این پژوهش با هدف بررسی پاسخ صفات مرفولوژیک و فیزیولوژیک برگ به تنش خشکی و مصرف کود نتیروژن در دو رقم برنج در سال های1396 و 1397 در رشت اجرا گردید. طرح آزمایشی مورد استفاده کرتهای دوبار خرد شده با سه تکرار بود. فاکتور اصلی آبیاری در سه سطح غرقاب، دور آبیاری 7 و 14 روز و کرت-های فرعی کود نیتروژن در سه سطح 50، 75 و 100 کیلوگرم در هکتار و نتایج نشان داد که اثر سال بر ارتفاع ساقه، طول، عرض و محتوای نسبی آب برگ پرچم، عدد کلروفیلمتر و ضریب خاموشی نور غیر معنیدار و بر شاخص سطح برگ بیشینه و ماده خشک تولیدی معنیدار شد. برهمکنش سه عامل مورد مطالعه بر عدد کلروفیلمتر، ضریب خاموشی نور، محتوای نسبی آب برگ پرچم، سطح برگ بیشینه و ماده خشک تولیدی در سطح یک درصد معنیدار بود. افزایش دور آبیاری، ماده خشک، شاخص سطح برگ بیشینه، محتوای نسبی آب برگ، عدد کلروفیلمتر و طول برگ پرچم را در هر دو رقم کاهش داد. افزایش مصرف کود نیتروژن نیز این صفات را در هر سه سطح آبیاری بهبود داد. کمترین ضریب خاموشی نور (0.14) در آبیاری غرقاب و مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود ازته حاصل گردید که در دو رقم یکسان بود. بیشترین تجمع ماده خشک (803.3 گرم بر متر مربع در سال 1396 و 760.7 گرم بر متر مربع در سال 1397) با مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن در آبیاری غرقاب و در رقم گیلانه حاصل شد. تنش خشکی صفات مرفولوژیک و فیزیولوژیک مورد بررسی را کاهش داد، درحالی که مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن نسبت به دو سطح دیگر در هر دو رقم توانست این صفات را در شرایط تنش و عدم بروز تنش بهبود داده و ماده خشک بیشتری را در هر دو سال مطالعه تولید نماید.
بهدلیل محدودیت در فراهمی آب در زراعت برنج، از خشک و تر کردن تناوبی به جای غرقابنمودن دایمی جهت کاهش مصرف آب در شالیزارها استفاده میگردد. بدین منظور با هدف بررسی تاثیر روشهای مختلف آبیاری و مقادیر کود نیتروژن بر عملکرد و محتوای عناصر ریزمغذی برنج قهوهای و سفید در دو رقم هاشمی و گیلانه در سالهای زراعی 96-1395 و 97-1396 بهصورت کرتهای دو بار خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در رشت اجرا گردید. تیمارهای آبیاری غرقاب، آبیاری با فاصله 7 روز و 14 روز در کرت اصلی، مصرف 50، 75 و 100 گیلوگرم در هکتار کود نیتروژن در کرت فرعی و ارقام هاشمی و گیلانه در کرت فرعی فرعی قرار داده شدند. نتایج نشان داد که اثر سال بر عملکرد و تعداد خوشه در مترمربع معنیدار شد. برهمکنش سه عامل مورد مطالعه بر عملکرد در سال 1396 و 1397، تعداد خوشه در مترمربع در سال 1396، و محتوای عناصر ریزمغذی دانه از نظر آماری معنیدار گردید. افزایش فاصله آبیاری تعداد خوشه در مترمربع، تعداد دانه در خوشه، وزن هزار دانه و عملکرد شلتوک را کاهش داد، در حالی که مصرف 75 و 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن این صفات را در هر سه سطح آبیاری در مقایسه با سطح 50 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن افزایش داد. برتری عملکرد و تعداد دانه در خوشه و تعداد خوشه در مترمربع بالاتری را در رقم گیلانه نسبت به هاشمی در هر سه سطح آبیاری نشان داد. افزایش فاصله آبیاری بر محتوای عناصر ریزمغذی در برنج قهوه ای و سفید افزود. دو سطح کودی 75 و 100 کیلوگرم در هکتار نیز این صفات را نسبت به سطح دیگر کود نیتروژن افزایش دادند. در آبیاری با فاصله 14 روز و مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن بیشترین محتوای Zn، Cu، Fe و Mn در برنج قهوهای و سفید مشاهده شد. مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن در هر دو رقم توانست در هر سه سطح آبیاری، عملکرد کمی و کیفی دانه را در مقایسه با دو سطح دیگر کود نیتروژن افزایش دهد و سطح مناسبی از کود برای تعدیل اثرات مضر افزایش فواصل آبیاری باشد.
