تبلیغات به عنوان یک ابزار میتواند نقش بسیار مهمی در سیاستها و استراتژیهای بازاریابی سازمانهای ورزشی از قبیل ارتباط با مشتریان، اصلاح و تغییر ذهنیت مشتریان نسبت به برند ایفا کند. هدف از این پژوهش ارائه الگوی پارادایمی عوامل تبلیغاتی موثر بر نیات رفتاری هواداران فوتبال بود. این یک پژوهش کیفی است. از میان انواع راهبردهای پژوهشهای کیفی، نظریه داده بنیاد انتخاب شده است که استفاده از روش داده بنیاد نیز با تمرکز بر رهیافت استراوس و کوربین انجام شد. براساس روش نظریة داده بنیاد، دادهها پس از کدگذاری تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تبلیغات احساسی، تبلیغات برانگیزاننده، محتوای تبلیغات، هزینه تبلیغات و تاثیر گذاری تبلیغات بهعنوان شرایط علّی، اصول حاکم، تبلیغات اطلاعی و منبع تبلیغات بهعنوان شرایط واسطهای، اصول حاکم بر تبلیغات، تبلیغات اطلاعی و منبع تبلیغات بهعنوان بستر حاکم، تبلیغات الکترونیکی و تبلیغات محیطی بهعنوان شرایط مداخله گر، شخصیت تبلیغاتی، تبلیغات دهان به دهان، سبک تبلیغی، سرگرم کنندگی، جاذبهها، اعتباردهندگی، تبلیغ خلاق بعنوان راهبردها و نیات رفتاری هواداران، توسعه اقتصادی باشگاه، تقویت برند باشگاه و ایجاد محیط رقابتی بهعنوان پیامدها، ایفای نقش میکنند. الگوی ارائه شده بهوسیله بازنمایی همه پیچیدگیهای موجود، دارای یک جهتگیری کلنگر در تببین پدیده محوری است و توسعه نیات رفتاری هواداران را بوسیله وفاداری آنان، حضور مجدد و تبلیغات توصیهایی مثبت در گروههای آشنایان و دوستان را فراهم میکند.
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و ارزیابی شایستگیهای کانونی شغلی دانشجویان و دانش آموختگان تربیت بدنی و علوم ورزشی بود. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش سندی- تحلیلی و پیمایشی بود، زیرا با بررسی ادبیات تحقیق همراه با مصاحبه، ابتدا فهرستی از مهمترین شایستگیهای کانونی شغلی دانشجویان و دانش آموختگان تربیت بدنی و علوم ورزشی شناسایی و سپس به روش دلفی پالایش و نهایتا از طریق تحلیل عاملی تاییدی، فهرست نهایی مورد تایید قرار گرفت. در مرحله آخر از پرسشنامه محقق ساخته برای بررسی وضعیت هر یک از مولفه ها و متغیرهای اصلی سازه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان و دانش آموختگان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه های دولتی شهر تهران تشکیل می دادند که بر اساس جدول تعیین حجم نمونه آماری مورگان و همکاران، بیشترین تعداد نمونه به میزان 384 نفر ملاک عمل قرار گرفت و نهایتا 350 پرسشنامه غیر مخدوش به دست آمد. جهت انجام محاسبات آماری از نرمافزارهای «لیزرل» و«اس.پی.اس.اس» استفاده شد و نتایج نشان داد که وضعیت شایستگی های کانونی شغلی دانشجویان و دانش آموختگان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی کشور به طور معنی داری در وضعیت پایین تر از حد مطلوب قرار داشته است. بنابراین لازم است تا با افزایش مهارت های عمومی و پایه ای در کنار توانمندی های تخصصی و فنی، این امکان برای دانشجویان و دانش آموختگان رشته تحصیلی تربیت بدنی و علوم ورزشی فراهم گردد تا در بازار کار به گونه ای موفق تر نسبت به سایرین رقابت نمایند.
هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین و ارائه مدلی از عوامل اقتصادی موثر بر پاسخهای رفتاری هواداران فوتبال بود. مشارکت کنندگان این پژوهش، 20 نفر از صاحب نظران و مطلعان کلیدی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدهاند. مجموعههایی از مفاهیم اولیه طی فرایند کدگذاری باز جمع آوری و از بطن آنها مقولههایی استخراج گردید. سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقولهها ذیل عناوین شرایط علی، پدیده محوری، مقوله راهبردی، شرایط محیطی، مقوله واسطهای و مقوله پیامدی در قالب پارادایم تعیین شد. در ادامه و در مرحله کدگذاری گزینشی، اجزای پارادایم کدگذاری، تشریح و نظریه خلق شد. از طریق کدگذاری باز، 89 مفهوم به دست آمد که با طبقه بندی این مفاهیم 27 مقوله فرعی شکل گرفت و در مرحله کدگذاری محوری، حول 13 مقوله اصلی طبقه بندی شدند. نتایج نشان داد که هزینههای پرداخت شده توسط هواداران، اختصاص امتیازات اقتصادی به هواداران، مقایسه فایده و هزینه بهعنوان شرایط علی، برنامههای اقتصادی باشگاه و آثار اقتصادی رویداد بهعنوان شرایط واسطهای، مطلوبیت درآمد جامعه، فضای سالم اقتصادی باشگاه، سودآور بودن باشگاه بهعنوان شرایط مداخلهگر، خصوصی سازی و منابع مالی باشگاه بهعنوان راهبردها و پاسخهای رفتاری مثبت هواداران به-عنوان پیامدها ایفای نقش میکنند.
توسعة ورزش دانشگاهی میتواند ضامن سلامتی دانشجویان و یکی از عوامل مؤثر در توسعة ورزش کشور باشد. بر همین اساس، برای تحول در ورزش کشور نقش دانشگاهها مهم است. شناسایی بسترها و عوامل توسعة ورزش در دانشگاهها علاوه بر ارتقای سطح سلامتی دانشجویان، باعث رشد ورزش کشور میشود. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعة ورزش در دانشگاه فنیوحرفهای بود و مشارکتکنندگان در پژوهش، استادان و مدیران تربیتبدنیِ دانشگاههای کشور بودند که بر اساس شیوة نمونهگیریِ هدفمند انتخاب شدهاند. بر اساس روش نظریة دادهبنیاد، دادهها پس از کدگذاری تجزیهوتحلیل شدند و برای تحلیل دادههای پژوهش از نرمافزار مکسکیودی استفاده شد. نتایج نشان داد که برای توسعة ورزش دانشگاهی چند عامل علّی دخیلاند که عبارتند از فضا و تجهیزات، مدیریت و برنامهریزی، اعتبارات و فراهمبودن زیرساختهای ورزش همگانی. همچنین مواردی مثل تغییر سبک زندگی، کافینبودن منابع مالی و امکاناتی و نیز پرداختن به امورات روزمره، عوامل مداخلهگر هستند و جذابیت ورزش، حمایت رهبری از ورزش دانشجویی، قدمت، ساختار و نیز گستردگی مراکز دانشگاهی، عوامل زمینهای به حساب میآیند. در نهایت، کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش جمعیت تحت پوشش، افزایش منابع مالی و امکاناتی و همچنین افزایش بهرهوری، پیامدهای مدل توسعة ورزش در دانشگاههای کشور هستند. بر اساس مدل ارائهشده، اموری همچون توسعة مدیریت مشارکتی، استقرار نظام مدیریتی و برنامهریزی، ایجاد دغدغه در مسئولان، افزایش منابع مالی و نیز اولویتبخشیدن به ورزش همگانی، نقش مؤثری بر توسعة ورزش در دانشگاهها دارند.
