تحلیل هماستنادی یکی از روشهایی است که در مطالعات علمسنجی و ترسیم ساختار علمی حوزههای گوناگون کاربرد فراوانی دارد. هدف پژوهش حاضر ترسیم ساختار حوزه آموزش از راه دور بر اساس تحلیل هماستنادی و روش آن تحلیل محتوایی با استفاده از تحلیل هماستنادی است. جامعه پژوهش مدارکی است که در حوزه مطالعات آموزش از راه دور در پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس در بازه زمانی 1985 تا 2016 نمایه شدهاند و تعداد آن 31607 رکورد است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای «یو سی آی نت» و «بایب اکسل» و نیز ماتریس متقارن و روش تحلیل خوشهها استفاده شد. ساختار حوزه آموزش از راه دور بر اساس تحلیل هماستنادی از هشت خوشه به شرح زیر تشکیل شده است: «یادگیری ماشینی»، «زیرساختهای آموزش الکترونیکی»، «الگوهای یادگیری سیار»، «تکنولوژی آموزشی و هوش مصنوعی»، «متفرقه»، «تئوریهای یادگیری و مدلهای فهمیدن»، «آموزش در فضای مجازی» و «روشهای آموزش از راه دور». با توجه به خوشههای شکل گرفته، اصلیترین و رایجترین موضوع در پژوهشهای این حوزه «یادگیری الکترونیکی» است. نتایج حاصل از تحلیل خوشهها و نمودار راهبردی نشان داد که مفاهیم نوظهور حوزه آموزش از راه دور عبارت از هوش مصنوعی در آموزش، مهندسی آموزشی، محیط یادگیری هوشمند، طراحی آموزشی، مدیریت انگیزشی، بازآموزی، تاکسونومی، هوش محاسباتی، چند رسانهایها، اشتراک اطلاعات و مدلهای ادراک مفاهیم است. سیاستگذارن پژوهشی باید اولویتهای پژوهشی این حوزه را به سوی این مفاهیم سوق دهند.
هدف: هدف این پژوهش ارزیابی پژوهشهای مرتبط با حوزه آموزش از راه دور نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس با استفاده از مدل سرمایه علمی میباشد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی علم سنجی است و با استفاده از روش تحلیل شبکهای انجام گرفته است. همچنین باتوجه به بررسی رابطه بین متغیرها این تحقیق از نوع همبستگی به شمار میرود. جامعه پژوهش مدارکی است که در حوزه مطالعات آموزش از راه دور در پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس در بازه زمانی 1985 تا 2016 نمایه شدهاند و تعداد آن 31607 رکورد میباشد. یافتهها: نتایج بررسی نشان داد نفوذ اجتماعی بر نفوذ اندیشهای و انتشاراتی تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین بین نفوذ انتشاراتی ونفوذ اندیشهای نیز رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که پژوهشگرانی که تعاملات اجتماعی قویتری دارند بهتر خواهند توانست با سایر پژوهشگران مشارکت نموده و بر کیفیت آثار بیفزایند؛ در نتیجه از نظر همتألیفی و شاخصهای آن در وضعیت بهتری قرار دارند. همچنین پژوهشگرانی که نفوذ اندیشهای بالاتری دارند از نفوذ انتشاراتی بیشتری برخوردار هستند.
هدف اساسی این پژوهش پیش بینی درگیری تحصیلی عاطفی و خودپنداره تحصیلی در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری بر اساس ساختار اجتماعی آموزش و ادراک از محیط های آموزشی( ادراک از ساختار کلاس و ادراک از انتظارهای آموزشی اساتید) بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 700 دانشجوی کارشناسی(350 دانشجوی آموزش از دور 350 دانشجوی حضوری) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. بمنظور سنجش متغیرهای پژوهش از خرده مقیاس ارزش تکلیف پرسش نامه MSLQ پنتریج و همکاران، مقیاس احساس تعلق وانگ و همکاران، مقیاس خودپنداره تحصیلی رونالدز و مقیاس ادراک از ساختار کلاس بلک برن استفاده شد. افزون بر این، ساختار اجتماعی آموزش و انتظارهای آموزشی اساتید نیز با استفاده از پرسش نامه پژوهشگرساخته اندازه گیری شد. یافته های معادله های رگرسیون نشان داد که در زمینه پیش بینی خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی با وجود این که بسیاری از متغیرهای پیش بین سهمی مؤثر داشتند، با این حال، تکالیف انگیزشی بر ارزش تکلیف، حمایت از خودمختاری بر احساس تعلق به دانشگاه و حمایت های تحصیلی دانشجویان بر خودپنداره تحصیلی هر دو گروه از دانشجویان سهمی برجسته داشت. تحلیل جداگانه معادله رگرسیونی برای دانشجویان آموزش از دور و حضوری نیز نشان داد که تکالیف انگیزشی، ارزش تکلیف را در بین هر دو گروه از دانشجویان پیش بینی کرد. با این حال، در مورد خودپنداره تحصیلی و احساس تعلق سهم متغیرهای پیش بین متفاوت بود. افزون بر این، نتایج و یافتههای این پژوهش تفاوت هایی معنادار را در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری در زمینه همه متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش به جز حمایت های فردی اساتید و دانشجویان نشان داد. نکته تأمل پذیر، برتری دانشجویان حضوری بر آموزش از دور در بیش تر متغیرهای مورد بررسی به جز حمایت فردی اساتید و دانشجویان، تکالیف انگیزشی، حمایت از خودمختاری و ارزش تکلیف بود. در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن فراهم ساختن حمایت تجربی خوبی در زمینه ارتباط زمینه های آموزشی با خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی، اثرات متفاوت زمینه های آموزشی را در زمینه اخیر نشان داد.
هدف از این پژوهش بررسی سهم وضعیت اقتصادی- اجتماعی، سرمایه فرهنگی خانوده و ساختار اجتماعی آموزش در پیشبینی درگیریتحصیلی و پیشرفتتحصیلی دانشجویان آموزش از دور و حضوری و تفاوتهای موجود در این زمینه بود. روش پژوهش همبستگی بود. آزمودنیها نیز شامل 700 دانشجوی کارشناسی در سال تحصیلی 93-92 بودندکه بر اساس جدول مورگان و با روش نمونه گیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها فرم اعلام معدل تحصیلی و پرسشنامه بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون t مستقل استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که وضعیت اقتصادی - اجتماعی و سرمایه فرهنگی خانواده علیرغم اینکه در پیش بینی درگیری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی هر دوگروه از دانشجویان مؤثر بود با این حال بخش اعظم نتایج تربیتی دانشجویان آموزش از دور بیشتر با این متغیرها تبیین میشود. درارتباط با دانشجویان حضوری نیز علاوه بر نقش سرمایه فرهنگی، نویسندگان این مقاله شاهد حضور برجسته برخی ابعاد ساختار اجتماعی آموزش از جمله حمایتهای تحصیلی اساتید و دانشجویان برروی نتایج تحصیلی بودند. یافته دیگر این تحقیق وجود تفاوتهای معنادار در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری دراغلب متغیرهای مورد بررسی و برتری دانشجویان اخیر بردانشجویان آموزش از دور به جزء درگیری شناختی بود.