بهمنظور ارزیابی مدلهای AquaCrop و ORYZA2000در تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری ۵، ۱۰ و ۱۵ روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (اول اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، کارایی مدل (EF) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (NRMSE) انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی بهترتیب ۹ و ۵ درصد در مدل AquaCrop و معادل 7 و 6 درصد در مدل ORYZA2000 تعیین گردید. طبق نتایج هر دو مدل دقت بالایی در شبیهسازی عملکرد دانه و زیستتوده در سطوح آبیاری و تاریخ کاشت داشتند. نتایج نشان داد مدل AquaCrop جهت اجرا در شرایط دسترسی به داده اندازهگیری شده کمتر، مطلوبتر است؛ اما اگر بخواهیم بررسی با دقت بالاتری انجام دهیم استفاده از مدل ORYZA2000 پیشنهاد میشود.
سابقه و هدف: کمبود منابع آب و کم بودن کارایی آبیاری در مزارع برنج، استفاده بهینه و افزایش بهرهوری از منابع موجود را ضروری میسازد. یافتن روشی از مدیریت آب که بدون تأثیرگذاری بر میزان عملکرد باعث مصرف کمتر آب گردد، لازم به نظر میرسد. تاریخ کاشت به دلیل تأثیر بر مراحل مختلف رشد و نمو و نهایتاً عملکرد دانه بسیار حائز اهمیت است. مواد و روشها: این پژوهش بهمنظور بررسی اثر مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد و بهرهوری آب در کشت برنج رقم هاشمی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج کشور، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (یک اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. یافتهها: بر اساس نتایج، تأثیر دور آبیاری و تاریخ کاشت بر صفات مورد مطالعه در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. بیشترین عملکرد شلتوک (4271 کیلوگرم در هکتار) در تیمار غرقاب به دست آمد و تیمارهای دور آبیاری 5، 10 و 15 روزه با میانگین به ترتیب 3844، 3196 و 3264 کیلوگرم در هکتار، در ردههای بعدی قرار داشتند. بر پایه عملکرد زیستی، تیمارهای آبیاری 15 روزه و غرقاب به ترتیب بیشترین و کمترین بهرهوری آبیاری را داشتند. در بررسی تاریخهای کاشت مختلف، تاریخ کاشتهای یک و 20 اردیبهشت بیشترین میزان عملکرد شلتوک (به ترتیب 3795 و 3820 کیلوگرم در هکتار) را داشتند و بیشترین بهرهوری آب مبتنی بر عملکرد شلتوک و زیستتوده در تاریخ کاشت یک اردیبهشت به دست آمد. تیمار دور آبیاری 5 روزه با کاهش 10 درصد عملکرد شلتوک و صرفهجویی 10 درصد میزان آبیاری بهعنوان بهترین گزینه مدیریت آبیاری در شرایط کمبود آب جهت آبیاری تعیین گردید. بیشترین مقادیر بهرهوری مصرف آب در تیمارهای دور آبیاری 10 و 15 روزه به دست آمد؛ اما با توجه به کاهش شدید عملکرد نسبت به آبیاری غرقابی (با میانگین 24 درصد کاهش عملکرد شلتوک و 14 درصد کاهش عملکرد زیستتوده) گزینههای مطلوبی نبودند. با بررسی اثر تلفیق عامل آبیاری با تاریخ کاشت بر میزان کاهش عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب، مشاهده شد که کاربرد تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بیشترین عملکرد را با لحاظ نمودن کمترین کاهش بهرهوری آب داشته است. نتیجهگیری: تلفیق تاریخ کاشت و دوره آبیاری میتواند در افزایش عملکرد شلتوک و بهرهوری تولید آب با حداکثر بهرهبرداری از محیط میتواند تاثیرگذار باشد. با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. بنابراین میتوان با استفاده از دور آبیاری پنجروزه در منطقه مورد مطالعه، با انتخاب تاریخ کاشت مناسب میتوان میزان بهرهوری مصرف آب را افزایش داد.
