مقدمه: اضطراب دوران بارداری، یک مشکل شایع در زنان باردار است و پیامد نامطلوبی بر روی مادر و نوزاد دارد. ماما بهعنوان فردی مسئول، نقش مهمی در ارائه مشاوره و مراقبت مادر در طول دوران بارداری، زایمان و پس از زایمان دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه مشاوره فردی توسط ماما بر اضطراب دوران بارداری زنان نخستزا انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 95-1394 بر روی 90 زن نخستزا با سن حاملگی 30-28 هفته مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد انجام شد. افراد به روش تصادفی به دو گروه 45 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. در گروه مداخله، برنامه مشاوره فردی توسط ماما، بر اساس محتوی مدل مشاوره در مطالعه گمبل طی 3 جلسه (هر 2 هفته یکبار) برگزار گردید و در گروه کنترل، مراقبتهای معمول انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه مشخصات فردی- مامایی و پرسشنامه اضطراب بک بود. میزان اضطراب قبل از مداخله و طی هفتههای 36-34 بارداری در دو گروه اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای آماری کایاسکوئر و تیتست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین نمره اضطراب در هفته 36-34 بارداری، در گروه مداخله 960/3±355/6 و در گروه کنترل 420/5±822/9 بود که بین دو گروه اختلاف آماری معنیداری وجود داشت (001/0p<). نتیجهگیری: برنامه مشاوره فردی توسط ماما در طول بارداری، منجر به کاهش اضطراب دوران بارداری در زنان نخستزا میشود.
مقدمه: پرهاکلامپسی به عنوان یک مشکل جهانی سلامت زنان مطرح شده است. آموزش ماماها جهت کسب صلاحیت لازم برای مدیریت بحرانهای مامایی از جمله پرهاکلامپسی و اکلامپسی ضروری میباشد، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر آموزش مبتنی بر شبیهسازی، تلفیقی و سخنرانی بر مهارت شناختی ماماها در اداره پرهاکلامپسی و اکلامپسی انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1395 بر روی 90 ماما در بیمارستانهای منتخب شهر مشهد انجام شد. ماماها با استفاده از جدول اعداد تصادفی به سه گروه آموزش شبیهسازی، تلفیقی و سخنرانی تقسیم شدند. گروه شبیهسازی به مدت 6 ساعت در مرکز مهارتهای بالینی، گروه تلفیقی به مدت 4 ساعت سخنرانی و سپس به مدت یک هفته از طریق وب سایت آموزشی و گروه سخنرانی به مدت 6 ساعت به صورت سخنرانی آموزش دیدند. قبل و 2 هفته بعد از مداخله، آزمون مهارت شناختی گرفته شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 23) و آزمونهای تی زوجی، آنالیز واریانس یکطرفه، ویلکاکسون و کروسکال والیس انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین نمره مهارت شناختی ماماها در هر سه گروه قبل از آموزش تفاوت آماری معنیداری نداشت (05/0 p) و بر اساس نتایج مقایسه بینگروهی، میانگین نمره مهارت شناختی در گروه تلفیقی و سخنرانی بهطور معنیداری بیشتر از گروه شبیهسازی بود (001/0>p)، اما اختلاف معنیداری در میانگین نمره مهارت شناختی بین دو گروه تلفیقی و سخنرانی وجود نداشت (869/0=p). نتیجهگیری: آموزش مبتنی بر شبیهسازی، تلفیقی و سخنرانی، باعث افزایش مهارت شناختی ماماها در اداره پرهاکلامپسی و اکلامپسی گردید که در گروه آموزش تلفیقی و سخنرانی بیشتر از گروه شبیهسازی بود و با توجه به اینکه روش تلفیقی، روشی فعال و فراگیر محور است، بنابراین میتوان از روش تلفیقی برای آموزش اورژانسهای مامایی استفاده کرد.
