هدف: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی است و با استفاده از روشهای علمسنجی به تحلیل همرخدادی واژگان در مطالعات حوزة حقوق مالکیت فکری در مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (آیاسسی) پرداخته است.روششناسی: این پژوهش از نوع مطالعات تحلیل محتوای کمی است و با استفاده از تحلیل همرخدادی واژگان و تحلیل شبکههای اجتماعی انجامشده است. دادههای موردنیاز این پژوهش، در تیرماه 1403 از آیاسسی استخراج گردید. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای بیب اکسل، یو سی آی نت و ووس ویور استفاده شد. همچنین، روشهای آماری تحلیل خوشهای و نمودار راهبردی به کار گرفته شد.یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که ساختار مفهومی حقوق مالکیت فکری در ایران از 12 خوشه تشکیلشده که است که عبارتاند از: حق مؤلف، موافقتنامه تریپس، فن سنجی، نشانة جغرافیایی، حقوق مالکیت ادبی و هنری، مقایسة تطبیقی مالکیت فکری در حقوق ایران و حقوق آمریکا، حقوق مالکیت صنعتی، تنوع زیستی و دانش سنتی، حقوق مالکیت فکری، ابعاد حقوقی و کیفری مالکیت فکری، حمایت از نرمافزارهای رایانهای و سرمایة فکری و اجزاء آن.نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که مطالعات علمسنجی در پژوهشهای حوزة حقوق مالکیت فکری ایران جایگاه خود را یافته و به بلوغ نسبی رسیده است، بهطوریکه «فن سنجی» بهعنوان یکی از خوشههای اصلی این حوزة شناساییشده است. همچنین، خوشة «حقوق مالکیت فکری» بهعنوان مرکزیترین خوشه، نشاندهندة نقش محوری این خوشه در ساختار پژوهشهای مالکیت فکری و همچنین اهمیت آن بهعنوان یک مفهوم کلیدی در تمام پژوهشهای این حوزه است. از سوی دیگر، خوشة «سرمایة فکری و اجزای آن» با دارا بودن بالاترین تراکم، گویای تمرکز پژوهشگران بر این مفهوم و مؤلفههای تشکیلدهندة آن است.
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت سطح دانش، مهارتهای نرم و تواناییهای مورد نیاز کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه است.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه (140 نفر) تشکیل میدهند که براساس فرمول کوکران حجم نمونه برابر با 102 نفر بهدست آمد. برای گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه ساندرز (Saunders, 2019) که دارای پنج مؤلفه مهارتهای کلی، ارتباط، خدمات کاربر، مدیریت و فناوری است، استفاده شد. جهت آزمون پایایی پرسشنامه، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار اسپیاساس استفاده شد.یافتهها: نتایج آزمون فریدمن نشان داد که مهارتهای نرم کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه از نظر میانگین و رتبه یکسان نیستند و بین این مهارتها تفاوت معناداری وجود دارد. بالاترین اولویتها از نظر کتابداران کتابخانههای عمومی، ارتباط بین فردی و مهارتهای خدماترسانی به مراجعهکنندگان بود که جزء مؤلفههای ارتباطی است. نتیجهگیری: داشتن مهارتهای نرم میتواند به بهبود خدمات کتابخانههای عمومی و رضایت بیشتر کاربران منجر شود. این پژوهش نشان داد که کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه، مهارتهای ارتباطی و خدماتمحور را بهعنوان هسته اصلی حرفه خود میدانند، در حالی که مهارتهای فناورانه و مدیریتی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. با توجه به تحولات فناوری، ضروری است که کتابداران علاوه بر حفظ مهارتهای سنتی، بهروزرسانی توانمندیهای خود در حوزههای دیجیتال و مدیریتی نیز توجه کنند. طراحی برنامههای آموزشی هدفمند، گامهای مؤثری در جهت ارتقای توانمندی حرفهای کتابداران دربردارد.
