هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی مفهومی برای شناسایی و تبیین عوامل کلیدی تعیینکننده مهاجرت ورزشکاران نخبه در ایران است.روششناسی: پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع پژوهش نیز جزو مطالعات کیفی بود که با استفاده از نظریه داده بنیاد به انجام رسید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل صاحبنظران، خبرگان، اساتید و مربیان در زمینه موضوع این پژوهش میباشند. جهت نمونهگیری برای انجام مصاحبههای عمیق از روش نمونهگیری گلوله برفی استفاده شد. ابزار پژوهش مصاحبه بود که از 15 نفر به عمل آمد. روایی ابزار پژوهش(مصاحبه)، توسط مصاحبهشوندگان و سپس اساتید متخصص، مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد و برای سنجش پایایی از روش توافق درون موضوعی استفاده شد که مطابق این روش مقدار پایایی برابر با 0/81 بود. در راستای تجزیه و تحلیل دادهها از روش نظریه دادهبنیاد استفاده شد.یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر عوامل تعیین کننده در مهاجرت نخبگان ورزشی کشور شامل عوامل علی (جایگاه شغلی ضعیف در جامعه و سیستم مدیریتی ناکارآمد)، عوامل زمینهای (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی- اجتماعی)، عوامل مداخلهگر (ویژگیهای فردی و محیطی)، راهبردها (بهبود ساختار ورزش کشور و بهبود وضعیت اجتماعی جامعه) و در نهایت پیامدهای این پژوهش (افت کیفیت ورزش قهرمانی و کمبود الگوی ورزشی مناسب در جامعه) میباشد که این مقولهها خود شامل 20 مفهوم و چندین عامل یا کد باز هستند.نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، باید سیاستگذاریهای کلان و اقدامات موثری جهت ارتقای سطح کیفیت زندگی اجتماعی و حرفهای ورزشکاران نخبه صورت پذیرد تا روند مهاجرت نخبگان، کنترل و از خسارتهای مادی و معنوی این پدیده جلوگیری به عمل آید.
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در بروز و کنترل فساد در صنعت فوتبال ایران و شناسایی عوامل نهادی، ساختاری و فرهنگی تأثیرگذار بر آن، بهمنظور ارائه الگویی مفهومی و راهبردی برای مقابله با فساد سیستماتیک در حکمرانی فوتبال است.روششناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و بهرهگیری از نظریه دادهبنیاد گلیزری (رهیافت نوخاسته) انجام شد. دادهها از طریق ۱۳ مصاحبه عمیق و نیمهساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزه فوتبال در کشورهای ایران، آمریکا، ایتالیا، استرالیا، قطر و عراق گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری باز، انتخابی و نظری تحلیل شدند. تحلیل دادهها در نرمافزار MAXQDA 2024 صورت گرفت و مدل نهایی باتکیهبر روش 6C گلیزری توسعه یافت.یافتهها: یافتهها نشان داد فساد در صنعت فوتبال ایران، ساختاری و نظاممند است و از تعامل مجموعهای از عوامل همچون ضعف حکمرانی، نفوذ سیاسی، اقتصاد غیرشفاف، فرهنگ فسادپذیر، نبود نظارت مؤثر، و ناکارآمدی نظامهای قضایی ناشی میشود. در نهایت، پدیده محوری پژوهش فساد سیستماتیک در ساختار حکمرانی فوتبال شناسایی و ده مضمون کلیدی در قالب مدل نهایی مفهومپردازی شد.نتیجهگیری: فساد در فوتبال تنها از طریق اصلاح ساختار حکمرانی، استقرار نهادهای مستقل نظارتی، بهرهگیری از فناوری اطلاعات، فرهنگسازی ضدفساد و اجرای دقیق و بیطرفانه قوانین قابلکنترل است. این مدل مفهومی، میتواند بهعنوان مرجع راهبردی برای سیاستگذاران و مدیران فوتبال جهت تدوین برنامههای مقابله با فساد بهویژه در کشورهایی با ساختار آسیبپذیر مورداستفاده قرار گیرد.
