در مطالعه حاضر، توالیهای کامل ژنوم میتوکندریایی همراه با توالیهای جداگانه 13 ژن رمزگر پروتئین به ازای هر ژنوم از شش گونه گوسفند وحشی شامل Asian Mouflon (Ovis orientalis)، Bighorn (Ovis canadensis)، Argali (Ovis ammon)، Urial (Ovis vignei)، Snow (Ovis nivicola)، Dall (Ovis dalli) و گونه گوسفند اهلی (Ovis aries) از بانک اطلاعاتی NCBI استخراج و با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فاصله توالیها نشاندهنده بیشترین شباهت ژنتیکی (8/99 درصد) بین گوسفند وحشی Ovis orientalis و گوسفند اهلی (Ovis aries) بود. کمترین شباهت ژنتیکی (95 درصد) بین گوسفند اهلی (Ovis aries) و گوسفند وحشی Ovis dalli مشاهده شد. در تجزیه و تحلیل تبارشناختی، دو خوشه اصلی، هر کدام با زیرخوشههای متفاوت شناسایی شدند. گوسفند گونه اهلی (Ovis aries) همراه با گوسفندان وحشی Ovies orientalis، Ovis vignei و Ovis ammon خوشههای متمایزی تشکیل دادند و گوسفندان گونه وحشی Ovis nivicola، Ovis dalli و Ovis canadensis در یک خوشه مشابه قرار گرفتند. نتایج حاصل از تمامی 13 ژن رمزگر پروتئین با نتایج حاصل از توالیهای کامل ژنومهای میتوکندریایی، مشابه بودند. بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر، توالیهای ژنوم میتوکندریایی میتوانند برای تجزیه و تحلیل تبارشناختی دقیق و خوشهبندی گونههای متفاوت گوسفند مورد استفاده قرار گیرند.
یکی از وظایف مراکز اصلاح نژاد، معرفی لاینهای جدید برای تولید هیبریدهای مطلوب کرم ابریشم است. در این راستا، پنج لاین با پیله چینی شکل Y، 124، 154، 104 و 32 انتخاب و بر مبنای آمیزشهای دیآلل، 20 ترکیب ژنتیکی حاصل طی سه نسل به صورت تودهای پرورش داده شدند. پس از تشکیل نسل پایه با 14 ترکیب ژنتیکی، انتخاب چندصفتی به روش سطوح حذف مستقل طی پنج نسل انجام شد. به منظور مقایسه عملکرد لاینهای والدینی و ترکیبات حاصل از آنها، دادههای چهار صفت وزن پیله، درصد قشر پیله، درصد پیلههای خوب و تعداد پیله در لیتر (اندازه پیله) در هر سال جمعآوری و سپس میانگین پنج سال تجزیه آماری شدند. میانگین وزن پیله و درصد قشر پیله تمام ترکیبات ژنتیکی نسبت به لاینهای والدینی بیشتر بود (05/0p <). متوسط پاسخ به انتخاب برای درصد قشر پیله نسبت به والد مادری در سه ترکیب ژنتیکی بیش از 1 درصد بود. بهترین ترکیبات از نظر درصد پیلههای خوب، تفاوت معنیداری با بهترین لاینها (104 و Y) نداشتند. در حالیکه اندازه پیله در ترکیب IRA14 بسیار بزرگ بود (94 پیله در یک لیتر)، سایر ترکیبات ژنتیکی پیله بزرگ، تفاوت معنیداری با لاینهای پیله بزرگ (154 و 124) نشان ندادند. بهبود ژنتیکی وزن پیله برای 12 مورد از 14 ترکیب ژنتیکی مثبت بود، لیکن میزان افزایش فقط در یک ترکیب بیش از یک دهم گرم بود. انتخاب نهایی بهترین لاینها پس از اجرای برنامه آمیختهگری آنها با لاینهای ژاپنی شکل مشخص خواهد شد.
