بهمنظور مقایسه روشهای مبتنی بر سنجش از دور و زمینآمار برای برآورد عملکرد برنج (Oryza sativa L.) اراضی کشت برنج استان گیلان، پژوهشی در سالهای زراعی 1395 و 1396 انجام شد. جهت انجام عملیات میدانی، 320 نمونه عملکرد دانه در مرحله رسیدگی فیزیولوژیکی گیاه برنج از 238 هزار هکتار اراضی برنج برداشت شد. در این تحقیق، از 33 روش-مدل زمینآمار برای درونیابی مقدار عملکرد دانه استفاده شد و سپس دقت روشهای درونیابی با کمک معیارهای آماری مختلف ارزیابی شد. در روش مبتنی بر سنجش از دور، از تصاویر سنجنده تصویربردار عملیاتی زمین (OLI) ماهواره لندست-8 و تصاویر سنجنده تصویربردار ماهواره سنتینل-2 استفاده شد. هشت شاخص گیاهی از تصاویر استخراج و ارتباط بین آنها و متغیر عملکرد با استفاده از رابطه رگرسیونی استخراج و نقشه عملکرد با کمک تصاویر تهیه و ارزیابی شد. نتایج ارزیابی روشهای درونیابی بیانگر برتری روش-مدل کریجینگ معمولی - stable نسبت به دیگر مدلها بود. در این مطالعه، شاخص RVI در بین شاخصهای گیاهی بیشترین دقت را در پیشبینی عملکرد اراضی برنج داشته است. مقایسه روش زمینآمار و روش مبتنی بر سنجش از دور بر اساس ضریب تبیین و جذر میانگین مربعات خطا در برآورد عملکرد دانه در سطح استان گیلان نشان داد که هر دو روش دقت قابل قبولی داشتند، امّا با توجه به توانایی سنجش از دور در تفکیک نقطهای بازتاب نوری پدیدهها و پیشبینی عملکرد با تفکیک مکانی بالا، در این روش دقت بالاتری در تخمین عملکرد حاصل شد.
شناخت وضعیت اراضی از نظر قابلیت کشت یک گیاه زراعی خاص اهمیت زیادی دارد و سبب میشود تا در اولویتبندی اختصاص اراضی به کشت گیاهان زراعی مختلف هوشمندانهتر عمل کنیم. این تحقیق با هدف ارزیابی تناسب اراضی استان گلستان برای کشت محصول سویا و میزان انطباق مزارع زیر کشت فعلی با لایههای تناسب اراضی به دست آمده انجام شد. این مطالعه در اراضی زراعی استان گلستان با مساحتی برابر 821 هزار هکتار انجام شد که ابتدا اراضی واقعی زیر کشت سویا با استفاده از 1674 نمونهی زمینی برداشتشده از محصولات مختلف و روش پردازش تصویر شیءگرا (OBIA) تفکیک شد. سپس با استفاده از لایههای خصوصیات خاک، اقلیم و توپوگرافی، اراضی مستعد کشت این گیاه در محدوده مورد مطالعه مشخص شد. اهمیت نسبی هر عامل از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تعیین شد. در نهایت نقشه تناسب اراضی برای کشت این محصول تهیه و با انطباق لایه مزارع تفکیک شده با کلاسههای تناسب متناظر، وضعیت تناسب اراضی زیر کشت این محصول تحلیل شد. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که معیار خاک بر مکانیابی کشت سویا با ضریب 52/0 بیشترین تأثیرگذاری را داشت. نتایج نشان داد که بیشتر اراضی (حدود 87 درصد)، در طبقه مستعد و حدود 13 درصد در طبقه نسبتا مستعد قرار دارند. بررسی انطباق اراضی زیر کشت سویا با طبقات تناسب اراضی سویا نشان داد که 99 درصد سطح اراضی سویا در طبقه تناسب مستعد گرفتهاند که نشان میدهد کشاورزان در انتخاب موقعیت اراضی زیر کشت خود به خوبی عمل کردهاند.
بهمنظور ارزیابی مدلهای AquaCrop و ORYZA2000در تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری ۵، ۱۰ و ۱۵ روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (اول اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، کارایی مدل (EF) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (NRMSE) انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی بهترتیب ۹ و ۵ درصد در مدل AquaCrop و معادل 7 و 6 درصد در مدل ORYZA2000 تعیین گردید. طبق نتایج هر دو مدل دقت بالایی در شبیهسازی عملکرد دانه و زیستتوده در سطوح آبیاری و تاریخ کاشت داشتند. نتایج نشان داد مدل AquaCrop جهت اجرا در شرایط دسترسی به داده اندازهگیری شده کمتر، مطلوبتر است؛ اما اگر بخواهیم بررسی با دقت بالاتری انجام دهیم استفاده از مدل ORYZA2000 پیشنهاد میشود.