مقدمه: دیابت بارداری یکی از مسائلی است که منجر به پیامدهای نامطلوب بارداری میشود. خودمراقبتی، اولین قدم برای کمک به بیماران جهت مدیریت بهتر بیماری شان است که یکی از عوامل مرتبط با آن، باور فرد به توانایی خود در انجام یک کار یا انطباق با یک موقعیت فشارزا (خودکارآمدی) است، لذا مطالعه حاضر با هدف پیشبینی رفتارهای خودمراقبتی زنان مبتلا به دیابت بارداری بر اساس باور فرد به توانایی خود (خودکارآمدی) انجام شد. روش کار: این مطالعه همبستگی پیشبینی کننده در سال 1394 بر روی 400 زن مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی و درمانگاههای مامایی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر مشهد انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات فردی، خودمراقبتی برگرفته از مقیاس خلاصه فعالیتهای خودمراقبتی (SDSCA) و خودکارآمدی پیرامون دیابت بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون خطی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: 248 نفر (62%) از زنان مبتلا به دیابت بارداری، خودکارآمدی متوسط و 261 نفر (2/65%) خودمراقبتی متوسط داشتند. بر اساس نتایج آزمون پیرسون، بین خودکارآمدی با خودمراقبتی، همبستگی مستقیم و معنیداری وجود داشت (0001/0p<، 31/0=r). همچنین بر اساس مدل رگرسیون خطی عمومی، خودکارآمدی به عنوان متغیر پیشبینی کننده خودمراقبتی محسوب میشد (0001/0p<). نتیجهگیری: خودکارآمدی قادر به پیشبینی رفتارهای خودمراقبتی در زنان مبتلا به دیابت بارداری میباشد. همچنین با توجه به رابطه خطی مستقیم بین این دو متغیر در این مطالعه و خودکارآمدی متوسط در زنان مبتلا به دیابت بارداری، ضروری است اهمیت مداخلات روانشناختی در درمان دیابت بارداری مورد تأکید قرار گیرد.
مقدمه: ارزیابی علائم حیاتی در تعیین وضعیت سلامت بیماران بعد از عمل جراحی ضروری است. تغییر و دگرگونی در علائم حیاتی بیمار میتواند نشانه پاسخ بدن به استرسهای فیزیکی و روانی یا تغییر در عملکرد فیزیولوژیک بدن باشد. ماساژ درمانی به بهبود سیستم عصبی و قلبی عروقی کمک کرده و باعث ایجاد احساس خوب بودن، راحتی و آرامش بیمار می شود. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر ماساژ بر علائم حیاتی بیماران تحت جراحی سزارین انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1392 بر روی 80 زن مراجعه کننده به بیمارستان امالبنین (س) شهر مشهد جهت انجام سزارین انجام گرفت. افراد به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مداخله مورد نظر که ماساژ دست و پا بود، توسط پژوهشگر به مدت 20 دقیقه بر روی دست و پاهای زنان بعد از عمل سزارین هر کدام به مدت 5 دقیقه در بخش جراحی زنان انجام گرفت. علائم حیاتی زنان با استفاده از فشارسنج جیوهای و شمارش نبض و تنفس، پیش و بلافاصله، 60 و 90 دقیقه بعد از مداخله اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای کای اسکوئر، من ویتنی، تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر و آزمون تی زوجی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: ماساژ دست و پا باعث بهبود معنیدار علائم حیاتی شد؛ به طوری که میانگین تعداد تنفس (03/0=p)، نبض (003/0=p) و فشارخون (02/0=p)، قبل و بعد از ماساژ (بلافاصله، 60 و 90 دقیقه ) اختلاف آماری معنیداری را نشان داد. نتیجهگیری: ماساژ دست و پا باعث بهبود علائم حیاتی زنان بعد از عمل سزارین میشود که میتواند حاکی از ایجاد آرامش و کاهش استرس در آنان باشد.