هدف تحقیق حاضر بررسی اثر متقابل بین روشهای برآورد آثار نشانگری، ساختار جمعیت و معماری ژنتیکی صفت بر صحت ارزیابی ژنومی بود. جمعیت پایهای با دو اندازه موثر 100 و 500 فرد به وسیله نرم افزار QMSim شبیهسازی شد. تعداد 500 نشانگر و دو تعداد متفاوت جایگاههای کنترل کننده صفات کمّی یا QTL ( 50 و 200) روی ژنوم متشکل از یک کروموزوم به طول 100 سانتیمورگان بهطور تصادفی پراکنده شدند. در پژوهش حاضر، سه صفت با وراثت پذیری 1/0 ، 3/0 و 5/0 شبیهسازی شد. ارزشهای اصلاحی ژنومی به وسیله روشهای رگرسیون ریج بیزی، بیز A، بیز B، بیز C، بیز LASSO، روش نیمه پارامتری بر پایه کرنل و شبکههای عصبی پیشبینی شدند. در هر سه میزان وراثت پذیری، با افزایش اندازه موثر جمعیت، صحت برآوردهای ژنومی کاهش یافت، ولی شدت آن برای روشهای آماری یکسان نبود. در وراثت پذیری پایین، با افزایش تعداد QTL، میزان صحت ارزشهای اصلاحی ژنومی افزایش یافت. بر عکس، میزان صحت ارزشهای اصلاحی در وراثت پذیری متوسط و بالا کاهش یافت. در صفات با توزیع یکنواخت QTLها، با افزایش تعداد QTL، مقدار صحت ارزیابی ژنومی کاهش، ولی افزایش تعداد QTL در صفاتی که QTLهای آنها دارای توزیع نرمال و گاما بود، منجر به افزایش صحت شد. در هر سه نوع توزیع یکنواخت، نرمال و گاما، میزان صحت با افزایش اندازه موثر جمعیت کاهش یافت. نتایج پژوهش حاضر آثار متقابل بین روشهای آماری، ساختار جمعیت و معماری ژنتیکی صفت را بر صحت ارزیابی ژنومی به وضوح نشان میدهد.
این تحقیق به منظور تعیین اثر سطوح مختلف پودر چربی کلسیمی اُمگا 3 و اُمگا 6 بر عملکرد، درصد جوجهدرآوری، لیپیدهای سرم، چربی بطنی و شمارش فولیکولهای تخمدان در مرغ مادر گوشتی سویه راس 308 (65 هفته) انجام گرفت. آزمایش بر اساس روش اندازهگیری تکرار شده با 84 قطعه مرغ مادر گوشتی و 28 قطعه خروس، با هفت گروه آزمایشی (با چهار تکرار) و به مدت سه ماه اجرا شد. گروههای آزمایشی شامل گروه شاهد (بدون پودر چربی)، سطح 5/1 و 3% از پودرهای چربی کلسیمی اُمگا 3 حیوانی با منشا ماهی (ω3F)، اُمگا 3 گیاهی با منشا کتان (ω3L) و اُمگا 6 گیاهی با منشا سویا (ω6S) بود. نتایج نشان داد بالاترین میانگین کل درصد تخمگذاری مربوط به گروههای آزمایشی حاوی سطح 5/1% ω3F (98/61) و ω3L (25/60) بدون تفاوت معنیدار با یکدیگر بود (05/0>P). در بین گروههای آزمایشی، بیشترین توده تخممرغ (g/h/d 78/44) از مصرف سطح 5/1% ω3F حاصل شد (05/0>P). بیشترین غلظت تریگلیسیرید (mg/dL 8/1806)، کلسترول (mg/dL 25/206) و لیپوپروتئین با چگالی کم (mg/dL 25/224) سرم خون متعلق به گروه شاهد بود، که تفاوت معنیداری با سایر گروههای آزمایشی داشت (05/0>P). درصد جوجهدرآوری تخممرغهای بارور با مصرف جیرههای حاوی پودر چربی بهجز سطح 3% ω6S نسبت به گروه شاهد بهبود یافت (05/0>P). در مجموع با توجه به صفات عملکرد تولیدی، جوجهدرآوری و توجیه اقتصادی جیرهها، به نظر میرسد افزودن پودرهای چربی کلسیمی اُمگا ۳ در سطح 5/1% (ω3F و ω3L) مقرون به صرفه بوده و میتواند تاثیر مثبتی بر مرغ مادر گوشتی مسن داشته باشد.
این آزمایش در یک دوره 42 روزه با استفاده از 200 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار و هر تکرار با 10 قطعه جوجه به منظور ارزیابی اثرات سطوح مختلف مواد معدنی بر عملکرد، خصوصیات استخوان درشتنی، پر درآوری و میزان تجمیع عناصر معدنی در سرم و پر جوجههای گوشتی انجام شد. جیرههای آزمایشی شامل: 1- جیره شاهد (بدون پیش مخلوط مواد معدنی) و 2، 3، 4 و 5 جیرههای حاوی پیش مخلوط مواد معدنی در سطوح 25، 50، 75 و 100 درصد سطح پیشنهادی بودند. افزایش وزن و خوراک مصرفی روزانه در گروههای مکمل شده در مقایسه با تیمار شاهد بیشتر و ضریب تبدیل خوراک کمتر بود، ولی بین تیمارهای دریافتکننده پیش مخلوط این تفاوتها معنیدار نشد. در خصوص استخوان درشتنی فراسنجههایی از قبیل قطر، طول و حجم تحت تأثیر پیش مخلوط مواد معدنی قرار گرفت و تیمارهای دریافتکننده پیش مخلوط تفاوت معنیداری با تیمار شاهد نشان دادند، ولی وزن نسبی، چگالی و درصد خاکستر تفاوت معنیداری را نشان نداد. میزان پوشش پر در تیمارهای دریافتکننده پیش مخلوط افزایش یافت و به موازی آن میزان پارگی و آسیبدیدگی پرهای نواحی دم و بال کاهش یافت. غلظت سرمی کلسیم و غلطتهای پتاسیم و روی در پر با استفاده ار پیشمخلوط موادمعدنی افزایش یافت، ولی عناصری از قبیل منگنز، سدیم، فسفر، کروم و نیکل تحت تأثیر قرار نگرفتند. اگرچه تفاوت معنیداری در رابطه با خصوصیات عملکردی و فراسنجههای مرتبط با استخوان درشتنی جوجههای مکملشده با سطوح متفاوت پیش مخلوط مواد معدنی مشاهده نشد اما با توجه به تاثیرپذیری وضعیت پردرآوری جوجههای گوشتی، استفاده از پیش مخلوط در سطح 100 درصدی به منظور اطمینان از تامین نیازمندیها پیشنهاد می شود.