سابقه و هدف: کمبود منابع آب و کم بودن کارایی آبیاری در مزارع برنج، استفاده بهینه و افزایش بهرهوری از منابع موجود را ضروری میسازد. یافتن روشی از مدیریت آب که بدون تأثیرگذاری بر میزان عملکرد باعث مصرف کمتر آب گردد، لازم به نظر میرسد. تاریخ کاشت به دلیل تأثیر بر مراحل مختلف رشد و نمو و نهایتاً عملکرد دانه بسیار حائز اهمیت است. مواد و روشها: این پژوهش بهمنظور بررسی اثر مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد و بهرهوری آب در کشت برنج رقم هاشمی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج کشور، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (یک اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. یافتهها: بر اساس نتایج، تأثیر دور آبیاری و تاریخ کاشت بر صفات مورد مطالعه در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. بیشترین عملکرد شلتوک (4271 کیلوگرم در هکتار) در تیمار غرقاب به دست آمد و تیمارهای دور آبیاری 5، 10 و 15 روزه با میانگین به ترتیب 3844، 3196 و 3264 کیلوگرم در هکتار، در ردههای بعدی قرار داشتند. بر پایه عملکرد زیستی، تیمارهای آبیاری 15 روزه و غرقاب به ترتیب بیشترین و کمترین بهرهوری آبیاری را داشتند. در بررسی تاریخهای کاشت مختلف، تاریخ کاشتهای یک و 20 اردیبهشت بیشترین میزان عملکرد شلتوک (به ترتیب 3795 و 3820 کیلوگرم در هکتار) را داشتند و بیشترین بهرهوری آب مبتنی بر عملکرد شلتوک و زیستتوده در تاریخ کاشت یک اردیبهشت به دست آمد. تیمار دور آبیاری 5 روزه با کاهش 10 درصد عملکرد شلتوک و صرفهجویی 10 درصد میزان آبیاری بهعنوان بهترین گزینه مدیریت آبیاری در شرایط کمبود آب جهت آبیاری تعیین گردید. بیشترین مقادیر بهرهوری مصرف آب در تیمارهای دور آبیاری 10 و 15 روزه به دست آمد؛ اما با توجه به کاهش شدید عملکرد نسبت به آبیاری غرقابی (با میانگین 24 درصد کاهش عملکرد شلتوک و 14 درصد کاهش عملکرد زیستتوده) گزینههای مطلوبی نبودند. با بررسی اثر تلفیق عامل آبیاری با تاریخ کاشت بر میزان کاهش عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب، مشاهده شد که کاربرد تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بیشترین عملکرد را با لحاظ نمودن کمترین کاهش بهرهوری آب داشته است. نتیجهگیری: تلفیق تاریخ کاشت و دوره آبیاری میتواند در افزایش عملکرد شلتوک و بهرهوری تولید آب با حداکثر بهرهبرداری از محیط میتواند تاثیرگذار باشد. با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. بنابراین میتوان با استفاده از دور آبیاری پنجروزه در منطقه مورد مطالعه، با انتخاب تاریخ کاشت مناسب میتوان میزان بهرهوری مصرف آب را افزایش داد.