هدف: هدف پژوهش، بررسی الگوی روابط قابلیتهای پژوهش و توسعه حرفهای با نقش میانجیگری انگیزش و خودکارآمدی پژوهش در معلمان دوره ابتدایی است.روششناسی: پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری 4269 معلم دوره ابتدایی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1402-1401 است که 352 نفر از آنها به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای توسعه حرفهای ایوبی (2014)، خودکارآمدی پژوهشی صالحی (2011)، قابلیتهای پژوهشی آرامون، صادقی آرانی و سعید اردرانی (2009) و انگیزش پژوهشی صالحی (2011) است. پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ اندازهگیری شد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از نرمافزارهای SPSS و PLS تجزیهوتحلیل شدند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد قابلیتهای پژوهش بر توسعه حرفهای معلمان، قابلیتهای پژوهش بر انگیزش به پژوهش معلمان، قابلیتهای پژوهش بر خودکارآمدی معلمان، انگیزش به پژوهش بر توسعه حرفهای و خودکارآمدی پژوهش بر توسعه حرفهای اثر مستقیم، مثبت و معنادار داشتند. همچنین قابلیتهای پژوهش بر توسعه حرفهای با نقش واسطهای انگیزش به پژوهش و قابلیتهای پژوهش بر توسعه حرفهای با نقش واسطهای خودکارآمدی پژوهش اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار داشتند.نتایج: بنابراین، میتوان گفت هرگونه ارتقاء در تواناییهای پژوهشی، انگیزه برای پژوهش و خودکارآمدی در پژوهش، به توسعه حرفهای معلمان کمک میکند. با توجه به نتایج بهدستآمده در پژوهش حاضر میتوان گفت که هرچه قابلیت، انگیزه و خودکارآمدی پژوهشی معلمان بیشتر باشد، به همان میزان، توسعه حرفهای معلمان نیز ارتقاء مییابد.اصالت و ارزش: ارزش این پژوهش در شناسایی و تبیین نقش قابلیتهای پژوهش و برخی متغیرهای اساسی دیگر در توسعه مستمر حرفهای معلمان است.
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی ساختار مفهومی پژوهشهای مرتبط با علوم اعصاب در پایگاه کلاریویت آنلیتیکس و کشف زیرحوزهها و ابعاد مهم مفهوم است.روششناسی: این پژوهش با استفاده از روشهای کتابسنجی و تحلیل همرخدادی واژگان انجامشده است. تعداد 19701 مدرک در بازة زمانی 1985 تا 2024 از پایگاه کلاریویت آنلیتیکس استخراج گردید تا روند پژوهشهای مرتبط با علوم اعصاب بررسی شود. از تحلیل خوشهای و نمودار راهبردی برای ترسیم ساختار مفهومی پژوهشهای حوزة علوم اعصاب استفادهشده است. دادهها با بهرهگیری از نرمافزارهای تخصصی بیب اکسل، ووس ویور و یوسیآینت پردازش شدند.یافتهها: تحلیل دادههای پژوهش نشان داد که مفاهیم مرتبط با علوم اعصاب، بیماری آلزایمر و آسیبشناسی عصبی از بیشترین فراوانی برخوردارند. یافتههای تحلیل خوشهای نشان داد که مفاهیم این حوزه در شش خوشه، ناقل عصبی (عصب رسانا)، اختلالات عصبشناختی، عصبشناسی شناختی، اتصالات عصبی، بازاریابی عصبی، و درد و اختلالات عصبی رشدی. یافتهها همچنین نشان داد که خوشه اتصالات عصبی، یکی از حوزههای نوظهور در پژوهشهای علوم اعصاب به شمار میرود.نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که علوم اعصاب، بهعنوان حوزهای پویا و بینرشتهای، ظرفیت بالایی برای توسعه پژوهشهای آینده در زمینههای مختلف دارد. همچنین نتایج نشان داد که خوشههای اختلالات عصبشناختی (2) و عصبشناسی شناختی (3) از موضوعات محوری در حوزة علوم اعصاب محسوب میشوند.
هدف: هدف اصلی این پژوهش ارائه سناریوهایی برای افزایش میزان انتشار مقالات علمی جی.سی.آر. اعضای هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد جهت برنامهریزی و سیاستگذاری بهتر برای آینده است.روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی-اکتشافی است. در قسمت کیفی از روش دلفی استفاده شده و در بخش کمی از روش دینامیک سیستم برای مدلسازی و تحلیل بازخوردهای مدل استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد هستند.یافتهها: یافتههای پژوهش بر اساس بازخورد سیستم نسبت به رفتار هر متغیر نشان میدهد در پنج متغیر مورد مطالعه در سال 2030 مجموع سرانه مقالات هر عضو هیئت علمی با افزایش متغیر جذب دانشجوی دکتری، 62.36 مقاله، متغیر جذب دانشجوی کارشناسی ارشد 2.31 مقاله، متغیر طرح پژوهشی 37.31 مقاله، متغیر فرصت مطالعاتی 77.31 مقاله و متغیر مطالعات مستقل 16.31 مقاله خواهد بود.نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده در این پژوهش نشان داد که اگر دانشگاه فردوسی مشهد بخواهد برای افزایش تعداد مقالات جی.سی.آر. اعضای هیئت علمی خود برنامهریزی نماید، بهترین سناریو جذب دانشجوی دکتری و پس از آن سرمایهگذاری در بخش فرصتهای مطالعاتی و طرحهای پژوهشی خواهد بود.