سابقه و هدف: ایران کشوری نیمهخشک با میانگین بارندگی سالانه برابر ۲۴۰ میلیمتر و ۵۷/0 میلیون هکتار شالیزار میباشد. رشد بیسابقه تقاضا برای مصرف آب در بخشهای صنعتی، شرب و کاهش میزان آب قابلاستفاده در بخش کشاورزی موجب گردیده که استفاده از آب در تولید برنج کاهش یافته و این امر تولید برنج را تهدید میکند. از مدلهای شبیهسازی گیاهان زراعی برای انجام مطالعات مختلف از جمله انتخاب گیاه و رقم مناسب برای کاشت، تعیین بهترین مدیریت زراعی، برآورد ظرفیت تولید منطقهای میتوان استفاده نمود. هدف از این پژوهش بررسی دقت ORYZA2000 در شبیهسازی عملکرد دانه و زیست-توده و بررسی بیلان و بهرهوری تولید برنج تحت تیمارهای آبیاری و تاریخ کاشت میباشد. مواد و روشها: بهمنظور ارزیابی مدل ORYZA2000 و بررسی بهرهوری تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت، انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی شامل دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (اول اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (RMSEn) انجام گرفت. در این تحقیق معادله بیلان آب در طول فصل زراعی در نظر گرفته شد که اجزای آن شامل آبیاری، بارندگی، تبخیر واقعی، تعرق واقعی، نشت و نفوذ عمقی و تغییرات آب ذخیره شده در منطقه توسعه ریشه، میباشند. مقدار آبیاری برای هر کرت اندازهگیری شد، مقدار بارندگی نیز از ایستگاه هواشناسی رشت دریافت شد، سایر اجزای معادله بیلان آب با استفاده از مدل ORYZA2000 محاسبه گردید. در مدل ORYZA2000 مقدار تبخیر و تعرق پتانسیل با استفاده از معادله پریستلی تیلور محاسبه شد. بهرهوری آب بر اساس میزان عملکرد دانه برنج به ازای میزان تعرق، تبخیر-تعرق، آبیاری و مجموع بارش و آبیاری مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: بر اساس نتایج تحقیق، ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی به ترتیب 8 و 6 درصد تعیین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که در بین مدیریتهای آبیاری، با توجه به اجزای بهرهوری آب، دوره آبیاری غرقاب از نظر تعرق و مجموع تبخیر و تعرق و دور آبیاری 15 روزه از نظر میزان آب ورودی به مزرعه و میزان آبیاری، بیش-ترین بهرهوری را داشتند. در بین تاریخهای کاشت، تاریخ کاشت بیستم اردیبهشت با دارا بودن مقدار متوسط عملکرد دانه 3871 کیلوگرم در هکتار، بیشترین مقدار بهرهوری آب مبتنی بر تعرق، تبخیر و تعرق و تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهرهوری آب بر مبنای آبیاری و مجموع آبیاری و بارندگی را دارا بود. در این شرایط، تاریخ کشت یک اردیبهشت و 20 اردیبهشت به ترتیب با میانگین 136 و 116 میلیمتر، بیشترین و کمترین ذخیره آب را داشتند. بیشترین میزان ذخیره آب طی دو سال آزمایش در دور آبیاری 10 و 15 روزه (به ترتیب 145 و 143 میلیمتر) و کمترین ذخیره در تیمار غرقاب (92 میلیمتر) مشاهده شد. نتیجهگیری: با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنجروزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. با توجه به تحقیق حاضر میتوان از مدل ORYZA2000 برای پشتیبانی نتایج آزمایشهای تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت استفاده نمود.