سابقه و هدف: ایران کشوری نیمهخشک با میانگین بارندگی سالانه برابر ۲۴۰ میلیمتر و ۵۷/0 میلیون هکتار شالیزار میباشد. رشد بیسابقه تقاضا برای مصرف آب در بخشهای صنعتی، شرب و کاهش میزان آب قابلاستفاده در بخش کشاورزی موجب گردیده که استفاده از آب در تولید برنج کاهش یافته و این امر تولید برنج را تهدید میکند. از مدلهای شبیهسازی گیاهان زراعی برای انجام مطالعات مختلف از جمله انتخاب گیاه و رقم مناسب برای کاشت، تعیین بهترین مدیریت زراعی، برآورد ظرفیت تولید منطقهای میتوان استفاده نمود. هدف از این پژوهش بررسی دقت ORYZA2000 در شبیهسازی عملکرد دانه و زیست-توده و بررسی بیلان و بهرهوری تولید برنج تحت تیمارهای آبیاری و تاریخ کاشت میباشد. مواد و روشها: بهمنظور ارزیابی مدل ORYZA2000 و بررسی بهرهوری تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت، انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی شامل دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (اول اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (RMSEn) انجام گرفت. در این تحقیق معادله بیلان آب در طول فصل زراعی در نظر گرفته شد که اجزای آن شامل آبیاری، بارندگی، تبخیر واقعی، تعرق واقعی، نشت و نفوذ عمقی و تغییرات آب ذخیره شده در منطقه توسعه ریشه، میباشند. مقدار آبیاری برای هر کرت اندازهگیری شد، مقدار بارندگی نیز از ایستگاه هواشناسی رشت دریافت شد، سایر اجزای معادله بیلان آب با استفاده از مدل ORYZA2000 محاسبه گردید. در مدل ORYZA2000 مقدار تبخیر و تعرق پتانسیل با استفاده از معادله پریستلی تیلور محاسبه شد. بهرهوری آب بر اساس میزان عملکرد دانه برنج به ازای میزان تعرق، تبخیر-تعرق، آبیاری و مجموع بارش و آبیاری مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: بر اساس نتایج تحقیق، ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی به ترتیب 8 و 6 درصد تعیین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که در بین مدیریتهای آبیاری، با توجه به اجزای بهرهوری آب، دوره آبیاری غرقاب از نظر تعرق و مجموع تبخیر و تعرق و دور آبیاری 15 روزه از نظر میزان آب ورودی به مزرعه و میزان آبیاری، بیش-ترین بهرهوری را داشتند. در بین تاریخهای کاشت، تاریخ کاشت بیستم اردیبهشت با دارا بودن مقدار متوسط عملکرد دانه 3871 کیلوگرم در هکتار، بیشترین مقدار بهرهوری آب مبتنی بر تعرق، تبخیر و تعرق و تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهرهوری آب بر مبنای آبیاری و مجموع آبیاری و بارندگی را دارا بود. در این شرایط، تاریخ کشت یک اردیبهشت و 20 اردیبهشت به ترتیب با میانگین 136 و 116 میلیمتر، بیشترین و کمترین ذخیره آب را داشتند. بیشترین میزان ذخیره آب طی دو سال آزمایش در دور آبیاری 10 و 15 روزه (به ترتیب 145 و 143 میلیمتر) و کمترین ذخیره در تیمار غرقاب (92 میلیمتر) مشاهده شد. نتیجهگیری: با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنجروزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. با توجه به تحقیق حاضر میتوان از مدل ORYZA2000 برای پشتیبانی نتایج آزمایشهای تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت استفاده نمود.
سابقه و هدف: کمبود منابع آب و کم بودن کارایی آبیاری در مزارع برنج، استفاده بهینه و افزایش بهرهوری از منابع موجود را ضروری میسازد. یافتن روشی از مدیریت آب که بدون تأثیرگذاری بر میزان عملکرد باعث مصرف کمتر آب گردد، لازم به نظر میرسد. تاریخ کاشت به دلیل تأثیر بر مراحل مختلف رشد و نمو و نهایتا عملکرد دانه بسیار حائز اهمیت است. مواد و روشها: این پژوهش بهمنظور بررسی اثر مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد و بهرهوری آب در کشت برنج رقم هاشمی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج کشور، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (یک اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. یافتهها: بر اساس نتایج، تأثیر دور آبیاری و تاریخ کاشت بر صفات مورد مطالعه در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. بیشترین عملکرد شلتوک (4271 کیلوگرم در هکتار) در تیمار غرقاب به دست آمد و تیمارهای دور آبیاری 5، 10 و 15 روزه با میانگین به ترتیب 3844، 3196 و 3264 کیلوگرم در هکتار، در ردههای بعدی قرار داشتند. بر پایه عملکرد زیستی، تیمارهای آبیاری 15 روزه و غرقاب به ترتیب بیشترین و کمترین بهرهوری آبیاری را داشتند. در بررسی تاریخهای کاشت مختلف، تاریخ کاشتهای یک و 20 اردیبهشت بیشترین میزان عملکرد شلتوک (به ترتیب 3795 و 3820 کیلوگرم در هکتار) را داشتند و بیشترین بهرهوری آب مبتنی بر عملکرد شلتوک و زیستتوده در تاریخ کاشت یک اردیبهشت به دست آمد. تیمار دور آبیاری 5 روزه با کاهش 10 درصد عملکرد شلتوک و صرفهجویی 10 درصد میزان آبیاری بهعنوان بهترین گزینه مدیریت آبیاری در شرایط کمبود آب جهت آبیاری تعیین گردید. بیشترین مقادیر بهرهوری مصرف آب در تیمارهای دور آبیاری 10 و 15 روزه به دست آمد؛ اما با توجه به کاهش شدید عملکرد نسبت به آبیاری غرقابی (با میانگین 24 درصد کاهش عملکرد شلتوک و 14 درصد کاهش عملکرد زیستتوده) گزینههای مطلوبی نبودند. با بررسی اثر تلفیق عامل آبیاری با تاریخ کاشت بر میزان کاهش عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب، مشاهده شد که کاربرد تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بیشترین عملکرد را با لحاظ نمودن کمترین کاهش بهرهوری آب داشته است. نتیجهگیری: تلفیق تاریخ کاشت و دوره آبیاری میتواند در افزایش عملکرد شلتوک و بهرهوری تولید آب با حداکثر بهرهبرداری از محیط میتواند تاثیرگذار باشد. با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنج روزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. بنابراین میتوان با استفاده از دور آبیاری پنجروزه در منطقه مورد مطالعه، با انتخاب تاریخ کاشت مناسب میتوان میزان بهرهوری مصرف آب را افزایش داد.