به دلیل وجود محدودیت منابع، ارتقاء کارآیی پرورش گوسفند در ایران از اهمیت زیادی برخوردار است. در مطالعه حاضر کارآیی فنی گلههای گوسفند مغانی با روش تحلیل پوششی دادهها و در دو حالت ثابت یا متغیر گرفتن بازدهی نسبت به مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات سال 1395 نهادهها شامل کنسانتره، علوفه و نیروی انسانی و ستادهها شامل گوشت، شیر، پشم و کود از 214 گله گوسفند مغانی به روش مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Deap 2.1انجام شد. میانگین کارآیی فنی با فرض بازده ثابت و متغیر نسبت به مقیاس به ترتیب 971/0 و 978/0 بود که نشاندهنده کارآیی بالا در گلههای مورد مطالعه بود. با فرض بازده ثابت نسبت به مقیاس و بازده متغیر نسبت به مقیاس به ترتیب 14 و 25 گله از کارآیی فنی برخوردار بوده و میتوانند به عنوان گله مرجع برای گلههای ناکارا معرفی شوند. نتایج نشان داد که در شرایط متغیر بودن بازدهی نسبت به مقیاس، کاهش در اندازه گله، نیروی کار، علوفه، کنسانتره، علوفه مرتع و هزینههای بهداشتی به ترتیب به میزان 99/2، 99/2، 63/2، 79/2، 73/2 و 41/6 درصد، منجر به کارا شدن گله های ناکارا با حفظ سطح تولید میشود. برآوردهای بازده نسبت به مقیاس نشان میدهند، عمده گلههای گوسفند مغانی دارای بازدهی افزایشی نسبت به مقیاس بوده و میتوانند با صرفههای ناشی از مقیاس و کاهش هزینه هر واحد ستاده از افزایش درآمد و سود برخوردار شوند.
در این آزمایش 1032 قطعه جوجه بلدرچینژاپنی در قالب طرح آماری کاملا تصادفی شامل 4 تیمار و هر تیمار در 3 تکرار به واحدهای آزمایشی اختصاص یافتند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1- جیره با غلظت پایین مواد مغذی (در سطح 95 درصد پیشنهاد (1994) NRC)، 2- جیره با غلظت در سطح پیشنهاد (1994) NRC و 3، 4- به ترتییب جیرههای با غلظت 5 و 10 درصد بیشتر از سطح پیششنهادی (1994) NRC. افزایش در غلظت مواد مغذی منجربه بهبود در افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک شد. بهترین افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک در تیمار جیرهای 10 درصد بیشتر از سطح پیشنهادی (1994) NRC حاصل شد. مصرف خوراک منحصرا در دوره آغازین آزمایش تحت تاثیر جیرههای آزمایشی قرار گرفت، به طوریکه جوجه بلدرچینهای با غلظت پایین مواد مغذی خوراک مصرفی کمتری را در مقایسه با سایر گروهها از خود نشان دادند.به استثناء اوزان نسبی ران، پانکراس و سنگدان، سایر صفات مرتبط با لاشه تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. غلظت مواد مغذی جیره روی خصوصیات منحنی رشد جوجه بلدرچینهای ژاپنی تاثیرگذار بود، به طوریکه افزایش در غلظت منجر به افزایش در وزن بلوغ و ثابت نرخ رشد تخمینی توسط مدل رشدی گمپرتز شد که مؤید نتایج محققین قبل در خصوص ارتباط مستقیم بین اثرات محیطی با خصوصیات منحنی رشد جوجه بلدرچینهای ژاپنی است. لذا، به دلیل تاثیرپذیری منحنی رشد از شرایط تغذیهای متفاوت، بررسی بیشتر روی منحنیهای رشد جوجه بلدرچینهای پرورش یافته در شرایط تغدیهای خاص به منظور انتخاب بهترین دامهای مولد پیشنهاد می شود.