هدف: هدف این مطالعه شناسایی عوامل موثر بهبود ربط در بازیابی اطلاعات از نظر اعضای هیئت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در دو گروه علوم انسانی و کتابداری پزشکی در شبکه های اجتماعی علمی لینکدین و ریسرچ گیت می باشد.روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی اجرا شده است. حجم جامعه در نظر گرفته شده در سه بخش علومانسانی، کتابداری پزشکی و جامع به ترتیب برابر با 110، 102 و 207 نفر میباشند که بر اساس فرمول کوکران، تعداد نمونه آماری به ترتیب برابر با 86، 81 و 135 نفر از کسانی که از پایگاه های علمی لینکدین و ریسرچ گیت استفاده کرده اند، میباشد. تجزیه و تحلیل برازش مدل ساختاری بر مبنای تحلیل عامل تأییدی و فرم معادلات و استفاده از نرم افزار SmartPLS میباشد. یافته ها: بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، وجود بازخورد با ضریب 775/0 بیشترین اثر را بر ربط و بهبود آن در بازیابی اطلاعات در پایگاه لینکدین دارد. نتیجه گیری: بر اساس مدل جامع تحقیق، عوامل موثر شناسایی شده در شبکه های اجتماعی علم مانند نظام اطلاعاتی، نظام بازیابی می توانند به عنوان مدلی جامع برای افزایش ربط بازیابی اطلاعات در شبکه های اجتماعی علمی محسوب شوند.
هدف:هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سرمایه اجتماعی با خلاقیت و کارآیی سازمانی در بین کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی– همبستگی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را 260 نفر از کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه تشکیل میدادند که 155 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافتهها: یافتهها نشان داد که بین سرمایه اجتماعی با خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین، خلاقیت سازمانی در رابطه بین سرمایه اجتماعی و کارآیی سازمانی نقش میانجی ایفا نمیکند. بین هر سه بعد سرمایه اجتماعی (رابطهای، ساختاری و شناختی) با خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری:تقویت سرمایه اجتماعی بهطور مستقیم منجر به بهبود خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی در کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه میشود. بنابراین، مدیران کتابخانهها باید به این مسئله توجه ویژهای داشته باشند و برای افزایش خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی کتابداران کتابخانههای عمومی، باید سعی در افزایش سرمایه اجتماعی آنان داشته باشند.
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه تطبیقی بین عناصر و مؤلفههای دو نرمافزار سیمرغ و میراث جام جم و بیان ویژگیها و کارآیی این دو نرمافزار در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی انجام شده است، و از روش ارزیابانه برای تحلیل دادههای به دست آمده استفاده شده است.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که در 11 معیار مورد بررسی در این پژوهش (شامل: بخش فنی نرمافزار؛ بخش استانداردهای ورودی و خروجی اطلاعات؛ بخش جستجو، ذخیره و بازیابی؛ بخش نمایش نتایج؛ بخش ثبت و ورود اطلاعات؛ بخش راهنما ؛ بخش گزارشگیری؛ بخش فراهمآوری؛ بخش امکانات امنیتی؛ محدودیتهای سیستم عامل و بخش رابط کاربری) نرمافزار میراث جام جم در هفت معیار نسبت به نرمافزار سیمرغ برتری دارد. با این وجود نرمافزار سیمرغ هم در بخشهای استانداردهای ورودی و خروجی اطلاعات، جستجو و ذخیره و بازیابی و در نهایت بخش راهنما نسبت به نرمافزار میراث جام جم برتری دارد. در مقایسه کلی بر اساس تمام معیارها، نرمافزار میراث جام جم با کسب میانگین 08/53 درصدی نسبت به نرمافزار سیمرغ با میانگین 55/46 درصدی، برتری دارد.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که با توجه به نیازهای سازمانی و اختصاصی هر یک از نرمافزارهای تحت بررسی، هر دو نرمافزار نیاز به بازبینی و برخی اصلاحات دارند. هر چند که نرمافزار میراث جام جم از نظر اهداف آرشیوی در صدا و سیما برتری دارد اما در بخشهای مهمی از جمله بخش استانداردهای ورودی و خروجی اطلاعات، بخش جستجو و بازیابی اطلاعات، بخش راهنما و رابط کاربری نیاز به بازبینی دارد تا با منابع آرشیوی هماهنگی بیشتری داشته باشد. ولی با این حال در بخش فنی، گزارشگیری و فراهمآوری و امکانات امنیتی دارای میانگینهای قابل قبولی است.