سابقه و هدف: ایران کشوری نیمهخشک با میانگین بارندگی سالانه برابر ۲۴۰ میلیمتر و ۵۷/0 میلیون هکتار شالیزار میباشد. رشد بیسابقه تقاضا برای مصرف آب در بخشهای صنعتی، شرب و کاهش میزان آب قابلاستفاده در بخش کشاورزی موجب گردیده که استفاده از آب در تولید برنج کاهش یافته و این امر تولید برنج را تهدید میکند. از مدلهای شبیهسازی گیاهان زراعی برای انجام مطالعات مختلف از جمله انتخاب گیاه و رقم مناسب برای کاشت، تعیین بهترین مدیریت زراعی، برآورد ظرفیت تولید منطقهای میتوان استفاده نمود. هدف از این پژوهش بررسی دقت ORYZA2000 در شبیهسازی عملکرد دانه و زیست-توده و بررسی بیلان و بهرهوری تولید برنج تحت تیمارهای آبیاری و تاریخ کاشت میباشد.مواد و روشها: بهمنظور ارزیابی مدل ORYZA2000 و بررسی بهرهوری تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی 1395 و 1396 در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت، انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی شامل دور آبیاری 5، 10 و 15 روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (اول اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (RMSEn) انجام گرفت. در این تحقیق معادله بیلان آب در طول فصل زراعی در نظر گرفته شد که اجزای آن شامل آبیاری، بارندگی، تبخیر واقعی، تعرق واقعی، نشت و نفوذ عمقی و تغییرات آب ذخیره شده در منطقه توسعه ریشه، میباشند. مقدار آبیاری برای هر کرت اندازهگیری شد، مقدار بارندگی نیز از ایستگاه هواشناسی رشت دریافت شد، سایر اجزای معادله بیلان آب با استفاده از مدل ORYZA2000 محاسبه گردید. در مدل ORYZA2000 مقدار تبخیر و تعرق پتانسیل با استفاده از معادله پریستلی تیلور محاسبه شد. بهرهوری آب بر اساس میزان عملکرد دانه برنج به ازای میزان تعرق، تبخیر-تعرق، آبیاری و مجموع بارش و آبیاری مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: بر اساس نتایج تحقیق، ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد دانه و عملکرد زیستی به ترتیب 8 و 6 درصد تعیین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که در بین مدیریتهای آبیاری، با توجه به اجزای بهرهوری آب، دوره آبیاری غرقاب از نظر تعرق و مجموع تبخیر و تعرق و دور آبیاری 15 روزه از نظر میزان آب ورودی به مزرعه و میزان آبیاری، بیش-ترین بهرهوری را داشتند. در بین تاریخهای کاشت، تاریخ کاشت بیستم اردیبهشت با دارا بودن مقدار متوسط عملکرد دانه 3871 کیلوگرم در هکتار، بیشترین مقدار بهرهوری آب مبتنی بر تعرق، تبخیر و تعرق و تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهرهوری آب بر مبنای آبیاری و مجموع آبیاری و بارندگی را دارا بود. در این شرایط، تاریخ کشت یک اردیبهشت و 20 اردیبهشت به ترتیب با میانگین 136 و 116 میلیمتر، بیشترین و کمترین ذخیره آب را داشتند. بیشترین میزان ذخیره آب طی دو سال آزمایش در دور آبیاری 10 و 15 روزه (به ترتیب 145 و 143 میلیمتر) و کمترین ذخیره در تیمار غرقاب (92 میلیمتر) مشاهده شد.نتیجهگیری: با در نظر گرفتن میزان عملکرد شلتوک و زیستتوده و بهرهوری آب و میزان مصرف آب، تیمار آبیاری پنجروزه در تاریخ کاشت یک اردیبهشت بهترین عملکرد شلتوک و زیستتوده را داشته است. این تیمار با نه درصد کاهش مصرف آب و شش درصد کاهش عملکرد شلتوک، بهترین تیمار از نظر بهرهوری و تولید برنج بوده است. با توجه به تحقیق حاضر میتوان از مدل ORYZA2000 برای پشتیبانی نتایج آزمایشهای تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت استفاده نمود.