در این پژوهش رابطه ژنوتیپهای ژن کاپاکازئین با صفات تولیدی در گاوهای بومی استان گیلان بررسی شد. از 100 راس گاو ماده در فومن، رشت و آستانه اشرفیه خونگیری به عمل آمد. استخراج DNA با استفاده از روش شستشوی نمکی بهینه انجام گرفت. با استفاده از یک جفت آغازگر اختصاصی، قطعهای به طول350 جفت باز از ژن کاپا کازئین با استفاده از واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) تکثیر شد. جهت تعیین ژنوتیپ ژن کاپاکازئین با استفاده از نشانگر PCR-RFLP، محصول واکنش زنجیرهای پلیمراز به وسیله آنزیم Hinf I هضم شد. فراوانی مشاهده شده ژنوتیپهایAA ،AB و BB بهترتیب 48/0 ، 52/0 و 00/0 و فراوانی آللهای A و B بهترتیب 74/0 و 26/0 بود. بر اساس نتایج آزمون مربع کای، جمعیتهای مورد بررسی در تعادل هاردی-واینبرگ قرار نداشتند. مقایسه میانگین حداقل مربعات در این جایگاه نشان داد که اثر چندشکلی بر صفات تولید شیر، درصد چربی و درصد پروتئین معنیدار بود (01/0PP) و ژنوتیپ AA دارای درصد چربی و درصد پروتئین کمتر بود.
هدف از این پژوهش ارزیابی اثر همخونی بر افزایش وزن روزانه و نسبت کلیبر در گوسفند مهربان بود. اطلاعات دادهای (مشتمل بر 6550 رکورد) و شجره حیوانات مورد استفاده طی سالهای 1374 تا 1390 به وسیله سازمان جهاد کشاورزی استان همدان جمعآوری شده بود. صفات مورد مطالعه شامل میانگین افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری (ADGa)، از شیرگیری تا شش ماهگی (ADGb)، از شیر گیری تا نه ماهگی (ADGc) و از شیر گیری تا یک سالگی (ADGd) و به طور متناظر نسبتهای کلیبر مربوطه (KRa، KRb، KRcو KRd) بود. حیوانات با توجه به ضرایب همخونی به دست آمده از شجره به سه گروه دستهبندی شدند: گروه اول شامل حیوانات غیر همخون و گروه دوم و سوم شامل حیوانات همخون بودند. برای ویرایش دادهها از نرم افزار Foxpro، برای برآورد اثر همخونی بر صفات از نرم افزار SAS استفاده شد و افت همخونی به صورت رگرسیون خطی با استفاده از رویه Reg نرم افزارSAS محاسبه شد. روند معنیدار ضرایب رگرسیون ADGa، KRa، ADGb، KRb، ADGd و KRd از همخونی همه برهها به ازای افزایش 1% همخونی مشاهده شد. ضریب رگرسیون تمام صفات بجز KRc بر همخونی برههای تک قلو و صفات ADGa و KRa بر همخونی برههای دو قلو معنیدار بود. با توجه به جنس بره، ضریب رگرسیون تمام صفات بجز ADGc و ADGd بر همخونی برههای نر و ADGc و KRd بر همخونی برههای ماده معنیدار بود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که همخونی بر میانگین افزایش وزن روزانه و نسبت کلیبر در گوسفند نژاد مهربان مؤثر بوده است و معنیدار و مثبت برآورد شد.
هدف از این پژوهش برآورد پارامترهای ژنتیکی مرتبط با طول عمر و اوزان بدن و تجزیه و تحلیل طول عمر در برههای بومی استان گیلان بود. اطلاعات مورد استفاده شامل اطلاعات کامل شجره، جنس بره، سال، ماه و روز تولد و حذف بره، سن میش (مادر) در زمان زایش، نوع تولد بره، وزن تولد، وزن 3 و 6 ماهگی بودند. به منظور بررسی ارتباط ژنتیکی میان طول عمر و اوزان بدن از مدل دوصفته خطی-خطی و الگوریتم AIREML نرم افزار WOMBAT استفاده شد. این مدلها شامل اثر عوامل ثابت سال و ماه تولد بره، جنس بره، نوع تولد، سن مادر و متغیر کمکی وزن تولد برهها بهصورت خطی بودند. وراثت پذیری مستقیم طول عمر برهها در مدل خطی در حد کم و برابر با 03/0 و نیز وراثت پذیری مستقیم صفات وزن تولد، وزن 3 ماهگی و وزن 6 ماهگی، به ترتیب برابر 13/0، 022/0 و 097/0 برآورد شدند. همبستگی ژنتیکی مستقیم صفات طول عمر- وزن تولد، طول عمر- وزن 3 ماهگی و طول عمر- وزن 6 ماهگی بهترتیب برابر 81/0-، 91/0و 9/0- برآورد شدند. همبستگیهای منفی نشان میدهند که برههای متولد شده با وزن بالاتر و همچنین برههای سنگینتر در سن 6 ماهگی، به دلیل حذف از گله طول عمر بالایی نخواهند داشت .با توجه به وراثتپذیری کم طول عمر به منظور بهبود طول عمر برهها از تولد تا یکسالگی میتوان با بهبود شرایط محیطی و مدیریتی و با انتخاب غیرمستقیم از طریق صفات همبسته با این صفت، میزان زندهمانی برههای بومی استان گیلان را افزایش داد.