مقدمه: ارزیابی علائم حیاتی در تعیین وضعیت سلامت بیماران بعد از عمل جراحی ضروری است. تغییر و دگرگونی در علائم حیاتی بیمار میتواند نشانه پاسخ بدن به استرسهای فیزیکی و روانی یا تغییر در عملکرد فیزیولوژیک بدن باشد. ماساژ درمانی به بهبود سیستم عصبی و قلبی عروقی کمک کرده و باعث ایجاد احساس خوب بودن، راحتی و آرامش بیمار می شود. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر ماساژ بر علائم حیاتی بیماران تحت جراحی سزارین انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1392 بر روی 80 زن مراجعه کننده به بیمارستان امالبنین (س) شهر مشهد جهت انجام سزارین انجام گرفت. افراد به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مداخله مورد نظر که ماساژ دست و پا بود، توسط پژوهشگر به مدت 20 دقیقه بر روی دست و پاهای زنان بعد از عمل سزارین هر کدام به مدت 5 دقیقه در بخش جراحی زنان انجام گرفت. علائم حیاتی زنان با استفاده از فشارسنج جیوهای و شمارش نبض و تنفس، پیش و بلافاصله، 60 و 90 دقیقه بعد از مداخله اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای کای اسکوئر، من ویتنی، تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر و آزمون تی زوجی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: ماساژ دست و پا باعث بهبود معنیدار علائم حیاتی شد؛ به طوری که میانگین تعداد تنفس (03/0=p)، نبض (003/0=p) و فشارخون (02/0=p)، قبل و بعد از ماساژ (بلافاصله، 60 و 90 دقیقه ) اختلاف آماری معنیداری را نشان داد. نتیجهگیری: ماساژ دست و پا باعث بهبود علائم حیاتی زنان بعد از عمل سزارین میشود که میتواند حاکی از ایجاد آرامش و کاهش استرس در آنان باشد.
مقدمه: پره اکلامپسی یک عارضه شایع و خطرناک حاملگی با علت ناشناخته است. التهاب سیستمیک و استرس اکسیداتیو متعاقب اختلال خواب ممکن است باعث افزایش فشار خون شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط کیفیت خواب با پره اکلامپسی انجام شد. روش کار: این مطالعه مورد شاهدی در سال 1393 بر روی 150 زن باردار مبتلا به پره اکلامپسی و 150 زن سالم مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی و بیمارستان های دانشگاهی شهر مشهد انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها فرم اطلاعات مربوط به مشخصات فردی، علائم بالینی و آزمایشگاهی پره اکلامپسی، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (دس 21) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبرگ بود. کیفیت نامناسب خواب، به صورت نمره بیشتر از 5 حاصل از پرسشنامه پیتزبرگ و پره اکلامپسی با فشارخون سیستولی مساوی یا بیشتر از 140 میلی متر جیوه و یا فشار خون دیاستولی مساوی یا بیشتر از 90 میلی متر جیوه همراه با دفع ادراری پروتئین به میزان 300 میلی گرم در ادرار 24 ساعته و یا مساوی یا بیش از +1 در تست نواری تعریف شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و از آزمون های آماری تی مستقل، من ویتنی،کای دو و مدل رگرسیون لوجستیک انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: بین کیفیت خواب با پره اکلامپسی ارتباط معنی داری وجود داشت (001/0p<)؛ به طوری که 119 نفر (3/79%) از افراد مبتلا به پره اکلامپسی و نیز 91 نفر (7/60%) از افراد سالم کیفیت خواب نامناسب داشتند و احتمال ابتلاء به پره اکلامپسی در صورت وجود کیفیت نامناسب خواب 48/2 برابر بود (49/1-15/4: 95%، 48/2=OR). نتیجه گیری: کیفیت نامناسب خواب زمینه ساز بروز پره اکلامپسی است، لذا غربالگری کیفیت خواب توسط ارائه دهندگان مراقبت های بارداری توصیه می شود.