سابقه و هدف: کمبود منابع آب و کم بودن کارایی آبیاری در مزارع برنج، استفاده بهینه و افزایش بهرهوری از منابع موجود را ضروری میسازد. یافتن روشی از مدیریت آب که بدون تأثیرگذاری بر میزان عملکرد باعث مصرف کمتر آب گردد، لازم به نظر میرسد. تاریخ کاشت به دلیل تأثیر بر مراحل مختلف رشد و نمو و نهایتا عملکرد دانه بسیار حائز اهمیت است. مواد و روشها: این پژوهش بهمنظور بررسی اثر مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد و بهرهوری آب در کشت برنج رقم هاشمی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج کشور، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (یک اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. یافتهها: بر اساس نتایج، تأثیر دور آبیاری و تاریخ کاشت بر صفات مورد مطالعه در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. بیشترین عملکرد شلتوک (4271 کیلوگرم در هکتار) در تیمار غرقاب به دست آمد و تیمارهای دور آبیاری 5، 10 و 15 روزه با میانگین به ترتیب 3844، 3196 و 3264 کیلوگرم در هکتار، در ردههای بعدی قرار داشتند. بر پایه عملکرد زیستی، تیمارهای آبیاری 15 روزه و غرقاب به ترتیب بیشترین و کمترین بهرهوری آبیاری را داشتند. در بررسی تاریخهای کاشت مختلف، تاریخ کاشتهای یک و 20 اردیبهشت بیشترین میزان عملکرد شلتوک (به ترتیب 3795 و 3820 کیلوگرم در هکتار) را داشتند و بیشترین بهرهوری آب مبتنی بر عملکرد شلتوک و زیستتوده در تاریخ کاشت یک اردیبهشت به دست آمد. تیمار دور آبیاری 5 روزه با کاهش 10 درصد عملکرد شلتوک و صرفهجویی 10 درصد میزان آبیاری بهعنوان بهترین گزینه مدیریت آبیاری در شرایط کمبود آب جهت آبیاری تعیین گردید. بیشترین مقادیر بهرهوری مصرف آب در تیمارهای دور آبیاری 10 و 15 روزه به دست آمد؛ اما با توجه به کاهش شدید عملکرد نسبت به آبیاری غرقابی (با میانگین 24 درصد کاهش عملکرد شلتوک و 14 درصد کاهش عملکرد زیستتوده) گزینههای مطلوبی نبودند. با بررسی اثر تلفیق عامل آبیاری با تاریخ کاشت بر میزان کاهش عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب، مشاهده شد که کاربرد تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بیشترین عملکرد را با لحاظ نمودن کمترین کاهش بهرهوری آب داشته است. نتیجهگیری: تلفیق تاریخ کاشت و دوره آبیاری میتواند در افزایش عملکرد شلتوک و بهرهوری تولید آب با حداکثر بهرهبرداری از محیط میتواند تاثیرگذار باشد. با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. بنابراین میتوان با استفاده از دور آبیاری پنجروزه در منطقه مورد مطالعه، با انتخاب تاریخ کاشت مناسب میتوان میزان بهرهوری مصرف آب را افزایش داد.