هدف از این پژوهش بررسی اثر همخونی روی صفات رشد گوسفندان استان گیلان بود. صفات مورد مطالعه شامل میانگین افزایش وزن روزانه از تولد تا سهماهگی (ADG1)، از تولد تا ششماهگی (ADG2) و از سهماهگی تا ششماهگی (ADG3) و همچنین نسبتهای کلیبر منطبق با افزایش وزنهای روزانه فوقالذکر (بهترتیب KR1، KR2 و KR3) بود. در این پژوهش، از اطلاعات شجره و دادههای جمعآوری شده به وسیله سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان در طی سالهای 1373 تا 1390 استفاده شد. برای بررسی اثر همخونی بر صفات مورد مطالعه (میزان تغییر صفات بهازای یک درصد افزایش همخونی) از رویهReg نرم افزارSAS به تفکیک برای تیپ تولد، جنس و کل جمعیت استفاده شد. اثر همخونی بر تمامی صفات به جز ADG1 مثبت بود. ضریب رگرسیون ADG1، ADG2 و KR2 به ترتیب 138/0- گرم، 101/0 گرم و 0053/0 بودند (01/0P3 و KR3 به ترتیب برابر 071/0 و 0096/0 گرم بودند (05/0P1 برابر با 0023/0 بود و روند معنیداری نداشت. اگر چه تاکنون افت همخونی در عملکرد صفات رشد گوسفندان استان گیلان مشاهده نشده است اما استفاده از سیستم جفتگیری طراحی شده در گله میتواند یک روش مناسب برای حفظ سطح همخونی تحت کنترل باشد.
در این تحقیق ناهمگنی اجزای واریانس تولید شیر در جمعیت گاوهای هلشتاین ایران در سطوح مختلف اندازه گله-سال با استفاده از رکوردهای سه دوره اول شیردهی جمعآوری شده به وسیله مرکز اصلاح نژاد دام و بهبود تولیدات دامی در طی سالهای 1362 تا 1392 بررسی شد. دادهها شامل 245192 رکورد برای اولین دوره شیردهی، 202078 رکورد برای دومین دوره شیردهی و 147253 رکورد برای دوره شیردهی سوم بودند که بر اساس اندازه گله-سال به سه دسته بزرگ، متوسط و کوچک دستهبندی شدند. برای بررسی ناهمگنی واریانسها از آزمون بارتلت استفاده شد. نتایج آزمون بارتلت برای تولید شیر در سه دوره شیردهی معنیدار (01/0P < ) بود که ناهمگن بودن واریانسها در هر سه اندازه گله-سال را نشان میدهد. به منظور برطرف نمودن احتمالی و یا کاهش ناهمگنی واریانسها از روشهای مختلف تبدیل داده (لگاریتمی، جذری، باکس-کاکس و زاویهای) استفاده شد. بکارگیری تبدیل دادهها به همگنی واریانس منجر نشد. پارامترهای ژنتیکی، وراثتپذیریها و اجزای واریانس با استفاده از مدل حیوانی و نرم افزار VCE برآورد شدند. برآوردهای وراثتپذیری بدون تبدیل دادهها در زایشها و گله-سالهای مختلف از 184/0-142/0 در تجزیه تک صفتی و از 221/0-143/0 در تجزیه سه صفتی تغییر کرد و پس از تبدیل دادهها مقادیر وراثتپذیری اندکی افزایش یافتند. تبدیل دادهها اثر قابل ملاحظهای روی رتبهبندی حیوانات داشت و بر اساس نوع تبدیل، نسبتهای متفاوتی از گاوهای نر و ماده ممتاز در مقایسه با سناریوی واریانس همگن از فهرست دامهای برتر خارج شدند که روش تبدیل باکس-کاکس اثر کمتری بر رتبه و همبستگی رتبهای حیوانات برتر داشت. بنابراین، در ارزیابیهای ژنتیکی گاوهای هلشتاین برای افزایش صحت ارزیابی و کارآیی انتخاب برای تولید شیر، در نظر گرفتن ناهمگنی واریانسها ضروری به نظر میرسد.