مقدمه: رعایت موازین اخلاقی در ارائهمراقبت، یکیازاهدافاساسیسیستمهای ارائهخدماتسلامتدر دنیا است. از آنجایی که ماماها وظیفه مراقبت از سلامت زنان را به عهده دارند، توجه به مبانی اخلاقی در این حرفه ضروری به نظر میرسد. مطالعه حاضر با هدف تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد ماماهایشاغل در زایشگاهبیمارستانهای آموزشی مشهد انجام شد. روش کار: این مطالعهتوصیفیدر سال1393 بر روی 68 نفر ازماماهای شاغل در زایشگاه بیمارستانهایآموزشیوابسته به دانشگاهعلومپزشکیمشهد با اشتغال حداقل یک سال در زایشگاه انجام شد. ابزارگردآوریدادهها، پرسشنامههای مشخصات فردی، تعیین آگاهی و چک لیست ثبت نگرش و عملکرد ماماها در ارتباط با رعایت اصول اخلاق حرفهای بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای آماری توصیفی، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: در مطالعه حاضر در رابطه با آگاهی نسبت به کدهای اخلاق حرفهای، سطح آگاهی 46 نفر (6/67%) از ماماها در حد متوسط بود. همچنین 58 نفر (3/85%) از ماماها نگرش خوب و 54 نفر (4/79%) عملکرد متوسطی نسبت به کدهای اخلاق حرفهای داشتند. نتیجه گیری: اکثر ماماها آگاهی و عملکرد متوسطی در رابطه با کدهای اخلاق حرفهای دارند. لذا با توجه به اهمیت رعایت اصول اخلاقی در ارائه مراقبت های مامایی، برگزاری دوره های مدون آموزش اخلاق حرفهای جهت ارتقاء آگاهی، نگرش و عملکرد ماماها توصیه میشود.
مقدمه:انجام آزمایشات غربالگری اختلالات کروموزومی جنین ممکن است باعث ایجاد نگرانی و اضطراب در مادران باردار شود. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر آموزش گروهی و انفرادی بر نگرانی و اضطراب زنان باردار پیرامون آزمایشات غربالگری اختلالات کروموزومی جنین انجام شد. روش کار:این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1393 بر روی 240 زن باردار با سن بارداری کمتر از 10 هفته، در مراکز بهداشتی- درمانی شهر مشهد انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه نگرانی کمبریج و اضطراب اشپیلبرگر بود. در گروه های مداخله، آموزش انفرادی و گروهی طی دو جلسه به صورت هفته ای یک بار و طی دو هفته متوالی برگزار شد و در گروه کنترل، مراقبت معمول انجام شد. میزان نگرانی و اضطراب زنان باردار قبل از آموزش و نیز در هفته 22-20 بارداری در سه گروه اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه، توکی و آزمون تی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین نمره نگرانی زنان باردار در سه گروه آموزش انفرادی (03/8±55/17)، گروهی (87/8±48/19) و کنترل (06/5±18/24) اختلاف آماری معنی داری داشت (001/0=p). همچنین میانگین نمره اضطراب آشکار زنان باردار در سه گروه آموزش انفرادی (01/4±9/46)، گروهی (01/3±5/45) و کنترل (26/5±9/47) و میانگین نمره اضطراب پنهان در سه گروه آموزش انفرادی (34/4±86/45)، گروهی (36/4±73/46) و کنترل (08/5±32/44) اختلاف آماری معنی داری داشت (001/0=p). نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن روش های آموزش انفرادی و گروهی در کاهش نگرانی و اضطراب آشکار زنان باردار پیرامون آزمایشات غربالگری اختلالات کروموزومی جنین، می توان هر کدام از این روش های آموزشی را بر حسب شرایط محیط بالین برای ترغیب مادران باردار جهت استفاده از آزمایشات غربالگری استفاده کرد.