سابقه و هدف: ایران کشوری نیمهخشک با میانگین بارندگی سالانه برابر ۲۴۰ میلیمتر و ۵۷/0 میلیون هکتار شالیزار میباشد. رشد بیسابقه تقاضا برای مصرف آب در بخشهای صنعتی، شرب و کاهش میزان آب قابلاستفاده در بخش کشاورزی موجب گردیده که استفاده از آب در تولید برنج کاهش یافته و این امر تولید برنج را تهدید میکند. از مدلهای شبیهسازی گیاهان زراعی برای انجام مطالعات مختلف از جمله انتخاب گیاه و رقم مناسب برای کاشت، تعیین بهترین مدیریت زراعی، برآورد ظرفیت تولید منطقهای میتوان استفاده نمود. هدف از این پژوهش بررسی دقت ORYZA2000 در شبیهسازی عملکرد دانه و زیست-توده و بررسی بیلان و بهرهوری تولید برنج تحت تیمارهای آبیاری و تاریخ کاشت میباشد.مواد و روشها: بهمنظور ارزیابی مدل ORYZA2000 و بررسی بهرهوری تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت، انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی شامل دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (اول اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (RMSEn) انجام گرفت. در این تحقیق معادله بیلان آب در طول فصل زراعی در نظر گرفته شد که اجزای آن شامل آبیاری، بارندگی، تبخیر واقعی، تعرق واقعی، نشت و نفوذ عمقی و تغییرات آب ذخیره شده در منطقه توسعه ریشه، میباشند. مقدار آبیاری برای هر کرت اندازهگیری شد، مقدار بارندگی نیز از ایستگاه هواشناسی رشت دریافت شد، سایر اجزای معادله بیلان آب با استفاده از مدل ORYZA2000 محاسبه گردید. در مدل ORYZA2000 مقدار تبخیر و تعرق پتانسیل با استفاده از معادله پریستلی تیلور محاسبه شد. بهرهوری آب بر اساس میزان عملکرد دانه برنج به ازای میزان تعرق، تبخیر-تعرق، آبیاری و مجموع بارش و آبیاری مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: بر اساس نتایج تحقیق، ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی به ترتیب 8 و 6 درصد تعیین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که در بین مدیریتهای آبیاری، با توجه به اجزای بهرهوری آب، دوره آبیاری غرقاب از نظر تعرق و مجموع تبخیر و تعرق و دور آبیاری 15 روزه از نظر میزان آب ورودی به مزرعه و میزان آبیاری، بیش-ترین بهرهوری را داشتند. در بین تاریخهای کاشت، تاریخ کاشت بیستم اردیبهشت با دارا بودن مقدار متوسط عملکرد دانه 3871 کیلوگرم در هکتار، بیشترین مقدار بهرهوری آب مبتنی بر تعرق، تبخیر و تعرق و تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهرهوری آب بر مبنای آبیاری و مجموع آبیاری و بارندگی را دارا بود. در این شرایط، تاریخ کشت یک اردیبهشت و 20 اردیبهشت به ترتیب با میانگین 136 و 116 میلیمتر، بیشترین و کمترین ذخیره آب را داشتند. بیشترین میزان ذخیره آب طی دو سال آزمایش در دور آبیاری 10 و 15 روزه (به ترتیب 145 و 143 میلیمتر) و کمترین ذخیره در تیمار غرقاب (92 میلیمتر) مشاهده شد.نتیجهگیری: با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنجروزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. با توجه به تحقیق حاضر میتوان از مدل ORYZA2000 برای پشتیبانی نتایج آزمایشهای تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت استفاده نمود.
بهمنظور ارزیابی مدل Aquacrop و بررسی بهرهوری تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری ۵، ۱۰ و ۱۵ روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (یک اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد شلتوک و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، کارایی مدل (EF) و میانگین انحراف خطا (MBE) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (NRMSE) انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد شلتوک و عملکرد زیستی به ترتیب ۹ و ۵ درصد میباشد. بر اساس بهرهوری و میزان کاهش عملکرد شلتوک، آبیاری غرقاب در تاریخ یک اردیبهشت بیشترین بهرهوری را داشت. با توجه به ضریب تبیین بالای 7/0 و کارایی بالای 6/0 مدل Aquacrop در شبیهسازی عملکرد شلتوک و عملکرد زیستی، مدل مذکور از دقت مناسبی برخوردار بود و میتوان از مدل Aquacrop برای پشتیبانی نتایج آزمایشهای تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت استفاده نمود.