ایران از پتانسیل لازم برای جذب گردشگر ورزشهای آبی ـ ساحلی برخوردار است، ولی دارای جایگاه مناسبی نیست. پژوهش حاضر بهدنبال شناسایی موانع توسعة گردشگری ورزشهای آبی ـ ساحلی در ایران است. جامعۀ پاسخگویان پژوهش در مرحله کیفی شامل استادان، کارشناسان علوم ورزشی و گردشگری بودهاست. برای این منظور، از مصاحبة نیمهساختاریافته و همچنین پرسشنامة محققساخته استفاده شد. در مرحله کمّی، تعداد600 پرسشنامه بین گردشگران سواحل بهصورت تصادفی خوشهای، در مناطق کیش و هرمزگان و همچنین مازندران و گیلان، توزیع شد. یافتههای معادلات ساختاری نشان داد که از میان موانع توسعة گردشگری بُعد زیرساخت از بیشترین اهمیت برخوردار است. با حذف موانعی مانند ساختوساز بیرویه در حریم دریا، عدم تفکیک محل استراحت و قایقرانی و شنا و همچنین تجهیزات ناکافی ناجیان زمینة توسعة گردشگری ورزشهای آبی فراهم میشود؛ همچنین برگزاری جشنوارهها و مسابقات ورزشهای آبی ـ ساحلی راهکارهای جدیدی در جهت توسعة گردشگری هستند.
هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه وب سایتهای ایرانی و خارجی پوشاک و لباس ورزشی براساس شاخص وب سنجی بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی، از لحاظ هدف، کاربردی، جامعه آماری پژوهش، شامل وب سایت-های معتبر ایرانی و خارجی پوشاک ورزشی است که از بین وب سایتهای مختلف دوزاده سایت که شش سایت ایرانی شامل (مروژ، پیشکوه، جام جم، بدوفو، ال اسپرت و هدف اسپرت) و شش سایت خارجی شامل (آدیداس، نایک، ریباک، پوما، فیلا و آل اشپرت) انتخاب شدند. ابزار پژوهش چک لیست محقق ساخته بود. این چک لیست شامل یازده بعد (مشخصات سایت، طراحی نمای بصری، ناوبری، فنی، زمان واکنش، کیفیت اطلاعات محصولات، تنوع محصولات، سطح مخاطبین، کیفیت سفارش محصول، هزینه و روش ارسال و امنیت) و 56 سوال میباشد. شیوه جمع آوری داده ها مشاهدهای- عینی بود. روایی صوری سوالات توسط صاحبنظران مدیریت ورزشی و کامپیوتر مورد تائید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه به روش توافق بین ارزیابیها انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و از آزمون کروسکال والیس و برای رتبه بندی سوالات از آزمون فریدمن استفاده شد. نتایج نشان می دهد که بین مولفههای بررسی شده در سایتهای ایرانی و خارجی از لحاظ یازده بعد که به آن پرداخته شده تفاوت معناداری وجود نداشت و سایتهای منتخب کیفیت بالایی در سایتهای خود داشتند. در نتیجه با توجه به یافته های حاصل از پژوهش؛ مدیران و مسئولین سایتهای ایرانی و خارجی می توانند با نوآوریها و قابلیتهای بیشتر در سایت بر توسعه سایتهای خود بیفزایند تا باعث عملکرد بهتر سایتها در بین کاربران گردد.
با توجه به برنامههای کلانی که در کشور در سالیان اخیر در حوزة ورزش همگانی انجام شده است، تغییر چشمگیری در افزایش مشارکت شهروندان مختلف کشور روی نداده است؛ بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی عوامل توسعة ورزش همگانی با ماهیت اکتشافی- بنیادی انجام شده است. روش پژوهش کیفی بود که براساس نظریة دادهبنیاد به طراحی مدل پارادایمی عوامل توسعة ورزش همگانی کشور پرداخته شده است. ابزار مورداستفاده نیز مصاحبة نیمهساختاریافته بود که از نظرهای 21 نفر از متخصصان ورزش همگانی کشور استفاده شد. روش نمونهگیری، هدفمند بود. خروجی پژوهش مدل پارادایمی بررسی عوامل توسعة ورزش همگانی در کشور بود که از شرایط علی، مقولة محوری، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها تشکیل شده است. موارد ذکرشده از کدهایی در مرحلة اول کدگذاری؛ یعنی کدگذاری باز در چند مفهوم نظیر «تعاریف و واژهها، موانع بازدارنده، مقایسه با کشورهای پیشرو، انگیزانندهها، تحلیل وضعیت، راهبرد کلان و درپایان، راهکار و روش اجرایی» بهدست آمدهاند. در مرحلة دوم کدگذاری نیز کدگذاری محوری با مقولة محوری عوامل توسعة ورزش همگانی و مقولههای فرعی نظیر «جذابیت ورزشی، سوقدهندهها، موانع و انگیزانندهها» انجام شده است. در پایان، مشخص شد که بسیاری از عوامل توسعه به خود افراد مربوط نمیشوند؛ بلکه با تسهیل در عوامل سوقدهندة محیطی و برطرفکردن موانع موجود، افراد با خیال آسوده ورزش همگانی را ازبین فعالیتهای اوقاتفراغت انتخاب خواهند کرد؛ گرچه تغییر در مفاهیم ورزش همگانی و افزایش انگیزانندهها از عوامل مهمی هستند که باید بهوجود آیند.
یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار در ورزش، پایداری زیست محیطی است. هدف از اجرای تحقیق حاضر شناسایی عوامل زیست محیطی و مدیریتی موثر بر توسعه سوارکاری میباشد. روش تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی و رویکرد انجام تحقیق، آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری تحقیق در مرحله کیفی، 26 خبره در عرصه ورزش سوارکاری بود. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان (17 نفر) و تحلیل عاملی اکتشاف (0/87) قرار گرفته و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ (0/92) گزارش شد. به منظور شناسایی روندهای موثر بر سوارکاری و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزار SPSS25 استفاده شد. یافته ها نشان داد که از بین 25 روندی که در قالب سه پیشران مدیرتی، محیط زیست و کالبدی به صورت طیف لیکرت در اختیار جامعه مورد نظر قرار گرفت، پنج عامل برون سپاری، ورود بخش خصوصی، توسعه گردشگری، حمایت از پرورش دهندگان داخلی و طراحی اماکن با حفظ محیط زیست در سوارکاری شناسایی گردید. مدیریت واحد و اهمیت به صنعت گردشگری اسب می تواند گامی موثر در حفظ محیط زیست با محوریت اسب و توسعه رشد اقتصادی داشته باشد.
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه خلاقیت سازمانی در ورزش میباشد. روششناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بود. 211 نفر از مدیران، کارشناسان مسئول و کارشناسان ادارات تربیتبدنی دانشگاههای فنی و حرفهای سراسر کشور بهصورت هدفمند (نمونه برابر جامعه آماری) انتخاب شدند و به نسخه فارسی پرسشنامه خلاقیت سازمانی دیلیلو و هوتون (2008) پاسخ دادند. یافتهها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی برای بررسی روایی واگرا نشان داد که با اطمینان 63 درصد از واریانس ابعاد خلاقیت سازمانی با حذف گویه 6 در همان سه مؤلفه خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل و حمایت سازمانی ادراک شده قرار میگیرند (بار عاملی بالاتر از 40/0). برای تعیین روایی همگرا، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که عاملهای مستخرج از بار عاملی قابل قبولی برخوردار بودند و میانگین واریانس مستخرج نیز برای تمام عاملهای خلاقیت بالقوه (60/0 = AVE)، خلاقیت بالفعل (54/0 = AVE) و حمایت سازمانی ادراک شده (53/0 = AVE) در حد مناسبی محاسبه شد. همچنین پایایی سازه نیز برای عاملهای خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل و حمایت سازمانی ادراک شده به ترتیب 88/0 ، 84/0 و 86/0 به دست آمد. نتیجهگیری: با استناد به یافتههای پژوهش میتوان استنتاج کرد که خلاقیت سازمانی زمانی بالفعل خواهد شد که کارکنان درکی از حمایت عملی سازمان داشته باشند. بهطورکلی پرسشنامه خلاقیت سازمانی با 16 گویه و سه عامل در منابع انسانی در ورزش زیربنایی برای مطالعات آینده فراهم کرده است.