هدف: هدف از این پژوهش تبیین ساختار دانش در حوزۀ کشف دانش با استفاده از تحلیل همرخدادی واژگان است. روششناسی: این پژوهش از نوع مطالعات کتابسنجی است و با استفاده از تحلیل همرخدادی واژگان و تحلیل شبکههای اجتماعی انجام شده است. دادههای این پژوهش، از مفاهیم موجود در عناوین 304 عنوان پروانه ثبت اختراع حوزه کشف دانش بین سالهای 2014-1995 است که از پایگاه ثبت اختراعات و علائم تجاری آمریکا استخراج شده است. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان دادند، کلیدواژههای «نظام» و «رایانه» بیشترین فراوانی را در عناوین پروانهها را داشتند و از نظر همرخدادی واژگانی، زوجهای «رایانه و ماشینها» و «مدیریت پردازش آنلاین و پردازش آنلاین» بیشترین فراوانی را داشتند. یافتههای تحلیل خوشهای نشان دادند که در بازۀ زمانی پژوهش حوزه کشف دانش از 17 خوشۀ دانشی تشکیل شده است. ترسیم نمودار راهبردی نشان داد که خوشههای «دستگاههای ورودی»، «تجزیه و تحلیل کسب و کار» و «ماژول پاسخگو» در این حوزه به بلوغ دانشی رسیدهاند. نتیجهگیری: ترکیب مفاهیم در این پژوهش نشان داد، حوزه کشف دانش بهشدت به ابزارهای رایانهای، حوزههای دانشی فناوری اطلاعات، فناوری ارتباطات و انسان بهعنوان آخرین حلقه در زمان بررسی دادههای منظمشده وابسته میباشد.
هدف: پژوهش حاضر به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با سرمایه فکری و مدیریت دانش در بیمه ایران استان کرمانشاه پرداخته است. روش پژوهش: نوع پژوهش کاربردی و روش پیمایشی با رویکرد تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان بیمه ایران در استان کرمانشاه (140 نفر) هستند. برای گردآوری دادهها از 3 پرسشنامه استاندارد فکری بونتیس، چو و ریچاردسون، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش کوئینگ و پرسشنامه سرمایه اجتماعی خیرخواه استفاده شد. پایایی ابزار آزمون با روش آلفای کرونباخ به ترتیب سرمایه اجتماعی (73/0)، سرمایه فکری (81/0) و مدیریت دانش (79/0) بهدست آمد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار لیزرل و اس.پی.اس.اس. استفاده شد. یافتهها: تحلیل نتایج آزمون معادلات ساختاری بیانگر تأیید فرضیههای اصلی پژوهش است؛ یعنی بهطورکلی بین سرمایه اجتماعی با سرمایه فکری و مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل نتایج رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که فرضیههای پژوهش مورد تأیید است. بهعبارت دیگر، بین ابعاد سرمایه اجتماعی (بعد رابطهای، بعد شناختی و بعد ساختاری) با سرمایه فکری و مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش، سرمایه اجتماعی میتواند بهعنوان یکی از قابلیتهای سازمان به شمار آید و در خلق و تسهیم دانش موجود در سرمایههای فکری و مدیریت دانش سازمان کمک بسیار نماید.
هدف: اکتشاف، تحلیل، اعتباریابی، و شناسایی شایستگیهای پرسشنامه کارآفرینی در عرصه سئو برای متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی. روششناسی: این پژوهش کاربردی از روش تحلیل محتوای کیفی و پیمایشی استفاده کرده است. برآورد و کنترل حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و روش نمونهگیری احتمالاتی تصادفی ساده انجام شد. روایی صوری پرسشنامه با نظر خبرگان رشته تأیید و اعتبارسنجی عاملهای مکنون و متغیرهای آن با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. پایایی پرسشنامه نیز با آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. یافتهها: شش مقوله «مهارتهای پایه فناوری اطلاعات»، «سئوی معمولی یا ارگانیک»، «سئوی خارجی سایت»، «سئوی پولی یا کلیکی»، «ابزارهای طراحی و مدیریت وبسایت» و «ارزشهای افزوده علم اطلاعات و دانششناسی در عرصه سئو»، اصلیترین متغیرهای تأثیرگذار برای سنجش شایستگیهای کارآفرینی در عرصه سئو برای دانشآموختگان علم اطلاعات و دانششناسی است. نتیجهگیری: از یافتههای این پژوهش میتوان برای مطالعه، تحلیل، و بازنگری سرفصلهای رشته علم اطلاعات و دانششناسی بهمنظور کارآفرینی در عرصه بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو استفاده کرد.