مقدمه: علائم اضطراب اجتماعی و علائم اختلال خوردن، اختلالات شایعی هستند که ممکن است به طور همزمان اتفاق بیفتند. با توجه به اینکه این علائم در جوامع مختلف و با فرهنگ های متفاوت شیوع متفاوتی داشته است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط علائم اضطراب اجتماعی با علائم اختلال خوردن در زنان باردار نخست زا انجام شد. روشکار: این مطالعه مقطعی در سال 1392 بر روی 190 زن باردار نخست زای مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر مشهد انجام شد. مشخصات فردی/ بارداری، پرسشنامه بررسی علائم خوردن (EDE-Q) (26 سؤالی) و پرسشنامه اختلال اضطراب اجتماعی (17 سؤالی) توسط واحد های پژوهش تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 14) و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تی دانشجویی، آنالیز واریانس یک طرفه و مدل رگرسیون خطی انجام شد. سطح معنیداری 0/05 مدنظر قرار گرفت. یافتهها: 28 نفر (14/7%) از زنان، علائم اضطراب اجتماعی و 16 نفر (8%) علائم اختلال خوردن داشتند. بر اساس آزمون ضریب همبستگی پیرسون، علائم اضطراب اجتماعی با علائم اختلال خوردن همبستگی مثبت و معنی داری داشت (0/001>p، 0/42=r). نتیجهگیری: آموزش تمام مراقبین بهداشتی به ویژه ماماها در زمینه مشکلات تغذیه ای در طول بارداری، می تواند در تشخیص و شناسایی زودرس اختلالات اضطرابی مؤثر باشد.
مقدمه: زایمان سخت، شایع ترین علت سزارین اولیه است. عوامل روحی- روانی، جسمی و فیزیولوژیک در پیشرفت زایمان نقش دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر حمایت مداوم طی زایمان بر پیشرفت زایمان زنان نخست باردار انجام شد. روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 87-1386 بر روی 80 زن نخست باردار در بیمارستان ام البنین (س) مشهد انجام شد. افراد به صورت تصادفی در گروه مراقبت حمایتی و گروه مراقبت معمول قرار گرفتند. در هر دو گروه اطلاعات مربوط به لیبر و زایمان توسط پژوهشگر در فرم معاینه و مشاهده ثبت شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 14) و آزمونهای تی، من ویتنی، کای دو و دقیق فیشر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: دو گروه مراقبت حمایتی و مراقبت معمول از نظر میزان سزارین تفاوتی نداشتند (5/2 درصد در گروه مراقبت حمایتی و 5/2 درصد در گروه مراقبت معمول؛ 562/0=p). اما دو گروه از نظر طول مدت بخش فعال مرحله اول زایمان (018/0=p)، نیاز به تقویت زایمان با اکسی توسین (033/0=p) و استفاده از داروهای ضد درد تفاوت آماری معنی داری داشتند (042/0=p). نتیجه گیری: حمایت مداوم ماما طی زایمان باعث کاهش مداخلات حین زایمان می شود..
مقدمه: خونریزی پس از زایمان، یکی از مهمترین علل مرگ و میر مادران در دنیا است. بیشتر این مرگ ها ناشی از تأخیر در تشخیص و اداره مناسب خونریزی پس از زایمان است. از طرفی کیفیت آموزش مامایی تأثیر عمیقی بر ارائه مناسب خدمات دارد. لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر وب، شبیه سازی و مرسوم بر میزان ماندگاری دانش و مهارت اداره خونریزی بعد از زایمان در دانشجویان مامایی انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی سه گروهه در سال 1392 بر روی 54 دانشجوی مامایی دانشکده پرستاری و مامایی مشهد انجام شد. دانشجویان در گروه مبتنی بر وب به مدت 1 هفته به صورت آنلاین، افراد گروه شبیه سازی به مدت 4 ساعت در مرکز مهارت های بالینی و افراد گروه مرسوم به مدت 4 ساعت به صورت سخنرانی آموزش دیدند. قبل، یک هفته و یک ماه بعد از دوره آموزشی، آزمون آگاهی و بالینی ساختارمند عینی گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/11) و آزمون های کای دو، آنالیز واریانس یک طرفه، کروسکال والیس و فریدمن انجام شد. سطح معنی داری در تمام موارد 05/0>p درنظر گرفته شد. یافتهها: میزان ماندگاری دانش و مهارت اداره خونریزی پس از زایمان در دانشجویان مامایی، 1 هفته و 1 ماه بعد از آموزش، در هر سه گروه مبتنی بر وب (001/0=p)، شبیه سازی (001/0=p) و مرسوم (001/0=p) افزایش معنی داری یافت. نتیجهگیری: آموزش، میزان ماندگاری دانش و مهارت اداره خونریزی پس از زایمان را افزایش می دهد. ماندگاری مهارت اداره خونریزی پس از زایمان در گروه آموزش مبتنی بر وب بیشتر از گروه مبتنی بر شبیه سازی و مرسوم است، بنابراین میتوان از آموزش مبتنی بر وب که روشی در دسترس است، استفاده کرد.