بهمنظور ارزیابی مدل Aquacrop و بررسی بهرهوری تولید برنج تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بر روی رقم محلی (هاشمی) در دو سال زراعی ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ در موسسه تحقیقات برنج ایران، رشت انجام گردید. دور آبیاری بهعنوان عامل اصلی در چهار سطح غرقاب دائمی، دور آبیاری ۵، ۱۰ و ۱۵ روز و تاریخ کاشت بهعنوان عامل فرعی در سه سطح (یک اردیبهشت، بیستم اردیبهشت و دهم خرداد) در نظر گرفته شدند. ارزیابی مقادیر شبیهسازی و اندازهگیری شده عملکرد شلتوک و عملکرد زیستی با استفاده از مؤلفههای ضریب تبیین، آزمون t و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، کارایی مدل (EF) و میانگین انحراف خطا (MBE) و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (NRMSE) انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده عملکرد شلتوک و عملکرد زیستی به ترتیب ۹ و ۵ درصد میباشد. بر اساس بهرهوری و میزان کاهش عملکرد شلتوک، آبیاری غرقاب در تاریخ یک اردیبهشت بیشترین بهرهوری را داشت. با توجه به ضریب تبیین بالای 7/0 و کارایی بالای 6/0 مدل Aquacrop در شبیهسازی عملکرد شلتوک و عملکرد زیستی، مدل مذکور از دقت مناسبی برخوردار بود و میتوان از مدل Aquacrop برای پشتیبانی نتایج آزمایشهای تحت شرایط مدیریت آبیاری و تاریخ کاشت استفاده نمود.
این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر دورههای آبیاری و تاریخهای مختلف کاشت بر عملکرد و اجزای عملکرد برنج رقم هاشمی در سالهای زراعی 1395 و 1396 بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) اجرا شد. آبیاری در چهار سطح (غرقاب کامل، دورهای آبیاری 5، 10 و 15 روزه) به عنوان عامل اصلی و تاریخ کاشت در سه سطح (اول اردیبهشت، 20 اردیبهشت و 10 خرداد) به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد شلتوک در سطح یک درصد معنیدار شد. بیشترین مقادیر عملکرد زیستی در تیمار دور آبیاری غرقابو پنجروزه با میانگین به ترتیب 10960 و 10238 کیلوگرم در هکتار و در تاریخ کاشت یک و 20 اردیبهشت با میانگین 10553 و 10397 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. بیشترین وزن صد دانه در تاریخ کاشت 20 اردیبهشت و 10 خرداد ، بیشترین تعداد خوشه در بوته در تیمار غرقاب و در تاریخ کاشت دوم و بیشترین دانه پر در خوشه در تیمار غرقاب دائم مشاهده شد. همچنین بیشترین تعداد دانه پوک در تیمار آبیاری 15 و 10 روزه و تاریخ کاشت 10 خرداد مشاهده گردید.نتایج نشان داد که آبیاری غرقاب با عملکرد دانه 4271 کیلوگرم در هکتار، بیشترین عملکرد دانه را داشت. تیمارهای دور آبیاری 10 و 15 روزه عملکرد دانه کمتری نسبت به تیمار غرقاب و دورآبیاری 5 روزه داشتند. در دو سال زراعی آزمایش، تاریخ کاشت 20 اردیبهشت بیشترین عملکرد دانه با میانگین 3820 کیلوگرم در هکتار را داشت. در این آزمایش، تاریخ کاشت 20 اردیبهشت مطلوبترین شرایط محیطی برای رشد را داشت و از ثبات عملکرد خوبی برخوردار بود.