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط میان متغیرهای سطح رشد اخلاقی و خودکنترلی با الگوهای خوداستنادی" و "نرخ کل استنادات" در مقالات نویسندگان برتر دانشگاههای علوم پزشکی ایران در سال 2017 است. روششناسی: پژوهش حاضر مطالعات کاربردی علمسنجی و از نوع همبستگی (ارائه مدل) است. جامعه مورد بررسی این پژوهش، شامل کلیه نویسندگانی است که در سال 2017 در پایگاه علمسنجی اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران دارای شاخص اچ 10 و بالاتر بودند. نمونهگیری پژوهش به روش تصادفی نظاممند انجام شد. حجم نمونه در این مرحله طبق فرمول n=104+m،120 نفر تعیین گردید. در قسمت تحلیل استنادی دو مقاله از هر نویسنده مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای جمعآوریشده طی بخشهای اول و دوم مطالعه، با استفاده از نسخه 16 نرمافزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. دادههای پژوهش با روش رگرسیون بر مبنای روش همزمان (enter) تحلیل شده است. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهند که ضرایب همبستگی متغیر سطح رشد اخلاقی با الگوی خوداستنادی دارای رابطه معنیدار است، اما متغیر خودکنترلی با الگوی نرخ کل استنادات رابطه معناداری ندارد. همچنین بین الگوی خوداستنادی و الگوی نرخ کل استنادات رابطه معنادار وجود دارد. در مدل رگرسیون به روش همزمان، از میان متغیرهای سطح رشد اخلاقی و خودکنترلی تنها عامل سطح رشد اخلاقی (001/. < ,p803/3- = ) از قدرت پیشبینی معنادار برخوردار بود، اما متغیر خودکنترلی نمیتواند بهعنوان عامل پیشبین الگوی خوداستنادی نویسندگان در نظر گرفته شود. مدل رگرسیون بین متغیرهای سطح رشد اخلاقی و خودکنترلی بهعنوان متغیرهای پیشبین و متغیر "نرخ کل استنادات" بهعنوان متغیر ملاک، بر مبنای روش همزمان معنادار نیست. بهبیاندیگر هیچکدام از دو متغیر سطح رشد اخلاقی و خودکنترلی نمیتوانند عاملی پیشبین برای الگوی رفتاری نرخ کل استنادات مقالات نویسندگان باشند. نتیجهگیری: قدرت تبیین 17 درصدی تغییرات الگوی خوداستنادی نویسنده با عامل سطح رشد اخلاقی مبین آن است که هنجارهای اجتماعی عامل ایجاد فشارهایی واقعی یا خیالی بر نویسندگان است که درنهایت موجب خوداستنادی بیشتر نویسنده میشود. وجود رابطه بین عامل "سطح رشد اخلاقی" و الگوی "خوداستنادی" نویسندگان و همچنین قدرت پیشبینی این الگوی رفتاری از طریق عامل فوق، بهنوعی تأییدی بر نظریه "ساختار اجتماعی کرونین" در رفتار استنادی است. به بیان دیگر بخشی از رفتار خوداستنادی نویسندگان تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و وابسته به سطح رشد اخلاقی نویسندگان است و بستر و زمینهای که فرایند استناددهی در آن اتفاق افتاده در این فرایند مؤثر است. این نتایج همچنین به گونهای آشکار نظریه هنجاری رفتار استنادی را که مدعی است استناد صرفاً بیانگر تأثیرات شناختی یا منطقی یک کار علمی است نقض مینماید
هدف: مهمترین هدف پژوهش حاضر مقایسه دو رویکرد کمی (در این پژوهش شاخص علمسنجی افدبلیوسیآی) و کیفی (دیدگاه خبرگان) در انتخاب نویسندگان برتر است. روششناسی: پژوهش از نوع کاربردی و با روش ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. در بخش کیفی از دیدگاه خبرگان و در بخش کمی از شاخص علمسنجی افدبلیوسیآی استفاده شده است. در پژوهش حاضر دو جامعه مشارکت داشتهاند؛ گروه اول خبرگان (12 نفر)، و گروه دوم نویسندگان برتر (87 نفر) بر اساس شاخص افدبلیوسیآی. برای گردآوری دادهها از سیاههواری، پرسشنامه، و پایگاه سایول استفاده شده است. دادهها با استفاده از آزمونهای ناپامتریک فریدمن و ویلکاکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان دادند میان رتبههای بهدستآمده در هر دو رویکرد کمی و کیفی تفاوتی وجود ندارد و نویسندگان برتر بر اساس شاخص افدبلیوسیآی، مؤلفههای مدنظر خبرگان حوزه بهرهوری علمی برای برتری را دارا هستند. نتیجهگیری: نتایج این بررسی نشان دادند که مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر بهرهوری علمی نویسندگان از دیدگاه خبرگان مؤلفههای محیطی و سازمانی هستند (زمان اختصاص دادهشده به پژوهش؛ جایگاه علمی سازمان وابسته، و شهرت نویسنده در سطح ملی و بینالمللی)، درحالیکه در جامعه نویسندگان برتر بر اساس شاخص افدبلیوسیآی مؤلفههای علمسنجی (تعداد مقالات، اهداف سازمان، استنادات و اعتبار مجله مورد بررسی) نسبت به سایر مؤلفهها بالاترین میانگین و رتبهها را داشتهاند. باوجوداین میان رتبههای بهدستآمده برای هر دو رویکرد تفاوت معنیداری مشاهده نشده است.
تحلیل هماستنادی یکی از روشهایی است که در مطالعات علمسنجی و ترسیم ساختار علمی حوزههای گوناگون کاربرد فراوانی دارد. هدف پژوهش حاضر ترسیم ساختار حوزه آموزش از راه دور بر اساس تحلیل هماستنادی و روش آن تحلیل محتوایی با استفاده از تحلیل هماستنادی است. جامعه پژوهش مدارکی است که در حوزه مطالعات آموزش از راه دور در پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس در بازه زمانی 1985 تا 2016 نمایه شدهاند و تعداد آن 31607 رکورد است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای «یو سی آی نت» و «بایب اکسل» و نیز ماتریس متقارن و روش تحلیل خوشهها استفاده شد. ساختار حوزه آموزش از راه دور بر اساس تحلیل هماستنادی از هشت خوشه به شرح زیر تشکیل شده است: «یادگیری ماشینی»، «زیرساختهای آموزش الکترونیکی»، «الگوهای یادگیری سیار»، «تکنولوژی آموزشی و هوش مصنوعی»، «متفرقه»، «تئوریهای یادگیری و مدلهای فهمیدن»، «آموزش در فضای مجازی» و «روشهای آموزش از راه دور». با توجه به خوشههای شکل گرفته، اصلیترین و رایجترین موضوع در پژوهشهای این حوزه «یادگیری الکترونیکی» است. نتایج حاصل از تحلیل خوشهها و نمودار راهبردی نشان داد که مفاهیم نوظهور حوزه آموزش از راه دور عبارت از هوش مصنوعی در آموزش، مهندسی آموزشی، محیط یادگیری هوشمند، طراحی آموزشی، مدیریت انگیزشی، بازآموزی، تاکسونومی، هوش محاسباتی، چند رسانهایها، اشتراک اطلاعات و مدلهای ادراک مفاهیم است. سیاستگذارن پژوهشی باید اولویتهای پژوهشی این حوزه را به سوی این مفاهیم سوق دهند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و فرا تحلیل مطالعات علمسنجی پژوهشگران ایرانی از منظر تنوع مجلات علمی منتشر کننده انجام شده است. هدف از فرا تحلیل ترکیب اندازه اثر مطالعات انتشار مقالههای پژوهشی علمسنجی در مجلههای علمی و پژوهشی داخلی ست. روششناسی: جامعه آماری پژوهش برابر با 170 عدد مقاله پژوهشی که مبتنی بر ملاک اعتبار درونی (کیفیت، سال، نویسندگان و نوع پژوهش) در بازه زمانی سه سال از پاییز 1392 تا تابستان 1395 برگزیده شدند. بر این اساس در این پژوهش از مفروضههای همگنی و خطای انتشار، اندازه اثر و شدت اثر (مدل کوهن) استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان میدهد که بر اساس تحلیل محتوای مقالات درمجموع 14 مجله تخصصی و 52 مجله غیرتخصصی در چاپ پژوهشهای علمسنجی نقش داشتهاند. فصلنامه مدیریت و پردازش اطلاعات با اندازه اثر (0.237) بیشترین سهم انتشار را در بین مجلهها دارد. مدیریت اطلاعات سلامت (0.149) و مجله بینالمللی علوم اطلاعرسانی و مدیریت اطلاعات (0.096) در رتبههای بعدی قرار دارند. اندازه اثر شیوع انتشار مقالههای