمرات مشارکت کنندگان گروه گواه در پس آزمون نسبت به پیش آزمون هیچ یک از متغیرهای پژوهش تفاوتی نشان نداد. نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که آموزش هوش معنوی موجب افزایش سازگاری، مسئولیت پذیری و قانونمندی دانش آموزان شد.