این پژوهش، با هدف تقویت و توسعه گردشگری در سواحل، عوامل جذبکننده گردشگران ورزشی فعال در زمینۀ گردشگری ساحلی دریای خزر را مورد بررسی قرار داد. پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی است و بهصورت میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش 400 نفر مشتمل بر کلیه کارمندان مرد صداوسیما مراکز استانهای سراسر کشور بودند و حجم نمونه آماری براساس جامعه آماری و با استفاده از جدول مورگان، 196 نفر تعیین شد. بدین منظور تعداد220 پرسشنامه توزیع گردید و در نهایت 200 پرسشنامه مورد تجرزیه و تحلیل نهایی قرار گرفت. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته استفاده شد که پایایی درونی آن از طریق ضریب آلفایکرونباخ بهمیزان 89/0 محاسبه و تایید گردید. تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش با استفاده از آزمون کالموگرافاسمیرنف، آزمون فریدمن، یومنویتنی و کروسکالوالیس با کمک نرمافزار19 spssانجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که جذابیت جاذبههای طبیعی با میانگین رتبهای13/7 مهمترین عوامل جذبکننده درونی و اطلاعرسانی، رسانهها و تبلیغات با میانگین رتبهای12/7 مهمترین عوامل جذبکننده بیرونی گردشگران به گردشگری ساحلی محسوب میشود. همچنین عوامل جذبکننده بیرونی مهمتر از عوامل جذبکننده درونی عنوان شدند. با توجه به نتیجه پژوهش حاضر، به مدیران و مسئولان در جذب گردشگر ساحلی پیشنهاد میشود که در کنار ویژگیهای طبیعی دریا، جشنهایی متناسب با فرهنگ شهر میزبان برگزار کنند. اطلاعرسانی و تبلیغات در مورد تفریحات و امکانات ساحلی از طریق رسانهها و آژانسهای گردشگری صورتگیرد. همچنین در فصلهایی که مسافر کم است از طریق تخفیفات ویژه تورهای تفریحی ساحلی، زمینه را برای جذب بیشتر گردشگر فراهمکنند.
هدف از این پژوهش، مقایسه ویژگیهای شخصیتی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاههای علوم پزشکی بود. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی بود که به شکل میدانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کشور بود. حجم نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان 384 نفر برآورد گردید. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و چند مرحله ای، 192 دانشجوی ورزشکار و 192 دانشجوی غیرورزشکار انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه شخصیت گاسلینگ و همکاران (2003) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین ویژگیهای شخصیتی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاههای علوم پزشکی کشور وجود دارد بطوریکه میانگین ویژگیهای شخصیتی در دانشجویان ورزشکار بیشتر است. در ویژگیهای شخصیتی برونگرایی، سازگاری، ثبات عاطفی و تجربه اندوزی دانشجویان ورزشکار به طور معناداری نمرات بالاتری نسبت به همتایان غیرورزشکار خود کسب کرده بودند. تنها در مولفه وظیفه شناسی تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت. در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت فعالیتهای ورزشی موقعیتهایی به وجود می آورند که باعث افزایش کنترل ورزشکاران بر ویژگیهای روانی خود از جمله ویژگیهای شخصیتی مثبت می شوند.
مقدمه و هدف: با توجه به این که رنگ جزو اولین مؤلفهها در انتخاب محصول است و دغدغه بسیاری از بازاریابان نیز شناخت عوامل مؤثر بر انتخاب رنگ است، از این رو هدف تحقیق حاضر بررسی نقش جنسیت در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی است. روششناسی: این پژوهش به روش پیمایشی انجام گردیده، از لحاظ هدف کاربردی میباشد و شیوه جمعآوری دادهها بهصورت الکترونیکی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بوده است. این پرسشنامه در قالب یک سایت و توسط ایمیل، آدرس سایت برای نمونه آماری ارسال شد. جامعه آماری این تحقیق دانشگاهیان دانشگاه مازندران بودند که دارای پست الکترونیک بودند. بر اساس جدول مورگان 375 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق در نظر گرفته شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. ابتدا چند سؤال به منظور سنجش ویژگیهای دموگرافیک مطرح شده و به منظور بررسی ترجیحات رنگ برای پوشاک ورزشی شامل کفش، تیشرت، سوشرت، شلوار، کاور، حوله، کوله پشتی، شورت، کلاه، جوراب، کولهپشتی سبک، برای هرکدام یک عکس با 10 رنگ سفید، سیاه، خاکستری، قهوهای (بخش رنگهای خنثی)، سبز، آبی، بنفش (بخش رنگهای سرد)، قرمز، زرد و نارنجی (بخش رنگهای گرم) قرار داده شد. دادههای با روش رگرسیون لجستیک چندجملهای تحلیل شده است. یافتهها: نتایج نشان داد که جنسیت در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی در سطح 05/0 نقش معنی داری را بازی میکند. بحث و نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده میتوان عنوان کرد که زنان تمایل به انتخاب رنگهای گرم و مردان تمایل به انتخاب رنگهای سرد و خنثی در پوشاک ورزشی خود دارند. از این رو تولیدکنندگان و فروشندگان پوشاک ورزشی باید از نسبت جنسیت جامعه هدف خود برای فروش آگاهی کامل داشته و بر اساس آن به تولید پوشاک با رنگهای مختلف بپردازند.