علمسنجی در مجلههای غیرتخصصی در سطح معنیداری 0.013 برابر با 0.448 است. نمره استاندارد مجلههای غیرتخصصی با استفاده از مدل کوهن در سطح متوسط برابر با (0.5d=)، برآورد شده است. نتیجهگیری: یافتهها حکایت از ناهمگنی اندازه اثر تصادفی و وجود سوگیری انتشار در مجلات تخصصی و همگنی اندازه اثر تصادفی و عدم سوگیری انتشار در مجلات غیرتخصصی دارد. در مجموع میتوان گفت که میزان گرایش به چاپ مقاله در مجلات غیرتخصصی در مقایسه با مجلات تخصصی از نظر کمیت انتشار قابل توجه بوده و از طرفی میزان گرایش مجلههای تخصصی رشته نیز در گرایش به چاپ مقالههای علمسنجی به شکل معنیداری متفاوت هستند.
هدف: افزایش روز افزون اطلاعات و پی بردن به ارزش و اهمیت آن در زندگی شخصی و حرفهای افراد، معضل چگونگی دسترسی به اطلاعات را برای آنها به دنبال داشته و دسترسی به اطلاعات مورد نیازشان مهارتهای خاصی را طلب مینماید. هدف از پژوهش حاضر بررسی رفتار اطلاعاتی کاربران کتابخانههای عمومی شهرستان سقز در شبکه جهانی وب میباشد.روش: این پژوهش به شیوه پژوهش کیفی پدیدارشناسی و با استفاده از مصاحبههای عمیق و نیمه ساختار یافته و نمونهگیری مبتنی بر هدف انجام شده است. جامعه پژوهش کلیه کاربران کتابخانههای عمومی شهرستان سقز بودند که حجم نمونه این پژوهش براساس معیار اشباع 25 نفر بودند. افراد مورد مصاحبه دیدگاهها و تجارب خود را پیرامون شبکه جهانی وب و محتوای سایتهایی که بازدید میشود، به بحث گذاشتند. مکالمات ضبط و سپس دستنویسی شد و با استفاده از روش درون مایهای براون و کلارک تجزیه و تحلیل شد.یافتهها: طی این پژوهش 5 درونمایه اصلی که هر کدام حاوی تعدادی درون مایه فرعی هستند استخراج شد درونمایهها عبارتند از: دلایل کارآمدی، عوامل ترغیبکننده، سواد اطلاعاتی و رسانهای، پیامد، محدودیتها، نیازهای اطلاعاتی کاربران.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش میتواند برای خود فرد، خانوادهها و مسئولین سودمند باشد. مسئله مهم در این پژوهش لزوم آموزش کاربران جهت آشنایی با جنبههای کاربردی مثبت و پیامدهای منفی شبکه جهانی وب برای گزینش آگاهانه منابع و اطلاعات است. و همچنین لزوم افزایش سرعت اینترنت و سیستمهای کامپیوتری در کتابخانههای عمومی و ارسال خدمات آگاهیرسانی جاری، فهرست مندرجات نشریههای تخصصی و .. به پست الکترونیکی کاربران میباشد.
این پژوهش با هدف آموزش الگوهای صحیح استناددهی در تولیدات علمی نویسندگان برتر دانشگاههای علوم پزشکی ایران در سال 2017 با توجه به ارتباط میان متغیرهای سطح رشد اخلاقی و خودکنترلی با الگوی "استناد به مقالات متا استناد" در مقالات نویسندگان برتر دانشگاههای علوم پزشکی ایران در سال 2017 انجام شده است.پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی علمسنجی و همبستگی (ارایه مدل) است. جامعه مورد بررسی کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران با شاخص H_Index 10 و بالاتر بودند. حجم نمونه به روش نمونهگیری تصادفی نظاممند 110 نفر تعیین شد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نسخه 16 نرمافزار SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مدل رگرسیونی متغیرهای سطح رشد اخلاقی (018/0= p، 264/11- =) و خودکنترلی (007/0= p،665/0- =) از قدرت پیشبینی معنادار برخوردار هستند و میتوانند به عنوان عامل پیشبین الگوی رفتاری استناد به مقالات متا استناد در نظر گرفته شوند. با توجه به نتایج بهدست آمده آموزش پرهیز از استناد کورکورانه به مقالات متا استناد که به نوعی "انحراف استنادی" تلقی میشود تا حد امکان میتواند به تقویت شاخصهای استناد منجر شود.