مقدمه: در حال حاضر معاینه مهبلی، استاندارد طلایی برای ارزیابی پیشرفت لیبر در نظر گرفته می شود اما معاینه مهبلی برای زنان، دردناک، ناخوشایند و خجالت آور است. ظهور خط بفش در ناحیه باسن طی لیبر، یکی از روش های غیر تهاجمی برای ارزیابی پیشرفت اتساع دهانه رحم می باشد که می توان از این روش به عنوان یک جایگزین یا مکمل معاینات مهبلی استفاده کرد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط طول خط بنفش و اتساع دهانه رحم در فاز فعال زایمان انجام شد. روشکار: این مطالعه همبستگی در سال 1391 بر روی 350 زن مراجعه کننده به بیمارستان ام البنین (س) مشهد انجام شد. ابتدا در اتساع 4-3 سانتیمتر دهانه رحم، وجود یا عدم وجود خط بنفش در وضعیت خوابیده به پهلو توسط پژوهشگر مشاهده و طول آن ثبت می شد، سپس معاینه مهبلی جهت اندازه گیری میزان اتساع دهانه رحم در دو گروه دارای ظهور خط بنفش و بدون ظهور خط بنفش توسط کمک پژوهشگر انجام و نتایج آن ثبت می شد. این اندازه گیری ها تا کامل شدن اتساع دهانه رحم هر 1 ساعت تکرار می شد. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه14) و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، کای اسکوئر و تی دانشجویی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین سن زنان 5±22/25 سال بود. 222 نفر (2/61%) از زنان نخست زا و 128 نفر (8/38%) چندزا بودند. خط بنفش در طی لیبر در3/75 درصد موارد ظاهر شد و تفاوت آماری معنی داری در میزان بروز خط بنفش در زنان نخست زا و چندزا مشاهده نشد (001/0>p). بین طول خط بنفش و اتساع دهانه رحم (001/0>p، 44/0=r) ارتباط مستقیم و معناداری وجود داشت. نتیجهگیری: بین طول خط بنفش و اتساع دهانه رحم همبستگی مثبت وجود دارد. بنابراین با توجه به ظهور این خط در طی لیبر، می توان از آن به عنوان یک روش غیر تهاجمی ارزیابی پیشرفت لیبر استفاده کرد.
مقدمه: بارداری طولانی، یکی از مشکلات مامایی و شایع ترین علت القاء زایمان محسوب میشود که علاوه بر عوارض مادری و جنینی، میزان سزارین را افزایش میدهد. بر اساس مطالعات انجام شده، مصرف خرما در شروع و پیشرفت زایمان نقش دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مصرف خرما در اواخر بارداری بر شروع زایمان در زنان نخست زا انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1392 بر روی 210 زن نخست زای 35-18 ساله مراجعه کننده به بیمارستان ام البنین (س) شهر مشهد انجام شد. افراد به روش تصادفی به دو گروه 105 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله از هفته 37 بارداری تا شروع دردهای زایمانی، روزانه 75-70 گرم خرما مصرف کردند و در گروه کنترل، مراقبت معمول انجام میشد و طی مطالعه مصرف خرما نداشتند. ابزار گردآوری داده ها شامل فرمهای پرسشنامه، معاینه، مشاهده و شمارش حرکات جنین و چک لیست مصرف خرما بود. دادهها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 14) و آزمونهای آماری کای اسکوئر و تی تست مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: بین دو گروه مداخله و کنترل از نظر شروع زایمان اختلاف معنیداری وجود داشت و درصد القاء زایمان در گروه کنترل، بالاتر از مداخله بود (001/0p