هدف از مطالعه حاضر، برآورد پارامترهای ژنتیکی و روند ژنتیکی و فنوتیپی صفت وزن بدن در سنین تولد تا یکسالگی در گوسفند نژاد مهربان بود. صفات مورد مطالعه شامل وزن تولد، وزن از شیرگیری، وزن شش ماهگی، وزن نه ماهگی و وزن یکسالگی بودند. اطلاعات 10278 رکورد بره و شجره از گوسفندان نژاد مهربان که طی سالهای 1374 تا 1390 در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد این گوسفند واقع در شهرستان همدان جمعآوری شده بود در این تحقیق استفاده شد. پارامترهای ژنتیکی با روش حداکثر درستنمایی محدود شده و با استفاده از نرمافزار Wombatبرآورد شدند. ویرایش و تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از نرمافزار SAS انجام شد. وراثتپذیری مستقیم برای وزن تولد، وزن شیرگیری، وزن شش ماهگی، وزن نه ماهگی و یکسالگی به ترتیب 04/0±25/0، 05/0±46/0، 08/0±59/0، 08/0±57/0 و 08/0±11/0 برآورد شد. برآورد وراثتپذیری این صفات نشان میدهد در صورت انجام انتخاب مستقیم، صفت وزن از شیرگیری برای صفات قبل از شیرگیری و وزن ششماهگی برای صفات پس از شیرگیری مناسبترین صفات میباشند. همبستگی ژنتیکی مستقیم بین وزن تولد با سایر صفات وزن بدن از 02/0- بین وزن تولد و شش ماهگی تا 95/0 بین وزن نه ماهگی و یکسالگی تغییر کرد. روند ژنتیکی مستقیم فقط برای وزن تولد (01/0>P) و روند فنوتیپی برای تمام صفات معنیدار بود (01/0>P). مطالعه حاضر اطلاعات مهمی در خصوص وجود تنوع ژنتیکی افزایشی در گلههای گوسفند مهربان ارائه میدهد که میتواند در تعیین شایستگی پرورش و اصلاح نژاد قوچها و میشهای این نژاد استفاده شود.
درحالی که تعداد گاوهای اصیل در استان گیلان نسبت به سایر استانها کم بوده، جمعیت گاوهای دورگ در حال افزایش است. لاکتوفرین به عنوان یکی از ژنهای مطرح در ایجاد مقاومت به ورم پستان، نقشی اساسی در مکانیسم دفاعی غدد پستان گاو دارد. لذا در این مطالعه چندشکلی یک جایگاه جهشی شناخته شده در اینترون 6 ژن لاکتوفرین و اثر آن بر تعداد سلولهای سوماتیک شیر100 راس گاو دورگ نسل اول جفتگیری گاو ماده بومی استان گیلان با گاوهای نر هلشتاین بررسی شد. محصول PCR یک قطعه 301 جفت بازی است که در اثر هضم با آنزیم EcoRI سه ژنوتیپ شامل AA (301)، BB (201 و 100) و AB (301 و 201 و 100) ایجاد میکند. هر سه ژنوتیپ در گاوهای آمیخته استان گیلان شناسایی شد. فراوانی ژنوتیپی مشاهده شده برای ژنوتیپهای AA، BB و AB به ترتیب برابر با 41، 2 و 57% بودند که انحراف معنیداری را از حالت تعادل هاردی-واینبرگ نشان داد (01/0P3×261 در میلیلیتر شیر بود. تفاوت لگاریتم تعداد سلولهای سوماتیک ژنوتیپهای AB، AA و BB معنیدار نبود (05/0<P). با توجه به وفور کم ژنوتیپ BB به سختی بتوان یکی از دو آلل ژن لاکتوفرین را به عنوان نشانگر مقاومت به ورم پستان معرفی کرد.