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل و ترسیم شبکههای همنویسندگی در پژوهش حوزه نارسایی مزمن قلب و عروق بر اساس شاخصهای مرکزیت تحلیل شبکه اجتماعی میباشد. روششناسی: این پژوهش، از نوع پژوهشهای علمسنجی است که با استفاده از فن تحلیل همنویسندگی و همچنین روش تحلیل شبکه انجام شده است. جامعۀ آماری این پژوهش شامل ۱۱۹۶۷ مدرک که با موضوع «نارسایی مزمن قلب» به زبان انگلیسی، در بازۀ زمانی 2000 تا 2015، در طبقهبندی «سیستمهای قلب و عروق» وب آو ساینس میباشند. نویسندگانی که حداقل ۱۵ مقاله داشتهاند در این پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتهاند که درمجموع ۴۷۳ نویسنده برتر این حوزه شناسایی و با استفاده از نرمافزارهای بایب اکسل، یو.سی.آی.نت تجزیه و تحلیل و با ووز- ویور شبکهها مصورسازی شد. برای آزمون فرضیهها نیز از نرمافزار اس.پی.اس.اس استفاده شد. یافتهها: یافتهها نشان داده که Anker SD هم پرکارترین و هم پراستنادترین پژوهشگر حوزه نارسایی مزمن قلب میباشد و دو پژوهشگر Voors AA-Vanveldhuisen DJ بیشترین زوج همنویسندگی را در سطح مؤلفان حوزه نارسایی مزمن قلب داشتهاند و بیشترین همکاری علمی بین پژوهشگران کشورهای آمریکا و ایتالیا وجود دارد. همچنین مشخص شد van Veldhuisen، Tavazzi، و Swedberg بهترتیب با نمرات ۴۱۷، ۴۰۴ و ۳۶۲ بالاترین مرکزیت رتبه را دارند. و از نظر مرکزیت نزدیکی Anker، Tavazzi، و Fonarow بالاترین نمره وGorcsan، Ito و Zile بالاترین مرکزیت بینابینی را کسب کردهاند. همچنین یافتهها نشان داد بین نمره مرکزیت درجه و بینابینی پژوهشگران و میزان بهرهوری ( تعداد مقالات) و کارایی ( تعداد استناد) آنها رابطه معنیداری و جود دارد. نتیجهگیری: نتایج نشان دادند پژوهشگرانی که مقالات بیشتری را منتشر کردهاند از لحاظ تعداد استناد دریافتی نیز در وضعیت خوبی قرار دارند و همچنین پژوهشگرانی که دارای شاخصهای مرکزیت درجه و بینابینی بالایی بودند از نظر بهرهوری (تعداد مقالات) و کارایی (تعداد استناد دریافتی) در وضعیت خوبی قرار گرفتهاند.
هدف: هدف این پژوهش ارزیابی پژوهشهای مرتبط با حوزه آموزش از راه دور نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس با استفاده از مدل سرمایه علمی میباشد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی علم سنجی است و با استفاده از روش تحلیل شبکهای انجام گرفته است. همچنین باتوجه به بررسی رابطه بین متغیرها این تحقیق از نوع همبستگی به شمار میرود. جامعه پژوهش مدارکی است که در حوزه مطالعات آموزش از راه دور در پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس در بازه زمانی 1985 تا 2016 نمایه شدهاند و تعداد آن 31607 رکورد میباشد. یافتهها: نتایج بررسی نشان داد نفوذ اجتماعی بر نفوذ اندیشهای و انتشاراتی تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین بین نفوذ انتشاراتی ونفوذ اندیشهای نیز رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که پژوهشگرانی که تعاملات اجتماعی قویتری دارند بهتر خواهند توانست با سایر پژوهشگران مشارکت نموده و بر کیفیت آثار بیفزایند؛ در نتیجه از نظر همتألیفی و شاخصهای آن در وضعیت بهتری قرار دارند. همچنین پژوهشگرانی که نفوذ اندیشهای بالاتری دارند از نفوذ انتشاراتی بیشتری برخوردار هستند.