مقدمه و هدف: بخش عمدهای از موفقیت سازمانهای ورزشی با خلاقیت کارمندان مرتبط است. به همین دلیل آنها باید هم توانایی-های فنی و هم شغلی را با یکدیگر ادغام نمایند تا سازمانی خلاق و پویا شکل بگیرد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی خلاقیت سازمانی اداره کل ورزش و جوانان استان مازندران بر اساس تعلق شغلی و مهارتهای فناوری اطلاعات کارمندان طراحی شده است. روششناسی: این تحقیق توصیفی همبستگی بود. تعداد 108 کارمند به صورت تصادفی به عنوان نمونه بر اساس جدول مورگان از یک جامعه 180 نفری انتخاب شدند و به پرسشنامههای استاندارد تعلق شغلی (کانونگو، 1982)، خلاقیت سازمانی (حسنبیگی، 1389) و فناوری اطلاعات (فریدفتحی، 1389) پاسخ دادند. روایی پرسشنامهها به وسیله 16 نفر از اساتید و متخصصان مدیریت ورزشی تأیید شد. پایایی هر یک از پرسشنامهها نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 81/0 ، 93/0 ، و 91/0 به دست آمد. علاوه بر آمار توصیفی، از مدل معدلات ساختاری برای آزمون فرضیههای تحقیق استفاده شد. یافتهها: نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که تعلق شغلی به طور معنیداری میتواند اعتقادات و جو سازمانی (r= .81, t= 2.02)، صلاحیت منابع انسانی (r= 1.01, t= 4.23) و انتشار دانش (r= .90, t= 3.81) را در ابعاد خلاقیت سازمانی برآورد نماید. از طرف دیگر، مهمترین توانایی فناوری اطلاعات در پیشبینی خلاقیت سازمانی، استفاده از دستورالعملها (r= .98, t= 10.26) و تواناییهای رایانهای (r= .86, t= 8.40) بود. بحث: به نظر میرسد که ادغام طرحهای شغلی مبتنی بر فناوری اطلاعات میتواند عملکرد فردی و سازمانی محیطهای ورزشی را از طریق خلاقیت در سطوح مختلف پیشبینی کند. از این رو، به مدیران پیشنهاد میشود که در طراحی و مهندسی مجدد مشاغل ورزشی، از دستورالعملهای بهروز و ارگونومی مرتبط با اینترنت و رایانه استفاده کنند تا بر این اساس، تعلق شغلی کارمندان افزایش و خلاقیت در سطح سازمان تعمیم یابد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش تصویر بدنی در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی بود. جامعۀ آماری پژوهش را دانشگاهیان دانشگاه مازندران تشکیل دادند که براساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، 379 نفر از آنها بهعنوان نمونۀ آماری در نظر گرفته شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامۀ ترکیبی تصویر بدنی و انتخاب رنگ پوشاک ورزشی بهصورت الکترونیکی جمعآوری گردید. نتایج رگرسیون لجستیک چندجملهای نشان میدهد که نقش تصویر بدنی در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی معنادار است. ازسویدیگر، دانشگاهیان دانشگاه مازندران که خود را در مؤلفههای احساس جذابیت و ارزیابی از ظاهر تصویر بدنی برتر میپندارند، از رنگهای خنثی و سرد بهعنوان نمادی برای نمایش این جذابیت در پوشش خود استفاده میکنند؛ بنابراین، میتوان گفت که انتخاب رنگ براساس تصویر بدنی، بستگی به این موضوع دارد که افراد خود را در کدام بعد از تصویر بدنی برتر میپندارند.