این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر دورههای آبیاری و تاریخهای مختلف کاشت بر عملکرد و اجزای عملکرد برنج رقم هاشمی در سالهای زراعی 1395 و 1396 بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) اجرا شد. آبیاری در چهار سطح (غرقاب کامل، دورهای آبیاری 5، 10 و 15 روزه) به عنوان عامل اصلی و تاریخ کاشت در سه سطح (اول اردیبهشت، 20 اردیبهشت و 10 خرداد) به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد شلتوک در سطح یک درصد معنیدار شد. بیشترین مقادیر عملکرد زیستی در تیمار دور آبیاری غرقابو پنجروزه با میانگین به ترتیب 10960 و 10238 کیلوگرم در هکتار و در تاریخ کاشت یک و 20 اردیبهشت با میانگین 10553 و 10397 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. بیشترین وزن صد دانه در تاریخ کاشت 20 اردیبهشت و 10 خرداد ، بیشترین تعداد خوشه در بوته در تیمار غرقاب و در تاریخ کاشت دوم و بیشترین دانه پر در خوشه در تیمار غرقاب دائم مشاهده شد. همچنین بیشترین تعداد دانه پوک در تیمار آبیاری 15 و 10 روزه و تاریخ کاشت 10 خرداد مشاهده گردید.نتایج نشان داد که آبیاری غرقاب با عملکرد دانه 4271 کیلوگرم در هکتار، بیشترین عملکرد دانه را داشت. تیمارهای دور آبیاری 10 و 15 روزه عملکرد دانه کمتری نسبت به تیمار غرقاب و دورآبیاری 5 روزه داشتند. در دو سال زراعی آزمایش، تاریخ کاشت 20 اردیبهشت بیشترین عملکرد دانه با میانگین 3820 کیلوگرم در هکتار را داشت. در این آزمایش، تاریخ کاشت 20 اردیبهشت مطلوبترین شرایط محیطی برای رشد را داشت و از ثبات عملکرد خوبی برخوردار بود.
بهمنظور بررسی تاثیر میزان و تقسیط کود نیتروژن بر عملکرد و جذب عناصر در برنج رقم هاشمی مطالعهای در طول دو فصل زراعی در موسسه تحقیقات برنج کشور بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها عبارت بودند از مقادیر کود نیتروژن از منبع اوره در چهار سطح (30، 60، 90 و 120 کیلوگرم در هکتار) و تعداد تقسیط کود در سه سطح (یک، دو و سه تقسیط) در مراحل نشاکاری، ابتدای پنجهزنی و اواخر دوره پنجهزنی و قبل از گلدهی. نتایج نشان داد مقدار و همچنین تقسیط کود نیتروژن (بهجز سال دوم) در طول دوره رشد بر عملکرد دانه اثر بسیار معنیداری داشت (P<0.01). میزان کاربرد نیتروژن تأثیری بر میزان درصد فسفر جذب شده در دانه نداشت. افزایش دفعات بکارگیری نیتروژن در سه تقسیط باعث افزایش درصد جذب نیتروژن در دانه شده است (سال اول P<0.01). نتایج همچنین نشان داد افزایش عملکرد ناشی از مصرف نیتروژن اضافی بهمیزان 30 کیلوگرم در هکتار، معادل افزایش یک مرحله در تعداد تقسیط میباشد.
به منظور بررسی بهرهوری آب در سیستمهای مختلف کشت و مقایسه آن با سیستم نوین مدیریت کشت برنج، آزمایشی در سال زراعی 1390 در موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) انجام شد. تیمارها شامل: روش کشت سنتی، روش کشت بهبود یافته و سیستمهای مختلف کشت به روش سیستم نوین مدیریت کشت در قالب هشت تیمار مختلف کودی بودند. نتایج نشان داد که عملکرد دانه، بیوماس کل، شاخص برداشت، تعداد پنجه در متر مربع، بهرهوری مبتنی بر بیوماس و بهرهوری آب در سیستم نوین مدیریت کشت بطور معنیداری بیشتر از روشهای سنتی و بهبود یافته بود. از بین تیمارهای مختلف تیمار (کود بازیافت زباله شهری + 50% کود شیمیایی) همراه با کاهش 50 درصدی در مصرف کود شیمیایی بیشترین عملکرد دانه و بهرهوری آب را به ترتیب به مقدار 3122 کیلوگرم در هکتار و 56/1 متر مکعب بدست آوردکه به عنوان مدیریت مناسب پیشنهاد میشود.