این آزمایش، با تعداد 700 جوجه بلدرچین ژاپنی به منظور بررسی اثر مکملسازی سطوح مختلف پودر ژل آلوئهورا (صفر، 1/0، 2/0 و 3/0 درصد از جیره) بر عملکرد، وزن اندامهای گوارشی و میکروفلور روده جوجههای گوشتی در قالب یک طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار، 5 تکرار و 35 پرنده (بهصورت مخلوط نر و ماده) در هر تکرار به مدت 6 هفته (1 الی 42 روزگی) انجام شد. خوراک مصرفی، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک جوجه بلدرچین به صورت دورهای (آغازین: 1 تا 21 روزگی، رشد: 22 تا 42 روزگی و کل دوره پرورش: 1 تا 42 روزگی) مورد بررسی قرار گرفت. میکروفلور رودهای با استفاده از کشت محتویات ایلیوم در محیطهای ائوزین متیلن بلو، MRS Agar و نوترینت آگار در پایان دوره پرورش بررسی شد. خوراک مصرفی، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک جوجه بلدرچینها در دورههای مختلف تحت تأثیر سطوح مصرفی پودر ژل آلوئهورا قرار نگرفتند (05/0<P). با وجود تفاوت مشاهده شده در مورد وزن نسبی دئودنوم بین تیمار شاهد در مقایسه با تیمارهای 1/0 و 2/0 درصد پودر ژل آلوئهورا (05/0P<)، وزن ژژنوم و ایلیوم در بین تیمارها تفاوت معنیداری را نشان نداد (05/0<P). با افزایش سطح مصرف پودر ژل آلوئهورا، تعداد باکتریهای لاکتوباسیلوس افزایش یافت به طوری که تفاوت بین تیمار 3/0 درصد پودر ژل آلوئهورا با تیمار شاهد در این خصوص معنیدار بود (05/0P<). تعداد باکتریهای اشرشیاکلی با افزایش سطح مصرف آلوئه ورا کمتر شد هرچند تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود (05/0<P). بنابراین و با توجه به مؤثر بودن پودر ژل آلوئه ورا در ارتقاء میکروفلور مفید رودهای و نیز کاهش تعداد میکروبهای مضر، استفاده از این ترکیب فایتوبیوتیکی جهت کنترل تعادل میکروبی دستگاه گوارش و ارتقاء سلامت جوجه بلدرچین ها توصیه میشود
در این تحقیق، روند ژنتیکی صفات اوزان بدن در بره های نژاد شال شامل وزن تولد، وزن شیرگیری، وزن شش ماهگی، وزن نه ماهگی و وزن یکسالگی در طی یک دوره 16 ساله (1373-1388) بررسی شد. پارامترهای ژنتیکی با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده و مدل حیوان برآورد شده و ارزشهای اصلاحی حیوانات با خصوصیات بهترین پیشبینی نااریب خطی تحت مدلهای حیوانی تکصفته و پنجصفته پیشبینی شدند. روند ژنتیکی با استفاده از رگرسیون میانگین ارزش اصلاحی به سال تولد بدست آمد. وراثتپذیری مستقیم برای وزن تولد، وزن شیرگیری، وزن شش ماهگی، وزن نه ماهگی و وزن یکسالگی به ترتیب 32/0، 47/0، 32/0، 41/0 و 28/0 برآورد شد. روند ژنتیکی برای این صفات حاصل از آنالیزهای تکصفته و پنجصفته به ترتیب (3- و 4)، (32 و 35)، (18- و 10)، (27 و 28) و (3- و 11) گرم به ازای هر سال بدست آمد که همگی غیرمعنیدار بودند (05/0<P). همچنین پیشرفت ژنتیکی در طی دوره مورد مطالعه، برای صفات فوق حاصل از تجزیههای تکصفته و پنجصفته به ترتیب (1 و 118)، (316 و 918)، (404 و 438)، (522 و 672) و (60 و 379) گرم محاسبه شد. بالاترین روند ژنتیکی مربوط به وزن شیرگیری بود، که بالاترین وراثتپذیری را نیز داشت. علیرغم وراثتپذیری نسبتاً بالا برای تمامی صفات مورد مطالعه، روند ژنتیکی غیرمعنیدار برای این صفات نشاندهنده اجرای یک برنامه انتخاب نامطلوب در نژاد شال میباشد.
هدف تحقیق حاضر، تجزیه و تحلیل تنوع صفت دوقلوزایی گوسفند پرورش یافته در سیستم مرتعی بهوسیله عشایر بر اساس فنوتیپ مستقیم، نشانگرهای DNA توام با نمایش در سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) میباشد. به این منظور، از چهار نژاد گوسفند پرورش یافته بهوسیله عشایر در سیستم مرتعی، مجموعاً 97 میش بالغ ( افشاری=19، بلوچی=18، ماکویی=30 و مهربان =30) برای ارزیابی تنوع ژنتیکی باروری با استفاده از اطلاعات فنوتیپی، آنالیز اطلاعات DNA و سیستم اطلاعات جغرافیایی DIVA-GIS جمعآوری شد. در مورد اطلاعات ژنهای کاندیدا، چندشکلی دو ژن GDF9 و BMP15 با استفاده از PCR-RFLP بررسی شد و نهایتاً نتایج بدست آمده از فنوتیپ و ژنوتیپ در مقیاس نقشه قرار گرفت. نتایج جالب بدست آمده نشان داد که چندقلوزایی به طور معنیداری (P<0.01) تحت تاثیر ژنوتیپ هر ژن کاندیدا در این مطالعه قرار میگیرد، بطوری که ژنوتیپهای هتروزیگوت برای هر دو جایگاه ژنی، چندقلوزایی بیشتری نسبت به ژنوتیپهای هموزیگوت نشان دادند (P<0.01). طبق نتایج سیستم GIS، مناطقی که در شمال غرب ایران قرار گرفتهاند تنوع بالاتر دوقلوزایی را نشان دادند. شاید بتوان از این نتایج، در سیاستگذاریهای ملی حفظ ذخائر ژنتیکی گوسفندان بومی ایران و شناسایی پتانسیلهای موجود گوسفندان پرورش داده شده در سیستم باز مرتعی بهوسیله عشایر کشور بهره برد.