هدف تحقیق حاضر بررسی نقش شخصیت در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی بود. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شد و شیوه جمعآوری دادهها به صورت الکترونیکی، با استفاده از پرسشنامه ترکیبی بود. جامعه آماری تحقیق، دانشگاهیان دانشگاه مازندران بودند که پست الکترونیک داشتند. بر اساس جدول مورگان 379 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. برای سنجش شخصیت از پرسشنامه شخصیت استفاده شد. به منظور بررسی ترجیحات رنگ برای پوشاک ورزشی، برای هر کدام یک عکس با 10 رنگ مختلف (در سه بخش رنگهای خنثی، گرم و سرد) قرار داده شد. دادههای جمعآوری شده با روش رگرسیون لجستیک چندجملهای تحلیل شد. نتایج نشان داد که نقش شخصیت در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی به جز شورت ورزشی در سطح 0.05 معنیدار است و افراد هرچه تجربه پذیرتر و وجدانگراتر باشند، به انتخاب رنگهای خنثی و سرد نسبت به رنگهای گرم بیشتر تمایل دارند.
توسعة ورزش دانشگاهی میتواند ضامن سلامتی دانشجویان و یکی از عوامل مؤثر در توسعة ورزش کشور باشد. بر همین اساس، برای تحول در ورزش کشور نقش دانشگاهها مهم است. شناسایی بسترها و عوامل توسعة ورزش در دانشگاهها علاوه بر ارتقای سطح سلامتی دانشجویان، باعث رشد ورزش کشور میشود. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعة ورزش در دانشگاه فنیوحرفهای بود و مشارکتکنندگان در پژوهش، استادان و مدیران تربیتبدنیِ دانشگاههای کشور بودند که بر اساس شیوة نمونهگیریِ هدفمند انتخاب شدهاند. بر اساس روش نظریة دادهبنیاد، دادهها پس از کدگذاری تجزیهوتحلیل شدند و برای تحلیل دادههای پژوهش از نرمافزار مکسکیودی استفاده شد. نتایج نشان داد که برای توسعة ورزش دانشگاهی چند عامل علّی دخیلاند که عبارتند از فضا و تجهیزات، مدیریت و برنامهریزی، اعتبارات و فراهمبودن زیرساختهای ورزش همگانی. همچنین مواردی مثل تغییر سبک زندگی، کافینبودن منابع مالی و امکاناتی و نیز پرداختن به امورات روزمره، عوامل مداخلهگر هستند و جذابیت ورزش، حمایت رهبری از ورزش دانشجویی، قدمت، ساختار و نیز گستردگی مراکز دانشگاهی، عوامل زمینهای به حساب میآیند. در نهایت، کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش جمعیت تحت پوشش، افزایش منابع مالی و امکاناتی و همچنین افزایش بهرهوری، پیامدهای مدل توسعة ورزش در دانشگاههای کشور هستند. بر اساس مدل ارائهشده، اموری همچون توسعة مدیریت مشارکتی، استقرار نظام مدیریتی و برنامهریزی، ایجاد دغدغه در مسئولان، افزایش منابع مالی و نیز اولویتبخشیدن به ورزش همگانی، نقش مؤثری بر توسعة ورزش در دانشگاهها دارند.