هدف پژوهش، مقایسۀ ادراک ریسک دانشجویان شرکتکننده درفعالیتهای ورزشی دانشگاه مازندرانبود. این پژوهش ازنوع توصیفی - پیمایشی و شیوۀ جمعآوری اطلاعات میدانی بود.جامعۀ آماری دانشجویان دختر و پسر شرکتکننده درکلاسهای آموزشی، فوق برنامهها و اعضای تیمهای ورزشیبودند که نمونۀ آماری به صورت تمام شمار 901 نفرانتخاب شد. از پرسشنامۀ محققساختهای تحت عنوان ادراک ریسک استفاده شد که روایی آن توسط 11 نفر ازخبرگان وپایایی آن بااستفاده ازروش آلفای کرونباخ 84/0 برآورد گردید. نتایج حاصل از دادههای تحقیق با استفاده از آزمونهای کلموگروف اسمیرنوف و یو- من ویتنی استخراج شد.نتایج آزمون یو من ویتنی نشان داد که بین ادراک ریسک دانشجویان دختر و پسر در شاخصهای هیجانخواهی، ترس از مصدومیت، اعتماد به نفس، تجربه و مهارت تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، بین ادراک ریسک دانشجویان دختر و پسر در تأثیر سابقۀ مصدومیت و سابقهی موفقیت در تکرار فعالیتهای خطرناک اختلاف معناداری مشاهده نشد که خود بیانگر نگرش و ادراک نزدیک دختران و پسران درشاخص های مذکور است. بنابراین، مدیران ورزش برای بقای سازمان خود و همچنین تأمین ایمنی و سلامت ورزشکاران باید به درک طرز تلقی شرکتکنندگان در فعالیتهای ورزشی بپردازند تا از این طریق گامهای مهم و اساسی برای شناسایی ادراک دانشجویان از ریسکهایی که میتواند منجر به عدم مشارکت آنها در فعالیتهای ورزشی گردد، برداشته شود.
احیا عابدی،دکتر محمد حسین رضوی، دکتر فرزام فرزان مقدمه و هدف: این پژوهش بررسی و مقایسه میزان تعهد سازمانی معلمان تربیت بدنی استان خراسان شمالی بود. روش انجام تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی و به شکل میدانی انجام شد. روششناسی: جامعه آماری این تحقیق را کلیه 607 نفر معلم تربیت بدنی زن و مرد شاغل در مدارس استان خراسان شمالی، تشکیل دادهاند که به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم 230 نفر به عنوان نمونه گزینش گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات فردی و تعهد سازمانی آلن و می یر میباشد که پایایی پرسشنامه تعهد سازمانی87/0توسط آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد. روایی پرسشنامه ها توسط اساتید رشته تربیت بدنی و رشته مدیریت تایید شده است. از روشهای آمار توصیفی (فراوانی،درصد،میانگین وجدول ) برای توصیف یافته ها و ازآمار استنباطی (آزمون یومن ویتنی، آزمون کروسکال والیس و خی دو) برای آزمون فرض های تحقیق استفاده شد (p≤0/05). یافتهها: یافتهها نشان داد که اختلاف آماری معنی داری در تعهد سازمانی معلمان تربیت بدنی بر مبنای جنسیت وجود دارد؛ بدین معنی که مردان نسبت به زنان از تعهد سازمانی بالاتری برخورداربوده اند. بین سن و سابقه خدمت با تعهد سازمانی معلمان تربیت بدنی استان خراسان شمالی رابطه معنا داری وجود ندارد. معلمان رسمی و پیمانی از تعهد سازمانی بالاتری نسبت به معلمان قراردادی برخوردارند. نتیجهگیری: نتایج نشان داد معلمانی که از طریق مراکز تربیت معلم وارد آموزش و پرورش شده اند، نسبت به سایر معلمان تعهد سازمانی کمتری دارند. با توجه به نتایج تحقیق، به نظر می رسد که برای اصلاح وضعیت موجود در آموزش و پرورش در زمینه تعهد سازمانی معلمان باید زمینة بهبود تعهد سازمانی معلمان تربیت بدنی زن، معلمان قراردادی و همچنین معلمانی که از طریق مراکز تربیت معلم وارد آموزش و پرورش شده اند، فراهم شود .