در این آزمایش 1032 قطعه جوجه بلدرچینژاپنی در قالب طرح آماری کاملا تصادفی شامل 4 تیمار و هر تیمار در 3 تکرار به واحدهای آزمایشی اختصاص یافتند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1- جیره با غلظت پایین مواد مغذی (در سطح 95 درصد پیشنهاد (1994) NRC)، 2- جیره با غلظت در سطح پیشنهاد (1994) NRC و 3، 4- به ترتییب جیرههای با غلظت 5 و 10 درصد بیشتر از سطح پیششنهادی (1994) NRC. افزایش در غلظت مواد مغذی منجربه بهبود در افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک شد. بهترین افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک در تیمار جیرهای 10 درصد بیشتر از سطح پیشنهادی (1994) NRC حاصل شد. مصرف خوراک منحصرا در دوره آغازین آزمایش تحت تاثیر جیرههای آزمایشی قرار گرفت، به طوریکه جوجه بلدرچینهای با غلظت پایین مواد مغذی خوراک مصرفی کمتری را در مقایسه با سایر گروهها از خود نشان دادند.به استثناء اوزان نسبی ران، پانکراس و سنگدان، سایر صفات مرتبط با لاشه تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. غلظت مواد مغذی جیره روی خصوصیات منحنی رشد جوجه بلدرچینهای ژاپنی تاثیرگذار بود، به طوریکه افزایش در غلظت منجر به افزایش در وزن بلوغ و ثابت نرخ رشد تخمینی توسط مدل رشدی گمپرتز شد که مؤید نتایج محققین قبل در خصوص ارتباط مستقیم بین اثرات محیطی با خصوصیات منحنی رشد جوجه بلدرچینهای ژاپنی است. لذا، به دلیل تاثیرپذیری منحنی رشد از شرایط تغذیهای متفاوت، بررسی بیشتر روی منحنیهای رشد جوجه بلدرچینهای پرورش یافته در شرایط تغدیهای خاص به منظور انتخاب بهترین دامهای مولد پیشنهاد می شود.
صفت چندقلوزایی از جمله صفات آستانهای میباشد که بهوسیله ژنهای زیادی کنترل میشود. به دلیل وراثتپذیری پایین این صفت (حدود 10/0) استفاده از روشهای کلاسیک اصلاح نژاد، پیشرفت کندی دارد. بنابراین، نیاز به استفاده از فناوریهای جدید در بهبود این صفت میباشد. طول کروموزوم 1 بز حدود 186 سانتی مورگان میباشد. با توجه به تحقیقات پیشین و همولوژی بالای نقشه ژنومی گاو و بز، در این تحقیق منطقه بین 16 تا 169 سانتیمورگان از کروموزوم 1 برای مکانیابی جایگاه ژنتیکی صفت چندقلوزایی بز مرخز انتخاب شد. جمعیت مورد مطالعه شامل 8 خانواده ناتنی پدری غیرخویشاوند بود. تعداد فرزندان به ازای هر پدر در دامنه 30 تا 40 فرزند قرار داشتند. همه افراد برای 6 نشانگر ریزماهواره مربوط به کروموزوم 1 تعیین ژنوتیپ شدند. مکانیابی QTLهای کنترل کننده صفت چندقلوزایی در خانوادههای ناتنی پدری با استفاده از نرم افزار GridQTL انجام گرفت. نتایج این تحقیق بیانگر تفرق یک QTL موثر بر چندقلوزایی در موقعیت 165 سانتیمورگان کروموزوم 1 بز مرخز بود. مکان QTL تعیین شده در نزدیکی نشانگر CSSM19 قرار داشت و توانست 20/2 درصد تغییرات ژنتیکی صفت چندقلوزایی را توصیف کند. QTL مکانیابی شده در این پژوهش میتواند در ارتباط با ژن POU1F1 باشد. بنابراین این ژن میتواند یک ژن کاندید برای اثرات مشاهده شده QTL بر صفت چند قلوزایی در بز مرخز باشد.