مقدمه و هدف: با ایجاد رشتههای ورزشی جدید، اهمیت پذیرش آنها مورد توجه قرار میگیرد. هدف این مقاله بررسی نقش عوامل اجتماعی در پذیرش رشته ورزشی جدید پینتبال در میان بانوان است. عوامل اجتماعی در این مقاله شامل رسانههای جمعی، خانواده و همسالان میباشند. روش شناسی: جامعه مورد مطالعهی این پژوهش، 5195 نفر از دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه مازندران میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 358 نفر محاسبه شد ولی تعداد نمونهی بیشتر به میزان 390 نفر از دانشجویان مورد تحلیل قرار گرفتهاند. دادهها از طریق پرسشنامه پذیرش رشته ورزشی جدید پینتبال جمعآوری و برای تحلیل توصیفی و استنباطی دادهها، به ترتیب از نرم افزارهای SPSS 21 و Smart PLS استفاده شد.یافتهها: بر اساس نتایج پژوهش، مهمترین عوامل مؤثر بر پذیرش رشته ورزشی جدید پینتبال در میان بانوان خانواده و گروه همسالان میباشند و تأثیر رسانههای جمعی بر پذیرش این رشته ورزشی در میان بانوان رد شد.نتیجه گیری: با توجه به تأثیر خانواده و همسالان بر پذیرش رشته ورزشی پینتبال، برای بهبود پذیرش یک رشته ورزشی جدید مانند پینتبال باید روی این عوامل تمرکز کرد و چون رسانههای جمعی در پذیرش این رشته ورزشی مؤثر نیست، پیشنهاد میشود در بخش رسانهای باید به موضوع پذیرش رشتههای ورزشی جدید مانند پینتبال توجه بیشتری شود.
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر تماشای پیام بازرگانی بر میزان ترشح هورمون اکسی توسین در مردان ورزشکار و غیرورزشکار صورت گرفته است. روششناسی: روش این پژوهش، طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل است. جامعهی آماری پژوهش، دانشجویان مرد دانشگاه مازندران بودند که از طریق همتاسازی نمونه لازم برای هر یک از گروه های آزمایش و کنترل 10 نفر تعیین شد. آزمودنیها در معرض نمایش فیلم تبلیغاتی با مضمون توجه به فعالیتهای خیریه قرار گرفتند. قبل و بعد از نمایش فیلم از هر فرد خون گرفته شد، در ادامه افراد به پرسشنامهای که جهت سنجش متغیر قصد کمک مالی تهیه شده بود، پاسخ دادند و در نهایت به همهی افراد مبلغ یکسانی بن نقدی تحویل داده شد تا هر فرد بعد از نمایش فیلم در مورد اهدای آن به موسسه خیریه تصمیمگیری کند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از SPSS18 استفاده شده است. یافته ها: بین ورزشکاران و غیرورزشکاران در میزان ترشح هورمون اکسی توسین، قصد کمک مالی به فعالیتهای خیرخواهانه و میزان کمک مالی به فعالیتهای خیرخواهانه تفاوت معنیداری وجود ندارد. بحث و نتیجه گیری: تغییرات هورمون اکسی توسین خون در واکنش به اثر پیام بازرگانی تحت تاثیر تفاوتهای فردی قرار داشته و به ویژگیهای شخصی، موقعیتی و صفات فردی بستگی دارد.
با در نظرگرفتن فواید فعالیتهای ورزشی، همواره باید سعی در گسترش ورزش در اقشار جامعه کرد. به همین دلیل، این تحقیق قصد دارد دلایل بی رغبتی به فعالیت های ورزشی در بین فرهنگیان رابا تاکید بر متغیرهای ویژگی های شخصی و عوامل سوق دهنده، شناسایی، اولویت بندی و همچنین ارتباط آنها را با متغیرهای دموگرافیکمشخص کند. روش تحقیق در پژوهش حاضراز نوع توصیفی است که به صورت میدانی انجام گرفته است. جامعۀ آماری تحقیق، فرهنگیان استان مازندران بودند که تعداد 750 نفرحجم نمونه انتخاب شدند(41783 نفر). ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامۀ محقق ساخته بود که به صورت خوشه ای- طبقه ای توزیع شد. یافتههای حاصل از تحقیق با استفاده از آزمون اسپیرمن، پیرسون و آزمون رتبهای فریدمن استخراج شده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که ویژگیهای شخصی و عوامل سوق دهنده محیطی با بی رغبتی، ارتباط دارند. در ضمن با آزمون رتبهای فریدمن مشخص گردید که عوامل سوق دهنده محیطی و ویژگیهای شخصی به ترتیب در اولویت قرار گرفتند. همچنین از بین ویژگی های دموگرافیک، سن و جنسیت با عوامل بی رغبتی ارتباط دارند. با توجه به ارتباط بیشتر محدودیتهای بیرونی بر محدودیتهای درونی در بیرغبتی افراد، پیشنهاد میشود که دست اندرکاران و مدیران ورزشی، بیشتر تمرکز خود را برای رفع محدودیتهای بیرونی که از مشارکت افراد ممانعت می کنند، قرار دهند.
استعدادیابی، کشف ورزشکاران بالقوهای است که درگیر ورزش خاصی نمیباشند. از برنامههای استعدادیابی جهت شناساییورزشکاران بااستعداد و نیز موفقیت آنها در سطح جهانیاستفاده میشود. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل استعدادیابی والیبال در ایران انجام گرفت. بدینمنظور، ابتدا به مطالعۀ فرایندها و مدلهای استعدادیابی والیبال و سایر ورزشها در کشورهای پیشرفتۀ مختلف و نیز ایران پرداخته شد. سپس، با توجه به مطالعات انجامشده، مدل استعدادیابی پیشنهادی والیبال ایران بهصورت هفت مرحلهای ارائه گردید. روششناسی پژوهش از نوع کیفی و نظریه دادهبنیاد بود و جامعۀ آماری آن را مربیان با درجۀ بینالمللی والیبال (یک، دو و سه) از کل کشور که تعداد آنها 137 نفر (آقایان 67 نفر و بانوان 70 نفر) بود تشکیل دادند. یافتهها نشان میدهند که از هفت مرحلۀ پیشنهادی (مرحلۀ اول (پایه): غربالگری عمومی در مدارس (شش تا نه سالگی)، مرحلۀ دوم: شناسایی استعدادها (نه تا 12 سالگی)، مرحلۀ سوم: گزینش استعدادها (14ـ12 سالگی)، مرحلۀ چهارم: آموزش (16ـ14 سالگی)، مرحلۀ پنجم: گزینش استعدادهای نخبه (18ـ16 سالگی)، مرحلۀ ششم: ارتقای استعدادهای نخبه (23ـ 18 سالگی) و مرحلۀ هفتم: والیبال حرفهای بینالمللی (23 سالگی به بالاتر))، در دور سوم دلفی تمامی مراحل موردقبول واقع شدند و مدل استعدادیابی والیبالدر ایران تأیید گردید. نتایج برگرفته از این پژوهش میتواند زمینه را جهت استعدادیابی علمی و یکسانسازی روشهای آن فراهم کند و نیز کمک شایانی برای مربیان، ورزشکاران، پژوهشگران و مسئولان سازمانهای ورزشی، بهخصوص فدراسیون والیبال جمهوری اسلامی ایران در امر استعدادیابی و پرورش بازیکنان نخبۀ والیبال در آینده باشد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی دلایل عدم مشارکت فرهنگیان مرد ایران در فعالیتهای ورزشی در سال (1394) میباشد. این پژوهش، توصیفی بوده و از نوع مطالعات تحلیلی میباشد که بهصورت میدانی اجرا شده است. جامعۀ آماری پژوهش را کلیۀ فرهنگیان مرد سراسر کشور تشکیل دادند که با توجه به حجم بالای جامعه، تعداد 385 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. روش تحقیق، تحلیل عاملی بوده است. یافتهها نشان میدهد در متغیر اول که متغیر ویژگیهای فردی است، سه جزء عاملی (عدم داشتن مهارت ورزشی، خستگی و بیحوصلگی و ترس از مصدومیت)، در متغیر موانع بازدارنده، چهار جزء عاملی (دردسترسنبودن اماکن و تسهیلات، کیفیت پایین اماکن و تسهیلات ورزشی، مشغلۀ کاری و خانوادگی زیاد و کمی درآمد)، در متغیر سوقدهندههای محیطی، چهار جزء عاملی (عدم برنامهریزی مناسب برای فرهنگیان، عدم اطلاع از ورزشهای موجود، احساس شرمندگی پس از باخت و تعداد کم اماکن ورزشی برای فرهنگیان) و در متغیر ویژگی ورزشهای موجود، دو جزء عاملی (بیزاری از برد و باخت و مدت و شدت زیاد فعالیتهای ورزشی) تأثیرگذار میباشند. بهطورکلی، میتوان گفت که از طریق مدیریت بهتر و فراهمساختن زیرساختها توسط مسئولین، این عوامل میتوانند مرتفع شوند و سازمان آموزشوپرورش را به اهداف خود در این زمینه برسانند.